روزنامه جمهوري اسلامي 04/07/1385 صفحه سرمقاله
*****
افول شيطان


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    اين روزها در رسانه هاي آمريكائي تكاپوي زيادي براي زيرسئوال بردن سياست هاي خاورميانه اي بوش كوچك رئيس جمهور آمريكا مشاهده مي شود. نشريه آمريكائي نيوزويك با اشاره به مشكلات آمريكا در عراق و افغانستان به بوش توصيه كرده است راه كارهائي براي نزديك شدن به ايران جستجو كند تا از اين طريق بتواند خود را از مشكلاتي كه در عراق و افغانستان گريبانگيرش شده نجات دهد.
    نيوزويك نوشت : آمريكا اكنون در جهان اسلام با يك مخمصه مواجه است و فقط يك كشور است كه مي تواند آمريكا را از اين مخمصه نجات دهد و آن ايران است .
    اين نشريه به عنوان يك راهكار عملي به جرج بوش توصيه مي كند همانطور كه « نيكسون » رئيس جمهور اسبق آمريكا براي حل مناقشات واشنگتن و پكن در سال 1346 به چين سفر كرد او هم به ايران سفر كند و براي انجام اين كار بايد رويكرد خود را در قبال گفتگو با ايران تغيير دهد و براي گفتگو شرط و حدي نگذارد. نيوزويك افزود : « آمريكا درحال حاضر دو بال ديپلماسي خود را بسته مي بيند از يك سو با ايران و سوريه كه مي تواند نقش مهمي در حل مناقشات منطقه داشته باشند وارد گفت وگو نمي شود و از سوي ديگر هر روز در عراق و افغانستان با مشكلات عديده اي مواجه مي گردد. » اين نشريه آمريكايي تاكيد كرد : « اكنون فقط يك راه پيش روي آمريكا وجود دارد و آن اينكه نگراني هاي امنيتي ايران را درك كند زيرا ايران نيز مانند چين كشوري است با منافع ملي خاص خود » . نيوزويك نوشت : « اما بوش همواره در آخرين قدم دچار تعلل مي شود او نگران است كه ضعيف به نظر برسد و قويا معتقد است كه رهبري قدرتمند يعني اينكه هرگز اظهار تاسف نكني و از مسيري كه مي پيمايي منحرف نشوي . »
    در همين حال روزنامه نيويورك تايمز نوشت : « آمريكا استراتژي دوجانبه اي را در قبال ايران دنبال مي كند; از يكسو كانال گفتگو با ايران را از طريق اتحاديه اروپا حفظ كرده است و از سوي ديگر در راستاي اعمال تحريم هاي لازم الاجراي بين المللي عليه ايران در شوراي امنيت تلاش مي كند » .
    خبرنگاران آمريكائي شركت كننده در مصاحبه « نگروپونته » سرپرست اداره اطلاعات ملي آمريكا نيز ميگويند : نگروپونته آمادگي دولت آمريكا را براي بررسي اشكال گوناگون روابط با ايران درصورتيكه ايران به نحوي با اتحاديه اروپا در مورد برنامه غني سازي به توافق برسد اعلام كرده است .
    اين تكاپوي جديد و پرمعني خاستگاه روشني دارد كه بايد آنرا در مشكلاتي كه بوش كوچك و دستياران او در سياست پرخاشگرانه و جنگ افروزانه شان در خاورميانه دنبال مي كنند جستجو كرد. اكنون دولتمردان آمريكائي در لبنان عراق و افغانستان تا كمر در باتلاق فرو رفته اند.
    شكست خفت بار رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه با لبنان در واقع شكست آمريكا بود و سياست ها و طرح آمريكا براي خاورميانه را به محاق برد. سخن سيد حسن نصرالله رهبر مقاومت لبنان كه در برابر اظهارات متكبرانه كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا گفت نوزادي كه آمريكائيها از تهاجم رژيم صهيونيستي به لبنان در نظر داشتند زاييده شود مرده به دنيا آمد يك واقعيت است زيرا توطئه طرح خاورميانه جديد مورد نظر آمريكا كه جنگ لبنان عمل جراحي زايمان آن بود با شكستي كه مقاومت حزب الله بر ارتش رژيم صهيونيستي تحميل كرد بطور كامل خنثي شد و آمريكا ناچار به عقب نشيني و پس گرفتن بسياري از برنامه هاي استكباري خود براي منطقه گرديد.
    عراق اكنون به يك باتلاق واقعي براي آمريكا تبديل شده است . همه مردم عراق آمريكا را دشمن شماره يك خود معرفي مي كنند و ناامني ها را نتيجه اشغال كشورشان توسط آمريكا ميدانند. مهمتر آنكه حتي افرادي كه آمريكا آنها را به عنوان مهره هاي خود در مسئوليت هائي گماشته و آنها را در ظاهر به قدرت رسانده آنها نيز همه گرفتاريها و مشكلات عراق را زير سر آمريكا ميدانند.
    فقر ناامني گرفتاريهاي مختلف اجتماعي انحرافات فرهنگي تجاوز به حقوق و ناموس مردم كشته شدن روزانه ده ها نفر افراد غيرنظامي بي اختيار بودن مسئولان امنيتي و اجرائي و مطلق العنان بودن نظاميان آمريكائي و انگليسي در سرتاسر عراق مردم اين كشور را به ستوه آورده و هر روز به شكلي فرياد اعتراض برميآورند و خواستار خروج بيگانگان از كشور خود هستند.
    در افغانستان نيز اوضاع به همين منوال است . بعد از 5 سال كه از اشغال اين كشور توسط نظاميان آمريكائي و انگليسي ميگذرد هنوز ناامني فقر بي نظمي توليد مواد مخدر و رواج فساد نه تنهاكاهش نيافته بلكه هر روز بيشتر مي شود. دولتمردان افغان عناصر بي اختياري هستند كه سفير آمريكا بر آنها حكم ميراند و هر طور بخواهد مردم را تحقير مي كند. هيچ خانواده افغاني نيست كه يك عضو آن توسط نظاميان آمريكائي كشته نشده باشد و هيچ شهر يا استاني وجود ندارد كه از آسيب آمريكائي ها در امان باشد. اوضاع آشفته افغانستان بار ديگر راه را براي ورود طالبان به صحنه حاكميت باز كرده و مردم احساس مي كنند اشغال كشورشان توسط آمريكا غير از بدبختي و جنگ و ناامني هاي پياپي چيز ديگري براي آنها با خود نياورده است . به همين جهت اكنون آمريكا نزد مردم افغان بيش از هر زمان ديگري منفور است .
    اين واقعيت ها نشان ميدهند كه آمريكا هيچ جائي در ميان ملت هاي خاورميانه ندارد و هر روز با مشكلات بيشتري در اين منطقه مواجه مي شود. در مصاف با جمهوري اسلامي ايران در عرصه فعاليت هاي انرژي هسته اي نيز آمريكا با شكاف روزافزوني در ميان كشورهاي 2 +5 مواجه است و طبيعي است كه چاره اي جز تلاش براي نجات دادن خود از اين مهلكه نداشته باشد.
    تكاپوي رسانه هاي آمريكائي براي زير سئوال بردن بوش كوچك چنين دلايل روشني دارد. آمريكا فقط در خاورميانه نيست كه با چنين مشكلاتي مواجه است . در آمريكاي لاتين آفريقا و حتي اروپا نيز دولت آمريكا دچار چالش هاي جدي است . تحقيري كه رئيس جمهور آمريكا در مجمع عمومي سازمان ملل متحد توسط تعدادي از سران كشورهاي شركت كننده در اجلاس اين مجمع شد بي سابقه بود. اينها نشان دهنده مقطع حساسي از تاريخ است كه قرار است ملت ها شاهد افول شيطان بزرگ باشند. از اين موقعيت ممتاز بايد استفاده كرد و ملت ها و دولت هاي آزاديخواه را براي سرعت بخشيدن به زوال شيطان بزرگ بايد بسيج نمود. اين كاري است شدني همانگونه كه ملت ايران و ملت لبنان با مقاومت ها و پيروزيهايشان آنرا به اثبات رسانده اند.