روزنامه جمهوري اسلامي 13/07/1385 صفحه سياسي

  • تبيين سياست خارجي بوش براساس مكاتب چهارگانه
    سياست خارجي آمريكا با تاكيد بر ايران

  • « ائتلاف ايران ـ روسيه » يا « اختلاف واشنگتن ـ مسكو »
  • *****
    تبيين سياست خارجي بوش براساس مكاتب چهارگانه
    سياست خارجي آمريكا با تاكيد بر ايران


  • بخش سوم و پاياني
    ولي الله ميلادي گرجي
    د. بررسي ديدگاه هاي اين مكاتب نسبت به ايران
    در اين بخش قبل از بررسي ديدگاه مكاتب سياست خارجي آمريكا نسبت به ايران ابتدا به علل وعوامل تقابل ميان دو كشور مي پردازيم . از نظر ايران عوامل زير علل اصلي تقابل ايران با آمريكاست :
    مداخله آمريكا در امور داخلي ايران
    سياست هاي آمريكا در طول جنگ عراق عليه ايران كه تحريم تسليحاتي ايران از نمونه بارز آن مي باشد.
    وضع تحريم هاي اقتصادي عليه ايران شامل تحريم نفتي تحريم هاي ثانويه عليه شركت هاي خارجي طرف قرارداد با ايران
    حمايت بي قيد و شرط از اسراييل و وجود شكاف ميان ايران و آمريكا د رخصوص مساله اسراييل و فلسطين در صحنه انديشه و عمل
    سياست خصمانه آمريكا عليه منافع ـ قدرت ـ امنيت منطقه اي ايران
    اما از نظر آمريكا عوامل زير علت اصلي تقابل آمريكا با ايران است :
    تسخير سفارت آمريكا مقصر دانستن ايران از سوي كاخ سفيد در بمب گذاري سفارت آمريكا.
    از نظر آمريكا ايران به دنبال تكنولوژي و ساخت سلاح هاي اتمي شيميايي است كه اين امر تهديدكننده منافع و امنيت آمريكا است .
    مخالفت ايران با فرايند صلح خاورميانه و حمايت از گروه ها و نهضت هاي آزادي بخش .
    در مجموع عواملي مانند :
    مداخله آمريكا در امور داخلي ايران
    مسئله اسراييل و فلسطين
    پي گيري ساخت سلاح هاي استراتژيك از سوي ايران به زعم آمريكايي ها و حمايت ايران از جنبش ها و گروه هاي آزادي بخش از عوامل كليدي تقابل اين دو كشور هستند و بقيه عوامل در مجموع عوامل تابع و يا متغيرهاي وابسته هستند.
    بنابراين تقابل آمريكا با ايران تحت تاثير بنيان هاي سياست خارجي آمريكا و دكترين هاي روساي جمهور شرايط داخلي و جهاني در طول 27 سال گذشته ترسيم كننده سياست ها و رفتارهاي آمريكا در برابر ايران بوده است . با تبيين بنيان ها و مباني روابط خارجي آمريكا و همچنين تقابل آمريكا با ايران به نفوذ و تاثيرگذاري هريك از مكاتب چهارگانه بر روابط بين اين دو كشور مي پردازيم . همان طوري كه در بخش اول توضيح داديم مجموع دكترين و استراتژي هاي به كارگرفته از سوي آمريكا متاثر از اين مكاتب بوده است . در اين چارچوب منافع محوري به دور از ملاحظات اخلاقي و صرفا مبتني بر افزايش قدرت و كسب منفعت با محوريت مداخله گرايي و يا جهان گرايي براي صدور ارزش هاي آمريكايي در طول تاريخ اين كشور انديشه نگرش و اعتقاد آمريكايي را در حوزه مسايل بين الملل را تشكيل داده اند.
    برهمين اساس روابط آمريكا با ايران تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي بنابه دلايل گوناگون مانند انرژي و مرز طولاني مشترك با شوروي براساس منافع محوري مكتب جكسونيسم ) استواربوده است كه كودتا عليه دولت قانوني مصدق و همكاري كامل با رژيم پهلوي براساس اين مكتب قابل فهم است . پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تا فروپاشي شوروي محور تقابل آمريكا با ايران براساس مكتب جكسونيسم بوده است . اما با فروپاشي شوروي و به دنبال آن فروپاشي نظام دوقطبي به نگرش و جهت گيري هاي مكتب ويلسونيسم روح تازه بخشيد. اين حادثه هم زمان با تشديد سرعت تغييرات و توسعه شگرف فناورانه ـ ارتباطي ـ اقتصادي در جهان همراه بود زمينه هاي بسيار مناسبي را براي اين مكتب (ويلسونيسم ) فراهم كرد كه طرح و نظم نوين جهاني بوش در چارچوب اين مكتب قابل فهم است . در مورد ايران با توجه به شرايط جديد و از آن مهم تر پديدار شدن برخي جريان ها و حركت هاي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران در داخل كشور آمريكا را تشويق و به پي گيري جهت گيري هاي ويلسونيسمي كرد. سياست هاي حقوق بشر در برابر ايران حمايت تبليغاتي و سياسي از حركت هاي اعتراض آميز فشارهاي سياسي بر ايران براي ايجاد فضاي مستعد جهت رشد حركت هاي مخالف نظام از موارد مطروحه در چارچوب جهت گيري هاي ويلسونيسم در خصوص ايران مي باشد. اما پس از واقعه حادثه 11 سپتامبر روابط ايران و آمريكا وارد مرحله جديدي شد و ايران را در دستور كار مبارزه با تروريسم قرار داد و به عنوان محور شرارت بايد با ايران مقابله شود.
    بنابراين با توجه به شرايط بين المللي پس از 11 سپتامبر پايه ريزي روابط بين الملل به ويژه روابط با ايران را مي توان براساس تركيبي از مكتب ويلسونيسم و جكسونيسم قابل تبيين كرد. طرح دوگانه با ايران رابطه خوب با مردم (گروه ها و اقشار مردم ) و رابطه خصمانه با نظام ايران در چارچوب اين دو مكتب قابل فهم است . بنابراين طبق اين مكاتب طيفي از موضوعات تقابل محور ميان آمريكا و ايران وجود دارد. موارد تقابل محور با ايران مانند صلح خاورميانه ـ مسئله فقدان تمايل آمريكا به ظهور يك قدرت منطقه اي مانند ايران در راستاي منافع محوري جكسونيسم فهم است . طبق مكاتب جهان گرايي با ويلسونيسم عواملي مانند آزادي بيان ـ مطبوعات و مردم سالاري در سمت تعامل محور طيف اين مكتب ميان آمريكا و ايران است ولي در برخي ديگر از ارزش ها جدايي دين از سياست فردگرايي حق انتخاب مذهب در حوزه تقابل محور ارزش هاي ايران و آمريكا قرار دارد. بنابراين طبق اين دو مكتب طيفي ازعوامل تعام محور و تقابل محور وجود دارد اما شكاف ميان دو طرف بر سر ارزش هاي تقابل محور بيشتر است .
    در پايان در مورد تصميم گيري هريك از مكاتب نسبت به بحران هسته اي بايد گفت كه هريك از مكاتب با توجه به شرايط بين المللي و داخلي نگاه متفاوتي دارند. در اين رابطه راسل ميد درباره هريك از مكاتب در مورد بحران هسته اي مي گويد : اگر طرفداران مكتب هاميلتون قدرت بگيرند استدلال خواهند كرد اهميت جهاني نفت اقتضا مي كند با ايران وارد مذاكره شويم . پيروان مكتب جفرسون خواهند گفت كه نبايد دست به عملي زد كه دنيا در برابر آمريكا موضع منفي بگيرد و ويلسوني ها خواهند گفت كه بايد ايران را با استفاده از نهادها و پيمان هاي بين المللي و با استفاده از مجموعه اي از نيروهاي خارجي محدود كرد. اما اگر جكسوني ها بتوانند اقتدار كامل بر دستگاه هاي ديپلماسي خارجي آمريكا پيدا كنند به طور قطع خواهند گفت كه بايد دموكراسي را در ايران از خارج پياده كرد.
    نتيجه گيري
    سياست خارجي آمريكا در طول حيات خود برپايه مكاتبي شكل گرفت كه اين مكاتب ساختار نظام بين المللي و سيستم روابط و تعاملات بين المللي اين دو كشور را تشكيل داده اند و شناخت هريك از مكاتب سياست خارجي آمريكا راهنماي بسيار مناسبي براي ارزيابي ميدان عمل سياست خارجي در دوره كنوني مي باشد. ما در اين مقاله سياست خارجي بوش را براساس اين مكاتب تبيين كرديم . سياست خارجي بوش بعد از 11 سپتامبر وارد مرحله نويني شد كه اين حادثه بهترين شرايط براي تحقق دكترين مداخله گرايانه بوش را فراهم كرد. ما در اين مقاله براساس دكترين بوش كه داراي محورهاي تقسيم دنيا به خير و شرـ انتخاب استراتژي پيش گيرانه نظامي ـ غيرنظامي يك جانبه گرايي و تاكيد بر قدرت نظامي مي باشد و همچنين حادثه 11 سپتامبر كه موجب امنيتي شدن نظام بين المللي شد بيان كرديم كه استراتژيست ها و سياست مداران آمريكايي با بهره مندي از زمينه هاي بسيار مستعد و ايجاد شده داخلي و با درك تهديدات نوين عليه اين كشور جهت گيري روابط بين المللي خود را براساس تركيبي از دو مكتب ويلسونيسم و جكسونيسم قرار دادند. براين اساس تركيبي از دو مكتب ويلسونيسم با رويكرد منافع و قدرت محوري هدف ويلسونيسم بيشتر با استراتژي يا ابزاري براي وصول به هدف تلقي مي شود. اما بهره گيري از اين استراتژي صرفا براساس درون مايه دمكراتيك و نرم آن مورد توجه قرار نخواهد گرفت و بنابراين شرايط مختلف ممكن است درون مايه سخت (قدرت نظامي ) بر اين استراتژي حاكم گردد. يا به عبارتي استراتژي دولت بوش براي رسيدن به اهداف سياست خارجي آمريكا را ويلسونيسم در چكمه تلقي كرد.

  • *****
    « ائتلاف ايران ـ روسيه » يا « اختلاف واشنگتن ـ مسكو »


  • مهدي عليخاني
    نيروگاه اتمي بوشهر بيش از آنكه مظهر ائتلاف استراتژيك ميان ايران و روسيه طلقي شود منشا اختلاف ميان واشنگتن ـ مسكو بوده است و لذا هنوز تاريخ مشخصي براي اتمام و راه اندازي آن ارائه نمي شود و مسئولين روسي هرساله به نحوي آنرا تمديد مي كنند.
    اكنون و پس از گذشت 3 دهه از آغاز پروژه نيروگاه اتمي بوشهر به عنوان نماد اجرايي « استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي در ايران » سرانجام اين نيروگاه از زمان ورود روسيه به اين پروژه ملي و عدم راه اندازي آن عليرغم زمانهاي اعلام شده متعدد با اما و اگرهاي زيادي مواجه است و به نظر مي رسد نيروگاه اتمي بوشهر بيش از آنكه مظهر ائتلاف استراتژيك ميان ايران و روسيه تلقي شود منشا اختلاف ميان واشنگتن ـ مسكو بوده است و لذا هنوز تاريخ مشخصي براي اتمام و راه اندازي آن ارائه نمي شود و مسئولين روسي هرساله به نحوي آنرا تمديدكنند.
    پس از آنكه ايران در 20 نوامبر 1994 (آبان 1372 ) اعلام كرد كه روسيه با معامله 780 ميليون دلاري براي تكميل يك رآكتور در بوشهر كه شركت هاي آلماني احداث آن را در زمان شاه آغاز كرده بودند موافقت كرده است كمتر كسي فكر مي كرد تكميل اين پروژه تا امروز بطول بيانجامد. اما ايران با حسن نظر تمام اين موافقتنامه را با روسيه در 8 ژانويه 1995 (دي 1372 ) امضا نمود كه طي آن روسيه طبق موافقتنامه موجود اساسا مي بايست امور مربوط به رآكتور اول را تا قبل از سال 2000 به پايان مي رساند و جالب آنكه در زمان امضا ارزش معامله به 850 ميليون دلار افزايش يافت !
    شايان ذكر است ساخت ساختمانهاي اصلي و شناورهاي فولادي يكي از رآكتورها در بوشهر تا زمان سقوط شاه به ميزان 85 % تكميل شده بود و ساخت رآكتور ديگر تقريبا تمام شده بود.
    روسيه توانست سريعا حدود 150 متخصص را بعد از امضاي موافقتنامه با ايران جهت تكميل نيروگاه بوشهر بكار گيردو در اين راستا ارسال لوازم و تجهيزات را در سال 1996 آغاز كرد و اعلام نمود كه در نظر دارد حداكثر 2000 نفر روسي را بكار گيرد و به حدود 500 متخصص ايراني آموزش دهد.
    به هرحال تاريخ تكميل و هزينه موافقتنامه بستگي به اين داشت كه روسيه از تجهيزات موجود استفاده مطلوب مي كرد يا اينكه ازطرح رآكتور خودش بنام ) براي تكميل آن استفاده مي كرد . VVER (1000 ـ
    تجهيزات دو رآكتور فوق در خلال جنگ ايران و عراق تخريب شده بودند و با رآكتور 1300 مگاواتي آلماني « زيمنس » تفاوت VVER رآكتور روسي داشت . مضافا اينكه شركت زيمنس هنوز خود رآكتورها و مولدهاي بخار كه براي توربين ها بخار توليد مي كردند را نصب نكرده بود.
    كارشناسان و متخصصان روسي دو رآكتور را در سپتامبر 1994 (شهريور 1372 ) مورد بازرسي قرار داده و به اين نتيجه رسيدند كه خرابي هاي موجود گسترده است و لذا فقدان اسناد فني آلماني مي تواند به كار آنها لطمه و ضرر بزند. بر اين اساس استنباط نهايي آنان اين بود كه تغيير طرح قديمي رآكتورها كه مربوط به دهه 1970 است و طراحي جديد براي ساختمانها ) VVER براي استفاده از رآكتور روسي با ظرفيت هزار مگاوات بنام (1000 ـ كه از آب براي خنك سازي آن استفاده مي شد ضروري است .
    روسيه در 18 مارس 1996 (اسفند 1373 ) اعلام كرد كه مشكل كليدي براي اجراي برنامه بازسازي رآكتورها اسناد فني تجهيزات ساخت آلمان نصب شده در بوشهر است كه در دسترس نيست و اينكه روسيه در صورت عدم توانايي ايران براي تهيه اسناد مزبور كه آلمان نيز مايل به ارائه آنها نبود مي بايد تجهيزات جديدي جايگزين تجهيزات آلماني كند ـ كه ساخت يك نيروگاه جديد آسانتر است ـ ولي ايران اصرار داشت همان نيروگاه قبلي تكميل شود.
    در اين زمان بر اساس برخي گزارشات ايران نسبت به اين واقعيت كه برخي از افراد روسي كه دربخش سرمايه گذاري بانكي پروژه نيروگاه بوشهر فعاليت داشتند يهودي بودند معترض بود !
    اگرچه (رضا امراللهي ) رييس وقت سازمان انرژي اتمي ايران هنوز در جولاي 1997 (تير 1375 ) ادعا مي كرد كه رآكتور مزبور در سال 2000 فعال خواهد شد تلاش هاي قبلي روسيه براي صدور طرح هاي رآكتور منجر به تاخيرهاي مهم و افزايش هزينه شد و البته در قالب تعارفات و در گفتگوها اعلام كرده بود كه تجهيزات طراحي شده براي دو رآكتور فوق كه ساخت آلمان و كاملا متفاوت با فناوري روسيه بودند استفاده خواهد كرد.
    در اين زمان ايالات متحده آمريكا سعي كرد از طريق تشويق اوكراين براي ) از عرضه توربين ها AOA Turboa Tom منع كردن شركت دولتي خود بنام ( به نيروگاه بوشهر مشكلاتي را براي ايران ايجاد كند . آمريكا و اوكراين در 6 مارس 1998 (اسفند 1374 ) پيش نويس توافقي را به امضا رساندند كه به شركت هاي آمريكايي اجازه مي داد با مجتمع هاي نيروگاه هسته اي اوكراين همكاري كند و اين توافق زماني به امضا رسيد كه اوكراين متعهد شد فناوري هسته اي به ايران عرضه نكند !
    ايران در نوامبر 1998 (آبان 1376 ) خواستار تسريع در ساخت مجتمع نيروگاه هسته اي بوشهر شد و مي خواست زودتر از نيمه مه 2003 (ارديبهشت 1381 ) كه طبق برنامه تهيه شده زمان اتمام عمليات اعلام شده بود به پايان رسد. در اين راستا (يوگمن آدم اف ) وزير انرژي اتمي روسيه در خلال ديدارش از ايران تاكيد كرد كه روسيه ساخت مجتمع ) و عليرغم مخالفت VVER -0001 نيروگاه اتمي بوشهر را با استفاده از رآكتور ( آمريكا و اسراييل ادامه خواهد داد.
    اما با گذشت اين تاريخ نيز نيروگاه اتمي بوشهر به بهانه هاي مختلف نظير مشكل قرارداد سوخت ميان ايران و روسيه به پايان نرسيد و عليرغم صرف هزينه اي هنگفت و چند برابر قرارداد اوليه و معطل ماندن سرمايه گذاري چند ميليادري رئيس آژانس فدرال انرژي اتمي روسيه در آخرين اظهار نظر خود براي جدول راه اندازي اين نيروگاه اعلام كرد : نيروگاه بوشهر در ايران در پائيز 2007 راه اندازي خواهد شد !
    « سرگئي كرينكو » كه درجمع خبرنگاران در وين گفت ساخت راكتور اتمي در نيروگاه بوشهر در سپتامبر 2007 به اتمام مي رسد و اين نيروگاه در نوامبر 2007 آغاز به كار خواهد كرد .
    اظهارات كرينكو در ارتباط با ارائه برنامه تكميل نيروگاه بوشهر در ديدار پيش روي با غلامرضا آقازاده اين سئوال را در ذهن متبادر مي كند كه ايران تا چه بايد روي خلف وعده و « وعده هاي سرخرمن » طرف روسي متضرر شود
    اين درحاليست كه در ديدار قبلي كرينكو و آقازاده كه در اسفند ماه گذشته برگزار شد طرف روسي با اعلام آنكه « براي اتمام نيروگاه بوشهر هيچ مانع سياسي وجود ندارد » خاطر نشان كرد روسيه نهايتا تا پايان سال 2006 نيروگاه اتمي بوشهر را راه اندازي مي كند.
    در اين ميان اگرچه ايران سعي كرد با انعقاد سريع « قرارداد انتقال پسمانده هاي سوخت هسته اي نيروگاه بوشهر » با روسيه و همچنين پيش پرداخت 10 ميليون دلار از « 60 ميليون دلار قيمت سوخت هسته اي » اين نيروگاه حسن نظر و اشتياق خود را در ارتباط با راه اندازي هرچه سريعتر اين پروژه استراتژيك ملي نشان دهد اما به نظر مي رسد تاخيرات ممتد روسيه ناشي از فشارهاي امريكا بر روسيه باشد و اين درسايه كشمكش ميان تهران و واشنگتن و مشخصا پس از آنكه ايران اعلام كرد از سرگيري ر غني سازي اورانيوم را از سر خواهد گرفت صورت گرفته است .
    درحاليكه تعلل در اتمام و راه اندازي پروژه اتمي بوشهر به طرفين قرارداد مربوط مي شود وزارت خارجه و سازمان انرژي اتمي هركدام ديگري را مسئول پيگيري اين ماجرا معرفي مي كنند و لذا جدول زمان بندي اخير كه جزئيات آن نيز هنوز مورد تاييد طرفين قرار نگرفته نمي تواند مبناي مطمئني براي اتما اين نيروگاه به حساب آيد.
    آنچه مبرهن است در وهله كنوني منافع ملي ايجاب مي كند با تشكيل كميته ويژه اي متشكل از وزارت خارجه و سازمان انرژي اتمي در زمينه پيگيري اين موضوع جدول قابل قبولي از پايان اين پروژه با طرف روسي تدوين شود و اين كميته با ارائه گزارشهاي ماهيانه از تداوم خسارتهاي مالي در اين قرارداد ممانعت نموده و ايران در صورت تعلل طرف روسي مطالبه خسارت نمايد.
    منبع : مركز اسناد انقلاب اسلامي