
دروازه قرآن يكي از نمادهاي تاثير قرآن بر زندگي مردم ايران و از
بناهاي ارزشمند اسلامي در كشور ما به شمار مي آيد. دروازه قرآن
بنايي
است اسلامي ايراني كه با معماري خاص خود در ورودي تعدادي از
شهرهاي ايران خودنمايي مي كرده و مي كند. از اينكه در طول تاريخ چه
تعداد دروازه قرآن و در چه شهرهايي بنا شده است
اطلاع دقيقي در
دسترس نيست ; اما گزارش هاي تاريخي و نيز بناهاي باقي مانده
حكايت از اهميت اين گونه بناها در فرهنگ ديني مردم ايران دارد.
در ميان دروازه قرآن هايي كه در ايران وجود داشته و دارد
دروازه
قرآن شيراز
هم از نظر قدمت و هم از ديدگاه شهرت عمومي از اهميت
ويژه اي برخوردار است
از اين رو به بررسي بناي اين دروازه و دوره هاي
تاريخي گذشته بر آن و نيز بررسي اعتقاد مردم به آن و گويه هاي عاميانه
درباره آن مي پردازيم .
مرحوم شهري درباره دروازه هاي شهر تهران مي گويد : « در هر طرف
از جهات چهارگانه شهر
سه دروازه وجود داشت » 1.
هر يك از اين دروازه ها به نامي شهرت داشت . پاره اي از اين
دروازه ها بر اساس راه اصلي شهر مقصد
نامگذاري مي شد. مثلا :
دروازه اي كه سر راه قزوين بود به دروازه قزوين نام مي گرفت و برخي
دروازه ها به نام همان محل نام گذاري مي شد. مانند : دروازه ري و تعداد
ديگري از دروازه ها به دليل خصوصيت ويژه آن نامگذاري مي شد.
مانند : دروازه قرآن .
اما دروازه قرآن
معمولا به شكل بناهايي طاقي شكل هستند كه
جايگاه ويژه اي در بالاي طاق ها براي قراردادن يك يا چند جلد قرآن
كريم در نظر گرفته مي شود و هدف از بناي اين گونه ساختمان ها
عمل به
آموزه هايي است كه سفارش به پناه جويي از قرآن كريم كرده و مردم را به
امنيت يابي از طريق قرآن تشويق و ترغيب نموده است .
دروازه قرآن شيراز
در شمال شهر شيراز در مسير اصفهان به شيراز در ميانه كوه هاي
باباكوهي و چهل مقام
تنگ راهي وجود دارد كه آن را تنگه الله اكبر
مي خواندند. در كناره راه اصلي
بناي تاريخي به چشم مي خورد كه
مشهور به دروازه قرآن است . وجه تسميه اين بنا ـ دروازه قرآن ـ به
خاطر قرآني است كه در درون اتاقكي بر بالاي اين بنا جاي داده شده
است .
درباره بناي اصلي دروازه قرآن شيراز گفته اند : در زمان حكومت
شيعي آل بويه
هنگامي كه عضدالدوله ديلمي در فارس حكومت مي كرد
در حدود سال 328 (هـ . ق ) به دستور او بناي دروازه شيراز نهاده شد تا
قرآني را بر بالاي دروازه گذاشته تا مردم
هنگام ورود و خروج از زير
قرآن رد شوند و مسافران به بركت عبور از زير آن به سلامت
مسافرت
خود را به پايان برند. اين دروازه
شامل يك طاق مرتفع از نوع طاق
كجاوه اي در وسط طاق با ارتفاع كم در طرفين بوده است .
به مرور زمان طاق شكسته و تخريب شد تا اينكه در زمان حكومت
كريم خان زند(1172 ـ1193 هـ . ق ) مجددا اين دروازه را بازسازي
نموده و در قسمت فوقاني اتاقكي ساختند و دو جلد قرآن نفيس به خط
ثلث در آن جاي دادند.
در زمان قاجاريه كه چند زلزله شيراز زا تكان داد
اين دروازه
آسيب هايي ديد
اما به وسيله محمد زكي خان نوري مورد بازسازي
ومرمت قرار گرفت . اين بنا تا سال 1315 شمسي برپا بود تا اينكه در
طرح توسعه راه شمالي شيراز اين بنا را كه بر سر راه بود
تخريب و
قرآن هاي آن را به موزه پاريس منتقل كردند.
از دروازه توصيف شده
تصويرهايي در دست است كه در بالاي آن
اتاقي با پنجره مشبك وجود دارد . در سال 1327 شمسي يكي از بازرگان
مشهور شيراز به نام حاج حسين ايگار معروف به اعتمادالتجار
آستين
همت بال زده و دروازه جديد را با فاصله كمي از دروازه كهن برپا داشت .
دروازه جديد در اندازه بزرگ تر
شامل دهانه قوس تيزه دار و دو
ورودي كوچك برروي جرزهاي دو طرف و اطاق مستطيل شكلي بر فراز
آن براي گذاشتن قرآن برپا گرديد.
در اين بنا
آياتي از قرآن را به خط ثلث و نسخ دور تا دور در دروازه
قرآن نقش كرده اند; در پيشاني شمالي اين طاق آيه : « ان هذاالقرآن يهدي
للتي هي اقوم » (سوره اسرا
آيه 9 ) و بر پيشاني جنوبي و سمت شهر
شيراز آيه : « قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي ... » . (سوره اسرا
آيه
88 ) و در گوشه غربي طاق آيه : « انا نحن نزلنا الذكر » و ادامه آيه در گوشه
شرقي : « و انا له لحافظون » (سوره حجر
آيه 9 ) نوشته شده
است 2.
قرآن هاي دروازه شيراز و نويسندگان آنها
قرآن هايي كه در دروازه قرآن قديمي شيراز وجود داشت
از شهرت
ويژه اي برخوردار بود و مورد اعتقاد عجيب مردم . اين قرآن به « قرآن
هفده من » شهرت داشته است و ظاهرا قرآن هاي بزرگي بود كه به ديد
ظاهر بسيار سنگين مي آمده
لذا در گفتگوي مردم به اين نام مشهور شده
است .
هدايت در كتابش مي نويسد : « بالاي اين درواز قرآني است كه
معروف است
هفده من وزن دارد يك نفر كه قرآن مزبور را ديده است
مي گويد : حدود سه چهار من بيشتر وزن آن نيست » 3.
درباره نويسندگان اين قرآن هاي نفيس خطي نيز اعتقادهايي وجود
دارد. عده اي آن را به امام حسين (ع ) نسبت داده و آن را به خط ايشان
مي دانند و عده اي ديگر آن را به خط امام زين العابدين ; ولي غالبا آن را
به خط سلطان ابراهيم فرزند شاهرخ گوركاني ياد كرده اند كه در دو جلد
و به خط ثلث نگاشته شده است .
مردم شيراز به رد شدن از زير قرآن اين دروازه
اعتقادي خاص
داشتند
طي يك رسم قديمي
مردم شيراز روز اول هر ماه قمري به كنار
اين دروازه مي آمدند و از زير اين قرآن رد مي شدند و بدين ترتيب خود
را تا آخر ماه در پناه كتاب آسماني در مقابل بلاها بيمه مي كردند » 4.
در فرهنگ مردم ايران به ويژه اهالي شيراز
گويه ها و مثل هايي
نشات گرفته از قرآن و دروازه قرآن وجود دارد كه به يك نمونه از آن
اشاره مي كنيم .
گاه در گفتگوهاي روزمره مي شنويم : « مگر قرآن هفده من را تمام
كرده اي » . از گفتن اين جمله اراده مي كنند كه : مگر كار فوق العاده اي
انجام داده اي كه اين قدر ادعا و افاده مي كني . مگر چنين قرآني نوشته و
تمام كرده اي كه افاده زيادي داري 5.
دروازه قرآن هاي موقت
خوب است بدانيم
هميشه دروازه قرآن ها
دائمي و ساختمان هاي
بزرگ و آن چناني نيستند
بلكه گاه به صورت موقت دروازه قرآن هايي از
چوب و كاغذ و... ساخته مي شود كه هدف از ساخت آن همان ردشدن از
زير قرآن و امنيت جويي از آن است .
در مقاله اي از شهيد آويني با نام « دروازه قرآن » در وصف حال
وهواي جبهه و رزمندگان اسلام در ايام جنگ ايران و عراق و در شب
عمليات آمده است : « راهيان طريق ولايت
روز انتظار را با شب تحقق
وعده هاي خدا طي مي كنند و از ميان سنگلاخ هاي منطقه كوهستاني
خود را به خط مي رسانند
كدام پناهي از پناه حضرت امام زمان امن تر و
محكم تر و كدام سايه اي از سايه قرآن گسترده تر... چند بسيجي در حال
برپاكردن دروازه قرآن هستند; بچه هاي لشكر سيدالشهدا دروازه قرآن
برمي افرازند
همه چيز را براي ساعت اعزام سپاهيان رسول خدا آماده
مي سازند » .
همچنين در يكي از سايت هاي آموزش و پرورش درباره به مدرسه
رفتن سال اولي ها آمده است : كلاس اولي ها پس از اجراي برنامه هاي
شاد و گلباران
با استقبال گسترده مسئولان از زير دروازه قرآن عبور
كرده
راهي كلاس ها شدند.(برگرفته از نشريه قرآني بشارت
سال نهم
شماره 53 )
پاورقي :
.1 تهران قديم
ج 1
ص .17
.2 مطالب اين بخش برگرفته از دايره المعارف تشيع
ج 7
ص 481 و
برخي سايت هاي اينترنتي است .
.3 فرهنگ عاميانه مردم ايران
ص .137
.4 از فرهنگ عاميانه مردم ايران
ص .137
.5 داستان نامه بهنياري
ص .509
دروازه قرآن ها
معمولا به شكل بناهايي طاقي شكل هستند كه
جايگاه ويژه اي در بالاي طاق ها براي قراردادن يك يا چند جلد
قرآن كريم در نظر گرفته مي شود و هدف از بناي اين گونه
ساختمان ها
عمل به آموزه هايي است كه سفارش به پناه جويي از
قرآن كريم كرده و مردم را به امنيت يابي از طريق قرآن تشويق و
ترغيب نموده است
در ميان دروازه قرآن هايي كه در ايران وجود داشته و دارد
دروازه قرآن شيراز
هم از نظر قدمت و هم از ديدگاه شهرت عمومي
از اهميت ويژه اي برخوردار است
از اين كه در طول تاريخ چه تعداد « دروازه قرآن » و در چه
شهرهايي بناشده است
اطلاع دقيقي در دسترس نيست
اما
گزارش هاي تاريخي و نيز بناهاي باقي مانده
حكايت از اهميت
اين گونه بناها در فرهنگ ديني مردم ايران دارد

*****
ياد معاد
|
الامام علي « ع » ـ من العهد الاشتري : ... اياك والاستئثار بما الناس فيه اسوه
والتغابي عما تعني به » مما قد وضح للعيون ; فانه ما خوذ منك لغيرك
و عما
قليل تنكشف عنك اغطيه الامور
وينتصف منك للمظلوم . املك حميه
انفك
و سوره حدك
و سطوه يدك . غرب لسانك ! و احترس من كل ذلك
بكف البادره و تاخير السطوه » حتي يكسن غضبك قتملك الاختيار! و لن
تحكم ذلك من نفسك حتي تكثر همومك بذكر المعاد الي ربك !.
امام علي « ع » ـ از « دستور نامه حكومتي » مالك اشتر : از آن بپرهيز كه آنچه
را حق عموم است به خود اختصاص دهي
و از وظايف سنگيني كه برعهده
تو است
و بر همه آشكار است
خود را غافل نمايش دهي
كه اين مقام را كه
به تو سپرده اند براي خدمت به ديگران است . وزودا كه پرده از روي كارهاي
تو كنار رود
و داد ستمديدگان را از تو بگيرند.
(اي مالك !) به هنگام خشم گرفتن بر خود مسلط باش
و تندي غضب
و
نيروي دست
بي پروايي زبان را در اختيارگير
و از همه اينها ـ با جلوگيري از
خود و به تاخيرانداختن قدرتنمايي ـ بر حذر باش
تا زماني كه خشمت
فرونشيند و اختيار خويش به دست گيري . و بر اين كار زماني كامياب
مي شوي كه اندوهان دروني خود را
با ياد معاد و بازگشت به نزد پروردگار (و
آنچه در آن روز در پيش داري )
بيفزايي
الامام علي « ع » : لو تعلمون ما اعلم مما طوي عنكم غيبه
اذا لخرجتم الي
الصعدات
تبكون علي اعمالكم
و تلتدمون علي انفسكم
ولتركتم اموالكم
لاحارس لها ولا خالف عليها
و لهمت كل امري منكم نفسه
لا يلتفت الي
غيرها. و لكنكم نسيتم ما ذكرتم
و امنتهم ما حذرتم
فتاه عنكم رايكم .
امام علي « ع » : اگر آنچه را كه من مي دانم و بر شما پوشيده است
مي دانستيد
از خانه ها به رهگذرها بيرون مي آمديد
و بر اعمال خود گريه
مي كرديد
و بر سر و سينه مي كوفتيد
و اموال خود را بي نگاهبان و
بي سرپرست رها مي كرديد; و هر كس از شما سرگرم غم خويش مي گشت و به
كاري ديگر نمي پرداخت
ليكن شما آنچه را كه به يادتان آوردم فراموش
كرديد
و از آنچه شما را بر حذر داشتم خاطر آسوده گرفتيد
از اين رو دچار
سردرگمي گشتيد.
الامام علي « ع » : فانكم لو عاينتم ما قد عاين من مات منكم
لجزعتم و
وهلتم
و سمعتم واطعتم
و لكن محجوب عنكم ما قد عاينوا
و قريب ما
يطرح الحجاب . و لقد بصرتم ان ابصرتم
و اسمعتم ان سمعتم
هديتم ان
اهتديتم . بحق اقول لكم : لقد جاهرتكم العبر
و زجرتم بما فيه مزدجر » و ما
يبلغ عن الله بعد رسل السما الاالبشر.
امام علي « ع » : اگر چيزهايي را مي ديديد كه كساني از شما كه مرده اند
ديدند
آشفته مي شديد و مي ترسيديد
گوش فرامي داديد و فرمان مي برديد
ولي آنچه ايشان ديده اند بر شما پوشيده است
اما اين پرده برداشته خواهد
شد. واي
كه شما را بينا كردند اگر مي ديديد
و شنواندند اگر مي شنيديد
و
راهنمايي كردنداگر راه مي جستيد!... با شما از روي درستي سخن مي گويم
كه عبرتها آشكارا به شما از عواقب امور خبر دادند
و چنانكه بايد و شايد از
بديها نهي كردند...

| |