روزنامه جمهوري اسلامي 27/06/1385 صفحه جبهه و جنگ

  • در سايه غربت
  • در نشست آسيب شناسي مطبوعات دفاع مقدس عنوان شد :
    صفحات دفاع مقدس خط مقدم فرهنگي براي نشر ارزش ها هستند

  • اصلاحيه مقاله عمليات « نارالرحمه »
  • *****
    در سايه غربت


  • روح بلند نوجوان بسيجي
    اردوگاه 12 تكريت با ورود ما تشكيل شد . در ابتدا عراقي ها براي جذب اسرا جهت خدمتگزاري و كار سعي در جلب اعتماد اسيراني كه انتخاب مي كردند داشتند. يكي از اين انتخاب شدگان جوان ترين اسير گردان نوجواني به نام عبدالحسين اهل زابل بود كه حدود سيزده چهارده سال داشت . هر روز مامور عراقي چندين بار او را صدا مي زد و ضمن صحبت كردن گاهي شكلات يا بيسكويتي هم به او مي داد.
    بعد از چند روز به او گفته بود اينجا زندگي در بين بقيه ي اسرا مشكل است . در اردوگاه كتك و گرسنگي و مشكلات زياد است و من هم نمي توانم هر روز جلوي چشم ديگران برايت بيسكويت و شكلات بياورم ; پس تو بيا داخل الحمايه (آسايشگاه و محل نگهبانان عراقي ) و ضمن اينكه كارهاي ما را انجام مي دهي ما هم از نظر غذا و تنقلات و لباس تو را تامين خواهيم كرد.
    در اين موقع عبدالحسين از جيبش تمام شكلاتها و بيسكويتهايي را كه چندين روز در جيبهايش مانده و خرد شده بود. بيرون آورد و به طرف مامور عراقي پرتاب كرد و گفت : من هم مانند ديگران يك اسير جنگي هستم و به چيزهايي كه به بقيه نمي رسد احتياجي ندارم .
    مامور عراقي كه فكر نمي كرد نوجواني به اين سن و سال در شرايط گرسنگي و فشار موجود تنقلاتي را كه طي چندين روز به او داده شده است نخورده باشد و پيشنهاد راحتي و آسايش را به قيمت بيگاري و امربري عراقي ها نپذيرد بي آنكه بتواند حتي كلامي بر زبان بياورد يا عملي انجام دهد نگاهي غضب آلود به عبدالحسين انداخت و آنجا را ترك كرد گرچه ظاهرا اين مساله را بعدا به ساير عراقي ها هم گفته بود چون چند روزي بيشتر از حد معمول به آزار و اذيت عبدالحسين پرداختند.
    همين عمل باعث شد عراقي ها به فكر انتخاب امربر از بين اسراي قسمت ما نيفتادند و اين مشكل كه فوق العاده عذاب آور بود به شكر خدا مرتفع شد. نتيجتا برخورد قوي آن نوجوان بسيجي براي من و ساير برادران فوق العاده غرورآفرين و مايه ي مباهات بود.
    غلامرضا شفيعي
    شجاعت بسيجي
    ديگر راهي وجود نداشت جز اينكه به خداي بزرگ توكل كنيم و تسليم نيروهاي دشمن بشويم كه آنها نيز بعد از اسير شدنمان ما را در سنگر تانكها جاي دادند.
    نيم ساعتي نگذشته بود كه متوجه بسيجي نوجوان جان بركفي شديم كه در بدن خود نارنجكي را جاسازي كرده بود و به سمت تانك عراقي كه ما هم در آن بوديم مي آمد.
    در همان نزديكي يك هلي كوپتر و چند افسر عالي رتبه ي عراقي ديده مي شدند كه اطراف آنها را سربازان عراقي احاطه كرده بودند. مشخص بود آن افسران قصد دارند به طرف خط مقدم بروند لذا بسيجي جان بركف فرصت را غنيمت شمرد و بلافاصله نارنجك را درآورد و پس از كشيدن ضامن آن را به سوي فرماندهان عراقي و هلي كوپتر پرتاب كرد كه همه ي آنها متلاشي شدند و از انفجار راكتهايي كه روي هلي كوپتر بود شعاع انفجار گسترش پيدا كرد. به حدي كه چند نفري از ما هم زخمي شديم .
    در همين وقت بود كه يك افسر عراقي ديوانه وار و سراسيمه از سنگر خارج شد و دستور داد آن برادر بسيجي را بياورند و جلوي لوله ي تانك ببندند. سربازان حلقه به گوش نيز او را بالاي لوله ي تانك قرار دادند و با شليك گلوله ي توپ بدن مطهر او را تكه تكه كردند. از ديدن اين صحنه ي غم انگيز و هولناك اشك در چشمان همه ي ما حلق زد.
    بهرام غياثي گيوي
    جدايي ارتش و بسيج
    در اردوگاهي به نام موصل 2 خواسته بودند بسيجي ها را از ارتشي ها جدا كنند. هيچ كدام از بچه ها قبول نكردند و نخواستند كه از همديگر جدا باشند . عراقي ها رفتند و 1500 نفر از نيروهاي مخصوص آوردند . يعني يك ايراني اسير در مقابل چند عراقي با اسلحه و چماق و آخر هم ريختند سربچه ها كه با دست خالي بودند و با چوب و نبشي آنقدر بچه هاي بسيجي و ارتشي را زدند كه تعدادي از آنها با صورت هاي كبود و خوني شهيد شدند و خيلي ها هم مجروح و زخمي و دست و پا شكسته . با اين همه بچه ها آخر از هم جدا نشدند. آن كافرها هم وقتي خسته شدند بي نتيجه برگشتند.
    سلام وطنم ـ ص 52 و 53
    تهيه و تنظيم : موسسه فرهنگي پيام آزادگان

  • *****
    در نشست آسيب شناسي مطبوعات دفاع مقدس عنوان شد :
    صفحات دفاع مقدس خط مقدم فرهنگي براي نشر ارزش ها هستند




  • دومين نشست آسيب شناسي مطبوعات دفاع مقدس با حضور خبرنگاران پژوهشگران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس در فرهنگسراي انقلاب برگزار شد.
    به گزارش خبرنگار « فرهنگ وحماسه » خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) دكتر عظمائيان عضو شوراي مركزي مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس در ابتداي اين نشست گفت : بايد كارهاي خود را ارزيابي كنيم و ببينيم وجود مطبوعات دفاع مقدس چه قدر براي ما ضروري است و آيا ضرورت دارد صفحاتي به نام جبهه و جنگ يا دفاع مقدس منتشر شود .
    وي ادامه داد : هنوز برنامه هايمان آن قدر انسجام نگرفته است و بايد عناصر و افراد بيشتري براي فعاليت در اين زمينه فعاليت كنند تا بتوان از آن نتيجه اي درست گرفت .
    سعيد علاميان سردبير فصلنامه فرهنگ پايداري و دبيركل مجمع خبرنگاران و نويسندگان مطبوعاتي دفاع مقدس هم در ادامه اين نشست گفت : ما بايد به دنبال حلقه مفقوده خود در اين زمينه باشيم حلقه مفقوده اي كه نظرات متفاوتي را در بردارد.توجه به مخاطب و نياز او يك موضوع اساسي در مطبوعات و در واقع در تمام رسانه هاست و براي مخاطب شناسي يك نظريه پردازي علمي ضرورت دارد اين بحث صرفا مخصوص دفاع مقدس نيست بلكه بحثي قابل ارائه در كليه صفحات مطبوعات است مثلا نمي توانيم كمبود مخاطب را بيان كنيم چون يك نظرسنجي انجام گرفته نشان داد مخاطبان صفحه دفاع مقدس يك روزنامه كمتر از ساير صفحات مخاطب ندارد.
    وي افزود : بنابراين اگر گفته مي شود صفحات دفاع مقدس روزنامه ها مخاطب ندارد پس وضعيت تمام صفحات آن همين وضعيت را دارند.
    علاميان اظهار داشت : مطبوعات عامه پسند به اداره ارشاد هيچ نيازي ندارند خودگردان هستند و روزبه روز در حال افزايش ; به اندازه اي كه تا به حال دويست و اندي مجله با پسوند يا پيشوند خانواده در نوبت دريافت مجوز انتشار قرار دارند.
    وي ادامه داد : محتواي رسانه ها چيزي جز تكرار مكررات نيست اما مخاطبان خاص خود را دارد حتي اگر در فيلم ها و سريال ها قضاياي عشقي تكرار شود اما تا به حال مخاطب خود را از دست نداده است .
    علاميان در بحث مخاطب شناسي گفت : بايد شاكله رسانه را موشكافي كنيم و ببينيم جاي چه صفحه و پيامي در نشريه ما خالي است .
    وي تصريح كرد : كل صفحات مطبوعات مخاطب دارد و حتي تكرار آن به هيچ وجه ملال آور نيست . در دفاع مقدس نيز بايد مطالبي را يافت و سوژه يابي كرد كه جاذب و مطبوعاتي باشد چون مطلبي مثل سخنراني جايش در صفحات مطبوعات نيست . دفاع مقدس هم يك زندگي است مثل بقيه زندگينامه هايي كه از مجلات خانوادگي بيرون مي آيد.
    علاميان ادامه داد : خاطره يك ژانر است و تا پنجاهمين سالگرد جنگ جاي دارد اما باز هم بسته به خاطره و گزينش و حجم آن دارد يعني نيازمند ظرافت هاي مخاطب يابي است خاطراتي كه تكراري نيست جاذب است و پرخواننده . اما بعضي مواقع خاطره از جايي شروع مي شود كه سر و ته ندارد ما هم بايد به اندازه اي كار كنيم تا در ظرف خود جاي بگيريم . پس ما خودمان بايد خود و مخاطب را بشناسيم تقويت كنيم و در آن مورد مطالعه داشته باشيم .اين كار بيشتر به صورت يك تجربه است .
    علي معصومي مورخ و روزنامه نگار گفت : بعضي از افراد يك مشكل نظري با دفاع مقدس دارند كه بايد به صورت اساسي حل شود و زماني كه مي گوييم مساله جنگ يا دفاع مقدس تمام شده با يك مشكل نظري مواجه هستيم .
    وي اظهار داشت : به نظر مي رسد فضاي دفاع مقدس را بسيار تنگ گرفته ايم در حالي كه بايد اين فضا در يك چشم انداز بزرگ تاريخي ديده شود چشم انداز تقابل غرب و شرق . شرق اسلامي با غرب مسيحي است . اگر اين مسائل را در قالب يه جدول تاريخي ببينيم حرف هاي زيادي براي گفتن خواهيم داشت .اگر فرضا محور منازعات و مناقشات دو كشور را در نظر بگيريم مسلما تمام شدن آن محرز است كه اين جنگ با اين فتوحات تمام شده است ولي دفاع مقدس ما اينگونه نبوده است .
    صفحات دفاع مقدس خط مقدم فرهنگي ما براي نشر ارزش ها هستند و بايد تقويت شوند چون افرادي كه در اين زمينه فعاليت مي كنند با كل جامعه در تماس هستند و بايد به عنوان مرجع باشيم و مي توان از ديد دفاع مقدس به موضوعات جامعه نگاه كرد.در نتيجه بايد در اين زمينه ابتكار و خلاقيت به خرج دهيم و ضعف هاي خودمان را به حساب ديگران نگذاريم . البته بعضي ضعف ها به دليل نبود حمايت است .
    ما كجا توانسته ايم نقش اقشار مختلف مردم در دفاع مقدس را مطرح كنيم .مثلا سلسله مصاحبه هايي در مورد نقش روستائيان در دفاع مقدس كه البته نبايد شعاري باشد.
    محمدعلي آقاميرزايي مسوول صفحه بسيج و دفاع مقدس روزنامه جوان و ويژه نامه سرو اين روزنامه نيز در ادامه نشست گفت : آمريكايي ها با وجود اين كه متجاوز هستند اما به طور مداوم در زمينه هاي سينمايي و در آثارشان بودجه اي را در حالت پنهان بدون اينكه هنرمند متوجه شود اختصاص داده و به گونه اي آن را سوق مي دهد كه يك قهرمان پوشالي درست شود ولي با اين همه حماسه در جنگ دفاعي خودمان و ويژگي هايش مي توانيم به راحتي ثابت كنيم كه در طي 500 سال اخير جنگ ما دفاع هشت ساله اي بوده كه مردم با دست خالي در مقابل تهاجم دشمن ايستاد پس با اين وجود بعد از جنگ وظيفه مسوولين و متوليان فرهنگي چيست
    وي ادامه داد : وظيفه مسوولان و متوليان فرهنگي اين است كه اين حماسه را به نسل هاي بعدي منتقل كنند اما باز هم اشكالاتي در اين زمينه وجود دارد فعاليت در اين زمينه به مديران و مشاوران قوي نياز دارد
    حجت الاسلام فخرزاده نيز در اين نشست گفت : در وقايع نگاري جنگ هر روز موضوعات تازه تر و زيباتري كشف مي كنم كه برايم تازگي دارد اما در يك سطحي از اطلاعات حركت كرديم كه ديگر از آن به سمت عميق تر نرفتيم و حال فرصتي پيش آمده تا لايه اي را كه روي آن حركت مي كنيم شكسته و وارد لايه هاي دروني شويم .
    وي ادامه داد : مخاطب ما بايد در يك شرايط علت و معلومي و معقول قرار گيرد تا بتوان در آن فضا اهميت واقعه را درك كرد.
    نويد صالحي نيز با ارائه مقاله اي به بيان مشكلات موجود در صفحات دفاع مقدس روزنامه ها پرداخت و گفت : چيزي كه به عنوان مشكل صفحات دفاع مقدس بيان مي شود ريشه در مشكلات مطبوعات دارد و تا زماني كه اين مشكلات حل نشود نتيجه اي حاصل نمي شود و تا زماني كه نگاه مديران فرهنگي ما به روزنامه ها خصوصي و دولتي باشد مسلما مشكلات مطبوعات نيز وجود خواهد داشت مشكلاتي كه در صفحات مختلف مطبوعات تقسيم مي شود.
    وي افزود : صفحات جبهه و جنگ بعد از پايان جنگ خوشبختانه يا متاسفانه درآمدزايي نداشته اند و در عين حال نيز روزنامه هاي خصوصي چون در حال صرف هزينه هستند و بايد درآمد داشته باشند بنابراين وجود اين صفحات را نمي پذيرند و اين چالش اوليه پيش روي صفحات دفاع مقدس است .اين صفحات حمايت نمي شوند نه معنوي و نه مادي ; حتي زماني كه مسوول صفحه و خبرنگار جبهه و جنگ مشكل مالي دارند وقتي براي به روز كردن صفحه اش نمي گذارد حتي در مقام قضاوت نيز نمي توان هيچ يك از اين صفحات را به روز خواند.
    صالحي همچنين سوال كرد : ما چه قدر بر روي ذهن و درخواست هاي مخاطب خود كار كرده ايم آيا مطلبي كه ارائه مي دهيم با تفكرات مخاطب ما يكي است به نظر من هنوز تنها مخاطبان سنتي خود را داريم كه زمان جنگ هم بوده اند و هيچ مخاطب جواني جذب نكرده ايم آيا تا به حال صفحه بندي صفحات دفاع مقدس تغييري داشته اند آيا هيچ كار گرافيكي به روزي داشته ايم يا ويرايش مطالب و عكس هايمان آنقدر جذاب بوده اند كه مخاطب جذب كند به اين موارد هيچ يك از سردبيران و مسوولان روزنامه ها توجهي نمي كنند چه برسد به روزنامه هاي دولتي و چه روزنامه هاي خصوصي .
    وي صفحات جبهه و جنگ را به نوعي يك ويترين مناسبتي دانست كه تنها در سالروز مناسبتها كار مي شود.
    صالحي تاكيد كرد : مسولان اين صفحات بايد در اين زمينه كار تحليلي انجام دهند و مخاطب شناسي كنند چون بزرگترين چالش پيش روي خواست مخاطبان است كه بايد حل شود و اگر قرار بر آسيب شناسي در اين زمينه است حتي اگر امكان تعطيلي اين صفحات براي شش ماه هم باشد بايد پس از تعطيلي فقط كار تحقيق و پژوهش در اين زمينه انجام شود. تحقيق و پژوهش نياز امروز صفحات دفاع مقدس است نيازي كه همياري مسوولين صفحه و خبرنگاران دفاع مقدس را با هم مي طلبد.
    به نظر مي رسد فضاي دفاع مقدس را بسيار تنگ كرده ايم در حالي كه بايد اين فضا در يك چشم انداز بزرگ تاريخي ديده شود چشم انداز تقابل غرب و شرق
    ما كجا توانسته ايم نقش اقشار مختلف مردم در دفاع مقدس را مطرح كنيم . مثلا سلسله مصاحبه هايي در مورد نقش روستائيان در دفاع مقدس كه البته نبايد شعاري باشد

  • *****
    اصلاحيه مقاله عمليات « نارالرحمه »


  • اشاره : در پي انتشار مقاله اي تحت عنوان « عمليات نارالرحمه » در صفحه جبهه و جنگ مورخه 85 6 13 كه شرحي بود بر عمليات كربلاي سه مرقومه اي از طرف سردار سرتيپ پاسدار دكتر حسين علوي با فرمانده نيروي دريايي سپاه و فرمانده قرارگاه حضرت نوح در دوران دفاع مقدس به دفتر روزنامه ارسال گرديد كه اصلاح گوشه اي از اين مقاله مي باشد. با اين مقدمه اميد آن داريم از اين پس مركز تحقيقات و مطالعات جنگ سپاه كه در حقيقت خروجي تاريخ جنگ سپاه مي باشد با دقت بيشتري به تدوين تاريخ جنگ بپردازد تا خدا ناكرده تحريفي در انعكاس تاريخ جنگ صورت نگيرد.
    بسم الله الرحمن الرحيم
    مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه
    باسلام
    در روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 85 6 13 مقاله اي تحت عنوان « عمليات نارالرحمه » به نقل از آن مركز به چاپ رسيده است كه برخي از مطالب آن نادرست است . از جمله اينكه در شرح نبرد كربلاي 3 نوشته شده است : « نيروي دريايي ارتش نيز در تجسس و نجات نيروهاي تك ور و شناورها با سه گردان تحت امر عملياتي سپاه قرار داشت . همچنين دو فروند هلي كوپتر تجسسي دو فروند هلي كوپتر كبري و چهار فروند هلي كوپتر 214 از هوانيروز و نيروي دريايي ارتش در اين عمليات شركت داشتند. » مطلب فوق كاملا نادرست است و نيروي دريايي ارتش و هوانيروز اصلا در عمليات كربلاي 3 حضور نداشته و هيچ هلي كوپتري نيز از نداجا و هوانيروز به پرواز در نيامد. قبلا در دستورهاي عملياتي چنين چيزي پيش بيني شده بود ولي عمليات بدون حضور تجهيزات و امكانات و بالگردهاي ارتش و فقط توسط نيروي دريايي سپاه و لشكر امام حسين (ع ) به اجرا درآمد. سردار ابوشهاب كه در غياب شهيد حسين خرازي كه در آن زمان در سفر حج بسر مي بردند فرماندهي لشكر امام حسين (ع ) در حمله به سكوي الاميه را برعهده داشتند نيز اين مطلب را تاييد مي كنند. حتي در آن زمان و در حين عمليات قايقي كه سرداران محمد ابوشهاب و علي فدوي بر روي آن در خليج فارس قرار داشتند مورد حمله هواپيماهاي رژيم بعثي قرار گرفت و جلوي آن منهدم شد ولي هيچ واحد پرنده اي از ارتش براي كمك وجود نداشت و تنها قايق هاي تجسس و نجات سپاه فعال بودند.
    توفيق شما را در تدوين صحيح و دقيق نبردهاي انجام شده در دوران دفاع مقدس از خداوند بزرگ مسئلت مي نمايم .
    سرتيپ پاسدار حسين علايي
    فرمانده نيروي دريايي سپاه و فرمانده قرارگاه نوح
    در زمان اجراي عمليات كربلا 3
    85 6 15