روزنامه جمهوري اسلامي 15/06/1385 صفحه سياسي

  • نيويورك تايمز :
    ديوانه ترين ها بر آمريكا حكومت مي كنند

  • درسي براي آمريكا
  • *****
    نيويورك تايمز :
    ديوانه ترين ها بر آمريكا حكومت مي كنند




  • يك روزنامه آمريكايي اخيرا در سرمقاله خود با عنوان « هزينه هوس » با انتقاد از سياست هاي جنگ طلبانه دولت « جرج بوش » نوشت سياست هاي دولت به گونه اي بوده كه آمريكا اكنون ديگر همانند گذشته از توان بالاي نظامي و نفوذ زيادي برخوردار نيست .
    « نيويورك تايمز » نوشت : امروز ما اعضاي دولت بوش را نومحافظه كار مي خوانيم همان كساني كه در دوران بوش پدر به « ديوانه ترين ها » مشهور بودند. به نوشته اين روزنامه اين نومحافظه كاران همانند ديك چني (معاون رييس جمهوري آمريكا) و دونالد رامسفلد (وزير دفاع ) در آن زمان اعتقاد داشتند واشنگتن مي تواند با چند جنگ كوچك پرزرق و برق جهان را به گونه اي تغيير دهد كه خود دوست دارد و به همين دليل به « ديوانه ترين ها » مشهور بودند.
    نيويورك تايمز نوشته است : در آن زمان افراد باتجربه در هر دو حزب جمهوريخواه و دمكرات با خطرناك قلمداد كردن تصورات چنين افرادي با آن مخالفت كرده بودند ولي در سال 2000 دادگاه عالي آمريكا كاخ سفيد را به دستان كسي سپرد كه هرچند اكنون 60 ساله است ولي همچون يك كودك رفتار مي كند. « جرج بوش پسر قطعا تكبر را با قدرت اشتباه گرفته و افرادي همچون ديوانه ترين ها را به انسان هايي كه مسائل را مورد بررسي قرار مي دهند ترجيح مي دهد » .
    اين روزنامه آمريكايي نوشته است : بوش پس از حملات 11 سپتامبر فرصت يافت تصورات ديوانه ترين ها را عملي كند زيرا در آن شرايط افراد بسيار اندكي در كنگره و رسانه ها جرات طرح سووالات دشوار را داشتند كه نتيجه آن نيز شرايط آشفته و خونين كنوني است كه در آن هستيم . نيويورك تايمز افزوده است : البته از همان ابتدا مشخص بود كه آمريكا از استراتژي مدون و ارتش كافي براي اجراي برنامه كاري ديوانه ترين ها برخوردار نيست .
    نويسنده سرمقاله نيويورك تايمز مي نويسد : همانگونه كه در ژانويه 2003 نوشته بودم يعني « دكترين بوش نسبت به جنگ هاي پيش گيرانه » طرح آنها « صحبت كردن بي خود و تنبيه كوچك » بود. حتي در آن زمان كاملا مشخص بود كه آمريكا براي حمله به عراق آماده مي شود البته نه به خاطر اينكه عراق يك تهديد واقعي بود بلكه بخاطر اينكه يك هدف ضعيف بود. به نوشته اين روزنامه پيام آمريكا به كره شمالي نيز كه از يك برنامه هسته اي فعال برخوردار است كاملا مشخص بود. از نظر من دولت بوش به كره شمالي مي گويد شما شرور هستيد بنابر اين حتي اگر كره شمالي برنامه هسته اي خود را متوقف كند به آنها كمك ارائه نخواهد كرد زيرا از نظر كاخ سفيد اين كار پاداش دادن به شيطان تلقي مي شود.
    آمريكا حتي به كره شمالي قول نخواهد داد كه به آن حمله نمي كند چون معتقد است ماموريت آن از بين بردن رژيم هاي شرور است حال آنكه معلوم نيست آيا واقعا آنان تهديدي عليه آمريكا هستند يا خير ولي باتوجه به تمامي جنگ هايي كه آمريكا انجام داده دولت بوش به نظر مي رسد تنها به مقابله با كشورهايي خواهد پرداخت كه از نظر نظامي ضعيف هستند. بنابراين « بهترين استراتژي محافظت از خود ترسناك بودن است » . نيويورك تايمز اشاره دارد البته اين منطق نيز با اندكي تغيير شامل حال ايران نيز مي شود و باتوجه به اينكه نيروهاي آمريكايي در عراق گير افتاده اند بيش از هميشه براي ايران آسان است كه نقش يك كشور خطرناك را بازي كند. به نوشته اين روزنامه البته مشخص نيست كه اگر آمريكا از بهانه حملات 11 سپتامبر براي مبارزه با تروريسم استفاده نكرده بود از بحران اخير ميان حزب الله و اسراييل براي اين منظور استفاده مي كرد يا خير ولي كاملا مشخص است كه دولت بوش اگر اعتبار و توانايي نظامي كشور را از بين نبرده بود هم اكنون از گزينه ها و توانايي بيشتري براي نفوذ در اين شرايط برخوردار بود.
    نيويورك تايمز در ادامه سرمقاله خود تصريح كرد در حال حاضر كمتر كسي از گروه ديوانه ترين ها از رشادت اخلاقي لازم براي اعتراف به اشتباهات خود برخوردار است . « به عنوان مثال ديك چني معاون رييس جمهوري آمريكا همچنان بر دو اظهار عقيده خود در مورد عراق پافشاري مي كند. او معتقد است اظهارات او مبني بر اينكه عراقي ها از سربازان آمريكايي به عنوان « آزادكنندگان » استقبال خواهند كرد و اينكه نيروهاي مقاومت در لبنان در « آخرين گير و دارهاي (نفس كشيدن هاي ) خود هستند » كاملا دقيق بوده است » . اين روزنامه نوشته است پس اگر فرضيه دكترين بوش درست بود چرا شرايط اينگونه بد شد البته ديوانه ترين ها در پاسخ به اين سووال باز هم به تخيلات خود نسبت به برخورداري از قدرت تام باز مي گردند و تنها مساله اي كه از نظر آنها وجود دارد عدم اراده است .


    نيويورك تايمز به عنوان نمونه به اظهارات « ويليام كريستول » سردبير هفته نامه محافظه كار « ويكلي استاندارد » اشاره مي كند كه خواستار حمله هوايي عليه ايران شده بود. البته به گفته او اين حملات با واكنش هاي شديدي نيز مواجه خواهد شد ولي او معتقد است استفاده صحيح از نيروي نظامي باعث خواهد شد كه مردم ايران در خواست خود تجديد نظر كنند.
    نيويورك تايمز مي نويسد : البته آقاي كريستول بيشتر از يك سياستگذار يك دانشمند است ولي اين گمانه زني وجود دارد كه چيزي كه او علنا مطرح مي كند همان مساله اي باشد كه چني در محافل خصوصي مطرح مي كند. اين روزنامه نوشته است : طي سال ها رييس جمهور ما كه خود را « رييس جمهور جنگ » لقب داده ديوانه ترين ها را ستايش كرده ولي هم اكنون آنها بوش را فردي ترسو مي خوانند به گونه اي كه كريستول در مقاله خود نوشته بود « ما بسيار ضعيف عمل كرده ايم و به ديگران نيز اجازه داده ايم ما را ضعيف تصور كنند. »
    نيويورك تايمز سرمقاله خود را با اين جمله به پايان مي برد كه « بنابر اين بايد ببينيم آيا بوش واقعا به بلوغ كافي رسيده كه در برابر فشارهاي لابي جنگ افروز محافل سياسي رسمي و غيررسمي بايستد يا خير
    در سال 2000 دادگاه عالي آمريكا كاخ سفيد را به دستان كسي سپرد كه هرچند اكنون 60 ساله است ولي همچون يك كودك رفتار مي كند.
    « جرج بوش پسر قطعا تكبر را با قدرت اشتباه گرفته و افرادي همچون ديوانه ترين ها را به انسان هايي كه مسائل را مورد بررسي قرار مي دهند ترجيح مي دهد »
    در حال حاضر در كاخ سفيد كمتر كسي از گروه ديوانه ترين ها از رشادت اخلاقي لازم براي اعتراف به اشتباهات خود برخوردار است
    طي سال ها رييس جمهور ما كه خود را « رييس جمهور جنگ » لقب داده ديوانه ترين ها را ستايش كرده ولي هم اكنون آنها بوش را فردي ترسو مي خوانند
    بايد ببينيم آيا بوش واقعا به بلوغ كافي رسيده كه در برابر فشارهاي لابي جنگ افروز محافل سياسي رسمي و غيررسمي بايستد يا خير

  • *****
    درسي براي آمريكا


  • پايگاه اينترنتي ميدل ايست انلاين در مقاله اي به قلم « ريچارد بولت » استاد دانشگاه كلمبيا نوشت : شكست اسرائيل از حزب الله به طور كلي معادلات آمريكا در هر گونه تعرض به ايران را به هم زد و مقامات اسرائيلي با بي كفايتي خود در رويارويي با حزب الله احتمال حمله آمريكا به تاسيسات اتمي ايران را از بين بردند چرا كه مردم آمريكا نمي پذيرند كه خون فرزندان آنها براي تامين امنيت اسرائيل ريخته شود.
    زماني شايد به ريشه نيت حزب الله براي حمله به اسرائيل و به اسارت گرفتن دو نظامي اسرائيلي برسيم ولي اسرائيل هم به نوبه خود مي خواهد تا حزب الله و ريشه هاي تامين ان را از دمشق و تهران بخشكاند.
    بوش از ايران مي خواهد تا به حمايت خود از دشمنان اسرائيل پايان دهد حتي اين موضوع را يكي از شرائط خود براي شروع گفتگوهاي خود با ايران قلمداد مي كنند ولي به هر صورت آنچه كه از حد سخن و فرض پيشتر

    رفته است اين است كه بوش با خطر يك جنگ واقعي در منطقه روبرست و تا زماني كه ايران از حزب الله حمايت مي كند. مشكل امنيتي براي اسرائيل به جا خواهد بود و اكنون در فكر يك اولتيماتوم به ايران است .
    ميدل ايست آنلاين افزود : تصويري كه اسرائيل و نومحافظه كاراني مانند ويليام كريستول از ايران دارند اين است كه مي خواهند با شكاف در ميان ايرانيان از خطر هيتلري كه آنها در احمدي نژاد به تصوير كشيده اند بكاهند ولي به هر صورت از ديدگاه بسياري جنگ در لبنان سرآغازي براي جنگ بزرگ (جنگ طولاني يا همان جنگ جهاني سوم است و مشكل آمريكا هم اين است كه نمي تواند با لشكري كه اكنون در اختيار دارد در اين جنگ شركت كند) اگر چه حمله به تاسيسات اتمي ايران به شكل كاملا آشكار مورد بحث قرار گرفته است ولي اين بحث از يك حمله محدود ولي دقيق با جنگي گسترده و بزرگ و بمباران گسترده زيرساخت هاي ايران تفاوت دارد و در گذشته از اينكه به موفقيت اين عمليات ها اميدي چندان نيست واكنش ايران هم مي تواند براي آمريكا خطرناك باشد تاكنون بي اعتمادي ها به نتايج حمله نظامي بازهاي آمريكا را در حاشيه قرار داده است .
    اين پايگاه اينترنتي ادامه داده است ولي جنگ لبنان اين معادله را از نو نگاشت بوش و اولمرت ايران را خطري فوري دانسته اند و در صورتي كه موضوع را اينچنين بدانيم همانگونه كه موشك هاي كروز آمريكا در زمان كلينتون براي از بين بردن القاعده كافي نبود حمله محدود هوايي هم نميتواند تهديد ايران را رفع كند ولي اگر آمريكا تصميم داشته باشد تا با حمله اي گسترده دست به تغيير حكومت در ايران بزنند چه كسي مي خواهد در برابر ان بايستد البته اين موضوع را بايد درنظر داشت كه مشغول شدن آمريكا در عراق نه تنها تمركز و بافت نظامي آمريكا را به شدت درگير كرده است بلكه با برگرداندن اين تمركز به سوي ايران ممكن است . مشكل حملات افراد مسلح در عراق به يك جنگ داخلي بدل شود (تجربه عراق نشان داده است كه وارد شدن در جنگ با شمار زياد نيروي زميني ممكن است فاجعه بار شود اكنون جنگ لبنان هم يك تجربه ديگر را نشان داد و آن هم اين بود كه با بمباران نمي توان مردمي را مجبور كرد كه از رهبران خود روي برگردانند و بايد اين موضوع را هم در خاطر داشت كه ساختار نظامي ايران كه به نيروهاي حزب الله آموخته است كه چگونه اينگونه با مهارت در برابر اسرائيل بايستد ديگر از دكترين حملات دسته جمعي استفاده نمي كند.
    ميدل ايست آنلاين درادامه آورده است : رهبران آمريكايي اين را هم نبايد از ياد ببرند كه ريختن خون نظاميان آمريكايي براي متوقف كردن دشمنان اسرائيل مي تواند باعث برانگيخته شدن احساسات شديد ضد جنگ در آمريكا شود و البته زمان باقيمانده براي بوش براي ايجاد ارتشي قدرتمند براي چنين كاري بسيار كم است و تصور رقابت رياست جمهوري براي سال 2008 كه درآن نامزدهاي رياست جمهوري آمريكا ايران را به جنگ تهديد مي كنند بسيار دشوار است .
    ميدل ايست انلاين ادامه داده است : هم جمهوري خواهان و هم دمكرات ها از جمهوري اسلامي ايران ضربه خورده اند (آيت الله خميني هم ريگان و هم كارتر را تحقير كرده است و آنها هنوز نمي توانند اين رسوايي ها را فراموش كنند) از ديگر سو هر دو حزب كنگره آمريكا مدعي اند كه نبايد اسرائيل را در كاري كه براي دفاع از خود انجام ميدهد ملامت كرد ولي با افزايش تبليغات ضد ايراني و جنگ لفظي براي وحشت آفريني (رهبري اسرائيل ) با توجه به شكست در لبنان امكان حمله آمريكا به تاسيسات هسته اي ايران را از بين برده اند.
    ميدل ايست انلاين نوشت : به هر صورت راهكار و پاسخ ناموثر و مردد دولت كلينتون براي خطر رو به گسترش در خاورميانه گزينه مناسبي براي دولت بوش نمي تواند باشد ولي در عين حال رويارويي در جنگ بزرگ با ايران هم گزينه مناسبي براي مردم آمريكا نيست .
    واحد مركزي خبر
    ميدل ايست : شكست اسرائيل از حزب الله به طور كلي معادلات آمريكا در هر گونه تعرض به ايران را به هم زد چرا كه مردم آمريكا نمي پذيرند كه خون فرزندان آنها براي تامين امنيت اسرائيل ريخته شود.
    بوش از ايران مي خواهد تا به حمايت خود از دشمنان اسرائيل پايان دهد حتي اين موضوع را يكي از شرائط خود براي شروع گفتگوهاي خود با ايران قلمداد مي كنند
    حمله محدود هوايي نميتواند تهديد ايران را رفع كند ولي اگر آمريكا تصميم داشته باشد تا با حمله اي گسترده دست به تغيير حكومت در ايران بزنند چه كسي مي خواهد در برابر ان بايستد
    تجربه عراق نشان داده است كه وارد شدن در جنگ با شمار زياد نيروي زميني ممكن است فاجعه بار شود جنگ لبنان هم يك تجربه ديگر را نشان داد و آن هم اين بود كه با بمباران نمي توان مردمي را مجبور كرد كه از رهبران خود روي برگردانند
    رهبران آمريكايي نبايد از ياد ببرند كه ريختن خون نظاميان آمريكايي براي متوقف كردن دشمنان اسرائيل مي تواند باعث برانگيخته شدن احساسات شديد ضد جنگ در آمريكا شود