روزنامه جمهوري اسلامي 27/06/1385 صفحه سرمقاله
*****
دولت « وحدت ملي » و فرصت طلبي جناح سازشكار فلسطين


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    تسلط دوباره جناح سازشكار فلسطيني بر مناصب حساس حكومتي و بازگشت مجدد اين جريان به قدرت در سايه تشكيل دولت « وحدت ملي » رخداد مهمي در صحنه سياسي فلسطين است و طبعا تاثيرات غيرقابل انكاري در روند مسائل فلسطيني در پي خواهد داشت .
    ورود جريان غربگرا و سازشكار فلسطيني به دولت در حالي كه اين جبهه در ابتداي تشكيل دولت حماس در اوايل سال جاري آن را رد كرده بود مفهومي جز « فرصت طلبي » اين گروه از شرايط بحراني كه از رهگذر محاصره اقتصادي ضدانساني غرب و تهاجم وحشيانه نظامي اسرائيل پديد آمده است ندارد.
    جريان سازشكار كه در انتخابات مجلس فلسطين در زمستان گذشته شكست بي سابقه اي را از جنبش حماس متحمل شد و مجبور به واگذاري دولت به حماس گرديد بدان اميد بود كه دولت حماس بر اثر فشارهاي همه جانبه صهيونيستها و غرب توان و امكان فعاليت را از دست بدهد و زمينه براي بازگشت دوباره جناحي كه از آغاز تشكيل حكومت خودگردان تمامي مناصب حكومتي را در انحصار داشت مجددا فراهم شود. به نظر مي رسد اين جريان هم اكنون تا حدود زيادي به اهداف خود رسيده است .
    با اينحال در بررسي خط مشي و سياست جناح سازش كار فلسطين در طول عمر شش ماهه دولت حماس دو نكته قابل تامل است .
    نخست اينكه اين گروه اگرچه توانسته است با سو استفاده از موقعيت مجددا به مناصب حساس در حكومت فلسطين چنگ اندازد ولي اين واقعيت را نمي تواند انكار كند كه اين شيوه تصاحب مناصب حكومتي روشي غيراخلاقي و خائنانه است . گروههاي مذكور در شش ماه گذشته براي رسيدن به قدرت رفتار ننگين و شرم آوري را پيش گرفتند . عدم هرگونه همكاري با دولت نوپاي حماس سكوت همراه با رضايت از محاصره و تحريم همه جانبه دولت حماس توسط رژيم صهيونيستي و دولتهاي غربي متحد آن تحريك مردم به شورش عليه حماس به دليل مشكلات اقتصادي ناشي از محاصره و بي اعتنايي عمدي به اقدامات جنايتكارانه و گسترده رژيم صهيونيستي عليه حماس به ويژه ربودن شماري از وزرا و نمايندگان مجلس عضو حماس بخشي از رفتار رذيلانه جريان هاي مخالف حماس در مدت زمان مذكور بوده است . اين رفتار با حماس در حالي بوده است كه دولت حماس از آراي مستقيم مردم فلسطين پديد آمده و در حقيقت نماينده اكثر مردم فلسطين است . قطعا روش ناجوانمردانه و شرم آور جناح هاي سازشكار عليه نخستين دولت مردمي فلسطين كه دامنه آن تا همسويي آشكار با اقدامات ضدانساني رژيم صهيونيستي نيز كشيده شد از اذهان ملت فلسطين فراموش نمي شود و به عنوان لكه سياهي در تاريخ فلسطين باقي خواهد ماند.
    نكته دوم اين است كه اگرچه بر سياست حماس اين انتقاد وارد است كه با توجه به شرايط موجود و توطئه هاي گوناگون اصولا اين جنبش نمي بايست وارد بازي قدرت مي شد ولي بعضي از صاحبنظران اقدام اخير حماس در توافق با حكومت فراگير را اينگونه توجيه ميكنند كه توافق حماس با تشكيل دولت وحدت ملي تدبيري در جهت حفظ وحدت و جلوگيري از تفرقه و تشتت در صفوف فلسطيني ها بوده است و از ابتدا نيز حماس از شركت گروههاي مختلف در دولت استقبال كرده بود ولي اين گروهها نپذيرفته بودند. آنها ميگويند اين امري طبييعي است زيرا دولتي كه از داخل و خارج تحت شديدترين فشارهاست و صهيونيستها با همدستي ضدانساني متحدين بين المللي خود انواع فتنه ها را عليه اين جنبش به اجرا درآورده اند كارآيي آن مختل مي شود. هم اكنون شمار زيادي از وزيران كابينه و نمايندگان مجلس طرفدار حماس توسط رژيم صهيونيستي ربوده شده و در زندانهاي اسرائيل در بند مي باشند در چنين شرايطي هر دولتي غير از حماس نيز توان فعاليت عادي مديريت كامل در جامعه را نخواهد داشت . از ديد ملت فلسطين اين وضعيت براي حماس جاي ايراد ندارد چرا كه معضلات پيش روي حماس بهايي است كه اين جنبش براي ايستادگي بر سر اصول خود مي پردازد. تمامي توطئه هاي داخلي و خارجي براي واداشتن حماس به عدول از اصول اعتقادي خود به خصوص رد موجوديت رژيم صهيونيستي صورت مي گيرد. اگر حماس در اصول ومباني نرمش نشان مي داد قطعا رفتار با اين جنبش نيز تغيير مي يافت و بخش زيادي از فشارهاي موجود از دوش دولت حماس برداشته مي شد. حماس اگر چه حاضر به واگذاري بخشي از قدرت خود به گروههاي رقيب فلسطيني شده است ولي در مقابل حاضر به عقب نشيني در برابر پذيرش موجوديت رژيم صهيونيستي نشده است . از سوي ديگر گروههاي سازشكار رقيب حماس اگر از مسير تحت فشار قرار دادن اين جنبش بتوانند به مناصبي كه قانونا شايستگي تصاحب آن را ندارند دست يابند ولي قطعا بايد پاسخگوي رفتار سياسي ناشايست خود باشند و تاوان آن را پرداخت خواهند كرد.
    اين گروهها همچنانكه انتخابات اخير نيز نشان داد از پايگاه مردمي مستحكمي نيز برخوردار نيستند و به اين اميد بسته اند كه با احياي روند مذاكره با اسرائيل جلب نظر صهيونيستها و غرب موقعيت خود را تحكيم بخشند با اينحال همانگونه كه تجربه نشان داده است صهيونيستها هرگز طرف قابل اعتمادي براي سازشكاران فلسطيني نبوده اند و براي رژيمي كه پايه و اساس موجوديت آن بر روي تجاوز اشغال و جنايت بنا شده است هيچ چيز به جز حفظ بقاي نامشروعش ملاك نيست و اعتبار ندارد. برپايه اين واقعيت اگر جناح سازشكار فلسطين درصدد است آزموده را يكبار ديگر بيازمايد اين نشان از ساده انديشي و كودني سياسي آن دارد. اين مسير گمراه كننده پيشتر توسط خود آنها و ديگر همفكران طي شده و به جز ندامت براي سازشكاران و زيان براي ملت فلسطين حاصلي در پي نداشته است . تاريخ به اثبات رسانده است كه آزادي و احقاق حقوق فلسطيني ها يك راه حل بيشتر ندارد و آن راه مبارزه و مقاومت است . ملت فلسطين نيز در مقاطع مختلف از جمله در رويكرد سال گذشته به حماس بر اين واقعيت تاكيد نمود و دولت وحدت ملي فلسطين نيز تنها با محور قرار دادن اين تفكر مي تواند به موفقيت خود اميدوار باشد.