روزنامه جمهوري اسلامي 13/06/1385 صفحه سياسي
*****
اكونوميست : اروپايي ها از اسرائيل نفرت دارند




  • هفته نامه اكونوميست در گزارشي با عنوان « تقديم به اسراييل با نفرت و احساس گناه » تصريح كرده است كه نفرت نسبت به اقدامات اسرائيل در اروپا بشدت رو به گسترش است .
    اكونوميست در اين گزارش كوشيده است تا به اين پرسش پاسخ دهد كه چرا اروپاييها بر خلاف آمريكا نمي توانند اسراييل را دوست داشته باشند.
    به نوشته اين هفته نامه جنگ زشت لبنان كه به تازگي خاتمه يافت تبديل به بحث داغ در پارلمانها خيابانها استوديوهاي تلويزيوني و مهماني هاي شبانه در سرتاسر اروپا شده بود و حقيقت اين است كه در اكثر اين مباحث اسراييل مورد انتقاد قرار گرفت .
    اكونوميست مي نويسد شوراي اروپا پاسخ اسراييل به اقدام حزب الله را بي تناسب دانست و اسراييل را محكوم كرد كه در حملات خود بين نظاميان و غير نظاميان تفاوتي قائل نمي شود.
    « رومانو پرودي » نخست وزير ايتاليا عكس العمل اسراييل را افراط آميز خواند. در نروژ نيز نويسنده كتاب معروف دنياي سوفي اسراييل را محكوم به پاكسازي قومي و قتل عام كودكان كرد وگفت كه اين كشور يهودي ديگر حق موجوديت خود را از دست داده است . در بسياري از پايتخت هاي ديگر اروپايي نيز مردم زير پرچمهاي حزب الله به تظاهرات عليه جنگ پرداختند.
    اين هفته نامه افزوده است : « توني بلر » هم پس از آنكه سعي كرد مسائل را از زاويه ديد اسراييل توصيف كند و پس از آنكه موفق به تقاضاي آتش بس فوري نشد سقوط ديگري را در ارزش سهام سياسي خود تجربه كرد.
    اكونوميست مي افزايد : گرچه آقاي گاردر (معاون بلر) مجبور شد تا معذرتي نه چندان از ته قلب بخواهد اما بررسي بي طرفانه اين انتقادات نشان دهنده نگرش ميليونها اروپايي به اسرائيل است . نظرسنجي ها نشان مي دهد كه اين نگرش در حال تقويت است . در نظر سنجي كه در بريتانيا دو هفته اول جنگ سرانجام مشخص گرديد كه 63 درصد از پرسش شوندگان پاسخ اسراييل به اقدام حزب الله را نامتناسب خوانده اند. به نوشته اين هفته نامه در نظرسنجي مشابهي در آلمان 75 درصد از شركت كنندگان چنين نظري داشتند كه اين عكس العمل ها نشان دهنده نگرش عمده اروپا است كه به شدت با نگرش آمريكا متفاوت است . اين هفته نامه افزوده است : « در برآوردي كه اوائل امسال صورت گرفت تعداد بسيار بيشتري از اروپاييان با فلسطين همدردي مي كردند تا با اسراييل .
    اكونوميست سپس مي نويسد كه اين آمار را بايد به نتيجه نظرسنجي سال 2003 (1382 ) اتحاديه اروپا اضافه كرد كه در آن 59 درصد از جمعيت اروپا اسراييل را خطر بزرگتري براي صلح جهاني در مقايسه با كره شمالي و پاكستان مي دانند.
    اين هفته نامه در ادامه پرسيده است چگونه اروپا تا اين حد ضد اسراييلي شده آن هم در شرايطي كه آمريكا بزرگترين حامي اسراييل است اروپا همچون آمريكا داراي يك لابي با نفوذ اسراييلي نيست و جمعيت مسلمانان ناراضي آن به طور روزافزوني افزايش مي يابد اما هيچكدام از اين فاكتورها قادر به توضيح اين تفاوت در نگرش اروپاييها و آمريكاييها نيستند بويژه اكنون كه مسلمانان در اروپا احساس انزوا مي كنند و تنها مي توانند در رويا قدرت و نفوذي همچون لابي يهودي آيپك را براي خود متصور شوند.
    برخي آمريكاييها افزايش يهودي ستيزي را در اروپا سرزنش مي كنند و آنرا با جمعيت رو به افزايش مسلمانان در اين قاره مرتبط مي داننداما واقعيت اين است كه بين يهودي ستيزي و اسراييل ستيزي در اروپا تفاوت وجود دارد و در هر حال به نظر مي رسد كه يهودي ستيزي نيز عامل چندان موثري نباشد چرا كه مثلا در اروپاي مركزي هم ميزان به اصطلاح يهودي ستيزي بالا است وهم ميزان حمايت از اسراييل
    اكونوميست نوشته است : در عين حال بسياري از آمريكاييها از اين مسئله گلايه دارند كه يهودي ها نفوذ بسيار زيادي در كشورشان دارند و ميزان اين ناخرسندي در آمريكا بسيار بيشتر از اروپا است .
    اين هفته نامه در ادامه به اين مطلب اشاره مي كند كه اكنون در بسياري از مواقع اين جناح راست است كه در اروپا از اسراييل جانبداري مي كند جناحي كه در گذشته تاريخي خود با يهودي ستيزي در ارتباط بوده است .
    به عنوان مثال حزب محافظه كار بريتانيا كه شهرت چنداني براي حمايت از يهوديان و اسراييل نداشته است اكنون بيشترين حمايت را از اسراييل به عمل مي آورد و در ايتاليا « زادگاه فاشيسم » حزب زنده باد ايتاليا به رياست « سيلويو برلوسكوني » و اتحاد ملي نئو فاشيست ها به رهبري « جيان فرانكو فيني » بيشتر از دولت طرفدار اسراييل هستند.
    در اسپانيا نيز احزاب راستي مخالف دولت از « لوييزرودريگز زاپاترو » نخست وزير به دليل پوشيدن روسري عربي در زمان جنگ لبنان براي نشان دادن اتحاد خود با اعراب بسيار انتقاد كردند.


    اكونوميست مي نويسد : كشورهايي كه مقصرين اصلي هولوكاست بودند بويژه آلمان اكنون وفادارترين حاميان اسراييل هستند. شش دهه پيش آلمان غربي آن روز بزرگترين حامي مالي اسراييل بود و اولين كمك مالي خود را در سال 1952 (1331 ) به مبلغ 865 ميليون دلار به اسراييل ارسال كرد . اين كمك ها در دهه 60 يعني بسيار پيش از آنكه آمريكا مبدل به بزرگترين حامي خارجي اسراييل شود ادامه پيدا كرد.
    به نوشته اين هفته نامه « تصميم آلمان براي اعزام نيرو در قالب نيروي صلحبان به لبنان نشان دهنده احساس گناه اين كشور از گذشته است » . اين هفته نامه افزوده است : اگر اكنون راستگرايان و آلمانها براي گذشته خود طلب مغفرت و توبه مي كنند چپ ها كه عمده سردمداران اروپا را در حال حاضر تشكيل مي دهند اين احساس را دارند كه مورد خيانت قرار گرفته اند پس آنها كه اكثر رسانه هاي عمومي را در اروپا در اختياردارند اكنون با شوقي تمام اسراييل را مورد حمله قرار مي دهند . تا قبل از دهه 60 ميلادي اين سوسياليست هاي اروپايي بودند كه از يهوديها و اسراييل طرفداري مي كردند. « سوسياليست ها در اواسط قرن بيست دريافتند كه يهودي ستيزي و فاشيسم محصول جناح راست است پس به شدت طرفدار اسراييل شدند. در دهه پنجاه ميلادي نيز اين دولت چپي فرانسه بود كه انرژي اتمي و نيروي هوايي مدرن را در اختيار اسراييل قرار داد » .
    به نوشته اكونوميست « جنگ شش روزه اما همه چيز را عوض كرد در 1967 (1346 ) اسراييل در حمله اي پيشگيرانه نيروهاي سوري مصري و اردني را كه به نظر مي آمد قصد حمله به اسراييل داشتند شكست داد. نتيجه آن جنگ اشغال كرانه باختري نوار غزه و صحراي سينابود. سوسياليست هاي اروپايي كه تا آن زمان از جناح ضعيفتر يعني اسراييل حمايت مي كردند دريافتند كه اين فلسطيني ها هستند كه مورد ظلم قرار گرفته اند و آواره شده اند. اسراييل از آن پس در نظر آنها تبديل شد به يك ابر قدرت منطقه اي استعمارگر و ديگر يك بازمانده ازقضيه هولوكاست نبود كه از طرف همسايگانش مورد تهديد قرار گرفته باشد.
    اين هفته نامه مي نويسد : در دهه هاي پس از جنگ شش روزه حزب كارگر كه تا آن زمان عمدتا حزب حاكم در اسراييل بود كم كم ميدان را به حزب هاي راستي به خصوص ليكود واگذار كرد. چپگرايان اروپايي كه تا آن زمان اسراييل تحت رهبري « گلداماير » را براي خود به عنوان كشوري پيشرو در سوسياليسم الگو قرار داده بودند از اسراييل نظامي شده و نژاد پرست به رهبري « مناخيم بگين » شوكه شدند و در عوض روابط خود با فلسطينيان را آغاز كردند.
    به نوشته اكونوميست شرح وقايع اين تغيير را مي توان در زماني نزديك به يك قرن گستراند. در روزنامه هاي ليبرالي مانند گاردين در بريتانيا مي توان شواهدي بر اين تغيير نگرش يافت . « حيم وايزمن » اولين رئيس جمهوري اسراييل نقش عمده اي در اتخاذ منش جانبد ارانه نسبت به اسراييل و صهيونيسم از سوي اين روزنامه داشت اما اين روزنامه اكنون تبديل به يكي از تندترين منتقدين اسراييل شده است . « بي بي سي » نيز كه سنگر رسانه اي تشكيلات چپ متعادل بوده به دليل جهت گيري هايش عليه اسراييل مورد انتقاد قرار گرفته است . جهت گيريهايي كه در جنگ اخير نيز كم نبوده اند » .
    اكونوميست نگرش ها نسبت به آمريكا را دليل ديگري براي كدورت ديدگاه اروپاييان به خصوص چپگرايان مي داند و مي نويسد با نزديكتر شدن اسراييل به آمريكا در چند دهه اخير نارضايتي چپگرايان از كاپيتاليسم آمريكايي تبديل به بي علاقگي نسبت به اسراييل شد. افكار عمومي در تركيه تنها كشور مسلمان كه زماني حامي اسراييل بود اكنون به يك اندازه بويژه بعد از جنگ عراق ضدآمريكايي و اسراييلي شده است .
    اين هفته نامه در ادامه به نقل از « امانوئل اوتولنقي » كارشناس مسايل اسراييل و اروپا در دانشگاه آكسفورد نوشته است : اروپاييان اسراييل را به عنوان تجسم تمامي پليديهاي گذشته خود مي بينند.
    اكونوميست مي افزايد كه اتحاديه اروپايي قرار بوده تا دوستي صلح و فدراليسم را جايگزين جنگ ملي گرايي و درگيري كند اما اسراييل اكنون يادآور نيروها و روزهاي تاريكتر آنها است . نويسنده اين هفته نامه در انتها مي پرسد كه آيا امكان تغيير در رفتار اروپا وجود دارد و خود پاسخ مي دهد كه احتمال آن بسيار اندك است به خصوص اكنون كه اسراييل به طرز ناخوشايندي از اروپا و بويژه رسانه هايش انتقاد مي كند. به نظر مي رسد كه حداقل در اين مورد اختلاف نظر در دو سوي آتلانتيك رو به گسترش باشد.
    خبرگزاري جمهوري اسلامي
    59 درصد از جمعيت اروپا اسراييل را خطر بزرگتري براي صلح جهاني در مقايسه با كره شمالي و پاكستان مي دانند
    برخي آمريكاييها افزايش يهودي ستيزي را در اروپا سرزنش مي كنند و آنرا با جمعيت رو به افزايش مسلمانان در اين قاره مرتبط مي داننداما واقعيت اين است كه بين يهودي ستيزي و اسراييل ستيزي در اروپا تفاوت وجود دارد
    بسياري از اروپايي ها از اين مسئله گلايه دارند كه يهودي ها نفوذ بسيار زيادي در كشورشان دارند اما ميزان اين ناخرسندي در آمريكا بسيار بيشتر از اروپا است
    كشورهايي كه مقصرين اصلي هولوكاست بودند بويژه آلمان اكنون وفادارترين حاميان اسراييل هستند. تصميم آلمان براي اعزام نيرو در قالب نيروي صلحبان به لبنان نشان دهنده احساس گناه اين كشور از گذشته است
    اروپاييان اسراييل را به عنوان تجسم تمامي پليديهاي گذشته خود مي بينند
    چپ ها كه عمده سردمداران اروپا را در حال حاضر تشكيل مي دهند اين احساس را دارند كه مورد خيانت قرار گرفته اند پس آنها كه اكثر رسانه هاي عمومي را در اروپا در اختياردارند اكنون با شوقي تمام اسراييل را مورد حمله قرار مي دهند