روزنامه جمهوري اسلامي 20/06/1385 صفحه سرمقاله
*****
افغانستان باتلاق اشغالگران


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    پس از شكست هاي آمريكا در عراق اكنون اوضاع در افغانستان به سرعت در جهت خلاف خواسته ها و انتظارات واشنگتن به پيش مي رود بگونه اي كه شرايط براي تبديل شدن اين كشور به باتلاقي جديد براي اشغالگران غربي از هر نظر فراهم است . اوضاع امنيتي روز به روز وخيم تر مي شود تجارت مواد مخدر به طرز بي سابقه اي در اين كشور افزايش يافته است و فقر در جامعه بيداد مي كند.
    وخامت اوضاع امنيتي هفته گذشته دبيركل ناتو را به افغانستان كشاند و ناتو رسما درخواست افزايش صددرصدي نيرو در اين كشور كرده است . در همين حال موسسه غيردولتي « سنلس » افغانستان با انتشار گزارشي تصريح كرد به علت سياستهاي غلط انگليس و آمريكا هم اكنون نيمي از افغانستان توسط مخالفان دولت اداره مي شود و اين كشور به لانه اي مخوف براي تروريست ها تبديل شده است .
    جامعه افغانستان هم اكنون از فقر تبعيض اجتماعي فساد دولتي و ناامني رنج مي برد. اكنون مردم افغانستان به پوچي وعده هاي غرب پي برده و از ماهيت اهداف استعماري آنان در اين كشور آگاهي بيشتري پيدا كرده اند.
    درحالي كه آمريكا براي حفظ حضور غيرقانوني خود در افغانستان نزديك به يكصد ميليارد دلار هزينه كرده و فقط 80 ميليون دلار در پنج سال گذشته به دولت كرزي كمك نموده است موقعيت حامد كرزي رئيس جمهور گماشته شده آمريكا در اين كشور نيز روز به روز ضعيف تر مي شود و منابع خبري معتقدند وي در آستانه سقوط قرار دارد. از ديد افغانها حكومت كرزي نه تنها گشايشي در تامين معاش و اقتصاد آنها ايجاد نكرده بلكه به عنوان حافظ منافع اشغالگران و بازيچه اهداف استعماري آمريكا عمل كرده هرچند همه شواهد و قرائن نشان ميدهند در اين زمينه نيز توفيقي نداشته است .
    پنج سال قبل كه تيم موسوم به « بازها » در هيات حاكمه آمريكا با فرصت طلبي از انفجارهاي نيويورك و به بهانه مبارزه با تروريسم به افغانستان لشكركشي كردند به مردم آمريكا وعده سركوب تروريسم و به مردم افغانستان وعده رفاه و دمكراسي دادند. درحاليكه اينك هيچ يك از اين وعده ها محقق نشده است . حمله يكجانبه و غيرقانوني جنگ افروزان حاكم بر كاخ سفيد نه تنها تروريسم را از بين نبرد بلكه عاملي شد تا تروريسم به صورت گسترده تري خود را مطرح كند.
    اكنون براساس نظرسنجي هاي انجام شده آمريكائيها ادعاي دولت بوش در سركوب تروريسم را مردود مي دانند و سياست مبارزه با تروريسم را يك بازي براي گسترش سلطه شيطان بزرگ بر منطقه ميدانند كه خود در راس تروريسم دولتي ارزيابي مي شود.
    در اين ميان مردم افغانستان نه تنها پس از گذشت اين مدت نشاني از رفاه مورد اشاره غربي ها را در جامعه خود نمي بينند. بلكه علاوه بر آن بايد ناخواسته ننگ حضور بيگانگان را نيز در خاك خود تحمل كنند. اكنون همه مردم افغانستان ميدانند كه هدف آمريكا از تهاجم به افغانستان هرگز از روي دلسوزي و خيرخواهي نبوده بلكه اين اقدام بخشي از طرح آمريكا براي تسلط بر منطقه خاورميانه بوده است . آمريكا كه پس از فروپاشي شوروي قصد داشت در اين منطقه استراتژيك براي خود جاي پايي ايجاد كند ابتدا با زمينه سازي قدرت يابي و حضور طالبان در افغانستان مقدمات و بهانه دخالت در اين منطقه را به وجود آورد و سپس با انفجارهاي مشكوك 20 شهريور 1380 فرصت را براي هجوم نظامي به افغانستان مهيا كرد.
    با اينحال برخلاف انتظار كاخ سفيد اوضاع و شرايط براي اشغالگران آمريكائي در افغانستان روز به روز دشوارتر و وخيم تر مي شود. تيم جنگ افروز حاكم بر كاخ سفيد كه درصدد بود با استفاده از شرايط پديد آمده ضمن محقق ساختن اهداف استعماري آمريكا در منطقه موقعيت داخلي خود را نيز تقويت كند اكنون به شدت در تنگنا قرار گرفته است . بوش و دارو دسته او در هيات حاكمه آمريكا پس از ناكامي هاي مفتضحانه در عراق اكنون در آستانه تحمل شكست ديگري در افغانستان هستند.
    اين واقعيت كه نيمي از افغانستان توسط گروههاي ضدآمريكايي اداره مي شود هيچ مفهوم ديگري جز تشديد انزجار مردم افغانستان از اشغالگراني كه با وعده ها و شعارهاي فريبننده خاك اين كشور را مورد هجوم قرار دادند ندارد. اكنون مردم افغانستان حضور اين بيگانگان را تنها عامل تشديد خشونت هاي داخلي و كشتار مردم تلقي مي كنند. اشغالگران بايد به اين واقعيت گردن نهند كه هيچ يك از كشورها و ملت هاي جهان حاضر نيستند حضور فتنه انگيزانه آنها را تحمل كنند و افغانستان نيز از اين قاعده مستثني نيست . قطعا بحران افغانستان با افزايش شمار اشغالگران حل نخواهد شد و تنها راه خروج بيگانگان است كه كشور و مردم افغانستان را ابزار اهداف توسعه طلبانه خود قرار داده اند.