روزنامه جمهوري اسلامي 28/06/1385 صفحه گزارش
*****
موتورسواران مردم را عصبي كرده اند




  • مجيد زندي
    وقتي شما در شروع يك روز معمولي با موتور سواري مواجه مي شويد كه سراسيمه از كنارتان رد مي شود باور مي كنيد آن روز از روزهايي است كه تشويش و اضطراب موجود در شهر گريبان شما را هم گرفته و اين حالت تا غروب در ذهنتان باقي مي ماند و ناخواسته گرفتار دامي شده ايد كه ديگران برايتان پهن كرده اند.
    اين اضطراب و وحشت از آنجا ناشي مي شود كه فردي از افراد جامعه وسوسه گشته و عليرغم اينكه ديرتر حركت كرده مي خواهد خود را زودتر به مقصد برساند و در اين مسيربراي او خيابان و كوچه و پياده رو تفاوتي با هم ندارد تخلفي كه تجاوز آشكار به حقوق عموم مردم است و صرف نظر از بزرگي و كوچكي ابعاد اين اعمال ناشايست بايد پذيرفت كه شكل گيري و ايجاد اين تخلفات بيش از هر چيز نمادي از يك بيماري و يك نقيصه در شخصيت اين گونه افراد است كه حريم ديگران براي آنها هيچ اهميتي ندارد بلكه آنها فقط به يك مساله مي انديشند كه خود هر چه سريعتر به هدفي كه دارند برسند!
    يقينا بسياري از موتورسواران به اين نكته سنجي ها اعتراض خواهند داشت ولي بايد پذيرفت بسياري از تخلفات بزرگ ابتدا به صورت تخلفات كوچك شكل مي گيرد. اوايل معمولا با توجيهات و بي اعتنايي ها ادامه مي يابد كه موتورسواران به خاطر ضرورتي كه در كار خود احساس مي كنند آن را انجام مي دهند و پس از آن به سراشيبي خطرناكي مي رسند كه احترام به حقوق ديگران براي آنها هيچ اهميتي ندارد تا حدي كه تمام سطح شهر را ميدان مانور خود مي دانند و مايلند آزادانه به هر مسيري كه مي خواهند بروند و ويراژ بدهند.
    احترام به قانون و حقوق مردم بدون شك يكي از زيباترين صفات انساني است كه در عاليترين شكل آن اين است كه در سختي ها و مشكلات هم حدود را رعايت كنيم تا آزاري و آسيبي به كسي نرسد و حق كسي در اين ميان ضايع نشود.
    همين دو روز پيش در محدوده ميدان انقلاب اسلامي شاهد مشاجره عابر پياده با موتورسواري بودم كه موتور سوار حريم پياده رو را مسير عبور خود انتخاب كرده بود و مرد عابر هم حق داشت كه اعتراض كند اگرچه موتورسوار نيز فردي نبود كه به حقوق خود و ديگران آشنا باشد و پرخاش هاي دوسويه منجر به برخورد فيزيكي هم شده كه با وساطت ساير عابران موضوع فيصله يافت . اما راه و روش اين گونه موتورسواران متخلف كماكان ادامه دارد و هر روز بسياري از مردم در سطح شهر شاهد نابساماني شديدي در تردد موتورسواران هستند و عليرغم مبارزه سخت نيروي انتظامي با آنها. به دليل مشكلات فرهنگي موجود در اين عرصه هنوز شاهد موفقيت چنداني نيستيم .
    در زندگي روزمره موارد بيشماري پيش مي آيد كه انسان در معرض تخطي از حقوق مردم قرار مي گيرد اما برخي از افراد به دليل درك درست حقوق شهروندي حقوق ديگران را رعايت مي كنند اما برخي ديگر كه متاسفانه بسياري از موتورسواران را هم در خود جاي مي دهد حقوق ديگران اهميتي براي اين افراد ندارد و ترس دلهره و اضطراب را براي عابران پياده خصوصا زنان و مردان سالخورده فراهم مي كنند.
    گزارش امروز ما هم درباره موتورسواراني است كه هر لحظه از هر زاويه به سمت مردم سطح شهر هجوم مي آورند و عابران پياده هر لحظه هجوم موتورسيكلتي را به سمت خود احساس مي كنند كه عنقريب با آنها برخورد خواهد كرد!
    البته نبايد همه موتورسواران را افرادي متخلف معرفي كرد زيرا بسياري از اين افراد در عين رعايت حقوق مردم به دستورات قوانين راهنمايي و رانندگي هم احترام مي گذراند اما در اين ميان هستند افرادي كه هنوز ميل به تخلف دارند كه البته تعداد آنها هم كم نيست و در سطح شهرها در حجم بسيار وسيعي قابل مشاهده و درگيري است .
    افراد متخلفي كه با تخلف بي حد خود آبروي همه موتورسواران را هم مي برند و باعث نگراني درميان بقيه موتورسواران قانون پذير مي شوند.
    اين دوران تهران يكي از شهرهاي شلوغي است كه تردد پي در پي موتورسواران يكي از جلوه هاي بارز آن شده است . در ميدان امام خميني (ره ) همانند ساير محدوده مركزي شهر تهران با انبوه موتورسواراني مواجه مي شويم كه با چهره اي سياه شده از دود و دم آلودگي خاص مناطق مركزي شهر منتظر شكار مسافران هستند تا آنها را ترك موتور خود سوار كرده به مقصدي مشخص يا هر نقطه اي از شهر كه مسافر معلوم كنند برسانند. موتورسواراني كه براي معرفي خود به ديگران موتورسيكلت خود را روشن نگه مي دارند و هر لحظه با گاز دادن آمادگي خود را به رخ همكاران خود مي كشند!
    حسين يكي از موتورسيكلت سواراني است كه با موتورسيكلت تريل مسابقه اي خود را به سوار شدن دعوت مي كند و من نيز براي اينكه به گفت وگو با او ادامه دهم مجبور مي شوم بر ترك موتور او سوار شوم و مسيري فرضي را به قيمت 1000 تومان توافق كنم . با سرعت موتور خود را به حركت درمي آورد و در مسير راه هيچ مانعي را براي خود پذيرفتني نمي بيند وقتي كه در باره رعايت اصول راهنمايي و رانندگي را از او تقاضا مي كنم خطاب به من مي گويد « مي ترسي » !
    حسين درباره خود مي گويد : پنج سال است كه گواهينامه موتورسيكلت گرفته ام ولي رانندگي هيچيك از موتورسواران محدوده به من نمي رسد!
    وي درباره علت رانندگي با شتاب خود هم مي گويد : هيچگاه حوصله ندارم صبر كنم و از اينكه مي بينم رانندگان خودرو اينقدر كند رانندگي مي كنند خسته مي شوم ضمن اينكه بعضي از مسافران هم از ما مي خواهند. سريعتر آنها را به مقصد برسانيم .
    ويراژهاي او واقعا براي همه تهديدكننده است اما او انگار بر ابر و باد سوار است و همه مردم و خودروها را ريزتر از حد صبر و انتظار و نگاه خود مي بيند.
    در ميدان فردوسي از ترك موتورش پياده مي شوم و او كه فكر نمي كرد قصد مصاحبه با او را داشته باشم مجددا از پياده شدن قبل از محل توافق متعجب مي شود و كرايه را به او مي دهم و او در ازدحام خودروها و آهن و دود گم مي شود... .
    علي اكبر تركان يكي ديگر از موتورسواراني است كه موتورسواري شغل دائمي او شده و در گفت وگو با گزارشگر ما مي گويد : ما از صبح تا غروب روي موتور سوار مي شويم تا لقمه ناني براي خود و فرزندان تهيه كنيم و اگر عده اي خلاف كردند بايد با آنها برخورد شود نه اينكه نيروي انتظامي همه موتورسواران را به ديده تخلف نگاه كند و آنها را مجرم ببيند.
    وي چنين ادامه مي دهد : نيروي انتظامي اگر قصد دارد مشكل موتورسواران را حل كند بايد براي آنها تشكيلاتي ايجاد كند تا هر تازه واردي بدون آنكه قانون راهنمايي و رانندگي و حدود خيابانها و شهر را بشناسد وارد اين كار نشود زيرا با تجربه ها فقط به كار مشغول هستند و فرصت تخلف ندارند.
    آقاي تركان باور دارد كه اگر نيروي انتظامي بتواند نگاه مجرمانه خود را از موتورسواران بردارد و به اين افراد نزديك شود آنها نيز مي توانند براي جامعه مفيد باشند زيرا هم اكنون بسياري از كارهاي حمل و نقل فوري درون شهري توسط پيك موتوري انجام مي شود ولي من هم قبول دارم كه در حين انجام كار نبايد تخلف كرد و آئين راهنمايي و رانندگي را زيرپا گذاشت .
    هنوز زمان زيادي از گفت وگوي ما با جمعي از موتورسواران نگذشته است كه يكي از درجه داران پليس راهنمايي و رانندگي خود را به جمع موتورسواران نزديك مي كند و از آنها مي خواهد سد معتبر نكنند و با تحكم به سراغ يكي از موتورسيكلت سواران مي رود و كارت و مدارك موتور مي خواهد. جالب اينكه همه موتورسواران خود را از انجام تخلف مورد نظرر راهنمايي و رانندگي مبري مي دانند نام مامور مشخص است اما او علاقه اي به درج نام خود ندارد. از مامور راهنمايي و رانندگي كه مدعي است با راكبين موتورسيكلت هاي متخلف به شدت برخورد مي شود مي پرسم وضعيت موتورسيكلت سواران نسبت به گذشته چگونه است مي گويد : راستش را بخواهيد پليس از برخورد با اين افراد خسته شده است و به شوخي اعلام كرد كه حريف آنها هم نمي شويم !
    وي كه هم زمان سعي مي كند موتورسيكلت سواران را از جمع ما دور كند ادامه مي دهد : بگيروببندها هم نتيجه اي نداده است بايد فكر موتورسيكلت سواران را اصلاح كرد كه به حريم پياده رو نروند. حريم اتوبوس نروند و حدود مردم را رعايت كنند. اين استوار راهنمايي و رانندگي ادامه مي دهد : اكنون موتورهاي چهارزمانه كه سروصدا و دود فراوان داشته كاملا جمع آوري شده و از شدت تخلف موتورسواران هم كاسته شده ولي بي كاري اين جوانها باعث شده آنها براي جلب نظر مشتري بعضا تخلف كنند كه به مجرد مشاهده متخلفان موتورسيكلت آنها ضبط مي شود و رانندگان هم با جرايم سنگيني تنبيه مي شوند.
    چهره ديگر موتورسواران متخلف در سطح شهر كه در دو ـ سه سال اخير تا حدود زيادي كاهش يافته اعمال حركات آكروباتيك و به اصطلاح تك چرخ زدن موتورسواران است كه البته هنوز هم در سطح شهر و به دور از چشم ماموران راهنمايي انجام مي شود. افرادي كه براي انجام خواسته خود علاوه بر مردم به خودشان هم رحم نمي كنند و به اعمال خطرناك خود ادامه مي دهند.
    در اين باره آقاي رمضان نژاد از شهروندان تهراني در منطقه نارمك به گزارشگر ما مي گويد : عليرغم اينكه موتورسواران بيشترين آمار مرگ و مير ناشي از تصادفات درون شهري را به خود اختصاص مي دهند ولي باز هم عبرت نمي گيرند و به كار خطرناك خود ادامه مي دهند.
    وي ادامه ميدهد : چندي پيش يكي از همين موتورسواران پس از تك چرخ زدن براي جلوگيري از برخورد با عابر پياده بر زمين خورده و با موتور خويش كاملا به زير خودرو دوو پارك شده در حاشيه خيابان رفته بود كه همه مردم بر اين باور بودند مرگ اين راننده موتور حتمي است زيرا علاوه بر اينكه كلاه ايمني نداشت با دمپايي هم اين حركات خطرناك را انجام داده بود كه مجبور شديم خودرو دوو را از جاي خود بلند كنيم و بدن مجروح راننده را از زير خودرو خارج و به بيمارستان منتقل كنيم .
    خانم بهادري نيز از ديگر شهرونداني است كه مي گويد : از ديدن موتورسواران و حتي صداي موتورسيكلت وحشت مي كنم زيرا اين صدا اكنون با صداي مرگ يكي شده است .
    وي ادامه مي دهد : اين موتورسواران با صداي وحشتناك موتور خود آنچنان به سمت عابران پياده مي آيند كه احساس مي كنم در هر لحظه ممكن است با ما تصادف كنند ولي خودشان در كمال آرامش از كنار مردم رد مي شوند و به روي عابران پياده هم مي خندند!
    وي به خانواده ها توصيه مي كند به جوانان خود آموزش دهند كه موتور اكنون به راكب مرگ تبديل شده حيف است مادري كه 25 سال براي جوان خود زحمت كشيده و با هزار اميد و آرزو او را از خانه بدرقه مي كند اما جوان خود را توجيه نكند كه بي احتياطي با موتورسيكلت باعث مرگ او يا يك عمر معلوليتش مي شود.
    آقاي فرهادي از ديگر شهرونداني است كه صداي بوق بنزي موتورسواران را بدترين آژير وحشت معرفي مي كند و مي افزايد : من از نيروي انتظامي مي خواهم كه ضمن حفظ حرمت موتورسواران آبرومند نصب بوق بنزي را بر موتورسيكلت ممنوع كند و در اين راه مي تواند بوق همه موتورها را امتحان نمايد و پس از اينكه استاندارد بوده اجازه حركت بدهد.
    وي ادامه مي دهد : بنده 25 سال است كه موتور را براي استفاده شخصي در اختيار دارم كه خوشبختانه با رعايت اصول راهنمايي و رانندگي تصادف نكرده ام زيرا معتقدم كه نيروي انتظامي بايد مبارزه خود را متوجه خلافكاران كند.
    آقاي فرهادي مي افزايد : مردم حق دارند از تخلف و سر و صداي زياد برخي از موتورسيكلت ها نگران باشند كه اگر نيروي انتظامي بتواند اين ها را ساماندهي كند مانند خودروهاي سواري مسافربر به بهترين نيروهاي خدماتي شهر تبديل مي شوند و هيچگونه تخلفي از آنها سر نخواهد زد.
    دكتر مصطفي ملك وند روانپزشك درباره علت عجله خاص موتورسواران كه در بسياري مواقع منجر به تخلف از حقوق افراد و اصول راهنمايي و رانندگي مي شود به گزارشگر ما مي گويد : عجله اي كه در موتورسواران مشاهد مي كنيد نمي تواند به عنوان يك بيماري روحي باشد اما در مقابل بايد بدانيم بسياري از افراد جامعه كه خود ما را هم شامل مي شود ممكن است از يك روح سالم به معناي واقعي كلمه برخوردار نباشيم .
    وي مي افزايد : به تعبير ديگر مشكلات روحي به دو دسته بسيار بزرگ « اختلالات روحي ـ رواني » و « بيماريهاي روحي ـ رواني » قابل تقسيم هستند و با اين تعريف خيلي از رفتارهاي ما ممكن است رفتارهاي صد در صد طبيعي محسوب نشود اما در مجموعه بيماريهاي روحي ـ رواني نيز قابل تقسيم بندي نباشد كه به نظر من حالت عجله اي كه با كار مدام با موتورسيكلت در برخي از افراد پديدار مي شود در همين مجموعه قابل بررسي است .
    دكتر ملك وند ادامه مي دهد : در اين شرايط ممكن است نتوانيم اين رفتار توام باعجله و پرخاشگرانه رانندگان موتورسيكلت را جزو بيماريهاي روحي ـ رواني بدانيم و يا حتي آن را جزو اختلالات روحي به شمار آوريم اما اگر چنين رفتاري به صورت مستمر و بدون دليل در رفتارهاي اين افراد ايجاد شود مي تواند به عنوان يك امور غيرطبيعي و يك اختلال رفتاري قلمدادشود.
    وي چنين ادامه مي دهد : البته به نكته مهمي هم بايد توجه كرد كه هر عجله اي بيماري نيست گاهي عجله كردن يك رفتار صد در صد طبيعي به حساب مي آيد اين نوع عجله توسط يك دليل منطقي پشتيباني مي شود كه يكي از اين ها نجات جان افراد حادثه ديده است اما عجله اي كه باعث حريم شكني افراد پرخاشگر بي احترامي قانون شكني و دعوا و مرافعه بدون دليل همراه آن باشد يقينا يك رفتار غيرطبيعي محسوب مي شود.
    دكتر ملك وند معتقد است : از نظر علمي وقتي يك اختلال رفتاري و يا روحي باعث بر هم زدن تطابق فرد با محيط بشودآن را در دسته بنديهاي بيماري قرار مي دهند و اگر اين تطابق مخل زندگي طبيعي و مستقل فرد در جامعه شود آنگاه در طبقه هاي محدودتري تحت عنوان « پيسكوز » قرار مي گيرد.
    وي در خاتمه به رانندگان موتورسيكلت چنين توصيه مي كند كه اگر عجله در رانندگي به صورت عادت شده با آن مبارزه كنيد قبل از اينكه اين عادت به ساير اركان زندگي هم نفوذ كند.

    اين وضعيت هنگامي در شهرها از سوي برخي از موتورسواران اعمال مي شود كه راهنمايي و رانندگي هم قرار است از ابتداي مهر ماه سال جاري با موتورسيكلت سواران فاقد كلاه ايمني و شماره موتور برخورد جدي تري صورت دهد.
    خوشبختانه اين كارها باعث شده كه تا حدود زيادي فرهنگ استفاده از كلاه ايمني وشماره گذاري موتورسيكلت ها در ميان اقشار مختلف مردم نهادينه شود اما فراموش نكنيم فرهنگ موتورسواري تنها به اين دو حركت خلاصه نمي شود زيرا موتورسيكلت سواران در موارد مختلفي دچار تخلف مي شوند. كه همه آن ها نياز به فرهنگ سازي جداگانه دارند.
    البته سردار رويانيان فرمانده راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي اخيرا اعلام كرد كه برخورد پليس با موتورسيكلت سواران فقط به اين دو تخلف محدود نمي شود و هرگونه تخلفي كه از سوي موتورسيكلت سواران مشاهده شود با متخلفان برخورد مي شود كه اميدواريم عدم رعايت حقوق عابران پياده و ايجاد آلودگي صوتي از سوي موتورسيكلت سواران هم از سوي پليس به طور جدي پيگيري شود.
    متاسفانه احترام به حقوق ديگران براي برخي از موتور سيكلت سواران هيچ اهميتي ندارد تا حدي كه آنها تمام سطح شهر خصوصا پياده رو خيابان را ميدان مانور خود مي دانند و مايلند آزادانه به هر مسيري كه مي خواهند بروند و ويراژ بدهند
    اين دوران مردم شاهد موتور سواراني هستند كه در هر لحظه از هر زاويه اي بسمت آنها هجوم مي آورند و عابران پياده هر لحظه هجوم موتور سيكلتي را به سمت خود احساس مي كنند كه عنقريب با آنها برخورد خواهد كرد
    يك موتور سيكلت سوار : ما از صبح تا غروب روي موتور سوار مي شويم تا لقمه اي نان براي خانواده تهيه كنيم . ما هم مي پذيريم برخي از موتور سيكلت سواران تخلف مي كنند كه نيروي انتظامي بايد با آنها برخورد كند و همه ماها را افراد متخلف نبيند
    عمده تخلف موجود در سطح شهر از سوي پيك هاي موتوري صورت مي گيرد كه اگر پليس آنها را در سازماني مشخص متشكل كند و به عملكرد درست آنها امتياز بدهد باعث كاهش تخلف از سوي همه موتورسواران مي شود