فرهنگ مهدويت
جامع و كامل
غني و پرمحتوا
خالص و
ناب
و داراي وسعت و گستردگي است . اين فرهنگ با اين
مشخصه ها و ويژگي ها
هر جريان فكري باطل و هر گروه به
ظاهر حامي مهدويت و در باطن متضاد با اين حقيقت را
شناسايي مي كند و درون مايه ها و انديشه ها و عملكردهايش را
به نقد و مداقه مي گذارد و معرفت و بينش و بصيرتي مي آفريند
تا جامعه اسلامي در هر عصر و نسل حق را از باطل
و راه را از
بيراهه
و هدايت را از ضلالت تشخيص و تفكيك دهد و از طي
مسير كمال بازنماند و به سلامت از فراز و نشيب ها عبور كند و
به مقصد اصلي و نهايي برسد.
ائمه دين (ع ) كه راهنمايان و بينش آفرينان درهر عصر
مي باشند و رهنمودهاي جامع آنان براي همه دوره هاي زندگي
بشر راهگشا و مقصدرسان است
درباره مهدويت نيز فرهنگ و
معارفي كامل و غني به وجود آورده اند كه داراي ابعاد و
جلوه هاي گوناگون مي باشد و از آن جمله است پيش بيني نضج
و شكل گيري جريان ها و گروه هاي منحرف و باطل كه در عين
گمراهي
ادعاي راهيابي مي كنند و تفكرات و سيره و روش هاي
ضدمهدويت را به نام مهدويت تبليغ و ترويج مي نمايند.
در رهنمودهاي ائمه دين درباره جريان هاي فكري
سربرآورده از تفكرات ناصحيح و برداشت هاي سطحي و
آميخته با جهل و جمود از مهدويت كه شامل رويدادها و
تحركات اين گروه ها در مقاطع تاريخي ديروز و امروز و گذشته
و حال مي باشد
تامل مي ورزيم .
1 ـ در رهنمودهاي ائمه دين (ع ) ابتدا به اين واقعيت
اشارت مي رود كه مردم در عقيده مندي به مهدويت و پيروي از
فرهنگ و ارزشهاي آن به دو دسته تقيسم مي شوند
دسته اول
صاحبان افكار غط و باطل هستند كه تعدادشان كثير است
و
گروه دوم پيروان فكور و خالص و صادق و داراي باورهاي
مستحكم و شناخت هاي عميق و معرفت هاي اصيل مي باشند
كه در اقليت به سرمي برند.
از حضرت امام جعفرصادق (ع ) دراين باره چنين نقل شده
است :
« به راستي مهدي (ع )
دو غيبت دارد. غيبت دوم آن به
اندازه اي به درازا مي كشد كه گروهي مي پندارند او مرده است
و گروهي مي پندارند كشته شده است
و گروهي مي پندارند
ظهور او گذشته است . پس بر پيروي از او
كسي باقي نماند
مگر مردماني اندك . » 1
در همين موضوع رواياتي ديگر از ائمه دين (ع ) نقل گرديده
كه به صراحت به « گمراهي » گروه هايي از مردم
و هدايت و
راهيابي گروهي ديگر از آنان در موضوع مهدويت اشاره دارد.
روايت ذيل از اميرمومنان حضرت علي (ع ) نمونه اي از
آنهاست :
« در غيبت مهدي (ع )
در اثر تحيري كه پديد مي آيد
گروهي از مردم گمراه مي شوند
و گروهي ديگر بر هدايت
مي مانند . » 2
2 ـ موضوع دوم
به وجود آمدن تشتت و اختلاف و
پراكندگي در ميان مردم است .
حضرت امام محمدباقر(ع ) در اين باره چنين مي فرمايد :
« و اختلاف شديد ميان مردمان رخ مي دهد و در دين خود
پراكنده مي شوند . » 3
پراكندگي در دين
تعبير روشني است براي ايجاد فرقه ها و
دستجات و جريان هاي مختلف درباره مهدويت
كه اينان
هركدام تفكر و برداشت هاي نامتناسب با قيام قائم (ع ) و فلسفه
انتظار فرج دارند و هر جريان و گروه به راهي مي رود و انديشه
و ديدگاهي را مطرح مي كند كه انطباقي با فرهنگ جامع و غني
مهدويت ندارد و به اين ترتيب آگاهانه يا ناآگاهانه جمعي از
مردم را به گرد خويش فراهم مي آورند و بر آنچه باطل است و
هيچ بنيان و اساسي ندارد پاي مي فشرند.
پراكندگي در دين و شكل گيري جريان ها و فرقه هاي تهي از
باورهاي اصيل و بنيادين درباره مهدويت كه در همه اعصار از
جمله در عصر و زمانه ما مصاديق صريح و روشن دارد
در
احاطه جامع و نظارت و محاسبه همه جانبه و گسترده و دقيق
حضرت پروردگار قرار دارد و هم او كه همه انديشه ها و افكار و
باورها و رفتار و سلوك و عملكردهاي كوچك و بزرگ مردمان
را در هر مكان و هر زمان مي نگرد و حسابرسي مي كند
مدعيان
دروغين و راستين در موضوع انتظار و مهدويت را نيز با همان
تدقيق به محاسبه مي گذارد و افراد و گروه هاي و جريان هاي
فكري حق و باطل را از هم جدا مي سازد.
بينديشيم در اين كلام بيدارگر و هشياري بخش حضرت
امام جعفرصادق (ع ) كه فرمود :
« مردمان درباره مهدويت امتحان مي شوند
و از هم تميز و
تشخيص مي يابند
و غربال مي شوند و بسياري از آنان از غربال
بيرون نمي آيند . » 4
« بسياري از غربال بيرون نمي آيند »
كنايه از اين است كه
در اين امتحان و حسابگري و نظارت دقيق الهي
گروه هاي
كثيري از مردم به آن دليل كه در پي جريان ها و احزاب منحط و
باطل مي روند و از مسير اصلي مهدويت منحرف مي شوند
سرافراز و پيروز از ميدان آزمون بيرون نمي آيند و دنيا و آخرت
خويش را به دست خود و در اثر جهل و جمود و نداشتن
تحرك و تلاش لازم براي كسب معرفت و بينش ديني و عجز و
ناتواني در « جريان شناسي حق و باطل »
با خسران و زيان
بزرگ همراه مي سازند.
3 ـ موضوع سوم
مصاديق و نمونه هايي از جريان هاي
فكري باطل درباره مهدويت است كه ائمه دين (ع ) معرفي
مي كنند و عين آنها در عصر و زمانه ما و در صحنه هاي
فعاليت هاي تبليغي و رفتار و عملكردهاي اجتماعي و سياسي
ظاهر مي شوند. به ديگر سخن
ائمه اطهار(ع ) بنيان هاي فكري
گروه هاي باطل و جلوه هاي عملي تفكر آنان را به صراحت
مي نمايانند و آنچه در همه مقاطع تاريخي و در ميان اين فرقه ها
به وقوع پيوسته و هم اكنون نيز تداوم دارد را روشن و آشكار
مي سازند.
يكي از اين مصاديق
ترك « جهاد » با دشمنان متجاوز است
كه حريم دين و ايمان و استقلال و تماميت ارضي سرزمين هاي
اسلامي را مورد تعدي و تهاجم قرار مي دهند و جان و مال و
ناموس و امنيت مردم را با خطر جدي مواجه مي سازند.
يكي از جريان هاي فكري باطل مدعي پيروي از مهدويت
دراين هنگامه ها و شرايط و موقعيت هاي سخت
از جهاد و
مبارزه نهي مي كند و به « تقيه » دعوت مي نمايد. اين جريان
معتقد است كه در دوره غيبت جهاد و مبارزه واجب نيست و
همواره بايد به تقيه پرداخت
اگرچه دشمنان دين از همه مرزها
بگذرند و تمام حريم ها را هتك كنند و سرزمين ها را اشغال
نمايند و جان و مال و ناموس مسلمين را به تاراج
نهند!
علت اصلي اتخاذ اين شيوه كه به غلط و در اثر نافهمي و
قشري گري و سطحي نگري نسبت به اصل تقيه در اسلام شيوع
پيدا كرده است « راحت طلبي » و گريز از رنج و سختي هاي
جهاد و مبارزه با دشمنان دين است .
حضرت امام جعفرصادق (ع ) ضمن اشاره به فلسفه اصلي
تقيه در اسلام
اين برداشت و سطح انديشي راحت طلبان را
نفي مي كند و آنان را اهل « نفاق » نام مي نهد :
« فلسفه تشريع تقيه
حفظ خون هاست . اگر تقيه
به مرز
خون رسد
ديگر جاي تقيه نيست . به خدا سوگند
اگر شما
براي ياري ما دعوت شويد
خواهيد گفت : ما در تقيه هستيم و
نمي توانيم شما را ياري دهيم ! همانا تقيه از پدران و مادران
براي شما عزيزتر است . اگر قائم ما قيام كند
به ياوه گويي هاي
شما گوش نخواهد داد
و در حق بسياري از شما مردم منافق و
دورو
حدود خداوند را جاري خواهد ساخت . » 5
اين طرز تفكر باطل هم اكنون نيز وجود دارد و گروه هاي
راه طلب كه از اسلام جز به نماز و روزه و ذكر و عبادت آن
اعتقاد و پايبندي ندارند
از جهاد و مبارزه كناره مي گيرند و
اسلام و مسلماني را در گوشه عزلتي و ذكر و عبادتي خلاصه
مي كنند و هرگز نمي گذارند به خور و خواب و آسايش و
رفاهشان آسيبي وارد شود.
حضرت امام خميني
چه زيبا اين گروه از مدعيان
دينداري را كه همواره راحت و رفاه خويش را مي طلبند و
حامي اسلام منهاي جهاد و مبارزه مي باشند
توصيف
مي نمايد :
« از صدر اسلام تاكنون
دو طريقه
دو خط بوده است
يك
خط
اشخاص راحت طلب كه تمام همشان به اين است كه يك
طعمه اي پيدا بكنند و بخورند و بخوابند
و عبادت خدا را هم
آنهايي كه مسلمان بودند مي كردند. اما مقدم بر هر چيزي درنظر
آنان
راحت طلبي بود... از اول نهضت اسلامي
ما شاهد
اشخاص كه ... راحت را بر هر چيزي مقدم مي داشتند
(بوده ايم )
تكليف را در اين مي دانستند كه نمازي بخوانند و
روزه اي بگيرند . » 6
يكي ديگر از جريان هاي فكري باطل مدعي تبعيت از
مهدويت
به ترك و رهاسازي اصل واجب الهي كه به طور
مكرر در قرآن كريم به ضرورت آن تصريح گرديده است
يعني
« امربه معروف و نهي ازمنكر » اقدام مي كنند و با استدلال هاي
خلاف شرع و عقل و اصول و ارزشهاي انساني
مردمان جاهل
و فاقد بصيرت را به حمايت از خود درمي آورند و به تبليغ و
ترويج افكار باطل خويش مي پردازند.
حضرت امام صادق (ع ) مي فرمايد :
« مردمان را مي نگري كه در كنار نهادن امربه معروف و
نهي ازمنكر همراه مي شوندو نسبت به آن ناباورند . » 7
ترديدي وجود ندارد كه اگر امربه معروف و نهي ازمنكر ـ كه
فريضه بزرگ دين و عامل مقابله با پليدي ها و ترويج و گسترش
پاكي هاست ـ رها شود و كسي خود را موظف به انجام اين
واجب الهي نداند
همه جا را فساد و تباهي فرا مي گيرد و
فاسقان و هرزگان و اشرار و پليدان از قدرت و توانايي
برخوردار مي شوند و نه تنها در گسترش عملكردهاي تباهشان
مانعي نمي يابند و مخالفتي مشاهده نمي كنند
كه با تحسين و
تشويق و مساعدت و ياري كامل نيز مواجه مي شوند
چنان كه
حضرت امام جعفرصادق (ع ) مي فرمايد :
« ...بدي ها آشكار گشته از آن نهي نمي شود و پيروان آن
درامانند... و فاسق را مي نگري كه به كردار ناپسندش توانا و
مورد تحسين است . » 8
از شگفتي هاي بزرگ اين است كه اين جريان هاي فكري
منحط كه هم اكنون نيز در جامعه اسلامي ما حضور دارند و در
ترويج افكار باطلشان فعال و كوشا مي باشند
نه تنها معتقد به
ترك « امربه معروف و نهي ازمنكر » هستند بلكه بر اين باورند كه
بايد « امر به منكر » كرد و « نهي ازمعروف » تا به اين وسيله فساد
و گناه و معصيت و گمراهي و فسق فزوني يابد و زمينه هاي
ظهور قائم (ع ) فراهم شود. آنان معتقدند از آنجا كه بايد فساد و
گناه و ظلم و جور به اوج و طغيان برسد تا مهدي موعود ظهور
نمايد
پس ما نه تنهانبايد كمك و مساعدتي دربرطرف شدن
ناپاكي ها كنيم
كه بايد به شدت در ازدياد و فزوني معاصي و
مفاسد بكوشيم تا همه زمينه ها براي ظهور فراهم آيد!
اين جريان هاي باطل
با تشكيل حكومت اسلامي در عصر
غيبت هم مخالف مي باشند
كه اين عمل نيز چون همراه با
جهاد و مبارزه و امربه معروف و نهي ازمنكر است
از ديدگاه
اين ظاهربينان و سطح انديشان
ناصحيح مي باشد و نبايد در
استقرار حكومت حق كوشيد
و باطل در هر جلوه و نمود و
قدرت حتي نظام هاي سياسي و حكومتي ظلم گستر و
فسادطلب
مشروعيت دارند و بايد حامي آنان بود!
حضرت امام خميني ابعاد و جلوه هايي از اين انديشه هاي
باطل را به صورت « تفكر شاه سايه خداست » 9
« ما مكلف به
جهاد و مبارزه نيستيم » 10
و « حكومت قبل از ظهور امام زمان
عليه السلام باطل است » 11
معرفي مي نمايد .
همچنين حضرت امام خميني درباره يكي از بارزترين
احزاب و جمعيت هاي باطل و داراي افكار انحرافي درباره
مهدويت اعلام مي كنند : « ... حجتيه اي ها مبارزه را حرام كرده
بودند و در بحبوحه مبارزات
تمام تلاش خود را نمودند تا
اعتصاب چراغاني نيمه شعبان را به نفع شاه
بشكنند . » 12
مشاهده مي كنيم كه جريان هاي فكري و احزاب و
انجمن هاي مدعي مهدويت چگونه در دام نفسانيت ها و مطامع
و منافع فردي و گروهي خويش اسير شدند و از فرهنگ جامع
مهدويت فاصله گرفتند و با برداشت هاي سطحي و قشري و
آميخته با جهل و تحجر
هم خود در گمراهي درغلتيدند و هم
جوانان بي گناه و فاقد دانش و بينش هاي ديني را در دام خود
افكندند و از معرفت اصيل و رهايي بخش و زندگي ساز و پويا و
بالنده درباره مهدويت باز داشتند.
اينك
در اين عصر و هر عصر
و با اين نسل و هر نسل
فرهنگ جامع و همه سونگر مهدويت حاضر و همراه است . اين
فرهنگ كه از آبشخور تفكر زلال ديني سرچشمه مي گيرد
چنانچه در اثر تلاش و فعاليت هاي همه جانبه و انديشمندانه
پژوهندگان اسلامي به جوانان تشنه حقيقت منتقل گردد
نه
تنها بنيان هاي اعتقادي و فكري شان را استحكام مي بخشد
كه
آنان را در برابر هر جريان فكري باطل و حزب و جمعيت و گروه
منحرف به تقابل صحيح و مستدل وامي دارد.
پاورقي :
1 ـ كتاب الغيبه
ص 171
2 ـ بحارالانوار
ج 51
ص 118
3 ـ كتاب الغيبه
ص 235
4 ـ بحارالانوار
ج 52
ص 114
5 ـ وسائل الشيعه
ج 11
ص 483
6 ـ صحيفه نور
ج 15
ص 45
7 ـ بحارالانوار
ج 52
ص 259
8 ـ همان مدرك
ص 256
9 ـ صحيفه نور
ج 21
ص 92
10 ـ همان مدرك
11 ـ همان مدرك
12 ـ همان مدرك
ص 93
فرهنگ جامع و همه سونگر مهدويت كه از
آبشخور تفكر زلال ديني سرچشمه مي گيرد
چنانچه در اثر تلاش و فعاليت هاي همه جانبه و
انديشمندانه پژوهندگان اسلامي به جوانان تشنه
حقيقت منتقل گردد
نه تنها بنيان هاي اعتقادي و
فكري شان را استحكام مي بخشد
كه آنان را در
برابر هر جريان فكري باطل و حزب و جمعيت و
گروه منحرف به تقابل صحيح و مستدل وامي دارد
جريان هاي منحرف و به ظاهر حامي مهدويت و
در باطن متضاد با اين حقيقت
در عين گمراهي
ادعاي راهيابي مي كنند و تفكرات و سيره و
روش هاي ضد مهدويت را به نام مهدويت تبليغ و
ترويج مي نمايند
و علاوه بر نفي اصل ضروري
« جهاد » و « امر به معروف و نهي از منكر » در عصر
غيبت
معتقدند بايد « امر به منكر » كرد و « نهي از
معروف » تا فساد و گناه همه جا را فرا گيرد و زمينه ها
براي ظهور مهدي موعود آماده شود!
« فرهنگ مهدويت » به آن دليل كه جامع و كامل
غني و پرمحتوا
خالص و ناب
و داراي وسعت و
گستردگي است
هر جريان فكري باطل را شناسايي
مي كند و درون مايه ها و انديشه ها و عملكردهايش
را به نقد و مداقه مي گذارد و با ايجاد معرفت و بينش
صحيح در هر عصر و نسل
حق را از باطل
و راه را از
بيراهه
و هدايت را از ضلالت تشخيص و تميز
مي دهد و مسير كمال و مقصد اصلي و نهايي را
مي نماياند

|