روزنامه جمهوري اسلامي 05/07/1385 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
استقلال در فرهنگ قرآن




  • دايره المعارف قرآن كريم
    جلد سوم دايره المعارف قرآن كريم را بوستان كتاب قم در 680 صفحه منتشر كرده است . برخي مدخل هاي جلد مذكور چنين است : اسباط استبداد استحسان استضعاف استعاذه استعانت استقامت استقلال استكبار اسرافيل اسلام اسم اعظم و مدخل هاي متعدد ديگر. براي نمونه بخشي از مدخل « استقلال » را براي بهره گيري خوانندگان درج مي كنيم .
    استقلال : حاكميت جامعه يا دولت بر سرنوشت خويش و رهايي از سلطه بيگانه
    استقلال مصدر باب استفعال از ماده « ق ـ ل ـ ل » به معناي اندك شمردن حمل كردن و به كاري پرداختن بدون مشاركت ديگران آمده است .
    در اصطلاح علوم سياسي براي استقلال تعاريفي متفاوت ارائه شده است مانند : جدا بودن حاكميت يك كشور از هر نوع سلطه خارجي و آزادي اراده ملي براي اداره امور داخلي و خارجي خود كه از خلال سازمان سياسي دولت پديدار مي شود.
    ميل به سلطه جويي در سرشت انسان قرار دارد و اين ميل در دولتها نيز تجلي مي يابد به گونه اي كه در پي مطيع ساختن ديگران و بهره برداري از منابع و امكانات آنان است . از سوي ديگر ميل به استقلال نيز فطري انسانهاست و جوامع و دولتهاي گوناگون در پي هويت و استقلال عمل خويش هستند.
    استقلال از ارزشهاي مسلم انساني عامل عزت وسربلندي انسانها و جوامع و نبود آن نشاني ازذلت و زبوني آنان است . برخي با استناد به اينكه دولت شخصيت تركيب يافته از افراد است گفته اند : چنان كه استقلال حق هر فرد است حق دولت نيز هست .
    بسياري از دانشمندان سياسي ريشه همه عقب ماندگيهاي جوامع و ملتها را در وابستگي به استعمار ديده و استقلال را كليد حل مشكلات قلمداد كرده اند زيرا محور خط مشي كشورهاي تحت سلطه به جاي منافع خودشان منافع كشورهاي سلطه گر است .
    استقلال فرهنگي : موجوديت هر جامعه از استقلال فرهنگي آن نشئت مي گيرد و فرهنگ اصلي ترين نقش را در كسب استقلال همه جانبه و حفظ و استمرار آن ايفا مي كند. اگر انسان از نظر انديشه مستقل نباشد و چنانچه از وابستگي فرهنگي رهايي حاصل نشود نجات از ساير وابستگهاي سياسي اقتصادي و... امكان ندارد.
    قرآن كريم بر خلاف كساني كه اصلي ترين بعد وابستگي را وابستگي اقتصادي مي پندارند وابستگي فكري را سرچشمه ديگر وابستگيها معرفي مي كند از اين رو نخستين شعار و پيام همه پيامبران الهي به عنوان محوري ترين اصل شعار « قولوا لااله الاالله تفلحوا » است تا فكر بشر آزاد گشته و غل و زنجيرها شكسته شود. « و يضع عنهم اصرهم والا غلل التي كانت عليهم ... » (اعراف 7 157 )
    راههاي حفظ استقلال فرهنگي
    .1 مبارزه با ارتداد : خداوند در آيه 149 آل عمران 3 نسبت به تلاش كفر پيشگان براي وابسته ساختن جامعه ايماني به خويش هشدار مي دهد و ارتداد را پيامد اطاعت و پيروي ازكافران ميداند. « يايهاالذين امنوا ان نطيعو الذين كفروا يردوكم علي اعقبكم فتنقلبو خسرين » و آيه 109 بقره 2 به مسلمانان يادآوري مي كند كه اهل كتاب نسبت به مسلمانان حسد ورزيده و همواره مي كوشند تا با پيروي از اهل كتاب مسلمانان را مرتد ساخته و به گذشته تاريك خويش باز گرداند.
    قرآن دشمني اهل كتاب و مشركان با مسلمانان را پايان ناپذير و تنها امري كه بتواند رضايت آنان را جلب كند وابسته ساختن مسلمانان به آيين و فرهنگ آنان معرفي مي كند : « و لن ترضي عنك اليهود و لا النصري حتي تتبع ملتهم ... » (بقره 2 120 )
    2 ـ تغيير قبله : رسول خدا(ص ) و مسلمانان ابتدا به سوي بيت المقدس نماز مي گزارند. يهوديان مسلمانان را سرزنش كرده و مي گفتند : شما پيرو قبله ما هستيد. پيامبر(ص ) از وابستگي دين مسلمانان به يهود و سرزنشهاي آنان اندوهگين بودند از اين رو جبرئيل آيه اي بدين مضمون آورد : ما نگاههاي انتظارآميز تو را براي (تغيير قبله اي كه تو به آن راضي هستي بر مي گردانيم پس روي خود را به سوي مسجد الحرام برگردان : « قد نري تقلب وجهك في السما فلنولينك قبله ترضهالله » (بقره 2 145 ) باتغيير قبله استقلال ديني و يكي از شعائر مسلمانان به اثبات رسيد و پيامبر را خشنود گردانيد.
    .3 نفي تشبه به كافران و برقراري دوستي صميمانه با آنان : فرهنگ فاسد و انحرافي تاثير ويژه اي مي گذارد از اين رو خداوند در آيه 156 آل عمران 3 مسلمانان را از همسويي با كافران و بيگانگان در تفكر گفتار و كردار برحذر مي دارد : « يايهاالذين امنوا لا تكونوا كالذين كفروالله » پيروي از كافران وتشبه به آنان در امور فرهنگي و دوستي با آنان (نسا 4 115 )
    .4 دخالت ندادن كافران در امور فرهنگي مسلمانان : آيه 17 توبه 9 از شركت مشركان در ساختن مساجد وبناهاي ديني وفرهنگي مسلمانان نهي و صلاحيت آنان را در رسيدگي به اين امور فرهنگي رد كرده است : « ما كان للمشركين ان يعمروا مسجد الله شهدين علي انفسهم بالكفر... » وآيه 109 بقره 2 نسبت به توطئه هاي مشركان به مسلمانان هشدار مي دهد و از مسلمانان مي خواهد كه با اهل كتاب در امور فرهنگي و ديني مشورت نكنند و از نظرات و نصايح آنان در اين امور پيروي نكنند (آل عمران 3 100 )
    .5 هجرت : خداوند در آيه 56 عنكبوت 29 پس از بيان گستردگي زمين براي مهاجرت مردم را به بندگي خود فراخوانده است و به آن گروه از مومناني كه در سرزمينهاي غيراسلامي براي عمل به وظايف ديني و تصميم گيري براي مسائل زندگي خود آزادي ندارند فرمان مهاجرت داده و هيچ گونه عذري را در پيروي از مشركان نپذيرفته و مسلمانان را در پذيرش چنين تنگناهايي مقصر مي داند : « ان الذين توفنهم الملئكه ظالمي انفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنا مستضعفين في الارض قالوا الم تكن ارض الله وسعه فتهاجروا فيهالله . » (نسا 4 97 ) امام باقر عليه السلام نيز فرموده اند : آيه 56 عنكبوت 29 مي گويد : از پادشاهان و حاكمان فاسق پيروي نكنيد و اگر هراس داريد كه شما را از دينتان منحرف كنند سرزمين من پهناور است .
    .6 نهي از سازش و تسامح در امور اعتقادي و ديني : انعطاف در برخي مسائل سياسي ـ به ويژه در سياست خارجي ـ براي مصالح جامعه اسلامي لازم است ; اما انعطاف و سازش بر سر اصول و مسائل اعتقادي و فرهنگي روا نيست چنان كه خداي سبحان در آيات فراواني پيامبر را از هرگونه سازش در اصل اساسي توحيد نهي مي كند . (اعراف 7 3 ; جائيه 45 19 ; كافرون 109 1 ـ 5 )
    خداوند در سوره ممتحنه از ابراهيم و برنامه هاي او به عنوان الگو و پيشواي بزرگ مسلمانان ياد مي كند و از او سخن مي گويد كه با نهايت قاطعيت و بدون هرگونه سازش و تسامح از دشمنان اعلام جدايي و بيزاري كرد و گفت : ما نه شما را قبول داريم و نه آيين و مذهبتان را و از شما و آيينتان بيزاري مي جوييم (ممتحنه 60 4 ); همچنين مبتلا نشدن به سلطه و برتري كافران را از خداوند درخواست كرد. (ممتحنه 60 5 )
    استقلال سياسي : هيچ انساني حق ولايت و سرپرستي بر ديگران را ندارد زيرا ولايت و حاكميت بالاصاله از آن جدايي است كه فيض هستي را به همگان بخشيده است : « فالله هو الولي » (شوري 42 9 ) « ان الحكم الا لله » (انعام 6 57 62 ) و چون انسان همه شئون هستي خود را از خداوند دريافت كرده بر اوست كه از خداوند دريافت كرده بر اوست كه از خداوند پيروي كند : « اطيعوالله واطيعوا الرسول و اولي الامر منكم ..... » . (نسا 4 59 ) اطاعت از رسولان الهي نيز فقط با اذن خداست : « و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله » . (نسا 4 64 ) دعوت پيامبران نيز فراخواني به عبوديت خداوند است ; نه دعوت به سوي خود (آل عمران 3 79 ـ80 ) در حالي كه جابران و ستمگران مردم را به بندگي و فرمانبري از خود فرامي خوانند . (زخرف 43 51 ; نازعات 79 24 ) قرآن كريم براي قطع ريشه ولايتهاي غيرالهي هرگونه امري را كه زمينه ساز سرپرستي باطل باشد باطل مي داند و خواهان قطع رابطه با كساني است كه از اين ولايت خارج اند. كلمه « لااله الاالله » بيانگر همين مبنا و اصل است .
    شيوه هاي حفظ استقلال سياسي
    .1 مشروعيت انحصاري مديريت در جامعه اسلامي براي مسلمانان : استقلال جامعه اسلامي با سرپرستي و مديريت مسلمانان و مومنان حفظ مي شود از اين رو پذيرش ولايت و سرپرستي كافران حرام و ممنوع است . پذيرش حاكميت و مديريت كافران زمينه ساز انحطاط و سقوط در پيشگاه خداوند است : « لا يتخذالمومنون الكفرين اوليا من دون المومنين و من يفعل فليس من الله في شي .... » (آل عمران 3 28 و نيز توبه 9 23 )
    .2 توجه به پايبند نبودن كافران به پيمانهايشان : قرآن با تاكيد بر اينكه همواره خطر از جانب كافران مسلمانان را تهديد مي كند و با توجه به زيانهاي دوستي با كافران مسلمانان را از چنين دوستي و رابطه اي برحذر مي دارد و يهود و نصارا را براي برقراري روابط غيرقابل اعتماد مي داند و پايبند نبودن آنان به تعهدات خويش را فلسفه حرمت ايجاد روابط با آنان مي داند . (ممتحنه 60 1 ـ2 و نيز توبه 9 8 )
    .3 هشدار به توطئه كافران : كافران نه تنها خواهان استقلال مسلمانان و اعتلا و پيشرفت آنان در هيچ زمينه اي نيستند بلكه وقوع چنين امري آنان را غمگين و افسرده خواهد ساخت و به طور طبيعي واكنش عملي آنان را در پي داشته و آنها را براي مكر و حيله بر ضد جوامع اسلامي جهت عقب نگه داشتن آنان بر خواهد انگيخت از اين رو قرآن براي خنثي سازي مكر و كينه كافران مومنان را به صبر و تقوا و ايستادگي فرامي خواند : « ان تمسسكم حسنه تسوهم و ان تصبكم سيئه يفرحوا بها و ان تصبروا و تتقوا لا يضركم كيدهم شيئالله » (آل عمران 3 120 ) و آنان را از دوستي با كافران برحذر مي دارد . (نسا 4 89 )
    .4 مشروط كردن پيمان با كافران : براساس آيه 141 نسا 4 انعقاد هرگونه پيمان سياسي و معاهدات كه موجب سلطه جويي و نفوذ بيگانگان در امور داخلي جامعه اسلامي شود و به استقلال جامعه اسلامي آسيب برساند باطل و نامشروع است . از برخي آيات استفاده مي شود كه كافران به شرط آنكه قصد خيانت و توطئه گري و سلطه جويي بر مسلمانان را نداشته باشند مي توان با رعايت مصلحت جامعه اسلامي با آنان پيمان همكاري و معاهدات علمي بست . (انفال 8 .6 توبه 9 4 ; ممتحنه 6 8 ـ9 ) (قاعده نفي سبيل )
    استقلال اقتصادي : نياز مادي و اقتصادي زمينه ساز سلطه قدرتمندان بر جوامع بشري است . محاصره اقتصادي پيامبر صلي الله عليه و آله و يارانش به دست كافران قريش نيز در اين راستاست .
    جامعه اي كه خواهان استقلال و آزادي خويش است بايد رشته هاي وابستگي خود به بيگانگان را بگسلد تا از خطرات تهديدكننده وابستگي ايمن گردد.
    برخي بر اين باورند كه نيازهاي كنوني جوامع راهي براي استقلال باقي نمي گذارند حال آنكه استقلال به معناي قطع رابطه با كشورها نيست و چنين استقلالي در جهان امروز ممكن نيست . استقلال اقتصادي به معناي نفي تسلط و اقتدار بيگانگان و قابل تامين است . (همين مقاله زمينه هاي استقلال )
    استقلال اقتصادي از برخي آيات برداشت مي شود; براساس آيه « ولن يجعل الله للكفرين علي المومنين سبيلا .... » (نسا 4 141 ) جامعه و دولت اسلامي بايد از هر كاري كه راه نفوذ كافران و بيگانگان را براي سلطه بر مسلمانان هموار كند خودداري كنند و يكي از راههاي نفوذ آنان نيازمنديهاي اقتصادي است ; نيز از آيات مربوط به عزت مسلمانان (نسا 4 139 ; فاطر 35 10 ) . وصف جامعه اسلامي با جمله « فاستغلظ فاستوي علي سوقه » كه به معناي نيرومندي و برپاي خود ايستادن است (فتح 48 29 ) و عدم سلطه كافران بر مسلمانان (آل عمران 3 28 118 ; مائده 5 51 ـ 52 ) لزوم استقلال اقتصادي و قطع وابستگي به بيگانگان استفاده مي شود.
    استقلال نظامي : استعمارگران براي تسلط بر جوامع ; نيروهاي نظامي و دفاعي آنان را به ضعف مي كشانند و از خارج به طور مستقيم بر آن غلبه مي يابند يا از راه نفوذ در آنان زمينه كودتا و براندازي حكومت را فراهم مي كنند. در جوامع وابسته پس از نفوذ سياسي بيگانگان نوبت به نفوذ و تسلط بر نيروهاي نظامي مي رسد تا مانعي براي سلطه همه جانبه استعمارگران بر جوامع نباشند. خداوند در آيه نفي سبيل (نسا 4 144 ) هرگونه سلطه سياسي نظامي و ... كافران بر مسلمانان را نفي كرده است . آيات 190 ـ 194 بقره 2 مسلمانان را به دفاع از اسلام و استقلال جامعه اسلامي فرامي خواند : « و قتلوا في سبيل الله الذين يقتلونكم ..... فمن اعتدي عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليكم .... » . آيه 60 انفال 8 نيز خواستار آمادگي نظامي براي دفاع از اسلام و ارزشها و حقوق مسلمانان است . لزوم آمادگي و تقويت نيروهاي نظامي و تهيه ادوات جنگي براي نبرد با دشمنان وظيفه همه مسلمانان است : « واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله و عدوكم .... »
    زمينه هاي استقلال
    .1 ايمان و توكل به خداوند : خداوند در آيات 80 ـ81 مائده 5 خواهان استقلال و سلطه ناپذيري پيروان اديان الهي در برابر كافران است . مومنان به خدا هيچ گاه تن به دوستي و ولايت بيگانگان نداده آنان را پشتوانه و تكيه گاه خود قرار نمي دهند : « تري كثيرا منهم يتولون الذين كفروالله و لو كانوا يومنون بالله والنبي و ما انزل اليه ما اتخذوهم اوليا.... » . سستي ايمان و نفاق از زمينه هاي گرايش به يهود و نصارا و وابستگي به آنان و طرح دوستي با آنان است . « .... لا تتخذوا اليهود والنصري اوليا..... فتري الذين في قلوبهم مرض يسرعون فيهم يقولون نخشي ان تصيبا دائره ..... » (مائده 5 51 ـ 52 ) آيه 139 نسا 4 هدف منافقان را در پذيرش ولايت و سرپرستي كافران و دوستي با آنان دستيابي به عزت مي داند حال آنكه عزت از آن خدا است . « بشرالمنفقين بان لهم عذابا اليما الذين يتخذون الكفرين اوليا من دون المومنين ايبتغون عندهم العزه ..... » (نسا 4 138 ـ139 ) در آيات فراواني توكل بر خدا را ريشه خود ساخته اند : « و علي الله فتوكلوا ان كنتم مومنين » . (مائده 5 23 و نيز آل عمران 3 122 ) توكل همراه با تقوا و ايمان عامل استقلال و رهيدن از وابستگي به ديگران است از اين رو خداوند از پيامبر خود مي خواهد كه هرگز از كافران و منافقان پيروي نكند و فقط به خدا توكل و اعتماد داشته باشد : « و لا تطع الكفرين والمنفقين و دع ادنهم و توكل علي الله ... » . (احزاب 33 48 )
    .2 سپردن رهبري به نخبگان جامعه : رهبريهاي ناصحيح رهبران و سردمداران از عوامل وابستگي به كافران است . مراد از رهبران كساني هستند كه به نحوي در تصميم گيريها و اجراي برنامه هاي سياسي يا ساختن افكار جامعه و هدايت آن نقش دارند. با توجه به نقش مهم رهبران جامعه خطر به سازش كشيده شدن سستي در برابر فشارها تهديدهاي دشمنان و سازش با خواسته ها و تمايلات نامشروع آنان همواره رهبران را تهديد مي كند و اين عوامل موجب انحراف آنان مي شود از اين رو خداوند پيامبر خود را از هرگونه سازش و پيروي و تسليم در برابر خواسته كافران نهي مي كند : « واستقم كما امرت و لا تتبع اهواهم » . (شوري 42 15 ) گرچه در اين آيات ظاهر خطاب به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است و از يهود و نصاراي آن زمان سخن مي گويند; ولي در حقيقت خطاب براي همه مسلمانان و حاكم آنان در همه اعصار است . صراحت لهجه و تسليم ناپذيري رهبران در بيان مواضع اعتقادي خويش امري لازم است : « فلا اعبدالذين تعبدون من دون الله ... » (يونس 10 104 و نيز سوره كافرون ) از اين رو قرآن در معرفي الگوهاي رهبري الهي از ابراهيم و برنامه هاي او سخن گفته است كه با قاطعيت تمام از دشمنان خدا اعلام انزجار و بيزاري و بر اهداف صحيح خود پافشاري مي كند . (ممتحنه 60 4 ) براساس آيه 150 اعراف 7 رهبران ديني جامعه بايد درباره حفظ عقايد ديني و استقلال فرهنگي مردم حساس باشند و از مبارزه با انحراف و منحرفان كوتاهي نكنند.
    .3 استقامت و پايداري : قطع دوستي مسلمانان با دشمنان و به دست آوردن استقلال و مبارزه با سلطه گري و مداخله آنان در امور مسلمانان دربردارنده محروميتها و ناگواريهاي ناشي از محاصره اقتصادي و مانند آنهاست از اين رو پايداري در برابر اين محروميتها عامل مصونيت جامعه از آثار كينه ها و نقشه هاي دشمنان است ; آيات 118 ـ 120 آل عمران 3 به مسلمانان هشدار مي دهد كه هيچ گاه از دشمني و كينه هاي دروني و نقشه هاي دشمنان غافل نباشند و در پيشبرد اهداف الهي خود همواره در برابر دشمنان پايدار بوده تقوا پيشه كنند : « و ان تصبروا و تتقوا لا يضركم كيدهم شيئا » . در آيه 15 شوري 42 پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله امر به استقامت و پايداري و پيروي نكردن از خواسته هاي كافران مي شود : « واستقم كما امرت و لا تتبع اهواهم » . ( و نيز هود 11 112 ـ 113 )
    .4 دشمن شناسي و هوشياري در برابر توطئه هاي آنان : قرآن مسلمانان را از هرگونه ساده انگاري و زودباوري در برابر دشمن برحذر داشته و خواستار هوشياري در برابر توطئه هاي آنان است . (منافقون 63 4 ) دشمني كافران نسبت به مسلمانان پايان ناپذير و تنها نقطه پاياني كه مي توان براي آن فرض كرد وابستگي فكري و پيروي از آيين و مسلك آنان است : « و لن ترضي عنك اليهود و لا النصري حتي تتبع ملتهم .... » . (بقره 2 120 ) مناسبات و روابط دوستانه با بيگانگان همواركننده نفوذ و اخلال آنان در جامعه اسلامي است از اين رو مسلمانان بايد در برابر توطئه ها و نفوذ آنان هوشيار (آل عمران 3 18 ; توبه 9 8 ) و براي دفاع در برابر تهاجم آنان آماده باشند : « .... ولياخذوا حذرهم واسلحتهم ودالذين كفروا لو تعفلون عن اسلحتكم وامتعتكم .... » . (نسا 4 102 ) در آيات 77 ـ80 مائده 5 خداوند خواستار استقلال و سطله ناپذيري پيروان اديان الهي در برابر كافران است و نظارت عمومي جامعه ايماني بر روابط خارجي و هوشياري مومنان را لازم دانسته است .
    جهاني شدن : جهاني شدن از موضوعاتي است كه در روابط بين الملل مطرح و نظريه استقلال را در عمل و نظر با موانعي مواجه ساخته است . درباره ماهيت جهاني شدن و پيامدهاي آن براي جوامع بشري با فرهنگهاي مختلف نظريه اي گوناگوني با رويكردهاي متفاوتي از سوي صاحب نظران مطرح شده است .
    جهاني شدن روندي است كه نتيجه آن تعامل وابستگي و روابط متقابل بين حقايق ديدگاهها مفاهيم و انسانهاست و نه تنها وابستگي متقابل فكري و فرهنگي را در پي دارد بلكه وابستگي سياسي و اقتصادي را نيز پديد مي آورد.
    بسياري از دانشمندان سياسي ريشه همه عقب ماندگي هاي جوامع و ملت ها را در وابستگي به استعمار ديده و استقلال را كليد حل مشكلات قلمداد كرده اند
    موجوديت هر جامعه از استقلال فرهنگي آن نشات مي گيرد و فرهنگ اصلي ترين نقش را در كسب استقلال همه جانبه و حفظ و استمرار آن ايفا مي كند. اگر انسان از نظر انديشه مستقل نباشد و چنانچه از وابستگي فرهنگي رهايي حاصل نشود نجات از ساير وابستگي هاي سياسي و اقتصادي و...خ امكان ندارد
    ايمان و توكل بر خداوند سپردن رهبري به نخبگان جامعه استقامت و پايداري و دشمن شناسي و هوشياري در برابر توطئه هاي آنان از عوامل زمينه ساز استقلال محسوب مي شوند