سيده مرضيه محمدپور زرومي
قسمت اول
چكيده
آموزش و پرورش از جايگاه رفيعي در انديشه حضرت امام خميني (ره )
برخوردار است . در بررسي اين موضوع از منظر امام خميني (ره )
چهار
بعد نهاد آموزش و پرورش
جايگاه معلم
جايگاه علم و آموزش و
جايگاه تزكيه و پرورش از مباحث محوري اين تحقيق محسوب
مي گردد. نگارنده با بررسي اين چهار محور به ده نكته كليدي ديگر در
انديشه امام خميني (ره ) اشاره مي نمايد كه در واقع حكايت گر
دغدغه هاي ذهني امام در زمينه آموزش و پرورش مي باشد. در تطبيق
شرايط امروزي با انديشه هاي امام خميني (ره ) مي توان به خوبي از
آموزه هاي ايشان براي بهبود وضعيت آموزش و پرورش كشور بهره مند
شد; هدفي كه نگارنده اين سطور از ابتداي تحقيق در پي آن بوده
است .
مقدمه
بررسي انديشه هاي حضرت امام خميني (ره ) چه به عنوان يك
شخصيت فقهي عظيم و اسلام شناس كم نظير و چه به عنوان رهبر يكي
از انقلاب هاي بزرگ جهان از اهميت به سزايي برخوردار است . امام
خميني (ره ) همان طوري كه در زمينه تحولات سياسي ـ اجتماعي يك
ملت و امت
بنيان گذار بزرگ محسوب مي گردند
در تبيين و تلفيق
ضروريات ديني با ملزومات عصر حاضر نيز يك موسس كبير بشمار
مي روند. انديشه ها و مرام رفتاري امام خميني (ره ) موجد تحولات همه
جانبه اي در جنبه هاي گوناگون گرديده كه اين تاثيرگذاري به خوبي حتي
با گذشت حدود دو دهه از ارتحال ايشان آشكار و مشهود مي باشد.
نهادمندي هاي جمهوري اسلامي ايران
كاملا در پرتو مرام انديشه اي و
انقلابي امام خميني (ره )
عرصه وجود و حضور پيدا كرده اند و در شكل
آرماني
روح حاكم بر اين نهادمندي ها متاثر از شخصيت ايشان
مي باشند. جامع الاطراف بودن اين شخصيت
چه به عنوان يك رهبر
سياسي و چه به عنوان يك رهبر ديني باعث گرديده تا انديشه هاي ايشان
محمل بحث و نظر در تمامي جهات و موضوعات باشد. آموزش و
پرورش
بديهي ترين موضوعي است كه ذهن امام خميني (ره ) با آن در
پيوند بود و بررسي اين موضوع از منظر حضرت امام خميني (ره )
به
خوبي نشان گر تلفيق وجوده ديني و سياسي ديدگاه هاي امام
خميني (ره ) در قالب يك نظام انديشه اي ناب اسلامي است . علاوه بر
اين تاثير عنصر زمان بر انديشه هاي حضرت امام خميني (ره ) به خوبي
در هر نوع بررسي از اين انديشه ها مشهود مي باشد. تلاش امام
خميني (ره ) براي رهنمون سازي جامعه انقلابي براي تاسيس آموزش و
پرورش ايده آل اسلامي
تا حد زيادي متاثر از شناخت و برداشت
ايشان از تجربيات رژيم گذشته در زمينه تعليم و تعلم بوده است . بر اين
اساس در اين مقاله تلاش مي شود تا ديدگاه هاي حضرت امام
خميني (ره ) در زمينه آموزش و پرورش مورد تبيين و بررسي قرار گيرد.
نگارنده اين سطور تلاش كرده تا با تحقيق و جست وجوي مستقيم در
آرا و انديشه هاي ايشان كه در مجموعه مجلدات كتاب صحيفه نور
جمع آوري گرديده به اين مقوله بپردازد. بر اين اساس هدف اصلي
تهيه كننده اين مطلب درك و شناخت مستقيم از آموزه هاي حضرت امام
خميني (ره ) در زمينه آموزش و پرورش بوده و به هيچ وجه به دنبال
نظريه پردازي نمي باشد. نگارنده اميدوار است كه شايد طراحي مباحث
در ابعاد چهارگانه ذيل و در پي آن استخراج ده نكته كليدي
به اين
برداشت و شناخت كمك نمايد. اين نكته نيز شايسته ذكر است كه
بررسي ديدگاه هاي امام خميني (ره ) مي طلبد تا بسياري از مطالب به
صورت نقل قول مستقيم ارايه گردد :
الف ) جايگاه نهاد آموزش و پرورش
در سامانه فكري حضرت امام خميني (ره )
آموزش و پرورش
از
رفيع ترين جايگاه برخوردار است . ايشان مي فرمايند :
« مساله فرهنگ و آموزش و پرورش در راس مسايل كشور است . اگر
مشكلات فرهنگي و آموزشي به صورتي كه مصالح كشور اقتضا مي كند
حل شود
ديگر مسايل به آساني حل مي گردد . » (1 )
امام خميني (ره ) به تركيب ظاهري « آموزش و پرورش » توجه دارند كه
بايد اين تركيب با محتواي خود همخواني داشته باشد. از كلام ايشان
است كه « بسياري از اوقات الفاظ خيلي الفاظ جالبي است و لكن
سرپوش از براي چيزهايي است كه جالب نيستند. آموزش و پرورش
هر
دو لفظ از الفاظ جالب است و زمان طاغوت هم وزارت آموزش و
پرورش داشتيم ... لكن ... گرفتار الفاظ بوديم ... با الفاظ نبايد گول
بخوريد .. خودتان را گول نزنيد كه ما در آموزش و پرورش هستيم . » (2 )
جايگاه مدرسه و آموزش و پرورش آن قدر مهم بود كه تنها هشت روز
پس از پيروزي انقلاب اسلامي پيام امام خميني (ره ) به مناسبت
بازگشايي مدارس صادر مي گردد. اين قضيه به خوبي حكايت جايگاه
برتر آموزش و پرورش در جمع نهادمنديهاي انقلاب اسلامي داشته
است . ضمن آنكه امام خميني (ره ) از اين طريق تلاش داشته است تا
مسئوليت انقلابي آموزش و پرورش را يادآور شوند. ايشان در اين پيام
مي فرمايند :
« اكنون كه مدارس كشور پس از يك مبارزه بزرگ اسلامي دوباره گشوده
مي شود... يادآوري اين نكته ضروري است كه اين انقلاب تا رسيدن به
نتيجه نهايي كه قطع يد آمريكا
شوروي
انگلستان و ساير دول
استعمارگر است ادامه دارد. فرزندان عزيزم
ديگر اين شمائيد كه بايد هر
چه بيشتر كوشش كنيد تا نهال آزادي و استقلال كشور را آبياري كنيد.
فرداي شما فرداي دشواري است كه اگر مجهز به علم و تقوا و شعور
انقلاب اسلامي شديد
پيروزي تان حتمي است ... هرگز اجازه ندهيد كه
عده اي معدود چون گذشته تلخ روزهاي استبداد بر شما حكومت
كنند . » (3 )
ايشان ضمن اشاره به رمز وحدت كلمه و لزوم اتحاد
سه تذكر را يادآور
مي شوند :
.1 « رمز پيروزي ما وحدت كلمه بوده است . اكنون با كمال خضوع
مي خواهم تا از اختلافات دست برداشته و براي فرداي خود فكر اساسي
كنيد و از هر گونه اختلاف بپرهيزيد كه چون موريانه خوب و بد را نابود
مي كند.
.2 كتاب هاي درسي رالله تغيير اساسي داده و آنچه ... كه به نفع استعمار
و استبداد است تصفيه كنيد و دروس انقلابي ـ اسلامي كه بچه هاي ما را
بيدار و جوانان ما را مستقل و آزاد بار آورده جايگزين آن كنيم .
.3 بايد در سراسر ايران با پاكسازي آموزش و پرورش از آثار فرهنگ
استعماري
محيطي به وجود آوريد كه اطفال ما را شيربچگاني كه
هميشه پشت جبهه مقاومت عليه آمريكا و صهيونيست و ساير
چپاول گري هاي شرق و غرب نشسته اند
تربيت كنيد . » (4 ) .
ب ) جايگاه معلم
جايگاه معلم
در نزد حضرت امام خميني (ره ) بسيار مقدس مي باشد تا
جايي كه با جايگاه انبيا مقايسه مي گردد. امام خميني (ره ) درجمله اي
نمادين مي فرمايند :
« شغل معلمي همان شغل انبيا است . » (5 )
بالاتر آنكه مي فرمايند :
« شما معلمين يك شغل بسيار شريف داريد كه همان شغل الله است
همان شغل انبيا است . » (6 )
در وصف نقش معلم در جامعه مي فرمايند :
« وظيفه معلم هدايت جامعه است به سوي الله . » (7 )
جنبه امانت داري معلم
خصلتي ويژه در نزد حضرت امام خميني (ره )
تلقي مي گردد. آنجا كه مي فرمايند :
« معلم امانت داري است كه غير همه امانت ها
انسان امانت اوست ... »
تفاوت است بين امانتي به نام انسان و امانتي به مانند يك قالي . (8 )
امام خميني (ره ) در تبيين جايگاه والاي معلم
به مسئوليت بالاي آن نيز
ارجاع مي دهند :
« مقام معلم مقام والايي است
مقامي است كه بالاتر از مقام معلم نيست
مقامي است كه خداي تبارك و تعالي از آن تعظيم فرموده است
لكن
مسئوليت جوانان مسئوليت كمي نيست . تمام ملت بايد معلم باشند.
معلم فرزندان خود
اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش
متعلم ... معلمان خيلي مقام بزرگ دارند و خيلي مسئوليت بزرگ . اگر
معلمان ما كوتاهي كنند در تعليم
مسئول هستند. معلمين هستند كه
مي توانند مملكت را حفظ كنند
استقلال مملكت را . » (9 )
نه تنها استقلال مملكت
بلكه پيشرفت و ترقي يك ملت نيز به معلم
مربوط است . امام خميني (ره ) مي فرمايند :
« پيشرفت و... عقب ماندگي هر كشوري ... به دست معلمين
است . » (10 )
ج ) جايگاه علم و آموزش
علم و آموزش در نزد حضرت امام خميني (ره ) از ارزش ذاتي برخوردار
است . در كلام ايشان است كه :
« در هيچ ملتي مثل ملت اسلام از علم توصيف نكرده است . قرآن كريم در
جاهاي زيادي از علم و از عالم و توجه به علم توصيف فرموده است و
در كم جايي از آهن صحبت كرده است . آن جا هم كه از آهن صحبت
مي كند منافع ناس در نظر گرفته شده است ... با علم است كه انسان
مي تواند تامين سعادت دنيا و آخرت را بكند . » (11 )
علم در انديشه امام خميني (ره ) مايه نجات كشور از تمام
گرفتاري هاست :
« اگر كشور ما علم را بياموزد
ادب را بياموزد
جهت يابي علم و عمل را
بياموزد
هيچ قدرتي نمي تواند بر او حكومت كند. تمام گرفتاري هايي كه
ما در... طول مدت تاريخ داشتيم بهره برداري از جهالت مردم بوده
است . جهالت مردم را آلت دست قرار دادند و برخلاف مصالح خودشان
تجهيز كردند... علم و سواد است با آن جهتي كه بايد به او توجه كرد كه
مي تواند ملت را از همه گرفتاري ها نجات دهد و نمي توانند كساني را كه
مي خواهند اين نهضت رالله خلل برسانند . » (12 )
در انديشه امام خميني (ره ) توانمندي ملت به ابزار علم
سد بزرگي عليه
استبداد مي باشد. به فرموده ايشان با داشتن علم « كسي نمي تواند بر شما
تعدي كند كسي نمي تواند استبداد را برگرداند و اگر اين علم نباشد مردم
را توجيه مي كنند به جايي كه باز هم آن مسايل سابق ... و آن استبداد
سابق و آن وابستگي هاي سابق » برگردد . (13 )
امام خميني (ره ) در مقايسه اي جالب قلم را با مسلسل مورد سنجش
قرار مي دهند و نقش هر يك را در زندگي بشر مورد نظر قرار مي دهند.
ايشان مي فرمايند :
« اميدوارم كه بشر به رشدي برسد كه مسلسل ها را به قلم تبديل كند. آن
قدري كه قلم و بيان به خدمت بشر بوده است مسلسل ها نبوده اند.
مسلسل ها غالبا در خدمت ابرقدرت ها بوده اند... قلم و علم و بيان است
كه مي تواند بشر را بسازد
نه مسلسل و نه ساير قواي تخريب كننده ...
شما كوشش كنيد كه با بيان و قلم مسلسل ها را كنار بگذاريد و ميدان را
به قلم ها و به علم ها و به دانش ها واگذار نماييد... اگر غايات و مقاصد...
الهي باشد
هم قلم و هم مسلسل و هم علم و دانش و هم هر عملي ارزش
پيدا مي كند... اگر مقصد... انساني و الهي نباشد... خطر قلم بيشتر از
مسلسل است و خطر بيان بيشتر از توپ و تانك است و خطر علم بيشتر
از همه اين هاست ... ابزار كوبنده انسان با دست قلم دارها و با دست
علمايي كه در همه دانشگاه ها هستند... وجود پيدا كرده است همه
ترقيات بشر هم با دست علما و بيان و قلم علما وجود پيدا كرده است .
كوشش كنيد كه در... آموزشي كه به مردم مي دهيد جهت دار باشد.
جهت ... بدهيد كه براي خدا بخوانند و براي خدا بنويسند . » (14 )
د) جايگاه تزكيه و پرورش
ويژگي ممتاز و برجسته اي كه در انديشه حضرت امام خميني (ره ) در
تبيين بحث آموزش و پرورش وجود دارد
تاكيد فراواني است كه ايشان
بر موضوع دوم اين بحث يعني مساله پرورش دارند. مفهوم « تزكيه »
كليدي ترين بحثي است كه امام خميني (ره ) از آن براي نشان دادن
اهميت تربيت و پرورش در اين نهاد فرهنگي استفاده مي نمايند. در اين
جهت اولا براي امام خميني (ره )
آموزش تنها معنايي ندارد و آن را
بدون پرورش خطرناك نيز مي داند و ثانيا در رابطه ميان آموزش و
پرورش
پرورش از تقدم ذاتي برخوردار مي گردد.
در وصف آموزش بدون پرورش مي فرمايند :
« آموزش تنها ممكن است كه براي يك كشور مضر هم باشد. آموزش
باشد با تربيت كه در آيه مي فرمايد : اقرا باسم ربك
قرائت كن به اسم
رب
... اگر قرائت با اسم رب باشد اين هم پرورش است و هم آموزش
قرائت آموزش است و با اسم وقتي كه شد پرورش است . » (15 )
در ديدگاه امام خميني (ره ) جمع اين دو خصلت براي مفيد بودن
ضروري است . « اگر يك انساني هم علم داشت و هم تربيت الهي داشت
اين مفيد خواهد شد براي مملكت خود . » (16 ) ايشان به آسيب شناسي
جدايي اين دو از يكديگر مي پردازند و مي فرمايند :
« بيشتر صدماتي كه به بشر وارد مي شود از طريق آموزش بي پرورش
است ... تمام اين آلات كه درست شده است به دست اشخاصي بوده
است كه آموزش داشته اند لكن پرورش صحيح نداشته ... مملكت ما هم
آن مقدار كه از دست آموزش و آموزش خواهان و آنهايي كه آموزششان
زياد بوده است
صدمه داده اند ملت ما
از دست ديگران نديده اند.
براي اين كه اين متفكران و اين دانشمندان بودند كه طرح هاي تخريبي
را
طرح هاي فنا كننده ملت را مي ريختند براي اين كه آموزش داشتند
لكن آموزش در كنار پرورش نبود . » (17 )
امام خميني (ره ) در تبيين رابطه تعليم و تزكيه از زمان طاغوت مثال
مي آورند و مي فرمايند :
« اشخاصي كه در اطراف اين پدر و پسر (شاه و پدرش ) بوده اند
اين ها از
همان تحصيل كرده هايي بودند كه در اروپا و آمريكا تحصيل كرده بودند
لكن فقط آموزش بود
پرورش اسلامي
پرورش انساني نداشتند... حتي
ساواكي هم مثل آنها به ما ضرر نزده است . آنها افكار را ضايع كردند
آنــــها جوان هاي ما را فاسد كردند . » (18 )
با اين تجربيات مشخص بود كه امام خميني (ره ) مي فرمودند :
« بايد هم تحصيل باشد به مدارج عاليه و هم همراه تحصيل تربيت باشد
و جوان هاي ما تربيت بشوند به يك تربيت انساني
به يك تربيت
اسلامي ... اگر چنان چه تربيت انساني بشوند جوان هاي ما
... ديگر
خيانت كار به كشور خودشان نمي شوند ... » (19 )
در زمينه تزكيه امام خميني (ره ) معتقدند كه بايد اين مساله از فرد
آموزش دهنده يعني معلم شروع شود. ايشان مي فرمايند :
« معلمين آموزش و پرورش اگر خودشان يك پرورش صحيح نداشته
باشند و يك تعليم صحيح
نمي توانند جوان ها را تعليم كنند و آموزش
بدهند و پرورش بدهند. مبدا هر امري از خود آدم شروع
مي شود . » (20 )
اصولا اثرگذاري معلم منوط به تزكيه وي مي باشد :
« همه معلمين در فكر اين باشند كه خودشان را تهذيب كنند
بايد خود را
مهذب كنند تا حرفشان در ديگران اثر كند . » (21 )
اما در بحث تقدم تزكيه بر تعليم نيز ديدگاه هاي امام خميني (ره ) جالب
توجه است . ايشان با تفسير قرآني مي فرمايند :
« تزكيه مقدم بر تعليم و تعلم است . خداي تبارك و تعالي در يك سطح
آموزش و پرورش را ذكر مي فرمايد و در هيچ چيز از امور دنيايي خدا
نفرموده است كه من منت بر مردم گذاشتم
لكن در قضيه آموزش و
پرورش مي فرمايد كه لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولا من
انفسهم يتلوا عليهم آياته ويزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه . خداي
تبارك و تعالي در مورد تزكيه
در مورد تعليم ... با تعبير منت گذاشتن بر
مردم مي فرمايد منت گذاشته و پيغمبر را براي آموزش و پرورش
فرستاده و پرورش را قبل از آموزش
مورد توجه قرار
مي دهد . » (22 )
امام خميني (ره ) در ادامه تفسير آيه يادشده مي فرمايند :
« اصل آمدن پيغمبر براي آموزش و پرورش بوده است . وظيفه پيغمبر
اول اين است كه آيات را تلاوت كند بر ايشان
تزكيه كند آنها را
آنها را
تطهير كند
نفوس را تطهير كند
بعد از اين كه تطهير كرد يعلمهم الكتاب
و الحكمه ... اگر چنان چه نفوس تزكيه نشوند
تطهير نشوند
از آن
اوصاف فاسد بيرون نروند
علم اثر سويي در آنها مي كند. تمام اديان
باطله را علما اختراع كردند... براي اين كه علم وارد شده بود در جايي
كه تزكيه نشد
اين عالم كه حامل اين علم است و مزكي هم نيست
خطرناك مي شود براي جامعه ... اين علم هايي كه در آن جا انباشته
مي شود يك انباري است كه خداي تعالي اين تعبير را در آن فرمود : مثل
الذين حملوا التوريه ثم لم يحملواها كمثل الحمار يحمل اسفارا اين
كسي كه حتي علم توحيد را
علم اديان را
علم اخلاق را
همه اين علوم
را دارد لكن تزكيه نكرده نفسش را
اين يك موجود خطرناك مي شود
براي جامعه . » (23 )
يادداشت ها
.1 خميني (ره )
روح الله
صحيفه نور
تهران : سازمان مدارك فرهنگي
انقلاب اسلامي
1370
جلد 15
ص .192
.2 همان
جلد 12
ص .211
.3 همان
جلد 5
ص .98
.4 همان
ص .99
.5 همان
جلد 7
ص .77
.6 همان
جلد 8
ص .240
.7 همان
جلد 13
ص .53
.8 همان
جلد 14
ص .29
.9 همان
جلد 6
ص .140
.10 همان
جلد 6
ص .237
.11 همان
جلد 13
ص .230
.12 همان
ص .231
.13 همان .
.14 همان
جلد 13
صص 29 ـ.228
.15 همان
جلد 6
ص .11
.16 همان .
.17 همان .
.18 همان
جلد 18
ص .116
.19 همان .
.20 همان
جلد 12
ص .216
.21 همان
جلد 19
ص .122
.22 همان
جلد 12
ص .212
.23 همان
صص 13 ـ.212
حضرت امام خميني : اگر غايات و مقاصد
الهي باشد
هم قلم
و هم مسلسل و هم علم و دانش و هم هر عملي ارزش پيدا
مي كند
اگر مقصد
انساني و الهي نباشد
خطر قلم بيشتر از
مسلسل است و خطر بيان بيشتر از توپ و تانك است و خطر علم
بيشتر از همه اينهاست .
حضرت امام خميني : معلمين آموزش و پرورش اگر
خودشان يك پرورش صحيح نداشته باشند و يك تعليم صحيح
نمي توانند جوان ها را تعليم كنند و آموزش بدهند و پرورش
بدهند. مبدا هر امري از خود آدم شروع مي شود.
حضرت امام خميني : اين كسي كه حتي علم توحيد را
علم
اديان را
علم اخلاق را
همه اين علوم را دارد
لكن تزكيه
نكرده نفسش را
اين يك موجود خطرناك مي شود براي
جامعه .

*****
آيت الله طالقاني
ابوذر انقلاب
|
بمناسبت سالگرد رحلت آيت الله طالقاني
مرحوم آيت الله طالقاني در سال 1284 هجري شمسي ديده به جهان گشود . او
در خانواده اي اهل علم وفضيلت وداراي روحيات انقلابي وضد ظلم رشد نمود ودر
تمام طول زندگيش بيش ازنيم قرن به مبارزه با استعمار
استبداد واستثمار
پرداخت . مبارزات آيت الله طالقاني از زماني كه وارد حوزه علميه شد شروع شد
او
از همان دوران جواني وارد فعاليتهاي تبليغي وارشادي شد ومشغول آموزش
وتفسير قرآن و نهج البلاغه وكتب ديني ديگر گرديد. آيت الله طالقاني با واقعه
كشف حجاب در دوران رضاخاني به شدت به مقابله پرداخت وبه دليل همين
مخالفتها دچار صدمات وسختيهاي گوناگون شد . وي در سالهاي 30 و 31 بنا به
پيشنهاد مرحوم آيت الله العظمي بروجردي براي شركت در موتمرالعالم الاسلامي
كه براي تشريك مساعي بين مسلمين كشورهاي مختلف مسلمان تشكيل شده بود
به مصر واردن سفر كرد واز نزديك با مسائل دنياي اسلام آشنا شد.
آيت الله طالقاني وقتي كه فدائيان اسلام حركت خود را جهت نابودي ستمگران
در سطح جامعه آغاز كردند با توجه به رابطه نزديكي كه با شهيد نواب صفوي داشت
با اين گروه بطور غيرمستقيم همكاري مي كرد و هنگامي كه در سال 35 رژيم شاه
قصد دستگيري واعدام نواب را داشت زادگاه ومنزل پدري مرحوم طالقاني پناهگاه
خوبي براي درامان ماندن وي از چنگال دژخيمان حكومت آمريكائي شاه بود.
آيت الله طالقاني در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت ايران مبارزات
ارزنده اي داشت وتلاشهاي فراواني در جهت رهانيدن حقوق ملت مسلمان ايران از
چنگال استعمارگران چپاول پيشه انجام داد. پس از شكل گيري نهضت روحانيت به
رهبري امام خميني در سال 41 وطرح مسائلي همچون انجمنهاي ايالتي و ولايتي و
انقلاب باصطلاح سفيد
ايشان به پيروي از امام به مخالفت با رژيم پرداخت وبه
دليل فعاليتهاي زياد در همين سال به زندان افتاد وپس از آزادي مجددا در سال 42
در ارتباط با وقايع 15 خرداد دستگير وبه ده سال زندان محكوم گرديد . آيت الله
طالقاني در زندان نيز دست از مبارزه وارشاد اطرافيان برنداشت
رفتار وگفتار
مناسبش حتي روي مامورين زندان اثر مثبت گذاشته بود. در پي همين تلاشهاي
فرهنگي وتبليغي بود كه در زندان با نوشتن تفسير « پرتوي از قرآن » سعي در آشنا
كردن افراد به عظمت وسازندگي قرآن نمود.
زنداني شدن مرحوم طالقاني در اين مرحله بيشتر از چند سال طول نكشيد ودر
سال 46 بواسطه فشارهاي داخلي وخارجي بر رژيم شاه از زندان آزاد شد . وي بعد
از آزادي دنباله مبارزه را همچون گذشته ادامه داد و مسجد هدايت را پناهگاه ومركز
تجمع مخالفان رژيم قرار داد ودر آستانه سال 50 همزمان با برگزاري جشنهاي
2500 ساله شاهنشاهي دستگير وبه مدت 3 سال در زابل و 18 ماه در بافت كرمان
در بدترين شرايط به حالت تبعيد بسر برد . درسال 54 مجددا به دست ساواك
گرفتار شد و به 10 سال زندان محكوم گرديد لكن اين بار ديري نپائيد كه خروش
مردم مسلمان پايه هاي حكومت سلطنتي را متزلزل نموده وايشان با عده زيادي
اززندانيان سياسي آزاد گرديد.
آيت الله طالقاني در دوران انقلاب اسلامي نيز نهايت تلاش خود را در جهت
پيروزي انقلاب نمود وپس از پيروزي انقلاب اسلامي در سنگر نماز جمعه تهران با
خطبه هاي پرشور به هدايت وارشاد مردم پرداخت وسرانجام در 19 شهريور 1358
پس از عمري تلاش خستگي ناپذير در راه پياده كردن احكام اسلام و مبارزه با ظلم
طاغوت چشم از جهان فرو بست وبه ديار باقي شتافت .
حضرت امام خميني قدس سره الشريف به مناسبت رحلت آيت الله طالقاني
پيامي صادر نمودند كه در بخشي از آن چنين آمده است :
« مجاهد عظيم الشان وبرادر بسيار عزيز
حضرت حجت الاسلام والمسلمين
آقاي طالقاني از بين ما رفت وبه ابديت پيوست وبه ملااعلي با اجداد گرامش
محشور شد. براي آن بزرگوار
سعادت وراحت وبراي ما وامت ما تاسف وتاثر
واندوه . آقاي طالقاني يك عمر در جهاد و روشنگري وارشاد گذراند. او يك
شخصيتي بود كه از حبسي به حبس واز رنجي به رنج ديگر در رفت وآمد بود
وهيچگاه در جهاد بزرگ خود سستي وسردي نداشت . من انتظار نداشتم كه بمانم
ودوستان عزيز وپر ارج خودم را يكي پس از ديگري ازدست بدهم . او براي اسلام به
منزله حضرت ابوذر بود. زبان گوياي او چون شمشير مالك اشتر بود
برنده بود و
كوبنده . مرگ او زودرس بود وعمر او با بركت . رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او كه
در راس پرهيزكاران بود وبر روان خودش كه بازوي تواناي اسلام . من به امت اسلام
وملت ايران وعائله ارجمند وبازماندگان او اين ضايعه بزرگ را تسليت مي دهم .
رحمت بر او و برهمه مجاهدان راه حق . »

| |