كتاب « پيداي پنهان » با نگاهي كوتاه به حيات
سيرت و آثار حضرت
مهدي (عج ) تاليف مسعود پورسيدآقايي منتشر شد.
به گزارش خبرگزاري شبستان
كتاب « پيداي پنهان » به بررسي اجمالي سه
موضوع زندگاني امام زمان (عج )
سيرت آن حضرت و آثار ايشان
مي پردازد.
فصل اول اين كتاب با عنوان « نگاهي كوتاه به زندگي امام دوازدهم (ع ) » به
ذكر مطالبي چون ميلاد
نام و القاب
شمايل و خصوصيات و دوره هاي
زندگاني آن حضرت مي پردازد.
فصل دوم كتاب پيداي پنهان با عنوان « سيرت امام مهدي (ع ) » نيز به بررسي
سيرت ايشان در دو مقطع زماني عصر غيبت و عصر ظهور مي پردازد
كه
آگاهي از وضعيت شيعيان
دستگيري از درماندگان و حضور هميشگي در
مراسم حج از جمله موارد ذكر شده تحت عنوان سيرت امام زمان (عج ) در
عصر غيبت مي باشد.
بررسي سيرت اجتماعي
سياسي
اقتصادي و مديريتي آن حضرت در عصر
ظهور
پايان بخش مطالب فصل دوم اين كتاب مي باشد.
فصل سوم اين كتاب با عنوان « آثار امام مهدي (ع ) » به ذكر روايات و
احتجاج ها
دعاها و نمازها
زيارتنامه هاي آن حضرت مي پردازد.
در بخشي از اين كتاب با عنوان « سيرت مديريتي » امام عصر(عج ) در عصر
ظهور آمده است : چون مهدي (عج ) ظهور كند
خواهشهاي نفساني را به
هدايت آسماني بازگرداند
پس از آن كه رستگاري را به هواي نفس برگردانده
باشند. آرا و افكار را پيرو قرآن كند
پس از آنكه قرآن را تابع راي خود
گردانده باشند ...
كسي بر شما حكومت خواهد كرد كه غير از خاندان
حكومتهاي امروزي است
او مسئولان و كارگزاران را بر اعمال بدشان كيفر
خواهد كرد... پس مهدي (عج ) به شما نشان خواهد داد كه روش عادلانه در
حكومت چگونه است و آنچه را كه از كتاب و سنت متروك مانده
زنده
خواهد ساخت .
كتاب « پيداي پنهان » نوشته مسعود پورسيد آقايي در 72 صفحه تنظيم شده
و انتشارات حضور آنرا در سال 1385 با شمارگان ده هزار نسخه منتشر كرده
است .

*****
ظهور مصلح از نگاه اديان الهي
|
ظهور مصلح در آخرالزمان اختصاص به دين مقدس اسلام و مذهب تشيع
ندارد. بلكه در اديان ديگر نيز از اين موضوع سخن بسيار گفته شده است .
در آيين هاي زرتشت
هندو
بودا
يهود و مسيح بشارت از موعود و نجات
دهنده بشر آمده است و عقيده به منجي در همه اديان آسماني به صورت يك
اصل مسلم و پذيرفته شده تجلي كرده است .
در هر روزگاري و در ميان هر قومي و امتي و در هر سرزميني
و به زبان هر
پيامبر
يا حكيم
يا بزرگي كه سخن از موعود رفته است
به تعبيرها و
اصطلاحها
و نامهاي متعارف درميان همسان قوم و مردم بوده است
و
منظور از همه آن تعبيرها و اشارتها و نامها
سرانجام
موعود آخرالزمان
است . و آن موعود
مهدي است
مهدي موعود.
در انجيل مرقس باب 13 چنين آمده است :
« پس بر حذر باشيد و بيدار شده و دعا كنيد
زيرا كه نمي دانيد كه آن وقت
كي مي شود. »
مثل كسي كه عازم شده خانه خود را واگذارد
و ملازمان خود را بر آن
گماشته هر يكي را به شغلي خاص مقرر نمايد و دربان را امر فرمايد كه بيدار
بماند.''
« و بدين طور بيدار باشيد زيرا نمي دانيد كه صاحب خانه كي مي آيد در شام
بانگ خروس و يا صبح . »
« مبادا ناگهان آمده شما را خفته يابد. »
در كيش هندو و نيز در كتب پورانا شرح مفصلي درباره دوران آخر عصر كالي
يعني آخرالزمان آمده است . در آيين زرتشتي
سوشيانت
مزدكيان
به منزله
كريشناي برهمنان
بوداي پنجم بودائيان
مسيح يهوديان
فارقليط عيسويان
و مهدي مسلمانان است .
در كتب مقدس هندوان آمده است كه : در آخر زمان هنگاميكه تمامي دنيا پر
از ظلم و فساد گشت شخصي بنام منصور ظهور مي نمايد كه بر تمامي دنيا
مستولي مي گردد. او نسبت به تمامي افراد اعم از با ايمان و ناايمان شناخت
داشته و همگي آنها را بسوي خدا دعوت مي نمايد.
در كتب زرتشتيان در مورد مصلح جهاني اينطور آمده است : از سرزمين
اعراب و از ميان فرزندان هاشمي مردي ظهور مي كند كه با ارتش بزرگ و
گسترده خود ادامه دهنده دين جد خود گشته و زمين را از عدل و داد پر
مي كند.
در كتاب تورات عنوان شده كه خداوند براي اسماعيل خير و بركت فراوان
قرار داده و نسل او را با 12 شاهزاده افزون مي نمايد كه تبديل به ملت بزرگي
خواهند شد.
در زبور نيز مصلح جهاني بدينگونه معرفي شده است : خداوند مرد
وارسته اي را بر مي گزيند كه بر جهان مستولي مي گردد و آرامش و سكون را
براي همگان به ارمغان خواهد آورد.
نكته قابل توجه در اينجا آن است كه پيروان مذاهب مختلف بر اين باورند كه
مصلح جهاني از ميان آنان خواهد بود; بعنوان نمونه طرفداران دين زرتشت
معتقد هستند
مصلح جهاني مردي از سرزمين فارس خواهد بود. يهوديان
نيز آن را از فرزندان بني اسرائيل دانسته و مسيحيان آن را بر مسلك خود
مي دانند و مسلمانان بر اين باورند كه مصلح جهاني از تبار هاشمي و از نسل
نبي اكرم (ص ) مي باشد.
با نگاهي دقيق تر به باورها و اعتقادات ديگر اديان به اين نكته مي رسيم كه
اعتقادات آنان با آنچه مسلمانان از آن به عنوان مصلح جهاني ياد مي كنند
صدق مي نمايد; چرا كه در ميان اجداد حضرت مهدي (عج ) شهربانو
همسر
سيد ساجدين دختر يزدگرد سوم پادشاه عهد ساساني ايران وجود دارد كه
گفتار دين زرتشت را كامل مي نمايد و از آنجائيكه هاشميان و بني اسرائيل هر
دو از نسل حضرت ابراهيم (ع ) هستند
پس گفتار يهوديان نيز ميتواند صدق
پيدا كند و از طرف ديگر مي دانيم كه مادر حضرت مهدي (عج ) نرجس
خاتون از شاهزادگان و نوه قيصر روم ميباشند كه بر دين مسيحيت بوده
است .

*****
فلسفه غيبت حضرت بقيه الله الاعظم از منظر آيت الله مكارم
شيرازي
|

فلسفه غيبت حضرت ولي عصر(عج )يكي از مهم ترين مباحث حال حاضر
جامعه بشري است .حضرت آيت الله مكارم شيرازي از مراجع عظام تقليد
در پاسخ به سئوالي در اين خصوص به تشريح موضوع مذكور
پرداختند.
سئوال :
مي دانيم حضرت مهدي ـ حجت بن الحسن العسكري (عج ) ـ در سال 260
هجري از نظرها غايب و پنهان شده است و اكنون بيش از يك هزار سال است
كه در پشت پرده غيبت به سر مي برد; مي خواهيم بدانيم فلسفه اين غيبت
طولاني چيست
پاسخ :
نخست بايد توجه نمود كه غيبت امام از ديدگان ما به اين معنا نيست كه او در
جهان ديگري جز اين جهان زندگي مي كند و يا وجود جسماني او به وجود
ناپيدايي مانند امواج « اتر » تبديل گرديده است ; بلكه معنا غيبت امام (عج )
اين است كه او در ميان مردم زندگي مي كند و مردم وي را مي بينند ولي
نمي شناسند و از يك زندگي طبيعي برخوردار است .
اما چرا غيبت او طولاني است و فلسفه اين غيبت ممتد چيست
در برابر اين پرسش بايد گفت : برنامه حضرت مهدي (عج ) با برنامه پيامبران
و ساير پيشوايان يك تفاوت كلي دارد و آن اين است كه برنامه وي
قانونگذاري نيست ; بلكه يك برنامه به تمام معنا اجرايي در تمام جهان
است ; به اين معنا كه او ماموريت دارد تمام اصول تعليمات اسلام را در
جهان پياده كند و اصول عدالت و داد و حق و حقيقت را در ميان همه افراد
بشر بسط و گسترش دهد.
درست است كه پيامبران و امامان نيز قسمت هايي از اين برنامه را اجرا
كرده اند
ولي بر اثر نبودن آمادگي در بسياري از مردم جهان
اين موضوع
جنبه جهاني و عمومي به خود نگرفت و پس از نفوذ در شعاع معيني از
جامعه هاي انساني متوقف ماند.
روشن است كه پياده شدن يك چنين برنامه انقلابي جهاني كه به وسيله آن
اصول عدالت و دادگري و حق و حقيقت در ميان همه مردم جهان گسترش
يابد
شرايط مقدماتي لازم دارد كه در زير به آنها اشاره مي شود و اين
شرايط و امكانات جز با مرور زمان و تكامل همه جانبه اجتماع ممكن
نيست ; از جمله :
1 ـ آمادگي روحي
در درجه نخست بايد مردم جهان براي اجراي اين اصول
تشنه و آماده
گردند و تا در مردم جهان تقاضايي نباشد « عرضه » هر نوع برنامه مادي و
معنوي موثر نخواهد بود. قانون عرضه و تقاضا نه تنها در نظام زندگي
اقتصادي حكمفرماست و تقاضايي از مردم نسبت به كالايي نباشد عرضه آن
كالا كم اثر خواهد بود
بلكه عين اين نظام در عرضه برنامه هاي معنوي و
اصول اخلاقي و مكتب هاي سياسي و انقلابي نيز حكفرما مي باشد و تا در
اعماق دل مردم ـ براي اين نوع امور ـ تقاضا و درخواستي نباشد عرضه آن
با شكست روبه رو شده و كاري از پيش نخواهد رفت .
البته گذشت زمان و شكست قوانين مادي و پديد آمدن بن بست هاي جهاني
و كشيده شدن بشريت بر لب پرتگاه جنگ
مردم جهان را خسته خواهد كرد
و آنان را به اين حقيقت واقف خواهد ساخت كه اصول قوانين مادي و
سازمان هاي به اصطلاح بين المللي
نه تنها نمي توانند مشكلات زندگي را
حل كنند و عدالت را در جهان حكمفرما سازند
بلكه همين خستگي و ياس
مردم دنيا را براي پذيرش يك انقلاب بنيادي مهيا و آماده مي سازد و
مي دانيم كه اين موضوع نياز به گذشت زمان دارد تا تجربه هاي تلخ زندگي
ثابت كند كه تمام نظامات مادي و سازمان هاي بشري در اجراي اصول
عدالت و احقاق حق و برقراري امنيت و آرامش
عاجز و ناتوان مي باشند و
سرانجام بر اثر ياس و نوميدي
اين تقاضا در مردم گيتي براي تحقق چنان
آرمان الهي پديد آيد و زمينه براي عرضه يك انقلاب جهاني به وسيله يك
مرد الهي و آسماني از هر نظر مساعد گردد . (1 )
2 ـ تكامل علوم و فرهنگ هاي انساني
از سوي ديگر براي برقرار ساختن يك حكومت جهاني
براساس عدل و داد
نياز فراواني به پيشرفت علوم و دانش ها و فرهنگ هاي اجتماعي و مردمي
دارد كه آن نيز بدون پيشرفت فكري و گذشت زمان ممكن و ميسر نمي
گردد.
برقراري حكومت جهاني كه در سراسر جهان
عدل و داد و قانون حكومت
كند و همه مردم جهان از كليه مزاياي فردي و اجتماعي اسلام بهره مند گردند
بدون وجود يك فرهنگ پيشرفته در كليه شئون بشري امكان پذير نيست و
هرگز بدون يك فرهنگ كامل
جامه عمل به خود نمي پوشد. اين نيز احتياج
به گذشت زمان دارد.
3 ـ تكامل وسايل ارتباط جمعي
از سوي ديگر
چنين حكومتي نياز به وجود وسايل كامل ارتباط جمعي دارد
تا در پرتو آن بتواند مقررات و احكام و اصول انساني را از طرق مختلف در
مدت كوتاهي به مردم جهان اعلام كند. اين موضوع بدون تكامل صنايع
انساني و گذشت زمان نيز انجام نمي گيرد.
4 ـ پرورش نيروي انساني
از همه اينها گذشته
پيشبرد چنين هدفي و پي ريزي چنان انقلابي به يك
نيروي فعال و سازنده انساني نياز دارد كه در واقع ارتش انقلاب جهاني را
تشكيل مي دهد و تشكيل چنين ارتشي و به وجود آمدن چنين افراد پاكباخته
و فداكاري كه در راه هدف و حقيقت از همه چيز بگذرند نياز به گذشت زمان
دارد.
اگر در برخي از روايات مي خوانيم كه فلسفه طولاني شدن غيبت امام زمان
همان امتحان و آزمايش مردم است
ممكن است ناظر به همين قسمت باشد;
زيرا امتحان و آزمايش در منطق اسلام نه به معنا آزمون هاي معمولي و كشف
امور پنهاني است ; بلكه مقصود از آن پرورش روحيات پاك و پديد آوردن
حداكثر ورزيدگي در افراد مي باشد . (2 )
مجموع اين جهات چهارگانه (3 ) نياز به اين دارد كه زمان قابل ملاحظه اي
بگذرد و جهان از بسياري از جهات پيش برود; و آمادگي روحي و فكري
براي پذيرش حكومت جهاني بر اساس حق و عدالت در مردم پديد آيد; آن
گاه اين برنامه با وسايل و امكانات خاصي در سطح جهاني وسيله حضرت
مهدي (عج ) پياده گردد... اين است فلسفه غيبت طولاني امام .
اما با اين حال چرا امام در ميان مردم شناخته نمي شود و بطور ناشناس
زندگي مي كند; در صورتي كه براي او ممكن است كه بطور شناخته شده در
ميان مردم به سر ببرد تا روزي كه فرمان الهي درباره انقلاب جهاني او فرا
رسد
درباره اين سوال بايد گفت : امام همچون انسانهاي ديگر طبق سنن عادي
انساني زندگي مي كند
ولي او از يك عمر طولاني برخوردار است
اگر
شناخته مي شد هرگز از گزند نيروهاي اهريمني كه در هر عصر و زماني تعداد
و شماره هاي آنها كم نيست مصون و محفوظ نمي ماند و به دست آنان از بين
مي رفت
چنانكه تاريخ اين مطلب را درباره تمام امامان و پيشوايان گذشته
به روشني ثابت كرده است ; و اگر آفتاب عمر امامي از پيشينيان به وسيله
اهريمنان بدخواه غروب مي كرد امام و پيشواي ديگري جاي او را مي گرفت
در صورتي كه اين موضوع درباره حضرت مهدي (عج ) چنين نيست ; او
آخرين حجت خداست و بايد برنامه به دست او اجرا گردد.
در اين صورت
ناچار بايد بطور ناشناس زندگي كند تا روزي كه ماموريت
اجراي اين برنامه به او محول گردد.
البته آنچه گفتيم درباره فلسفه غيبت امام (عج ) و علت زندگي كردن او بطور
ناشناس بود و اما اين كه وجود امام در پشت پرده غيبت چه منافعي براي
مردم دارد و هم اكنون جامعه انساني از وجود امام چه سودي مي برد
خود
موضوع ديگري است كه بايد جداگانه درباره آن بحث نمود و از موضوع
سوال بالا خارج است .
پي نوشت ها :
.1 يكي از نشانه هاي روشن قيام امام زمان كه احاديث اسلامي همگي بر آن
اتفاق دارند اين است كه سراسر اجتماع بشري را جور و ستم و تعدي و
بيدادگري فرا مي گيرد و ابرهاي ياس و نوميدي زندگي جامعه انساني را تيره
مي سازد و در حقيقت فشار ظلم و تعدي آن چنان بر دوش آنان سنگيني
مي كند كه انسان را براي پذيرش انقلاب ديگر
انقلابي عميق و بنيادي به
دست توانا و نيرومند يك مرد الهي آماده مي سازد.
.2 تمام آزمون هاي الهي كه درباره پيامبران و اولياي وي انجام مي گيرد براي
همين منظور است . اگر خدا ابراهيم را با تكاليف و وظايف سنگيني آزمود
چنان كه مي فرمايد : « و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن » (سوره بقره
آيه
124 ) براي همين هدف بوده است تا اين رادمرد الهي به قدري در كوران
حوادث قرار گيرد تا در صلابت و استقامت به صورت فولاد آب ديده در
آيد.
.3 مجموع اين جهات چهارگانه را مي توان در امور زير خلاصه نمود : 1 ـ
تكامل روحي 2 ـ تكامل فرهنگي 3 ـ تكامل وسايل ارتباط جمعي 4 ـ تشكيل
يك ارتش انقلاب جهاني از يك جمعيت پاكباخته و فداكار.

| | |