
مساعي امام خميني براي متجلي كردن آموزه هاي اخلاقي اسلام در
مديريتهاي كلان سياسي
يكي از عملكردهاي بسيار بزرگ و ارزشمند و راهگشاي حضرت امام
خميني اين بود كه « اخلاق » را از حصار خلوت ها و راز و نيازهاي فردي
بيرون آورد و به حوزه ها و عرصه هاي سياست و حكومت وارد كرد و به اين
ترتيب آن را از يكسويه بودن و محدوديت حضور و تاثيرگذاري خارج نمود
و در فضاي وسيع و گسترده اي به نقش آفريني واداشت .
اگرچه يكي از مهم ترين جلوه ها و ابعاد اخلاق به خلوت ها و مناجات و
خودسازي هاي فردي اختصاص دارد و شاكله شخصيت اخلاقي انسان در
ذكر و راز و نيازها و تهجد و خلوت هاي عاشقانه با حضرت محبوب نضج
مي گيرد
لكن « اخلاق فردي » يكي از ابعاد و جلوه هاي اين علم محسوب
مي شود و نبايد ساير ابعاد و جنبه هاي آن يعني اخلاق اجتماعي و اخلاق
سياسي و اخلاق مديريت فراموش شود.
همواره يكي از غفلت هاي بزرگ اين بوده است كه در گرايش هاي فردي
به تعاليم و معارف اسلامي افراط گرديده و ابعاد اجتماعي و سياسي آن به
دست تسامح و نسيان سپرده شده است و از آن جمله « اخلاق » كه در كنار
مباني و اصول « اعتقادي » و « احكام »
مجموعه « دين » را تشكيل مي دهد و
بسيار حائز اهميت است
به اخلاق فردي محدود شده و ساير جلوه هاي آن
فراموش گرديده است .
كار بزرگ امام خميني اين بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و
تشكيل نظام سياسي و حكومتي اسلام در ايران
اخلاق سياسي اسلام را از
مهجوريت و غربت به در آورد و تعاليم و آموزه ها و دستورالعمل هاي
تحول زاي آن را در حوزه هاي مديريت سياسي حاضر و به نقش آفريني هاي
مكرر درآورد تا به اين ترتيب اخلاق سياسي و حكومتي در كنار اخلاق فردي
احيا گردد و از هر مدير و حاكم و كارگزار
شخصيتي جامع و سالم پرورش
يابد.
دقت و تامل در برخي از نمونه ها و مصداق هاي مساعي حضرت امام
خميني براي متجلي ساختن اخلاق سياسي در حوزه هاي زمامداري و
حكومت
ارزش والاي اين حركت مقدس را نمايان مي سازد.
1 ـ انسان تا از « خود » نرهد به « خدا » نمي رسد و اين رهيدن از خود و رسيدن
به خدا
آسان به دست نيايد و سهل تحقق نيابد
كه مراقبت هاي مستمر و
وقفه ناپذير و مجاهدات پي گير با اميال و هواهاي نفساني براي رسيدن به تقوا
و تقرب و رهايي از هرچه رنگ و بوي خويشتن گرايي دارد
زمينه ساز اين از
خودوارستگي و به حق پيوستگي مي باشد.
يكي از موضوعات مهمي كه امام خميني مكرر به آن مي پرداختند و در
رهنمودهاي مبتني بر اخلاق سياسي به صراحت مطرح مي كردند و در هر
مناسبت و ديدار
توجه مسئولان و كارگزاران را به آن جلب مي نمودند
« خودخواهي » است . اين موضوع با عناوين مختلف همچون خوديت
منيت
انانيت و خودبيني در سخنان و دستورالعمل هاي اخلاقي امام انعكاس دارد.
رهنمود ذيل از حضرت امام درباره خودبيني و آثار مخرب آن
مي باشد :
« همه اين گرفتاري هايي كه براي بشر است از اين نقطه شروع مي شود
همه اين گرفتاري ها از انانيت انسان است ... وقتي ايمان نباشد و همه توجه
انسان به خودش باشد
و هرچيز را براي خودش بخواهد
هياهو از اينجا به پا
مي شود
من براي خودم اين مسند را مي خواهم و شما براي خودتان
مي خواهيد
تعارض مي شود... من براي خودم اين رياست توهمي را
مي خواهم
شما هم براي خودت مي خواهي
وقتي من براي خودم بخواهم
شما هم براي خودتان ... دعوا مي شود. آن اين مملكت را براي خودش
مي خواهد
يكي ديگر هم براي خودش مي خواهد
جنگ مي شود اين
جنگ ها بين انانيت هاست ... اين انانيت در اوليا نيست
جنگ هم در اوليا
نيست
اگر همه اوليا در يك جايي جمع بشوند
هيچ وقت با هم جنگ
نمي كنند
اصلا مخالفت با هم پيدا نمي كنند
براي اينكه همه براي « خدا »
است
ديگر « خودي » نيست تا اينكه اين بكشد آن طرف
و آن بكشد اين
طرف و تزاحم و دعوا بشود
همه براي يك « مبدا » است
براي يك جهت
است . » 1
براساس اين رهنمود ژرف
نقطه آغاز همه هياهوها و تنازعات در
صحنه ها و عرصه هاي فعاليت هاي سياسي
خودخواهي است و جنگ قدرت
از همين نقطه آغاز مي شود و آتش آن به مرور به همه جا دامن مي گسترد و
جامعه را از رشد و سلامت بازمي دارد. در اين تعارض
هر كسي هر چيزي را
براي « خود » مي طلبد و به سوي خويش فرامي خواند و جز خود را دفع و نفي
مي نمايد.
در اين تعارض ها
يا هر دو طرف متخاصم به « خود » گرايش دارند
كه به
طور طبيعي تنش و نزاع و هياهو
حاصل و نتيجه قطعي اين مواجهه و
تعامل هاست . يا يك طرف به « خود » متمايل است و ديگري به « خدا »
كه باز
هم تنازع و اختلاف براي رفع موانع بر سر راه رشد و پيشرفت با محو هر نوع
« باطل » و تثبيت هر « حق » تداوم خواهد داشت . تنها جايي كه اثري از
اختلاف و تنازع نخواهد بود
مواجهات و تعاملات « اولياي الهي » است .
اولياي الهي ـ يعني آنان كه در اثر جهاد اكبر و تلاش و فعاليت هاي پي گير
و وقفه ناپذير با هواهاي نفساني و اميال و خواسته هايي كه به « خود »
فرامي خواند به مراتب بالاي تزكيه و تهذيب نفس رسيده و مقرب درگاه
حضرت حق گشته اند ـ هيچ گاه و در هيچ زمان و مكان به تعارض و مخاصمه
نمي افتند
زيرا از « خود » رسته اند و به « خدا » رسيده اند و وقتي خوديت و
منيت و خويشتن گرايي در ميان آنان محو و مضمحل شده باشد
انگيزه و
زمينه اي براي تعارض باقي نمي ماند.
در اخلاق مديريت اسلامي در سطح كلان و در ميان زمامداران و
كارگزاران ارشد
مجاهده با نفس در ابعاد و جنبه هاي گوناگون و با كميت بالا
و كيفيت مطلوب براي رسيدن به « وارستگي كامل » و اتصال به معدن نور و
عظمت يعني حضرت حق تعالي
يك اصل ضروري و حياتي است . اين
مجاهدات و مراقبت هاي مستمر و خودسازي هاي عميق و ريشه دار بايد به
گونه اي دقيق و ظريف و جامع و كامل باشد و از هر نوع غفلت و سهل انگاري
و سطحي نگري منزه گردد كه در نهايت راه سير و سلوك الي الله را براي
رسيد به قله هاي رفيع و بلند تقرب به خدا هموار سازد و انسان را در صف
اولياي الهي درآورد تا در اين مقام و جايگاه
همه خودبيني ها و
خودخواهي ها محو و نابود گردند و توحيد محض و مطلق با فنا در خدا و بقا
با خدا تحقق يابد.
2 ـ « حب نفس » موضوع مهم ديگري است كه در اخلاق سياسي و حكومتي و
در رهنمودهاي عميق حضرت امام خميني مطرح مي باشد.
حب نفس داراي گستردگي و وسعت موضوع مي باشد و علاوه بر
خودبيني و خويشتن گرايي كه يكي از موضوعات آن محسوب مي شود
تكبر
و خودبزرگ بيني
حسدورزي
رياست پرستي
قدرت طلبي
فريبكاري و
اغواگري
فتنه انگيزي و خودخواهي هاي جناحي و حزبي و گروهي و ساير
موضوعات را نيز در دل خود جاي مي دهد.
حب نفس همه حصارها را در هم مي ريزد و به رئيس و مرئوس و
قدرتمند و ضعيف و غني و فقير و زن و مرد رحم نمي كند و همه را تحت
پوشش وسوسه ها و تحريك ها و دام گستري ها و اغواگري هاي خود قرار
مي دهد. بنابراين همه در معرض خطر نفس قرار دارند و مراقبت هاي دقيق و
محاسبه هاي ظريف و مبارزات سخت و وقفه ناپذير از ابزار مهم مهار و
كنترل اين نيروي بازدارنده رشد و سعادت به شمار مي روند و هركس كه
بيشتر و قوي تر و جدي تر به معارضه با اميال و هواهاي نفساني بپردازد
بهتر
و زودتر به مهار نفسانيت هاي گوناگون توفيق حاصل مي نمايد و به « تقوا » كه
سپر نگاهدارنده انسان از هوا و هوس ها و معاصي و مفاسد است دست
مي يابد.
حضرت امام خميني سعي وافر داشت تا اين واقعيت انكارناپذير را كه
همواره مورد غفلت قرار مي گيرد به مسئولان و كارگزاران ارشد نظام اسلامي
تفهيم نمايد كه حب نفس در همه افراد بيدار است و همه دولتمردان در
معرض خطر وسوسه هاي نفساني قرار دارند و بايد در حوزه هاي مديريت
سياسي و مراكز بزرگ قدرت و رياست از تحريكات و فريبكاري ها و
دام افكني هاي نفس اماره جلوگيري كنند و سرزمين وجود خود را از تهاجم و
محاصره لشگريان نفس محافظت نمايند و نگذارند كه در ظاهر براي « خدا »
و در اصل براي « خود »
و به نام « دين » و براي گسترش « قدرت »
و به نام
« مصلحت جامعه » و در باطن براي « مطامع حزبي و جناحي »
به دام تعارض
و تنازع با يكديگر گرفتار شوند و جامعه را به تشتت درآورند.
آنچه تحت عنوان « منشور برادري » از جانب حضرت امام خميني
خطاب به جريان هاي وفادار به اسلام و انقلاب و نظام صادر شد
نمونه اي
روشن از تلاش هاي مستمر آن پيشواي الهي براي تحقق جلوه هاي اخلاق
سياسي در حوزه هاي مديريت كلان كشور است . از جمله موضوعاتي كه در
اين پيام مطرح گرديد
« حب نفس » و خطرات ناشي از آن مي باشد. حضرت
امام خطاب به جريان ها و جناح هاي اسلامي چنين فرمودند :
« يك چيز مهم ديگر هم ممكن است موجب اختلاف گردد ـ كه همه بايد
از شر آن به خدا پناه ببريم ـ كه آن حب نفس است كه اين ديگر اين جريان و
آن جريان نمي شناسد
رئيس جمهور و رئيس مجلس و نخست وزير
وكيل
وزير و قاضي و شوراي عالي قضايي و شوراي نگهبان
سازمان تبليغات و
دفتر تبليغات
نظامي و غيرنظامي
روحاني و غيرروحاني
دانشجو
غيردانشجو
زن و مرد نمي شناسد و تنها يك راه براي مبارزه با آن وجود
دارد و آن رياضت است . » 2
حضرت امام در اين پيام
بدون تعارف
روشن و صريح
و به عنوان يك
« تكليف » و « وظيفه »
حب نفس را اژدهاي خفته در درون وجود همه آدميان
از جمله زمامداران و مسئولان و مديران مي دانند كه در هنگامه هاي جاه و
مقام و قدرت و رياست بيدار مي شود و يورش مي آورد و تخريب و آسيب
مي آفريند
و تنها كساني قادر به مقابله با حملات و تهاجمات اين اژدهاي
مهيب مي باشند كه در اثر « رياضت » 3 ـ كه مبارزات سخت و وقفه ناپذير و
مستمر با هواها و هوس ها و اميال و مطامع نفساني با پذيرش همه رنج ها و
مشقت هاي اين راه پرفراز و نشيب مي باشد ـ به دفع اين حملات و به بند
درآوردن اين اژدهاي عظيم و خروشان توفيق به دست آورده باشند.
3 ـ حضرت امام خميني علاوه بر موضوع حب نفس
برخي ديگر از مسائل و
موضوعاتي كه در حيطه اخلاق سياسي و حكومتي مي گنجد و بايد توسط
مسئولان و مديران و كارگزاران مورد توجه و نظر و عمل دقيق قرار گيرد را
نيز مطرح مي كنند كه يكي از آنها ضرورت وجود « انتقاد » است . حضرت امام
درباره اثر بزرگ و ارزشمند انتقاد مي فرمايند : « انتقاد بجا و سازنده باعث
رشد جامعه مي شود . » 4
و درباره تاثيرگذاري انتقاد در دو جريان و اين كه
هيچ كدام از افراد و گروه ها نبايد خود را مطلق در خير و خوبي و بي نياز از
انتقاد بدانند
و نيز نبايد برخورد خطي و جناحي را كه امري مذموم و
ناپسند است انتقاد بنامند و با اين بهانه
به تخريب و نفي و طرد يكديگر
بپردازند
چنين مي فرمايد :
« انتقاد اگر به حق باشد
موجب هدايت دو جريان مي شود. هيچ كس
نبايد خود را مطلق و مبراي از انتقاد ببيند. البته انتقاد غير از برخورد خطي و
جرياني است . » 5
موضوع بسيار مهم ديگري كه حضرت امام به آن اشاره مي كنند اين
است كه : « اگر در اين نظام كسي يا گروهي خداي ناكرده بي جهت در فكر
حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت
انقلاب مقدم بدارد
حتما پيش از آنكه به رقيب يا رقباي خود ضربه بزند به
اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است . » 6 و اين همان به نام خدا و براي خود
كاركردن است و به بهانه مصلحت انديشي براي اسلام و انقلاب و نظام
به
نفسانيت هاي فردي و حزبي و جناحي انديشيدن و مصالح دين را در مسلخ
مطامع نفس ذبح كردن است كه در نهايت به خسران و زيان در دنيا و آخرت
مي انجامد و همه اعمال و عبادات انسان را به اضمحلال و نابودي مي كشاند.
به اين ترتيب حضرت امام خميني در تلاشي مقدس و همه جانبه و
مستمر به متجلي ساختن آموزه هاي اخلاق سياسي و حكومتي اسلام در
حوزه هاي مديريت كلان سياسي اهتمام ورزيد و در طول دوران زمامداري و
حكومت خويش سعي وافر نمود كه ارزش هاي والاي اخلاقي را در
تشكيلات حكومتي و در عرصه هاي مختلف مديريت هاي بزرگ و در ميان
روساي قواي سه گانه و همه دولتمردان و كارگزاران و مديران سياسي
نهادينه و عملي نمايد تا به اين وسيله همه موانع از سر راه نظام اسلامي براي
تدبير صحيح امور جامعه و كشور و خدمتگزاري خالصانه و صادقانه به مردم
برطرف گردد و همه بسترها و زمينه ها براي رشد و بالندگي و پويايي جامعه
اسلامي آماده و مهيا شود.
پاورقي ها :
1 ـ آئين انقلاب اسلامي
انديشه هاي حضرت امام خميني
از انتشارات
موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني
ص 202 و 203
2 ـ صحيفه امام
جلد 21
ص 179
3 ـ « رياضت » در لغت به معناي تحمل رنج براي تهذيب نفس
و نيز به معناي
تمرين و ممارست و كوشش براي تربيت و پرورش آمده و براين اساس با
تعاليم و معارف اخلاقي اسلام كاملا منطبق است و در عرفان اسلامي نيز به
همين مفهوم مورد توجه و عمل قرار گرفته است
لكن اين واژه به
گوشه گيري ها و اعمال سخت و طاقت فرسا و مخالف با شرع و عقل مرتاضان
هندي و نيز برخي از صوفيان تابع عرفان غيراسلامي و انحرافي و آلوده به
خرافات نيز اطلاق مي شود و ترديدي وجود ندارد كه اين نوع رياضت با
« رياضت ديني » كه در متن پيام امام خميني و آثار عرفاني او و ساير عرفاي
اسلام نهفته است در تضاد و تعارض آشكار مي باشد. اصولا بايد توجه
داشت كه در عرفان اسلامي تعابير و اصطلاحاتي وجود دارد كه با عرفان
غيراسلامي « اشتراك لفظي » دارند
لكن در « معني و مفهوم » فاصله فراواني
بين آنها قرار مي گيرد و هيچ سنخيتي با هم پيدا نمي كنند. اين اشتراك لفظي
به موضوع رياضت منحصر نمي شود
بلكه موضوعات ديگري نيز همچون
وحدت وجود
مكاشفه
جذبه
مشاهده و وصل كه داراي مستندات روشن
در متون ادعيه و معارف ديني مي باشند
داراي اشتراك لفظي با عرفان
انحرافي و غيراسلامي هستند و در محتوا و مفهوم صحيح در نقطه مقابل هم
و در تنافي و تعارض كامل قرار دارند.
4 ـ صحيفه امام
ج 21
ص 179
5 ـ همان منبع
6 ـ همان منبع
اگرچه يكي از مهم ترين جلوه ها و ابعاد اخلاق به خودسازي هاي فردي
اختصاص دارد و شاكله شخصيت اخلاقي انسان در ذكر و راز و نيازها و
تهجد و خلوت هاي عاشقانه با حضرت محبوب نضج مي گيرد
لكن اخلاق
فردي يكي از ابعاد و جلوه هاي اين علم محسوب مي شود و نبايد ساير
ابعاد و جنبه هاي آن يعني اخلاق اجتماعي و اخلاق سياسي و اخلاق
مديريت فراموش شود
نقطه آغاز همه هياهوها و تنازعات در صحنه ها و عرصه هاي فعاليت هاي
سياسي
« خودخواهي » است و « جنگ قدرت » از همين نقطه آغاز مي شود
و آتش آن به همه جا دامن مي گسترد و جامعه را از رشد و سلامت باز
مي دارد. در اين تعارض
هر كسي هر چيزي را براي « خود » مي طلبد و به
سوي خويش فرا مي خواند و جز خود را دفع و نفي مي نمايد
كار بزرگ امام خميني اين بود كه اخلاق سياسي اسلام را از مهجوريت و
غربت خارج كرد و تعاليم و آموزه ها و دستورالعمل هاي تحول زاي آن را
در حوزه هاي مديريت سياسي به نقش آفريني هاي مكرر در آورد تا به
اين ترتيب اخلاق سياسي و حكومتي در كنار اخلاق فردي احيا گردد و از
هر مدير و حاكم و كارگزار
شخصيتي جامع و سالم پرورش يابد

|