مسعود پورفرد
بخش دوم و پاياني
نظام بين الملل و سياست خارجي
به طور كلي منابع خارجي كه تاثيرگذار در سياست خارجي دولت ها هست
ماهيت و ساختار نظام بين الملل
خصوصيات واحدهاي سياسي و
تشكيل دهنده آن
توانائي هاي واحدهاي سياسي در تعامدات بين المللي و
ميزان تاثيرگذاري بر يكديگر را در بر مي گيرد. در سياست تنش زدايي آقاي
هاشمي موارد ذيل مطرح گرديد كه در بكارگيري اين نوع سياست خارجي
مولفه هاي تاثيرگذار فراوانند ولي مختصرا دو مولفه كلي عبارتند از :
1 ـ اهداف و سياست آمريكا در منطقه خاروميانه (مخصوصا خليج فارس )
كه شامل :
1 ـ جنگ عراق و كويت حضور نظامي آمريكا در خليج فارس
2 ـ مسئله اعراب و اسرائيل و حضور سياسي آمريكا در منطقه
3 ـ شوراي همكاري خليج فارس و روابط آمريكا .
2 ـ مسائل مربوط به آسياي مركزي (فروپاشي اتحاد جماهير شوروي )
همچنين در سياست تنش زدايي آقاب خاتمي موارد ذيل مطرح گرديد :
الف ) اهداف و سياست آمريكا در منطقه و خاورميانه
1 ـ حمله به افغانستان و اشغال آن
2 ـ حمله به عراق و اشغال آن
3 ـ مبارزه با انرژي اتمي ايران
ب ) سياست آقاي خاتمي در دو دوره رياست جمهوري
1 ـ توجه به اصل عزت
حكمت و مصلحت
2 ـ تنش زدايي در روابط خارجي
3 ـ گفتگوي تمدن ها
فرهنگ اجتماعي و تحولات سياسي خارجي
فرهنگ اجتماعي مفهومي كلي است كه عواملي چون نقش
شخصيت
ساختار اجتماعي كشورها را در بر مي گيرد. به طور كلي متغيرهاي فرهنگي كه
در سياست خارجي ايران بعد از جنگ تاثيرگذار بوده اند را در سه مقوله بيان
مي كنيم :
1 ـ تلقي و ذهنيت نخبگان سياسي و باورهاي ايدئولوژيك
2 ـ افكار عمومي
3 ـ جهاني شدن فرهنگ
1 ـ اصول و روش هاي سياست عملي ايران را مي توان نشات گرفته از
ايدئولوژي اسلامي دانست مي توان گفت اصول صلح گرايي و حفظ تماميت
ارضي
برقراري روابط دو جانبه
حفظ اسلام و ... جز اين اصول مي باشد
كه در سياست خارجي ايران در دوره هاشمي و خاتمي تقريبا مطرح بوده
است .
2 ـ افكار عمومي ـ در بررسي افكار عمومي نقش جامعه بسيار مهم بود .
البته در موارد بحراني بيشتر مشخص و بارز مي شود و مردم در موارد بحراني
بيشتر به مسائل خارجي توجه نشان مي دهند.
همان طور كه افكار عمومي تاثيرگذار است دولت ها و سياست گذاران
خارجي هم افكار عمومي را مي سازند. ملت ايران صلح طلب و علاقمند به
فهم جهان است و تعامل با جهان با روحيه ايراني سازگاري دارد بنابراين
لحن جديد سياست خارجي فرهنگ تعامل و گفتگوي تمدن ها با حال و
هواي ايرانيان سنخيت دارد و به آنها آرامش فكري و روحي و رواني
مي دهد.
3 ـ از جهاني شدن فرهنگ هنگامي سخن مي گوييم كه محصولات فرهنگي در
سطح جهاني به گردش در مي آيند.
پديده فرهنگ جهاني در ارتباط با پديده هاي ديگر قرار دارد و در قياسي
جهاني در معرض استقبال يا عدم استقبال قرار مي گيرد
كشورهاي غربي به
علت دارا بودن شرايط برتر و بهتر تكنولوژيكي از نقطه نظر ارتباطاتي قوي تر
به نظر مي رسند و در واقع زمينه هاي لازم جهت هدايت فرآيند جهاني شدن
فرهنگ را دارند.
در اين بخش به مباحث فرهنگي بالاخص فرهنگ اجتماعي و رابطه آن با
سياست و نحوه تاثيرگذاري آن بر تصميم گيرنده و تحولات داخلي و
خارجي مي پردازيم .
فرهنگ اجتماعي مفهومي است كه عواملي چون نقش
شخصيت و ساختار
اجتماعي كشورها را در بر مي گيرد و اين مولفه ها همان عوامل داخلي هستند
كه روزنا آنان را تاثيرگذار بر تصميمات و تحولات سياست خارجي
مي داند.
به طور كلي يكي از مولفه هاي تاثيرگذار در بكارگيري سياست تشنج زدايي و
تنش زايي ذهنيت نخبگان و باورهاي ايدئولوژيكي بوده كه در سطح جامعه
مطرح مي باشد و به طور كلي اگر در باورهاي ايدئولوژيك مسلمانان و
نخبگان تفحصي نمائيم مي بينم كه ايران و مردمش همراه با تمدن ايراني و
اسلامي با صلح و دوستي عجين شده و اين در باور بسياري از مردم ايران و
نخبگانشان وجود دارد مي توان گفت در بررسي اين مولفه به نحوي عامل
شخصيت وجود دارد.
بيان شد كه در بررسي افكار عمومي عواملي چون نقش افراد در جامعه كه
به عبارتي همان جامعه يا ساختار اجتماعي مي باشند كه اهميت فراواني
دارند و اين مولفه داراي نقش مهمي در تاثيرگذاري بر روند تصميمات و
سياست گذاري هاي خارجي مي باشد. جهاني شدن فرهنگ با مشخصات و
اثراتي كه دارد مولفه اي است كه با وجود اثرات مثبت فراوان از اثرات منفي
و مخرب آن بايد به شدت پرهيز كرد و به نظر مي آيد كه خاتمي براي
جلوگيري از اثرات منفي آن در جامعه طرح گفتگوي تمدن ها را به دنيا اعلام
داشت . به طور كلي علل تاثيرگذار در طرح گفتگوي تمدن ها و سياست
تنش زدايي بكار گرفته شده از سوي ايران
افكار عمومي (نقش فرد و جامعه )
دانشگاهها (سازمان اجتماعي ) تلقي نخبگان و باورهاي ايدئولوژيك
(شخصيت ) و همچنين فرهنگ جهاني و يا جهاني شدن فرهنگ تاثيرگذار
بوده است .
ساختار تصميم گيري و تحولات سياسي خارجي
طبق تعريف روزنا عوامل داخلي چون ديوان سالاري و شخصيت
تصميم گيرنده در اين مقوله مي گنجد كه البته در كشورهاي دموكراتيك و شبه
دمكراتيك نقش فرد در تصميم گيري و ايجاد تحول در سياست خارجي
متفاوت است .
ضمن بررسي معيارها و مدل هاي تصميم گيري و عوامل موثر بر آن و همچنين
عوامل تاثيرگذار بر فرد تصميم گيرنده به نهادهاي تصميم گيرنده در
جمهوري اسلامي ايران خواهيم پرداخت (نهادهايي چون مقام رهبري
رياست جمهوري مجلس (قوه مقننه )
وزارت امور خارجه و چند نهاد
ديگر.
همچنين به دو تصميم سرنوشت ساز نيز كه در روند تحولات (بعد از جنگ )
تاثير گذاشت مي پردازيم . تصميم ايران بر بي طرفي در حمله آمريكا به عراق
در دوره آقاي هاشمي يك تصميم گيري مهمي بود كه در اين تصميم عوامل
فردي و ساختاري موثر بودند (اين تصميم به صورت ساختاري و سازماني
مطرح شد) در رابطه با عربستان برنامه ريزي ما (سفرهاي مقامات ايراني به
عربستان و سفرهاي مقامات عربستان به ايران ) ساختار تصميم گيري در
جهت رفع دشمني ها و ايجاد دوستي ميان دو كشور تداعي شد. آثار و
پيامدهاي آن اتحاد دو كشور مهم منطقه براي محكم كردن سياست
تنش زدايي و ايجاد سدي در مقابل نفوذ كشورهاي قدرتمند جهان ) تا
حدودي مهم به نظر مي رسد.
در ابتدا به بررسي معيارهاي تصميم گيري كه از اصول سياست خارجي
مي پردازيم به طور خلاصه معيارهاي تصميم گيري شامل موارد ذيل مي باشد :
1 ـ تصميم گيرندگان : رفتار بازيگران در كيفيت تصميمات و فرآيند اتخاذ
تصميمات بسيار مهم است
2 ـ شرايط و مقتضيات تصميم گيري : رفتار دوستي در حالت جنگ سرد و
تنش زدايي يا به هنگام برهم خوردن اتحادها و ائتلافها با هم متفاوت
مي باشد
3 ـ دسترسي به منابع اطلاعاتي و بهره گيري از امكانات
4 ـ ساختار نظام تصميم گيري : سلسله مراتبي
بسته يا باز بودن
5 ـ راه حل هاي گوناگون : منجر به كسب اهداف كوتاه مدت يا بلند مدت
مي شود
6 ـ پيامدها : تصميم گيرندگان هميشه به شرايط تغييرپذير و پويايي سيتسم
بين الملل توجه مي كنند.
انواع مدل هاي تصميم گيري
1 ـ عقلايي : اطلاعات تصميم گيرندگان در بسياري از مسائل بايد بالا باشد و
رفتارهاي اجتماعي بايد قابل پيش بيني باشد
2 ـ رضايتبخش : به تصميم رضايتبخش اكتفا مي شود
3 ـ مدل فزاينده : روش محافظه كارانه است
4 ـ مدل بينش فوق العاده : تاكيد بر توانايي و درايت تصميم گيرندگان
5 ـ مدل مختلط : به طور همزمان ديدگاه هاي خرد و كلان مورد بررسي قرار
مي گيرد
عوامل موثر در سياست گذاري خارجي
1 ـ ارزش ها و اعتقادات
2 ـ زمينه هاي تاريخي و فرهنگي
3 ـ تصوير كلي از سياست بين الملل (تصوير = درك افراد از (هدف واقعيت )
يا شرايط ارزيابي آن )
4 ـ مشكلات داخلي و افكار عمومي
5 ـ نيازهاي داخلي
6 ـ ساختار نظام بين الملل
همان طور كه ملاحظه شد فرد به عنوان تصميم گيرنده نقش بسزايي در
تحولات سياست خارجي يك كشور داراست .
ساختار تصميم گيري و تصميم گيرندگان
دو نوع ساختار تصميم گيري وجود دارد :
1 ـ رسمي در قانون اساسي كشور آمده است (شامل رهبري
رياست
جمهوري
مجلس
وزارت امور خارجه )
2 ـ غيررسمي از قبيل افكار عمومي
احزاب سياسي مطبوعات
گروه هاي
ذي نفوذ و فشار و ... در جمهوري اسلامي ايران بيوت آيات عظام
ائمه
جمعه
بازار
انجمن هاي اسلامي بيشتر در امور داخلي اثر دارند.
بي طرفي ايران در جنگ عراق و كويت (1377 ـ 1370 )
صدام حسين قبل از حمله به كويت با ارسال نامه هايي به رهبران جمهوري
اسلامي باب مكاتبه را در مورد حل اختلاف دو كشور گشود.
از طرف ايران شرايط پذيرفتن قرارداد 1975 براي حل اختلافات مرزي دو
كشور و عقب نشيني نيروهاي عراق از خاك ايران و مبادله اسراي جنگي كه
بلافاصله مورد موافقت صدام قرار گرفت مطرح شد. البته ايران با اشغال
كويت از طرف عراق هم به مخالفت برخاست .
اصول استراتژي نظامي و سياسي ايالات متحده در قبال رژيم صدام در سال 1992 ـ 1991
1 ـ بيرون راندن ارتش عراق از خاك كويت
2 ـ تعقيب ارتش عراق و انهدام منابع حياتي و استراتژيك رژيم صدام
3 ـ حمايت از گروه هاي مخالف مسلح شمال و جنوب عراق با هدف گسترش
و تعميق بي ثباتي در آن كشور
4 ـ جلوگيري از سقوط صدام به دليل نگراني از فروپاشي حاكميت سرزميني
و تماميت ارضي عراق و تجزيه آن كشور در نتيجه استراتژي ياد شده صدام
را به شكلي كاملا ضعيف شده همچنان در عراق بر سر كار باقي ماند.
رفتار عاقلانه ايران در حمله آمريكا به افغانستان
پس از حمله به برج هاي دوقلوي سازمان تجارت جهاني در نيويورك و اعلام
خطر حكومت آمريكا و متحدانش به حكومت طالبان مبني بر تحويل شخص
اسامه بن لادن مقدمات فروپاشي حكومت 4 ساله طالبان فراهم شد و
سرانجام حمله هوايي و زميني نيروهاي آمريكا و انگليس به خاك افغانستان
و همچنين حملات زميني نيروهاي جبهه متحد در نهايت منجر به فروپاشي
طالبان و گروه القاعده گرديد. مهم ترين دليل فروپاشي سريع طالبان عدم
محبوبيت داخلي و عدم توجه به عناصر و متغيرهاي قدرت در درون
افغانستان بود.
در اين ميان اتخاذ تصميم بي طرفي ايران و رفتار عاقلانه مبني بر عدم حمله
به طالبان در قبل از جنگ آمريكا با افغانستان به نظر مي رسد يكي ديگر از
عناصر تاثيرگذار در تحولات سياست خارجي ايران مي باشد با اين كه
نيروهاي مسلح ايران آماده بودند ولي همين كه دشمن ما توسط دشمن
ديگرمان از بين رفت نشان دهنده تصميم گيري مناسبي در اين حادثه
منطقه اي بوده است .
زيرا از بين رفتن رژيم طالبان در موارد زير به نفع ايران بود :
1 ـ صدمه پذيري مرزهاي شرقي ايران
2 ـ تهديدات اقتصادي طالبان براي امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران
به خصوص در حوزه درياي خزر و آسياي مركزي
3 ـ تقويت كننده تروريست و خطرآفريني در آينده براي ايران
4 ـ تقويت نوعي اسلام سياسي راديكاليزم خشونت طلب مخالف با
صلح طلبي و دموكراسي .
جنگ آمريكا و عراق (يكي از مهم ترين تحولات خارجي )
با توجه به اين كه در آمريكا نئومحافظه كاران مانند ديك چني و پل ولفو ويتز
همكار ديك چني و صاحب نظران ديگر نئومحافظه كار الگوي تصميم گيري
در سياست خارجي را تحت عنوان اقدام پيش گيرانه مطرح كردند آمريكا از
اين حربه استفاده نموده و به دلايل متعددي عراق را در موارد زير متهم
ساخت .
1 ـ حمايت از تروريسم در سطح گسترده
2 ـ در اختيار داشتن سلاح هاي كشتار جمعي
3 ـ ناقض قطعنامه 687 (مفاد اجمالي قطعنامه شامل نابود كردن همه
سلاح هاي شيميايي و ميكروبي موشك هاي بالستيك با برد بيش از 150
كيلومتر
عدم تحصيل و توليد سلاح هسته اي و همكاري كامل با بازرسان )
4 ـ ارتباط پنهاني با شبكه القاعده
از طرف ديگر عراق الگوي تصميم گيري در سياست خارجي موسوم به
« واكنش محيطي » را انتخاب نمود يعني كشورها در شرايط اضطراري و پر
تنش به واكنش محيطي با هدف خروج از شرايط مذكور دست مي زنند و
هنگامي كه آن شرايط برطرف شد واكنش محيطي نيز تغيير مي يابد. اين الگو
به دو شكل خصمانه (با آمريكا) و دوستانه (با ايران ) صورت گرفت . عراق در
قبال شرايط بين المللي و منطقه اي دست به تلاش ديپلماتيك زد.
از يك طرف نتيجه تغييرات ايجاد شده در ساختار نظام بين الملل
روندهاي
جهاني شدن
پيامدهاي رويداد 11 سپتامبر
سياست هاي جديد آمريكا در
خاورميانه و اقدام احتمال نظامي از جانب آمريكا زمينه ساز شكل گيري
واكنش محيطي خصمانه از جانب دولت عراق نسبت به آمريكا و همچنين
واكنش محيطي دوستانه نسبت به ايران به خاطر فرار از سياست انزواي
بين المللي انجام داد. ايران نيز براي تامين برخي از اهداف خارجي دست
نيافته خود در قبال عراق همچون اجراي برخي مفاد قطعنامه 598 و
موضوعات جديد مورد اختلاف بين دو كشور پس از جنگ خليج فارس به
واكنش محيطي عراق پاسخ مثبت داد. و وزير امور خارجه عراغ وارد ايران
شد.
الگوي تصميم گيري سياست خارجي ايران در قبال جنگ عراق و آمريكا
چون سياست ايران مبتني بر سياست تنش زدايي
تلاش براي تقويت
دوستي ها و جنبه هاي مشترك و هوشياري در برابر تهديدات دلالت دارد. و
اين سياست هزينه اداره كشور را به حداقل مي رساند در رفع سو تفاهمات
انباشته شده از گذشته تلاش براي پايان دادن به هر نوع تنازع و كشمكش
بين الملل اين سياست را اتخاذ كرد. زيرا سياست تنش زدايي اولا مستلزم
پرهيز از درگيري ايدئولوژيك ; ثانيا پيروي از بازدارندگي قدرتمندانه و ثالثا
خويشتن داري در منازعات و رقابت ها و رابعا ايجاد توازن و حفظ وضع
موجود است .
گفتمان تنش زدايي در سطح بين الملل بر لزوم وجود روابط و ديپلماسي
شفاف با همه بازيگران منطقه اي و بين المللي درگير در بحران تاكيد دارد و
تابع منافع ملي و مصالح امنيتي خود است كه در مجموع سه مدل در برابر
ايران وجود داشت .
مدل اول : تعقيب استراتژي انزواطلبي با اتخاذ سياست هاي تحريك كننده
آثار منفي هم در حوزه امنيت داخلي و هم در حوزه امنيت منطقه اي
جمهوري اسلامي بر جاي مي گذاشت زيرا سياست خارجي انزواطلبانه
مانند سياست خارجي مداخله جويانه موجب سو استفاده سياسي و نظامي
آمريكا و عراق قرار مي گرفت .
مدل دوم : الحاق به ائتلاف بزرگ (آمريكا و متحدين آن )
هرچند با اتخاد اين سياست جمهوري اسلامي ايران با ايجاد فضاي مفاهمه
و تاكيد بر مشتركات و كارآمدسازي توانمندي هاي نظامي كشور مي توانست
سايه شوم اقدامات تلافي جويانه عراق را برطرف كند ولي اين الحاق به
ائتلاف بزرگ غيرممكن بود زيرا تداوم بحران در روابط تهران و واشينگتن از
آغاز انقلاب وجود داشته ; 2 ـ سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران
ايدئولوژيك و ارزش محور بوده ; 3 ـ به خطر افتادن جايگاه جمهوري
اسلامي در جهان اسلام به ويژه در ميان اعراب .
مدل سوم : بي طرفي مثبت و فعال
بعد از ديپلماسي واكنش محيطي دوستانه عراق مدل دوم غيرممكن شد و
ضرورت اتخاذ راهبرد سوم ضروري به نظر رسيد زيرا :
1 ـ حفظ سياست بي طرفي مثبت و فعال جمهوري اسلامي ايران مشابه جنگ
دوم خليج و عمليات توفان صحرا با تاكيد بر حفظ تماميت ارضي عراق و
احترام به حق تعيين سرنوشت ملت عراق
2 ـ تلاش ايران براي احقاق حقوق تضييع شده خود از جانب عراق
3 ـ تلاش ايران براي كاهش حساسيت هاي تحميلي منطقه اي و بين المللي
4 ـ گسترش و تعميق سياست تنش زدايي با كشورهاي بهره مند از نفوذ
منطقه اي و فرامنطقه اي با عنايت به نقش محوري و حياتي ايران در تامين
ثبات و امنيت منطقه
5 ـ گسترش و تعميق سياست چند جانبه گرايي در سطوح منطقه اي و
بين المللي
در مجموع مي توان گفت طبق نظر روزنا تحولات سياست خارجي جمهوري
اسلامي ايران بعد از جنگ تحت تاثير دو دسته از متغيرهاي داخلي و محيط
بين المللي صورت گرفته است .
تصميم ايران بر بي طرفي در حمله آمريكا به عراق در دوره رياست
جمهوري آقاي هاشمي يك تصميم گيري مهمي بود كه در اين تصميم
عوامل فردي و ساختاري موثر بودند
رفتار عاقلانه ايران مبني بر عدم حمله به طالبان در قبل از جنگ
آمريكا با افغانستان به نظر مي رسد يكي ديگر از عناصر تاثيرگذار در
تحولات خارجه ايران مي باشد. با اين كه نيروهاي مسلح ايران آماده
بودند ولي همين كه دشمن
توسط دشمن ديگر از بين رفت نشان دهنده
تصميم گيري مناسبي در اين حادثه منطقه اي بوده است

|