حضرت علي (ع ) :
امام (ع ) بعد از جنگ صفين و نهروان اصحابش را براي ادامه نبرد
تحريص كرد و فرمود : ... شما را به راه روشني واداشتم كه جز افراد
ناشايسته در آن هلاك نشوند
هر كس در اين راه استقامت گزيد به
جانب بهشت شتافت و كسي كه پايش لغزيد به جهنم روانه شد.
تندرستي
همراه با پايداري است .
كسي كه نفسش برايش پايدار نباشد پس ديگري را كه برايش پايداري
نكند ملامت ننمايد.
نتيجه و ميوه خرد
استقامت است .
برترين خوشبختي
پايداري در دين است .
بر تو باد بر استقامت در راه راست
كه برايت بزرگواري مي آورد و از
سرزنش ديگران بي نيازت مي سازد.
چگونه استقامت مي ورزد دل كسي كه در دينش پايداري ندارد
هيچ روش و مسلكي سالمتر از استقامت (در راه راست ) نيست .
كسي كه به تندرستي و سلامت خود مايل است بايد نفس خويش را به
استقامت (در راه راست ) پاي بند سازد.
هيچ راهي شريفتر از پايداري (در دين ) نيست .

*****
آشنايي با آثار قرآني
به مناسبت ماه بهار قرآن ـ 7
فرهنگ قرآن
|

كليد راهيابي به موضوعات و مفاهيم قرآن كريم
« فرهنگ قرآن » كتابي است بسيار ارزشمند كه توسط آيت الله هاشمي
رفسنجاني تحقيق و تدوين يافته است و پس از انجام مراحلي از كار
محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن نيز در تداوم اين پژوهش شركت
جسته اند. اين اثر عميق و ابتكاري
در حكم كليدي است كه درب هاي ورود
به گنجينه هاي گرانبهاي موضوعات و مفاهيم قرآني را مي گشايد و هر شيفته
معارف كتاب الهي را با فرهنگ جامع و رهايي بخش و سعادت آفرين قرآن
آشنا مي سازد و روح عطشناكش را از اين چشمه سار زلال و ژرف سيراب
مي نمايد. اين اثر توسط انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم به
زيور طبع آراسته شده و در چندين مجلد به جامعه اسلامي عرضه گرديده
است . آيت الله هاشمي رفسنجاني در مقدمه اي كه بر اين كتاب نگاشته اند از
دغدغه هاي فكري و اشتياق و آرزوي وصف ناپذير خود براي انجام اين
پژوهش سخن به ميان آورده و مراحل مختلف اين كنكاش و تلاش علمي را
توضيح داده اند. بخشي از اين مقدمه را كه راهنماي آشنايي با اين اثر
ارزشمند است مرور مي كنيم .
آرزوي مقدس
چه شيرين است مشاهده شروع تحقق يك آرزوي مقدس و ديرين ! با
همه وجود
با انتشار اولين مجلد از مجموعه فرهنگ قرآن
اين شيريني را
حس مي كنم
به مثابه حلاوت پيروزي در جهادي عظيم و مقدس
ساليان
طولاني بي صبرانه در انتظار تحقق چنين آرماني بوده ام .
از دوران جواني كه عشق به تحقيق در معارف كتب آسماني در من به
وجود آمد و مطمئن ترين منبع تحقيق را در تعاليم ديني
قرآن مي دانستم .
براي شناخت هر موضوعي كه در برنامه مطالعه ام قرار مي گرفت
نخست به
سراغ قرآن مي رفتم ; اما بسيار اتفاق مي افتاد كه براي به دست آوردن ديدگاه
قرآن درباره موضوعي
نمي دانستم در كجاي قرآن بايد به سراغ آنها رفت .
تفاسير موجود هم در اين زمينه راهي ارائه نمي دادند.
خيلي متاسف بودم كه چرا مسلمانان تاكنون سرمايه گذاري كافي براي
اين كتاب آسماني نكرده اند. در طول ساليان دراز
چرا دائره المعارف جامعي
براي قرآن تدوين نشده است كه جويندگان حقيقت
و طالبان هدايت از آن
بهره بگيرند
در راه جست وجو
براي يافتن تمامي ابعاد يك موضوع
دو يا سه بار تمام قرآن را مرور
مي كردم ; اما چنين كاري نه همواره مقدور بود و نه اطمينان بخش ; چنين
كاري براي هزاران موضوع قرآني فرصت زيادي مي طلبد و از طرفي هم به
دليل شتاب و تنوع موضوع ها
چندان اطمينان خاطري پيدا نمي شود كه همه
آيات در يك موضوع
مورد كاوش قرار گرفته است . البته اين تلاش ها تاثيري
شگرف و عميق از لحاظ تربيتي و رشد اطلاعات در من برجاي گذاشت .
براي برآوردن خواسته خودم در دسترسي آسان به موضوعات دل خواه
قرآني و نيز خدمت به ميليون ها مسلمان و شيفتگان قرآن
در همان جواني
تصميم گرفتم راهي كه كسي نرفته بود طي كنم . اگرچه چنين تصميمي در آن
هنگام بلندپروازي تلقي مي شد; اما فكر كردم اگر به هدف هم نرسم
نفس كار
بر روي آيات قرآن سازنده و مفيد خواهد بود. تجربه عيني را در خودم
داشتم . با هر كسي هم كه مشورت كردم و كار را با او در ميان گذاشتم تشويقم
كرد و كمتر مخالفتي ديده شد.
در آن زمان بخش قابل توجهي از قرآن را حفظ بودم و لذت انس با قرآن
را آزموده بودم و همين سرمايه هميشه همراه من بود كه به من كمك مي كرد تا
از هر فرصتي براي انديشيدن در مفاهيم قرآن استفاده نمايم . لحظه هاي قبل
از خواب و هنگام راه رفتن نيز از اين موارد بودند.
تامل در ابعاد ژرف و گسترده مفاهيم قرآن به خوبي نشان مي داد كه چنين
طرح عظيمي نيازمند فرصت
تمركز فكر و توان بالاي نيروي انساني است .
چنين كاري همواره انديشه ام را به خود مشغول كرده بود; تا اين كه به تفصيل
الاذيات تاليف ژول لابوم فرانسوي برخورد كردم . از آشنايي با اين كتاب
بسياري خوشحال شدم ; اما طولي نكشيد كه با بررسي و مطالعه
دريافتم آن
چيزي كه من در پي آن هستم
اين كتاب نيست ; چه اين كه تهيه كننده آن
تنها به كلياتي اكتفا كرده و در همان عنوان هاي موجود هم استقراي كاملي
صورت نداده و همه آيات مربوط به هر موضوعي را جمع آوري ننموده است .
اين كتاب
راضي ام نكردم .
در ادامه كار با كتاب ارزنده المعجم المفهرس لالفاظ القرآن كريم اثر
استاد محمد فواد عبدالباقي آشنا شدم و استفاده زيادي از آن بردم و هنوز هم
مي برم . پس از آشنايي با اين اثر فكر كردم كه با وجود اين كتاب ارزشمند
نيازي به كار جديد نيست . با دوستان هم مشورت كردم ; اما به اين نتيجه
رسيدم كه تنظيم الفاظ
جويندگان را از معجمي معنايي و تفسيري روشن
بي نياز نمي كند
بخصوص وقتي توجه شود به اين كه در قرآن وجوه و نظائر
كنايات
اشارات
مجاز
و... وجود دارد و نيز باتوجه به موقعيت نزول آيات
و سوره ها
سياق آيات و... نكته ها و مطالبي به دست مي آيد كه در معجم
الفاظ جاي چنين نكته هايي خالي است .
كتاب ارزشمند نجوم الفرقان في اطراف القرآن نوشته محقق و
شرق شناس آلماني گوستاوفلوگل را هم ديدم
تصور كردم كه مي تواند كارآمد
باشد; اما با وجود خدمت بزرگ آن
نمي تواند نقش يك معجم معنايي جامع
را ايفا نمايد.
در ادامه بررسي و جست وجو
سرانجام
توفيق براي تدوين كليد
راهيابي به مفاهيم قرآن
جز دل مشغولي و دعاهاي روزانه من شد.
زندان
همان گونه كه در مقدمه تفسير راهنما نوشته ام ; « در طول مبارزات هر بار
كه به زندان مي افتادم پس از سپري كردن دوران بازجويي و بازپرسي و... به
فكر انجام اين مهم بودم ; ولي دوران كوتاه اين ادوار
فرصتي كافي براي
تحقق اين آرمان نبود.
چند بار در دوران انفرادي و بازجويي
با استفاده از قرآني كه در اختيارم
بود
روي چند موضوع كار كردم . از جمله در زمينه اشرافي گري
صبر و
جهاد. درآن ايام بيشتر وقتم به حفظ قرآن مي گذشت ... »
سرانجام دعايم مستجاب شد و آن فرصت را خداوند به من عنايت كرد.
در سال 1354 در پي بازگشت از سفري مبارزاتي بازداشت شدم . شرايط آن
روز و مدارك موجود در پرونده نشان مي داد كه مدت زندانم به درازا خواهد
كشيد. مجالي براي پي ريزي اين طرح و تحقق آرزوي مقدسم به دست
آوردم . چند سال حبس متوالي و شرايط مناسب تحقيق
اين توفيق را پيش
آورد كه كار را شروع كنم .
شروع
كار را از همان روزهاي اول بازجويي در زندان كميته مشترك آغاز
كردم .با وجود در اختيار نداشتن قرآن
و نداشتن وسيله يادداشت از
حافظه ام استفاده كردم وطرح كلي كار را در ذهنم ساختم . برداشت هاي قرآني
خودم را كه در حافظه ام ذخيره شده بود بيرون مي كشيدم و درجاي مناسب
خودش منظم مي كردم . راستي همان تفكر و انديشه با چاشني عرفاني كه
مخصوص همان حالات تنهايي و سخت و بي كسي است اساسي ترين پايه
اين ساختمان عظيم را گذارد. كار متمركز حدود يك ماه در كميته
دوران
بازجويي به همين روال
بي هيچ يادداشتي سپري شد.
دوران بازجويي تمام شد و به اوين منتقل شدم . در آنجا مقداري وسايل
نوشتن در اختيارمان قرار داشت . در دي ماه سال 1354 هـ . ش در اوين
اولين يادداشت هايم را نوشتم . از آن روزها تاكنون 24 سال مي گذرد . فكر
نمي كردم بايد اين زماني طولاني را صبر كنم تا اولين مجلد فرهنگ قرآن
(كليد راهيابي به موضوعات و مفاهيم قرآن ) منتشر شود. اگر فكر هم مي كردم
ترديدي به خود راه نمي دادم ; چه اين كه معتقد بودم جاي چنين اثري در
كتابخانه هاي محققان خالي است و بالاخره بايد جاي خالي آن را پر كرد.
معمولا پس از نماز صبح مشغول به كار مي شدم و تا نزديك ظهر ـ به جز
صرف صبحانه و مقداري ورزش صبحگاهي و يا كارهاي ضروري ـ ادامه
داشت . اوايل فقط تفسير مجمع البيان را در اختيار داشتم و بعدها الميزان
هم به آن اضافه شد.
شيوه كار
آيات را از آغاز قرآن يكايك مطالعه مي كردم و نكته هاي قابل استفاده را
در فيش هاي كوتاه و گويا يادداشت مي كردم و دركنار همان جمله هاي كوتاه
نمايه سازي هم مي كردم تا بعدها
تفكيك اطلاعاتي به دست آمده به سرعت
و راحتي انجام گيرد و هر موضوعي جايگاه خود را در تدوين نهايي پيدا كند.
مجموعه آن نوشته ها بالغ بر سي و دو هزار فيش در 22 دفتر دويست برگي
است . به منظور جلوگيري از دستبرد ساواك بخشي از يادداشت ها را هنگام
ملاقات هاي حضوري توسط همسرم به بيرون منتقل كردم و مقداري را هم
در پايان دوره زندان به خانه آوردم .
آزادي از زندان و ادامه كار
در سال 1357 انقلاب اسلامي اوج گرفت
و از زندان آزادشدم . كارها را
به خانه منتقل كردم و از همان روزهاي نخست
كار قرآن را ادامه دادم ; ولي
به زودي معلوم شد كه مسئوليت هايم در انقلاب
وقت مناسبي برايم نخواهد
گذاشت .
با اين همه
هيچ وقت از اين كار بازنماندم . مدتي كارهاي انجام شده به
سازمان صدا و سيما منتقل شد تا براي تهيه مطالب ديني و اجتماعي مناسب
از آنها استفاده شود. جمعي از طلاب و دانشجويان به كار گرفته شدند تا
فيش ها را تفكيك كنند. آنها تفكيك فيش ها را به انجام رساندند و فهرستي
ناقص با سرفصل هايي مشخص شكل گرفت .
در مرحله بعد كليه فيش ها به بخش فرهنگي حزب جمهوري اسلامي
منتقل شد. چند نفر در آن مركز عهده دار تكميل آن شدند و پيشرفت هايي هم
داشتند و چند مقاله تحقيقي و نمونه را در روزنامه جمهوري اسلامي در
معرض مطالعه جستجوگران گذاشتند; اما متاسفانه باز هم كار ناتمام ماند و
در حد كاري مقدماتي و جلوگيري از غفلت و نيز نگهداري و تقويت فكر كار
ساز بود اين ها كارهايي نبودند كه دغدغه مرا آرام كنند.
مراكز ديگري هم با آگاهي از اين سرمايه عظيم به سراغ كار آمدند و
دفتري از يادداشت ها را براي كار بردند; ولي دامنه گسترده آن
آنان را وادار
به اظهار ناتواني مي كرد وكاري اميدوار كننده انجام نمي شد. در تمامي اين
مدت هيچ خللي در عزم به ادامه كار وارد نشد و احساس نياز بخصوص پس
از انقلاب اسلامي
ايمانم را به انجام آن قوي تر كرد.
دفتر تبليغات اسلامي قم
مركز فرهنگ و معارف قرآن
دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم نيز از زمره مراكزي بود كه براي
انجام اين مهم
به اينجانب مراجعه كرد و من هم با شوق تمام پذيرفتم .
با پيشنهاد رئيس دفتر تبليغات اسلامي قم
دفترها وكارهاي انجام شده
به آن دفتر واگذار گرديد. مسئولان دفتر هم واحدي به نام مركز فرهنگ و
معارف قرآن را در دفتر تبليغات اسلامي تاسيس كردند تا به اين كار و ساير
تحقيقات قرآني بپردازد. پس از چندي فضلاي آن مركز با اهداف و روش هاي
كار آشنا و مشغول شدند. نتايج نخستين كار محققان
اميدم را بيشتر كرد.
تفاوت فاحشي با نمونه هاي گذشته داشت . به همين دليل تصميم گرفتم وقت
بيشتري صرف كنم تا آنها را با اهداف و راه كارها و توضيح ريزه كاري هايي كه
بدون من پي بردن به آنها آسان نبود
آشنا كنم و نيز از ابتكارات و
نوآوري هاي آنان كه كم هم نبود استفاده نمايم .
از اين كه مي بينم جمعي از فضلاي حوزه علميه قم به كار پژوهش در
قرآن مشغولند و به اهميت چنين كاري هم به خوبي واقف شده اند
براي آن
دل مي سوزانند و كار را به خوبي اداره مي كنند
خداي بزرگ را
سپاسگزارم .
كتاب فرهنگ قرآن
در حكم كليدي است كه درب هاي ورود
به گنجينه هاي گرانبهاي موضوعات و مفاهيم قرآني را
مي گشايد و هر شيفته معارف كتاب الهي را با فرهنگ جامع و
رهايي بخش و سعادت آفرين قرآن آشنا مي سازد و روح
عطشناكش را از اين چشمه سار زلال و ژرف سيراب مي نمايد
آيت الله هاشمي رفسنجاني در مقدمه اي كه بر كتاب فرهنگ
قرآن نگاشته اند از دغدغه هاي فكري و اشتياق و آرزوي
وصف ناپذير خود براي انجام اين پژوهش سخن به ميان آورده
و مراحل مختلف اين كنكاش و تلاش علمي را توضيح داده اند

*****
در جستجوي ليله القدر
|
عبدالكريم عابديني
قسمت دوم
رابطه سوره « قدر » با سوره « علق » در ترتيب قرآني
خداي سبحان در سوره مباركه علق و در نخستين كلماتي از مبدا
وحي صادر فرمود
به رسول اكرم (ص ) فرمان مي دهد كه (اقراباسم
ربك الذي خلق
خلق الانسان من علق
اقرا و ربك الاكرم
الذي
علم بالقلم
علم الانسان ما لم يعلم )5 ;
« بخوان به نام پروردگارت كه آفريد
انسان را از خون بسته اي
آفريد
بخوان به نام پروردگارت كه نوشتن با قلم را ياد داد
به انسان
چيزي را ياد داد كه نمي دانست » .
در سوره مباركه علق سخن از كتاب است و انسان
سخن از آغازين
مراحل شكل گيري موجوديت انسان است
سخن از آموختن حقايق
و معارفي است كه انسان نه تنها آن را نمي دانسته است ; بلكه
توانايي فراگيري آن را نيز بدون برخورداري از وحي نداشته و
نخواهد داشت
سخن از معلم بودن خدا و متعلم بودن انسان است
سخن از كرامت است كه مبدا آن تنها خداست و ساختار شخصيت
انسان بر اساس آن بنا نهاده شده است .
و در سوره مباركه قدر سخن از نزول كتاب خاتم و پيوند آن با
انسان كامل و نيز سخن از نزول ولايت خداوند و متجلي شدن آن
در انسان كامل است
انساني كه آغاز او از « علق » است ; اما راهي
دراز را تا مقام والاي آموزگاري ارزش هاي متعالي به آساني طي
مي كند; آري او هرچند از نقطه نطفه
بودن خويش را آغاز كرده و به
هستي راه يافته است : (من اي شي خلقه
من نطفه خلقه
فقدره )6 ;
« او را از چه چيز آفريد از نطفه ناچيزي آفريد
سپس اندازه گيري
كرد و موزون ساخت » ; اما خداوند پيمودن راه را بر او هموار
ساخته است : (ثم السبيل يسره )7 و به راستي اگر راه را بر او هموار
نساخته بود
و همه موجودات عالم را در خدمت انسان و براي
رساندن انسان به تعالي و كمال بسيج نفرموده بود
طي طريق از
نقطه ناپيداي نطفه تا قله بلند كرامت چگونه ميسر بود).
خداي سبحان در سوره علق اين آغاز و انجام را نشان داده است :
(اقرا باسم ربك الذي خلق
خلق الانسان من علق ) اين نقطه آغاز
و آنگاه : (اقرا و ربك الاكرم
الذي علم بالقلم
علم الانسان ما
لم يعلم ) و اين هم نقطه انجام ; اگر بخواهيم براي فاصله بسيار زياد
نقطه اي تا نقطه ديگر مثالي بياوريم
كمتر مثالي مي تواند مثل از
نقطه نطفه تا بلنداي كرامت درازاي مسير را نشانمان دهد.
البته خداوند راه را سهل
آسان
دلپذير و جذاب قرار داده است .
رهروان را نيز با انگيزه و اشتياق در اين مسير به حركت و تكاپو
واداشته است
تا خود را مهاجران كوي دوست بشناسند
و اين
سرود را بسرايند كه :
رهرو منزل عشقيم و ز سر حد عدم
تا به اقليم وجود اين همه راه آمده ايم .
و زنده بودن خود را نيز در اين عشق بازي جستجو كنند :
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم
موجيم كه آسودگي ما عدم ماست .
به بياني ديگر در سوره علق نشان داده است كه انسان هستي خود را
با نطفه آغاز مي كند و همين نقطه آغازين با صيرورتي پيوسته
بستري مي شود تا كرامت انسان در آن پا گيرد : (و لقد كرمنا بني
آدم )8 ;
« ما شالوده شخصيت بني آدم را بر كرامت بنا نهاديم ... » خداوند
خود تعليم
تربيت
هدايت و ارشاد اين مهاجر مقصد كرامت را به
عهده گرفته است و مقاصد تعليمي و تربيتي خويش را در سوره
مباركه قدر كه تجلي گاه ظهور كلام خدا و حضور اولياي الهي
است
به اجرا درآورده است .
رابطه سوره « قدر » با سوره « بينه » در ترتيب قرآني
سوره مباركه « بينه » نشان مي دهد كه علي رغم نزول قرآن كريم
آمد
و شد فرشتگان و روح
و حضور عرشيان و افلاكيان در عرصه زمين
و با آن كه خداوند با « ليله القدر » در ظلمات زمين بذر نور پاشيده
است و با بارش باران وحي زمينه شكوفايي و رشد را براي هر
انساني با هر درجه اي از استعداد فراهم آورده است ; اما عده اي
همچنان در ظلمت كفر خويش گرفتار مانده اند.
آنان اين فرصت را قدر ندانسته و براي تغيير « نگرش » و اصلاح
« روش » خويش گامي برنداشتند
تا آنكه سفره ليله القدر برچيده
شد
فرشتگان و روح كه تا مطلع الفجر زمين را با حضور خويش
جنب و جوشي ويژه بخشيده بودند
اينك به آسمان عروج كرده اند;
در حالي كه گروهي همچنان در ظلمات كفر گرفتارند و از فرصت
قدر و قرآن براي نجات خويش بهره اي نگرفته اند; سوره مباركه
بينه چهره چنين انسان نماهايي را به تصوير كشيده است .
رابطه سوره « قدر » با سوره « عبس »
سوره قدر در ترتيب نزول بيست و پنجمين سوره اي است كه بعد از
سوره « عبس » نازل شده است
خداوند در سوره مباركه « عبس » از
ويژگي هاي قرآن كريم و نيز از فرشتگاني كه بر پيامبر (ص ) نازل
شده اند
با عنوان « كرام برره »
از آفرينش
و تقدير انسان و نيز به
نوعي از قضاي الهي
سخن گفته است : (كلا انها تذكره ; فمن شا
ذكره
في صحف مكرمه
مرفوعه مطهره
بايدي سفره
كرام برره
قتل الانسان ما اكفره
من اي شي خلقه
من نطفه خلقه فقدره
م السبيل يسره
ثم اماته فاقبره
ثم اذا شا انشره
كلا لما يقض ما
امره )9 ;
« هرگز چنين مباش اين آيات قرآن يادآوري است تا هر كه خواهد از
آن پند گيرد و در الواحي گرامي ثبت شده است الواحي والامقام و
پاكيزه به دست سفيراني گرامي و نيكوكار
مرگ بر انسان چه
ناسپاس است او را از چه چيز آفريده است او را از نطفه اي ناچيز
آفريد سپس اندازه اي معينش بخشيد سپس راه را بر او آسان نمود
سپس او را بميراند و در قبر پنهان ساخت
سپس هرگاه بخواهد او
را برانگيزاند
نه چنين است او آنچه را (خدا) فرمان داده اطاعت
نكرده است » .
و در سوره مباركه قدر از نزول قرآن كريم در شب آكنده از بركات
قدر
نزول فرشتگان كه سفيران مكرم خدا هستند
و صحيفه هاي
پاك را به ارمغان آورده اند
و نيز سرنوشت انسان كه در اين شب
تعيين خواهد شد
سخن به ميان آورده است .
در سوره مباركه « عبس » سخن از كتاب است و فرشتگان و انسان و
سوره مباركه قدر نيز از نزول كتاب
آمد و شد فرشتگان و انسان
كامل كه شايستگي تلقي وحي را داراست
سخن گفته است
با اين
تفاوت كه در آن سوره سخن از مرگ حتمي كسي است كه از كتاب
پاك و پاك كننده از آلودگي هاي مرگ آور شرك و كفر
خود را محروم
كرده است و در سوره مباركه « قدر » از شبي خبر مي رسد كه قرآن در
آن نازل شده است و اعجاز حياتي بهتر از هزار ماه را در درون
اسرارآميز خويش دارد و آن را براي بندگان شايسته خدا به ارمغان
آورده است
تا هر كسي به قدر همت و شايستگي اش روزي خوار
اين خوان آكنده از بركات شود و زندگي خويش را در مسير
بي انتهاي ابديت سامان بخشد.
در سوره مباركه « عبس » گذشته انسان را براي او مجسم مي كند;
نطفه اي ناچيز كه خداوند آن را اندازه اي معين بخشيد و راه رشد و
بالندگي را برايش آسان نمود و از آن نطفه ناچيز موجودي
شگفت انگيز پديد آمد حال اگر اين انسان كفر بورزد
نه تنها
ناسپاس است ; بلكه به مرگ تن سپرده است ; چرا كه حيات انسان
به قدر شناخت
بينش و نگرش او از خدا
خود
جهان آفرينش
است و نيز به نوع گرايش و رفتاري كه از خود بروز مي دهد
بستگي
دارد.
و نيز نشان مي دهد كه روح انسان همانند جسم او در صيرورت و
دگرگوني است و همان گونه كه « نطفه »
« علقه » و « مضغه » مي شود
استخوان بندي
صورت مي گيرد و استخوان ها را پوششي از گوشت
فرا مي گيرد
روح نيز آني نمي تواند راكد و يا تعطيل باشد
اساسا
نظام آفرينش
نظام تلاش
تكاپو
رشد
بالندگي و پويايي است : از
اتم تا كهكشان هاي محيرالعقول و از قطره تا اقيانوس بي كران
در
عالم گياهان نيز از ريزترين آنها تا درختان تنومند و سر به فلك
كشيده و جنگل هاي انبوه و نيز حيوانات با تمامي شگفتي هاي
خيره كننده اي كه دارند
نمايش گاه و بلكه دانشگاهي بزرگ و جذاب
از اين شور
نشاط
تكاپو و بالندگي هستند
تا انسان پويايي و
بالندگي بياموزد و از قبيله بزرگ جويندگان كمال جا نماند; كه اين
جا ماندن
واماندگي و مرگ را در پي خواهد داشت .
و سوره قدر مناسب ترين بستر و مساعدترين مزرعه نشو و نماي
ارزش هاي انساني را بدو مي شناساند
تا راه صدساله را يك شبه
بپيمايد و از همگان سبقت گيرد.10
پاورقي :
5 ) علق
5 ـ.1
6 ) عبس 18
ـ .19
7 ) عبس
.20
8 ) اسرا
.70
9 ) عبس
11 ـ.23
10 ) وقتي سوره ها با يكديگر مقايسه مي شوند
معجزه اي از
هماهنگي و پيوستگي به نمايش در مي آيد
هرچند تعميم اين ادعا
در روابط هر سوره اي با همه سوره ها و توجيه رابطه سوره ها با
يكديگر و نيز تفسير و تصوير اين هماهنگي و پيوستگي كاري بزرگ
و سنگين است .

| | |