سخن گفتن درباره مهاجرت به مناطق اشغالي تحت نفوذ اسرائيل در
رسانه هاي خبري وابسته به يهود بدون هيچ مانعي مطرح مي شود اما اين
مساله درست زماني كه درباره مهاجرت از اسرائيل به خارج مطرح شود
جنبه عكس پيدا مي كند.
« يوسي بيلين » يك عضو كنيست اسرائيل چندي قبل و پس از آتش بس
درجنگ عليه لبنان در يك نشست محرمانه كه بخشي از آن به رسانه هاي
خبري درز كرد
گفت 65 درصد از يهوديان با مهاجرت از اسرائيل موافق
هستند و درخواستهاي بيشماري نيز از سوي دانشجويان براي ادامه تحصيل
در خارج وجود دارد كه به گمان من آنها به بازگشت به اسرائيل فكر نمي كنند.
اين نماينده پارلمان اسرائيل گفت : بسياري از فرزندان مقامهاي بلندپايه
اسرائيلي به خاطر ترس از جان خود اكنون در خارج از اسرائيل زندگي
مي كنند. وي ادامه داد : ليست اسامي اين افراد را خانواده وزيران سابق مانند
بن گوريون و مناخيم بيگين و اسحاق رابين وفرزندان بنيامين اليعازر وزير
پيشين جنگ و متان فلنائي وزير سابق تشكيل مي دهند. وي گفت : برخي از
خانواده هاي عادي نيز هيچگونه ممانعتي براي مهاجرت فرزندان خود به
خارج از اسرائيل نمي بينند.
دكتر حازم ابوشنب كارشناس مسائل صهيونيست در گفت و گو با قدسنا
درباره دلايل اين مهاجرت گفته است : ناامني در منطقه كه در پي درگيري بين
دو طرف اسرائيلي و لبناني و فلسطيني رخ داده است به ايجاد بحرانهاي
اقتصادي در جامعه اسرائيلي و نيز مهاجرت منفي انجاميده كه از ترس و
نگراني در قبال مسائل اقتصادي ناشي شده است .
وي با اشاره به اينكه پيامدهاي انتفاضه فلسطين
اسرائيلي ها را دچار
يك ركود اقتصادي بي سابقه كرده است
گفت : جنگ لبنان نيز تاثير مهمي بر
اين مهاجرت داشت چرا كه يهوديان جامعه اسرائيل احساس كردند در اين
مناطق امنيتي ندارند. مهمتر از همه اينكه پس از درگيري اسرائيل با لبنان
انديشه مهاجرت به كشورهاي اصلي گسترش يافت . مهاجرت از اسرائيل در
حقيقت پس از جنگ لبنان افزايش يافت چرا كه ساكنان يهودي به اين نتيجه
رسيدند كه ديگر نمي توان در برابر موشكهاي حزب الله كه قدرت پرتاب آن
به هر نقطه اي از مناطق اسرائيلي مي رسد
احساس امنيت كرد.
گزارش رسانه هاي خبري نيز نشان مي دهد جهانگردي در مناطق
اسرائيلي در مقايسه با سال گذشته به ميزان 25 درصد كاهش داشته است كه
خود اين مساله به فرار سرمايه ها انجاميده است . اين نظرسنجي از سوي
مركز « شليم » انجام شده است . با توجه به مواردي كه گفته شد مي توان نتيجه
گرفت : تعداد مهاجرين يهودي در خارج بين 600 هزار و 750 هزار نفر
تخمين زده مي شود و ماهيت مهاجرت از اسرائيل به سمت الگوي كشورهاي
فقير بيشتر نزديك مي شود و از اينرو دانشگاهيان و كارشناسان هستند كه از
اسرائيل مهاجرت مي كنند . در بين كساني كه از سال 1995 تا 2002
(1374 تا1381 ) مهاجرت كردند ميزان دارندگان مدرك ليسانس و فوق
ليسانس بيشتر از كساني بود كه تحصيلات دانشگاهي نداشتند.
در حالي كه در بين سالهاي 2002 تا 2004 (1381 تا1383 ) هر ساله
19 هزار اسرائيلي از اسرائيل خارج شدند تنها در سال 2005 (1384 )
حدود 25 هزار نفر اسرائيل را ترك كردند . اين آمار نشان مي دهد بيشتر
يهودياني كه از شوروي سابق به اسرائيل آمده بودند شروع به بازگشت به
وطن خود كرده اند.
افرادي كه در اين نظرسنجي ها شركت كرده اند افزايش ماليات
افزايش
قدرت مقاومت فلسطين و مشكلات اقتصادي و بيكاري را از دلايل مهم
افزايش اين مهاجرت مي دانند.
بر اساس اين نظرسنجي درآمد دانشگاهيان در كشورهاي غربي بسيار
بالاتر از جامعه رژيم صهيونيستي است . بعنوان مثال يك استاد معمولي
دانشگاهي در اسرائيل كمتر از 2 هزار دلار درآمد دارد اما در غرب اين ميزان
به 5 هزار دلار مي رسد و استادان باتجربه 8 هزار دلار حقوق دريافت
مي كنند . در اين بررسي مهم آمده است حدود 750 هزار مهاجر از اصل
اسرائيلي در خارج زندگي مي كنند و در حدود 600 هزار مدارك عالي
دانشگاهي دارند كه در بين آنها دانشمندان
پزشكان و مهندسين معروفي
وجود دارد. اين در حالي سطح علمي جامعه رژيم صهيونيستي در مقايسه با
كشورهايي كه اسرائيلي ها به آن مهاجرت كرده اند
بسيار پائين است .
بر اساس اين گزارش گروه بزرگي از مهاجرين صهيونيسم استادان
برجسته و پرفسورها هستند كه 6
5 درصد از آنها در اسرائيل بسر مي برند .
گزارشها نشان مي دهد كه در سالهاي اخير گروه زيادي از دانشجويان
اسرائيلي براي ادامه تحصيلات به كشورهاي غربي سفر كرده اند. در حالي كه
10 هزار دانشجو از يك كشور بزرگ مانند آلمان در آمريكا مشغول تحصيل
هستند 3
600 دانشجوي دختر وپسر اسرائيلي به تنهايي در آمريكا مشغول
ادامه تحصيل هستند و چنين مشخص شده است كه بسياري از اين
دانشجويان در آمريكا خواهند ماند. اسرائيلي ها پس از آمريكا بيشتر ترجيح
مي دهند به انگليس (20 هزار يهودي ) و كانادا (30 هزار يهودي ) و فرانسه
مهاجرت كنند.
نگراني هاي جمعيتي
رژيم صهيونيستي نگران آنست كه عامل بافت جمعيتي بر آينده تركيب
جمعيتي اين رژيم تاثير گذارد. بطوريكه دولت غاصب اسرائيل در سال
2006 (1385 ) از كاهش شديد مهاجرت يهوديان به داخل مناطق اشغالي
فلسطين خبر داده است . يك مقام اسرائيلي نيز گفته است كه كابينه در حال
بررسي اين كاهش مهاجرت است و تلاش دارد تا اسرائيل را به يك مكان
پرجاذبه تبديل كند.
آمارها نشان مي دهد كه تعداد مهاجريني كه در 5 ماه اول سال جاري
وارد اسرائيل شده اند از 7692 تن بيشتر نمي رود . اين در حالي است كه
نيمي از جمعيت اسرائيل در خارج از مناطق اشغالي متولد شده اند و از اينرو
كارشناسان اسرائيلي نسبت به خطر كاهش جمعيت يهوديان هشدار داده اند.

*****
ها جاده صاف كن واشنگتن در آسياي مركزي و قفقاز NGO
|

ها گام هايش را در رسيدن به NGO دولت واشنگتن با حمايت مالي از
اهداف خود در آسياي مركزي و قفقاز تسريع بخشيده و پس از تحقق
انقلاب هاي رنگين در اوكراين
گرجستان و قرقيزستان به دنبال ايجاد اين
انقلاب ها در ساير جمهوري هاي سابق شوروي است .
بنيادهايي چون « خانه آزادي »
هريتيج
رند
اينترپرايز
واشنگتن پرايز
كارنگي
مركز نيكسون و غيره اگر چه در ظاهر فعاليت هايي همچون
حقوق بشر و كمك هاي بشردوستانه در قالب هاي فرهنگي و سياسي در
كشورها به ويژه آسياي مركزي و قفقاز انجام مي دهند
اما در واقع يك
زنجيره تكميل كننده براندازي نظامها براي تحقق سلطه بر امور كشورها
هستند.اين واقعيت را مي توان در اوكراين
گرجستان و قرقيزستان مشاهده
كرد.
« نيكلاي پاتريشف » رئيس سرويس امنيت فدرال روسيه با بيان اينكه
سازمان هاي غير دولتي آمريكايي و غربي با راه اندازي انقلاب هاي رنگين در
جمهوري هاي شوروي سابق
در واقع حاكميت روسيه را هدف گرفته اند
در
جلسه دوماي روسيه تاكيد كرد : در سال جاري براي توسعه اينگونه
سازمان هاي غربي در بلاروس بيش از پنج ميليون دلار اختصاص داده شد كه
هدف آن ضربه زدن به روسيه و منافع آن است .
با فروپاشي شوروي
دكترين جديد آمريكا در قالب « نظم نوين جهاني »
شكل گرفت و تحقق ايده جهان تك قطبي به رهبري آمريكا با هدف تسلط بر
آسياي مركزي و قفقاز آغاز شد
چرا كه با اين كار
علاوه بر كاهش نفوذ
سنتي تركيه و روسيه
يك كمربند امنيتي جديد نيز در شمال ايران ايجاد
مي شد و در واقع تحقق اين نظريه تاريخي را كه « تسلط بر اوراسياـ تسلط بر
جهان است » رقم مي زد. اكنون پس از انقلاب هاي رنگين اوكراين وگرجستان
و قرقيزستان
مرزهاي ازبكستان مانعي در راه تحقق انقلاب رنگي ديگري در
آسياي مركزي و قفقاز شده اند و ساير كشورهاي اين منطقه نيز درپي
جلوگيري از رخداد چنين واقعه اي هستند بنابراين تاجيكستان پيشاپيش
دفتر سازمان آمريكايي « خانه آزادي » را از پنجم دي 84 كه بدون مجوز در
اين كشور فعاليت مي كرد
بطور موقت تعطيل كرد.
« بي . بي . سي » در 26 دسامبر 2005 (پنجم آذر ماه 84 ) به نقل از كارشناسان
موضوع مشاركت سازمانهاي آمريكايي
بويژه « خانه آزادي » در وقوع
انقلابهاي رنگين در اوكراين و گرجستان را از دلايل اصلي ايجاد موانع در
فعاليت آنها در تاجيكستان عنوان مي كند . 5 بهمن 1384 نيز « بي . بي . سي »
طي گزارشي از احتمال تعطيلي نمايندگي « اينتر نيوز » پس از 10 سال
فعاليت
در اين كشور خبر داد. در شرايطي كه مقامات تاجيك علت تعطيلي
دفتر اينترنيوز را عدم ثبت آن اعلام مي كنند
رئيس نمايندگي « اينترنيوز » در
دوشنبه مي گويد : شبكه مذكور همه ساله حدود دويست هزار دلار كمكهاي
فني و مالي در اختيار تاجيكستان قرار مي دهد و براي خبرنگاران و كارمندان
فني راديو و تلويزيون نيز طرحهاي آموزشي برگزار مي نمايد. وي در توضيح
دلايل مخالفت دولت تاجيكستان با فعاليتهاي آن مي گويد : « تصوري
نادرست وجود دارد كه اين موسسه آمريكايي است و تنها به كمك اين گونه
سازمانهاي غيردولتي است كه در جمهوريهاي شوروي سابق انقلاب رخ
مي دهد » .
بدنبال تعطيلي نمايندگي اينتر نيوز و خانه آزادي در ازبكستان و بلاروس
اخيرا اخبار جسته گريخته اي مبني بر اعمال محدوديتهاي قانوني از طرف
برخي از دولتهاي منطقه براي فعاليت سازمانها و موسسات خارجي گزارش
سازماني ) Freedom House (شده است . « خانه آزادي »
بغايت محافظه كار است و به كلي از سوي آمريكا تامين مالي مي شود. اين
كمك ها از سوي آژانس كمك آمريكا براي توسعه بين المللي سرازير مي شود.
اين آژانس مي كوشد تا با كمك هاي اقتصادي
توسعه اي و نوع دوستانه در
سرتاسر دنيا
حمايت از اهداف سياست خارجي ايالات متحده را فراهم
سازد . بر اساس گزارشات موجود از سال 2003 (1382 )تا كنون
« جيمز
وولزي » رئيس سازمان سيا بين سالهاي 93 و 95 (1372 ـ 1374 ) طراح
سياست آمريكا در قبال عراق و مشاور بسياري از موسسات نئو محافظه كار
) Titan (رئيس « خانه آزادي » است . وي همچنين رئيس كمپاني تايتان
كه يك كمپاني خصوصي تامين امنيت است
بود. اين كمپاني حداقل يكي از
بازجويان زندان ابوغريب عراق را استخدام كرده است .
« ساموئل هانتينگتون » و دايانا ويلي يرز نگروپونته همسر جان نگروپونته
رئيس سازمان اطلاعات ملي آمريكا
از جمله ديگر اعضا هيئت مديره و
معتمدين « خانه آزادي » هستند. بسياري از اين شخصيت ها بخاطر رابطه
نزديك با قدرتمندان دولت آمريكا
مشهور هستند. از جمله اينكه دايانا
نگروپونته همچنين مسئول سازماندهي و مسلح كردن نيروهاي مخالف دولت
ساندنيستي نيكاراگوئه بود. وي زماني كه همسرش « جان نگروپونته » در
هندوراس سفير آمريكا بود
از ميان فراريان نيكاراگوئه ارتشي از مزدوران
عليه دولت ساندنيستي تشكيل داده بود. ناگفته نماند كه خود جان نگروپونته
اولين سفير آمريكا در عراق اشغال شده بود.
سياست تغيير حكومت ها در آسياي مركزي و قفقاز و تسلط بر اين منطقه از
سوي مقامات آمريكايي همچنان در دستور كار است . در هفتم دي 1384
« رينو هارنيش » سفير آمريكا در آذربايجان اعلام كرد دولت آمريكا مبلغ 15
ميليون دلار ديگر به موسسات غيردولتي در آذربايجان اختصاص داده است .
چندي قبل نيز دولت آمريكا از كمك 70
5 ميليون دلاري واشنگتن به باكو
خبر داده بود . وي گفت : « آمريكا در صدد است اين بودجه را طي 5 سال به
موسسات غير دولتي آذربايجان كه در زمينه حقوق بشر فعاليت مي كنند
پرداخت كند. » كارشناسان
نيت واقعي آمريكا را از اين كار جلب متحدان و
طرفداران بيشتر و ترغيب جمهوري آذربايجان به اجراي ايده هاي جديد در
راستاي منافع آمريكا دانستند.
يك كارشناس آسياي مركزي و قفقاز در ارتباط با فعاليت اينگونه موسسات
و اهداف آنها در كشورهاي بجاي مانده از اتحاد شوروي با بيان اينكه
هاي غربي اهدافي چند منظوره را در آسياي مركزي و قفقاز دنبال NGO
مي كنند
گفت : اين سازمان هاي غير دولتي در چارچوب اهداف تعريف شده
خود فعال بوده و از سوي برخي نهادها و سازمان هاي غيررسمي دولت هاي
غربي نيز حمايت مي شوند تا ضمن گسترش نفوذ خود در كشورهاي آسياي
مركزي
بر نوع و نحوه تصميم گيري رهبران اين كشورها تاثير بگذارند.
) freedom house به گفته وي سازمان هايي مانند خانه آزادي (
و ديگر سازمان ها همچون « هيومن رايت واچ » در كشورهاي آسياي مركزي و
قفقاز مستقر شدند و زمينه مساعدي براي فعاليت اين سازمان ها در غالب
حمايت از حقوق بشر و آزادي هاي مدني و اجتماعي فراهم شد و در واقع
چنين سازمان هايي توانستند فعاليت خود را آغاز كرده و گسترش دهند.
وي در خصوص فعاليت اين سازمان ها در امور ديني و تاثيرگذاري بر
ها NGO مسلمانان براي گرويدن به مسيحيت
گفت : اين سازمان ها و
اهداف چند منظوره را دنبال مي كنند كه ابزارهايش نيز مختلف است و از آن
جمله استفاده از ابزارهاي ديني و تشكيل گروه هاي مذهبي و ورود آنها به
كشورهاي آسياي مركزي است . به عنوان نمونه جدا از فعاليت سياسي حتي
سفارتخانه هاي خارجي در جمهوري هاي آسياي مركزي فعال هستند و از
شخصيت هاي متمايل به اين فعاليت ها دعوت مي كنند.
وي مي گويد : واقعيت اين است كه بعد از برداشتن موانع 70 ساله سلطه
كمونيست نوعي بلاتكليفي در اذهان عمومي
در نوع نگرش
فرهنگ و
ارزش هاي جوامع آسياي مركزي و قفقاز پديد آمد و همين امر باعث شد كه
آحاد جامعه هر كدام به سويي حركت كنند. وي عنوان كرد : به عنوان مثال در
يك خانواده قزاق به وفور شاهديم كه مادر مسيحي است
پدر مسلمان
است و فرزندان به سمت گرايش هاي بودايي و گرايش هاي مذهبي و فرهنگي
شرقي كشش يافته اند; در خانواده كه كانون اوليه اجتماع است
شاهد تعدد
مذهب
عقايد و ارزش ها هستيم و چنين زمينه هايي را سازمان ها و
هاي خارجي در قالب حقوق بشر
آزادي بيان و آزادي هاي مدني و NGO
اجتماعي فراهم كرده اند.
اين كارشناس مسائل آسياي مركزي و قفقاز يادآور شد : فرقه هاي مختلفي در
آسياي مركزي فعال است و از جمله ارتدوكس مذهبي كه نشات گرفته از
تسلط 70 ساله شوروي سابق است
مي باشد كه نوع افراطي آن در قالب
سازمان هاي غير دولتي در آسياي مركزي فعال هستند و همين امر منجر به
ايجاد نوعي تشتت و گونه گوني در فرهنگ
دين
مذهب
خانواده
جامعه و
اقتصاد شده است و امروزه مبارزه با اين سردرگمي و تشتت آرا مذهبي و
ارزشي از دغدغه هاي اصلي رهبران كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز است .
اين كارشناس مسائل آسياي مركزي و قفقاز با اشاره به تشديد فعاليت
ميسيونرهاي مذهبي و سازمان هاي باصطللاح طرفدار حقوق بشر در اين
منطقه
ادامه داد : تاثير فعاليت سازمان هاي خارجي بستگي به نوع برخورد
جمهوري هاي آسياي مركزي و قفقاز و حتي افكار عمومي با فعاليت اين
سازمان ها دارد
اگر چه تمامي تحولات در منطقه به فعاليت اين سازمان ها
برنمي گردد بلكه فعاليت بهتر سازمان هاي خارجي در منطقه وابسته به
فرهنگ و باورهاي عمومي در جمهوري هاي آسياي مركزي و قفقاز است كه
نشات
شكل و قالب گرفته از فرهنگ شوروي سابق است .
وي افزود : فرهنگ سياسي حاكم بر اين جوامع به موثر و فعال بودن
هاي خارجي كمك مي كند . هنگاميكه انقلاب هاي NGO سازمان ها و
رنگين در قرقيزستان شكل گرفت كسي نگفت كه اين انقلاب را بنياد سورس
طرح و برنامه ريزي كرده بلكه تحليل ها به اين سمت رفت كه روسيه بحران را
مديريت كرده تا انقلاب هايي كه در اوكراين و گرجستان شكل گرفت
در
قرقيزستان شكل نگيرد.
بنيادهايي چون « خانه آزادي »
هريتيج
رند
اينترپرايز
واشنگتن پرايز
كارنگي
مركز نيكسون و غيره اگر چه در ظاهر
فعاليت هايي همچون حقوق بشر و كمك هاي بشردوستانه انجام
مي دهند
اما در واقع يك زنجيره تكميل كننده براندازي
نظامها براي تحقق سلطه بر امور كشورها هستند
« نيكلاي پاتريشف » رئيس سرويس امنيت فدرال روسيه :
سازمان هاي غير دولتي آمريكايي و غربي با راه اندازي
انقلاب هاي رنگين در جمهوري هاي شوروي سابق
در واقع
حاكميت روسيه را هدف گرفته اند
سياست تغيير حكومت ها در آسياي مركزي و قفقاز و تسلط بر
اين منطقه از سوي مقامات آمريكايي همچنان در دستور كار
است
سازمان هاي غير دولتي در چارچوب اهداف تعريف شده
خود فعال بوده تا ضمن گسترش نفوذ خود در كشورهاي آسياي
مركزي
بر نوع و نحوه تصميم گيري رهبران اين كشورها تاثير
بگذارند
ها اهداف چند منظوره را دنبال مي كنند كه NGO
ابزارهايش نيز مختلف است و از آن جمله استفاده از ابزارهاي
ديني و تشكيل گروه هاي مذهبي و ورود آنها به كشورهاي
آسياي مركزي است

| |