واتيكان و دنياي اسلام
كتاب « واتيكان و دنياي اسلام » را سيدهادي خسروشاهي تاليف
كرده و انتشارات شروق و سماط آن را در 336 صفحه منتشر نموده اند .
در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : روش سياسي
واتيكان
روابط واتيكان با فاشيسم
اهداف واتيكان در دنياي اسلام
واتيكان و صهيونيسم
روابط واتيكان با اسرائيل
روابط واتيكان با
امپرياليسم و عناوين ديگر.
در ذيل
مطلب « اهداف واتيكان در دنياي اسلام » از نظر خوانندگان
مي گذرد.
كليساي كاتوليك جهان و هسته مركزي آن
يعني دستگاه پاپي
واتيكان
همواره تحولات دنياي اسلام را با اهميت خاصي مورد توجه
قرار مي دهد
تصميم گيريهاي رهبري واتيكان در رابطه با اقدامات
سياسي ـ اجتماعي
بي ترديد مبتني بر بهره گيري از تجربيات تاريخي و
ممتد گذشته و معاصر
و داده هاي جديدي است كه كليساهاي محلي
ميسيونرهاي مذهبي
نمايندگيهاي رسمي واتيكان
منابع اطلاعاتي
غرب (به ويژه آمريكا)
در اختيار مقامات بلندپايه و تصميم گيرنده (مقر
مقدس )! « واتيكان » قرار مي دهند.
بطور كلي از ديدگاه « روحانيت كاتوليسم »
اسلام به دلائل متعدد
داراي ويژگيهائيست كه عميقا مورد توجه آنها قرار گرفته است . اين
ويژگيها را مي توان فهرست وار
به شكل زير بيان داشت :
1 ـ حدود يك ميليارد مسلمان (اكثريتي مانند پيروان كاتوليسم ) در
سراسر دنيا به سر مي برند.
2 ـ اسلام تنها ديني است كه در انديشه « اصلاح جهاني » است و
هدف خود را در محيطي بسته و يا كشوري خاص
و مرز جغرافيايي
معيني محدود نمي داند و در اين راستا مسئوليت هدايت جهاني را
ماموريت اصلي خود مي شمارد.
3 ـ اسلام آخرين دين بزرگي است كه پس از مسيحيت به وجود آمده
و در سطح جهاني گسترش يافته و در مناطق نفوذ خود
با رقيبي روبرو
نشده است .
4 ـ اسلام و مسلمانان
در طول تاريخ 14 قرن حيات خود
توانسته اند با مسيحيت و مسيحيان در مناطق مختلفي از جهان
بجنگند
و آنان را شكست دهند.
5 ـ اسلام مقاومت سرسختانه اي از نقطه نظر عقيدتي ـ سياسي در
قبال تبشير مسيحيت از خود نشان مي دهد
ولي اديان ديگر
در اين
نبرد
نتوانسته اند مقاومتي از خود نشان دهند و در همين راستا
اسلام
بر خلاف اديان ديگر
تغيير مذهب يك مسلمان را نمي پذيرد و بر آن
كيفر سختي معين نموده است .
6 ـ در كل
قدرت جاذبه و نفوذ معنوي اسلام به حدي است كه
مقابله با آن را بسيار دشوار نموده است .
7 ـ اسلام دين جامع و فراگير همه زواياي حيات بشري است و عدم
تفكيك دين و سياست در اسلام
يكي از علل تفوق و برتري آنست .
8 ـ مسئله جنگهاي صليبي كه به دستور مستقيم پاپ آغاز شد و
ادامه يافت و در اثر آن
مسلمانان با فجيع ترين وضعي قتل عام شدند
هنوز از خاطره آنها محو نشده و در واقع صفحه تاريكي در تاريخ روابط
اسلام و مسيحيت را به وجود آورده كه به اين آساني از ذهن مسلمانها
بيرون نمي رود...
... با توجه به نكات فوق
و مسائل ديگري كه « علني » نيست ولي در
مدنظر واتيكان مي باشد
تحليل و ارزيابي دستگاه پاپي از اسلام و
مسلمانان در جهان امروز به عمل مي آيد و خط مشي ها و برنامه ريزيهاي
دقيق كليسا براي پيشرفت و نفوذ در دنياي اسلام و جوامع مسلمانان
پي گيري مي شود.
چهارچوب كلي انتخاب كليسا براي نفوذ در جهان اسلام و خطوط
اصلي آن
در تحليلي كوتاه مي تواند به ترتيب زير باشد :
كليسا مسئله حقوق انسانها و مفاد اعلاميه حقوق بشر سازمان ملل
را كه خواستار به اصطلاح « آزادي عقيده » براي همگان است
يكي از
وسائل كليدي نفوذ در جوامع اسلامي محسوب مي دارد
زيرا كه كليسا
به خوبي مي داند ملل مسلمان جهان در پاي بندي به اصول اسلام و عدم
تغيير مذهب خود سخت گيري خاصي دارند و فقط با استفاده از
حكومتهاي ضدملي و عناصر حاكم به ظاهر مسلمان
مي توان « فضاي
حقوق بشر » ! را در كشورهاي اسلامي به وجود آورد تا در اين رابطه
كليسا بتواند زير پرچم منشور حقوق بشر و ميثاق آزاديهاي سياسي
مذهبي و فرهنگي (ساخته غرب )
براي فعاليتهاي به اصطلاح تبشيري
خود (كه در واقع
آنرا بايد فعاليتهاي تنصيري « نصراني كردن » نام
نهاد!)
ضمانت اجرائي لازم را بدست آورد و تنها از اين طريق
كليسا
مي تواند در درازمدت
جوامع مسلمان را براي گرايش احتمالي به
مسيحيت ترغيب نمايد!
البته سران حكومتهاي ضدملي و وابسته به غرب در بعضي از
كشورهاي اسلامي
با ادعاي اينكه جامعه را نمي شود بسته نگهداشت و
مردم را نمي توان چون كودكان فرض و اداره نمود
بجاي فراهم نمودن
مقدمات فعاليتهاي سياسي آزاد
به آنها امكان آزادي گرايش به مذاهب
ديگر را مي دهند و اين طلائي ترين فرصتها براي كليسا و يا احزاب
ضداسلامي به ظاهر مذهبي !!
مانند بهائي گري و قاديانيگري بشمار
مي رود.
نگرشي كوتاه به دوران سياه تاريخ پهلوي در ايران و آزاديهايي كه
به كليساهاي كاتوليك و كليساهاي انجيلي و احزابي مانند بهائي گري
داده شده بود و بررسي اوضاع كنوني كشورهايي مانند مصر
اندونزي
مالزي
بنگلادش
تركيه و بعضي از شيخ نشيهاي خليج فارس
كه ميزبان
گروه گروه ميسيونرهاي مسيحي سفيدپوست و مو بور و چشم سبز!
هستند
نشانگر گوشه اي از حقايق امور مي تواند باشد.
دامنه فعاليت و تبليغ گروه هاي مسيحي در بعضي از اين كشورها
بااستفاده از فقر و گرسنگي و شرايط اجتماعي ديگر
به اندازه اي وسيع
و زياد است كه براي خود كليسا هم باورنكردني است . و در قبال آن
هر
نوع فعاليت اسلامي به مفهوم راستين كلمه
نه تنها غيرمقدور و ممنوع
است
بلكه نوعي جرم و داراي مجازاتهاي سنگيني مي باشد كه نصيب
مبلغين اسلامي مي شود... نمونه بارز اين نوع كشورها : مصر
عراق
اندونزي و تونس است كه هواداران اسلام را در آنها به جرم « انديشه
براي ايجاد حكومت اسلامي » اعدام مي كنند و در مقابل
براي ورود
ميسيونرهاي مسيحي خارجي
هرگونه تسهيلاتي را فراهم مي سازند.
علاوه بر « حقوق بشر غربي » و فضاي به اصطلاح باز سياسي ! مورد
استفاده كليسا
يكي ديگر از نيرومندترين وسائل كليسا در جذب
احتمالي مسلمانان
تماس روزافزون جوامع اسلامي با كشورهاي غربي
است
همه ساله ميليونها نفر از كشورهاي اسلامي به عنوان « توريست »
و ده ها هزار نفر به عنوان دانشجو يا كارگر
و براي اقامت مدتي
طولاني تر از مدت اقامت كساني كه قصد گردش دارند
رهسپار اروپا و
آمريكا مي شوند و با هجوم همه جانبه تبليغاتي كليسا روبرو مي شوند.
براي نمونه بايد گفت كه شما اگر به انگلستان برويد
خواهيد ديد كه
در خيابانهاي لندن دختران و پسران جوان
با دردست داشتن نشرياتي
به زبانهاي : عربي
فارسي
اردو و غيره
به دنبال مسافرين راه مي افتند و
ضمن « خوش آمد » گوئي به آنها
آنها را براي نوشيدن چائي و « مذاكره » !
دعوت مي كنند . اين نوع برخورد
كه به ظاهر نشانگر جامعه باز و روح
سازشكار جوامع مسيحي تلقي مي شود (و البته در باطن
مسائل ديگري
مطرح است ) مي تواند در روحيه افراد ساده لوح يا نيازمند به يافتن كار و
مسكن
و آشنايي
در غربت غرب
تاثير بگذارد. از طرف ديگر جوانان
دانشجو
اعم از دختر و پسر
كه بدون آموزشهاي مذهبي لازم و كامل
رهسپار غرب مسيحي مي شوند
هنگام برخورد با اخلاق به ظاهر نرم
حساسيت مذهبي خود را بتدريج از دست مي دهند و بعضيها اصولا به
علت سكونت در ميان خانواده هاي مسيحي و يا ازدواج با دختران
غربي
در دام كليسا گرفتار مي شوند.
علاوه بر اين وسايل تقريبا عادي و طبيعي كه در اختيار كليسا است
كليسا به فضاي سياسي و اقتصادي كشورهاي اسلامي نيز با دقت كامل
اميد بسته است . به عنوان نمونه
از قرنها پيش و تا عصر ما
« عربستان
سعودي » از ديدگاه كليسا
يك كشور بسته بود
ولي اكنون هجوم ده ها
هزار به اصطلاح كارشناس و متخصص فني
براي كمك به پروژه هاي
اقتصادي
نفتي و عمراني كشور به اضافه ده ها هزار كارگر زن و مرد
مسيحي همراه با نوسازي ظاهري جامعه
در انتقال فرهنگ مسيحي
در
يك جامعه صرفا اسلامي هم نقشي را به عهده دارد.
نمونه ديگر
بنگلادش است كه قبل از جدا شدن از پاكستان و اعلام
« استقلال ! » جزئي از يك كشور اسلامي كه بنام اسلام به وجود آمده بود
به حساب مي آمد
ولي به محض اعلام استقلال
كه طي يك توطئه
حساب شده و با دخالت آمريكا و هند اجرا شد
« شيخ مجيب
الرحمان » رهبر سياسي و پرچمدار استقلال !!
دولت بنگلادش را
« غيرمذهبي » اعلام نمود و به موازات اعلام انحلال احزاب و گروه هاي
اسلامي به بهانه همكاري !! با پاكستان
راه را براي ورود ميسيونرهاي
مسيحي جهت انجام كارهاي « خيريه » ! باز كرد و اين راه
متاسفانه به
علت فقر شديد حاكم بر اين قسمت از دنياي اسلام
همچنان بازماند و
كليسا كه مترصد چنين فرصتهايي است
عمليات خيريه را
طبق روش
ديرينه
با عمليات « تنصير » (نصراني كردن ) همگام ساخت و بارها هم از
موفقيتهاي خود سخن گفته و به صراحت تمام اعلام نموده كه « تاكنون
صدها هزار نفر از مردم بنگلادش به مسيحيت گرويده اند » !
سفر دو سال
پيش عالي جناب پاپ
براي بازديد از اين كشور اسلامي
پس از
بازديدهاي مكرر از چند كشور اسلامي در آفريقا
بي ترديد در همين
رابطه بود. وگرنه اگر قرار بود كه هدف از مسافرت ايشان
كمك به فقرا و
مستمندان و افراد بيكار! باشد عالي جناب ترديدي به خود راه نمي داد كه
اين « كمك » و يا « كاريابي » و « ايجاد شغل » را در ايتاليا
براي 7 ميليون
بيكار و مستمند انجام دهد
نه در يك كشور دورافتاده اسلامي در آسيا.
و اصولا بايد گفت كه با صرف نظر از حماقتهاي بعضي از كليساهاي
محلي
مانند كليساي آفريقاي جنوبي كه گاهي بطور آشكار به جنگ
اسلام مي آيند و آنرا تقبيح ! يا محكوم مي سازند! مركزيت كاتوليسم
ضديت قبلي با اسلام را در شكل قديمي آن
به ظاهر كنار گذارده و با
نگرشي تطبيقي بر امور
و با پشتوانه قدرت اقتصادي ـ سياسي غرب
شيوه هاي جديد و ظريفي را براي نفوذ در جوامع مسلمان برگزيده است
و با توجه به فقر و گرسنگي موجود در جهان سوم و به ويژه بعضي از
كشورهاي اسلامي
مانند بنگلادش و سودان
اهتمام بيشتري در اين
مناطق دارد و سعي مي كند كه با صرف مبالغ هنگفتي
افراد گرسنه و
برهنه را به سوي كليسا بخواند. و بدينوسيله ولو در درازمدت آنها را از
پوستن به كاروان پرخروش و توفنده مسلمانهاي به قول غرب « بنيادگرا
وافراطي » ! بازدارد.
اين هدف نهايي غرب است كه متاسفانه كليسا را هم براي نيل به
آن
با خود همگام ساخته است و سفرهاي پاپ به كشورهاي اسلامي
بي ترديد در همين رابطه است . و كمك هاي بلاعوض امپرياليسم به
دولتها و ايجاد موسسات خيريه و درمانگاه توسط كليسا براي ملتها!
از
همين امر سرچشمه مي گيرد
ولي با صرف نظر ازماهيت عدواني اين نوع
اقدامات
بايد به آقايان غربيها
و همكاران آنها بطور مطلق
اطمينان داد
كه سرنوشت اندلس در انتظار ديگر كشورهاي اسلامي نيست . فقط چند
صباحي
عرض خود مي برند و زحمت ما مي دارند. چرا كه به يقين
پدران روحاني يا كليساي پيوسته به امپرياليسم غرب
داراي آن
خصلت معنوي و صداقت مذهبي واقعي نخواهند بود كه بتوانند در
كارهاي « تنصيري » خود
آن چنان موفق بشوند كه خود انتظار دارند
پس به يقين برنامه ريزيهاي آقايان در اين زمينه
سرانجام با نتيجه مثبت
روبرو نخواهد شد. چرا كه وقتي مردم با ماهيت امر آشنا شدند و
حقيقت را شناختند و يا بجاي آب
با سراب روبرو شدند
بي ترديد به
سرچشمه حيات خويش بازخواهند گشت . و اين تجربه اي است كه
كليسا در بسياري از نقاط جهان آنرا بدست آورده است و بگذار كه يكبار
ديگر آنرا تجربه نمايد!
... هدف ما در اين كتاب كم حجم ولي پرمحتوا
شناخت و
شناسائي ماهيت واتيكان و رابطه آن با امپرياليسم و صهيونيسم جهاني
است . اين كتاب بر آشنا ساختن ملتهاي محروم
با حقايق پشت پرده
دنياي سرمايه داري و همكاري تنگاتنگ آن با كليساها
كمك خواهد كرد
و اگر در پاره اي موارد
لحن آن تند و يا خشن تلقي شود
بايد توجه
داشت كه ما اگر مي خواستيم با بافته ها و ساخته هاي كليسا
عليه اسلام
در درون جهان اسلام (با صرف نظر از آنچه كه در غرب و شرق مسيحي
مي گذرد!) مقابله به مثل كنيم
بي ترديد
لحن سخن !
تندتر از اين
مي شد... ولي بهرحال حقيقت را
اگرچه تلخ هم باشد
بايد گفت و اهل
خرد
از مقامات واتيكان و ارباب كليسا
در هر مكان !
در قبال انتقال
تند
ولي صحيح و افشارگري خشن
ولي بيداركننده
بجاي نشان دادن
واكنش منفي ! بهتر آن است كه به اصلاح خود و روشهاي خود ـ در
برخورد با جهان اسلام و مسائل مسلمانان ـ بپردازند... وگرنه دعوت
كردن به « ديالوگ » و ايجاد روابط ديپلماتيك و اعزام سفير و نماينده و
توسعه اقدام دشمنانه تبشير در درون جهان اسلام
هرگز نمي توانند با
هم
سازگار باشند و اگر در گذشته هاي دور و نزديك
مسلمانان با
ساده انديشي
در قبال هجوم تبشيري ارباب كليسا
كه در همه جا مقدمه
هجوم استعمار بوده است
سكوت كرده اند
در دنياي امروز
وضع
چنين نيست ...
ملتها را مي شود يكبار و دو بار فريب داد
ولي براي هميشه
نمي توان آنان را در دام استعمار انداخت
اين واقعيتي است كه چه
بخواهند و چه نخواهند امروز با آن در سراسر جهان روبرو مي باشند.
كليسا مساله حقوق انسان ها و مفاد اعلاميه حقوق بشر
سازمان ملل را يكي از وسائل كليدي نفوذ در جوامع
اسلامي محسوب مي دارد
زيرا كليسا مي داند ملل مسلمان
جهان در پايبندي به اصول اسلام و عدم تغيير مذهب خود
سخت گيري خاصي دارند و فقط با استفاده از حكومت هاي
ضدملي و عناصر حاكم بر ظاهر مسلمانان
مي توان فضاي
حقوق بشر را در كشورهاي اسلامي به وجود آورد تا كليسا
در سايه آن بتواند اهداف خود را پياده كند
آنچه كليسا را نسبت به اسلام نگران و دشمن كرده است
ويژگي هايي است كه اسلام ا زآن برخوردار مي باشد.
ويژگي هايي مانند : كثرت جمعيت مسلمانان
انديشه و
اهداف جهاني اسلام
گستردگي و حساسيت مناطق نفوذ
اسلام
پيروزي تاريخي مسلمانان بر مسيحيان
جاذبه و
قدرت فراوان اسلام
سياسي بودن اسلام و ده ها ويژگي
ديگر

*****
قصه هاي اماكن مقدس
|

انتشارات پيام محراب چاپ دوم مجموعه « قصه هاي اماكن مقدس » را
منتشر كرده است . قصه هاي اماكن مقدس
مجموعه پنج جلدي است كه در
هر جلد به شرح و نقل و تحليل وقايع تاريخي يكي از اماكن مقدس مسلمانان
پرداخته شده است . در جلد اول مجموعه مذكور
وقايع كعبه
در جلد دوم
وقايع بيت المقدس
در جلد سوم وقايع مسجدالنبي
در جلد چهارم وقايع
مسجد كوفه در جلد پنجم
وقايع اماكن مقدسي كه به امام زمان (عج )
منتسب و مربوط مي باشد
شرح و نقل شده است .

| |