روزنامه جمهوري اسلامي 30/06/1385 صفحه عقيدتي

  • شميمي از بوستان معارف دين
  • پندها و عبرت ها
  • *****
    شميمي از بوستان معارف دين




  • تجارب ارزشمند چراغ راه آينده
    در ميان عوامل رشد و كمال و پيشرفت و بالندگي تجارب و آزمودگي ها داراي جايگاهي ارزشمند و نقشي حائز اهميت مي باشند به گونه اي كه با حذف و فقدان اين عامل از عوامل رشد راه سعادت و رستگاري ناهموار و ناپيمودني مي شود و دست يابي به اهداف و آرمان ها ناممكن مي گردد زيرا تجربه هاي گوناگون در متن و بطن خود دانش ها و بينش ها و آگاهي هاي مختلفي را ذخيره دارند كه هركدام از آنها از صافي آزمون گذشته و در ثمردهي ها و نتيجه بخشي ها به تثبيت رسيده اند.
    درتجربه هاست كه « راه » ها از « بيراهه » ها تميز و تشخيص داده مي شوند و بسترهاي سلامت و سعادت در امور معنوي و مادي گسترده مي شوند و هر رهرو در مسيري گام مي نهد كه مي داند به بن بست و اضمحلال و شكست نمي رسد و هستي خود را به باد فنا و نابودي نمي دهد.
    در تجربه هاست كه « دوست » از « دشمن » شناخته مي شود و انگيزه هاي سالم و ناسالم به مرور در رفتار و سلوك و عملكردها ـ كه همه ظرف ها و مصاديق عيني و مشهود درون مايه ها هستندـ به ظهور و بروز مي رسند و آدمي درمي يابد كه رهاكردن ظاهربيني و سطحي نگري در گزينش و به كارگماري افراد بسيار ضروري است و عواطف و احساسات نبايد بر تعقل و تفكرو تدقيق و تحقيق غلبه و سيطره يابند.
    درتجربه هاست كه ميزان علم و معرفت افراد و تدبيرو كارداني و مهارت ها و تخصص ها و قدرت و توانمندي ها در برنامه ريزي و سازماندهي و به ثمر و بازدهي رساندن امور نمايان مي گردد.
    در تجريه هاست كه انرژي هاي سرشار و استعدادهاي عظيم در جايگاه هاي مناسب به بهره وري مي رسند و هر چيزي در زمان و مكان مناسب ودر مجاري خود قرار مي گيرد و از هرز رفتن وقتها و فرصت ها و استعدادها و كارداني ها جلوگيري مي شود.
    درتجربه هاست كه ظرفيت ها شناسايي مي شود واعتماد واطمينان ها درستي و نادرستي خود را نمايان مي سازد و قدرت و مقام و رياست ها ومناصب گوناگون با ظرفيت افراد محك مي خورد و خالص از ناخالص و صادق از كاذب تميز و تفكيك داده مي شود.
    و با تكيه بر تجربه هاي مفيد و ارزشمند است كه از آفات و آسيب و زيان هاي مكرر جلوگيري به عمل مي آيد و راه هاي رفته و به نتيجه نرسيده پيموده نمي شود و روش هاي فاقد اثر و عامل ركود ديگر بار به تكرار و تداوم در نمي آيند.
    چه كسي است كه بتواند از تجارب و آزمودگي در امور با اين آثار و نتايج بزرگ و شگرف چشم بپوشد و ناديده و ناشنيده و نسنجيده و بدون كوچكترين ذخيره از داشته ها و دانسته هاي به حيطه عمل درآمده و حاصل و ثمر آفريده گام در راهي بگذارد كه مقصد آن مشخص نيست و از ابتدا تا انتها هرچه هست ظلمت و تاريكي و ترديد و آسيمگي است !
    تجاربي كه انسان درامور مختلف و در لحظات طي شده زندگي مي آموزد راه آينده را براي او روشن و پرفروغ مي سازد و زمينه ساز دست يابي به اهداف و آرمان هاي بلند و بنيان نهادن حيات موفق و عزتمند در عرصه هاي فعاليت هاي فردي اجتماعي سياسي اقتصادي و فرهنگي مي شود و آفات و زيانهاي گوناگون را مهار و مضمحل مي سازد.
    در اين كلام گهربار از اميرمومنان حضرت علي (ع ) دقت و تعمق روا داريم :
    « كافي است كه واقعه گذشته ما را بر معيار ديگر قضايا آگاه سازد و كافي است كه خردمندان از تجاربي كه اندوخته اند عبرت بگيرند و آنها را سرمشق آينده خويش قراردهند. »
    اين كلام راهگشا به ارزشمندي تجارب از يكسو و نحوه بهره برداري از آنها از ديگر سوي اشارت صريح دارد. علاوه بر اين موضوع سومي نيز مطرح مي شود و آن ايجاد پيوند و رابطه بين « خرد » و « تجربه » است و اينكه تنها « خردمندان » از « تجارب » عبرت مي گيرند و هر تجربه اي را سرمشق راه آينده قرار مي دهند. بنابر اين اولا تجربه ها داراي اهميت خاص مي باشند و در زندگي انسان در ابعاد و جلوه ها و صحنه هاي مختلف ـ از امور عادي و روزمره و صحنه هاي كار وتلاش در شغل و حرفه هاي متداول در سطح جامعه تا مديريت هاي كلان سياسي و اقتصادي و فرهنگي ـ ذخيره هاي ارزشمندي هستند كه نبايد از دست بروند. ثانيا تجارب همواره بين « گذشته » و « حال » پيوند و ارتباط برقرار مي سازند و امور مسلم تثبيت شده و به ثمر بخشي و بازدهي رسيده را به بهره وري در شيوه و روش هاي نوين در مي آورند. ثالثا تجربه ها را فقط صاحبان خرد مي توانند به ياري و مساعدت بگيرند و به بهره وري هاي مناسب برسانند نه هركس با هر مايه و بهره اندك از عقل و خرد كه جايگاه خاص و اهميت و آثار و نتايج « تجارب » به طور قطع و يقين صاحبان « عقول برتر » را به بهره گيري هاي جامع و كامل دعوت مي نمايند و « چراغ راه آينده » را به دست كساني كه از شناخت و بينش و توان و قدرت كافي برخوردارند مي سپرند.
    آثار ارزشمند تجارب و آزمودگي در امور مختلف بايد توسط مديران و مسئولان و نهادهاي علمي و سياسي و اقتصادي مورد توجه و نظر قرار گيرد تا به اين وسيله هم نسبت به اين عنصر ارزنده و نقش حياتي آن در عرصه هاي مديريت هاي گوناگون شناخت فزون تر كسب گردد و هم صاحبان تجربه هاي بزرگ و كارآمد شناسايي و قدرداني گردند و دانش ها و مهارت هايشان ناديده انگاشته نشود و در جايگاه هاي لازم و متناسب با اندوخته هاي جامع و ژرف و ارزنده اي كه دارند به بهره وري هاي همه جانبه برسند.
    تجربه هاي گوناگون در متن و بطن خود دانش ها و بينش ها و آگاهي هاي مختلفي را ذخيره دارند كه هر كدام از آنها از صافي « آزمون » گذشته و در ثمردهي ها و نتيجه بخشي ها به تثبيت رسيده اند
    در تجربه ها انگيزه هاي سالم و ناسالم به مرور در رفتار و سلوك و عملكردها ـ كه همه ظرفها و مصاديق عيني و مشهود درون مايه ها هستند ـ به ظهور و بروز مي رسند
    در تجربه هاست كه انرژي هاي سرشار و استعدادهاي عظيم در جايگاه هاي مناسب به بهره وري مي رسند و هر چيزي در زمان و مكان مناسب و در مجاري خود قرار مي گيرد و از هرز رفتن وقت ها و فرصت ها و استعدادها و كارداني ها جلوگيري مي شود

  • *****
    پندها و عبرت ها


  • الامام علي « ع » : ... حققت القيامه عليهم عداتها فكشفوا غطا ذلك لاهل الدنيا حتي كانهم يرون ما لا يري الناس و يسمعون مالايسمعون . فلو مثلتهم لعقلك في مقاومهم المحموده و مجالسهم المشهود و قد نشروا دواوين اعمالهم و فرغوا لمحاسبه انفسهم علي كل صغيره و كبيره امروا بها فقصروا عنها او نهوا عنها ففرطوا فيها و حملوا ثقل اوزارهم ظهورهم فضعفوا عن الاستقلال بها فنشجوا نشيجا و تجاوبوا نحيبا يعجون الي ربهم من مقام ندم و اعتراف لرايت اعلام هدي و مصابيح دجي قد حفت بهم الملائكه و تنزلت عليهم السكينه .
    امام علي « ع » : (خداجويان ذكر پيشه كه دنيا را هشتند و ياد خدا را برداشتند چنانند كه گويي ) قيامت وعده هاي خود را براي ايشان تحقق بخشيده است و آنان پرده از روي آن براي اهل دنيا برداشتند تا بدانجا كه گويي چيزهايي مي بينند كه مردمان نمي بينند و چيزهايي مي شنوند كه مردمان نمي شنوند. اكنون اگر اهل قيامت را در برابر عقلت در جايگاههاي پسنديده و محلهاي معلوم هر كس مجسم كني در حالي كه نامه هاي اعمالشان را باز كرده اند و آماده حساب پس دادن درباره هر كوچك و بزرگي شده اند كه به انجام دادن آن مامور بوده و از پرداختن به آن كوتاهي كرده اند يا از آن نهي شده ولي در آن باره زياده روي نموده اند و همه بارهاي سنگين كردار خود را بر پشت خود حمل مي كنند و از كشيدن آنها ناتوانند و سخت اشك مي ريزند و بانگ زاريشان بلند است و از روي پشيماني و اعتراف به گناه با صداي بلند پروردگار خود را مي خوانند اگر اين صحنه را مجسم كني در آن ميان درفشهاي هدايت و چراغهاي روشني بخشي خواهي ديد (يعني : خداجويان و پرهيز پيشگان ) كه فرشتگان گرداگرد ايشان را فرا گرفته اند و آرامش الهي بر دلهاي ايشان فرود آمده است ...
    الامام علي « علي » : اعمال العباد في الدنيا نصب اعينهم في الاخره .
    امام علي « ع » : كارهايي كه بندگان در دنيا كرده اند در آخرت پيش چشم ايشان مجسم است .
    الامام الجواد « ع » : عن آبائه : قال علي بن الحسين « ع » : لما اشتد الامر بالحسين بن علي نظر اليه من كان معه فاذا هو بخلافهم لانهم كلما اشتد الامر تغيرت الوانهم وارتعدت فرائصهم ووجلت قلوبهم . و كان الحسين « ع » و بعض من معه من خصائصه تشرق الوانهم و تهدي جوارحهم و تسكن نفوسهم . فقال بعضهم لبعض : انظروا لايبالي بالموت ! فقال لهم الحسين « ع » : صبرا بني الكرام ! فما الموت الا قنطره تعبر بكم عن البوس و الضرا الي الجناس الواسعه و النعيم الدائمه فايكم يكره ان ينتقل من سجن الي قصر و ما هو لاعدائكم الا كمن يقتقل من قصر الي سجن ....
    امام جواد « ع » ـ از پدرانش از علي بن الحسين « ع » : چون كار (در روز عاشورا) بر حسين بن علي سخت شد كساني كه با او بودند به روي او نگاه كردند ديدند حال او برخلاف ديگران است چه آنان به تدريج كه كار سخت مي شد رنگهاشان تغيير مي كرد و بند پاشان به لرزه مي افتاد و ترس دلهاشان را فرامي گرفت و حسين « ع » و برخي از دوستان ويژه اش چهره هاشان درخشان بود و اندامها آرام وجانها مطمئن . اين بود كه بعضي به بعضي ديگر مي گفتند : نگاه كنيد كه چگونه به مرگ اعتنايي ندارد! آنگاه حسين « ع » گفت : اي فرزندان پدران بزرگوار! شكيبا باشيد كه مرگ جز پلي نيست كه شما را از سختي و ناراحتي به بهشتهاي گسترده و نعمتهاي پايان ناپذير مي رساند. كداميك از شما است كه آرزوي انتقال يافتن از زنداني به كاخي نداشته باشد و مرگ براي دشمنان شما انتقال يافتن از كاخ است به زندان .
    الامام علي « ع » : ... اما الظلم الذي لايترك فظلم العباد بعضهم بعضا القصاص هناك شديد. ليس هو جرحا بالمدي و لاضربا بالسياط و لكنه ما يستصغر ذلك معه ... ان الله ـ تبارك و تعالي ـ اذا برز لخلقه اقسم قسما علي نفسه فقال : « و عزتي و جلالي ! لايحوزني ظلم ظالم ولو كف بكف و لو مسحه بكف و نصحه ما بين الشاه القرنا الي الشاه الجما » فيقتص الله للعباد بعضهم من بعض حتي لا يبقي لاحد عند احد مظلمه ...
    امام علي « ع » ستمي كه (در قيامت ) فرو گذاشته نمي شود ستم بعضي از بندگان بر بعضي ديگر است كه قصاصي سخت دارد يعني زخم زدن با كارد يا زدن با تازيانه نيست بلكه چيزي است كه اينها در برابر آن ناچيز است ... خداي متعال در آن هنگام كه بر بندگان خود جلوه كند به خود سوگند خورد و گويد : « قسم به عزت و جلال خودم كه از ستم ستمگر نمي گذرم حتي اگر زدن كف دست به كف دست يا ماليدن با دست يا شاخ زدن گوسفند شاخدار به گوسفند بيشاخ باشد » پس خدا قصاص بندگان را از يكديگر مي گيرد تا هيچ كس را بر ديگري مظلمه اي باقي نماند...
    الامام السجاد « ع » : اللهم ارزقنا خوف عقاب الوعيد و شوق ثواب الموعود! حتي نجد لذه ما ندعوك به و كابه ما نستجيرك منه .
    امام سجاد « ع » : خدايا! ترس از كيفر وعيد و شوق پاداش و عده را روزي ما گردان تا دريابيم كه لذت آنچه تو را بدان مي خوانيم چيست و اندوه آنچه از آن به تو پناه مي بريم كدام است
    الامام السجاد « ع » : ...نعوذ بك من الحسره العظمي و المصيبه الكبري و اشقي الشقا و سو الماب و حرمان الثواب و حلول العقاب . اللهم ! صلي علي محمد و آله و اعذني من كل ذلك برحمتك و جميع المومنين و المومنات يا ارحم الراحمين !..
    امام سجاد « ع » : خدايا! به تو پناه مي بريم از حسرت بزرگ و مصيبت عظيم و شقاوت گرانبار و سرانجام بد و محروميت از پاداش و گرفتار شدن به كيفر.
    خدايا! بر محمد و آل محمد درود فرست و از اينها همه مرا و تمام مردان وزنان مومن را در پناه خويش مصون بدار اي بخشنده ترين بخشندگان ! (الحيات ج 1 )