بسم الله الرحمن الرحيم وقتي فضاي سياسي كشور را گردوغبار بپوشاند
حرف حساب گم مي شود. به همين دليل كساني كه حرفي دارند ناچارند صبر كنند تا گردوغبار فرو بنشيند و فضا صاف و شفاف شود
آنوقت است كه شايد بتوان گوشي شنوا و حواسي جمع براي توجه كردن پيدا كرد. در مورد آدم ها و ابراز وجودشان نيز همينطور است . اينكه فرموده اند « في تقلب الاحوال علم جواهرالرجال » شايد يك معنايش اين باشد كه در كوران حوادث است كه وزانت آدم ها با حرف زدن يا نزدن
نوشتن يا ننوشتن و درصورت حرف زدن و نوشتن
اينكه چه بگويند و چه بنويسند
مشخص مي شود. بعضي ها فورا دست به كار مي شوند و هرچه دارند در معرض قرار ميدهند بدون آنكه جوانب آنرا بسنجند و بعضي ديگر
به آنها مينگرند و برايشان آرزوي اندكي صبوري
اندكي حلم و اندكي پختگي مي كنند. البته افرادي كه در نهايت بي صبري به وسط ميدان مي پرند و هرچه به زبانشان ميآيد ميگويند و هرچه به قلمشان ميآيد مينويسند
چه بسا اين كار را از روي احساس وظيفه شرعي و انقلابي انجام ميدهند بطوريكه فكر مي كنند حتي لحظه اي كوتاهي ممكن است به از دست رفتن همه چيز بيانجامد و به همين دليل درست در همان شرايط گردوغبار به ميدان آمدن و تيري به تاريكي انداختن را عين صواب ميدانند و معتقدند در چنين شرايطي عقب ماندن همان و مستحق آتش جهنم شدن همان ... افرادي نيز وجود دارند كه فضاي آكنده از گردوغبار را همچون آب گل آلود ميدانند كه بايد ماهي مقصود را از آن گرفت . از نظر اين افراد هم اندكي عقب ماندگي همان و از ماهي مقصود محروم شدن همان ! اين هر دو طايفه براي توجيه اقدامات خود از مصالح كشور و نظام و منافع ملت و ارزشهاي دين و مذهب مايه ميگذارند هر چند يادشان ميرود كه آبروي مومن
از همه اينها بالاتر است و اصولا تلاش براي حفظ همه اينها وقتي ارزشمند است كه محصول آن
حفظ كرامت انسانها باشد. در كشاكش اين گفتن ها و نوشتن هاي عجولانه
آنچه ناديده گرفته مي شود آبروي اشخاص است و آنچه اصل قرار ميگيرد اثبات فرضيه كساني است كه معركه گردان اين فضاي غبارآلود هستند و يا اصولا خود عامل پديد آمدن اين فضاي غبارآلود شده اند. حتما متوجه شده ايد كه اين مقدمه به فضاي پر گردوغبار هفته گذشته كشورمان نظر دارد كه انتشارنامه حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه درباره چگونگي پذيرش آتش بس
بهانه آن بود. اين نامه توسط دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر شد و عده اي به بهانه اين اقدام هرچه خواستند گفتند و هرچه خواستند نوشتند بدون آنكه لااقل حرمت ماه مبارك رمضان را نگهدارند و به توصيه قرآني « لعلكم تتقون » كه فلسفه روزه داري در اين ماه را بيان مي كند ذره اي اعتنا كنند و خود را با آن تطبيق دهند. هفته گذشته
هنوز گردوغبار در فضا پراكنده بود و اندكي صبر لازم بود تا نوبت به حرف هاي ديگر برسد. اكنون كه بسياري از ابعاد موضوع روشن شده
شايد زمان مناسبي براي يادآوري چند نكته به آن دسته از اصحاب قلم و سخن كه فضاي هفته گذشته را دردست گرفته بودند و گاهي هم از همديگر تمجيد مي كردند
كه چه متعهدانه و روشنگرانه اظهارنظر فرموده اند
فرا رسيده باشد. اميد كه به بركت ماه مباركه رمضان ماه ضيافت الهي
و نزديكي شبهاي قدر
اين نكات در دلهاي اين عزيزان اثر كند و از اين پس در آنچه مي نويسند و آنچه ميگويند
آبروي اشخاص و عواقب گفته ها و نوشته هاي خود را نيز در نظر بگيرند. 1 ـ مباحثات بين آقايان هاشمي رفسنجاني و محسن رضائي
كه از خطبه نماز جمعه 31 شهريور تهران توسط آيت الله هاشمي رفسنجاني شروع شد و با مصاحبه راديوئي ايشان و پاسخ فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ادامه يافت
در عين حال كه يك اختلاف نظر درباره چگونگي پذيرش آتش بس در جنگ تحميلي و نقش نظامي ها و سياسيون در آن را نشان ميداد
فاقد هرگونه اهانت و جسارت از ناحيه يكي از دو طرف نسبت به طرف مقابل بود. چه بسا اگر اين بحث باهمين لحن ادامه مي يافت
با روشنگري افكار عمومي و رساندن نسل جوان جستجوگر و همه علاقمندان به اين موضوع با يك قضاوت دقيق همراه ميشد و بركات زيادي نيز براي جامعه و براي ثبت در تاريخ داشت . ورود افراد مختلف به اين مبحث و آلودن آن به هتاكي و بي حرمتي و جسارت به طرفين بحث
با چه انگيزه اي صورت گرفت 2 ـ افرادي نوشتند و گفتند انتشار نامه امام
يك اقدام غيرمسئولانه بود و با ذكر طبقه بندي هاي متعدد « محرمانه » و « سري » و « فوق سري » براي آن
سعي كردند رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام را به زير پا گذاشتن مصالح كشور و انقلاب متهم كنند. اين اتهام توسط كساني به آقاي هاشمي رفسنجاني وارد شد كه يا هيچ نسبتي با انقلاب و امام و نظام و دفاع مقدس ندارند و يا حداكثر نسبتي كه دارند در مقايسه با آقاي هاشمي رفسنجاني
نسبت دايه و مادر است . آيا كساني كه براي انقلاب و نظام شايد به منزله دايه باشند
ميتوانند كسي را كه براي انقلاب همچون مادر است متهم به ضربه زدن به انقلاب و ناديده گرفتن مصالح نظام و كشور كنند ! 3 ـ كار به جائي رسيد كه افرادي كه حتي يك نكته از هزاران نكته ناگفته دفاع مقدس را نه ميدانند و نه لمس كرده اند
با بي باكي تمام و بطور مكرر هرچه خواستند به كسي كه بيش از نيم قرن از عمر خود را در مبارزه عليه آمريكا و اسرائيل و دست نشاندگان داخلي آنها گذرانده
گفتند و ذره اي به اين واقعيت فكر نكردند كه اگر امثال آقاي هاشمي رفسنجاني نبودند و آنزمان كه اين حضرات در صلب پدر يا رحم مادر بودند آقاي هاشمي رفسنجاني در زندان شاه شكنجه نميشد
آيا اصولا اينان به موقعيتي ميرسيدند كه امكان اظهارنظر پيدا كنند و حالا كه به بركت مبارزات و خدمات امثال آقاي هاشمي رفسنجاني
اينان به چنين امكاني دست يافته اند
آيا اينگونه بي حرمتي ها ناشكري نسبت به اين نعمت خدائي كه در اختيار دارند نيست ! 4 ـ شگفت انگيزتر آنكه يك مداح در شب ماه مبارك رمضان و در خانه خدا و به بهانه دلسوزي براي دين و انقلاب و نظام به تحليل ماجرا پرداخته و ميگويد نامه امام را با اين هدف منتشر كرده اند كه به آمريكا بگويند ميتواند مسئولين كشور را وادار به تسليم شدن در مساله هسته اي نمايد! و سپس تهديد مي كند كه ما جواب اين افراد را در انتخابات خواهيم داد! از قضا اين مداح همان كسي است كه در ماه مبارك رمضان سال 1368 هنگامي كه به مناسبت شبهاي قدر مقاله اي تحت عنوان « اشتباهات اميرالمومنين » در روزنامه جمهوري اسلامي به چاپ رسيده بود و نويسنده با يادآوري جسارت هاي مخالفان حضرت علي عليه السلام در زمان حيات آن حضرت كه عملكرد آنحضرت را اشتباه ميدانستند
مخالفان امام خميني را نيز همانند آنان دانسته بود و با اين مقايسه
پرده از مظلوميت امام خميني برداشته بود
همين مداح با ورود ناشيانه به اين مبحث
نويسنده مقاله را
با تعبير اهانت آميزي كه از آوردن آن معذوريم
برآمده از نطفه حرام دانسته بود. جالب است كه نويسنده آن مقاله
سيدي معمم است كه تمام جواني خود را در جبهه گذرانده
برادرش نيز در جبهه به شهادت رسيده و مادرش نيز دختر يكي از اوتاد و روحاني بزرگواري است كه محبوب قلوب عموم مردم تهران بود. از عوارض گستاخي اين مداح در آن ماجرا و آنچه بعد از آن رخ داد در ميگذريم و به ابراز شگفتي از اينكه او از آن قضيه عبرت نگرفت و در سالهاي اخير هرچه توانست نسبت به مسئولين طراز اول نظام جمهوري اسلامي گستاخي كرد و كار را به جائي رساند كه مورد غضب و تهديد بعضي مراجع تقليد قرار گرفت و هم اكنون نيز به خود اجازه ميدهد به آقاي هاشمي رفسنجاني كه از اركان نظام است اينگونه جسارت كند
بسنده مي كنيم . راستي تا چه وقت قرار است شاهد چنين وضعيت اسفناكي در عرصه مجالس مذهبي آنهم در نظام جمهوري اسلامي باشيم 5 ـ در طرف مقابل نيز
مطبوعات معروف به اصلاح طلب از انتشار نامه سواستفاده كرده و نوشتند مطالب اين نامه از واقع بيني امام حكايت دارد و مسئولين فعلي نظام نيز بايد با الگوبرداري از امام
در موضوع انرژي هسته اي كوتاه بيايند و در برابر آمريكا و غرب عقب نشيني كنند! اين برداشت از نامه امام
با موضع آقاي هاشمي رفسنجاني در موضوع هسته اي فاصله زيادي دارد
زيرا ايشان معتقد است بهيچوجه نبايد در برابر خواسته آمريكا و غرب كوتاه بيائيم و اين چيزي است كه آقاي هاشمي رفسنجاني در همان خطبه 31 شهريور به آن تصريح نموده و با نقل ماجرائي كه براي كوفي عنان دبيركل سازمان ملل تعريف كرده نتيجه گرفته بود كه درخواست پذيرفتن شرط تعليق براي شروع مذاكره
مسخره است زيرا اصولا چيزي كه خودش موضوع مذاكره است نميتوان آنرا شرط شروع مذاكره قرار داد. با توجه به اين واقعيت
تلاش مطبوعات مدعي اصلاح طلبي براي سواستفاده از انتشار نامه امام
يك ظلم به آقاي هاشمي رفسنجاني است همانگونه كه تاختن به ايشان بخاطر انتشار اين نامه نيز ظلم است . 6 ـ جالب اينكه بعد از تاخت و تازهاي زيادي كه به آقاي هاشمي رفسنجاني به بهانه محرمانه يا سري بودن نامه امام شد
توضيحات ايشان و دفتر نشر آثار امام نشان داد كه اصولا اين نامه محرمانه نبوده چه رسد به عناويني از قبيل « سري » و « فوق سري » ! با اينحال بعضي از خبرگزاري هاي وابسته به يك جريان كينه ورز تلاش كردند همچنان از عنوان « سري » براي اين نامه استفاده كنند. راستي اين اصرار غيرموجه با رسالت رسانه اي چه نسبتي دارد 7 ـ توضيحات نشان داد
نامه امام 10 سال قبل توسط آقاي منتظري در كتاب خاطرات وي چاپ شده و از همان زمان روي سايت متعلق به وي موجود است . برملا شدن اين واقعيت
براي همه كساني كه در رده هاي مختلف مسئوليتي قرار دارند آنهم با ادعاي آگاهي داشتن از عمق مطالب و ادعاي خطرهاي سنگين انتشار اين نامه
يك رسوائي بزرگ بود. زيرا پرده از عمق بي اطلاعي آنان و بي گدار به آب زدنشان برداشت . آنان اگر ادعا كنند از انتشار اين نامه در 10 سال قبل بي خبر بودند
بايد به حال كشوري كه مسئولان آن از انتشار نامه اي به اين مهمي خبر ندارند گريست
و اگر خبر داشتند و با اينحال بخاطر انتشار مجدد نامه اي كه 10 سال روي سايت در معرض ديد همگان قرار دارد متوسل به اينهمه پرخاشگري شدند باز هم به حال كشوري كه مسئولان آن اينهمه بي حساب و كتاب و بي ضابطه ميگويند و مي نويسند بايد گريست . 8 ـ در هر دو صورت محرمانه بودن و محرمانه نبودن
قطعا پرخاشگري هائي كه شد
اقدامي خلاف بود. زيرا اگر محرمانه نباشد كه كسي حق اعتراض ندارد و اگر محرمانه باشد
لابد براي اعتراض بايد جايگاه خاصي وجود داشته باشد. آن جايگاه كجاست بعضي ها ناشيانه از شوراي عالي امنيت ملي نام بردند
ولي مسئولان اين شورا تصريح كردند كه چنين مسئوليتي ندارند. بالاتر از شوراي عالي امنيت ملي
مجمع تشخيص مصلحت نظام است و بالاتر از آن هم رهبري . مجمع تشخيص كه رئيس آن منتشر كننده اين نامه است و رهبري نيز در اين زمينه چيزي نفرموده اند. معترضين آيا ميتوانند به اين سئوال پاسخ بدهند كه حتي بر فرض محرمانه بودن ـ كه البته ثابت شد كه چنين نيست ـ چرا از رهبري جلو افتاده اند و به كسي كه بعد از رهبري رازدارترين
دلسوزترين و محرم ترين شخصيت انقلاب و نظام است اين چنين تاخته اند و بي حرمتي كرده اند ! 9 ـ سئوال اساسي در اين ماجرا اينست كه اين هتاكي ها و حرمت شكني ها! آيا مرزي هم مي شناسد هاشمي رفسنجاني
كسي نيست كه صاحبان قلم ها و زبانهاي هتاك او را نشناسند. هاشمي شناسنامه انقلاب و ركن ركين نظام است . او همان كسي است كه امام براي سلامت او هنگامي كه به سفر يا جبهه ميرفت دستور قرباني كردن ميداد. او همان كسي است كه براي هموار شدن راه پذيرش قطعنامه جنگ تحميلي به امام پيشنهاد داد به عنوان فرمانده جنگ محاكمه و قرباني شود تا به امام آسيب نرسد. او همان كسي است كه امام خميني نسبت به احتمال فاصله افتادن ميان او و حضرت آيت الله خامنه اي هشدار داده بود و نگران بود. هاشمي كسي است كه امام درباره او فرموده است من هاشمي را بزرگ كرده ام و فرمود هاشمي زنده است تا نهضت زنده است . كساني كه امروز با بهانه قرار دادن انتشار يك نامه
آنهم نامه اي كه 10 سال است در معرض ديد عموم قرار دارد
اينگونه هاشمي را ميكوبند
آيا به هاشمي به عنوان خاكريزي كه عبور از وي راه را براي رسيدن به مقاصد ديگر هموار مي كند نگاه نمي كنند ! آيا كوبيدن ممتازترين چهره روحانيت انقلابي كه امروز چشم جهانيان بعد از رهبري به اوست و نظير او را در جهان نميتوان يافت
به معناي وجود يك جريان
با هدف كوبيدن روحانيت انقلابي نيست ! بدين ترتيب
در چارچوب اين هدف
بعد از هاشمي نوبت كيست 10 ـ آنچه در كوران تاخت و تازهاي هفته گذشته ناگفته ماند
آثار انتشار مجدد نامه امام است . ديديم كه برخلاف ادعاهاي مخالفان
اين اقدام كمترين اثري در موضع مسئولان نظام جمهوري اسلامي در برابر خواسته هاي غرب و آمريكا نداشت و موضع نظام همچنان بي اعتنائي به زياده خواهي هاي آمريكا و ايستادگي در برابر آنست . از طرف ديگر
اين نامه نسل امروز را در جريان واقعيت هاي دوران جنگ قرار داد
نسلي كه از طريق مقايسه قدرت و اعتبار بالاي امروزين نظام جمهوري اسلامي با مشكلات 18 سال قبل
به خود مي بالد و به پايداري اين ملت
تدبير اين رهبر
ماندگاري اين نظام
ضعف و زبوني دشمنان و شكوه و عظمت كشور خود افتخار مي كند. نسل امروز كه صدام را ذليل
حزب بعث را فرو پاشيده
آمريكا را در باتلاق عراق فرو رفته و همه حاميان آنها در منطقه را منفعل مي بيند
از محتواي نامه امام درس پيروزي ميگيرد نه آنچه قلم هاي منفعل نوشتند و زبان هاي پرخاشگر گفتند. ما چرا قرار گرفتن نامه امام در برابر ديدگان عموم را نشانه جريان آزادي اطلاعات در نظام جمهوري اسلامي ندانيم و به آن نباليم چرا قلم ها و زبانها براي برشمردن بركات اقدام تاريخي امام خميني و تدابير والاي رهبري بعد از امام و تلاشهاي مسئولان كشور در دوران بعد از جنگ و رساندن كشور به نقطه پرافتخار امروز بكار نمي افتند صاحب اين قلم
عليرغم همه گلايه هائي كه از صاحبان بعضي قلم ها و زبانها كرده ام
از خداي متعال در اين ايام و ليالي رحمت و مغفرت براي همه آنها آرزوي بيداري
بزرگ منشي
واقع بيني
تقواپيشگي و توجه به كرامت انساني مي كنم و اين بيت را يادآور ميشوم كه : بزرگش نخوانند اهل خرد ـ كه نام بزرگان به زشتي برد. 
|