روزنامه جمهوري اسلامي 02/07/1385 صفحه گزارش
*****
4 ميليون دانش آموز مردودي روي دست آموزش و پرورش (1 )
نهضت نرم افزاري با نظام آموزشي ضعيف ممكن نيست





  • مجيد زندي
    از ديروز كه زنگ مدرسه ها زده شد و 15 ميليون دانش آموز در كشور به كلاس هاي درس رفتند نحوه درس خواندن و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان يكبار ديگر مشغله ذهني خانواده ها اوليا مدرسه و نظام آموزش و پرورش شده است .
    در سالهاي اخير يكي از دغدغه هاي اصلي مسئولان نظام آموزشي و اوليا دانش آموزان افزايش شمار مردودي ها و افت تحصيلي دانش آموزان و به موازات آن كم سوادي برخي ديگر از آنها عليرغم قبولي در پايه هاي دبستان راهنمايي و دبيرستان است كه عليرغم صرفه هزينه هاي هنگفت تحصيلي از سوي خانواده ها و بودجه هاي كلان ملي درس و مدرسه در اين دوران آنچه كه بايد و شايد مفهوم آموزش و پرورش صحيح را در خود ندارد و در جا زدن دانش آموزان از بدترين و اتفاقا آشكارترين نوع مشكلات امروز نظام آموزشي ما محسوب مي شود.
    در سلسله گزارش اخير قصد داريم اين مشكل را در قالب بررسي مشكلات كتب درسي شيوه هاي آموزشي و مشكلات دانش آموزان و ضعف نظام آموزشي و بي رغبتي معلمان به فعاليت در مدرسه و... بررسي كنيم در اين گزارش ها براين محور حركت خواهيم كرد كه بتوانيم در ابتداي سال تحصيلي با بررسي مشكلات موجود گرهي از آن را باز كنيم . يا با يك پيشنهاد سازنده راهي را براي كاهش شمار مردودان معرفي نمائيم .
    البته بايد بدانيم در نظام آموزش و پرورش ما دانش آموزان معلمان دبيران و مديران تدوين كنندگان كتب درسي و كارشناسان ارشد حوزه برنامه ريزي و اجرا و... همه قبل از آنكه متعلق به محيط آموزش و پرورش باشند در محيط جامعه حضور دارند و متعلق به جامعه هستند و يقينا جامعه با همه ويژگي هايش آنان را و مجموعه فرايند حركتي سازماني آنها را تحت تاثير مستقيم يا غيرمستقيم قرار مي دهد.
    به اين ترتيب وقتي مسايل و معضلاتي در سطح جامعه وجود دارد كه فرايند تعليم و تربيت را تحت تاثير قرار مي دهد اين روند حركتي رو به جلو يا سكون به بدنه و ساختار آموزش و پرورش هم تسري مي يابد و در آنجا نيز عوارض دارد. اما آنچه ما را بر آن داشت تا اكنون در آغازين روزهاي سال تحصيلي جديد به اين مساله بپردازيم وجود آمارهاي نگران كننده از تعداد دانش آموزان مردودي در كشور است تا حدي كه در سال تحصيلي گذشته آمارها حاكي از وجود 4 ميليون دانش آموز مردودي مي داد كه واقعا تاسف بار و نگران كننده است .
    در كنار آن بيش از 3 ميليون و 100 هزار نفر از افراد واجد شرايط تعليم هم در كشور داريم كه به دلايل مختلف از آموزشهاي رسمي محروم هستند و بيش از 10 ميليون نفر از جمعيت 18 تا 45 سال كشور هم نيازمند تعليم از راه دور هستند زيرا آنها نيز از جمله افرادي به شمار مي روند كه در گذشته از مقاطع راهنمايي و متوسطه ترك تحصيل كرده اند.
    در ساختار توسعه علمي و سند چشم انداز 20 ساله كشور انتظارات بسيار بيشتري در مقوله كيفيت بخشي به نظام آموزشي و كاهش پديده اتلاف سرمايه هاي مادي و معنوي وجود دارد چرا كه براي موفقيت در توليد علم در افق 1404 هجري شمسي بايد آموزش ها در مدارس امروز اثربخش تر و عيني تر باشد.
    واقعا آيا با اين ساختار آموزشي كه نه معلم راضي است و نه دانش آموز و نه هر دوي آنها با كتابهاي درسي ارتباطي صميمي دارند مي توان اميدوار بود در كشور نهضت نرم افزاري و توليد علم به درستي شكل بگيرد و پياده شود اين سئوال را از كارشناسان و دبيران با تجربه آموزش و پرورش در ميان گذاشتيم .
    آقاي غلامرضا شاه حسيني دبير با 17 سال سابقه تدريس در گفت وگو با گزارشگر ما درباره علت افت تحصيلي دانش آموزان مي گويد : من نمي گويم نظام آموزشي در كشور بدون اشكال است ولي يكي از علت هاي اصلي افت تحصيلي دانش آموزان را خانواده و نحوه برخورد اوليا مي دانم زيرا افت تحصيلي هيچگاه به يكباره بوجود نمي آيد بلكه به عوامل بسيار متعددي وابسته است .
    وي ادامه مي دهد : وقتي پدر و مادري كه در دوران دبستان و راهنمايي كه كودك و نوجوان آنها هنوز اراده مقاومت در برابر خواسته هاي آنها را ندارد فقط نمره 20 مي خواهند و هيچ تلاش دانش آموز تا حد نمره 18 و 19 هم براي آنها اهميت ندارد به مرور اين دانش آموز از نمره 20 هم متنفر مي شود زيرا احساس مي كند براي آن بايد سركوفت هاي فراواني را تحمل كند و وقتي كه مرحله دبيرستان مي رسد با افت تحصيلي شديدي مواجه مي شود.
    وي ادامه مي دهد : يا در دوران دبستان وقتي پدر به كارهاي خودش مشغول است و مادر هم يا در كوچه ساعت ها با همسايه ها صحبت مي كند و حتي خود دانش آموز هم هميشه در كوچه پرسه مي زند و شب ها هم خانواده ها ساعت ها پاي تلويزيون و ماهواره مي نشينند. در چنين شرايطي كودك و نوجوان اصلا ارتباطي با كتاب برقرار نمي سازد و با حضور در محيط كلاس هم به هر چيزي فكر مي كند جز كتاب و درس ديگر چه انتظاري داريم كه معلم براي اين دانش آموز معجزه كند
    آقاي شاه حسيني مي افزايد : بنده معلم از رفتارهاي دانش آموزان خود مي فهمم كه اين كوچه اي است يا در منزل در انقياد خانواده هاست كه به نظرم هر دو دسته اين دانش آموزان دچار افت تحصيلي مي شوند.
    وي ادامه مي دهد : مشكل ديگر خانواده ها چشم همچشمي براي انتخاب نوع رشته در دبيرستان است زيرا با دانش آموزان فراواني مواجه شدم كه اصلا علاقه اي به رشته رياضي نداشتند و به اصرار پدر و مادر در اين رشته ثبت نام كردند اين دسته از دانش آموزان افرادي هستند كه به مرور دچار افت شديد تحصيلي تجديدي و حتي مردودي مي شوند.
    آقاي عليرضا سالاركيا كارشناس ستادي آموزش و پرورش هم در اين گفت وگو به ضعف نظام پژوهشي در عرصه كلان نظام آموزش و پرورش اشاره مي كند و مي افزايد : متاسفانه در بسياري موارد شاهد هستيم كه برنامه ريزيها طرح ها تصميمات در نظام آموزش كشور پشتوانه پژوهشي جدي و دقيقي ندارد مديران ارشد مدعي هستند كه تصميم گيريهاي آنها ريشه در پژوهش دارد درحاليكه خودشان هم مي دانند اكثرا سفارشي ضعيف و بدور از نظرسنجي از معلمان با سابقه و آمارگيري است .
    وي مي افزايد : رهبر معظم انقلاب براي عرصه آموزش و پرورش پيشنهاد ايجاد نهضت نرم افزاري داده اند اما وقتي امروز بودجه هاي تحقيقاتي در آموزش و پرورش هدر مي رود چگونه انتظار داريم پژوهش در اين نظام در راستاي نهضت نرم افزاري شكل سامان يافته به خود بگيرد
    وي ادامه مي دهد : بسياري از تصميم گيريها در آموزش و پرورش براساس توانمندي يا خواست فردي مسئولين است و فرد مسئول براساس تفكر وبينش خود تصميم گيري مي كند و در آخر هم چون دولت ها تغيير مي كنند نتيجه كار بررسي و ارزشيابي نمي شود.
    آقاي سالاركيا مي گويد : متاسفانه در ابتداي هر دوره اي براي اجراي طرح هاي خود تحقيقات عجولانه از برخي از كارشناسان مي خواهند و بدون پشتوانه قوي تحقيقاتي و پژوهشي مهلت دو ماهه براي آن قرار مي دهند و حتي قبل از پايان مهلت هم فشارهاي مختلفي وارد مي شود تا طرح نپخته به دست مسئولان اجرايي برسد.
    وي مي گويد اين طرح ها عمدتا پس از تهيه و در مرحله اجرا از اصول اوليه خود منحرف شده و در آخر چيز ديگري از كار در مي آيد كه نشان مي دهد در ساختار ستادي آموزش و پرورش هم تغييرات سياسي وجود دارد كه در سالهاي اخير هيچگاه طرح جامع و كم نقص پياده نشده است .
    اين كارشناس آموزش و پرورش ادامه مي دهد : اگر دقت كرده باشيم در سالهاي اخير دهها طرح از نظام مدرسه محور گرفته تا حذف يا بازگشت امور تربيتي مطرح و اجرا شده اما در نهايت همان ساختار سنتي نظام آموزش و پرورش باقي مانده است .
    آقاي شيرزاد عبداللهي دبير دبيرستان با 25 سال سابقه و منتقد برنامه هاي آموزش و پرورش در كشور نيز در گفت و گو با گزارشگر ما درباره مشكلات ساختار آموزش در كشور مي افزايد : مشكل آموزش و پرورش ما مشكل كارآمدي است واين كارآمدي به مديريت در آموزش و پرورش باز مي گردد كه ركن اصلي آن ضعف مديريت هاست زيرا به جنبه تخصصي وحرفه اي مديريت درآموزش و پرورش هيچگاه توجه شده است .
    وي ادامه مي دهد : در حاليكه مديريت در آموزش و پرورش بايد به گونه اي باشد كه به صورت پله اي رشد و ترقي ندارد تا آموزش و پرورش را به درستي بشناسد از مشكلات آن آگاه باشد و دانش اين كار را هم داشته باشند در حاليكه در كشور ماساختار آموزش و پرورش هر 4 سال يا 8 سال به طوركلي شخم زده مي شود!
    وي مي افزايد : ساختار آموزش و پرورش همچنين عرصه آزمون و خطاي شيوه هاي آموزشي و تربيتي شده است كه مجموعه افراد در آن سردرگم است .
    اين منتقد نظام آموزشي كشور ادامه مي دهد : به اين ساختار ضعيف آموزش و پرورش بايد مشكلات حقوق معلمان را هم اضافه كرد كه ليسانس آن حتي عزت و جايگاه آبدارچي وزارتخانه هاي ديگر را هم ندارد. بخصوص اينكه معلمان شرايطي را در جامعه مي بينند كه مسئولان براي حل مشكلات آنها فقط شعار مي دهندو كارديگري انجام نمي دهند.
    وي يكي ديگر از مشكلات ساختاري نظام آموزش وپرورش را روش هاي غلط آموزش عنوان مي كندو مي افزايد : روش آموزشي در كشور ما بر اساس محفوظات است ما حجم زيادي از مطالب اطلاعات فرمول علوم انساني و... را در كلاس به شكل سخنراني از سوي معلم خطاب به دانش آموزان مي گوئيم واينهاهم بايد در مغز دانش آموز گنجانده شود و دانش آموز هم از محتويات كتاب امتحان بدهد و مطالب را پس بدهد.
    وي ادامه مي دهد : در حاليكه اين روش اكنون در دنيا منسوخ شده يعني ما اكنون 40 سال از روش هاي جديد آموزش دنيا عقب هستيم در حاليكه در دنيا اكنون بيشتر به ويژگي هاي فردي دانش آموز تكيه مي شود و بر اين موضوعات تكيه مي شود كه دانش آموز مهارت هاي زندگي و كار را يادبگيرد و از روش هاي جستجوي علم آشنا شود.
    وي مي افزايد : اين شيوه باعث تنفر دانش آموزان مي شود در حاليكه در كشوري همانند ژاپن مجموعه عوامل مدرسه موظف هستند طوري كاري كنند كه دانش آموز با علاقه به مدرسه بيايد و با ناراحتي و بي ميلي از مدرسه برود.
    وي معتقد است : يكي ديگر از مشكلات ساختاري در نظام آموزش و پرورش شيوه هاي غلط تربيتي است ما چون به شيوه هاي تربيتي بسيار قديمي معتقد هستيم و آموزش و پرورش مدرن را فقط به صورت شكلي پذيرفتيم و محتواي قديمي و قرن هفتمي گلستان سعدي را در آموزش و پرورش اجرا مي كنيم .
    وي ادامه مي دهد : درست است كه امروز چوب و فلك در آموزش و پرورش بكار برده نمي شود ولي اشكال پنهان تر خشونت در مدارس بيداد مي كند. ناظم كارهاي خود را باداد و فرياد پيش مي برد كادرآموزشي به دانش آموز فشار مي آورد معلم دانش آموز را از كلاس اخراج مي كند و گاهي توهين در جمع دارند. ودانش آموز درمدرسه از طرف مدير تحقير مي شود كه اينها همه زمينه ها بزهكاري آينده دانش آموزان را فراهم مي آورد و در حاليكه روش هاي تربيتي با اعمال خشونت وتندي نتيجه معكوس مي دهد.
    وي مي گويد : البته اگر پاي سخنان معلمان و مديران بنشيندآنها هم انتقادهايي دارند و مي گويند استاندارد كلاس 30 نفر است ولي 45 دانش آموزش در اختيار معلم است و معلم در چنين كلاسهايي فقط نقش مبصر وار شد كلاس را بازي مي كند.
    آقاي عبداللهي مي گويد : همچنين مدرسه اي كه 600 نفردانش آموز اما فقط دو ناظم دارد اين ناظم اگرفرياد نزند صدايش هم به دانش آموزان نمي رسد و يا براي به كرسي نشان حرف خود به روش هاي خشن متوسل شود. نمي تواند مدرسه را اداره كند و آنها هم مي گويند در چنين فضايي نمي توانيم روش هاي استاندارد را رعايت كنيم .
    وي در باره شيوه هاي سنتي توضيح مي دهد : امروزه ديگر شعرهاي معرف گلستان سعدي كه مي گويد « تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر » ياجايي ديگر كه مي گويد « تربيت نااهل را چون گردكان بر گنبد است » يا « استاد و معلم چو بود بي آزار » و... كه ديگر ارزش ندارد و مانبايد در مدرسه دنبال دانش آموز بگرديم و بگوئيم تو اهل شدن نيستي و قابل تربيت شدن نمي باشي .

    به هر حال نظام آموزش و پرورش ما دچار مشكلات فراواني است كه نتايج آن باعث افت تحصيلي دانش آموزان و مردود شدن 4 ميليون دانش آموزش است در حاليكه امروزه در دنيا آموزش و پرورش ركن اصلي توسعه است و دانش آموزان به عنوان آينده سازان كشور نبايد فقط با تئوريها آشنا شوند آنها نياز دارند با شيوه هاي نوين آموزشي و تربيتي با آنها برخورد شود .اگر در كشور ما بخواهيم صنعت كشاورزي خدمات و انواع علوم و فنون را تقويت كنيم پيش زمينه آن تقويت نظام آموزشي است كه به برخي از موارد ديگر آن در گزارش آينده اشاره خواهد شد.
    علاوه بر وجود 4 ميليون دانش آموز مردودي از سال تحصيلي گذشته بيش از 3 ميليون و 100 هزار نفر از افراد واجد شرايط تعليم و تربيت در كشور به دلايل مختلف از حضور در مدرسه محروم هستند
    سالاركيا كارشناس آموزش و پرورش : نظام پژوهشي در آموزش و پرورش هميشه با سفارش مديران ارشد عجولانه و بدون پشتوانه دقيق تحقيقاتي پيش مي رود به همين دليل طرح ها پس از تهيه از مسير اصلي خود منحرف مي شود و دردي از مشكلات معلمان و دانش آموزان را حل نمي كند
    شيرزاد عبداللهي معلم و منتقد شيوه هاي آموزش در كشور : استاندارد كلاس 30 نفر است اما 45 دانش آموز را به معلم مي سپاريم معلم در چنين كلاس هايي فقط نقش مبصر و ارشد كلاس را بازي مي كند
    مديريت در نظام آموزش و پرورش بايد به صورت پله اي ترقي كند تا به درستي مشكلات آموزشي و تربيتي را بشناسد در حاليكه در كشور ما ساختار آموزش و پرورش هر چهار يا هشت سال زيرورو مي شود