ث سرهنگ بازنشسته محمدرضا عاروان
فرمانده گردان تاكتيكي پدافند هوايي اصفهان
با گذشت چند سال از پايان دفاع مقدس
خاطرات فراوان و شيريني در ذهن
اكثر رزمندگان باقيمانده است . دلاور مرداني كه عاشقانه با دشمن زبون و تا بن
دندان مسلح مردانه جنگيدند و در صحنه نبرد به افتخارات بزرگي دست يافتند.
اين خاطرات براي هميشه در تاريخ 8 سال دفاع مقدس ثبت گرديده است . ملت
شريف و قهرمان ايران ياد رزمندگان جنگ تحميلي را هرگز فراموش نخواهند
كرد.
در اين راستا كلمه « پدافند » براي همه كلمه آشنايي است . پرسنل غيور پدافند
در طول جنگ تحميلي
مردانه با دشمن بعثي دست و پنجه نرم كردند و عاشقانه
در سنگر شرف و افتخار از ميهن اسلامي خود دفاع نموده و به افتخارات بزرگ و
چشمگيري نايل آمدند. به نحوي كه با غرش درآمدن سلاحهاي ضد هوايي در
همان ساعات و روزهاي اول جنگ خلبانان عراقي ضرب شصت محكمي از
پدافند زمين به هوا دريافت نمودند و تعداد بيشماري از هواپيماهاي دشمن ساقط
شده و يا مورد اصابت قرار گرفتند. چنانچه در آينده آمار دقيقي از تعداد
هواپيماهاي سرنگون شده دشمن منتشر گردد آنگاه به ارزش والاي پدافند زمين
به هوا پي خواهيم برد. من نيز دوش بدوش ساير رزمندگان و به عنوان عضو
كوچكي از پدافند در زمان جنگ تحميلي در اكثر مناطق عملياتي از جمله دزفول
عين خوش
دهلران
خارك
گوره و پدافند مركز صنعتي اصفهان عهده دار
مسئوليت بودم . و در اين مدت همچون همرزمان خاطرات فراواني به ياد دارم .
يكي از آن خاطرات پرافتخار كه براي هميشه در زندگي نظامي من باقي خواهد
ماند عمليات متهورانه و غرورآفرين مورخ 67
1
14 پدافند زمين به هواي
مستقر در پالايشگاه و نيروگاه برق اصفهان ميباشد. طولاني شدن جنگ تحميلي
و ناكام ماندن دشمن در جبهه هاي زميني و در مرزها
به شهرها و تاسيسات
اقتصادي و اجتماعي كشور كشيده شد. نيت ناپاك دشمن متوقف نمودن صدور
نفت و همچنين در تنگنا قرار دادن مردم با آسيب رساندن به توليدات و مشتقات
نفتي كشور بود. پالايشگاه و نيروگاه برق اصفهان و ساير تاسيسات اقتصادي
همچون ذوب آهن
صنايع فولاد
پلي اكريل از اهدافي بود كه دشمن در آن زمان
روي آنها طراحي و برنامه ريزيهاي زياد مي نمود. من نيز بعنوان يكي از مدافعان
فضاي كشور دوش بدوش ديگر همرزمان پدافندي خود ماموريت دفاع از آسمان
مراكز صنعتي پالايشگاه و نيروگاه اصفهان را بعنوان فرمانده گردان تاكتيكي
عهده دار بودم .
چهاردهمين روز بهار سال 1367 كه مصادف با ميلاد باسعادت آقا امام
زمان (عج ) بود بتدريج سپري مي شد . در ساعت 13
58 دقيقه گويي همه چيز
براي يك رويداد فراموش نشدني و كسب افتخار بزرگي در صحنه نبرد مهيا شده
بود. پرسنل هميشه بيدار پدافند پالايشگاه و نيروگاه اصفهان كه به علت
مسئوليت شغلي در طول تعطيلات نوروزي عاشقانه در سنگرهاي نبرد به
پاسداري از حريم هوايي منطقه فوق مشغول بودند. طبق روال كاري از ابتداي
همان روز بازديدهاي روزانه از سرويس و نگهداري جنگ افزارها و آگاهي از
وضعيت خطوط ارتباطي را انجام دادند. من نيز صبح همان روز طبق معمول از
جنگ افزارها بازديد نموده و به ستاد گردان و دفتر كارم برگشتم و با جمعي از
فرماندهان و مسئولين قسمتها نشسته بوديم و در خصوص مسايل كاري بحث و
تبادل نظر مي كرديم . در ساعت 13
58 دقيقه ناگهان از طريق شبكه اعلام خبر
ديده باني واقع در گردنه رخ در پست فرماندهي
حضور دو فروند هواپيماي ميراژ
عراقي را در ارتفاع پايين و حدود 2000 الي 3000 پا بالاي سطح زمين در
منطقه تحت كنترل ما با نهايت دقت اعلام گرديد. با اعلام اين خبر شور و شوق
خاصي در منطقه پدافندي پالايشگاه و نيروگاه اصفهان حكمفرما شد. آژير خطر
در مراكز صنعتي فوق به صدا در آمد . پيام عملياتي مبني بر نزديك شدن 2 فروند
هواپيماي متجاوز عراقي به منطقه از طريق شبكه بي سيم به مواضع ابلاغ گرديد.
با نزديك شدن هواپيماهاي دشمن به حريم منطقه هوايي اصفهان
لحظه به لحظه
موقعيت جديدتري از طريق شبكه ديده باني به پست فرماندهي اعلام و از طريق
آن به مواضع ابلاغ ميگرديد
پرسنل هوشيار و تيزبين ديده باني آنچنان دقيق و با
هيجان وضعيت هواپيماهاي دشمن را اعلام مي نمودند كه گويي مدرنترين
سيستم اعلام خبر الكترونيكي از طريق ماهواره
عمليات را كنترل مي نمايند.
حقيقتا صحنه جالبي بود. هواپيماها جنوب شهر اصفهان را دور زده و از شمال
پايگاه هوايي به قصد حمله به پالايشگاه و نيروگاه اصفهان
به مواضع
جنگ افزارها نزديك مي شدند. ضمن برقراري ارتباط هماهنگ و منظم بين
پستهاي ديده باني و مواضع لحظه به لحظه از طريق شبكه ارتباطي موقعيت
جديد هواپيماهاي دشمن اعلام مي شد.
پرسنل مواضع بي صبرانه خود را براي يك نبرد قهرمانانه آماده كرده بودند.
آمادگي كه مرتب به مواضع داده مي شد مواضع اسكايگارد و 23 ميليمتري با
حداكثر توان عملياتي خود را آماده پذيرايي از ميهمانان ناخوانده كرده بودند
گويي همه منتظر بودند كه با توكل به خداي بزرگ عيدي بزرگي از آقا امام زمان
(عج ) بگيرند. حالت اضطراب عجيبي بر منطقه حكمفرما بود و همه در انتظار
آينده اي مبهم بودند و نفسها در سينه حبس و صداي قلبم در گوش شنيده
مي شد. به آرامي اين نجوا در دلها شنيده مي شد كه خداوندا
خودت ياري ده كه
بتوانيم آنطور كه شايسته است ماموريت خود را انجام دهيم و دين خود را به امام
عزيز و امت شهيدپرور بخصوص مردم قهرمان اصفهان ادا نماييم . با توجه به
تحركاتي كه دشمن ظرف چند روز گذشته عليه شهرها و مردم بيدفاع انجام داده
بود به جرات مي توان گفت در صورت كسب افتخار در اين لحظه حساس
قوت
قلبي براي رزمندگان ايجاد مي گرديد و موجب تقويت روحيه آنها مي شد. با
توجه به مسئوليت شغلي كه داشتم بيش از هر كس نگران اوضاع بودم و دقيقا
نمي توانستم كه با توجه به شرايط اعلام خبر به موقع و لحظه به لحظه پستهاي
ديده باني و شروع عمليات و درگيري هوايي حاصل نبرد چه خواهد شد

با دقت مسير پرواز اعلام شده را مشاهده مي نمودم . در ساعت 14
2 دقيقه
ناگهان با شنيدن صداي اولين رگبار تيراندازي جنگ افزارهاي ضد هوايي سمت
حمله . حضور 2 فروند هواپيماي دشمن بر فراز آسمان منطقه تاييد و كاملا با
چشم غيرمسلح رويت شد. با شليك اولين رگبار
تيراندازي ساير جنگ افزارها به
سمت هواپيماها آغاز و فرمان سد آتش به مواضع سمت حمله داده شد. صحنه
بسيار حساسي بود. كوچكترين غفلت موجب خسارات جبران ناپذيري مي شد.
گلوله هاي شليك شده جنگ افزارها با سرخي و زيبايي خاص اطراف هواپيماها را
احاطه كرده بود. شايد خلبانان عراقي انتظار چنين پذيرايي را از سوي پرسنل
هوشيار پدافند دفاعي نداشتند. جنگ افزارها كه با همت پرسنل زحمت كش
نگهداري سرويس شده بودند همچون چلچله آواي تيراندازي آنها لحظه اي قطع
نمي شد . سيستم رادارهاي اسكايگارد همراه با جنگ افزارهاي 35 ميليمتري به
دقت روانه و با رگبارهاي دقيق روي هدف
اجراي آتش مي نمودند.
جنگ افزارهاي 23 ميليمتري واقع در رينگ سوم كه اولين گلوله ها را به
سوي هدف شليك نمودند
همچنان با قدرت و دقت به تيراندازي ادامه مي دادند.
تصور مي شد كه در ميدان كارزار جنگ افزارها مسابقه اي را به نمايش گذاشته اند.
يك لحظه از صميم قلب از خداي خود و آقا امام زمان (عج ) خواستم كه ما
را ياري دهد تا بتوانيم ماموريت خود را آنطوري كه شايسته ملت قهرمان ايران
است انجام دهيم . با توجه به يوم الله نيمه شعبان و تعطيلات نوروزي
عيدي
مناسب دريافت نماييم . ملت قهرمان و همرزمان صحنه هاي نبرد شايد
احساسات درونيم را در آن لحظات بحراني و حساس درك نمايند. زيرا خود
بارها شاهد آژير قرمز حملات هوايي بوده اند وكاملا مي دانند كه اين دقايق
حساس چقدر دير سپري مي شود. صحنه درگيري مهيج و زيبا بود. صداي رگبار
گلوله ها لحظه اي قطع نمي شد. ناگهان تير خلاص شليك و هدف مورد اصابت
قرار گرفت و در مقابل چشمان تيزبين كاركنان پدافند و ساير پرسنل حاضر در
منطقه
هواپيماي اول در فضا به آتش كشيده شد. كنترل آن از دست خلبان خارج
و به سمت زمين سقوط كرد. توصيف آن لحظه با شكوه و غرورآفرين بسيار
مشكل است . عمليات چنان سريع و برق آسا انجام شد كه شايد مي توان آن را در
حد يك خواب و خيال توصيف نمود.
با سقوط اولين هواپيماي دشمن تيراندازي روي هواپيماي دوم ادامه يافت .
خلبان هواپيماي دوم كه متوجه سقوط هواپيماي ليدر شده و درميان آتش
پرحجم پدافند گرفتار بود
موفق نگرديد به اهداف شوم خود برسد و با ريختن
بمبها در خارج از تاسيسات مجبور به فرار شد.
خداوندا چگونه ميتوان اين افتخار بزرگ را باور نمود. چند لحظه بعد از
سقوط هواپيماي عراقي از طريق شبكه ارتباطي يكي از مواضع سمت حمله اعلام
شد كه خلبان هواپيما با چتر نجات سقوط نموده و به اسارت در آمده است . با
دريافت اين پيام و كسب اين پيروزي بزرگ
شور و شوق عجيبي در منطقه
حكمفرما شد. صداي تكبير بچه ها از شبكه ارتباطي لحظه اي قطع نمي شد. با
دريافت اين خبر
اكيپي را جهت تحويل گرفتن خلبان و انتقال آن به ستاد گردان
اعزام نمودم . پس از چند دقيقه تيم اعزامي همراه با خلبان بوسيله چند خودرو
در حالي كه چراغها را روشن نموده بودند و صداي بوق خودروها را به علامت
پيروزي به صدا در آورده بودند به محوطه گردان رسيدند. پرسنل گردان تكبير
گويان به خاطر كسب اين پيروزي بزرگ يكديگر را در آغوش گرفتند و تبريك
مي گفتند چقدر پرسنل خوشحال بودند. در حقيقت كسب پيروزي در ميادين
نبرد
افتخار بزرگي را براي پرسنل رزمنده به ارمغان مي آورد. از اينكه شاهد
خوشحالي همكارانم بودم بيش از حد
احساس شعف مي كردم و اشك شوق در
چشمانم حلقه زده بود. گويي خستگي مدتها كار و تلاش به سر آمده و همه اجر
خود را از آقا امام زمان (عج ) گرفته بودند. خلبان اسير به اتاق فرماندهي هدايت
شد. پرسنل خوشحال بودند و از صحنه عكس يادگاري مي گرفتند. در همان
ابتداي اسارت خلبان
متوجه شديم كه وي به هنگام فرود از ناحيه دست آسيب
ديده است . بلافاصله اكيپ اورژانس پالايشگاه به محل مراجعه و اقدام به
مداواي وي نمودند. اينگونه اقدامات انسان دوستانه اي را در كمترين جبهه
مخاصمه اي مي توان يافت . و اين چيزي نبود جز تعاليم قرآن و اسلام عزيز. با
تحقيقات اوليه مشخص گرديد خلبان اسير شده 31 ساله و اهل كاظمين
متاهل
و داراي يك فرزند مي باشد و ليدر تيم پروازي بود.
با سقوط هواپيما آتش و دود زيادي به هوا برخاست و با توجه به درگيري و
تيراندازيهاي فراواني كه در آن لحظه انجام شده بود
كساني كه در اطراف آن
منطقه سكونت داشتند و يا بعضا با چشم مشاهده نموده بودند
بي خبر از سقوط
هواپيما سراسيمه خود را به پالايشگاه رسانند و همگي نگران حال پرسنل مراكز
صنعتي بودند كه با آگاهي از سقوط هواپيما لبخند شادي بر لبهايشان ظاهر شد.

خبر رسيد كه مردم شهر با آگاهي از حمله هوايي و مشاهده شعله هاي آتش و
دود بر فراز آسمان پالايشگاه و نيروگاه نگران شده اند. صف بنزين در جايگاههاي
بنزين به چندين كيلومتر رسيده بود و وقتي خبر سقوط هواپيما به گوش مردم
رسيد
باعث خوشحالي مردم شده و صفهاي بنزين نيز شكسته شد و شهر حالت
عادي خود را به دست آورد. با كسب اين پيروزي بزرگ
مردم قهرمان اصفهان با
پخش نقل و شيريني وگل جشن گرفته و از پرسنل پدافند به گرمي پذيرايي
نمودند. جمعي از مسئولين استانداري در ستاد فرماندهي پدافند حضور يافتند
وپس از مشاهده خلبان اسير عراقي ضمن قدرداني از موفقيت پرسنل از محل
سقوط هواپيما بازديد نمودند. سپس خلبان اسير عراقي به پايگاه انتقال يافت و
پس از چند ساعت توسط يك فروند هواپيما به تهران اعزام گرديد. خبر سقوط
هواپيما در اخبار سراسري و ساير رسانه هاي گروهي جهان از جمله راديو عراق
پخش شد.
شايان ذكر است كه از طريق منابع كسب خبر و اطلاعات الكترونيكي
اطلاع
داده شده كه هواپيماي دوم نيز دچار آسيب شديد شده و در راه بازگشت
خلبان
آن اجبارا هواپيما را در خاك عراق و قبل از رسيدن به پايگاه مربوطه ترك نموده
است كه از طريق سلسله مراتب فرماندهي
سقوط اين هواپيما مورد تاييد قرار
گرفت . بدين ترتيب در مورخ 1367
1
14 در يوم الله نيمه شعبان در منطقه
پدافندي پالايشگاه و نيروگاه اصفهان
2 فروند هواپيماي ميراژ عراقي مورد
اصابت قرار گرفت و سقوط كرد. يكي از فرماندهان آتشبار اسكايگارد (ستوان
يزداني ) كه در هنگام وضعيت قرمز و درگيري در موضع دوم اسكايگارد مستقر در
سمت حمله حضور داشته است
مي گفت : من در داخل رادار سمت حمله از روي
صفحه نشان دهنده به دقت زير نظر داشتم تا هواپيماهاي دشمن در صفحه رادار
ظاهر شدند. بلافاصله قفل رادار روي آنها انجام شد. وضعيت تعقيب هدف
توسط رادار بسيار ايده آل بود و بهترين شرايط جهت محاسبه كامپيوتر و در
نهايت زاويه پيشگيري توپهاي 35 ميليمتري اسكايگارد فراهم شده بود . لحظه
به لحظه فاصله هواپيماها نسبت به رادار كمتر مي شد و هدف در صفحه تلويزيون
رادار قابل رويت بود و مسئول مربوطه هر لحظه اطلاعات جديدي را از موقعيت
هدف از نظر سمت
برد
ارتفاع و زمان پرواز گلوله اعلام مي كرد. توپها را در
اختيار رادار قرار دادم و هدف بطور دقيق توسط توپ و رادار تعقيب مي شد.
لامپ آماده بودن آتش در داخل كابين روشن شد و در حالي كه اضطراب شديدي
بر ما حكمفرما شده بود
دكمه آتش را فشار دادم و اولين رگبار گلوله به سمت
هدف شليك شد.
مسير گلوله ها در صفحه تلويزيون كاملا ديده مي شد. ساير مواضع مستقر در
سمت حمله اعم از 23 و 35 ميليمتري روي هدف اجراي آتش مي كردند و
آماجي از گلوله ها اطراف هدف را احاطه كرده بود. توپها با رادار به دقت روانه
شده بود وبا هر رگبار
قسمتي از بال و بدنه هواپيما كنده مي شد و من همچنان به
تيراندازي ادامه داده و شستي آتش را فشار مي دادم كه ناگهان به آخرين رگبار
هدف آتش گرفت . اين صحنه زيبا
از صفحه تلويزيون در اتاق كنترل ديده
مي شد. من خاطرات آن روز را به هيچ وجه فراموش نمي كنم . در نهايت هدف
سقوط كرد و تا آخرين لحظه برخورد با زمين رادار هدف را تعقيب مي كرد كه با
اصابت به زمين آتش و دود به آسمان زبانه كشيد. همه ما نيز بي نهايت خوشحال
شديم و با صداي بلند تكبير گفتيم .
و بدين ترتيب با سقوط هواپيماي ميراژ عراقي كه با هزار كيلوگرم بمب قصد
حمله به مراكز صنعتي پالايشگاه و نيروگاه اصفهان در سالروز نيمه شعبان به
منطقه نزديك شده بودند
كاركنان پدافند هوايي عيدي بزرگي از آقا امام زمان
دريافت نمودند و برگ زريني به تاريخ هشت سال دفاع مقدس افزودند.
در پايان لازم مي دانم از كليه كساني كه در كسب اين پيروزي بزرگ ما را ياري
كردند صميمانه تشكر و قدرداني مي نمايد.
پرسنل غيور پدافند در طول جنگ تحميلي
مردانه با دشمن بعثي دست و پنجه نرم كردند و
عاشقانه در سنگر شرف و افتخار از ميهن اسلامي خود دفاع نموده و به افتخارات بزرگ و چشمگيري
نايل آمدند
در مقابل چشمان تيزبين كاركنان پدافند و ساير پرسنل حاضر در منطقه
هواپيماي اول در فضا به
آتش كشيده شد و كنترل آن از دست خلبان خارج و به سمت زمين سقوط كرد.
با سقوط هواپيماي دشمن
تيراندازي روي هواپيماي دوم ادامه يافت . خلبان هواپيماي دوم كه
متوجه سقوط هواپيماي ليدر شده بود درميان آتش پرحجم پدافند گرفتار بود و موفق نگرديد به
اهداف شوم خود برسد و با ريختن بمب ها در خارج از تاسيسات مجبور به فرار شد
