روزنامه جمهوري اسلامي 10/07/1385 صفحه عقيدتي

  • اسراف و زياده روي
  • آشنايي با آثار قرآني ـ به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 8
  • در جستجوي ليله القدر
  • *****
    اسراف و زياده روي


  • حضرت علي (ع ) :
    آگاه باشيد كه بخشيدن مال در غير موردش تبذير و اسراف است . اين كار ممكن است در دنيا باعث سربلندي بخشنده باشد اما در آخرت موجب سرافكندگي وي مي گردد.
    اسراف را كنار بگذار و ميانه روي پيشه كن از امروز به فكر فردا باش و از اموال دنيا به مقدار ضرورت براي خويش نگهدار و زيادي را براي از پيش بفرست .]قيامت [روز نيازت
    براي اسراف كننده سه نشانه است : بالاتر از شان خود مي خورد و بالاتر از شان خود مي پوشد و آنچه را كه در شانش نيست خريداري مي كند.
    ميانه روي كم را رشد مي دهد و زياده روي زياد را نابود مي كند.
    دورانديش كسي است كه از تبذير و اسراف خود را دور نگه دارد.
    تندروي در هر كاري زشت و نكوهيده است مگر در كارهاي نيك .
    خردمندي آن است كه ميانه روي پيشه كني نه اسراف وعده و قولي كه دادي تخلف نكني و اگر خشمگين شدي بردباري نمايي .
    براي تو خوش تدبير بودن به مقدار نياز روزانه كارسازتر از دارايي بسيار با اسراف است .
    جانهايتان را با عفت و پاكدامني بياراييد و از ولخرجي و تندروي دوري گزينيد.
    اسراف زشتي سخاوت است .
    اسراف را رها كن زيرا اسراف كننده نه بخشش و جود او مورد ستايش قرار مي گيرد و نه فقرش موجب ترحم و دلسوزي است .
    كم خوراكي از عفت و پاكدامني است و پرخوري از اسراف و تندروي است .

  • *****
    آشنايي با آثار قرآني ـ به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 8




  • آشنايي با قرآن

    اثري از متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
    « آشنايي با قرآن » يكي از آثار بسيار گرانبهاي متفكر شهيد آيت الله مرتضي مطهري است كه توسط انتشارات صدرا و در مجلدات متعدد منتشر شده است . اين تفسير مجموعه گفتارهايي است كه استاد گرانقدر در جلسات تفسيري خود پيرامون فرهنگ و معارف اسلامي مطرح كرده اند و از آنجا كه حاضران در اين جلسات عموم مردم بوده اند مطالب مطرح شده بسيار روان و گويا و قابل استفاده براي همگان مي باشد.
    شوراي نظارت بر نشر آثار متفكر شهيد مرتضي مطهري درباره مشخصات اين اثر تفسيري توضيح مي دهد :
    « آشنائي با قرآن » مجموعه سلسله گفتاري است كه استاد شهيد مرتضي مطهري در يكي از جلسات هفتگي خود در تهران ايراد نموده است .
    استاد مطهري در مدت بيش از25 سال كه در تهران اقامت داشت جلسات متنوعي با طبقات و اقشار گوناگون بصورت هفتگي و يا ماهانه داشت كه هر كدام مثمرثمرات ارزنده اي گرديد و از جمله جلسه هفتگي « تفسير قرآن » بود كه البته شركت كنندگان در اين جلسه بيشتر از توده مردم بودند.
    بي شك اگر استاد شهيد در يك انجمن علمي قرآن را تفسير مي نمود با احاطه اي كه به علوم اسلامي داشت و با دقت نظر و موشكافي مخصوص به خود و باعشق وافري كه به قرآن مي ورزيد اين تفسير اوج ديگري مي يافت اما با توجه به بافت انجمن چه نيكو است كه بگوئيم هدف استاد تنها « آشنائي » شنوندگان باقر آن بوده است .
    درست نمي دانيم اين بحثها از چه سالي و از كجاي قرآن شروع شده است . ولي با توجه به بعضي از قرائن ظاهرا از سوره مريم شروع ده و به آخر قرآن رسيده و بار ديگر از ابتداي قرآن آغاز گشته كه در اين بار تنها تا آيه 23 سوره بقره بحث و گفتگو شده است . در هر حال فعلا آنچه كه در دست است و از نوارهاي موجود استخراج شده است جز 29 و 30 قرآن است (آنهم با نقص بعضي از سوره ها) و نيز تفسير سوره حمد و مقداري ا زسوره بقره . بنابراين تفسير سوره حمد و بقره با آنكه در اين مجموعه مقدم شده اما از نظر زمان ـ شايد چند سال ـ بعد از جز 29 و 30 كه قسمتهاي بعدي اين مجموعه را تشكيل ميدهد بحث شده و بهمين جهت نقطه نظرهاي تازه اي در اين قسمت مورد توجه قرار گرفته است .
    اين بحثها مقارن با ايامي بود كه مكتبهاي انحرافي و التقاطي دست بكار تفسير قرآن شده بودند و به ميل و ذوق خود قرآن را بر مباني مادي توجيه و تفسير مي كردند و استاد شهيد مطهري شايدـ نخستين كسي بو دكه اين جريان را شناخت و روي انحرافات آنان انگشت گذارد و بشدت اعلام خطر كرد و هر جا در نوشته ها و گفتارهاي خود تناسبي ديد به بحث و توضيح پيرامون آن كژ انديشيها پرداخت . و از جمله در همين بحثهاي قرآني كه جابجا تحريفها و كژيهايشان را پاسخ لازم داده و سرسختانه از حقايق قرآني دفاع نموده و سرانجام نيز « جان » در اين راه گذارد.
    در هرحال در سالهاي اخير مكررا از استاد ميخواستند كه اين بحثها كه از نوار پياده شده بود تدوين و چاپ و نشر شود تا مورد استفاده همگان قرار گيرد و استاد نيز منتظر فرصت بود و بالاخره اين مهم را بعهده يكي از دوستانشان گذارد تا با پيراستن بحثها از زوائد و تلفيق جلسات و احيانا توضيح موارد لازم آنها را آماده نشر نمايد.
    اين كار شروع شد و تفسير سوره حمد و قسمتي از سوره بقره بهمين سبك انجام يافت و بنظر استاد هم رسيد و احيانا مطالب و توضيحاتي هم بر آنها افزودند كه شهادت جانگداز استاد پيش آمد و بناچار بقيه مطالب و نيز تفسير جز 29 و 30 قرآن با حفظ امانت و تنها با حذف زوايد و جملات مكررـ كه معمولا در گفتار وجود داردـ تنظيم و آماده نشر شد.
    ضمنا استاد شهيد در سال 1352 يك سلسله سخنرانيهائي را در دانشگاه صنعتي شريف آغاز كرده بود با عنوان » شناخت قرآن » كه بنا بود مدخلي باشد براي يك رشته از بحثهاي عميق و اساسي عقيدتي پيرامون معارف قرآن كه البته با شروع اعتصابات دانشجوئي در آذرماه همان سال و هجوم گارد مزدور به كلاسهاي درس و تعطيل دانشگاه آن كار نيز ناتمام ماند و تنها پنج جلسه سخنراني از آن بيادگار باقي ماند كه با توجه به تناسب مطالب آنها نيز از نوار استخراج و تنظيم شد و بصورت مقدمه و مدخلي بر تفسير قرآن ضميمه اين مجموعه و جز نخست آن قرار داده شد.
    « بيماري عصرما » عنوان مطلبي است كه از جلد يازدهم كتاب آشنايي با قرآن برگزيده و تقديم خوانندگان مي كنيم :
    اين يك بيماري است كه در عصر ما رايج شده است . در قديم هم بوده است . در قديم به شكلهاي ديگري بوده . در هر زماني به شكلي پيدا مي شود. زماني اسماعيليها زماني متصوفه بالخصوص و در هر دوره اي عده اي گرايشي به طرفي پيدا مي كنند بعد به گرايش خود شان قناعت نمي كنند قرآن را براي آن گرايش ابزار قرار مي دهند. اين همان معناي تفسير به راي است كه به آن شدت ممنوع است . اسماعيليها گروهي منشعب از شيعه و شش امامي هستند اما يك گروه منشعب از شيعه كه خود شيعه اينها را اصلا نامسلمان و كافر مي داند. ما گروه انشعابي ديگر هم از شيعه داريم ولي آنها را نامسلمان نمي دانيم . مثلا زيديها كه الان در يمن هستند گروه شيعه اي هستند كه از شيعه دوازده امامي منشعب اند و از امامهاي ما تا چهار امام يعني تا امام زين العابدين را بيشتر قبول ندارند و مي گويند امام بعد زيد بن علي بن الحسين برادر حضر باقر است . زيد خودش هم به اعتقاد ما شيعه مرد بزرگواري بوده يعني ائمه او را تاييد كردند و مرد مجاهدي بوده و در راه خدا شهيد شد. بعد هم پسرش يحيي بن زيد به دست بني اميه شهيد شد. يك شهادت خيلي جانگدازي دارد. بعد از شهادت حضرت سيدالشهدا شهادت زيد و بعد هم شهادت يحيي بن زيد بود و هر دوي اينها مخصوصا خود زيد از طرف ائمه اطهار تاييد شده اند. زيد خودش مدعي امامت در مقابل برادرشان حضرت امام محمد باقر نبوده ولي بهد يك عده از افراد افراطي چون در مذهب زيدي آنچه كه اصل است قيام است . گفتند زيد خودش اساسا امام بوده و بعد (اين فكر) به صورت يك مذهب در آمد.
    به هرحال زيديها انشعابي هستند از مذهب شيعه و به عقيده ما شيعه ها و به عقيده اهل تسنن اينها مسلمان هستند مثل همه مسلمانهاي ديگر. ولي اسماعيليها با اينكه تا شش امام را قبول دارند يعني امام باقر و امام صادق را هم قبول دارند و از امام صادق جدا ميشوند اما اينها آنقدر عقايد انحرافي دارند كه از اصول اوليه اسلام منحرف شده اند. بزرگترين انحراف اينها اين بود كه به توجيه و تاويل دست مي زدند و همه چيز را تاويل مي كردند. براي دين ظاهر درست كردند و باطن آنهم چه باطني ! شك ندارد كه دين ظاهر و باطن دارد اما باطني كه اينها درست كردند يك باطني بود كه خودشان براي خودشان ساخته بودند. مثلا به آنها مي گفتيم در قرآن نماز آمده مي گفتند ناز ظاهرش اين است ولي باطنش اين است تو باطنش را بگير ظاهرش را رها كن . روزه ظاهري دارد و باطني باطنش را بگير و ظاهرش را رها كن . هر دستور از دستورهاي دين را گفتند ظاهري دارد و باطني ظاهرش را رها كن باطنش را بگير. نتيجه اش اين است كه اينها امام حي و حاضري پيدا كرده اند كه در اروپاست و در جلو چشم همه مردم دنيا دائما عياشي مي كند. يكي از عياش ترين مردم دنيا اين آقاخان ها هستند. تا پدر بزرگ اينها بود كه هيكل درشت و سنگيني هم داشت سالي يك بار او را وزن مي كردند و از الماس و طلا به او ميدادند. يكي از پولدارترين پولدارهاي دنيا اوست چون ديگر همه چيز شد باطن .
    متصوفه هم به گونه ديگري به توجيه و تاويل آيات پرداختند كه اين كار بسيار غلطي بود.
    در عصر ما كه از ايران هم شروع نشده شايد از هند و مصر شروع شد يكي عده متجدد مسلك پيدا شدند و آمدند تفسير براي قرآن بنويسند. اينها شروع كردند به توجيه كردن و تاويل كردن آيات قرآن مطابق ميل خودشان . ولي رايش اينها گرايش حسي و به اصطلاح قرآن گرايش شهادتي بود. هر چه كه جنبه غيبي و معنوي و روحي دارد اينها را به امور حسي و محسوس تاويل كردند. حتي تمام معجزاتي كه در قرآن بيان شده است از هر پيغمبري هر معجزه اي بيان شده است آن را به يك شكل عادي و حسي و شهادتي تاويل كردند. مثلا اگر درباره حضرت عيسي در قرآن آمده است كه مرده را زنده مي كرد كور مادر زاد را بينا مي كرد پيسي هاي غير قابل علاج را معالجه مي كرد به معجزه الهي گفتند مقصود از اينكه مرده را زنده مي كرد اين است كه اين مردم گمراه را به راه مي آورد دلشان را زنده ميكرد. كورهاي مادر زاد را بينا مي كرد مقصود اين است كه حضرت عيسي مردمي را كه از اول عمرشان در گمراهي به سر مي برده اند هدايت مي كرد يعني يك كار عادي . تمام معجزات موسي را از جمله اينكه عصاي موسي اژدها شد و موسي يد بيضا داشت به يك سلسله امور عادي (تاويل مي كنند) يعني تمام غيبها را به شهادت تاويل مي كنند. اگر در قرآن مثلا ملائكه هست مي گويند مقصود از ملائكه همين نيروهاي مادي عالم است . مثلا قوه جاذبه عمومي خودش ملك است ملك يعني همين جور چيزها در صورتي كه اينها بازي گرفتن و حي الهي است . قرآن آمده ما را بالا ببرد ما قرآن را در حد خودمان پايين ميآوريم . در اين حد كه ديگر قرآن و پيغمبر نمي خواست . اگر بنا بود در حدودي كه بشر با مساعي علمي و فكري و حسي خودش مسائل را درك مي كند (وحي نازل شد و) اين كه حد خود بشر است . مسئوليت درك مسائلي مانند قوه جاذبه عمومي و قوه مغناطيس با خود بشر است كه با فكر خودش اينها را درك كند و درك هم مي كند. پيغمبران آمده اند عوالمي را به انسان ارائه بدهند كه اين عوالم وجود دارد و انسان از اين عوالم نزول كرده است واز اين عوالم هم بالا ميرود يك امر بيگانه با انسان هم نيست . انسان بايد چشم دلي و چشم بصيرتي در اين دنيا باز كند و به حقايقي ايمان بياورد كه حقايق ايماني حقايق نبوي و معارف الهي است .
    بنابراين كار صحيحي نيست كه ما هر جا در قرآن راجع به ملائكه بحث كرده است ملائكه را به شكلي به امور مادي توجيه كنيم . قرآن كه اين همه در اين زمينه ها تكرار مي كند براي اين است كه مي خواهد اين مسائل را در فكر ما وارد كند.
    تفسير استاد مطهري از قرآن كريم در ايامي صورت گرفت كه مكتب هاي انحرافي و التقاطي دست به كار تفسير قرآن شده بودند و به ميل و ذوق خود قرآن را برمباني مادي توجيه و تفسير مي كردند
    متفكر شهيد استاد مطهري به خوبي جريان انحرافي و التقاطي و تحريف كننده آيات قرآن كريم را شناخت و كژانديشي ها و تحريف هاي آنان را پاسخ داد و سرسختانه از حقايق قرآني دفاع نمود و سرانجام نيز جان در اين راه گذاشت و به افتخار بزرگ شهادت در راه خدا نائل آمد

  • *****
    در جستجوي ليله القدر


  • عبدالكريم عابديني
    قسمت سوم
    رابطه سوره « قدر » با سوره « شمس »
    سوره « قدر » كه در ترتيب نزول پيش از سوره شمس نازل شده است حكايت شب قدر است و نزول قرآن كتابي كه نور و هدايت را به ارمغان آورده است . ولايت علي بن ابي طالب (ع ) در اين شب نازل شده است 11 و فرشتگان نيز در همين شب بر زمين فرود آمده اند.
    نزول « قرآن كريم » نزول فرشتگان الهي و نيز نزول ولايت انسان كامل شب ديجور زمين و زمينيان را روشنايي بخشيده و بارش باران وحي شور و نشاط زندگي معنوي و حيات طيبه را صدچندان كرده است ; و خداوند بعد از اين همه نورافشاني و روشن گري سوگند ياد مي كند كه : (و الشمس و ضحاها و القمر اذا تلاها والنهار اذا جلا ها ... و نفس و ما سواها).
    مقايسه بين مضامين احاديثي كه از تاويل شمس و قمر روز و شب سخن به ميان آورده اند با آنچه در باره سوره مباركه قدر در احاديث آمده است از اسرار حقايق و معارفي خبر مي دهد كه دستيابي بدان بدون استمداد از بيانات روشنگر پيامبر(ص ) و ائمه اطهار(ع ) براي انسان مقدور نخواهد بود.
    شان نزول سوره مباركه « قدر »
    عن ابن المسيب قال : قال رسول الله (ص ) ارايت بني اميه يصعدون منبري فشق ذلك علي فانزل الله : (انا انزلناه في ليله القدر)12
    « رسول خدا (ص ) فرمود : در عالم خواب به من نشان دادند كه بني اميه از منبرم بالا مي روند بر من گران آمد پس سوره (انا انزلناه في ليله القدر) بر من نازل شد » .
    بني اميه ره آورد رسول اكرم (ص ) و دين و آيين او را دستخوش اميال خويش قرار داده و به زعم خود آن را به بازي گرفته بودند با سپري شدن دوران بني اميه بني عباس اين بازي كودكانه را هزار ماه ادامه دادند; اما اكنون از آن بازيگري جز ننگ و رسوايي چيزي باقي نمانده است ; در حالي كه آيين محمدي (ص ) هر روز بيش از پيش بالنده و توفنده مي رود تا تمامي قلب ها را به تسخير خويش درآورد و آيين يگانه جهانيان شود; و اين همه از بركات ليله القدر و سرمكنون آن يعني قرآن و ولايت عترت طاهرين (ع ) است .
    فضيلت هاي سوره مباركه قدر
    درباره فضيلت سوره مباركه قدر روايات زيادي وجود دارد; از جمله :
    حضرت رسول اكرم (ص ) فرموده است : « من قرا سوره القدراعطي من الاجر كمن صام رمضان و احيا ليله القدر » 13 ;
    « كسي كه سوره قدر را قرائت كند اجر روزه ماه رمضان و احياي ليله القدر به او داده شود » .
    حضرت امام باقر(ع ) فرموده است : « من قرا (انا انزلناه في ليله القدر) و يجهر بها صوته كان كالشاهر سيفه في سبيل الله و من قراها سرا كان كالمتشحط بدمه في سبيل الله و من قراها عشر مرات غفرت له علي نحو الف ذنب من ذنوبه » 14 ;
    « هر كس (انا انزلناه في ليله القدر) را آشكارا بلند قرائت كند مانند كسي خواهد بود كه در راه خدا شمشيرش را كشيده باشد و كسي كه اين سوره را نهاني بخواند مانند كسي است كه در راه خدا در خون خود تپيده باشد و كسي كه آن را ده مرتبه قرائت كند برابر هزار گناه از گناهانش آمرزيده مي شود » .
    حضرت امام صادق (ع ) فرموده است : « (انا انزلناه في ليله القدر) سوره النبي (ص ) و اهل بيته صلوات الله عليهم اجمعين » .15
    فضل بن العثمان مي گويد : نزد امام صادق (ع ) از(انا انزلناه في ليله القدر) ياد شد حضرت فرمود : « ما ابين فضلها علي السور » . قال : قلت : و اي شيي فضلها قال : « نزل ولايه اميرالمومنين (ع ) فيها » . قلت : في ليله القدر التي نرجيها في شهر رمضان قال : « نعم هي ليله قدرت فيها السموات و الارض و قدرت ولايه اميرالمومنين (ع ) فيها » 16 ;
    « چقدر آشكار است برتري سوره قدر نسبت به سوره هاي ديگر. او مي گويد : عرض كردم : برتري سوره قدر چه چيزي است ) فرمود : ولايت اميرالمومنين (ع ) در آن نازل شده است . گفتم : در ليله القدري كه ما آن را در ماه رمضان اميد داريم فرمود : بلي آن شبي است كه تقدير آسمان ها و زمين و تقدير ولايت اميرالمومنين (ع ) در آن است » .
    و كان علي (ع ) اذا راي احدا من شيعته قال : « رحم الله من قرا (انا انزلناه ) » 17 ;
    « و علي (ع ) هرگاه يكي از شيعيان خود را مي ديد مي فرمود : « خداوند مشمول رحمت خويش قرار مي دهد كسي را كه (انا انزلناه ) را قرائت كند » .
    علي (ع ) : « لكل شيي ثمره و ثمره القرآن (انا انزلناه ) و لكل شيي كنز و كنز القرآن (انا انزلناه ) و لكل شيي عون و عون الضعفا (انا انزلناه ) و لكل شيي يسر و يسر المعسورين (انا انزلناه ) و لكل شيي عصمه و عصمه المومنين (انا انزلناه ) ... ولكل شيي هدي و هدي الصالحين (انا انزلناه ) و لكل شيي سيد و سيد القرآن (انا انزلناه ) و لكل شيي زينه و زينه القرآن (انا انزلناه ) و لكل شيي فسطاط و فسطاط المتعبدين (انا انزلناه ) و لكل شيي بشري و بشري البرايا (انا انزلناه ) و لكل شيي حجه و الحجه بعد النبي (ص ) في (انا انزلناه ) فآمنوا بها
    قيل : و ما الايمان بها
    قال : انها تكون في كل سنه و كل ما ينزل فيها حق » 18 ;
    « هر چيزي ميوه اي دارد و ميوه قرآن (انا انزلناه ) است و براي هر چيزي گنجي است و گنج قرآن (انا انزلناه ) است و براي هرچيزي ياوري است و ياور ضعيفان (انا انزلناه ) است و براي هر چيزي آساني و گشايشي است و گشايش كساني كه در سختي فشار تنگدستي و بينوايي هستند (انا انزلناه ) است و براي هر چيز مصونيتي است و مصونيت مومنان (انا انزلناه ) است و براي هر چيز هدايتي است و هدايت صالحان (انا انزلناه ) است و براي هر چيز آقا و سروري است و آقا و سرور قرآن (انا انزلناه ) است و براي هر چيز زيور و زيبايي است و زيور و زيبايي قرآن (انا انزلناه ) است و براي هرچيز خيمه سايبان و پناه گاهي است و سايبان پناه گاه و خيمه اهل تعبد (انا انزلناه ) است و براي هر چيز بشارتي است و بشارت خلايق (انا انزلناه ) است و براي هر چيز حجتي است و حجت بعد از پيامبر(ص ) در (انا انزلناه ) است . پس به آن ايمان بياوريد
    گفته شد : ايمان به آن چيست ((چگونه است )
    حضرت فرمود : اين كه آن (ليله القدر) در هر سالي وجود دارد و اينكه آنچه در آن نازل مي شود حق است » .
    بخش اخير حديث اشاره اي است به استمرار (ليله القدر) و نزول ولايت علي ابن ابي طالب (ع ) كه سرسلسله امامت و ولايت اولياي الهي است .
    حضرت امام محمد تقي (ع ) فرمود : « يا معشر الشيعه خاصموا بسوره (انا انزلناه ) (في ليله القدر)تفلجوا فوالله انها لحجه الله تبارك و تعالي علي الخلق بعد رسول الله (ص ) و انها لسيده دينكم و انها لغايه علمنا ... » 19 ;
    « اي گروه شيعه با سوره (انا انزلناه ) (با مخالفان )مباحثه و مخاصمه كنيد تا پيروز شويد به خدا سوگند آن سوره پس از رسول خدا (ص ) حجت خداي تبارك و تعالي بر مردم است و سرور دين شما و نهايت دانش ماست ... » .
    در اين حديث شريف به اسرار سوره مباركه و ليله القدر و آنچه در ليله القدر نازل شده است از جمله قرآن كريم و ولايت علي بن ابي طالب (ع ) اشاره شده است .
    « علي بن ابراهيم عن ابيه عن ابن ابي عمير عن غيرواحدعن ابي عبدالله (ع ) قالوا : قال له بعض اصحابنا قال و لا اعلمه الاسعيدا السمان كيف يكون ليله القدر خيرا من الف شهر قال العمل فيها خير من العمل في الف شهر ليس فيها ليله القدر » 20 ;
    « يكي از اصحاب حضرت امام صادق (ع ) كه علي بن ابراهيم قمي او را كسي غير از سعيدسمان نمي داند از آن حضرت پرسيد : چگونه ليله القدر از هزار ماه بالاتر است )
    حضرت فرمود : عمل در آن از عمل در هزار ماهي كه در آن ليله القدر نباشد بالاتر است » .
    يادآوري
    ناگفته نماند كه دست يابي به آثار و بركات مترتب بر سوره ها و بهره مند شدن از ثوابي كه براي قرائت و تلاوت هر سوره بيان شده است در صورتي است كه اين سوره ها با تعقل و تدبر مطالعه شود انس و الفت محبت و دلبستگي با معارف آيات الهي به وجود آيد و قرائت و تلاوت آن تمسك و اعتصام به قرآن براي رسيدن به ساحت قرب و وصال حضرت حق (جل و علا) باشد و به مضامين آن عمل شود; چرا كه در آيات و روايات مطالب ديگري نيز بيان شده است كه بايد مورد توجه قرار گيرد; از جمله : (ا فلا يتدبرون القرآن ام علي قلوب اقفالها) 21 ;
    « آيا در قرآن نمي انديشند يا بر دل ها قفل زده شده است ) » .
    و سخن رسول خدا(ص ) كه : « رب تال للقرآن و القرآن يلعنه » 22 ;
    آن حضرت همچنين فرموده است : « انت تقرا القرآن ما نهاك فاذا لم ينهك فلست تقروه » 23 ;
    « تو تا زماني قرآن مي خواني كه تو را (از گناه )باز مي دارد و اگر باز نداشت قرآن نخوانده اي » .
    پاورقي :
    11 ) نور الثقلين ج 252 .8
    12 ) االدر المنثور ج 520 .8
    13 ) مستدرك الوسائل ج 4 ص .360
    14 ) كافي ج 621 .2
    15 ) من لا يحضره الفقيه ج 315 .1
    16 ) بحار الانوار ج 331 .89
    17 ) بحارالانوار ج 331 .89
    18 ) بحارالانوار ج 331 .89
    19 ) كافي ج 1 ص 249 ح .6
    20 ) كافي ج 4 ص 157 ح .4
    21 ) محمد .24
    22 ) مستدرك الوسائل ج 4 ص .249
    23 ) شرح ابن ابي الحديد ج 23 .10