اين تيتر سئوالي است كه شايد در ذهن بسياري از شما نيز نقش بسته
باشد. واقعا مهمترين وظايف شيعيان در عصر غيبت آقا امام زمان چيست
و اما پاسخ به اين سئوال :
نكات ذيل برگرفته از روايات و به عنوان وظايف شيعيان و منتظران واقعي
حضرت (عج ) خدمت شما عرضه مي شود. مرحوم سيد محمد تقي موسوي
متوفي 1348 هـ . ق در كتاب شريف « مكيال المكارم » به هشتاد مورد از
وظايف منتظران اشاره فرموده اند. ما بطور اختصار به برخي از آنها اشاره
مي كنيم .
1 ـ دعا براي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف تا به معرفت حضرتش
نائل شويم
ائمه هدي عليهم السلام نيز همواره بر اين مهم تكيه داشته اند.
امام صادق (ع ) دعايي به « زراره » تعليم كرده و مي فرمايند : « ... اگر زمان
غيبت را درك كردي چنين دعا كن : اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني
نفسك لم اعرف حجتك . اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك
ضللت عن ديني » (منتخب الاثر ـ آيت الله صافي گلپايگاني حديث 1 ص
501 ـ به نقل از غيبت نعماني
كافي
كمال الدين ) همچنين دعاهاي ديگري
كه در كتب ادعيه و زيارات بدان اشاره شده
خصوصا دعاي معروف « اللهم
كن لوليك الحجه ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بين جامعه شيعه بسيار
معروف و مشهور است .
2 ـ شناخت صفات و سيره امام عليه السلام : بديهي است كه عاشق
دلباخته و منتظر حقيقي امام بايد بداند كه محبوبش از چه صفاتي برخوردار
بوده و چه سيره و روشي را در زندگي و ساير شئون آن دارد. در اين راستا
مطالعه آيات و روايات فراواني كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقيه
الله الاعظم عجل الله تعالي فرجه الشريف بيان شده
بسيار سودمند است .
3 ـ رعايت ادب در همه موارد : امامي كه واجب الاطاعه و حجت خدا
بر تمامي اهل زمين است
نامش محترم و يادش بسيار گرامي است . او
پيشواي همه و چشم بيناي خدا در بين مخلوقات اوست . روزي اهل زمين به
يمن وجود اوست و هر كسي كه به مرتبه اي از مراتب كمال مي رسد از پرتو
عنايات حضرت حق است كه از مسير امامت به ما رسيده است .
4 ـ عشق و علاقه نسبت به حضرت : مرحوم سيد عبدالكريم كفاش
هفته اي يك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف مي شد. او در ري در جوار
حضرت عبدالعظيم حسني مي زيست . در يكي از تشرفاتش
حضرت از او
مي پرسند : سيد عبدالكريم ! اگر ما را نبيني چه خواهد شد پاسخ مي دهد :
آقا حتما مي ميرم . حضرت در پاسخ فرمودند : « اگر چنين نبودي ما را
نمي ديدي » (مشعل هدايت ج 2 ص 129 ـ مبحث امكان تشرف ـ از
استاد حاج شيخ حسين گنجي )
5 ـ علاقمند كردن ديگران به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف :
طبيعي است كه هر كس به چيزي علاقمند باشد در صدد تبليغ و ترويج آن
برآمده و آنرا به ديگران معرفي خواهد كرد
چه رسد به اينكه وجود مقدس
خاتم الاوصيا عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد.
6 ـ انتظار فرج : امام صادق عليه السلام « بخشي از ويژگيهاي ائمه عليهم
السلام را عبارت از تقوي
پاكدامني و خيرخواهي ... و صبر در انتظار فرج
دانسته است » . (منتخب الاثر
آيت الله صافي
ص 498
به نقل از بحار
الانوار) در بسياري از روايات
پرفضيلت ترين اعمال
انتظار فرج دانسته
شده است . (منتخب الاثر
آيت الله صافي
ص 493 ـ 500 ) در بسياري از
احاديث در باب انتظار فرج بيان شده كه هر گاه يكي از منتظران حضرت به
رحمت الهي رفت
چنانست كه در ميان سپاه امام و يا در ميان چادر (خيمه )
حضرت به شهادت برسد. در بعضي از روايات تعبير شده كه چنين شخصي
مثل كسي است كه با رسول خدا (ص ) در برابر كفر جهاد كرده باشد.

7 ـ اظهار علاقه وافر براي ملاقات با آن حضرت .
8 ـ ذكر فضائل و مناقب آن حضرت و شركت در مجالس امام شناسي .
9 ـ صدقه براي سلامتي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف .
10 ـ بجا آوردن حج و عمره و زيارت مشاهد مشرفه به نيابت از امام : اعمالي
كه به نيابت از امام زمان عليه السلام بجا آورده مي شود در واقع هديه اي از
جانب عاشقان و شيفتگان به ايشان است .
11 ـ استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالي فرجه الشريف : در بعضي
از روايات از آن بزرگوار به « غياث المضطر المستكين » تعبير شده است .
توسل و استغاثه بر اهل البيت عليهم السلام
سيره دائمي بزرگان و صلحا و
علما شيعه بوده و حتي ائمه هدي عليهم السلام نيز به وجود مقدس ايشان
توسل جسته اند. مرحوم عاملي در روايتي نقل كنند كه هنگامي كه حضرت
زهرا(ع ) سلام الله عليها بين ديوار و در مجروح شدند
به دنبال علي (ع )...
بودند
و ناله « يا ابن الحسن » سر مي دادند و به وجود مقدس امام عصر
حضرت حجه بن الحسن عج الله تعالي فرجه الشريف استغاثه جستند.
12 ـ تجديد بيعت با امام عليه السلام : بر اساس پاره اي از روايات
تجديد
بيعت بعد از هر نماز واجب و يا در هر جمعه مستحب است . (مكيال المكارم
و منتخب الاثر) و در روايتي از امام صادق (ع ) نقل شده كه « هر كس بعد از
نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگويد : « اللهم صل علي محمد و آل محمد و
عجل فرجهم »
نمي ميرد مگر آنكه حضرت را ببيند و بشناسد. »
(بحارالانوار
ج 86
ص 77
باب 39 )
13 ـ اجتناب از محارم : كسي كه منتظر واقعي است
بايد از آنچه كه امام
زمانش كراهت و تنفر دارد
اجتناب نموده و هر عملي كه در تقرب او موثر
است را به خاطر رضاي محبوب و ارتباط روحي با او انجام دهد. مرحوم
شيخ طوسي متوفي به سال 460 هـ . ق در « تجريد الاعتقاد » مي نويسد :
وجوده لطف و عدمه منا. » يعني وجود حضرت لطف و عنايت بر ماست و
غيبت ايشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست . « گفتم كه روي خوبت از من
چرا نهان است گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است . گفتم كه از كه
پرسم جانا نشان كويت گفتا نشان چه پرسي آن كوي بي نشان است » علي
عليه السلام فرمودند : زمين خالي از حجت خدا نيست
لكن خداوند متعال
خلقش را از اينكه حجت را بشناسند نابينا و محروم مي نمايد و اين بخاطر
ظلمي است كه بر خودشان روا داشتند . (بحار الانوار
ج 51
ص 113 )
« ظلم و جور با بصيرت سنخيت ندارد و كسي كه در كلاس گناه و معصيت
بسر مي برد هم سنخ با اولياي خدا نيست . لذا ديده اش از شناخت حضرت
نابيناست . » (مشعل هدايت
ج 2
ص 126
مقاله امكان تشرف ) حضرت
مهدي (عج )
در توقيعي چنين مي فرمايند : « فما يحسبنا عنهم الا ما يتصل
بنا مما نكرهه و لانوثره منهم » يعني محبوس نكرده ما را از دوستان
مگر
خبرهاي ناگواري كه همواره از ناحيه آنان به ما مي رسد كه ناخوشايند است
در حاليكه ما آن كارها را از ايشان نخواستيم . (احتجاج طبرسي
ج 2
ص
322 )
14 ـ دوستي با صالحان : دوستي با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب
خشنودي ايشان است . همچنين ادخال سرور مومنين و محبين اهل بيت
عليهم السلام و همچنين رفع حوائج آنان نيز از وظايف منتظران عصر ظهور
شمرده شده ; چرا كه آن حضرت همانند اجداد طاهرينش باب الحوائج
هستند. قرآن كريم در وصف ياران حضرت ختمي مرتبيت مي فرمايد :
« محمد رسول الله والذين معه اشدا الكفار رحما بينهم » يعني محمد
رسول خدا (ص ) و كساني كه با او هستند بر عليه كفار بسيار خشن
ولي با
يكديگر بسيار مهربانند و همچنين امر خداي حكيم كه مي فرمايد : « كونوا مع
الصادقين » يعني همواره با افراد راستگو همنشين باشيد
15 ـ برائت از دشمنان خدا و اهل بيت عليهم السلام : امام هادي (ع ) در
زيارت شريفه جامعه مي فرمايند : « برئت الي الله عزوجل من اعدائكم و من
الجبت و الطاغوت و الشياطين و حزبهم الظالمين » يعني به درگاه خداي
عزوجل از دشمنان شما و همچنين از جبت و طاغوت و از شياطين و حزب
ستمكار آنان بيزارم . (مفاتيح الجنان
مرحوم شيخ عباس قمي (ره )
زيارت
جامعه كبيره .)

*****
حضرت مهدي (عليه السلام ) در احاديث قدسي
|

امام باقر(عليه السلام ) در وجه نامگذاري حضرت « مهدي (عليه السلام ) » به
« قائم آل محمد(صلي الله عليه وآله وسلم ) » حديثي قدسي روايت فرمود :
« زماني كه جدم حسين (ع ) كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد
فرشتگان با گريه و زاري به درگاه خداوند عز و جل ناليدند و گفتند :
پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را
و امام انتخاب شده
از بين خلق را كشتند
درمي گذري !
خداوند به آنان وحي فرمود كه : « فرشتگان من
آرام گيريد. سوگند به
عزت و جلالم كه از آنان انتقام مي گيرم اگرچه بعد از گذشت زماني طولاني
باشد. » سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام ) را كه پس از او به امامت
مي رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.
در بين اين پيشوايان
يك نفرشان به نماز ايستاده بود « فاذا احدهم قائم
يصلي فقال الله عزوجل : بذلك القائم انتقم منهم . »
خداوند عزوجل فرمود : به وسيله آن « قائم » از دشمنان و قاتلان حسين
(عليه السلام )انتقام مي گيرم . مدرك پيش صفحه 29

*****
مناجات
آرزوهاي سپيد
|
امروز قصه سفر را از آغاز دوره كردم
از آغاز تا پايان فقط يك خط سرخ
بود
به سرخي خون تو كه در ميان خاطراتم خطي داغ از خود به جا گذاشته
است . اما توي اين خط داغ
يك دنيا صحبت عاشقانه است كه نمي توانم به
زيبايي آن چه كه هست تفسير كنم كه يك كهكشان آرزوهاي سپيد در كالبد
دارد. اگر تو شكافي در آن به وجود بياوري يك آسمان شكوفه خواهي ديد و
بعد يك دريا احساس از آن تو خواهد بود; مثل يك گنج هفت كليد است كه
هر كليد نام تو و ياد توست .
اي عزيز! سالهاست تو را مي شناسم ; نمي دانم صداي لطيف تو را كي شنيدم
كه اين چنين عاشق زارت شدم
مانده ام اگر تو را با چشم ببينم با عشقت چه
خواهم كرد.
آن وقت كه مرگ گل و مرگ برگ اتفاق مي افتد و هيكل نازنين تمام ياس هاي
عالم شاپرك وار مي فرسايند آن وقت كه بيدها بوي اشك پرنده را به خود
مي گيرند مي خواهيم كه بيايي
تمام دنيا با يك كهكشان احساس به تو
خواهند گفت كه بيايي تا اميدشان به ياس دچار نشود.
نگذار تا احساس هاي زشت
عشق تو را از من بربايند كه نااميدي امانم را
ببرد. منتظرم تا دست تو تمام دردهايم را از جسم و روحم بزدايد. منتظر
لطيف ترين حرمت الهي خواهم بود
منتظر سپيدترين دست بشر
طولاني ترين آرزو و خوشبوترين نسيم الهي .
آمدم
در زدم در را باز كردي اما چرا به اين زودي رانديم چرا جسمم دست
نوازشگر تو را حس نكرده چرا تا به حال يك قطره در انتظارت ذوب
نشدم مي دانم كه ابليس وجودم با بي شرمي دلم را از آن خود كرد و برايم
چيزي نماند جز كبر و آن هم رهايم كرد
حال هيچم ; بدون تو و بدون عشق
تو. آن روز كه عشق را قسمت مي كردي نبودم
اما از راهي دور
دستانم دراز
بود; آسمان نمي باريد اما زمين تر بود.
از زمان اولين گريه ام تا به حال عشق تو را در من تزريق كردند; اما حال
شك
تكه تكه عشقت را از قلبم مي ربايد. صدايت مي زنم
بشنو
فرياد
مي زنم با جانم
دلم با گلويم هم آوا مي شود كه اي منجي ! اي سوار سبز پوش
جلگه هميشه سبز
كاش تو مي ماندي !
آن روز كه از كنارم گذشتي از خاطر نمي برم كه نسيم
بوي خوش پاكي ات را
سالهاست كه برايم هديه مي آورد.
دلم مي خواهد با اشك نامه اي به پنهاني تمام رازهاي عالم بنويسم
بعد
دستي گرم از جنس لطيف تو هويدايش كند كه نامه از آن من است
كه من
عاشق ترينم . آه اگر مي دانستي كه چقدر به عشقي چون تو مي بالم يا صاحب
الزمان .

| |