روزنامه جمهوري اسلامي 21/06/1385 صفحه سرمقاله
*****
من جرب المجرب


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    خبرگزاري هاي داخلي و خارجي ضمن مثبت ارزيابي كردن مذاكرات دكتر لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با خاوير سولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا از توافق بر سر ادامه اين مذاكرات خبر داده اند. براساس همين اخبار اين مذاكرات قرار است هفته آينده ادامه يابد.
    طرفين مذاكره نيز بعد از پايان گفتگوهاي مفصلي كه دو دوره آن حدود 8 ساعت طول كشيد ارزيابي مثبتي داشتند. دكتر لاريجاني گفت : پيشرفتي سازنده داشتيم به نقطه نظرات مشتركي رسيده ايم و بسياري از سوتفاهمات رفع شده است . سولانا نيز گفت : ما پيشرفت حاصل كرده ايم و ميخواهيم اين مسير را ادامه دهيم و قصد داريم هفته آينده با يكديگر ديدار كنيم .
    در همين حال خبرگزاري هاي خارجي اعلام كرده اند ايران تعليق غني سازي در حين مذاكرات را پذيرفته و مقصود دو طرف از « پيشرفت » همين است . اين خبر را طرف ايراني تكذيب كرده و اعلام نموده است ايران بازگشت به تعليق را منتفي ميداند. اگر اين تكذيب درست باشد مقصود از « پيشرفت » كه طرفين مذاكره از آن سخن گفته اند همچنان در ابهام است و جا دارد سئوال شود : مقصود از « پيشرفت » در مذاكرات سولانا با لاريجاني چيست
    غربي ها و به عبارت روشن تر كشورهاي 1 +5 معتقدند ايران بايد تعليق را به عنوان پيش شرط مذاكرات بپذيرد. مقصود از تعليق در اينجا اينست كه ايران كليه عمليات غني سازي را تعطيل كند تا زمينه براي مذاكره فراهم شود. اين همان چيزي است كه ايران بارها اعلام كرده است بهيچوجه آنرا نخواهد پذيرفت .
    شكل ديگر تعليق همانست كه خبرگزاريهاي غربي اين روزها مطرح مي كنند يعني درحاليكه مذاكرات جريان دارد همزمان با مذاكره ايران عمليات غني سازي را متوقف نمايد. نام اين نوع تعليق را « تعليق حين مذاكره » گذاشته اند. البته اگر كمي دقت شود اين نوع تعليق هيچ تفاوتي با « تعليق قبل از مذاكره » ندارد. زيرا اگر قرار باشد مذاكره مثلا روز اول فلان ماه آغاز شود « تعليق قبل از مذاكره » روز قبل از آن صورت ميگيرد ولي « تعليق حين مذاكره » همان روز. به عبارت ديگر فقط يك روز ميان اين دو نوع تعليق تفاوت وجود دارد. از طرف ديگر در اين هر دو نوع تعليق توقف عمليات غني سازي تا زماني كه مذاكره ادامه دارد ادامه خواهد داشت ...
    نوع ديگر تعليق اينست كه فقط بخشي از عمليات غني سازي متوقف شود و قسمت هاي ديگر ادامه يابد و البته اين توقف نيز تا زماني كه مذاكره ادامه دارد ادامه داشته باشد. اين نوع تعليق نيز با تعليق هاي نوع اول و دوم در نتيجه تفاوتي ندارد. زيرا آنچه در عمليات غني سازي اهميت دارد نتيجه ايست كه از آن گرفته ميشود و محصولي است كه بدست ميآيد. هنگامي كه بخشي از غني سازي متوقف شود محصولي بدست نخواهد آمد و در واقع عمليات غني سازي صورت نميگيرد.
    از آنجا كه هنوز اطلاع دقيقي درباره مقصود از پيشرفت در مذاكرات لاريجاني ـ سولانا دردست نيست نميتوان گفت اصولا سخني درباره يكي از اين سه نوع تعليق در مذاكرات وين مطرح شده است يا نه . با اينحال ترديدي وجود ندارد كه نوع اول تعليق (پيش شرط مذاكره ) قاطعانه از نظر جمهوري اسلامي ايران مردود است . نوع دوم (تعليق حين مذاكره ) نيز از آنجا كه با نوع اول تفاوت ماهوي ندارد بهيچوجه قابل پذيرش نيست . در مورد نوع سوم تعليق (تعليق بخشي از عمليات غني سازي ) هم هر چند ممكن است افرادي نظر مثبت داشته باشند ولي ترديد نبايد كرد كه اين نوع تعليق نيز پذيرفتني نيست و به همان دليل كه اشاره شد تفاوتي با نوع اول و دوم ندارد.
    نكته مهم اينست كه غربي ها اكنون در پي وادار ساختن جمهوري اسلامي ايران به پذيرش تعليق هستند و اگر تعليق پذيرفته شود از آنجا كه زمان آن به زمان مذاكره وصل است يكبار ديگر پرونده اتمي دچار سرنوشتي خواهد شد كه مهار آن از دست ما خارج خواهد بود. اگر مواضع ما كه ميگوئيم كليه اقدامات فناوري هسته اي ما براساس قانون بوده و انحرافي در آن پيش نيامده و اين حق قانوني كشور ماست كه از چرخه سوخت برخوردار باشد هيچ دليلي براي پذيرش تعليق از هر نوعي كه باشد وجود ندارد. ما با پذيرش تعليق حتي از نوع سوم آن در واقع به سه سال قبل عقب گرد خواهيم كرد و اين چيزي است كه با هيچيك از معيارهاي عقلي منطبق نيست . ما نبايد چيزي را كه آزموده ايم و زيان هاي آنرا نيز ديده ايم بار ديگر بيازمائيم . به ياد داشته باشيم كه من جرب المجرب حلت به الندامه .
    راه صحيح اينست كه بر معيارها و اصول خود تكيه كنيم و مطمئن باشيم خداي قادر منان حمايت هاي خود را به ما ارزاني خواهد داشت .