بخش خبري : درآستانه فرا رسيدن ماه مبارك رمضان
نماز جمعه تهران
با حضور اقشار مختلف مردم خداجوي تهران به امامت آيت الله هاشمي
رفسنجاني امام جمعه موقت تهران در دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف
اقامه شد.
امير سرلشگر « عطاالله صالحي » فرمانده كل ارتش جمهوري اسلامي
ايران كه به عنوان سخنران پيش از خطبه هاي نماز جمعه اين هفته تهران
سخن مي گفت تاكيد كرد : دشمن را در هر عرصه اي كه تجاوز كند شكست
خواهيم داد .
صالحي افزود : به عنوان فرمانده نظامي مي گويم كه ايران هيچ چشم
اميدي به سلاح هاي غير متعارف شيميايي و هسته اي ندارد بلكه با
توانمندي هايي كه امروزه با اختراع
ابداع و بهينه سازي سلاح هاي دريايي و
زميني و هوايي متعارف خود به دست آورده است
شك ندارم دشمن را در
هر عرصه شكست خواهيم داد .
فرمانده كل ارتش با اشاره به توانمندي هاي نيروهاي مسلح گفت
براي
رسيدن به توانمندي هاي تجهيزاتي
تكنيكي و نرم افزاري
جوان هاي ما در
نيروهاي مسلح اعم از سپاه
ارتش
بسيج و نيروي انتظامي فعاليت هاي
چشمگيري انجام دادند
به طوري كه بسيار جلوتر از انتظاراتي كه داريم
كارها انجام مي شود.
وي روحيه نظاميان را بسيار قوي تر از تجهيزاتشان عنوان كرد و افزود :
ما در رزمايش هاي اخير پيامبر اعظم (ص ) و ضربت ذوالفقار
سلحشوري هايي از جوانان خود ديديم كه در طراحي ها قابل تصور براي ما
نبود.
امير سرلشگر صالحي اظهار داشت : تلاش صنعتگران نظامي براي دفاع
از مرزهاي كشور به گونه اي است كه دشمن اكنون براي اينكه توانمندي هاي
ما را در زمين
هوا و دريا ببيند به استراق سمع روي آورده است .
وي در ادامه به تحليل اهداف دشمن در تحميل جنگ هشت ساله به
ايران
و شرايط جمهوري اسلامي در ابتداي دفاع مقدس پرداخت و گفت :
دو سال از انقلاب شكوهمند اسلامي مي گذشت كه تحت تحريم هاي جهاني
شرق و غرب
جنگي به ايران تحميل كردند
اما مردم ايران راه خود را در
ميان دفاع مقدس پيدا كردند.
فرمانده كل ارتش گفت : در شرايطي كه كشور با بسياري از توطئه هاي
داخلي و خارجي مواجه بود
براي دفاع از خود حتي تهيه ابتدايي ترين
سلاح ها از ما دريغ شد اما دشمن تصور اين را نمي كرد كه ملت ايران با
توانمندي هاي خود بتواند جنگ تحميلي را اداره كند .
امير سرلشگر صالحي افزود : به كشور ما هجوم آوردند با اين تعبير كه در
سه روز اول تهاجم بتوانند استان هاي مرزي را اشغال و در هفتمين روز در
تهران نيرو پياده كنند اما اين توطئه هيچ گاه تحقق نيافت .
وي اظهار داشت : نيروي هوايي برخلاف تصور دشمنان يك روز بعد از
جنگ توانست صد و 40 فروند هواپيما را براي بمباران اهداف دشمن آماده
كند كه حركت نيروي هوايي تا آخرين روز جنگ براي دفاع از ايران ادامه
يافت .
وي از حمله به ايران به عنوان يكي از توطئه هاي دشمنان استكبار
جهاني عليه ايران ياد كرد و اظهار داشت : اكنون خود صدام در دادگاه هايي
كه به وسيله خودشان حمايت مي شود به اين مساله اعتراف مي كند.
فرمانده كل ارتش افزود : با آغاز جنگ تحميلي مردم ما در قالب بسيج به
دفاع از مرزهاي كشور پرداختند و زن و مرد از رزمندگان اسلام پشتيباني
كردند و نيروهاي نظامي ارتش نيز خودشان را دريافتند به طوري كه نيروي
درياي در همان روز اول دشمن را در آبها متوقف كرد .
وي اظهار داشت : با هوشياري حضرت امام (ره ) رزمندگان ما قوي تر و
با خوداتكايي
به سازندگي تجهيزات روي آوردند و توانستند درس بزرگي به
دشمنان بدهند.
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي رسول الله و علي
آله الائمه المعصومين . اعوذبالله من الشيطان الرجيم . واذا سئلك عبادي عني
فاني قريب اجيب دعوه الوداع اذا دعان فليستجيبوالي والنومنوا بي لعلهم
يرشدون
اوصيكم عبادالله بتقوي الله فانه من يتقي الله يكفر عنه سيئاته و بعظم له
اجرا.
خدا كند كه توفيق پيدا كنيم در اين ماه مبارك به تقواي خودمان بيشتر
بپردازيم و امت اسلامي گامهاي بلندي در تقويت اين گوهر آسماني بتواند
بردارد. در نماز جمعه امروز خطبه اول را در محور ماه رمضان
عبادت و دعا
ايراد مي كنم با اختصار و خطبه دوم
بحث اصلي ام دفاع مقدس است و
مسائل روز هم به آنها اشاره اي خواهد شد.
در مورد ماه مبارك رمضان كاملا از قرآن و اسناد گفته هاي پيغمبر و ائمه
معصوم دست مي آيد كه هديه اي است كه خداوند به بشريت در دوره اسلام
عنايت فرموده گرچه روزه و عبادت هميشه بوده بر همه اديان الهي با اين
شكل خاص و يك ماه معين و با اين شرايط مخصوص به اسلام است و
حقيقتا يك عطيه الهي است كه ما خيلي هنوز فاصله داريم تا قدر آن را آن
طوري كه هست بدانيم . فرصتي است براي خودسازي و رحمتي است از
خداوند براي انسانها كه هم جامعه خودشان را و هم افراد خودشان را بيشتر
اصلاح كنند و هم به طرف خدا بيشتر بروند
رابطه خودشان را با خدا تقويت
كنند و مشكلاتي كه در 11 ماه ديگر به دست خود و جامعه خودمان ودر
وجود خودمان پديد مي آيد ترميم كنيم . عبادت هميشه مهم است و هميشه
ارزشمند است و انسان با عبوديت و عبادت مي تواند به جايگاهي كه قلم
آفرينش براي او نوشته و نقشه خلقت موجودات براي انسان مشخص كرده
با عبادت مي تواند خود را به آنجا برساند كه اين عبادت در ماه رمضان بارها
نيرومندتر و موثرتر عمل مي كند براي اهداف عالي عبادت . در همين ماه
علاوه بر عبادت ديگر
خود روزه موقعيت ممتازي به ما مي دهد
روي روزه
هم اسناد و هم تجربه ما حرف هاي زيادي دارند اين نحو امساكي كه مشخص
شده براي بندگان خدا آنهايي كه استطاعت دارند
كساني كه استطاعت
ندارند و يا از لحاظ سن
كمي سن يا زيادي سن و يا از لحاظ جسمي و
روحي مشكلاتي دارند اينها كه معاف هستند
اما آنها كه مي توانند با حفظ
سلامت و با حفظ مصلحت جسمي و روحي اشان روزه بگيرند آنها اين
تكليف را دارند و اين فرصت بسيار بزرگي است براي انسان . من در
خطبه هاي سال گذشته روي روزه بسيار حرف زده ام و در اين خطبه فرصت
اينكه از روزه بحث كنم ندارم فقط تاكيد مي كنم هر كس به هر صورت
مي تواند از اين نعمت الهي بهره بگيرد اين فرصت را از دست ندهد و منافعي
كه از لحاظ روحي و معنوي به دست مي آورد قابل احصاع نيست و منافع
جسمي او هم به نظر اطبا حاضر بسيار بسيار بر عمر ما اهميت دارد. اصولا
عبادات چون روزه هم عبادت است ديگر و نمي شود آن را جدا از عبادت
حساب كرد
يك عبادت بسيار خالصانه اي هم است كه فقط براي خداوند
مي تواند معناي روزه دهد آن حالتي كه انسان دارد ولحظاتي كه انسان براي
نيازهاي جسماني اش مي خواهد تغذيه كند و به خاطر خدا نمي كند و عملا او
را در رابطه با خداوند در حالت لطيفي قرار مي دهد
عبادت بسيار سازنده اي
است و اصولا عبادات در اديان الهي
همه اديان را مي گويم
ديني بدون
عبادات نيامده است
هر مكتبي از مكاتب آسماني را كه شما بررسي كنيد
مي بينيد عبادات در آنها نقش برجسته اي دارد اما وقتي مقايسه با اسلام
مي كنيم مي بينيم در اسلام به چه دقت به همه ابعاد عبادت پرداخته شده و
جاي يك بحث طولاني را دارد. فلسفه عبادت
در ميان اين همه عبادات . در
اين خطبه مي خواهم بر روي دعا بيشتر حرف بزنم
چون ماه رمضان علاوه
بر اينكه خود روزه عبادت است و علاوه بر اينكه عبادات در اين ماه ارزش
بسيار زيادي از لحاظ تاثيرگذاري دارد خود دعا لازم است كه يك مقدار در
رابطه با آن حرف بزنيم و حرف من بسيار فشرده و فهرست است
اينهايي كه
حالا عرض مي كنم هر يك را اگر بخواهيم باز كنيم از آثار دعا خود يك خطبه
است .
ولي در اين خطبه ما فقط اسم مي بريم و سعي مي كنيم كه انشاالله در
يك موقع مناسبي اين بحثها را بيشتر باز كنيم
اولا نفس اين كه خداوند به ما
اجازه داده كه دعا كنيم يك نعمت بزرگي است
اين لطف خداست و رحمت
خداست
كه يك وجود جامع بدون عيب و جامع با همه صفات كمال مثل
خداوند به ما بندگان ضعيف اش اجازه داده است كه هر وقت مي خواهيم او
را مخاطب قرار دهيم و هر چه مي خواهيم از او بخواهيم و مصرانه پيگيري
كنيم
اين آيه اي كه اول صحبت ام خواندم براي شما به همين مطلب اشاره
دارد. خداوند به پيغمبر مي فرمايد اگر در مورد عا از تو توضيح مي خواهند به
بندگان من بگو من به شما نزديكم و از من چيزي بخواهيد مطالبه كنيد از من
در اين آيه هفت بار تكيه بر روي خدا و هفت بار هم تكيه بر بندگان خدا و
انسان دارد و درست تقارني ايجاد كرده و محورش هم اين است كه شما از
راه دعا و درخواست از خداوند و عرض حاجات و نيازها بر اساس ايمان و
اعتقادتان و بر اساس اطاعت اتان از خداوند چيزي بخواهيد كه راه رشد و
كمال و آخرش هم است لعلهم يرشدون
شايد اينها بپذيرند و عمل كنند كه
راه كمالشان را انتخاب كنند. شما در قرآن كه نگاه كنيد حتما ماه رمضان
قرآن مي خوانيد مي بينيد كه چقدر در آيات قرآن بر دعا تاكيد شده و چه
نمونه هايي دعاهاي مستجاب قرآن را شما مي توانيد پيدا كنيد.
بسياري از انبيا دعاي مستجاب دارند
حضرت ابراهيم
حضرت زكريا
اينها مواردي است كه خيلي صريح است كه از خدا خواستند و بر خلاف
عوامل طبيعي خداوند به آنها جواب داد و دعايشان را مستجاب كرد و به
بسياري از بزرگان ديگر ما دعاهاي مستجابي كه در قرآن ذكر شده و مشخص
شد خودش شروع يك تحقيق جداگانه است
دعاهاي قرآن هم خيلي مهم
است باز يك تحقيق جداگانه اي است كه از خدا بخواهيم
شما حتما در ماه
رمضان كه قرآن مي خوانيد مواظب باشيد
ببينيد كه خدا چه گفته
مثلا ربنا
آتنا في الدنيا حسنه و في الاذخره حسنه دعايي است كه خداوند به ما ياد داده
است بعد از اعمال حج كه به خدا نزديك شده ايم
و خيلي از دعاهاي ديگر
خود دعاهاي قرآني را اگر انتخاب كنيد و با همان الفاظي كه خداوند به ما
آموخته با همان الفاظ و با روح آماده از خدا بخواهيد از بقيه دعاها جلوتر
است
ربنا آتنا من لدونك رحمه و حي لنامن امرنا رشدا و بسياري از اين
دعاها نكات مهمي كه بايد مدنظر بگيريم يكي اين است كه دعا را نبايد شما
وسيله رسيدن به هدف منهاي ابزار مادي در نظر بگيريد
يعني ذات دعا در
كنار ساير اقدامات است . كساني كه فقط دعا مي كنند و عمل نمي كنند آنها
اميد استجابت دعا نداشته باشند و يا استفاده از ابزار براي رسيدن به هدف ها
بايد ابزار خاص رسيدن به آن هدف ها را داشته باشيم منتها مسبب الاسباب
خداست كسي كه سبب را سب كرده
كسي كه عامل را عامل كرده و كسي كه
وسيله را موثر مي كند خداست . دعا در كنار اقدام و در كنار عمل خاصيت
خود را دارد. انسانهاي جاهل كه نمي روند به دنبال ابزار كار و مي خواهند
جاي ابزار بنشانند
دعاي اين موفق نمي شوند مگر موارد استثنا كه آنها ادله
خودش را دارد يعني دعا را همان جوري كه به ما ياد داده اند و همان جوري
كه قرآن به ما آموزش داده
آدمي كه در خانه مي نشيند و دعاي فتح و پيروزي
مي خواند اين دعا دعاي واقعي نيست
همين آدم اگر در جبهه باشد و جهاد
مي كند و در آنجا دعا را بخواند آن دعاي واقعي است و دعا جهاد او را موفق
مي كند
در ساير اعمال هم همينطور.
دعاها دو جورند يك جور دعاهايي هستند كه روايت شده و نسبي
داريم
متن اش آمده
شما در كتابهاي دعا يا در قرآن و يا در جاهاي ديگر
خيري مي بينيد. همين دعاهايي كه ماه رمضان و وقت هاي ديگر مي خوانيد و
سر نماز مي خوانيد اينها دعاهاي مستند است و يك سري دعاهايي است كه
بين ما وخداوند است يعني در قلبمان چيزهايي را مي خواهم و با خداوند
ارتباط برقرار مي كنيم از لفظ خاصي و يا عبارت خاصي هم لازم نيست
استفاده كنيم . همين كه اين ارتباط را برقرار مي كنيم و پيش خداوند عرض
حاجت مي كنيم اين هم دعاست شايد اين عمومي تر باشد دعاهاي معصور و
براي همه و هميشه مقدور نيست اما دعايي از اين نوع كه هر انساني با خداي
خود ارتباطي برقرار كند و در موقعي كه لازم ببيند عرض نياز كند و از
خداوند استمداد كند حتي با نيت زبان هم مي خواهد به كار گرفته شود
خداوند حاضر است من نزديكم و جواب مي دهم به شما
اين دعا فقط
دعاي معصور نيت اين دعاي مطلق است .
بنابر اين دعا جز زندگي تان مي باشد دعا هميشگي است در هر حالتي
است آثار دعا را آن طوري كه از قرآن و روايات و تجربه به دست آمده
شمردم ديدم خيلي زياد است نمي شود در يك خطبه خواند. آن آثار
مثبت اش را فقط ليست كردم
15 الي 16 نوع اثرش را بعضي هايشان را هم
كه كلي است اينجا براي شما فقط مي خوانم كه ان شاالله يادتان بماند و
هميشه در زندگيتان توجه داشته باشيد كه دعا چه چيزي به ما مي دهد. من
آثار دعا راعرض مي كنم دعا خودش عبادت است اولين اثرش اين است كه
ثواب دارد
دعا
همين دعا عبادت مي كند حتي اگر به خواسته اش هم نرسد.
به اولين خواستش كه عبادت است رسيده و عبادت يعني رسيدن به قرب
خداوند و دوم راه خوبي است براي تامين حاجت و نياز طبق اسناد بسياري
اگر چه در قلبتان چه در زبانتان
چه با دعاي معصومين به هر نحوي با خدا
رابطه برقرار كنيد و از او تقاضا كنيد آن را هم كه با خدا شما شبانه روز بارها
برقرار مي كنيد اين رابطه شما را مستدام مي كند و عادت مي كند در صورت
يك نقطه مثبتي در وجود شما آثار سازنده اي خواهد داشت .
چهارم . تقويت خداشناسي انسان وقتي كه توجه مي كند
قدرت خدا
عطوفت خدا و رحمت خدا و بعد اگر دعاهاي معصوم ر را مي خواند آن
معارف و فضائلي كه در دعا آمده و صفات كمال و جلال خداوند را در دعا
مي بينيم مثل دعاهاي بزرگ مثل ابوحمزه
جوشن كبير و يا دعاي كميل و يا
اگر دعاها اين طوري است . آن انسان با چنين وضعي خدا رابهتر مي شناسد
خداشناسي انسان با دعا تقويت مي شود و پنجم انس و الفت با خداوند و
زندگيمان به خيلي چيزها انس مي گيريم به كارمان
شغلمان
فرزندانمان به
بستگانمان و به خيلي چيزها اما اين الفت با خداوند از همه اينها ارزشمندتر
است .

انسان بايد جوري خود را تنظيم كند كه قبل از همه چيز با خدا الفت
داشته باشد. آن جمله معروف حضرت علي كه هر چيز را كه مي بينيم قبل اش
و با او و بعدش خدا را هم مي بينيم . حالت دعا چنين حالتي است براي
انسان كه با هر موضوعي كه مواجه مي شود نقش خدا را در آنجا مي تواند
تصور كند و اين بسيار براي انسان سازنده است . و ششم حالت ندامت از
گناه و توبه و غفران الهي
وقتي كه ما با خدا حرف مي زنيم اگر گناهي كرديم
خودمان كه مي دانيم چه كرده ايم ممكن است خيلي ها ندانند ما چه اعمال
ناشايستي داريم اما خودمان مي دانيم ديگر وقتي كه با خدا مي خواهيم
اينگونه صحبت كنيم بدي هاي خودمان را به ذهنمان مي آوريم و اين باعث
مي شود كه تجربه كنيم و اين باعث استغفار مي شود و باعث غفران الهي هم
مي شود چون در چنين حالتي انسان اگر توبه كند
خداوند هم انسان را
مايوس نمي كند و جواب مي دهد و هفتم تشويق به اطاعت و بندگي و همان
دليل كه گفتم ندامت و پشيماني از گناه را مي آورد. تشويق به اينكه مطيع خدا
باشيم وقتي كه عرضه حاجت مي كنيم پيش خداوند قادر متعال عالم قطعا
حالت بندگي انسان هم تقويت مي شود.
و هشتم تقويت اعتماد به نفس و بي نيازي از غير خداست . انسان اگر
واقعا اين رابطه صميمي را با خداوند برقرار كند و هر وقت چيزي احتياج
دارد از خداوند بخواهد
گر چه در آن لحظه ممكن است حتما نرسد و
مصلحت نباشد اين باعث مي شود كه انسان از وابستگي غير خدا خودرا
نجات دهد و يا اگر كلي هم نجات پيدا نكند وابستگي به خدا تقويت مي شود
و وابستگي به غير خدا تضعيف مي شود و انسان اعتماد به نفس پيدا مي كند و
عرض ما اين است كه با اعتماد مي رويم به حضور خدا
براي تجربه كه
نمي رويم
براي آزمايش خدا كه نمي رويم
اگر آن طور برويم نمي پذيرند.
كساني كه مومن هستند و خدا را قبول دارند و خدا را حاضر و ناظر و قادر و
رحيم و عطوف و مجيب به دعوت مي دانند با اين حالت مي رويم پيش
خداوند
اعتماد به نفسمان زياد مي شود و وابستگي به عوامل مادي ضعيف
مي شود. نهم تقويت اعتقاد است و معنويت در وجود انسان چون اصلا
صحنه دعا بخصوص عادي معصوم تمامش تعليم معارف الهي است . دنيا
را
آخرت را
خدا را
فرشته را
انبيا را
انسان را و همه اينها در دعا يك
نظمي داده شده است
انسان وقتي كه با مضامين دعاها
آشنا باشد
معنوياتش بالا مي رود و اعتقاداتش تقويت مي شود و دهم تقويت ارتباطات
در جامعه و ايجاد صلح و صفا در ميان ما وساير انسانها قطعا كساني كه اهل
دعا به شيوه درست اسلامي هستند رابطه شان را با مردم اصلاح مي كنند.
چون خود دعا ما را وادار مي كند
انتظاري كه از خدا داريم ما را وادار مي كند
كه دست ا زجفا
ستم
غيبت و بدگوئي و تهمت برداريم و با بندگان خدا
درست رفتار كنيم
چون اكثر چيزهايي كه از خدا مي خواهيم همين طور كه
در مورد خودمان نمي خواهيم در مورد ديگران هم نبايد بخواهيم وبه همين
جهت اين باعث مي شود كه ما ارتباطات بهتري با مردم برقرار كنيم . جامعه
ما را محيط و فضاي زندگي را باصفا مي كند.
تقويت اخلاق فاضله و ارزشها
ارزشهايي كه در ادعيه معصوم ما آمده
حقيقتا در قله هاي معرفت و عرفان است و با توجه به اين قله ها انسان خود
را بالا مي كشد و معنويت و ارزشها در وجودش بالا مي گيرد وحالت خوف و
رجا يكي از حالات خوبي كه براي انسانها خداوند خواسته و آيات قرآن
هم زياد دلالت دارد اين است كه در مورد خودمان خوف و رجا داشته
باشيم خوف يعني ترس و رجا يعني اميد. نه آن چنان مطمئن باشيم به آينده
خوب براي خود كه ديگر ترس از كارهايمان نداشته باشيم .
اگر ما نگران آينده آخرت به خصوص و عواقب كار نباشيم ممكن است
گستاخ عمل كنيم و نه اميدوار باشيم بعضي ها ممكن است به خاطر
كارهايشان و ضعف هايمان حالت نااميدي به آنها دست بدهد وبگويند ما كه
ديگر حسابمان پاك است
و اين بدترين حالت است
شيطان فقط مي تواند
از رحمت خداوند نااميد باشد كه از بعضي جاها معلوم مشود كه او هم هنوز
نااميد نيست و ما حق نداريم كه از لطف خداوند و آينده سعادتمندانه نااميد
باشيم . دعايي كه انسان مي خواند به خاطر درخواستي كه انسان از خدا دارد
و به خاطر سندي كه دارد و خداوند به او مشخصه درخواست كن و من به تو
مي دهم اين حالت رجا در انسان تقويت مي شود و اميد به انسان مي دهد. در
همان حالت نگراني از اينكه مبادا كارهاي من باعث عدم موفقيت در دعاهاي
من شود و اعمال من
من را از خدا دور كند
در او خوف ايجاد مي كند كه
يكي از حالات بسيار ارزشمند براي انسانهاي معتدل اين است كه هم اميد
داشته باشند و هم نگران باشند كه اين باعث مي شود انسان تعادل خود را
حفظ كند و سيزدهم تقويت عواطف انساني است . در ادعيه عواطف انساني
موج مي زند. در نيازهاي ما به خداوند عواطف انساني تقويت مي شود
عرضه نياز به خدا انسان را وادار مي كند به نيازمندان هم توجه كند.
همان طور كه ما از خدا توقع داريم كه نيازهاي ما را تامين كند اين درس
را هم در موقع دعا مي گيريم كه پس ديگران هم كه نياز دارند به آنها برسيم . و
عواطف انساني را حالت دعا حفظ مي كند و چهاردهم تقويت روح انقياد و
قبولي در مقابل حق
فضاي دعا اينگونه است كه انسان ناحق نمي خواهد و
چون ناحق نمي خواهد احساس مي كند كه بايد در مقابل حق انقياد داشته
باشد و مي داند كه اگر نباشد خداوند به او نمي رسد بنابر اين يك حالت
انقياد و پذيرشي در مقابل حق ولو اينكه حق به ضرر انسان باشد در حالت
دعاخوان ها به وجود مي آيد و پانزدهم شجاعت احترام به اميد
كساني كه
قدرتي مثل خدا همراه خود ببينند و راهي هم در پيش داشته باشند كه راه
حق مي دانند با شجاعت اقدام مي كنند و با قدرت اميد و روحيه جلو
مي روند و ما مي دانيم در مشكلات هيچ عاملي به اندازه اميد و روحيه
كارساز نيست به خصوص در جهاد و كارهاي دشوار از اين قبيل كه زياد
هستند در زندگي ما و شانزدهم تقويت توكل بر خدا
همه دعاها ما را تعليم
مي دهد كه بر خدا توكل كنيد و به خدا اميدوار باشيد و با توكل بر خدا دنبال
اسباب و علل و عوامل برويد و دائما كساني كه با خدا راز و نياز دارند به آنها
تلقين مي شود كه به خدا اميدوار باش درست مي شود.
و هفدهم تقويت دانش با مضامين دعاهاي معصوم اگر كسي فرصت كند
و وقت بگذارد و معاني دعاهاي معصوم را ياد بگيرد دريايي از دانش الهي و
عرفان و فهم و درك به روي او باز مي شود. ابوابي از علوم انساني را انسان در
دعاها مي تواند براي خود پيدا كند كه اينها از عطيه هاي الهي است و بر زبان
ائمه ما جاري شده است و به ما ياد داده اند و راه علوم و دانش ها را به ما
گفته اند. موارد ديگري را هم نوشته ام كه فكر مي كنم خطبه طولاني مي شود.
لذا اين بحث را مي بندم و فقط مي خواهم نتيجه گيري كنم كه ماه مبارك
رمضان كه به زودي ما وارد اين فضاي نوراني الهي مي شويم فرصتي است كه
اگر فضاي تاريكي براي خود درست كرده ايم
آن را اصلاح كنيم . اگر پيش
خداوند احساس گناه مي كنيم عفومان را از خدا بگيريم
اگر در مقابل بندگان
خدا تقصيري كرده ايم اين تقصير را جبران كنيم و اگر از قافله كاروان قرب
الهي عقب مانده ايم گامهايمان را سريعتر كنيم و خودمان را به قله برسانيم و
همراه رهروان فضاي نور و اميد و سعادت الهي جلو برويم و انشاالله موفق
خواهيم بود.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم ـ الحمدلله رب العالمين والسلام والصلوه علي
رسول الله و علي علي اميرالمومنين و علي صديقه الطاهره و سبطه الرحمه و
علي ابن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي
بن موسي و محمد ابن علي و علي ابن محمد و حسن ابن علي والخلف
هادي المهدي و علي كل عليهم اجمعين .
در ابتداي خطبه دوم باز تاكيد بر مراعات تقوي و تقويت تقوي را براي
برادران و خواهران عزيزمان داريم . و چيزهاي زيادي است كه بايد
فهرست وار در اين خطبه مطرح بكنيم و بخصوص به خاطر ارج گذاري به
جهاد نيروهاي مجاهدمان در دوران دفاع مقدس بايد روي نكاتي از آن
دوران تكيه كنيم . ياد بسياري از شهدايي كه در اين 2 هفته به شهادت
رسيده اند را گرامي مي داريم . شهيد آيت الله مدني اولين شهيد محراب
شهيد قدوسي بزرگمرد روحانيت و تعليم و تعلم
شهيد هاشمي نژاد مرد
ارتش كه C بزرگ ميدان مبارزه و جهاد
شهداي سقوط هواپيماي 130 ـ
جمعي از فرماندهان بزرگمان را از ما گرفت و همچنين شهداي صبرا و
شتيلاي فلسطين و شهداي سپتامبر سياه اردن كه مجموعه اي از شهداي اين
دوره هستند يادشان را گرامي مي داريم و به روح بزرگشان رحمت خدا و
درود مي فرستيم . ياد استاد بزرگوارمان مثل آيت الله طالقاني
آيت الله
فلسفي
مرحوم شهريار را كه در اين ايام مراسم سالگردشان هست را نيز
گرامي مي داريم .
با توجه به اينكه سال تحصيلي از فردا آغاز مي شود چند جمله درباره
تحصيل عرض مي كنم . الحمدلله در كشورمان فضاي تحصيل را براي
فرزندانمان تا حدود زيادي تامين كرده ايم . دانشگاه ها و مدارس ابتدايي و
متوسطه و ميليونها جوان از فردا وارد دوره تحصيلي جديد مي شوند و
بعضي از عزيزان كوچولو براي اولين بار به مدرسه مي روند. معلمان ما
سرمايه هاي بزرگ ما هستند. معلمان همه سطوح تعليم و تربيت و فضاهاي
آموزشي ما ميدانهاي انسان سازي هستند. انتظارمان از اوليا امور اين است
كه به روح مطالبات خداوند از ما و به انتظارات انقلاب اسلامي و امت
اسلامي در آموزش ها و تعليم و تربيت ها توجه كنند.
مطمئن باشيم كه هيچ كاري در كشور ما از انسان سازي بالاتر نيست . اگر
ما موفق بشويم جامعه اي دانشمند را تحويل تاريخ بدهيم
كار بزرگي براي
اسلام كرده ايم و آنها خودشان مثل چراغهاي روشني
جلوي پاي خودشان
را خواهند ديد و جلو خواهند رفت و جامعه را به پيش خواهند برد. به
حمدالله تا به حال نسبتا موفق بوده ايم و اميدواريم حالا كه همه زمينه ها در
سطح عالي در كشور فراهم شده
كارهاي بزرگ را بتوانيم سامان بدهيم .
چند مسئله مهم هم در اين هفته داريم
يكي اظهارات آقاي پاپ بود كه
حقيقتا حرفهاي نادرستي بود
خود ايشان هم متوجه شد و حرفهايش را
اصلاح كرد و گفت كه من چنين قصدي نداشتم و نقل تاريخ كردم
ولي به هر
حال كار بدي بود كه اتفاق افتاد. مي توانست و مي تواند آثار بسيار بدي در
روابط انساني و اديان داشته باشد. اين سالها بيشتر بحث گفتگوي اديان و
نزديك اديان توحيدي است . اين گونه حرفها ضرر دارد. مطلب هم ناحق
است . چون اين كه خيال كند كسي كه اسلام با خشونت و شمشير جلو رفته و
با جنگ جلو رفته اين انصافا ظلم به تاريخ است . اصلا منطق اسلام اين
است . آيه قرآن داريم كه : وان جنه للسلب فجلع لها اگر آنها مي خواهند
مسالمت داشته باشند تو هم با پرواز جلويشان برو. استقبال كن . اصلا منطق
اسلام اين است . يا آيه ديگري كه به صراحت مي گويد لاالكراه في الدين
قدبتين الرشد من الغي اكراه نبايد در دين باشد. جنگ اكراه است . كسي كه
بخواهد با جنگ دينش را توسعه بدهد
يعني با اكراه است . اين ضد اسلام و
ضد قرآن است .
و بشر عبادي الذين يستمعون القول ويتبعون احسنه بنده هاي خوب من
آنهايي هستند كه به حرفها گوش مي دهند و بهترين را انتخاب مي كنند. اين
تابلوي تبليغات اسلامي است . بايد اين گونه باشيم . قرآن اين است . اسلام
اين بوده . بله . جنگهايي در زمان پيغمبر(ص ) پيش آمده
ولي اينها همه به
خاطر اين است كه دشمنان جنگ مي كرده اند. اسلام چيزي كه مي خواست
اين بود كه فضا باز باشد تا حرفهاي خداوند به گوش مردم برسد.
بعضي ها قدرتهايي بودند كه جلوي اين نداي آسماني و الهي را
مي گرفتند و درگيري پيش مي آمد. بعضي جاها دشمنان اسلام مي جنگيدند و
جنگ پيش مي آمد. انصافا ظلم به تاريخ بشريت است كه كسي بگويد اسلام
دين شمشير است . اين حرفهايي است كه 100 سال پيش زده مي شد .
بخصوص بعد از انقلاب مشروطه در ايران
اين حرفها شروع شد. قبلا هم در
تاريخ بوده است . اما حالا اين جوري حرف زدن درست نيست كه انسان
انتظار ندارد از يك مقام رسمي بشنود. نكته مثبتي كه در اين حادثه خودش
را نشان داد
و در حادثه كاريكاتورها
يك نويد خوبي است براي ما
مسلمانها. عكس العملي كه مسلمانها در كاريكاتورهايي كه عليه پيامبر(ص )
كشيده شد در اسكانديناوي و نيز عكس العملي كه مسلمانها آن هم مسلمانان
غيردولتي در مقابل اظهارات آقاي پاپ نشان دادند يك مسئله بزرگي را
روشن كرد و آن اينكه مسلمانها هم به هويت خودشان پي بردند و هم به
قدرت خودشان پي بردند و هم آمادگي دارند كه دفاع كنند از حق خودشان .
اين خيلي مهم است . اين از همه چيزهايي كه ما ديده ايم اهميتش بيشتر
است . خود مردم شروع كردند. دولتها بعدا يكي يكي پيوستند و حرفي زدند.
از افراد شروع شد به مراكز رسيد
به نهادها رسيد و دفاع كردند
هم در آن هم
در آن يكي . من تبريك عرض مي كنم به امت اسلامي كه در اين زمان آمادگي
دارد كه از پيامبر(ص ) و مقدسات اسلامي به اين خوبي دفاع كند و به اين
مردانگي به ميدان بيايد. اين كار در سالهاي گذشته و بخصوص قبل از
پيروزي انقلاب اسلامي اصلا نبود. هميشه تهاجم فرهنگي از طرف دشمنان
اسلام بود. همين تهمتها
همين حرفها
هزار بار در كتابها و سخنرانيها آمده
و كسي عكس العمل نشان نمي داد. اگر تاريخ را ببينيد اين نقطه اميد جديدي
است . اين يك پديده اي است كه مبارك است براي دنيا اسلام . ما نمي گوئيم
دنياي اسلام زورگويي كند
ولي دنياي اسلام به حمدالله مثل ا ينكه فكر كند
كه يك آمادگي پيدا كرده كه ديگران به آنها زور نگويند
حتي در همان
كشورهاي كفر.
اعتراضهاي مسلمانان به سخنان پاپ و كاريكاتورها در كشورهاي
اروپايي و حتي در كشور ايتاليا داغ تر از ساير كشورهاي جهان بود. اين نشان
خوبي است و ان شاالله مبارك است براي اسلام .
و مسئله ديگر هم مسئله لبنان است . مسئله لبنان هنوز تازه است گاهي
اسرائيلي ها به خاطر ناكامي هايي كه داشته اند و مشكلاتي كه از ناكامي ها از
داخل جامعه اسرائيل بوجود آمده و بخصوص در حزب حاكم و ارتش
هنوز
دارند خط و نشان مي كشند و شايد به فكر اين هستند كه اين ناكامي را جبران
بكنند. واقعا بايد مواظب باشند كه بيش از اين بنزين بر آتش نريزند و خطر را
در منطقه ما و دنيا تشديد نكنند. بخصوص اربابان اسرائيل بايد مواظب
باشند جلوي شرارتهاي جديد را بگيرند. قطعا هر حركت جديدي هم كه
مي خواهند انجام بدهند
نتيجه اش جز آنچه كه اين بار ديدند نخواهد بود
ولي خوب انسان مغرور و شكست خورده و زخمي گاهي اعصاب خودش را
نمي تواند كنترل كند و اتفاقاتي ممكن است بيفتد.
در عراق انصافا وضع به جاي بدي رسيده
با اينكه حركت مردم عراق
خوب بوده است .
عراق الان دولت دارد
مجلس دارد
پليس و ارتش را دارد شكل مي دهد.
دارد نظم مي دهد. اما شرارتها و تخريبها و كشتارها و خصومتها از حد قابل
تصور گذشته است . در اين 2 ماه گذشته بيش از 7 هزار غيرنظامي كشته
شده اند. و روزانه مردم در خيابانهاي بغداد و دجله و اين طرف و آن طرف
جسدهاي مثله شده اي را پيدا مي كنند كه ربوده شده اند و كشته شده اند و در
خيابان انداخته اند
بي نام و نشان . واقعا فاجعه است و مسئولش هم
آمريكائيها هستند . آمريكائيها الان قدرت زيادي در عراق دارند . 145 هزار
نيروي نظامي آمريكايي در عراق
باضافه نيروهاي سياسي و فني و غيره كه
دارند.
آمريكائيها با اين همه نيرو و ابزاري كه دارند مي توانند جلوي اين
جنايتها را بگيرند و نمي كنند و بعضي ها هم سوظن دارند كه قسمتي از اين
جنايتها به تحريك آمريكائيها انجام مي شود
با اهدافي كه دارند. البته براي
من چون مستند نيست روي آن تكيه نمي كنم . اما واقعا مسئله عراق جاي
نگراني است .
مسئله افغانستان حل نشده است
و ناتو با همه سنگيني اش آنجا حضور
پيدا كرده و روز به روز ناامني و مواد مخدر و درگيري ها و كشت و كشتارها و
بمباران هاي وسيع دارد افغانستاني ها را آزار مي دهد. ما مي بينيم حضور
آمريكائيها در منطقه نتيجه اي نه براي خودشان داشته و نه براي مردم
داشته
جز اين ضررهايي كه اشاره كرده ام
دارد اتفاق مي افتد. حالا مي بينيم
با همه اين تجربه اي كه اين 4
5 سال كرده اند دوباره به فكر شرارت هستند .
حرفهايي كه آمريكائيها و بعضي از نظامي هايشان و بعضي از افراد جناح
« باز » در آمريكا مي زنند
بوي شرارت مي دهد و مسئله هسته اي ايران را
تبديل به يك بهانه كرده اند. بارها و بارها همه مان گفته ايم كه ما آماده مذاكره
هستيم
ولي باز آنها يك پيش شرط گذاشته اند كه نه شما اول همه
خواسته هاي ما را بدهيد و بعد بيائيد مذاكره كنيد. اين مسخره است . آقاي
كوفي عنان كه اينجا (ايران ) آمده بودند ما يك ملاقات طولاني با ايشان
داشتيم
من يك ضرب المثلي
يك داستان
يك خاطره جواني ام را براي
ايشان نقل كردم كه خوب نشان داد ما چه مي گوئيم . من از پيش شرط
آمريكايي ها و اروپايي ها مي گويند اول تعليق
بعد مذاكره . من گفتم اينها
مي گويند پس ايران نبايد دانش هسته اي داشته باشد. آنها كه اول همه چيز را
مي گيرند
چه جايي براي مذاكره مي ماند. داستاني را نقل كردم از جواني
خودم . گفتم : در دوران طلبگي يك گروه بودند در ميان طلبه هاي خيلي
درسخوان و فعال
شب جمعه ها مي رفتند براي استراحت در يكي از اين
پنجشنبه جمعه ها يكي از دوستان ديگرشان گفت ما را هم با خودتان ببريد
اين ها موافق نبودند آن فرد با آنها برود
گفتند خيلي خوب يك شرط دارد
اگر قبول كني
ما شما را هم مي بريم . آن فرد خوشحال شد گفت : خيلي
خوب
قبول مي كنم . گفتند شرطش اين است كه اصلا نيايي
همراه ما.
شما به ما مي گوئيد اول شرطش اين است كه اين كارها را نكنيد. پس
براي چي مي خواهيد مذاكره بكنيد. واقعا اين طوري است . اين بهانه جويي ها
و خط و نشان كشيدن ها و تهديدهاي صريح يا ضمني
بحث تحريم
و امثال
اينها
اينها چيزهايي است كه قابل قبول نيست . كنگره آمريكا در همين هفته
3 تا مصوبه عليه ايران گذرانده است . همه اش هم بهانه است . اين سبك
ممكن است دنيا را به زحمت بيندازد
آمريكائيها را به زحمت بيندازد. ما را
به زحمت بيندازد و من از اين تريبون مقدس نماز جمعه در آستانه ماه مبارك
رمضان نصيحت مي كنم كه اين جوري با حقوق حقه ملتها و زندگي مردم
با
قدرتهايي كه غاصبانه در اختيار داريد برخورد نكنيد و بگذاريد مردم راه
حق خودشان را بروند و شما هم به حق خودتان قانع باشيد.
دفاع مقدس واقعا يك قطعه تاريخي مشعشعي همراه با مصيبت هاي فراوان
در زندگي ايراني ها است از همه دوره هاي تاريخ ايران و يكمي براي نسل
جوان بايد بيشتر حرف زد. جوانهاي آن دوره دفاع مقدس را نديدند
چيزهائي خوانده اند همراهش هم حرفها شبهه ناكي شنيده اند و چيزهاي
ناحق زياد بخورد مردم داده شده است . من مي خواهم در چند نقطه يك
تصوير كوتاه و كوچكي از اين دوره هشت سال دفاع مقدس را عرض كنم ولي
مطمئن باشيد كه از افتخارات تاريخي مسلمانان
انقلاب اسلامي و ايرانيان
است اين دوره چون اين جنگي كه شروع شد و واقعا يك جنگ نابرابري بود.
از لحاظ دو طرف جبهه
اين طرف جبهه يك انقلاب نوپاي
جوان و فاقد
تجربه نظامي و سياسي و همه اينها كه تازه كارش را شروع كرده بود و با
مشكلات فراواني كه گروههاي ضدانقلاب در داخل كشور بوجود آورده
بودند
شورشها
كشتارها
ترورها و اينها و آنطرف قضيه همه اهريمن هاي
دنيا بودند نه يك دولت و حزب و يا ارتش . غرب و شرق و ارتجاع منطقه
هر سه در جبهه مخالف ما بودند نه با اسم
بلكه با سلاح و تبليغات
با پول و
اگر هم لازم مي شد با كمك نظامي و اطلاعات .
يعني همه ابزارها لازم در يك جنگي را آنها در اختيار صداميان
مي گذاشتند و ما از همه اينها محروم بوديم بعلاوه از حقوق خودمان هم
محروم بوديم
بايكوت بوديم
تحت تحريم بوديم
رابطه سلاحهاي ما يا
منبع لجستكيمان قطع شده بود. امراي ارتش كه در گذشته اداره مي كردند با
مستشاران آمريكايي
نيروهاي نظامي را
رفته بودند. بدنه ارتش مانده بود با
افسران جوان و خوبي كه آشنا بودند و با انقلاب كار مي كردند. در داخل
كشورمان در مركز اختلافات سياسي انصافا نفس بر بود
بني صدر رئيس
جمهور شده بود و با همه سر ناسازگاري داشت و اختيارات ارتش را
سپاه
را و كشور را و سياست خارجي را يكجا در اختيار داشت . رياست شوراي
انقلاب را هم تا قبل اينكه مجلس تشكيل شود
در اختيار داشت . همه چيز
در اختيار او بود. اين جنگ را در چنين شرايطي شروع كردند. آمريكا و غرب
دليلشان روشن تر است چون آنها را انقلاب از ايران رانده بود و از جائي كه
فكر مي كردند خانه امن آنهاست و مركز منافع حياتي شان است
بيرونشان
كرده بود. شوروي ها به دليل ديگري با ما اختلاف داشتند گرچه بخاطر اينكه
يك حلقه زنجيره محاصره شوروي در ايران شكسته بود
خوشحال بودند
اما به دليل اينكه ماهيت الحادي داشتند و ما ماهيت الهي و اسلامي داشتيم
با نفس انقلاب ايران موافق نبودند و فكر مي كردند اگر انقلاب ضعيف بشود
ممكن است توده ايها و چپها بتوانند جاي مسلمانان را در كشور بگيرند.
ارتجاع منطقه كه پول داشت و نفت داشت در منطقه هم نگران بود كه اين
انقلاب درسي بشود براي كشورهاي خودشان و مردمشان چون انقلاب
بديعي است ديگر
نوع انقلاب اسلامي در عصر ما نمونه ندارد يعني همه
مردم ما خودشان آمدند در خيابان
مبارزه كردند
رژيم را شكستند
آمريكا
را بيرون كردند
قدرت را گرفتند و اداره كردند. اينها اين خطر را به عنوان
يك نمونه و الگو براي كشورهاي خودشان مي ديدند و لذا مجموعه اينها
منافعشان را در اين مي ديدند كه اين انقلاب را بشكنند تا آنقدر ضعيف كنند
كه الگو نباشد و خطري براي منافع آنها نباشد. صدام هم بخاطر اينكه
نزديكترين خطر را براي خودش مي ديد و از پيش هم با ايران در رقابت بود و
ارتش مجهزي هم در مقابل ارتش ايران تجهيز كرده بود
آمادگي داشت كه
پيكان حمله بشود. اينها قبلش هم اين بحثها را داشتند. جنگ ايران و عراق
از پيش هم گاهي پيش بيني مي شد چون دو ارتش قوي در منطقه و با معارضه
در كنار هم بودند گرچه پيمان الجزاير
قراردادي كه بسته شد
آرام كرده بود
ولي صدام قانع نبود و مي خواست اين پيمان را هم در شرايط ديگري
بشكند. او آمادگي داشت و ديگران هم حمايت كردند تا جنگ عراق عليه
ايران شروع شد و بدوقتي هم جنگ شروع شد. وقتي بود كه ارتش ايران
داشت خودش را بازسازي مي كرد
سپاه هنوز شكل نگرفته بود.
بسيج يك نيروي كوچكي براي مسائل ديگري فعاليت مي كرد و ما تقريبا
چيزي براي جنگيدن نداشتيم و طرحي هم نداشتيم . بني صدر اصلا ميدان
نمي داد كه كسي اينها را مورد بحث قرار دهد. شش ماه تقريبا از اول سال تا
30 ام شهريور در مرزهايمان درگيري بود
درگيريهاي محدود و بني صدر هم
هميشه بما مي گفت چيزي نيست و آنها را جواب مي دهيم و به بحث هم در
جلسات نمي گذاشت آنهم جلساتي كه تشكيل مي شد. شوراي دفاعي هم
نبود آنموقع كه ما آنجا باشيم . خب بالاخره اين جنگ اينطوري شروع شد و
هدفشان هم روشن بود. شكستن انقلاب پيش خودشان يكهفته وقت قرار
داده بودند
اين در درجه اعلااش و اگر نشد حداقل جدا كردن خوزستان كه
جدا كردن آن هم در آنزمان يعني شكستن انقلاب بود چون ما منبعي براي
اداره كشورمان جز نفت آنموقع نداشتيم . خب همانطوريكه همه مي دانيم
يك تهاجم بي سابقه اي را عراقي ها آغاز كردند و پنج استان ما را ناكارآمد
كردند. دو تا استان مشكل داشت
كردستان و بخشي از آذربايجان غربي
اما
كرمانشاه و ايلام و خوزستان و بخش زيادي از آنرا تصرف كردند بخصوص
نقاط سوق الجيشي كه ما
در مرز غربمان با عراق داريم و هميشگي حتي
زمان عثماني ها مي خواستند اين را از ما بگيرند
چون اين ارتفاعات دست
هر كسي باشد در درگيريهاي نظامي دستش بالاتر است . هم نزديك به بغداد
است و هم ارتفاعات قابل دفاع است از لحاظ نظامي بسيار بااهميت است .
در همان حركت اول اينها را گرفتند
در جنوب هم بسرعت خودشان را به
نزديكي اهواز و دزفول رساندند البته خيلي روش بود و من هم گفتم هدفشان
در خوزستان
رفتن تا بهبهان و مسجدسليمان بود كه همه خوزستان را
بگيرند و نفت را قطع كنند و دريا را در آن قسمت از ما جدا كنند. ببينيد همه
چيز در جهت پيروزي دشمن تجهيز شده بود و اينطرف ما با اين حالتي كه
عرض كردم بايد از خودمان دفاع كنيم و آنها فكر مي كردند كه نيروي نظامي
ما به اين زودي نمي تواند دست به اسلحه ببرد چون رابطه اش با سلاحش
قطع شده است . اصلا مستشاران آمريكا و امرا و امثال اينها رفته اند و تا اينها
مسلط بشوند خيلي طول مي كشد. عجيب است
البته امام با همان اظهارات
اوليه خود
اين ابهت آنها را شكستند و آنها را از لحاظ روحي تحقير كردند
و يك نمونه اعلاي جنگ رواني را امام شروع كردند و بسيار مهم بود. يعني
روح دميدند در ميان مردم ما و راه را نشان دادند. ما اولين جلسه اي كه رفتيم
در ستاد نيروهاي مسلح براي دفاع
آنجا مواجه شديم با افسراني كه آمدند از
ارتش و خواهش كردند و بما گفتند كه خدمت امام بگوئيد چون بلافاصله
آتش بس هم مي خواستند شروع كنند و همه جا را گرفته بودند و فكر مي كردند
كه موفق شده اند. به امام بگوئيد بما يك فرصت كوتاهي بدهند تا ما از
حيثيت ايران و ارتش دفاع كنيم و ثابت كنيم اينطوريكه اينها مي گويند
ما
نيستيم . خب ما كه مي دانستيم امام نه تنها فرصت مي دهند اصلا ديگران هم
حرفي بزنند ايشان نمي پذيرند و بايد ادامه دهيم تا شكست دشمن . و قرار
اين است . امام حرفهايشان را زده بودند. تعجب همين بود كه همه فكر
مي كردند اين نيروها از كار افتاده اند اما شما مي بينيد نيروهاي زميني
دريائي
و هوائي ارتش كه در حال بازسازي بودند
آنموقع چه كردند اولين كار بزرگ
را نيروي هوائي كرد و در مدت بسيار كوتاه شايد يكروز طول نكشيد و اينها
هواپيماها را تجهيز كردند و 140 سرتي تهاجمي كه اصلا انتظارش را
عراقي ها نمي بردند و اربابانشان
در خاك عراق انجام دادند. عقبه عراق را
شكستند و قدرت ايران را نشان دادند و آن تا آخر تلخي اش در ذائقه
عراقي ها باقي ماند و ابهتش بود كه اينها تا آخر هم توانستند همين قدرت
خودشان را حفظ كنند و ما
در ناحيه هوا
تا آخر جنگ هم مشكل نداشتيم .
البته به عراق خيلي چيزهاي پيشرفته دادند ولي دفاعيات ما هم قوي بود و
امكانات خوبي هم از رژيم شاه مانده بود كه بخوبي از آنها استفاده شد و
هنوز هم خيلي از آنها سرمايه دفاعي ماست . نيروي زميني با همه مشكلاتي
كه داشت بعد از آن قطعه اولي كه عراقي ها گرفتند
مقاومت كرد و عراقي ها را
زمينگير كرد
عراقي ها هدفشان نبود پشت اهواز و پشت دزفول و آنطرف هم
پشت آبادان متوقف بشوند و زمينگير بشوند. گرچه زمينگيرشان كردند يعني
عملا آن هدفي كه در خوزستان داشتند
ناتمام ماند زيرا مي خواستند جزيره
آبادان را بگيرند كه نشد
مي خواستند به ماهشهر برسند كه نرسيدند
مي خواستند به بهبهان و مسجدسليمان برسند كه نرسيدند و اينجائي هم كه
ماندند
آسيب پذير باقي ماندند كه شد نقطه ضعفشان البته براي ما هم
دشوار بود. اينها حتي از كارون هم عبور كردند در نقاطي و يكسال و يا كمتر
از يكسال وقت ما تلف شد آنهم دوره اي بود كه آقاي بني صدر جانشين
فرماندهي كل قوا بود و موافقت نمي كرد نيروهاي مردمي
سپاه و بسيج با
ارتش همكاري كنند ارتش هم به اينها نياز داشت . هيچ جنگي به اين صورت
نمي شود
مردم و نيروهاي ذخيره را مي آورند
مردم مي آيند و يك دفاع
بزرگي مي خواست
بني صدر نمي گذاشت اينها همكاري كنند و با سپاه و
بسيج خوب نبود و اعتماد به اينها نداشت و هميشه مي گفت تنهايي كافيست
و من خودم اينها را نياز ندارم و يا مثلا همان نيروهاي مردمي بطور متفرقه
كار مي كردند و خيلي همكاريها ضعيف بود. خب آن دوره بحمدالله گذشت و
وقتي كه فرماندهي نيروهاي مسلح ما آزاد شد و دستش باز شد و ارتش و
سپاه با هم برادرانه عمل كردند
ما عمليات متقابل را شروع كرديم و در مدت
كوتاهي در اكثر ميدانها عراق را از ايران بيرون كرديم فقط در ارتفاعاتي در
غرب و در بعضي جاها ماندند كه آنجا هم مهم بود ولي بهرحال آن اهداف
آنها را تامين نمي كرد و تحت فشار بودند. تا رسيديم به جنگ مهم خرمشهر
و بعد از فتح خرمشهر كه شرط بندي كرده بود صدام روي آن
مسائل يك
مقدار متفاوت شد. من فقط نقاط مهم اين دوره را عرض مي كنم . تاريخ
جنگ را نمي خواهم عرض كنم الان و بعد از فتح خرمشهر
اولين بحثي كه
پيش آمد اين بود كه آيا ادامه جنگ لازم است يا نه . خب ما گرفته بوديم و
يك جاهاي كوچكي مانده و عراق هم شكست خورده و كساني هم بسرعت
ميانجيگريها دوباره فعال شده بود كه بيائيد آتش بس را بپذيريد و يك جلسه
تاريخي بسيار مهمي خدمت امام شوراي عالي دفاع داشت در جماران و
فرماندهان نظامي بودند اعم از سپاهي و ارتشي و ماها هم از مجلس و
رياست جمهوري بوديم و بقيه و بحثي شد بين امام و نيروهاي فرماندهي
نظامي
امام موافق نبودند كه ما وارد خاك عراق بشويم و از طرفي هم موافق
نبودند جنگ هم متوقف شود. مي فرمودند جنگ بايد بماند تا ما اهدافمان را
كه محاكمه متجاوز و گرفتن حقمان است كه اسقاط صدام است ادامه بدهيم .
ولي ايشان ادله حتي ارائه كردند كه نبايد وارد خاك عراق شويد. نظامي ها
بحث كردند و گفتند كه اينطور ديگر جنگ معنا ندارد چون ما اگر اينطرف مرز
خودمان بايستيم و آنها هم آنطرف مرز باشند و خيالشان هم راحت باشد كه
ما آنها را تعقيب نمي كنيم
خب اين ديگر جنگ نيست اصلا و بنابراين آنها
خودشان را مجددا تجهيز و آماده مي كنند كه دوباره از نو چون جنگ هم
ادامه دارد و بخودشان حق مي دهند كه حمله كنند
منطق نظامي ها امام را
قانع كرد و امام گفتند خيلي خوب
اگر مي خواهيد وارد شويد
آن ادله ايكه
گفته بودند يكي از آن
اين بود كه مردم عراق در نهايت دوستان ما هستند و
نبايد اينها آسيب ببينند. اگر ما نيروي نظامي وارد عراق بكنيم
مردم آسيب
مي بينند و اصلا جنگمان براي مردم عراق بايد مفيد باشد الان و بايد به نفع
مردم عراق باشد. چه بكنيم اجازه دادند به آن جاهائي نيروها وارد بشوند
كه مردم نيستند و آسيب نمي بينند ولي براي عراق هم مهم است و نمي تواند
آنجا را نداشته باشد. اولين نقطه ايكه بعد از همان جلسه در شوراي دفاع
انتخاب شد با رهنمودهاي امام
همان منطقه عملياتي رمضان بود كه ما از
غرب خوزستان بطرف دجله پيش برويم چون تا ساحل دجله كسي نبود از
عراقي ها
خالي بود تا تنومه برويم و مستقر بشويم و اگر اينطور مي شد
براي
عراق بسيار دشوار بود متاسفانه عمليات رمضان ناموفق بود. خب بعدش
همين عمليات و شبيه آنرا در منطقه ديگري در جبهه مياني بود
نزديك
العماره كه حساستر هم بود و اينجا طراحي كردند كه باز بنا بود والفجر يك
باشد كه با ناموفق شدن عمليات
والفجر مقدماتي نامگذاري شد و خب دو
عمليات سنگين و ناموفق بعد از چندين عمليات موفقي كه تا فتح خرمشهر
داشتيم . بطور طبيعي بحثهاي جدي در محافل سياسي
نظامي و همه جا
بوجود آورد در جبهه كه چرا اينطور مي شود. اين دوره سختي است و اين
دوره را من در خاطراتم مقداري از آن چيزهائي را كه مي شود گفت و گفتني
است
نوشته ام و بعدا پخش مي شود و مشكلي كه پيش آمده بود و انصافا
بايد هميشه مواظب باشيم كه اينگونه مشكلات پيش نيايد و در خود انقلاب
هم هميشه اين درس بايد براي ما ماندگار باشد
اينكه از اينجا به بعد ديگر
سليقه ارتش و سپاه در جنگيدن موافق و هماهنگ نبود
ارتش يك نيروي
كلاسيك
داشتن آموزشهاي كلاسيك و ابزار كلاسيك و جنگهاي ميداني را
قبول داشت و اين قبيل جنگها را مي خواست انجام دهد و سپاه هم با شيوه
مردمي و مقداري پارتيزاني و مقداري نظامي مي خواست بجنگد. براي سپاه
غافلگيري اصل بود و براي ارتش همان شيوه هاي جنگ كلاسيك مهم بود.
بعلاوه ما داخل خاك عراق بايد مي شديم
داخل خاك عراق با داخل خاك
خودمان فرق داشت . عراقي ها در داخل خاك خودشان اولا انگيزه داشتند
براي دفاع و ثانيا استحكامات دائمي نداشتند در خاك ما و خسته هم شده
بودند و كار دشوار بود
عملياتي در خاك عراق با اين اختلاف نظر و يكي
دو
سال تقريبا وقت ما سر اين مساله گرفته شد. تقريبا يكسال و نيم . البته
عمليات خيبر را در همين اختلافات انجام داديم و موفقيت نسبي داشتيم
ولي بخاطر اين اختلاف ديد
نيمه موفق بود. ما بايد مي رفتيم تا لب دجله و
فقط جزيره شمالي مجنون را توانستيم حفظ كنيم و حور را البته رفتيم ولي
نتوانستيم بمانيم . عمليات بدر را در تعقيب اين انجام داديم كه آنهم نيمه
موفق بود
تكميل كرديم بعضي جاها رخنه ها را ولي بازهم آن هدف اصلي
پيش نمي آمد. بحث بسيار جدي در ميان سران و مجلسي ها مطرح شد كه چه
بكنيم
يك سياست استراتژيك بنظر رسيد و آن
اين بود كه ما بايد
نيروهايمان را متمركز كنيم يك عمليات موفق و مهم در داخل عراق انجام
بدهيم و يك جاهائي را از عراق بگيريم كه عراق بدون آن نتواند زندگي
عادي خودش را ادامه دهد. جاهايش هم تعيين شد. يا عراق را بكلي ازدريا
قطع كنيم
يا بصره را جدا كنيم از عراق و از اين قبيل جاها
يا آنقدر به بغداد
نزديك شويم تا بغداد هميشه در تيررس ما باشد و از اينطور چيزها و روي
اينها بحث شد
مشكل فرماندهي هم بايد حل شود و خود ارتش و سپاه اين
را مي خواستند و بالاخره امام تصميم گرفتند
يك فرماندهي جنگ غير از
ارتش و سپاه بگذارند كه اين قرعه بنام من افتاد و براي من بسيار حالت
جديدي پيش آمد. خب من در مجلس كارهاي سياسي مي كردم و در شوراي
عالي دفاع
سخنگو بودم يا كارهائي از اين قبيل داشتم . بالاخره من هم
پذيرفتم و عليرغم اينكه من نظامي نيستم
منتها با همين فكر كه برويم يك
عمليات انجام دهيم و با اين دستاورد كه قطعا مي توانيم صدام را به محاكمه
بكشيم و حقوقمان را بگيريم و غرامت بگيريم
اينكار را انجام بدهيم . من
پيش از عمليات خيبر رفتم خدمت امام براي خداحافظي و وقتي كه
مي خواستم از خدمت ايشان بروم
عرض كردم ما سياستمان اين است كه با
يك عمليات موفق جنگ را تمام كنيم و امام يك نگاه عطوفانه اي بمن كرد
ولبخندي بر لبانشان نشست و جواب مرا ندادند و من رفتم در قرارگاه
عمليات خيبر
همه فرماندهان ارتش و سپاه جمع بودند و من همين فكر را با
آنها در ميان گذاشتم و آنجا هم دو نوع برخورد داشت . گفتم همه مي گويند
جنگ
جنگ تا پيروزي و آقاي هاشمي مي گويد جنگ
جنگ تا يك پيروزي
و بعد توضيح داديم و گفتيم نه
اين يعني پيروزي
يعني ما مي خواهيم
پيروزي كامل را و راه را كوتاه كنيم و اين سياست تا آخر جنگ همراه ما بود.
يعني عمليات بدر و خيبر در اين فضا بود
عمليات والفجر 8 كه رفتيم فاو را
گرفتيم و خواستيم رابطه عراق را قطع كنيم با دريا و بنا بود به ام القصر
برسيم كه نتوانستيم برسيم
عمليات كربلاي پنج كه بنا بود همين هدف را
تامين كند و بعد هم عمليات حلبچه كه قرار بود از شمال اين فشار را بياوريم
و اينها همه انجام شد ولي هيچيك از اينها
آن هدفي كه ما
در خاك عراق
آني كه گروگان بگيرد صدام و عراق را نتوانستيم بدست بياوريم ولي هميشه
در ميدانها پيروز بوديم اين بود تا اواخر جنگ و در همين دوره دوباره همه
قدرتهاي شيطاني پشت سر صدام آمدند و اجازه دادند و چراغ سبز دادند كه
سلاح شيميائي استفاده بكند
موشك پراني بكند
هواپيماهاي فوق پيشرفته
به او دادند و هرچه را مي خواست كه هدفهاي غيرنظامي را بزنند
شهرها را
بزنند و تمام اين جنايات را فقط بخاطر اينكه ايران را مستاصل بكنند ولي
ايران و نيروهاي مسلح ما اعم از سپاه و ارتش و بسيج مقاومت كردند تا به
آخر و ايستاديم . آخرش آمريكائي ها به اين نتيجه رسيدند كه بايد خودشان
وارد ميدان شوند. عراق با همه حمايت ها نمي تواند دست ايران را كوتاه كند
و آمريكا وارد ميدان شد. در خليج فارس بما حمله كرد
سكوها را زد
كشتي ها را زد
هواپيماها را زد
هليكوپترها را زد
مانع صدور نفت ما شد و
ميدان جنگ منتقل شد به خليج فارس بخاطر اينكه بيشتر ما را محروم بكنند
از منابع اقتصاديمان و نتوانيم جنگ را اداره كنيم . خب كشور گرفتار
مشكلات مالي شده بود در اين هشت سال و منابع ما محدود بود. بالاخره
خداوند بما كمك كرد و شرايطي پيش آمد كه ما آن قطعنامه ايكه انتظارش را
داشتيم در شوراي امنيت گذراندند. عراق را متجاوز شناختند
ما را صاحب
حق غرامت شناختند
گروه فرستادند
غرامتها را و خسارتها را ارزيابي
كردند و براي عراق بدترين مصيبت پيش آمد و از آنجا پايه امروز عراق
ريخته شد. ببينيد خداوند چگونه نصرت مي كند و چگونه انتقام مي كشد در
وقت خودش و براي من اين يك درس مثل روز روشن است آنهم درس
تاريخي . عراق دست خالي از جنگ بيرون آمد دهها ميليارد بدهي داشت كه
هنوز هم به گردنش مانده چون در زمان جنگ خيلي از چيزها را نسيه خريده
بود و بدهكار بود با اينهمه خسارت دست خالي برگشته بود و اين قطعنامه
هم پايه سياسي او را ضعيف تر كرده بود و خواست راه نجاتي پيدا كند و راه
نجات خودش را در كويت ديد و آنجا شد مهلكه جديد براي صدام . كويت را
گرفت و كويت هم خانه امن قدرتهاي بزرگ بود
آمريكا با او وارد جنگ شد
و عراق را شكست و تحت تحريم مطلق قرار داد و سالها با ذلت تحت تحريم
زندگي كرد و عراق را تخليه كردند از هرچه كه داشت تا رسيد به اين روزهاي
آخر كه به بهانه سلاح هسته اي
اينكار را بر سرش آوردند و امروز اگر آقاي
صدام درزندان خودش
درست فكر كند بايد عامل اصلي و ريشه اين روزگار
سياهي كه براي خودش و مردم عراق پيش آورده در همان تجاوز ناحقي كه به
انقلاب اسلامي ايران در زمان جواني و عدم آمادگي انقلاب اسلامي
انجام
داد و مرتكب اين گناه بزرگ نسبت به اين ملت بزرگ و مظلوم شد.

*****
راهپيمايي نمازگزاران تهراني در اعتراض به اظهارات اخير پاپ
|

نمازگزاران تهراني ديروز بعد از اقامه نمازجمعه در اعتراض به سخنان
اخير پاپ رهبر كاتوليك هاي جهان راهپيمايي كردند.
نمازگزاران تهراني با شعارهاي « مرگ بر آمريكا »
« اسلام اگر بيند خطر
جان را فدايش مي كنيم »
« از مرز و بوم كشور با جان حمايت مي كنيم » و
« گفتار پاپ منشا اختلاف است » از مقابل دانشگاه تهران تا ميدان انقلاب
راهپيمايي كردند.
در اين مراسم شركت كنندگان پرچم هاي رژيم صهيونيستي را به آتش
كشيدند.
تظاهركنندگان در پايان با صدور قطعنامه اي عنوان كردند : متاسفانه در
روزهاي اخير شاهد اهانت نارواي پاپ به اسلام و طرح اتهاماتي بي اساس از
سوي وي نسبت به آيين اسلامي اسلام بوده ايم . هرچند جهان اسلام در
ساليان گذشته طعم تلخ سخنان و اقدامات غيرعلمي و اخلاقي دنياي غرب
درباره اسلام و مسلمين را چشيده است . اين بار زخمي از جانب عالي ترين
شخصيت مذهبي غرب بر دل جهان اسلام نشست و مسلمين را عميقا
متاسف و منزجر ساخت . ناگفته پيداست كه طرح شدن چنين مواضع خام و
نسنجيده اي موجب ظهور نقش هاي مذهبي و دستاويزي براي سواستفاده و
زياده خواهي سياستمداران منفعت طلب غرب قرار مي گيرد.
در بخش ديگري از اين قطعنامه آمده است : پاپ خواسته يا ناخواسته
ضمن همراهي با سياست هاي توطئه طلبانه و جنگ افروزانه استكبار جهاني و
برخي دولت هاي غربي در راستاي ادامه سياست اسلام ستيزي در غرب كه
درج كاريكاتورهاي اهانت آميز نسبت به ساحت مقدس پيامبر در مطبوعات
غربي دنبال شد
خود را منفور و مطرود مسلمانان جهان ساخته است .
اين قطعنامه در پايان تاكيد كرده است : ما بازيچه قرارگفتن يك مقام
ارشد روحاني مسيحي متعلق به يك حوزه ديني بزرگ كه بايد منادي صلح و
آرامش و ترويج روابط مناسب بين پيروان اديان توحيدي باشد
مايه تعجب
و تاسف دانسته و خواستار عذرخواهي شايسته پاپ از تمام مسلمانان جهان
هستيم .

*****
اقتدار نيروهاي مسلح در آغاز هفته دفاع مقدس به نمايش گذاشته شد
|

در آغازين روز از هفته بزرگداشت دفاع مقدس مراسم رژه يگان هاي
منتخب نيروهاي مسلح كشورمان با حضور فرماندهان ارتش
سپاه
پاسداران
نيروي انتظامي
وزير دفاع و رئيس ستادكل نيروهاي مسلح به
همراه معاون اول رئيس جمهور برگزار شد.
پس از رژه يگان هاي مختلف پياده سپاه
ارتش و نيروي انتظامي
عبور
ادوات و تجهيزات مختلف اين نيروها آغاز شد و ابتدا يگان دوش پرتاب
ارتش مجهز به سلاح هاي سهند 3 و انواع « آر . پي . جي » از مقابل جايگاه
عبور كرد.
انواع هواپيماهاي بدون سرنشين موسوم به پهپاد همچون صاعقه
قائم
خاتم
سهند
صياد
مرصاد و ابابيل كه توسط وزارت دفاع كشورمان ساخته
شده
انواع نفربرهاي بهينه سازي شده
تانك ها
سامانه هاي پرتاب
موشك هايي چون تاو و كاتيوشا نيز توسط معاونت تحقيقات و جهاد
خودكفايي نيروي زميني در معرض ديد حاضران قرار گرفت .
در ادامه نيز انواع تجهيزات گروه توپخانه ارتش مانند توپ هاي كششي
ضدهوايي در كنار ماشين هاي نقشه برداري
سامانه هاي راداري
بيسيم
خودروهاي شنود سيار
رادار مراقبت زميني و انواع جهت ياب ها به نمايش
درآمد.
T 727 يگان هاي نيروي زميني سپاه پاسداران نيز با تجهيزاتي مثل تانك
انواع نفربرها مانند براق و ديگر تانك هاي مدرنيزه شده در اين رژه T 527
شركت كرده بود.
معرفي انواع راكت اندازها همچون زلزال 1
فجر5
توپ هاي 340 م . م
122 م . م
155 م . م
130 م . م
ماشين هاي زرهي درخش و ايستگاه هاي رفع
آلودگي ديگر تجهيزات نيروي زميني سپاه بود.
يگان مخابرات و الكترونيك نزسا نيز انواع سيتم هاي ارتباطي سيار
جهت ياب
شنود و جنگ الكترونيك
سيستم مختل كننده جنگ الكترونيك
دشمن را در اين رژه به فرماندهان و بازديدكنندگان حاضر در مراسم امروز
نشان داد.
در ادامه رژه نيروهاي مسلح
يگان هاي نمونه نيروي هوايي ارتش
انواع
موشك راداري هاگ
موشك هاي S سامانه هاي پرتاب موشك مانند 200
هوا به زمين و هوا به هوا
بمب 750 پوندي
موشك هاي حرارتي
راداري
رادار كشف هدف هاگ
موشك هاي زمين به زمين نازعات 6 و 10 را از
مقابل جايگاه عبور دادند.
نيروي هوايي سپاه نيز با نمايش موشك غرورآفرين شهاب 3 با برد 2
هزار كيلومتر
راكت زلزال
سكوهاي پرتاب موشك شهاب 1
2 و 3
سام 6
سكوي پرتاب موشك طارق
موشك N 01 تندر 69
راكت زمين به زمين
ايستگاه كنترل پهپاد و انواع هواپيماهاي بدون HQ 2 پدافندي زمين به هواي
سرنشين مانند هدهد و مهاجر
اقتدار خود را به معرض ديد همگان گذاشت .
در ادامه اين رژه كه نزديك به دو ساعت به طول انجاميد
نيروي دريايي
ارتش جمهوري اسلامي ناوچه پيكان
موشك دريايي ذوالفقار
موشك هاي
سطح به سطح
موشك هاي ضد دريايي و ضد سطحي
موشك ضد هوايي
فجر و نوعي ميدجت را به نمايش گذاشت .
سخنان معاون اول رئيس جمهور
معاون اول رئيس جمهور اقتدار و عزت و ايمان جوانان كشورمان در 8
سال جنگ تحميلي مهمترين عامل پيروزي در مقابل رژيم بعث عراق عنوان
كرد.
پرويز داوودي كه در نخستين روز از هفته دفاع مقدس در مراسم رژه
يگانهاي نمونه نيروهاي مسلح در جوار حرم مطهر امام خميني (ره ) سخن
مي گفت
با بيان اين مطلب اظهار داشت : امروز 26 سال از آغاز يك تجاوز و
تهاجم گسترده نظامي عليه ملت انسان دوست
صلح طلب و آزاده ملت
ايران مي گذرد . جنگ گسترده اي كه 8 سال استمرار يافت .
وي خاطرنشان كرد : در 8 سال جنگ تحميلي استكبار از هيچ
قاعده شكني و ارتكاب جنايت جنگي فروگذار نكرد.
معاون اول رئيس جمهور افزود : 8 سال جنگ تحميلي دشمن با
اسارت گرفتن غيرنظاميان
شهروندان
شكستن مرزهاي بين المللي
اشغال
شهرهاي كشورمان
تخريب مراكز اقتصادي توسط موشك و بمب
كشتار
كودكان و زنان و استفاده از سلاح هاي شيميايي و ميكروبي همگي در كارنامه
تجاوزگرانه رژيم بعث عراق به حريم كشورمان ثبت و ضبط گرديده است .
وي گفت : آمريكا و برخي دول اروپايي صدام را از حمايت هاي مالي و
سياسي
تقويت جنگ افزاري و در اختيارگذاشتن سلاحهاي ميكروبي و
شيميايي برخوردار نمودند ولي با اين حال ملت ايران در برابر اين هتاكي
استوار ايستادگي كرد.
معاون اول رئيس جمهور در ادامه گفت : ارتش و سپاه پاسداران اين
نيروي نوپاي انقلاب اسلامي
ژاندامري
شهرباني
كميته
نيروي انتظامي
بسيج
عشاير قهرمان و آحاد ملت ما با همه توان خويش در برابر تجاوز
دشمن ايستادگي و مقاومت كردند و از ميهن با جهان و دل به دفاع پرداخند.
وي ادامه داد : در پرتو اين يكپارچگي بي نظير ارتش و سپاه و قواي
مسلح با ملت رشيد ايران صفحات زرين پايداري و پاسداري از دين و آئين
كشور و ملت عدالت و آزادي در صفحات زيبا و پرافتخار اين تاريخ ملت
نقش بسته است .
داودي ادامه داد : نظاميان ما همواره در اوج قدرت اقتدار و توانايي
قواعد ارتش اسلامي و اخلاق بين المللي را در جنگ رعايت كردند كه اين امر
از نكات مثبت 8 سال جنگ تحميلي است .

*****
نخستين همايش بين المللي سلمان فارسي در تهران برگزار
مي شود
|
نخستين همايش بين المللي « سلمان فارسي » اسفندماه سال جاري در
تهران برگزار مي شود.
به گزارش ستاد برگزاري همايش سلمان فارسي
« محمد حيدري » دبير
اجرايي همايش با اعلام اين مطلب گفت : اين همايش در 12 محور با هدف
بررسي ابعاد مديريتي
حاكميتي
شخصيتي
سياسي
فرماندهي
معرفتي
اخلاقي
اجتماعي و فرهنگي سلمان فارسي برگزار مي شود.
وي با اشاره به اينكه اين همايش با سه زبان فارسي
عربي و انگليسي
برگزار مي شود
تصريح كرد
علاقه مندان براي شركت در اين همايش
اصل
مقالات خود را تا پايان آذر ماه امسال به دبيرخانه همايش ارسال كنند.
وي با بيان اينكه خلاصه و اصل مقالات مي بايست به همراه لوح فشرده
محتواي متن تايپ شده باشد
افزود : همچنين شركت كنندگان بايد تا پايان
آبان ماه سال جاري خلاصه مقالات خود را به دبيرخانه همايش ارسال كنند.
وي افزود : مقالات براي شركت در همايش به نشاني تهران
خيابان دكتر
شريعتي
نرسيده به چهارراه شهيد قدوسي
روبروي سازمان قضايي
نيروهاي مسلح
شماره 784
واحد هشت ستاد برگزاري همايش بين المللي
سلمان فارسي ارسال شود.

*****
تقويم تاريخ
|
اول مهر 1357 هـ . ش
قواي انتظامي رژيم بعثي عراق جهت همياري با رژيم شاه منزل امام خميني
رضوان الله تعالي عليه را در نجف به محاصره درآوردند و از ايشان خواستند كه به
واسطه حسن روابطي كه رژيم بعثي عراق با شاه دارد امام از مصاحبه با خبرنگاران
و صدور اعلاميه و ايراد نطق و خطابه درباره اوضاع جاري ايران خودداري نمايند
لكن امام خميني رضوان الله تعالي عليه در جواب رژيم بعثي فرمودند : من هر جا كه
باشم به وظيفه شرعي خويش عمل مي كنم
همين پاسخ موجب شد كه دولت بعثي
عراق از امام خواست عراق را ترك كند و هجرت تاريخي امام به پاريس كه منجر به
بازگشت ايشان به ميهن اسلامي گرديد از همين ماجرا آغاز شد.

| | | |