روزنامه جمهوري اسلامي 02/07/1385 صفحه جبهه و جنگ

  • باز هم باقري
  • از زاويه اي ديگر
    نگاهي متفاوت به دفاع مقدس

  • هجوم سراسري عراق به خاك ايران
  • *****
    باز هم باقري




  • گفت و گويي متفاوت با سردار سرتيپ پاسدار فتح الله جعفري رئيس سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس
    گفت وگو از : حسين زكريائي عزيزي
    نام
    فتح الله .
    نام خانوادگي
    جعفري .
    متولد
    اصفهان ـ 1337 ـ محله يزدآباد در جنوب اصفهان كه مردم بسيار خوب مهربان و متديني دارد و من به همه شان علاقمند هستم .
    تمام مسووليتهايي كه داشته ايد
    ابتدا در مركزشيراز يك تشكيلاتي بود كه بعدا ستادانقلاب نام گرفت من مسوول حفاظت آنجابودم در شهريور 1358 دوره اول تشكيل سپاه قم به همراه شهيد زين الدين وارد سپاه شدم بعداز آموزش من رفتم عمليات سپاه و ايشان قسمت پذيرش . مدت كوتاهي مسووليت پايگاه شهيد منتظري را به عهده داشتم كه آن زمان محل آموزش سپاه بود بعد مسووليت حفاظت بيت امام و سپاه بيت امام در قم را به عهده گرفتم و همان زمان كه امام بيماري پيداكردند به همراه ايشان آمديم تهران دقيقا زمستان سال 58 كه برف سنگيني هم باريده بود.
    درهنگامي كه حكم اولين دوره رياست جمهوري توسط حضرت امام (ره ) به بني صدر تنفيذ شد من هم حضور داشتم . بعد هم كه حضرت امام به دربند رفتند و در ساختمان سه طبقه اي مستقر شدند دربيت ايشان حضورداشتم .
    در سال 59 كه امام (ره ) به جماران رفتند ما هم به جماران رفتيم ولي چون خبر پيدا كردم كه شهر بانه سقوط كرد به سپاه استان مركزي رفتم و بعنوان مسئول عمليات سپاه نيروها را آماده كردم و به كردستان بردم و در تابستان 59 اولين ماموريت رزمي ام را در كردستان انجام دادم . سپس در سنندج سقز بانه به همراه شهيد صياد شيرازي ماموريت پاكسازي انجام مي داديم .
    در دوران جنگ تحميلي چه فعاليت هايي داشتيد
    شايد مهمترين دوران زندگي ام . دوران دفاع مقدس بود. تجربيات بسيار زيادي از آن دوران داشتم . ابتدا جز نيروهاي اطلاعات عمليات بودم و با شهيد حسن باقري كار مي كردم . پس از مدتي مسئوليت يك گردان را بعهده گرفتم و در عمليات طريق القدس با سردار صفوي كار كردم .
    بعداز آن در عمليات فتح المبين نير فرماندهي يكي از تيپ هاي سپاه را به عهده گرفتم . درعمليات بيت المقدس هم به عنوان فرمانده لشگر 30 زرهي انجام وظيفه كردم و تا والفجر مقدماتي اين مسئوليت را داشتم . از آن پس و تا آخر دوران جنگ نيز در قرارگاه خاتم الانبيا حضور داشتم .
    كداميك از مسئوليتهايتان شيرين تر بود
    همه شان خوب بود ولي آن زماني كه در بيت امام بودم چيز ديگري بود. بالاخره وجود حضرت امام و نورانيت ايشان بسيار ارزشمند بود. من احساس مي كنم آنجايي كه خدااز من راضي بوده برايم بهترين بوده است .
    تلخ ترين خاطره تان از جنگ چه بود
    تلخ ترين خاطره ام مربوط به ابتداي جنگ بود كه عراقي ها خرمشهر را گرفتند. آبادان دست دشمن بود و هر روز منطقه اي سقوط مي كرد و دشمن بيشتر پيشروي مي كرد. وقتي هم كه دوستانم در جنگ شهيد مي شدند. و اينكه امام پس از قطعنامه گفتند من جام زهر را نوشيدم برايم خيلي تلخ بود.
    و يك مساله ديگر شهادت شهيد حسن باقري بود كه واقعا برايم تلخ بود. رفتن او يك خلا وسيع را ايجاد كرد.
    شهادت را تعريف كنيد و بهترين نوع آن را بيان كنيد
    شهادت اوج انسانيت يك انسان است يعني انساني كه خودش را صد در صد براي خدا آماده كرده است . مي شود گفت كه لحظه ديدار با خدا بهترين لحظه زندگي هر كسي است . مرگ در راه خدا و شهادت را بهترين فوز مي دانم و هميشه برايش آرزو كرده ام ولي نمي دانم چرا شهيد نمي شوم .
    بهترين نوع شهادت شهادت امام حسين (ع ) است . البته ما به وظيفه خودمان عمل مي كنيم منتهي اين را بگويم انسان در شهادت همه چيز را بدست مي آورد و هيچ چيز را از دست نمي دهد.
    آيا فكر اسارت به ذهنتان خطور كرده بود
    در عمليات رمضان تا اسارت پيش رفتم . جايي رفتم كه عمق منطقه دشمن بود و شرايط طوري شد كه نتوانستم برگردم . ولي خدا كمك كرد و راه را پيدا كردم و برگشتم . منتهي چون گرد و خاك بود. بعد از برگشتن تا يك روز هيچ جايي را نمي ديدم و چشم هايم تورم كرده بود.
    بعد كه آمدم از راديو شنيدم كه اسير شده ام . اما فهميدم كه يكي از بچه هاي هم محل ما بوده كه اسير شده كه فرداي آن شب در شبكه يك تلويزيون مصاحبه گذاشتند كه من اسير نيستم تا كسي كه به جاي من اسير شده بود اذيت نشود.
    به نظر شما قويترين و شجاع ترين سردار جنگ ما كه بود
    شهيد حسن باقري
    مظلومترين و عارف ترين آنها
    بازهم شهيد باقري
    آيا هيچ وقت درجنگ ترسيده ايد
    ترس به معني اينكه از كشته شدن هراس داشته باشم خير.ولي دو سه بار با شهيد باقري به شناسايي رفتيم ترسيدم . يعني آنقدر ما را به دل دشمن برد كه وحشت كردم كه اسير شويم . والا وقتي انسان در صحنه ديگري با دشمن رو به رو شود ترس اصلا مفهومي برايش ندارد.
    اگر شما بخواهيد تعريفي از دوران دفاع مقدس بكنيد چه مي گوييد
    همان صحبت امام (ره ) كه فرمودند : جنگ براي ما نعمت بود. امام جنگ را دست جوانهاداد و جوانها جنگ را اداره كردند. كلي نيرو ساخته شد. فكرها باز شد و براي اولين بار در كشور ما در برابر حمله دشمن موفق شد و صدام كه قطعنامه 1975 را پاره كرد و قسم گفت كه « شمشير علي خالد و سعدبن ابي وقاص را برمي كشيم و دشمنان ايراني را از بين مي بريم » نتوانست اين كار را كند.
    در دوران جنگ مهمترين عمليات ما چه بود
    در ابتداي جنگ مهمترين عمليات بيت المقدس بود كه شش هزار متر مربع از مناطق اشغال شده آزاد شد و حدود شانزده هزار عراقي كشته شدند و نوزده هزار نفر اسير شدند. خرمشهر آزاد شد و ما توانستيم سازمان رزم و امكانات خودمان را در حدود زيادي گسترش دهيم . اين بزرگترين عمليات ما در طول دفاع مقدس بود.
    ولي سرنوشت سازترين آنها عمليات كربلاي 5 بود كه سبب شد شوراي امنيت قطعنامه 598 را تصويب كند .
    آيا شما در جنگ جانباز هم شديد
    من خيلي آسيب اساسي در جنگ نديدم . من از خدا خواستم كه طوري زخمي نشوم كه سربار ديگران شوم .

  • *****
    از زاويه اي ديگر
    نگاهي متفاوت به دفاع مقدس




  • ثبخش دوم ث حسن طاهردل
    نمايش استقامت
    عليرغم همه توطئه ها و وحشيگري هاي استكبار جهاني و عوامل داخلي آنان پايداري ايثار استقامت و مبارزه بي امان ملت قهرمان و شريف ايران تحت رهبري هاي داهيانه حضرت امام خميني (ره ) نيز در واقع نمايشي كم نظير از ايمان و ايستادگي ملتي مسلمان و مومن بود.
    توطئه هاي دشمن چيز تازه اي نبود. از نخستين روز پيروزي انقلاب اسلامي در كنار مشكلات طبيعي حاصل از يك انقلاب عظيم مشكلات عارضي از سوي دشمناني كه با شعارهاي مختلف (از راست سلطنت طلب و عوامل ساواك گرفته تا چپ هاي روسي و چيني و...) به ميدان آمده بودند آغاز گرديد. آبشخور همه اين گروهك ها از يك منبع (استكبار جهاني به سركردگي شيطان بزرگ يعني آمريكاي جنايتكار) و هدف آن ها نيز يك چيز بود : به شكست كشاندن انقلاب و سرنگوني نظام نوپاي جمهوري اسلامي .
    با انتخاب نخستين رئيس جمهور (ابوالحسن بني صدر) علي القاعده انتظار اين بود كه ثبات سياسي بر كشور حاكم و بازسازي با سرعتي بيشتر آغاز شود. اما متاسفانه تفكر خاص ـ و شايد ماموريت بني صدر موجب گرديد كه بجاي ثبات تفرقه در اركان نظام به سرعت ريشه بگستراند و نيروهاي حزب الهي و نهادهاي انقلابي به صورت علني از سوي شخص دوم مملكت (با توجه به قانون اساسي ) به شدت تضعيف و مورد تهاجم قرار گيرند. به عبارت ديگر رئيس جمهوري كه مي بايست حافظ ارزش هاي اسلامي و مباني مصرح در قانون اساسي باشد در مقام نه تنها نقدكننده و تضعيف كننده كه ـ در موضع تهاجمي ـ عليه اين ارزش ها و مباني قرار گرفت . در يك كلام رئيس جمهور نقش رهبري « اپوزيسيون » نظام را ايفا مي كرد.
    در 14 اسفندماه 1359 به بهانه سالگرد درگذشت دكتر مصدق غائله اي علني در دانشگاه تهران را سردمداري كرد و دامنه اين موارد عليرغم نصيحت ها و تذكرات مستقيم و غيرمستقيم حضرت امام خميني (ره ) گسترش پيدا كرد و به سال 1360 كشيده شد .
    بني صدر كه در آن زمان از سوي حضرت امام خميني (ره ) مسئوليت فرماندهي كل قوا را نيز برعهده داشت بجاي بكارگيري مساعي خود براي اداره جنگ تحميلي تلاش مي كرد دامنه اختلافات را به درون نيروهاي مسلح نيز گسترش دهد. از اين رو امام راحل در يك تصميم تاريخي در بيستم خردادماه 1360 و طي يك فرمان كوتاه ـ اما با صلابت و كوبنده و سرنوشت ساز ـ بني صدر را از فرماندهي كل قوا عزل فرمودند. متعاقب آن مجلس شوراي اسلامي با ارائه طرح « عدم كفايت سياسي » نسبت به بركناري وي از رياست جمهوري اقدام و با توجه به سازوكار موجود در قانون اساسي شوراي رياست جمهوري قدرت را دردست گرفت تا ظرف 50 روز زمينه براي انتخاب رئيس جمهور جديد و تشكيل دولت جايگزين فراهم گردد.
    گروهك ها و در راس آنها منافقين (سازمان مجاهدين خلق ) به بهانه بركناري بني صدر و همچنين در اعتراض به لايحه قصاص (در واقع حكم قرآن ) كه در آن زمان در مجلس شوراي اسلامي مطرح بود در 25 خردادماه سال 1360 اعلام راهپيمايي كردند كه با اشاره حضرت امام خميني (ره ) ملت به ميدان آمد و توطئه خنثي گرديد. سازمان منافقين نقاب از چهره برداشت و با اعلام ورود به فاز نظامي عملا اعلام جنگ مسلحانه كرد. تظاهرات پراكنده در گوشه و كنار كشور و به ويژه در پايتخت ادامه داشت و در همه مراحل خود مردم با حضور در صحنه توطئه ها را خنثي مي كردند. اوج اين تظاهرات و درگيري ها كه در سي ام خرداد آن سال موجب به شهادت رسيدن و زخمي شدن بسياري از مردم عادي شد و اين در حالي بود كه سيل داوطلبان بسيجي به سوي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل نيز با قدرت ادامه داشت .
    منافقين پس از دريافت سيلي هاي پياپي از ملت شريف و هميشه در صحنه در هفتم تيرماه 1360 دست به يكي از فجيع ترين وحشيانه ترين و در عين حال خونين ترين جنايات تاريخ زدند و با انفجار بمب در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي ; آيت الله دكتر بهشتي و 72 تن از ياران صديق امام را به شهادت رساندند.
    شهادت اين عزيزان نه تنها در عزم ملت شريف خللي ايجاد نكرد بلكه حتي بي تفاوت هايي را نيز كه شايد تا قبل از آن فقط نظاره گر بودند به ميدان آورد.
    همگام با ملت مسئولين نيز با مقاومت بيشتري به رتق و فتق امور پرداختند. فرداي همان روز نمايندگان مصدوم فاجعه هفتم تير با برانكار در مجلس حضور يافتند تا مانع از « اكثريت افتادن » مجلس و وقفه در تصويب قوانين شوند.
    مسئولين اجرايي نيز اقدامات لازم براي طي مراحل قانوني انجام انتخابات رياست جمهوري را با سرعت هر چه بيشتر به مورد اجرا گذاشتند.
    حضرت امام خميني (ره ) يك روز پس از فاجعه هفتم تير با پرده برداشتن از توطئه دشمنان و اشاره به مظلوميت شهداي هفتم تير و در راس آنها آيت الله دكتر بهشتي (سيدالشهداي جمهوري اسلامي ) راه آينده را به روشني ترسيم فرمودند.
    سرانجام تلاش ها به نتيجه رسيد و عليرغم توطئه ها و آشوب هاي پراكنده و در حاليكه هر چند روز يك بار يكي از نمايندگان يا يكي از مسئولين بر اثر ترور منافقين به شهادت مي رسيدند انتخابات دوم رياست جمهوري در فضايي مناسب برگزار و شهيد محمدعلي رجائي كه در آن زمان مسئوليت نخست وزيري و عضويت شوراي رياست جمهوري را برعهده داشت به عنوان دومين رئيس جمهوري اسلامي از سوي مردم انتخاب گرديد.
    با انجام انتخابات به سرعت مراحل قانوني مربوطه طي شد و پس از ابلاغ حكم تنفيذ رياست جمهوري شهيد رجايي از سوي حضرت امام خميني دولت با نخست وزيري شهيد محمدجوادباهتر تشكيل گرديد و از مجلس شوراي اسلامي راي اعتماد گرفت .
    اما عمر اين دولت بيش از 12 روز به طول نيانجاميد و در فاجعه دوم در هشتم شهريور ماه 1360 بر اثر انفجار بمب تعبيه شده يكي از عوامل منافقين در دفتر نخست وزيري رئيس جمهور و نخست وزير و تعدادي ديگر از مسئولين در آتش كينه دشمنان سوختند و به شهادت رسيدند. آري « رجايي » و « باهنر » در كنار يكديگر به تعبير امام راحل به « رفيق اعلي » پيوستند.
    اينك نوبت « رزمندگان » بود
    ملت نستوه و مومن ايران با عزمي استوارتر و شوري بيش از گذشته به تشييع مسئولين عزيز و منتخب خود پرداخت و پيوند خود را با امام امت محكم تر و ناگسستني تر به نمايش گذاشت .
    مجددا شوراي رياست جمهوري تشكيل و دولت موقت 50 روزه براي انجام انتخابات رياست جمهوري با نخست وزيري آيت الله مهدوي كني در مجلس شوراي اسلامي راي اعتماد گرفت .
    توطئه ها و ترورها كماكان ادامه داشت و هر روز خبر شهادت يكي از مسئولين نمايندگان ائمه جمعه روحانيون و يا افراد موثر نظام دريافت مي شد و اين درحالي بود كه مردم گمنام اما مومن كوچه و بازار نيز در اين به خاك و خون غلتيدن ها و شهادت ها در كنار مسئولين و صاحبان نام همراه بودند.
    نكته حائز اهميت در تمامي اين فاجعه ها اين بود كه حضرت امام خميني (ره ) همواره در سخت ترين شرايط ضمن حفظ روحيه توكل و تاكيد بر صلابت نظام هيچگاه قانون را تعطيل نكردند و همواره حضور مردم و رعايت قوانين و مقررات را به عنوان جزيي از برنامه هاي اصلي نظام مورد تاكيد قرار مي دادند.
    ناگفته نماند كه بموازات توطئه ها و ترورها بوقهاي استكبار جهاني نيز بيكار ننشسته بودند و جنگ رواني شديدي را عليه جمهوري اسلامي هدايت مي كردند. هر روز يكي از رسانه هاي گروهي شرقي و غربي با توجه به حجم ترورها و با تكيه بر دو فاجعه هفتم تير و هشتم شهريور خبر از « سقوط قريب الوقوع » نظام جمهوري اسلامي و تسخير بخش هايي از ايران توسط ارتش صدام و تكه تكه شدن ايران خبر مي دادند و اين در حالي بود كه به ويژه پس از بركناري بني صدر و عليرغم همه توطئه ها رزمندگان اسلام اعم از ارتش و سپاه و نيروهاي بسيجي مردمي با صلابت استحكام و انسجام بيشتري (عليرغم كمبود تجهيزات ) به دفاع جانانه از مرزهاي ميهن اسلامي مشغول بودند.
    البته در قالب محاسبات مادي هريك از رخدادها و توطئه هايي كه ايران اسلامي با آن مواجه بود مي توانست به تنهايي موجب سقوط يك نظام نوپا گردد. اما طراحان جنگ رواني هدف هاي موردنظر خود را در تهاجم رسانه اي پي مي گرفتند و اين همان محاسبه اشتباهي است كه معمولا افراد غيرمومن به قدرت الهي همواره دچار آن مي شوند.
    آنان از ياد مي برند كه به مصداق « ان تنصرواالله ينصركم ... » (1 ) ملتي كه تحت رهبري يك مرد الهي و براي اجراي احكام الهي قيام مي كند مورد نصرت خداوندي واقع مي شود و دقيقا از نقطه اي مورد ياري قرار مي گيرد كه اصولا انديشه هاي غيرخدايي از درك آن عاجزند.
    و اين بار اراده الهي بر آن قرار گرفت كه اين نصرت از طريق رزمندگان اسلام تجلي عيني پيدا كند : عمليات ثامن الائمه در پنجم مهرماه .1360
    پانوشت :
    (1 ) قرآن كريم سوره محمد(ص ) آيه 7

  • *****
    هجوم سراسري عراق به خاك ايران




  • روز دوم
    خلاصه تحركات نظامي و سياسي روز دوم جنگ
    نظامي :
    پيشروي دشمن در خاك جمهوري اسلامي ايران
    در دومين روز تلاش نيروهاي عراقي براي تصرف پاسگاههاي مرزي و جاده ها و مناطق سوق الجيشي ادامه يافت . اجراي آتش دوربرد روي نقاط حساس و كليدي جبهه ها از جمله آبادان و خرمشهر تشديد شد و نيروهاي خودي با وجود كمبود امكانات از پيشروي سريع دشمن جلوگيري كردند. در منطقه مياني مرز جمهوري اسلامي ايران و عراق يعني از جنوب دهلران تا شمال قصرشيرين كه به دليل نزديكي به بغداد به خصوص در محورهاي دهلران مهران سومار نفت شهر و قصرشيرين از حساسيت خاصي برخوردار است دشمن تلاش مي كرد سريع به اهداف خود دست يابد و هر چند در اين روز موفق نشد ولي تا حدودي پيشروي كرد و سومار را اشغال نمود.
    در تجاوز امروز هواپيماهاي دشمن 180 شهر هدف قرار گرفت و تعدادي هواپيما و 2 هلي كوپتر دشمن سرنگون گرديد . در جريان اقدامات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي حدود پانزده مركز مهم نظامي عراق و تعدادي از تاسيسات نفتي آن كشور هدف قرار گرفت .
    سياسي :
    اعلام وضعيت جنگي از سوي امام خميني (ره )
    دومين روز جنگ با اعلام وضعيت جنگي از سوي امام خميني آغاز گرديد و براي سازماندهي نيروها و امور جنگ رئيس جمهور و فرمانده كل قوا شخصا فرماندهي نيروهاي جمهوري اسلامي را به عهده گرفت . از سوي ديگر عراق تهاجم نظامي خود را « جنگ آزاديبخش عليه ايران » معرفي نمود كه هدف آن « سرنگوني دولت ايران » است و تنها با پذيرش شرايط بغداد در مورد « محدوده مرز خاكي حاكميت بر شط العرب و استرداد سه جزيره « دهانه هرمز » خاتمه خواهد يافت . با شدت گرفتن جنگ تلاشهاي صلح نيز آغاز شد. دبيركل سازمان ملل و دبيركل كنفرانس اسلامي به همراه ساير اشخاص حقيقي و حقوقي بدون اشاره به مساله تجاوز و آغازگر جنگ و عقب نشيني نيروها خواستار برقراري آتش بس بين طرفين شدند.
    امريكا جنگ را وسيله مناسبي براي « آزادي گروگانهاي آمريكايي » و اشتياق ايران براي نزديكي به آن كشور تلقي كرد. روسها نيز با ملاقاتهاي خصوصي با مقامات ايراني تلاش كردند توجه ايران را به سوي خود جلب كنند و از گرايش احتمالي تهران به غرب به جهت نيازهاي تسليحاتي جلوگيري نمايند.