سيده مرضيه محمدپور زرومي
قسمت دوم و پاياني
ه) ده نكته كليدي
در بررسي و تبيين ديدگاه هاي حضرت امام خميني (ره ) در خصوص
آموزش و پرورش علاوه بر چهار بعد يادشده در فوق
مي توان به ده
نكته كليدي ذيل نيز اشاره نمود :
.1 نقش خانواده : در ديدگاه هاي حضرت امام خميني (ره ) آموزش و
پرورش يك فرد از همان بدو تولد و از درون خانواده شروع مي شود.
ايشان در جمع بانوان مي فرمايند :
« دامن بانوان است كه بچه هاي خوب را پرورش مي دهد. ممكن است كه
يك بچه اي كه شما خوب تربيت بكنيد يك ملت را نجات بدهد » (24 )
.2 تربيت از مدرسه نه از دانشگاه : امام خميني (ره ) به خوبي به اين نكته
توجه دارند كه شخصيت يك فرد در زمان كودكي بسيار تربيت پذيرتر از
دوران بزرگسالي است . از اين رو تاكيد دارند كه بايد از همان ابتدا
متوجه تربيت فرزندان بود. ايشان دانشگاه را بسيار دير مي دانند و
مي فرمايند :
« معلمين و همه كساني كه در شغل معلمي به سر مي برند بايد... توجه
كنند كه بچه ها را از ابتدا خوب بار بياورند
كه دانشگاه دير
است . » (25 )
.3 تعليم و تربيت براي همه و براي تمام عمر : ارزش ذاتي علم باعث
مي گردد تا امام خميني (ره ) آموزش و يادگيري آن را براي همه و براي
تمام عمر يك انسان توصيه نمايند. ايشان مي فرمايند :
« مساله تعليم و تعلم انحصار به يك سن خاصي ندارد و هيچ كس هم
مستغني از آن نخواهد بود علم يك حقيقت غيرمتناهي است و انسان اگر
در تمام عمر هم تحصيل علم را بكند
باز به آخر نرسانده است . » (26 )
از اين جاست كه پي گيري نهضت سوادآموزي از سوي ايشان بيشتر
معني مي يابد; نهضتي كه بي ترديد انقلابي در تعليم و تعلم در كشور
ايجاد كرده است . حضرت امام خميني (ره ) در پيام معروفشان در مورد
بسيج عمومي براي مبارزه با بي سوادي مي فرمايند :
« ما بايد در برنامه درازمدت
فرهنگ وابسته كشورمان را به فرهنگ
مستقل و خودكفا تبديل كنيم . »
براي مبارزه با بي سوادي :
« لازم است تمام بي سوادان براي يادگيري و تمام خواهران و برادران
باسواد براي ياد دادن بپاخيزند و وزارت آموزش و پرورش با تمام
امكانات بپاخيزد و از قرطاس بازي و تشريفات اداري بپرهيزد... ائمه
جماعات شهرستان ها و روستاها مردم را دعوت نمايند و در مساجد و
تكايا
باسوادان نوشتن و خواندن را به خواهران و برادران خود ياد
بدهند و منتظر اقدامات دولت نباشند... من از ملت عزيز اميدوارم كه
بدون فوت وقت ايران را به صورت مدرسه درآورند ... » (27 )
بي ترديد از اين بهتر نخواهد شد كه « ايران را مدرسه كنيم . »
.4 نفي مدرك گرايي : حضرت امام خميني (ره ) از همان روزهاي آغازين
نهضت اسلامي نكته اي را يادآور مي شوند كه متاسفانه تبيين گر شرايط
امروزي جامعه ماست . ايشان با توجه به غيرمتناهي بودن علم
مي فرمايند كه نبايد اين طور باشد كه مراكز و تصميم گيران علمي ما
« دنبال اين باشند كه يك سندي دست بدهند يا يك سندي بگيرند
يك
مدركي داشته باشند
خود علم را تعقيب كنند و حتي اساتيد دانشگاه هم
محتاج به تعليم و تعلم هستند . » (28 )
.5 ارتباط با روحانيت و حوزه : در ديدگاه امام خميني (ره ) ارتباط
آموزش و پرورش با قشر روحانيت و حوزه علميه
تضمين كننده سلامت
اين نهاد و نيز ضامن حفظ انقلاب اسلامي محسوب مي گردد. ايشان در
توصيه به فرهنگيان مي فرمايند :
« بايد معلمين و قشر دانشگاهي و دانش آموزي با فيضيه پيوند خودشان
را قوي كنند » . (29 )
ايشان در جاي ديگر در خطاب به دانش آموزان مي فرمايند :
« امروز دانش آموزان بايد سعي كنند تاريخ انقلاب اسلامي مان را و نقش
وحدت بين خودشان و دانشگاهيان را با روحانيون بياموزند
زيرا اگر
روحانيون شما را و شما روحانيون را بشناسيد و با هم تفاهم كنيد
مطمئن باشيد كه جناح هاي غرب زده و شرق زده از منافق و چپ گرايان
و ديگر خراب كاران و منحرفان به شما و كشور اسلامي تان طمع
نخواهند كرد و اگر هم طمع كنند
با شكست قطعي مواجه خواهند
شد . » (30 )
.6 برخورداري از جامعيت : مدرسه در نزد امام خميني (ره ) نهادي است
كه بر تمامي وجوه شخصيتي دانش آموختگان تاثيرگذار است . از سوي
ديگر علم
صرفا در برخي معلومات مشخص خلاصه نمي گردد و فرد
دانش پذير در زمان فارغ التحصيلي بايد از جنبه هاي مختلف زندگي
فردي و اجتماعي آگاهي يابد. مخصوصا درك شرايط اجتماعي و
سياسي براي دانش آموز ضروري است . به فرمايش حضرت امام
خميني (ره ) « يك بچه اي كه از يك مدرسه بيرون مي آيد بايد هم مسايل
ديني اش را بداند
مسايل نماز و روزه اش را بداند
هم تربيت هاي علمي
بشود ... هم تربيــت سياســي بشود . » (31 )
.7 اجتناب از تفرقه و اختلاف : وجود تفرقه و اختلاف مانع رسيدن
آموزش و پرورش به مقصود خود است . امام خميني (ره ) علاوه بر
اصرار به لزوم توانمندي سياسي دانش آموزان و فرهنگيان
آنها را از هر
گونه اختلاف و تفرقه نهي مي نمايند. ايشان در بحبوحه انقلاب اسلامي
در جمع آموزش و پرورشي ها مي فرمايند :
« اختلاف بين خودشان (طرفداران نظام در آموزش و پرورش ) اسباب
مي شود كه آنها (اخلال گرها) نفوذ كنند و نگذارند كاري انجام گيرد. شما
سعي كنيد در اين كه بين خود
در هر مدرسه اي يا در هر دانشگاهي
بين
خود جمعيت هاي متعهد و مسلم ديگر اختلاف نباشد
گروه گروه نشوند
كه هر كدام يك چيزي بشوند... حالا به هر حال يك اختلاف سليقه اي
هم دارند ... » (32 )
در واقع از اين طريق حضرت امام خميني (ره ) ضمن پذيرش برخي
اختلاف سليقه ها
لزوم وحدت در مسايل اساسي و در برابر اخلال گران
را ضروري مي دانند.
.8 پالايش فرهنگي : مبارزه با مفاسد غربي كه در غالب مفهوم غرب
زدگي قابل توضيح است
به طور جدي دغدغه ذهني و رفتاري حضرت
امام خميني (ره ) را تشكيل مي داد و در تمامي زمينه ها بر آن تاكيد
داشتند. در زمينه آموزش و پرورش
با توجه به نقش اساسي اين نهاد در
تربيت نسل هاي بعدي جامعه
مبارزه با مظاهر غربي در ديدگاه امام
خميني (ره ) از اولويت برخوردار مي شود. ايشان در كلامي زيبا
مي فرمايند :
« معلمان استعماري بايد بروند . » (33 )
ايشان با درخواست از دانش آموزان و معلمان مي فرمايند :
« بر دانش آموزان و دانشجويان عزيز و اساتيد و معلمان متعهد است كه
با تمام توان و قدرت در شناسايي عوامل فساد كوشش كنند و محيط
آموزش و پرورش را از لوث وجود آنان پاك نمايند... آنان (شرق
غرب ) اگر نوباوگان در مراكز آموزشي تربيت صحيح شوند و حيله هاي
استعمارگران را احساس و توطئه هاي همه جانبه آنان را لمس كنند
در
دانشگاه براي عمال استعماري توفيق كمتري حاصل مي شود و لهذا در
دبستان ها و دبيرستان ها و قبل از ورود به دانشگاه ها در ساختن جهاني
استعماري شرق و غرب براي ورود به دانشگاه اهميت خاصي احساس
مي كنند . » (34 )
بر اين اساس است كه نجات ملت منوط به حفاظت از نهادهاي آموزشي
در برابر حيله هاي استعماري است . اين جاست كه مي فرمايند :
« آن چه كه بعد از انقلاب بر شما معلمين و بر همه قشرهايي كه سمت
تعليم و تربيت را دارند وظيفه است و لازم
اين كه اين مغزهايي كه در
طول پنجاه و چند سال حكومت جائرانه و سلطه اجانب ... غرب زده
شدند
نجات بدهيد
اگر بخواهيد ملت شما نجات پيدا بكند نجات
ملت در فرهنگ و در دانشگاهها بايد طرح شود... راس همه اصلاحات
اصلاح فرهنگ است و نجات جوان هاي ما از اين وابستگي به
غرب . » (35 )
.9 ايجاد روحيه اعتماد به نفس : ارتباط نامتوازن كشور ما با غرب در
طول يك سده ونيم و نيز نقش حاكمان طاغوت در وابستگي به غرب
باعث شد تا به تدريج گونه اي حس حقارت و كم بيني در فكر ملت ما
ايجاد گردد و از اين طريق در مقايسه خود با غرب
خودبه خود
آنها را
برتر از خود تلقي نمايند. وجه بارز شخصيت انقلابي امام خميني (ره )
در هم شكستن اين روحيه و اثبات اين نكته بود كه ايراني مسلمان
ذره اي از ديگران كم ندارد و بر اين اساس در توجه حضرت امام
خميني (ره ) به نهادهاي فرهنگي و بالاخص نهاد آموزش و پرورش كاملا
پيداست كه ايشان نقش اين نهاد را در پيرايش اين حقارت و ايجاد
روحيه اعتماد به نفس در ملت بسيار با اهميت مي دانند. ايشان با مورد
خطاب دادن معلمان و اساتيد مي فرمايند :
« مبادا اساتيد و معلمين كه به وسيله معاشرت ها و مسافرت به جهان به
اصطلاح متمدن
جوانان ما را كه تازه از اسارت و استعمار رهيده اند
تحقير و سرزنش نمايند و خداي ناكرده از پيشرفت و استعداد
خارجي ها بت بتراشند و روحيه پيروي و تقليد و گداصفتي را در ضمير
جوانان تزريق نمايند
و به جاي اين كه گفته شود كه ديگران كجا رفتند و
ما كجا هستيم
به هويت انساني خود توجه كنند و روح توانايي و راه و
رسم استقلال را زنده نگه دارند . » (36 )
ايشان در جايي ديگر مي فرمايند :
« ما را از آن كه بوديم تهي كردند
مغزهاي ما را شست وشو كردند
اعتمادبه نفس را از بين بردند در ما. جوان ها را با اعتمادبه نفس
با
استقلال نفساني بار بياوريد. معلم ها جوان ها را مستقل
آزاد بار
بياوريد
متعهد به نفسشان كنيد . » (37 )
ايشان تاكيد دارند كه :
« ما بايد اين را بفهميم كه همه چيز هستيم و از هيچ كس كم نداريم . ما كه
خودمان را گم كرده بوديم بايد اين خود گم كرده را پيدا كنيم و اين فكر
كه بر ما تحميل شده بود كه اگر دست خارج كوتاه شود مي ميريم را با
تمام قدرت از بين ببريم . » (38 )
.10 كسب استقلال فرهنگي : لازمه كسب اعتمادبه نفس و پيرايش آثار
غرب زدگي
توفيق در مقوله استقلال فرهنگي است . اصولا مفهوم
استقلال از جايگاه رفيعي در سامانه فكري و رفتاري حضرت امام
خميني (ره ) برخوردار بوده است . در اين ميان مقوله استقلال فرهنگي در
راس قرار مي گيرد. حضرت امام خميني (ره ) در پيام خويش به مناسبت
آغاز سال تحصيلي 62 ـ1361 مي فرمايند :
« ما بايد با تمام وجود به استقلال فرهنگي برسيم كه استقلال فرهنگي
پايه و اساس كشوري آزاد و مستقل است . استادان عزيز بايد خود اين
اعتقاد را بيابند كه تنها فرهنگ ايران اسلامي است كه نجات بخش كشور
و ملت مان مي باشد... به فرهنگ غني ايران اسلامي تكيه كنيد و مطمئن
باشيد كه پيروزي از آن شماست . » (39 )
استفاده از متصديان صالح و متعهد و معتقد به نظام
عدم گرايش دست
اندركاران به مكتب هاي انحرافي شرق و غرب
زير نظر گرفتن اعمال و
كردار دبيران و معلمين توسط دانش آموزان و همكاران
برخورد قاطع با
منحرفين و مراقبت از دانش آموزان در برابر فريب دشمنان از جمله
توصيه هايي است كه امام خميني (ره ) براي نيل به استقلال فرهنگي
بر
آنها تاكيد دارند . (40 )
نتيجه گيري
در بررسي ديدگاه هاي حضرت امام خميني (ره ) در خصوص آموزش و
پرورش مي توان آموزه هاي فراواني را استخراج نمود كه راهنماي عمل
ما در شرايط حاضر باشند. اين تحقيق مختصر تلاش داشته است تا با
اقتباس مستقيم از مجموعه مطالب مكتوبي كه در قالب مجلدات
صحيفه نور به يادگار مانده است
به برخي از جنبه هاي انديشه اي ايشان
در زمينه آموزش و پرورش نظر داشته باشد و از اين طريق پنجره
جديدي را بر روي جامعه علم دوست و متصديان متعهد نهاد آموزش و
پرورش براي بهره مندي از ايده هاي ناب حضرت امام خميني (ره )
بگشايد.
دقت در مباحثي كه در اين مقاله به آنها اشاره شد حكايت گر اين نكته
مي باشد كه به رغم گذشت زمان
هنوز هم ديدگاه هاي امام خميني (ره ) با
جامعيت و اصالت خاص خود
مي تواند اصلي ترين طراح نظام آموزشي
ما در شرايط امروزي باشد. جايگاهي كه ايشان براي چهار محور نهاد
آموزش و پرورش
معلم
علم و تزكيه قائل مي باشند
همواره راهنماي
عمل هر نهاد آموزشي و فرهنگي در جمهوري اسلامي خواهد بود. ايشان
نه تنها اين مباحث را در راس اولويت هاي كشوري مطرح مي سازند
بلكه آنها را در پيوند عميق و هميشگي با بدنه كشور و ملت تفسيرنمايند;
تا جايي كه خوشبختي يا بدبختي يك ملت و كشور پيوستگي همه
جانبه اي با كاركرد نهاد آموزش و پرورش آن خواهد داشت .
آنچه كه به خوبي از ديدگاه هاي ايشان مستفاد مي شود
لزوم توجه به هر
دو بعد « آموزش » و « پرورش » در اين نهادباشد. آموزش منهاي پرورش
در سامانه فكري حضرت امام خميني (ره )
حتي مي تواند به اسارت
فرهنگي و ملي كشور بينجامد. بر اين اساس بايد به صورت جدي از
جداسازي اين دو بعد از يكديگر و بي توجهي به بعد « پرورش » در
سياست گذاري اين نهاد پرهيز نمود. متاسفانه بعضي اعمال سليقه ها در
چند سال گذشته براي حذف برخي مناصب پرورشي در اين نهاد تعيين
كننده
بي توجه به آثار سو اين عمل در كاركرد كلان نهاد آموزش و
پرورش بوده است . وظيفه « تزكيه »
لازمه و مكمل ذاتي آموزش در اين
نهاد مي باشد. تنها با پرورش مكتبي و انقلابي دانش پذيران است كه
مي توان به اهدافي نظير پالايش فرهنگي
ايجاد روحيه اعتماد به نفس و
كسب استقلال فرهنگي در آموزش و پرورش دست يافت .
متاسفانه در شرايط حاضر از اين منظر خلا بسيار خطرناكي در نهاد
آموزش و پرورش احساس مي گردد و مي تواند اين نهاد را در دستيابي به
اهداف عاليه خود ناكام گذارد. همگرايي بيشتر با خانواده ها
توجه
بيشتر به ابعاد پرورشي اين نهاد
استفاده از معلمان و مديران دلسوز و
متعهد
دقت بيشتر در مساله گزينش فرهنگيان و لزوم توجه به ابعاد
فرهنگي گزينش براي تمامي معلمان
رسيدگي مجدانه به مشكلات
معيشتي و رفاهي فرهنگيان
از جمله مسايلي است كه مي تواند اين نهاد
مقدس را در پيشبرد نقش تركيبي و تلفيقي خود در « آموزش » و
« پرورش » فرزندان اين ملت ياري رساند.
يادداشت ها
.24 همان
جلد 8
ص .119
.25 همان
جلد 19
ص .122
.26 همان
جلد 17
ص .17
.27 همان
جلد 11
ص .121
.28 همان
جلد 17
ص .18
.29 همان
جلد 17
ص .238
.30 همان
جلد 17
ص .36
.31 همان
جلد 5
ص .109
.32 همان
جلد 9
ص 130
.33 همان
جلد 5
ص .126
.34 همان
جلد 13
ص .161
.35 همان
جلد 10
ص .55
.36 همان
جلد 20
ص .242
.37 همان
جلد6
ص .40
.38 همان
جلد 17
ص .35
.39 همان .
.40 همان
صص 36 ـ.35
حضرت امام خميني :
مساله تعليم و تعلم انحصار به يك سن خاصي ندارد و هيچ
كس هم مستغني از آن نخواهد بود. علم يك حقيقت غيرمتناهي
است و انسان اگر در تمام عمر هم تحصيل علم را بكند
باز به
آخر نرسانده است .
حضرت امام خميني :
ما بايد با تمام وجود به استقلال فرهنگي برسيم كه استقلال
فرهنگي پايه و اساس كشوري آزاد و مستقل است . استادان
عزيز بايد خود اين اعتقاد را بيابند كه تنها فرهنگ ايران اسلامي
است كه نجات بخش كشور و ملتمان مي باشد.

*****
آيت الله مدني
شهيد محراب
|
بيستم شهريور سالروز شهادت شهيد محراب آيت الله حاج سيداسدالله مدني
ميباشد.
آيت الله حاج سيداسدالله مدني به سال 1323 هجري قمري در آذرشهر چشم
به جهان گشود و در سنين جواني براي تحصيل علوم ديني به قم عزيمت كرده پس از
گذراندن دروس مقدماتي
نزديك سه چهار سال به تحصيل درس فقه در محضر امام
خميني (ره ) مي پردازند و در جلسات درسي آيت الله « حجت » نيز حضور يافته و از
شاگردان مبارز آن مرحوم ميشوند.
آيت الله مدني از همان دوراني كه در قم طلبه بود
مبارزات سياسي خود را
براي سرنگوني رژيم فاسد پهلوي آغاز كرد و به اين جهت در همان زمان از قم به
آذرشهر تبعيد شد. پس از تبعيد آيت الله مدني از آذربايجان
عازم شهر مقدس
نجف در عراق ميشوند و تدريس و تحصيل خود را در آن محل شروع مي كند و
درس هاي مرحوم سيدعبدالهادي شيرازي مرحوم آيت الله حكيم و آيات عظام ديگر
شركت كرده و بدستور آيت الله حكيم روزانه 13 تا 14 جلسه درس از كفايه
رسايل
مكاسب
و لمعه را براي شاگردان تدريس مي كند.
وي اولين كسي بود كه در جريان قيام 15 خرداد سال 1342 امت مسلمان و
بپاخاسته ميهن مان در نجف از حضرت امام تبعيت كرده و در انتشار تلگرام آيت
الله حكيم به همين مناسبت نقش بسزائي داشت .
در زمان حكومت عبدالناصر عده اي از علماي نجف تحت نظر ايشان براي
افشاي چهره رژيم سفاك پهلوي به مصر فرستاده ميشوند.
آيت الله مدني در نجف سوابق مبارزاتي زيادي دارند بطوري كه در زمان
حكومت عبدالسلام عارف كه برادر عبدالرحمان عارف بود از طرف آيت الله حكيم
كه از مراجع بزرگ شيعه در آن زمان بودند
فتوائي صادر ميشود با اين عنوان كه
تابع اعتقادات كمونيستي بودن (در آن زمان بعثي هاي عراق به آن اعتقاد داشتند) كفر
و الحاد است و از اسلام خارج شدن است . در رابطه با اين فتوا از طرف بعثيون و
كمونيستهائي كه در حكومت عراق رسوخ كرده بودند اهانت هائي به ايشان ميشود و
آيت الله حكيم هم بعنوان اعتراض به اين اعمال به كوفه رفته بودند
در آن موقع
مرحوم آيت الله مدني دست به عملي ابتكاري مي زنند
طلاب را جمع كرده و كفن
پوشيده و به منزل آيت الله حكيم ميروند و از ايشان مي خواهند كه دستور جهاد
بدهند.
آيت الله مدني در سال 50 نيز بفرمان امام خميني (ره ) جهت تدريس علوم
ديني به خرم آباد رفته و در آنجا حوزه علميه كماليه به همت و تلاش ايشان تاسيس
ميشود. سپس بر اثر فعاليتهائي كه بر عليه رژيم ستم شاهي داشتند به نورآباد
ممسني
گنبدكاوس بندركنگان و مهاباد تبعيد مي شوند و با اوج گيري انقلاب
اسلامي از تبعيد به قم باز گشت و پس از پيروزي انقلاب به دعوت مردم همدان
راهي اين شهر شدند. در جريان تشكيل مجلس خبرگان از سوي مردم همدان به آن
مجلس راه يافت و پس از شهادت آيت الله قاضي طباطبائي نخستين امام جمعه
تبريز
از سوي امام خميني (ره ) به عنوان نماينده امام و امام جمعه تبريز انتخاب
شدند.
و سرانجام در همين سنگر بود كه روز بيستم شهريور توسط منافقي شقي در
محراب عبادت به شهادت رسيد و فوز عظيم يافت .
امام خميني قدس سره الشريف به مناسبت شهادت آيت الله مدني پيامي
فرستاد و در بخشي از اين پيام فرمودند :
با شهيد نمودن يك تن ديگر از ذريه رسول الله و اولاد روحاني و جسماني
شهيد بزرگ اميرالمومنين سند جنايت منحرفان و منافقان به ثبت رسيد. سيد
بزرگوار و عالم عادل عاليقدر و معلم اخلاق و معنويات حجت الاسلام والمسلمين
شهيد عظيم الشان مرحوم حاج سيداسدالله مدني رضوان الله عليه همچون جد
بزرگوارش در محراب عبادت بدست منافقي شقي بشهادت رسيد. اگر با به شهادت
رسيدن مولاي متقيان
اسلام محو و مسلمانان نابود شدند
شهادت امثال فرزند
عزيزش شهيد مدني هم آرزوي منافقان را برآورده خواهد كرد.

| |