روزنامه جمهوري اسلامي 12/07/1385 صفحه عقيدتي

  • آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 10
    درس هايي از قرآن

  • اسلام تسليم خدابودن
  • در جستجوي ليله القدر
  • *****
    آشنايي با آثار قرآني به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 10
    درس هايي از قرآن




  • « درس هايي از قرآن » كتابي است ساده و روان كه توسط حجت الاسلام محسن قرائتي براي نوجوانان تحرير و منتشر شده است . روش خاص نگارنده در تدوين اين كتاب مطابق با مختصات دوره جواني مي باشد و مفاهيم اعتقادي قرآن را به سهولت به اين گروه سني منتقل مي نمايد. اين كتاب توسط دفتر انتشارات اسلامي منتشر شده است . نويسنده در مقدمه كتاب به بيان ضرورت نشر اين دروس براي جوانان و برخي خاطرات خويش از آغاز نخستين جلسات درس مي پردازد :
    حدود سال 1347 بود كه دروس « دوره ي سطح » را در حوزه علميه قم به پايان رساندم و وقت آن رسيد كه تصميم بگيرم كدام راه را انتخاب كنم : فقه را تبليغ را نويسندگي را فلسفه را تفسير را و...
    دو چيز مي توانست راهنماي من در انتخاب باشد :
    1 ـ جامعه ي ما به چه چيزي بيشتر نيازمند است .
    2 ـ ذوق شخصي و آمادگي روحيم مرا به كدام سو مي كشد .
    فكر كردم همانطور كه در جامعه به اصل تخصص عقيده داريم و در هر رشته متخصص را بر غيرمتخصص ترجيح مي دهيم خوب است كه من نيز آموزش اصول اعتقادات و مباني ايدئولوژي اسلامي با روش سمعي و بصري به نوجوانان را بررسي كنم و همت خويش را بر اين مهم بگمارم و توان خود را در اين راه تكامل بخشم .
    خداوند متعال شعله ي اين تصميم را در من برافروخت از خانه به كوچه آمدم و بدون مقدمه به چند نوجوان كه در كوچه بودند گفتم : بچه هاي خوب ! جوانان عزيز! آيا مايليد من در كنار شما و دوست شما باشم و گاهي در مسجدي دور هم جمع شويم و گفتگوي ديني داشته باشيم
    منتظر جواب ماندم . بچه ها بهم نگاه مي كردند كه اين شيخ چه مي گويد!
    هدفم را توضيح دادم و گفتم كه مي خواهم مثل يك برادر كنار شما باشم و بحثهاي ساده و مفيدي را برايتان بگويم و اگر نتوانستم براي شما مطالب سودمندي بگويم برنامه را لغو مي كنيم و دنبال كارمان مي رويم !
    صداقت من آنان را جلب كرد و پيشنهاد مرا پذيرفتند اولين برنامه را در يكي از مساجد كوچك محله ي خودمان در كاشان شروع كردم نوجواناني كه در اولين جلسه شركت كردند فقط هفت نفر بودند خودم پيش از آنان به ميعادگاه (مسجد) آمده بودم و از خدا خواستم كمكم كند...
    اولين جلسه را در ماه خدا « رمضان » در خانه ي خدا « مسجد » و به ياري خدا و با شركت همان هفت نوجوان آغاز كردم شب بعد شركت كنندگان بيشتر شدند و تخته سياه و تابلويي از مدرسه يي گرفته به مسجد آوردم و هر شب نيم ساعت با زبان ساده مطالبي گفتم ... .
    ماه رمضان به پايان رسيد به بچه ها گفتم اگر مايل هستيد من هر جمعه براي گفتگو با شما از قم به كاشان بيايم پذيرفتند و حدود چهارسال اين برنامه ادامه پيدا كرد و من هر جمعه به كاشان مي رفتم و برايشان درسهايي مي گفتم به تدريج بر تعدادشان افزوده شد و روزبه روز علاقمندتر شدند و همين مرابه ادامه ي كار خويش تشويق مي كرد... .
    ماجرا را در قم به برادران روحاني باز گفتم برخي از آنان به كاشان آمدند و جلسه را از نزديك ديدند و علاقه پيدا كردند و نمونه ي آن را در شهرهاي ديگر برقرار نمودند.
    به تدريج كارمان را گسترده تر كرديم و با ساير برادران طلبه كه همكاري مي كردند قرار گذاشتيم هر سال دور هم جمع شويم و حدود شش سال در قم اين كار را انجام داديم و در جلسات خود مشورت تبليغي داشتيم و روش كارمان را ارائه مي كرديم و نقاط ضعف را اصلاح و نقاط مثبت را از يكديگر فرا مي گرفتيم و بدينوسيله با روش كلاس داري آشنا شديم و پيشرفتهايي كرديم ... .
    خفقان رژيم پهلوي به اوج خود رسيده بود هر جلسه يي را به هر عنواني تعطيل مي كردند طلاب قم به اسم تعليم قرآن در ايام تابستان در سراسر ايران نسل جوان را با بيان ساده با اسلام آشنا مي كردند. اين كار بسيار سودمند و ضروري بود و سپاس خداي را كه در بسياري شهرها و روستاها با مسافرت ما طلاب حوزه علميه گسترش يافت .
    همان كلاسهاي بي آب و رنگ و خودماني كه در آن چند سال داشتم ثمرات چشمگيري داشت و من عملا دوست و برادر آنها بودم و جواناني كه با پشتكار و علاقه شركت مي كردند هم اكنون از افراد فعال مذهبي بشمار مي روند هر چند خودم مثل پليس سر چهارراههايك جا مانده ام . و حركتي نكرده ام اما افراد و ماشينهايي را كه راهنمايي كرده ام هريك به هدف رسيده اند و سپاس خداي را.
    پس از پيروزي انقلاب اين كلاسها به راديو و تلويزيون كشيده شد و اكنون اين درسها را با تغييراتي در اين جزوه و جزوات بعدي آن به جامعه عرضه مي كنم ...
    ...مبناي استدلال در اين درسها همان راه روشن عقل و فطرت و يافته هاي دروني و كمك گيري از وحي و آيات قرآن كريم و روايات پيشوايان معصوم عليهم السلام است و حتي المقدور كوشيده ام از اصطلاحات پيچيده و راههاي دور و دراز استفاده نكنم . نكته ي ديگر آنكه در اين درسها بيشتر نوجواناني تا سن هيجده سال مورد توجه و مخاطب من بوده اند و چون « مثل زدن » و براي مطالب مثال آوردن سودمنديهاي گوناگوني دارد كه از آن جمله :
    1 ـ مطالب را حسي مي كند و از تعقل خشك بيرون مي آورد.
    2 ـ راه فهميدن مطالب را نزديك مي سازد .
    3 ـ با مشاهده نمونه ها در مثالها دل آرام مي گيرد و اطمينان بيشتري بدست مي آيد.
    4 ـ افراد لجوج با توجه به مثال به پذيرش نزديك مي شوند .
    بنابراينها در اين درسها در تفهيم مطالب مثالهاي روشني بكار برده ام و اگر دقت شود روش تربيتي قرآن كريم نيز همين استفاده از مثالها و بيان نمونه هاست و در همه ي علوم نيز از مثال استفاده مي شود.

  • *****
    اسلام تسليم خدابودن


  • حضرت علي (ع ) :
    اسلام را چنان تفسير كنم كه هيچ كس قبل از من چنين تفسير نكرده باشد : اسلام تسليم (در برابر خدا) است و تسليم يقين است و يقين تصديق است و تصديق اقرار و اقرار احساس مسئوليت و احساس مسئوليت عمل است .
    روزگاري بر مردم خواهد آمد كه از قرآن غير از خطهايش و از اسلام جز نامش باقي نماند.
    اسلام آييني است كه خداوند آن را براي خويشتن برگزيده و با ديد علم خويش آماده ساخته است .
    شرافتي بالاتر از اسلام نيست .
    اسلام آن است كه قلبت تسليم (فرمانهاي الهي ) باشد و مسلمانان از دست و زبانت در آسايش باشند.
    آنچه براي خود مي پسندي براي مردم بپسند تا مسلمان باشي .
    بهترين مردم از نظر عهد و پيمان نيكوترين آنان از نظر اسلام است .
    برترين مسلمانان در اسلام كسي است كه تلاش و همتش براي آخرتش بوده و بيم و اميدش مساوي و يكسان باشد.
    خداوند اسلام را براي شما تشريع كرد و راههاي آن را آسان و پايه هاي آن را عليه كساني كه با آن بجنگد محكم و استوار گرداند.
    هدف و نهايت اسلام . سرسپردگي (در برابر دستورات الهي ) است .
    ظاهر اسلام درخشان و باطنش دلنواز است .
    كسي كه به احترام اسلام به تو بپيوندد بي ترديد به محكمترين رشته ها پيوسته است .
    هيچ پناهگاهي نگهدارنده تر از اسلام نيست .

  • *****
    در جستجوي ليله القدر


  • عبدالكريم عابديني
    قسمت پنجم
    .4 همراهي با اهل بيت (ع ) در دنيا و آخرت
    اسمعيل بن سهل : كتب الي ابي جعفر (ع ) : علمني شيئا اذا انا قلته كنت معكم في الدنيا و الآخره . قال : فكتب بخطه اعرفه : اكثر من تلاوه (انا انزلناه ) و رطب شفتيك بالاستغفار » 34 ;
    « اسمعيل بن سهل مي گويد : نامه اي به حضرت امام باقر(ع ) نوشتم (و از آن حضرت خواستم ) چيزي (ذكري ) به من بياموز كه وقتي آن را مي گويم (موجب شود كه )در دنيا و آخرت با شما باشم . او مي گويد امام (ع ) با خط مبارك خود كه من آن را مي شناختم چنين نوشت : (انا انزلناه ) را بسيار تلاوت كن و همواره لب هاي خود را به استغفار مرطوب نگه دار » .
    .5 صلوات فرشتگان
    امام صادق (ع ) فرمودند : « ما فرغ عبد من قراتها الا صلت عليه الملا كه سبعه ايام » 35 ;
    « هيچ بنده اي از قرائت سوره (انا انزلناه ) فارغ نشود مگر آن كه فرشتگان خدا بر او هفت روز درود فرستند » .
    .6 استشمام بوي خوش رحمت الهي
    عن النوفلي عن الكاظم (ع ) : « ان لله يوم الجمعه الف نفخه من رحمته يعطي كل عبد منها ما شا فمن قرا (انا انزلناه ) بعد العصر يوم الجمعه ماه مره وهب الله له تلك الالف و مثلها ... » 36 ;
    « همانا براي خداوند در روز جمعه هزار نسيم و بوي خوش از رحمت الهي وجود دارد به هر بنده اي بخواهد از آن مي بخشد هر كس بعد از عصر روز جمعه صد بار سوره (انا انزلناه في ليله القدر) را قرائت كند خداوند آن رحمت را دو چندان به او موهبت مي فرمايد » .
    .7 قبولي نماز استجابت دعا محبوبيت مردمي ـامنيت در برابر ستم گران پيروزي بر دشمن و برخورداري از شفاعت خدا
    عن الصادق (ع ) : « من قراها في صلاه رفعت في عليين مقبوله مضاعفه و من قراها ثم دعا رفع دعاوه الي اللوح المحفوظ مستجابا و من قراها حبب الي الناس فلو طلب من رجل ان يخرج من ماله بعد قراتها حين يقابله لفعل و من خاف سلطانا فقراها حين ينظر الي وجهه غلب له و من قراها حين يريد الخصومه اعطي الظفر و من يشفع بها الي الله تعالي شفعه و اعطاه سوله » 37 ;
    « هركس سوره (انا انزلناه ) را در نماز قرائت كند نمازش در عليين بالا مي رود و به گونه اي مضاعف مورد پذيرش قرار گيرد. و هر كس اين سوره را قرائت كند آن گاه دعا كند دعايش تا لوح محفوظ بالا مي رود در حالي كه مستجاب شده است . و هر كس اين سوره را قرائت كند محبوب مردم مي شود به گونه اي كه اگر از كسي بخواهد كه از مالش جدا شود (يا چيزي از مالش را بدهد) حتما چنين خواهد كرد و اگر از سلطاني مي ترسد هنگامي كه به صورت او نگاه مي كند اين سوره را قرائت كند بر او چيره خواهد شد و هر كس هنگامي كه مي خواهد با كسي دشمني كند پيروزي به او داده خواهد شد و هر كس اين سوره را شفيع نزد خدا ببرد خدا اين شفاعت را مي پذيرد و نيازش را برآورده مي سازد » .
    آثار و بركات گوناگوني را كه درباره سوره مباركه قدر و نيز سوره مباركه حمد بيان شده است كمتر درباره سوره هاي ديگر مي توان سراغ گرفت ; شايد اين ويژگي بدان جهت باشد كه سوره مباركه قدر به منزله طليعه قرآن كريم و مبشر نزول وحي در ليله القدر است و از تماميت كلام الهي سخن به ميان آورده است و سوره مباركه حمد نيز از آن رو كه عصاره تماميت قرآن كريم است كتابي كه بشارت نزول آن در سوره مباركه قدر آمده است .
    .8 اداي دين
    « اسمعيل بن سهل قال : كتبت الي ابي جعفر(ع ) : اني قد لزمني دين فادح فكتب اكثر في الاستغفار و رطب لسانك بقرائه ()انا انزلناه ) » 38 ;
    « اسمعيل بن سهل مي گويد به حضرت امام باقر(ع ) نوشتم من گرفتار قرض سنگيني شده ام (او در حقيقت از امام (ع ) راه چاره مي خواهد) : امام (ع ) در پاسخ نوشت : بسيار استغفار كن و زبانت را به قرائت (انا انزلناه ) تازه نگه دار » .
    امام (ع ) در حقيقت براي اسمعيل بن سهل دو نسخه نوشته است :
    الف : نسخه اي براي برداشتن موانع ذكر و آن استغفار زياد است كه گناهان را از ميان بر مي دارد و موانع را از بين مي برد.
    ب : نسخه ديگر قرائت (انا انزلناه ) است كه زمينه نزول رزق مي شود.
    .9 ره آورد غفران الهي
    حضرت علي بن موسي الرضا(ع ) مي فرمايد : « ما من عبد زار قبر مومن فقرا عنده (انا انزلناه ) سبع مرات الا غفر الله له و لصاحب القبر » 39 ;
    « هيچ بنده اي نيست كه قبر مومني را زيارت و نزد او (انا انزلناه ) را هفت بار قرائت كند مگر آن كه خداوند او را و صاحب قبر را مشمول مغفرت خويش قرار دهد » .
    هرچند در اين حديث شريف تعبير « فزع اكبر » به كار نرفته است ; اما وقتي در كنار حديث پيش قرار مي گيرد اين احتمال را قوت مي بخشد كه نجات از فزع اكبر را براي كسي كه سوره (انا انزلناه ) را قرائت مي كند و نيز براي صاحب قبر به ارمغان آورد.
    .10 ملجا و پناه گاه در رويارويي با خطرها
    « عن ابي عبد الله (ع ) قال قرات (انا انزلناه في ليله القدر) حين دخلت علي ابي جعفر و هو يريد قتلي فحال الله بينه و بين ذلك فلما قراها حين نظر اليه لم يخرج اليه حتي الطفه و قيل له بما احترست قال بالله و بقراه (انا انزلناه في ليله القدر) ثم قلت يا الله يا الله سبعا اني اتشفع اليك بمحمد ص من ان تقلبه لي فمن ابتلي بمثل ذلك فليصنع بمثل صنعي و لو لا اننا نقروها و نامر بقراتها شيعتنا لتخطفهم الناس و لكن هي و الله لهم كهف » 40 ;
    « حضرت امام صادق (ع ) فرموده است : وقتي بر ابي جعفردوانيقي وارد شدم در حالي كه او تصميم بر كشتن من گرفته بود سوره (انا انزلناه في ليله القدر) را قرائت كردم پس خداوند ميان من و ميان او حايل شد (يعني خداوند مانع شد كه او مرا بكشد). راوي مي گويد : هنگامي كه منصور به آن حضرت نظر كرد اين سوره را خواند و از نزد او بيرون نرفت تا آن كه نسبت به آن حضرت بسيار مهرباني كرد.
    از آن حضرت سوال شد به چه وسيله اي خود را از شر منصور محفوظ نگه داشتي
    حضرت فرمود : با توسل به خدا و قرائت (انا انزلناه في ليله القدر) و سپس هفت مرتبه گفتم يا الله يا الله من محمد (ص ) را شفيع قرار دادم كه او (منصور دوانيقي ) را نسبت به من متحول گرداني پس براي هر كس اين گونه گرفتاري ها پيش آمد همان كاري را بكند كه من كردم . اگر نه اين بود كه اين سوره را مي خوانديم و شيعيانمان را به قرائت آن امر مي كرديم حتما دشمنانمان آنان را مي ربودند و لكن اين سوره پناه و قلعه اي براي شيعيان است » .
    .11 ايمني از « فزع اكبر »
    حضرت علي بن موسي الرضا(ع ) مي فرمايد : « من اتي قبر اخيه المومن اي ناحيه يضع يده و يقرا (انا انزلناه في ليله القدر) سبع مرات امن من الفزع الاكبر » 41 ;
    « هر كس نزد قبر برادر مومن خويش از هر طرف بيايد و دستش را بر روي آن قرار دهد و سوره (انا انزلناه في ليله القدر) را هفت بار بخواند از ترس و فزع بزرگ قيامت در امان مي ماند » .
    حضور در قبرستان و ياد قيامت به ويژه در حال و هواي زيارت قبر برادر مومن كه روزي با او نشست و برخاست داشته است بيشترين زمينه را براي تحول روحي پديد مي آورد احساس نياز نسبت به ملجا و پناه گاه در آدمي بيدار مي شود و سوره مباركه قدر كه در گنجينه اسرار خويش گوهر گران بهاي قرآن و عترت را دارد انسان را در پناه گاه امن و ارشاد خود جاي مي دهدتا در زندگي دنيا از كج انديشي و كج روي و در آخرت از فزع اكبر در امان بماند.
    (انا انزلناه في ليله القدر)
    مفردات و نكات ادبي
    .1 حرف تاكيد در طليعه سوره
    حرف تاكيد (ان ) در طليعه سوره بيان گر اهميت و عظمت معارف و آموزه هايي است كه اين سوره آن را به ارمغان آورده است .
    .2 انتساب نزول به خدا
    خداي سبحان نزول قرآن را همراه با تاكيد و بدون هيچ گونه واسطه اي به خود نسبت داده است : (انا انزلناه ...) اين انتساب نشانه ارجمندي و عظمت كتاب خداوند است .
    پاورقي :
    34 ) بحارالانوار ج 328 .89
    35 ) مستدرك الوسائل ج 4 ص .364
    36 ) بحار الانوار ج 89 ص 327 و امالي صدوق .361
    37 ) بحارالانوار ج 330 .89
    38 ) كافي ج 5 ص .316
    39 ) نورالثقلين ج 249 8 و من لا يحضره الفقيه ج 181 .1
    40 ) بحارالانوار ج 281 91 و مهج الدعوات .229
    41 ) تهذيب الاحكام ج 6 ص .104