روزنامه جمهوري اسلامي 15/07/1385 صفحه عقيدتي

  • آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 12
    حج در قرآن

  • پند گرفتن
  • در جستجوي ليله القدر
  • *****
    آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 12
    حج در قرآن




  • اثري از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
    « حج در قرآن » عنوان كتابي است كه به كوشش شوراي احيا آثار شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامي منتشر گرديده است . موضوع اصلي اين كتاب شرح و تبيين آيات قرآن پيرامون « حج » توسط قرآن پژوه و متفكر جامع نگر شهيد مظلوم آيت الله بهشتي مي باشد. اين كتاب از جمله آثاري است كه درباره معارف قرآن كريم به صورت سلسله درس هاي شهيد بهشتي منتشر مي شود.
    اين كتاب در پنج محور اصلي كه عبارتند از سابقه تاريخي ـ بعد اجتماعي ـ قرباني ـ بعد سياسي حج ـ حج و خودسازي به تفسير آيات قرآن درباره كنگره عظيم و جهاني حج مي پردازد.
    شوراي احيا آثار شهيد مظلوم آيت الله بهشتي درباره اين كتاب ارزشمند توضيح مي دهد :
    « حج » بعنوان يكي از مهمترين مراسم و اجتماعات اسلامي بسياري از محققان را برانگيخته است تا پيرامون آن به تحقيق و بحث به پردازند. چون مجموعه اعمالي كه « حج » نام گرفته است چه در ابعاد فردي و چه در ابعاد اجتماعيش در خور توجه و بررسي بسيار است .
    آنچه در دسترس شما قرار دارد ويرايش يافته بحث هاي تفسيري شهيد مظلوم آيت الله بهشتي اعلي الله مقامه در مورد آيات حج سوره بقره ميباشد كه با توجه به شرايط زماني كه در آن مبحث ارائه گرديده است ـ سالهاي 1351 و 1352 ـ حكايت از انديشه جامع و همه سونگر ايشان دارد بگونه اي كه با گذشت سالها از ارائه اين بحث تازگيهاي فراواني در ابعاد گوناگون مطرح شده بچشم مي خورد.
    شهيد بهشتي با تكيه بر عمق و روح تعاليم اسلامي و با استفاده از مشاهدات سفر حج خود نسبت به ظرافت هاي گوناگون اين عمل عبادي عنايت داشته و بخصوص به پرسش ها و ابهاماتي كه پيرامون برخي از اين ابعاد ممكنست در ذهن ها وجود داشته باشد با برخوردي سالم و جامع تلاش نموده اينگونه گره هاي ذهني از صفحه انديشه و دل انسان مسلمان با ايمان و جستجوگر برگرفته شود.
    از ميان مطالب اين كتاب ارزشمند گزيده اي درباره خودسازي در حج را تقديم خوانندگان گرامي مي كنيم :
    خودسازي
    بخش اصلي از بحثي كه پيرامون حج داشتيم مربوط به نقش خاص مراسم حج در خودسازي افراد است . « خودسازي » عبارت از اينستكه : « ما انسانها در شكل دادن به خودمان نقش آگاهانه داريم » . به اين چند كلمه اي كه در اين تعريف بكار برده شده توجه بيشتري بايد داشت .
    بعضي از موجودات اين جهان در ساختن خودشان اصلا نقشي ندارند. بيشتر جامدات اينطور هستند. جمادها موجودات بي جان و بخصوص عناصر از اين دسته اند. اكسيژن در ساختن خود و اكسيژن شدن خود و بودن خود نقشي ندارد. نظام آفرينش اكسيژن را با مختصات داخلي و خارجي و ساختمان داخلي و آثار خارجي خودش ساخته و پرداخته و همين است كه هست .
    برخي از موجودات اين جهان در ساختن خودشان نقش دارند اما نقششان آگاهانه و ارادي نيست و به اراده و آگاهيشان بستگي ندارد. بخشي از تركيبات تكامل ياب جمادات شايد همين طور باشند. تركيباتي كه اگر در مسير حركت تكاملي قرار گيرند از درون خود تاثيراتي بر روي تكامل خود ميگذارند. تكامل آنها فقط معلول تاثير شرايط خارجي نيست بلكه بدون شك وضع داخلي آنها هم كم و بيش تاثيري در تكامل اينهائي كه در گردونه تكامل قرار ميگيرند دارند; اما اين تاثير آگاهانه و ارادي نيست بلكه تابع گردش چرخ بزرگ طبيعت است . گردونه همانطور كه ميچرخد اين موجود هم تكامل پيدا ميكند. شايد براي خيلي از افرادي كه با مسائل مربوط به اين بحث ارتباطشان كم است تصوير اين بحث قدري مشكل باشد ولي در نباتات مسئله روشنتر است . در گياهان يك گياه در تكامل خودش موثر است و لذا يك بذر خوب و يك بذر بد محصولشان يك جور نيست . در يك باغچه در شرايط معين آب و هوا گرما نور اگر بياييم در يك جا بذر بد بكاريم در يك جا بذر خوب تاثير و نقش خود بذر در تكامل خود و در اينكه چه بشود در اين نمونه خيلي راحت بدست مي آيد. بذر خوب نتيجه خوب ميدهد و بذر بد نتيجه خوب نميدهد. بنابراين در موجودات زنده و گياهان نقش ساختمان داخلي در تكامل كاملا محسوس است و ديگر چندان احتياج به اثبات ندارد و لذا اصلاح نژاد در بذر از نظر بهبود وضع كشاورزي يك جامعه نقش خيلي موثري دارد. در نهالهاي درختان و در جانوراني چون مرغ و گاو و اسب و حيوانات ديگر هم همينطور است . ولي باز اين نقش حتي در جانوران نقش ارادي نيست هيچ شنيده ايد كه مثلا گاوي بيايد و نژاد خود را اصلاح كند يا انتظار آنرا داريد كه گاوها يا مرغها براي اصلاح نژاد خودشان تلاشي بكنند آنهم تلاش آگاهانه چنين چيزي را ما سراغ نداريم . در مورد زنبور عسل و برخي از جانوران اجتماعي ديگر گاهي فكر ميشود كه آنها نسبت به بهبود يا حفظ وضع مناسب جامعه خودشان كم و بيش نقشي دارند. اين از نظر ما هنوز اثبات نشده است و اگر هم اثبات بشود تازه در يك چهارچوب خيلي محدودي است كه به زحمت ميشود گفت اين زنبورعسل در بهبود وضع خودش نقش آگاهانه دارد. نقش آگاهانه در تكامل خود داشتن تا آنجائيكه ما از وضع جهان خبر داريم مربوط به انسانهاست . اين خصيصه انسان كه ميتواند در بهبود وضع خودش و در ساختن خودش نقش آگاهانه داشته باشد و او يك فرصتي و مسئوليتي ميدهد تا براي سعادت خود بكوشد. « كل نفس بما كسبت رهينه » ـ البته اين آيه بيشتر مربوط است به بدكاران چون بعد از آن استثنا دارد ـ ولي مطلب اينست كه هر انساني در عاقبت كار آنچه را كه خود كاشته است درو ميكند. داشتن اين فرصت و اين مسئوليت ايجاب ميكند كه هر انساني اگر به فكر سعادت خودش است به فكر ساختن خودش هم باشد.
    الگوي خودسازي
    مشكل بزرگ اينست كه (خودسازي ) برطبق كدام الگو اين مسئله مهمي است . من فهميدم بايد خود را بسازم و فهميدم كه امكان خودسازي را دارم . اكنون طبق كدام الگو خود را بسازم اتفاقا اين مسئله مهمي است در عصر ما كه شعار و واژه خودسازي خيلي بر سر زبانهاست از اين نكته تا حدي غفلت ميشود كه اگر در مرحله خودسازي هستيم برطبق كدام الگو داشتن و دادن الگو در استفاده از فرصت خودسازي و ايفا مسئوليت خودسازي نقش اصيلي داشته و شرط اساسي است . به همين جهت است كه ما با قاطعيت معتقديم كه خودسازي در گرو داشتن يك ايدئولوژي روشن است و كسي كه ايدئولوژي روشني ندارد خودسازي او چندان منتج نيست . تازه ايدئولوژي هم كافي نيست بلكه بايد حتي براي توده ها اصول و كليات و جزئيات و خط مشي هم مشخص بشود. يعني نوعي هدايت زير نظر رهبر و امام و پيشوا برطبق الگوهائي كه از طرف امام و پيشوا براساس يك ايدئولوژي مشخص داده ميشود. اين شرط موفقيت در خودسازي است .
    اين بخشي كه در اينجا به آن اشاره شد ارتباط زيادي با جهت بحث مورد نظر ما ندارد ولي خيلي ضرورت دارد بخصوص در عصر ما كه بر روي آن انگشت بگذاريم و به تفسير فراوان نيز نيازمند و فكر ميكنم براي خيلي ها در حد چند جمله يادآوري مفيدي باشد.
    پس انسان بايد خود را برطبق ضوابط و الگوئي بسازد و هر ايدئولوژي و نظام سازنده هم بايد در چهارچوب خود تمرينهائي مناسب براي افراد وابسته به آن ايدئولوژي و نهضت مقرر كنند تا افراد وابسته و پيرو آن نهضت بتوانند با استفاده از اين تمرينها و براساس ضوابطي كه آن نهضت و ايدئولوژي تحت رهبري معين ميكند خود را بسازند. تمرينهائي متناسب با ضوابط به رسميت شناخته شده يك نظام « عقيده و عمل » كه اسم خارجي آن را ايدئولوژي ميگذاريم آنهم تحت هدايت رهبري .
    حج و روزه در اسلام دو تمرين سازنده براساس ضوابط اسلامي است و بخصوص حج به مقدار قابل ملاحظه اي همراه با وابستگي به نظام رهبري اجتماعي مي باشد.
    شهيد مظلوم آيت الله بهشتي باتكيه بر عمق و روح تعاليم اسلامي و با استفاده از مشاهدات سفر حج خود نسبت به ظرافت هاي گوناگون اين عمل عبادي عنايت داشته و به پرسش هاي مختلف در اين موضوع پاسخ گفته است
    شهيد مظلوم آيت الله بهشتي :
    « حج » نقش خاصي در « خودسازي » دارد. خودسازي عبارت از اين است كه ما انسان ها در شكل دادن به خودمان نقش آگاهانه داريم ... هر انساني در عاقبت كار آنچه را خود كاشته است درو مي كند. داشتن اين فرصت و مسئوليت ايجاب مي كند كه هر انساني اگر به فكر سعادت خودش است به فكر ساختن خودش هم باشد

  • *****
    پند گرفتن


  • حضرت علي (ع ) :
    پند گرفتن بيم دهنده اي دلسوز است .
    چه بسيار است پندها و چه كم است پند گرفتنها.
    همانا مومن دنيا را به ديده عبرت مي نگرد شكم را به مقدار رفع ضرورت سير مي كند و آهنگ دلرباي آن را با گوش خشم و كينه مي شنود.
    (امام عليه السلام به معاويه نوشت : ) اگر از حوادث گذشته عبرت گرفته بودي نسبت به آنچه باقي مانده است خود را حفظ مي كردي .
    كسي كه از حوادث و پيامدهاي بد آن خوب پند و نصيحت گيرد تقوا و پرهيزكاري او را از فرو رفتن در كارهاي گنگ و مبهم باز مي دارد.
    پند پذيري در راه رشد و هدايت تو سودمند است .
    آن كه بنگرد پند گيرد.
    هر نگاهي كه در آن پند آموزي نباشد بيهوده است .
    در پند گرفتن نيازي به امتحان و آزمايش نيست .
    پند گرفتن بركناري از لغزش را به بار مي آورد.
    برترين خردمندي پند گرفتن و برترين دورانديشي آماده داشتن پشتوانه و بزرگترين بي خردي فريفته شدن است .
    بي ترديد در هر چيزي موعظه و عبرتي براي خردمندان و پند پذيران است .
    هر گاه خداوند بنده اي را دوست بدارد با پندها او را موعظه مي كند.
    با ژرف نگري و بصيرت پند پذيري به دست مي آيد.
    در گردش روزگار عبرتهايي است .
    براي پند گرفتن مثالها آورده مي شود.
    آن كه پند گرفتنش بسيار باشد لغزشش (از راه راست ) كمتر مي شود.
    آن كه از پندها اندرز گيرد (از كار زشت ) باز ايستد.

  • *****
    در جستجوي ليله القدر


  • عبدالكريم عابديني
    قسمت هفتم
    .2 قرآن احياگر انسان
    همان گونه كه گياهان و موجودات جاندار ديگر براي اصل زندگي و ادامه و استمرار آن به بارش باران و تابش انوار خورشيد محتاجند (و جعلنا من الما كل شي حي )52 و نيز (الله نور السماوات والارض ... )53 انسان نيز براي به دست آوردن و برخوردار شدن از زندگي انساني و حيات طيبه و ادامه و استمرار آن به بارش آيات وحي و تابش انوار تابناك ولايت الهي محتاج است و در ترنم آن « بارش » و نيز در پرتو اين « تابش » است كه « رويش » حيات و بالندگي براي انسان ميسر مي شود و اگر با انس و ارتباط با كتاب خدا و همسويي هماهنگي ; اطاعت و پيروي و نيز برخورداري از مواهب انوار ولايت اولياي الهي اين نياز را برآورده نسازد او در نگاه قرآني مرده است ولو خود را زنده پندارد :
    (يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم )54 ;
    « اي كساني كه ايمان آورده ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزي فرا خوانند كه به شما حيات مي بخشد اجابت كنيد » .
    اجابت دعوت خدا و پيامبر(ص ) علاوه برآنكه توجه به آيات وحي را در بر دارد پيروي و اطاعت از پيامبر(ص ) و اوصياي آن حضرت (ع ) را نيز مورد توجه قرار داده است ; البته در اين آيه اين حقيقت را با اشاره و اجمال مي بينيم تفصيل اين اجمال و شرح اين متن را مي بايد در آيات و احاديث بسياري جستجو كرد كه شهره عام و خاصند; و انديشمندان اسلامي به تفسير و تبيين آن همت گماشته اند و آثار بسيار ارجمندي از خود به يادگار گذاشته اند. آري اگر كسي را بارش آيات وحي الهي و تابش انوار ولايت اولياي خدا احيا نكند او طعم زندگي حقيقي و حيات طيبه را نچشيده است و تنها از زندگي حيواني برخوردار است و خداي سبحان تعبير : (انك لا تسمع الموتي )55 ; « تو نمي تواني مردگان را بشنواني » و نيز (و ما انت بمسمع من في القبور)56 ; « تو آن نيستي كه بتواني كساني را كه در قبرها خفته اند سخني بشنواني » و يا (اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون ) 57 ; « آنان مانند چهارپايانند و بلكه گمراه ترند; آنان غافلانند » را براي اين مردگان زنده نما به كار برده است ; چنان كه حضرت اميرالمومنين (ع ) با جمله : « ذلك ميت الاحيا » 58 ; « اين مرده زنده نماست » چهره حقيقي كساني را به تصوير كشيده است كه شكل ظاهري آنان همانند انسان است ; اما فاصله آنان از انسان و ارزش هاي انساني بسيار زياد است .
    البته مرتبط بودن با كتاب خدا تنها به معناي حفظ كردن و در ذهن انباشتن و جمع آوري اطلاعات قرآني نيست ; بلكه منظور انس و الفت با كتاب خدا و شيفتگي و شيدايي در برابر عظمت كرامت و قداست اين مائده الهي و آسماني و بر اساس آن زندگي كردن است .
    به عنوان مثال اگر مخزن آبي را بر روي تنه درخت يا در ميان شاخه هاي آن نصب كنند; در حالي كه قطرات آب در ريشه هاي آن درخت رسوخ و نفوذ نكند طراوت شادابي نشاط و حياتي را به ارمغان نخواهد آورد و زندگي آن درخت در معرض زوال و نابودي خواهد بود هر چند بار آب را بر دوش خويش مي كشد; انسان نيز مي بايد با زلال گوارا و حيات بخش آيات قرآني شادابي زندگي خويش را تضمين كند وگرنه اين بار روح پرور و حيات بخش را بر دوش كشيدن و يا به حافظه سپردن نياز انسان به اين تحفه بي بديل آسماني را مرتفع نخواهد كرد.
    قرآن كريم كه كلام خداي سبحان است پس از طي مراحل و منازلي به عالم دنيا و جهان بشريت اجلال نزول فرموده است ; يعني حقايق و معارف آن در قالب كلمات عبارات مثال ها قصه ها و اندازه هاي درك و فهم انسان ها تجلي كرده است ; به گونه اي كه قرائت آن نه تنها ملال آور نيست ; بلكه قاري را با خود همراه مي سازد و در پيروي از خود به حركت درمي آورد و شايد تعبير زيباي « تلاوت » گوياي همين حقيقت باشد و بالاخره با انسان كاري مي كند كه مي توان گفت :
    حلقه اي بر گردنم افكنده دوست مي كشد هرجا كه خاطرخواه اوست
    آيات كتاب خدا بر اساس (الله لا اله الا هو الحي القيوم نزل عليك الكتاب ) 59 از منشا الهي حي قيوم سرچشمه مي گيرد و از عمق و عظمتي وصف ناشدني برخوردار است . سالكان طريق فهم حقايق قرآني و مهاجران و مسافران اين مقصد كه همواره در مسير پرجاذبه آن در جستجوي رزق بهشتي هستند از خان رحمت و بركت آن روزي مي خورند بركات اين مائده آسماني پايان ناپذير است تناول كنندگان نيز نه تنها هيچ گاه سير نخواهند شد بلكه ميل و رغبت و انس و الفتشان همواره رو به فزوني است .
    مهم آن است كه ما در چه مرحله و مقطعي به كلام خدا رسيده و با او ارتباط برقرار كنيم .
    خداي سبحان درباره مبادي نخستين و مراحل عاليه قرآن كريم مي فرمايد :
    (و انه في ام الكتاب لدينا لعلي حكيم )60 ;
    « همانا آن (قرآن ) در كتاب اصلي در نزد ما بلندمرتبه و محكم است » .
    مقربان ساحت قدس ربوبي اين كتاب را از سرچشمه نخستين آن مي نوشند; كساني كه حقايق و معارف الهي را از مبدا و منشا لدي الهي بنوشند علمشان علم لدني خواهد بود; پيامبر عظيم الشان اسلام و حضرات معصومين (ع ) از چنين علمي برخوردارند.
    خداوند درباره اين كه چه كساني حقايق قرآني را از مبدا و منشا جوشش آن دريافت و ارتزاق مي كنند فرموده است :
    (انه لقرآن كريم في كتاب مكنون لا يمسه الا المطهرون ) 61 ;
    « همان اين قرآن بسيار گرامي است در كتابي نهفته لمس (و درك ) نمي كنند آن را مگر پاكان » .
    و مطهرون را اهل بيت عصمت و طهارت معرفي فرموده است :
    (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا) 62 ;
    « همانا خداوند اراده كرده است از شما اهل بيت هر پليدي را بزدايد و شما را چنان كه شايسته است پاكيزه بدارد » .
    .3 تلاقي انسان با قرآن
    همان گونه كه قرآن كريم از مبدا الهي منزل به منزل فرود آمده است تا انسان بتواند از بركات كلام خدا بهره مند شود انسان هم مي تواند با طي مدارج و سير و سلوك الي الله قرآن را در مراحل بالاتر آن ملاقات كند; به هر اندازه اين ملاقات به سرچشمه جوشان كلام و كتاب خدا نزديك تر باشد شك شبهه اشتباه و متشابه كمتر خواهد شد و هر چه فاصله محل تلاقي انسان با قرآن از مبادي نخستين آن بيشتر باشد به همان نسبت شك شبهه و تشابه نيز بيشتر خواهد شد.
    حضرات معصومين (ع ) از علم لدني برخوردارند آنان قرآن را از مبدا لدي اللهي و در مرتبه كتاب مكنون ملاقات مي كنند به همين جهت هيچ گونه تشابه و اشتباهي در بينش و روش آنان وجود نخواهد داشت بر اين اساس مي توان گفت منافقان كه جايگاهشان (في الدرك الاسفل من النار) 63 است به نسبت عمق سقوطشان در دركات جهنم قرآن را متشابه مي بينند. تا جايي كه ممكن است همه قرآن براي آنان متشابه باشد; روح نفاق و دورويي از يك سو و مطامع و منافع دنيوي از سوي ديگر آنان را وامي دارد تا در جستجوي متشابهات باشند و با تمسك به آيه هاي متشابه فتنه جويي كنند و وانمود نماند كه تاويل قرآن را مي دانند در حالي كه تاويل قرآن را فقط خدا مي داند و خداوند نيز تنها « راسخان در علم » را از تاويل كتاب خويش آگاه كرده است .
    اهل ايمان نيز كه مهاجران ساحت قرب و ره پوي كوي دوست هستند به شوق ديدار مي كوشند و به قدر همت خويش ره مي سپارند و از ظلمات جهل شك و شبهه به سوي نور و رحمتي كه از مبدا فيض الهي نشات مي گيرد حركت مي كنند آنان به همان اندازه كه از ظلمات شبهات دور مي شوند نظام حكيمانه عالم را بهتر و بيشتر درك مي كند و آيات الهي را محكم مي بينند نه تنها از خطر فروغلطيدن به دام شبهات و متشابه ديدن آيات الهي در امان ميمانند; بلكه اگرهم آيه اي برايشان متشابه باشد با ارجاع آن به محكمات قرآني حجاب تشابه را از ميان برداشته و چهره نوراني آيه را ملاقات مي كنند و همواره از زلال ناب وحي مي نوشند و جانشان را جلا مي بخشد.
    .4 دعا قرآن صاعد
    دعا فرصتي است تا انسان ايده ها و آرمان هاي خود را شناسايي كند و براي رسيدن به آن تمامي توانمندي هاي خويش را به كار گيرد.
    دعا نردبان عروج انساني است كه تعالي و كمال را مي جويد.
    دعا پرگشودن و پرواز كردن انسان است به سوي قرآن كه از مبدا وحي و براي انسان در حال فرود آمدن است .
    دعا قرآن صاعد است ; انسان با دعا صعود مي كند و در اين صعود و عروج جان خود را مهيا و مستعد مي كند تا پذيرش آيات قرآني شود.
    انسان با دعا جايگاه خويش را در جهان طبيعت به خوبي درمي يابد و نيز با استفاده از آموزه ها و فرهنگ و معارف دعا معرفت خويش را نسبت به خداوند و اسما و صفات او تعميق مي بخشد و فرصت بيشتر و زمينه مساعدتري را براي دريافت آيات قرآني در خويش فراهم مي آورد.
    در دعا مي گوييم :
    « لهي ... بيدك لا بيد غيرك زيادتي و نقصي و نفعي و ضري الهي ان حرمتني فمن ذا الذي يرزقني و ان خذلتني فمن ذا الذي ينصرني ... » 64 ;
    « بارالها به دست توست نه به دست غير تو افزوني براي من و يا كاستي از من . بارالها اگر تو محرومم كني چه كسي مرا روزي خواهد داد و اگر تو مرا خوار كني چه كسي مرا ياري خواهد كرد) » .
    پس از اين گونه زمزمه ها زمينه ملاقات با آياتي از قبيل : (و ان يمسسك الله بضر فلا كاشف له الا هو و ان يمسسك بخير فهو علي كل شي قدير)65 ;
    « و اگر خداوند زياني به تو برساند جز او كسي نمي تواند آن را برطرف سازد و اگر خيري به تو رساند او بر هر كاري تواناست »
    فراهم مي آيد.
    پاورقي :
    52 ) انبيا 30 .21
    53 ) نور .35
    54 ) انفال 24 .8
    55 ) نمل .80
    56 ) فاطر .22
    57 ) اعراف 179 .7
    58 ) نهج البلاغه خ 87 و قصار .374
    59 ) آل عمران 1 و.2
    60 ) زخرف .4
    61 ) واقعه : 77 ـ.79
    62 ) احزاب 33 .
    63 ) نسا .145
    64 ) بحارالانوار ج 96 91 و الاقبال .685
    65 ) انعام .17