گفت و گو با امير سرتيپ خلبان قاسم محمد اميني جانشين
نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در مورد امير
سرلشكر خلبان حسين خلعتبري
مسعود آب آذري
اشاره :
شهيد « حسين خلعتبري » به سال 1328 در روستاي بصل كوه
رامسر به دنيا آمد. پس از اتمام تحصيلات و خدمات سربازي
در سال
1351 وارد نيروي هوايي ارتش شد ودوره مقدماتي خلباني را در ايران
طي كرد. براي تكميل دوره پرواز به آمريكا رفت و رشته خلباني
و پرتاب موشك هاي موريك را با موفقيت سپري كرد . F 4 هواپيماي
مادرش مي گفت : « هيچ گاه توصيه او را پيش از رفتن به آمريكا فراموش
نمي كنم . روزي كه وكالت داد تا حقوق ماهيانه اش را براي رفع مشكلات
نيازمندان
هزينه كنم . »
او با شروع جنگ تحميلي
حضوري فعال در جبهه ها داشت .
حماسه هايش در شكار كشتي هاي جنگي
ناوهاي اوزا
مين جمع
كن هاي نيروي دريايي عراق تحسين برانگيز بود علاوه بر تاثيرات
ماندگار و شگرفي كه در طول سال هاي نخست جنگ در نيروي هوايي
ارتش و رويارويي با نيروي دريايي عراق داشت . به عنوان نماينده ايران
نيز در دادگاه لاهه شركت كرد تا از حقوق بين المللي كشورمان دفاع كند.
او در برابر مسئولين و نمايندگان ديگر كشورها ازحقوق كشور ايران
دفاع نمود.
قهرمان جنگ دريايي
شكارچي ناوهاي اوزا
حسين موريك
دلاور مرد مازندراني در اولين روز سال 1364 در آسمان كردستان در
جنگي نابرابر با سه فروند هواپيماي عراقي بعد از اين كه يكي از
هواپيماها را منهدم كرد مورد اصابت موشك ديگر هواپيماي عراقي قرار
گرفت و به زمين فرود نيامد و آرام و آسوده روي سكوي ملكوت نشست
و خانه كرد. او لباس شهادت پوشيد و پيكرپاكش را در گلزار چهل
شهيدان رامسر به خاك سپردند. سرتيپ خلبان « قاسم محمد اميني » از
دوستان شهيد خلعتبري بود. گفت و گوي كوتاه ما با ايشان را بخوانيد :
در بيان ويژگي هاي شهيد خلعتبري چه نكاتي را ضروري مي دانيد

شهيد خلعتبري از خلبان هاي متعهد
وطن پرست
متخصص و
ويژگي هاي خاصي داشت . خنده از F 4 متبحر بود . در بين خلبان هاي
روي لب هايش محو نمي شد. يكي از خاطراتي كه از ايشان دارم اين
است كه هروقت به مازندران و رامسر مي رفتند
صندوق ماشين را پر از
ميوه هاي فصل مثل پرتقال و نارنگي مي كرد و به پايگاه مي آورد. سهم
همه را مي داد. از نگهباني شروع مي كرد و ميوه مي داد ودر آخر كمي براي
خودش مي ماند. وقتي در پايگاه همدان بوديم به رودخانه هاي اطراف
پايگاه مي رفت و ماهي صيد مي كرد. ماهي هاي بزرگ تر را بين فقرا تقسيم
مي كرد. ماهي هاي كوچك تر را به خانه مي برد و يا به پايگاه مي آورد.
چرا ايشان به « حسين موريك » معروف شده بودند
ايشان يك دوره تخصصي به نام پرتاب موشك هاي موريك را با
موفقيت سپري كرد و تبحر خاصي در پرتاب اين نوع سلاح پيدا نمود.
حتي مدتي به هوانيروز رفت و به خلبان ها چگونگي استفاده از اين
موشك را ياد داد. وقتي عمليات مرواريد انجام شد او جز خلبان هاي
پايگاه شكاري بوشهر بود . در عمليات مرواريد كه در آذر ماه 1359 بر
عليه نيروي دريايي عراق در خليج فارس و در نزديكي هاي اسكله البكر
و الاميه صورت گرفت . ايشان به علت توان بالا در استفاده و پرتاب
در اين عمليات توانست تعداد زيادي از F 4 موشك موريك از هواپيماي
و اژدر6 كشتي هاي جنگي
ناوهاي اوزا
مين جمع كن
ناو نيروبر
پي
افكن دشمن را از بين برد. به خاطر رشادت هايي كه ايشان به همراه شهيد
نامدار عباس دوران در اين عمليات انجام داد
به قهرمان جنگ دريايي
معروف شد. به خاطر از بين بردن ناوهاي عراقي با موشك موريك به او
« حسين موريك » مي گفتند. بعد از همين عمليات بود كه ديگر حضور
نيروي دريايي عراق در خليج فارس ديده نشد و در واقع شهيد
خلعتبري و شهيد دوران
نيروي دريايي عراق را به طور كلي ساقط
كردند.
از شهادت ايشان چيزي به خاطر داريد
روز شهادت ايشان مواجه شد با اولين روز فروردين 1364 و شهيد
حسين خلعتبري در پايگاه ماند و به زادگاهش برنگشت . مي گفت : در اين
شرايط بحراني
مردم هر لحظه به كمك ما نياز دارند. وجدانم اجازه
نمي دهد كه اين مردم را تنها بگذارم . در همان روز كه ايشان پرواز كردند
در خانه تعداد زيادي مهمان داشتند. وقتي آژير خطر زده شد
خلعتبري
با كمك خلبان خود كه ستوان « محمد زاده » بود
سوار هواپيما شد تا
جلوي پيشروي دشمن را بگيرد. سه فروند از ميگ هاي دشمن وارد خاك
ايران شده بودند. شهيد خلعتبري توانست با مهارت و توانمندي هايي
كه داشت يكي از هواپيماهاي دشمن را از بين ببرد و در تعقيب هواپيماي
دوم بود كه در آسمان كردستان و منطقه سقز مورد هدف موشك
هواپيماي دشمن قرارگرفت و به درجه رفيع شهادت نائل آمد. كمك
خلبان ايشان
آقاي محمدزاده بعد از اجكت كردن نجات پيدا كرد.
زيباترين جمله اي كه از شهيد خلعتبري در ذهنتان به يادگار مانده را
بفرماييد.
صحبت بسيار است اما مي خواهم قشنگ ترين جمله ايشان را كه در
متن وصيتنامه شان موجود است بگويم كه غيرت و دلاوري ايشان را
نشان مي دهد : « اگر ذره اي از خاك وطنم به پوتين سرباز دشمن چسبيده
باشد آن را با خونم در خاك وطن مي شويم و مرگ در اين راه را افتخار
مي دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هديه اي داشتم حتما به اين مردم
خوب تقديم مي كردم . »
فكر مي كنم در همين عبارت همه وجود و مرام و مردانگي خلعتبري
پيداست .

*****
از زاويه اي ديگر
نگاهي متفاوت به دفاع مقدس
|

بخش نخست ث حسن طاهردل
مقدمه :
گاه برخي نعمت ها و خيرات از شدت نزديكي احساس
نمي شوند و نه تنها شكر آنها بجا آورده نمي شود كه سهل است
در پاره اي نيز مشمول كفران نيز مي گردند. انسان گاهي در
جستجوي آرمان هايي است كه در حال
مالك آن است . چون
ماهياني كه در جستجوي آب هستند
غافل از آنكه در درون آن
غرقه هستند و آن مايه حياتشان است كه اگر نبود آنان نيز نبودند.
در موارد بسياري انسان ها حسرت گذشته را مي خورند و
ضرب المثل « سال به سال
دريغ از پارسال » يكي از تجليات اين
نوع طرزتفكر است . شايد به همين خاطر است كه فاصله گرفتن از
حوادث و نگاه از دور و همه جانبه به آنها در بسياري موارد ابعاد
مساله را بيشتر روشن مي كند و به عبارتي زنگار زمان نه تنها
موجب كدرشدن چهره حوادث نمي گردد كه سيماي رويدادها را
روشن تر و شفاف تر مي سازد و مفهوم « گذشته چراغ راه آينده » را
گوياتر و واضح تر در مقابل ديدگان صاحبان بصيرت عيان
مي كند.
در تفكر اسلامي
تاريخ به عنوان يكي از منابع مطالعه (1 ) به
رسميت شناخته شده و از اهميت خاصي برخوردار است . نگاه
به گذشته
ارزيابي حوادث از ديدگاه هاي مختلف
تحليل رويداد
با نگرش هاي گوناگون و سرانجام جمع بندي نقاط قوت و ضعف
و در يك جمله « گرفتن عبرت » و بكاربستن تجربيات حاصله همه
و همه امري پسنديده و مورد تاكيد و توصيه بزرگان
است .
آنچه در جريان شكل گيري و پيروزي انقلاب اسلامي و پس
از آن با استقرار جمهوري اسلامي و وقايع پس از آن بر ملت
ايران گذشت
اگرچه از نظر طول زمان وقوع در مقايسه با عمر
تاريخ شايد تنها لحظه اي بيش محسوب نمي شود. اما همين
لحظه كوتاه از نظر محتوا
كيفيت
عمق و پهنه اثرگذاري
تجلي
سنن الهي و نقش عظيم بر سرنوشت ملل مستضعف اعم از
مسلمانان و غيرمسلمان ـ به يقين خود به تنهايي به وسعت تاريخ
و در مقام مقايسه
تصويري از حركت انبياي الهي است .
در اين بين وقايع دهه 60 و به ويژه سال 1360 و متعاقب آن
تا مرحله پذيرش قطعنامه 598
رحلت حضرت امام خميني (ره )
و نهايتا انتقال قدرت از دولت سال هاي « دفاع مقدس » به دولت
سازندگي شايسته تعمق بيشتري است .
آنچه در سطور آينده ـ به خواست خداوند تبارك و تعالي ـ
خواهد آمد واجد دو ويژگي است :
اولاـ تاكيد بر حماسه دفاع مقدس و ابعاد مختلف آن به ويژه
در سال بحراني 1360 و سالهاي بعد و تاملي بيشتر تا مقطع
آزادي خرمشهر مدنظر بوده است . اين بررسي ها با نگرش غالب
در زمينه اقتصادي صورت گرفته است . ضمن اينكه تلاش گرديد
توجه به ساير ابعاد رخدادها فروگذار نگردد.
ثانياـ راقم اين سطور خود يكي از شاهدان عيني اين وقايع
به ويژه به عنوان مدير ارشد و باسابقه بخش اقتصادي كشور بوده
است . سطور آينده حاصل تراوشات قلمي (در قالب
خاطره نويسي ) كسي است كه اينك در دوران بازنشستگي 34
سال سابقه مديريت ارشد در يكي از بانكهاي كشور را پشت
سرگذاشته و سالهايي از دهه 60 را نيز در جايگاه معاونت
وزارت امور اقتصادي و دارايي علاوه بر مسئوليت هاي اداري به
طور مستقيم نيز در رابطه با ارتباط وزارتخانه مذكور با امر دفاع
مقدس ايفاي مسئوليت كرده است .
سال 1360 اوج بحران
سال 1360 به واقع سال اوج بحران در تاريخ جمهوري اسلامي
است و در عين همين سال نمايش عظيمي از قدرت ملت در
استقامت و ايستادگي به رهبري امام راحل (ره ) بود. ناگفته و
نانوشته پيداست كه گذر از چنين بحراني بدون عنايات خاصه
حضرت باريتعالي كه در برخي موارد به صورت الطاف خفيه
تجلي پيدا كرد
ممكن نبود.
امام خميني (ره ) در رهبري و ملت رشيد و خداجوي ايران
در پيروي از فرامين رهبري در ميان تمام همدلي و همبستگي يك
وجه مشترك بارز و اساسي داشتند و آن تكيه و توكل آنان به
قدرت لايزال الهي و استقامت و ايثار در اين مسير خدايي بود.
در مقابل اين حركت الهي مشكلات طبيعي (پس از استقرار
يك نظام نوپا) و تحميلي (از سوي دشمنان قسم خورده انقلاب
و جمهوري اسلامي ) نيز به حدي بود كه اطلاق سال اوج بحران
به سال 1360 نه سخني گزاف و نه اسمي بي مسمي بود . به طور
خلاصه :
1 ـ ناآرامي ها و تشنج در گوشه و كنار كشور به ويژه پايتخت
كه ناشي از تنش هاي سياسي در سطوح عالي مديريتي كشور بود.
نخستين رئيس جمهور منتخب (ابوالحسن بني صدر) كه
علي القاعده مي بايست عامل وحدت و محور اداره امور مملكت
باشد و به ويژه در جريان جنگ تحميلي در حسن اجراي امور
كوشش نمايد و با استفاده از حسن اعتماد بنيانگزار جمهوري
اسلامي در واگذاري مسئوليت فرماندهي كل قوا هر چه بيشتر در
هماهنگي امكانات از جمله بخش هاي مختلف نيروهاي مسلح
تلاش كند
عملا با تاثيرپذيري از گروهك هاي منحرف و در راس
آنها منافقين (مجاهدين خلق ) به مقابله با اركان نظام پرداخت و
حتي به نصيحت ها و تذكرات پنهان وآشكار و مستقيم و
غيرمستقيم حضرت امام خميني (ره ) وقعي ننهاد.
2 ـ مشكلات ناشي از حملات بي وقفه حكومت بعثي عراق
كه ضمن در اشغال داشتن بخش هاي وسيعي از خاك ايران پنج
استان كشور را به طور كامل در خط مقدم ميدان نبرد قرار داده
بود و اكثر شهرهاي ايران را نيز آماج بمباران هاي هوايي و
حملات موشكي ساخته بود.
3 ـ هجوم مهاجران جنگي كه در اثر حملات دشمن بعثي از
خانه و كاشانه خود آواره شده بودند به طرف استان ها و
شهرهاي مركزي
شمالي و شرقي
علاوه بر ايجاد مسايل حاد
اجتماعي
مشكلات مضاعفي را براي مسئولين در جهت تامين
نيازهاي اوليه آنان و همچنين اسكان اين ميليون ها نفر ميهمان
ستمديده و رنج كشيده موجب گرديده بود.
4 ـ علاوه بر فشارهاي نظامي
فشارهاي ناشي از تحريم هاي
اقتصادي به شدت بر دوش دولت سنگيني مي كرد. در آن زمان
مسئوليت نخست وزيري با شهيد رجايي بود كه پس از طي يك
مسير پرچالش در سال 1359 كه (فعلا ذكر آن در حوصله اين
اندك نمي گنجد) سرانجام از سوي بني صدر به مجلس شوراي
اسلامي معرفي و به عنوان اولين نخست وزير (بعد از دولت
موقت ) سكان اداره امور را به كف گرفته بود. شهيد رجايي كه با
ويژگي هاي بارز مكتبي بودن و ساده زيستي بسيار محبوب ملت
بود
خود را به طور خلاصه « مقلد امام
برادر رئيس جمهور و
فرزند ملت » مي دانست . اما متاسفانه از طرف رئيس جمهور
وقت و همدستانش چيزي جز كارشكني و مشكل آفريني نصيب
او و كابينه نوپا ولي مكتبي او نگرديد.
5 ـ موج ترورها و شهادت ده ها نفر از مسئولين رده اول
كشور
كه اوج اين ترورها در فاجعه انفجار بمب در دفتر مركزي
حزب جمهوري اسلامي در هفتم تيرماه 1360 و همچنين انفجار
بمب در نخست وزيري در هشتم شهريور ماه همان سال (در
فاصله اي 63 روزه ) چهره واقعي دشمنان جمهوري اسلامي را به
نمايش گذاشت . در انفجار اول شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
رئيس ديوان عالي كشور (رئيس قوه قضائيه وقت ) و 72 تن از
بهترين و مخلص ترين مسئولين كشوري از جمله چهار وزير و
27 نفر نماينده مجلس شوراي اسلامي و جمع زيادي از مديران
ارشد كشور در سطح روساي سازمان ها و معاونين وزير به
شهادت رسيدند و انفجار دوم موجب شهادت رئيس جمهور و
نخست وزير (شهيد رجايي و شهيدباهنر) و تعدادي ديگر از
مسئولين كشور شد و اين در حالي بود كه از اواخر خردادماه به
بعد و تا پايان سال در هر هفته چندين نفر از مسئولين دولتي يا
نمايندگان مجلس
ائمه جمعه و ديگر افراد موثر در نظام
جمهوري اسلامي آماج ترورهاي وحشيانه منافقين قرار
مي گرفتند . از نظر حجم و تعدد ترورهاي سياسي سال 1360 در
تاريخ كشور ما مقام اول را دارد.

|