روزنامه جمهوري اسلامي 16/06/1385 صفحه سياسي

  • افسر بازنشسته سيا : اطلاعات ما از برنامه هاي ايران بسيار اندك است
  • كندوكاوي درباره ظهور خاورميانه اسلامي
  • *****
    افسر بازنشسته سيا : اطلاعات ما از برنامه هاي ايران بسيار اندك است


  • ناگفته هاي افسر بازنشسته سيا درباره ايران در گفت و گو با نيوزويك

    « پل پيلار » يكي از مقامهاي سابق سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) كه چند ماه قبل بازنشسته شده است مي گويد كه اطلاعات جاسوسي كشورش از برنامه هاي ايران بسيار اندك است .
    وي درگفت و گوي مفصلي با هفته نامه آمريكايي « نيوزويك » كه روز سه شنبه منتشر شد در عين حال تصريح دارد كه هر اقدامي چه از طرف آمريكا و چه از طرف اسرائيل عليه ايران قطعا و بطور يقين شكست خواهد خورد.
    اين مقام سابق سيا گفت : فشارهاي سياسي و تحليل هاي جدي اطلاعاتي با هم منطبق نيستند.
    پيلار كه درسالهاي 1379 تا 1384 افسر اطلاعات ملي سازمان سيا براي منطقه خاور نزديك و آسياي جنوبي بود گفته است كه اين درس را به خوبي از جنگ عراق فرا گرفته است .
    نيوزويك مي نويسد بنابراين زماني كه كميته اطلاعات كاخ سفيد هفته گذشته گزارشي شديداللحن عليه ايران صادر كرد نگرانيهايي دردرون پيلار شكل گرفت .
    نويسندگان اين گزارش با نام « شناخت استراتژيك ايران چالشي اطلاعاتي براي ايالت متحده » آژانسهاي جاسوسي آمريكا را براي آنچه كه شكافهايي در اطلاعات درباره برنامه هاي هسته اي بيولوژيكي و شيميايي ايران خوانده بودند مورد سرزنش قرار دادند.
    گزارش كنگره درباره ايران اصرار دارد كه تحليلگران اطلاعاتي نبايد از ارائه نتايج تحريك كننده و برانگيزاننده هراسي داشته باشند.
    نيوزويك مي نويسد كه گزارش كميته اطلاعاتي بلافاصله با برخوردهاي متفاوت و بحث انگيزي روبرو شد روزنامه نيويورك تايمز نوشت : به نظر مي آيد كه اين گزارش براي اين هدف است تا به جامعه اطلاعاتي نشان دهد كه رهبر جمهوريخواه آمريكا خواهان ارزيابي هاي ترسناك تري است تا بواسطه آنها بتواند برخورد قهرآميزتر خود نسبت به تهران را توجيه كند.
    اين هفته نامه آمريكايي در ادامه گزارش خود متن گفت و گو با پيلار را كه كمتر از يكسال قبل بازنشسته شده به صورت پرسخ و پاسخ منتشر كرده است . پيلار هم اكنون از اعضاي هيات علمي دفتر مطالعات امنيتي دانشگاه « جرج تاون » است .
    نيوزويك در گزارش جديد كميته اطلاعات از آژانس هاي جاسوسي آمريكا به خاطر ناتواني در جمع آوري مدارك كافي از برنامه تسليحات كشتار جمعي ايران و روابط اين كشور با تروريست ها انتقاد شده است .
    آيا داستان عراق دوباره درحال تكرار است و آيا اين همان چيزي است كه شما سياسي كردن اطلاعات مي ناميد پيلار دوباره مي بينم كه نشانه هاي نگران كننده اي ظاهر شده اند زماني كه فشارهايي از يك سوي طيف سياسي وارد مي شود به اين نتيجه مي رسم كه همان نشانه هاي نگران كننده دوباره در حال پديدار شدن هستند اما نكته مثبت اينجا است كه هنوز ناخرسندي مسئله عراق در اذهان ما تازگي دارد و ما همگي بر ضد اين مسئله خواهيم بود.
    نيوزويك پيتر هوكسترا نماينده مجلس سنا به روزنامه واشنگتن پست گفته است كه وي و كميته اش خواسته اند تا از يك ضربت آبشار ناگهاني ديگر خودداري كنند.
    اين گفته در واقع اشاره اي است به ارزيابي بدنام جرج تنت از پرونده تسليحات كشتار جمعي عراق آيا به نظر شما چنين نگراني منصفانه است پيلار قطعا چنين نگراني بايد براي همه وجود داشته باشد.
    بايد موضوع ضربت ناگهاني را به ياد داشته باشيم البته نه اينكه بخواهيم آن را توجيه كنيم . خود جرج نيز اذعان دارد كه آن دو كلمه احمقانه ترين كلماتي است كه تا به حال بر زبان رانده است .
    اما اين ارزيابي در متن يك سياستي مطرح شد كه حركت خود را از قبل آغاز كرده بود و تمام سعي كابينه بر اين بود كه افكار عمومي را براي پشتيباني از آن سياست آماده كند.
    آيا انتقاد بنيادي نهفته در اين گزارش مبني بر ضعيف بودن اطلاعات آمريكا از ايران صحت دارد من اين سوال را اينگونه مطرح مي كنم كه آيا شكافهايي در درك ما از ايران و يا دانش ما از برنامه تسليحاتي و هسته اي اين كشور وجود دارد جواب مي دهم بله قطعا وجود دارد.
    چقدر از اين شكافها را مي توان با تلاشهاي اطلاعاتي بهتر و شديدتر پر كرد مقدار بسيار كمي را بطور قطع ايران هدف بسيار سختي است .

    رئيس اطلاعات ملي آمريكا اذعان دارد كه ايران هدف سختي است . وي به همين سبب يك مدير مخصوص را به عنوان مسئول مسايل ايران به كار گمارده تا تلاشهاي اطلاعاتي را در مورد اين كشور بهتر هماهنگ كند و آنها را گسترش دهد.
    قضاوت شخصي من اين است كه ايران به دنبال دستيابي به تسليحات هسته اي است . البته اين هنوز يك استنتاج است و من نمي توانم دقيقا به مدركي خاص اشاره كنم .
    من در عين حال بر اين باورم مسيري كه ايران مي پيمايد يك راه غير قابل بازگشت نيست . اين راه را مي توان با ارائه مشوقهاي درست به تهران و تغيير در نگرش سياسي در داخل ايران تغيير داد.
    در تاريخ نمونه هاي فراوان ديگري مانند آفريقاي جنوبي و برخي جمهوري هاي تازه استقلال يافته شوروي سابق وجود داشته اند كه از پيگيري برنامه هسته اي خود دست كشيده اند.
    نيوزويك در گزارش آمده است كه تحليلگران نبايد از نتايج تحريك كننده بهراسند و يا مخالفت هاي خود را در ارزيابيهاي اجماعي مخفي كنند و ابراز نكنند. آيا شما از وجود اختلافاتي عمده درباره اطلاعات آمريكا از ايران اطلاع داريد پيلار پاسخ كوتاه به اين جواب خير است .
    من باور دارم آنچه به عنوان ديدگاه جمعي جامعه اطلاعاتي آمريكا به اطلاع عموم رسيد كه بله ايران يك برنامه هسته اي دارد ولي چندين سال ديگر وقت لازم دارد تا به سلاح اتمي برسد ديدگاهي است كه بطور عمده و گسترده در جامعه اطلاعاتي ما وجود دارد و مخالفان كمي دارد.
    نيوزويك افرادي وجود دارند كه زمانبندي متفاوتي را براي رسيدن ايران به سلاح اتمي ارائه مي كنند و عده اي ديگر زمانبنديهاي ديگري را براي تكميل چرخه سوخت از سوي ايران ارائه مي دهند.
    اينها همه نشان مي دهد كه آنها دانش لازم براي ساخت سلاح اتمي را دارند. سوال اينجاست كه آنها تا چه حد به تكميل چرخه سوخت هسته اي نزديك هستند پيلار بطور مشخص ايران به تكميل چرخه سوخت نزديكتر است تا دستيابي به سلاح اتمي .
    من در اينجا بايد اضافه كنم كه عده اي از اين مسئله به عنوان راه بدون بازگشت ياد مي كنند كه به نظر من ذهنيت بسيار مضحكي است چرا كه هيچ راهي بدون بازگشت نيست . نيوزويك اين مقامات اسراييل هستند كه ... پيلار (با تكميل سوال خبرنگار) كه از راه بدون بازگشت صحبت مي كنند.
    درست است و من فكر مي كنم كه اين ذهنيت مسخره اي است . هيچ دليلي وجود ندارد كه كشوري مثل ايران و يا هر كشور ديگري كه يك برنامه هسته اي دارد نتواند ازراه خود بازگردد مسئله فقط اين است كه مشوق هاي لازم به آنها ارائه شود.
    نيوزويك در گزارش همچنين از عدم توانايي آژانسهاي جاسوسي آمريكا در ارائه مدارك كافي در مورد ارتباط ايران و حزب الله انتقاد شده است . آيا چنين انتقاداتي منصفانه است پيلار مسئله ارتباط ايران با حزب الله از بيست سال پيش يعني از زمان تشكيل اين گروه مسئله اي حائز اهميت بالا در جمع آوري و تحليلهاي اطلاعاتي بوده است .
    چنين عباراتي در واقع مخالفت با نتايج اثبات شده اي است كه حزب الله صرفا عروسك خيمه شب بازي در دستهاي تهران نيست .
    اين نتيجه بر پايه كار گسترده اي است كه جامعه اطلاعاتي آمريكا روي رابطه حزب الله و تهران انجام داده است . حزب الله هرگز تحت سيطره ايران نبوده است و با گسترش و تقويت نقش سياسي خود در سالهاي اخير بيشتر از قبل از حامي خود ايران مستقل شده است . البته اشتباه نكنيد هنوز پيوند عميقي بين اين دو وجود دارد .
    حزب الله يقينا حاضر است تا به درخواست ايران كاري انجام دهد و يا در صورتي كه ايرانيها از آنها بخواهند مشتاقند تا هر كاري كه از دستشان بر مي آيد انجام دهند اما حزب الله بسيار فراتر از آن است كه صرفا بازيچه دست ايران باشد.
    نيوزويك آيا ممكن است ايران موشك هاي ساحل به دريا را مانند آنچه در جنگ اخير ناوچه اسراييلي را غرق كرد در اختيار حزب الله گذاشته باشد بدون آنكه دخالتي در زمان و نحوه استفاده آن كرده باشد پيلار من نمي توانم در اين مورد قضاوتي داشته باشم ما هيچوقت نمي توانيم توقع داشته باشيم كه اطلاعاتي اين چنيني در مورد چيزي اين چنين خاص مانند يك سيستم تسليحاتي و شرايط مربوط به استفاده آن در اختيار ما قرار گيرد.
    نيوزويك آيا اعمال تحريم برضد ايران كارساز خواهد بود پيلار قواعد و اصولي كه طبق آنها تحريمها كارساز هستند همانقدر در مورد ايران موثر خواهند بود كه در مورد كشورهاي ديگر.
    يكي از اين قواعد اين است كه تحريمها بايد تا حد امكان گسترده و چند جانبه باشند. آنچه ما در چند سال گذشته شاهد آن بوده ايم تحريمهاي يكجانبه از سوي آمريكا است كه چندان تغييري هم ايجاد نكرده اند.

    افسر بازنشسته سيا : آنچه ما در چند سال گذشته شاهد آن بوده ايم تحريم هاي يكجانبه از سوي آمريكا است كه چندان تغييري هم ايجاد نكرده است .
    افسر بازنشسته سيا : حزب الله هرگز تحت سيطره ايران نبوده است و با گسترش و تقويت نقش سياسي خود در سالهاي اخير بيشتر از قبل حامي خود (ايران ) مستقل شده است .
    افسر بازنشسته سيا : من اين سئوال را اينگونه مطرح مي كنم كه آيا شكافهايي در درك ما از ايران و يا دانش مااز برنامه تسليحاتي و هسته اي اين كشور وجود دارد جواب مي دهم بله قطعا وجود ندارد. جقدر اين شكافها را مي توان با تلاش هاي اطلاعاتي بهتر و شديدتر پركرد مقدار بسيار كمي را به طور قطع ايران هدف بسيار سختي است .

  • *****
    كندوكاوي درباره ظهور خاورميانه اسلامي




  • بخش نخست
    خاورميانه جديد; نوزادي كه سقط شد
    ظهور خاورميانه اسلامي و رويكرد مسلمانان به آن از يك سو به افزايش قدرت ايران به عنوان بازيگر اصلي منطقه مي انجامد و از سوي ديگر جمهوري اسلامي را به محور اتكا و ام القراي جهان اسلام تبديل مي كند و اين روند دقيقا نقطه مقابل منافع منطقه اي نظام سلطه است .
    كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا در سفر خاورميانه اي خود درخصوص تحولات هولناك در منطقه به ويژه عراق و لبنان اين شرايط را « درد زايمان خاورميانه جديد » ناميد! « خاورميانه جديد » واژه و عنواني است كه اخيرا از سوي وي مطرح شده است .
    خاورميانه جديد در واقع از يك سو ناظر بر شكست طرح خاورميانه بزرگ است و از سوي ديگر مويد تلاش نظام سلطه براي مقابله و مهار خاورميانه اسلامي است .
    اين طرح نشانگر رويكرد مجدد آمريكا به محدوده و موقعيت خاورميانه قديم مي باشد كه طي يك سال گذشته شيب معادلات در آن شكل گيري خاورميانه اسلامي را به عنوان يك بلوك قدرتمند در صحنه بين الملل نويد مي بخشد.بلوكي كه قادر به برهم زدن قواعد بازي در صحنه بين الملل و يك جانبه گرايي آمريكا خواهد بود.
    طرح خاورميانه بزرگ
    نئوكان ها يا نومحافظه كاران كه پس از انتخابات سال 2000 و با راي دادستاني آمريكا در اين كشور به قدرت رسيدند ضمن تعيين اهداف راهبردي آمريكا در خاورميانه ايجاد نظم هژمونيك و برتري جهاني ايالات متحده را از رهگذر تشكيل خاورميانه بزرگ (در برگيرنده آسياي ميانه جنوب غربي آسيا و شمال آفريقا) مورد توجه قرار دادند.آنان با اين برآورد كه سيطره بر خاورميانه كوچك (افغانستان عراق سوريه لبنان و ...) و تبديل كردن آن به يك پادگان نظامي امكان تحقق خاورميانه بزرگ و اهداف راهبردي مورد نظر آمريكا را ميسر خواهد كرد مدل بازي دومينو و ساقط كردن دولت هاي هدف با استفاده از قدرت سخت افزاري را در پيش گرفتند.اين امر علاوه بر اينكه پروژه خاورميانه بزرگ را به فاز اجرا منتقل مي كرد تحقق اهداف زير را نيز براي آمريكا عينيت مي بخشيد :
    الف ) تامين منابع نفت مورد نياز آمريكا در دهه هاي آينده :
    آمريكا روزانه 21 ميليون بشكه نفت مصرف مي كند كه 14 ميليون بشكه آن را وارد و هفت ميليون بشكه ديگر را در داخل توليد مي نمايد و چنانچه با همين روند به مصرف ادامه دهد در كمتر از ده سال و با پايان ذخائر نفتي خود (كه 21 ميليارد بشكه بر آورد شده ) دچار مشكل خواهد شد .
    بنابراين مساله تامين انرژي مورد نياز در دهه آينده به عنوان يكي از مهمترين فاكتورهاي تهديد كننده امنيت ملي آمريكا و برتري جهاني آن بشمار مي رود.بر همين راستا بسياري از كارشناسان بحران انرژي در اين كشور را مترادف با تجزيه ايالات متحده ارزيابي مي كنند.
    ب ) كنترل شريان نفت به عنوان اهرمي براي مهار اروپا و شرق آسيا :
    كشورهاي اروپايي و شرق آسيا نيز در اين دهه مانند آمريكا به نفت بعنوان استراتژيك ترين منبع انرژي نياز خواهند داشت و كشوري كه كنترل شريان نفت را در اختيار داشته باشد از نظر سياسي نيز در موضع بالاتري قرار خواهد گرفت .
    ج ) حفظ امنيت اسرائيل :
    تامين امنيت اسرائيل به عنوان مهمترين متحد استراتژيك آمريكا همواره مورد توجه سردمداران كاخ سفيد و از راهبردهاي اساسي آن ها در سياست خارجي بشمار مي آيد.از اين رو در ساخت خاورميانه بزرگ نيز گسترش حوزه امنيتي اسرائيل از راهبردهاي اساسي محسوب مي گردد.
    د) ترويج دمكراسي هاي كنترل شده :
    با تمام شدن تاريخ مصرف « استفاده از دولت هاي دست نشانده و مستبد » آمريكا درصدد بود با ترويج دمكراسي كنترل شده زمينه را براي روي كار آوردن دولت هايي با گرايش به غرب (اسلام گرايان معتدل ) فراهم نمايد تا ضمن مقابله با موج اسلام گرايي و مهار امواج مردمي معترض به حكومت هاي دست نشانده سيطره خود را بر كشورهاي منطقه افزايش دهد.
    ه ) زمينه سازي براي برتري تمدني :
    خاورميانه بزرگ مورد نظر آمريكا محل تلاقي پنج تمدن از هفت تمدن مورد اشاره هانتينگتون است .هرچند بر اساس نظر وي مرز تمدن ها نقاط جنگ خيز آينده محسوب مي گردد اما اين منطقه مي تواند خاستگاه اتحاد آتي بر ضد تمدن غرب نيز محسوب شود.لذا آمريكا سعي داشت با حضور در مرزهاي اين پنج تمدن ضمن كنترل آن ها و جلوگيري از تشكيل بلوك تمدني در برابر غرب شرايط مناسب براي پيروزي تمدن غرب در جنگ آينده كه به گفته هانتينگتون جنگ تمدن ها خواهد بود را فراهم نمايد.
    و) پروسه ملت سازي :
    پطروس غالي دبيركل سابق سازمان ملل معتقد است در دهه هاي اول هزاره سوم تعداد كشورهاي جهان از مرز عدد 200 خواهد گذشت و در اين سال ها جهان شاهد فعال شدن گسل قوميت ها و در نهايت ظهور و بروز دولت هاي جديد خواهد بود.آمريكا با استفاده از تعدد قوميت هاي خاورميانه برنامه ريزي گسترده اي براي تحريك قوميت ها تجزيه كشورها و تغيير جغرافياي سياسي در خاورميانه بر اساس منافع ملي كاخ سفيد انجام داده است .
    در اين راستا نشريه نيروهاي مسلح آمريكا در مقاله اي به قلم پيترز (سرتيپ دوم بازنشته ارتش آمريكا) خواستار ايجاد تغييراتي در نقشه خاورميانه شده كه در آن كشور مستقل كردستان بخش هايي از ايران عراق تركيه و سوريه را به خود اختصاص مي دهد.پيترز معتقد است چنين كشوري آمريكايي ترين كشور در گستره بين بلغارستان تا ژاپن خواهد بود.
    وي همچنين پيشنهاد كرده است يك واتيكان اسلامي در مكه يا مدينه تاسيس شود.در اين نقشه عراق به سه كشور (كردستان يك كشور عربي شيعه و يك كشور سني ) تجزيه شده و ايران نيز بخش قابل توجهي از گستره خود را به كشورهاي جديد موسوم به كردستان آذربايجان متحد كشور شيعه عرب و بلوچستان آزاد واگذار مي كند.
    ز) مقابله و مهار اسلام گرايي :
    صدور انقلاب اسلامي سبب گسترش موج اسلام گرايي و بيداري اسلامي در جهان بويژه خاورميانه گرديد.از اين رو نومحافظه كاران در راهبرد خاورميانه اي خود سعي كردند با ايجاد سلطه نظامي و تسلط فيزيكي بر خاورميانه قديم علاوه بر مقابله با موج فزاينده اسلام گرايي در اين منطقه اين امواج را در بخش هاي پيراموني خاورميانه قديم مهار نمايد.
    ح ) فرهنگ سازي :
    ترويج فرهنگ و هنجارهاي مورد نظر غرب با بهره گيري از ساز و كارهاي تربيتي آموزشي و استفاده از ابزار رسانه ها بخش پاياني و نرم افزاري طرح خاورميانه بزرگ و از ديگر راهبردهاي خاورميانه اي آمريكا محسوب مي گردد.نومحافظه كاران بر اين انديشه بودند كه با تحقق اين فاز عملا مانع ترين تمدن (تمدن اسلامي ) در برابر تمدن غرب را استحاله كرده و در هنجارها و تمدن غرب هضم و هدم مي كنند.
    اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه تبيين طرح خاورميانه اي آمريكا علاوه بر تامين اهداف موصوف آموزه هاي مسيحيت صهيونيسم را نيز در منطقه عملياتي مي كرد.مسيحيان صهيونيست ديپلماسي نظامي گرايانه كاخ سفيد را به ديپلماسي الهي و رسالت الهي آمريكا براي مبارزه با شرارت تعبير مي كنند.در واقع و به يك معنا خاورميانه بزرگ طرحي است كه لابي صهيونيسم بر اساس سناريوهاي به اصطلاح ديني ساختگي و سر هم بندي شده حفظ و تامين امنيت اسرائيل در منطقه را از اين منظر جستجو مي دهد.
    اجرايي شدن طرح خاورميانه بزرگ و شكست آن
    حادثه يازده سپتامبر و موضوعيت يافتن تروريسم و القاعده فرصت بسيار مغتنم و مناسبي را براي آمريكا فراهم آورد تا طرح خاورميانه بزرگ و شكل گيري قرن آمريكايي (قرن 21 ) را عملياتي نمايد . سردمداران كاخ سفيد براي اجرائي نمودن اين طرح در ابتدا سعي كردند محيط بين المللي را در راستاي اهداف مورد نظر ساماندهي كنند :
    ايجاد اجماع جهاني حول محور آمريكا براي مبارزه جهاني با تروريسم
    همراه نمودن افكار عمومي جهانيان با سياست هاي ميليتاريستي آمريكا
    مشروعيت بخشيدن به اقدامات سخت افزاري و نظامي آمريكا
    ترسيم چهره منجي گرايانه از آمريكا و توليد قدرت نرم براي اين كشور
    اين اقدامات علاوه بر اينكه ساخت خاورميانه بزرگ را به فاز اجرا منتقل مي كرد شرايط را نيز براي برقراري نظم هژمونيك (برتري و رهبري جهاني ) در صحنه بين المللي فراهم مي ساخت .
    از اين رو نومحافظه كاران دومينوي نظامي تسخير خاورميانه قديم (كوچك ) را در دايره طرح ريزي و اقدامات خود قرار دادند تا اهداف و راهبردهاي خاورميانه اي آمريكا را تامين نمايند.
    تهاجم نظامي به افغانستان و عراق و ساقط كردن طالبان و صدام آغاز مرحله اول طرح خاورميانه بزرگ يعني دولت سازي در منطقه خاورميانه قديم را معنا بخشيد.
    سردمداران كاخ سفيد درصدد بودند در اين مرحله با ساقط كردن دولت هاي شرور دولت هاي همراه با خود را جايگزين آنان نمايند.اما ديري نگذشت كه متوجه شدند پروژه دولت سازي نه تنها به شكل گيري و روي كار آمدن دولت هاي همسو نمي انجامد بلكه فرصتي را براي اسلام گرايان فراهم مي سازد تا با استفاده از آن بصورت دموكراتيك از نردبان قدرت بالا روند.
    پيروزي مجاهدين افغان و تشكيل مجلس قانونگذاري اسلامي در افغانستان پيروزي ائتلاف يكپارچه در عراق و روي كار آمدن دولت اسلامي پيروزي حزب الله در انتخابات پارلماني لبنان و مشاركت در دولت اين كشور پيروزي حماس در فلسطين و پيروزي اسلام گرايان شيعه در انتخابات شهرداري استان هاي شرقي عربستان از يك سو طرح خاورميانه بزرگ آمريكا را در اولين گام خود با مانع بسيار بلندي مواجه مي ساخت و از سوي ديگر معادلاتي را در منطقه رقم مي زد كه امروزه از آن بعنوان ساخت خاورميانه اسلامي ياد مي كنند و اين مهم نه تنها با اهداف و راهبردهاي خاورميانه اي نظام سلطه مغايرت داشت بلكه منافع آنان را نيز به خطر مي انداخت .


    با اين برآورد كه سيطره بر خاورميانه كوچك (افغانستان عراق سوريه لبنان و...) و تبديل كردن آن به يك پادگان نظامي امكان تحقق خاورميانه بزرگ و اهداف راهبردي مورد نظر آمريكا را ميسر خواهد كرد مدل بازي دومينو و ساقط كردن دولت هاي هدف با استفاده از قدرت سخت افزاري را درپيش گرفتند اين امر علاوه بر اينكه پروژه خاورميانه بزرگ را به فاز اجرا منتقل مي كرد تحقق اهداف آمريكا را عينيت مي بخشيد.