20 امر مولوي براي كارگزاران علوي
وحيد خليلي اردلي
براي آنكه هفته ها و روزهاي درج شده در تقويم ها نه در حد يادي
گذرا و پرشتاب سپري شوند , گره زدن آن يادها به حديث روشن
امامت , برترين شيوه ياد كردي اصيل و پندآموز است . چه نكوتر
از اين كه در اين روزها و تكرار يادها به مناسبت گرامي داشت
هفته دولت و روز كارمند , دل به سايه سار كلام مولا بسپاريم و از
درخت سرشار از اندرز و حكمت آن امام (ع ) ميوه ها بچينيم
وبهره ها بريم .
درميان آثار مكتوب بجامانده از دل تاريخ , از قبيل نوشته هاي نثر
و نظم و امثال و حكم و غيره , بخش قابل تاملي با عنوان
« نامه ها » يا مكاتيب يا منشآت , به عنوان ميراث گرانقدري در
اختيار ماست كه هيچ گاه تازگي و طراوت خود را ازدست
نمي دهند.
نهج البلاغه , سواي آنكه منشور زنده ي تشيع و سلوك نامه ي
مسلماني و بلكه انساني است . بوستاني است سرشار از حكمت و
معنا كه چشم و دل هر تشنه معرفت و انديشه اي را لبريز از دانايي
و معنويت مي كند. در كنار خطبه ها و حكمت ها و اندرزانه هاي
سترگ اين كتاب پر رمز و راز , بخش قابل تعمقي با عنوان
« نامه ها » نيز در آن درج شده است . و از ميان آن چندين نامه ي
نامدار , كه هركدام خطاب به كساني و گروهي از طبقات مختلف
اجتماعي است ; يكي شان نامه اي است سرشار از نافذترين و
موثرترين دستورات سياسي , اجتماعي , فرهنگي و اقتصادي كه
به رمز براي مالك اشتر نگاشته شده اما به واقع حكم محكمي
است براي تمام كارگزاران حكومتي همه عصر هاو نسل ها.
آن عزيز آشنابه ابعاد هزار لايه ي حاكميت عدل و داد , تمام اسرار
حاكم بودن و فرمان داشتن را گوشزد مي كند.
همه گروه ها و نهادهايي كه متولي امور مختلف جامعه اند , مورد
اشاره امام (ع ) قرار مي گيرند. و در ضمن نگارش آن ابلاغ بليغ ,
براي سطوح مختلف مناصب حكومتي و كارگزاران به تعبير
امروزي , دولتي , توصيه هاي دقيق و ظريفي را ارائه
مي فرمايند.
آن امام حكيم (ع ) در ادامه نامه , با مداقه و جامع نگري تمام ,
همه جوانب مسووليت يك كارگزار حكومتي را وارسي مي كند ,
توصيه هايي را بر صفحات ابلاغ حكومتي مالك مي نويسد كه در
هيچ عصري و برا ي هيچ نسلي كهنگي ندارد و به عنوان منشور
راستين و كامل كارگزاران حكومتي , جاودان مي ماند.
اگرچه آن نامه نامي , طولاني ترين نامه نهج البلاغه است اما به
منظور رعايت ايجاز , بيست مورد از آن همه توصيه هاي دقيق و
عميق و همه جانبه كه به شرح زير انتخاب شده است را جهت
يادآوري دوباره گزينش كرده است . لازم به توضيح است كه تمام
موارد بيست گانه از متن نامه و عين عبارت ترجمه انتخاب شده
است .
1 ـ اي مالك ! مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار بده ...
زيرا مردم دو دسته اند , دسته اي برادر ديني تو و دسته اي ديگر
همانند تو در آفرينش مي باشند...
اگر مردم خواسته يا ناخواسته اشتباهي مرتكب مي گردند آنان را
ببخشاي و بر آنان آسان گير آن گونه كه دوست داري خداي بر تو
ببخشايد. و آسان گيرد.
2 ـ با خدا و با مردم , و با خويشاوندان نزديك و با افرادي كه از
رعيت خود آنان را دوست داري , انصاف را رعايت كن كه اگر
چنين نكني ستم روا داشتي . و كسي كه به بندگان خدا ستم روا
دارد , خدا به جاي بندگانش دشمن او خواهد بود.
3 ـ امام (ع ) ضمن پرهيز اكيد كارگزاران از قومگرايي و
خويشاوند گزيني در امور حكومتي با بياني شيوا و عميق به
عواقب اجتماعي و تبعات سياسي اين عمل , مي فرمايند :
« دوست داشتني ترين چيزها در نزد تو , در حق ميانه ترين , و در
عدل فراگيرترين و در جلب خوشنودي مردم گسترده ترين باشد.
خواص (نزديكان و خويشان ) در اجراي عدالت از همه
ناراضي تر و در روزگار سختي ياريشان كمتر و در خواسته هايشان
پافشارتر و در عطا و بخشش ها كم سپاستر در برابر مشكلات
كم تحمل تر مي باشند... »
4 ـ از رعيت , آنان كه عيب جوترند از خود دور كن ... پس چندان
كه مي تواني زشتي ها را بپوشان .
5 ـ « بخيل » را در مشورت كردن دخالت مده كه تورا از نيكو
كاري باز مي دارد. و « ترسو » را در مشورت كردن دخالت مده كه
در انجام كارها روحيه تو را سست مي كند. و « حريص » را در
مشورت كردن دخالت مده كه حرص را با ستمكاري در نظرت
زينت مي دهد.
6 ـ تا مي تواني با پرهيزگاران و راستگويان بپيوند و آنان را چنان
پرورش ده كه تو را فراوان نستايند و تو را براي اعمال زشتي كه
انجام داده اي تشويق نكنند.
7 ـ اي مالك ! هيچ وسيله اي براي جلب اعتماد والي (مسولين )
به رعيت (مردم ) بهتر از نيكوكاري به مردم و تخفيف ماليات و
عدم اجبار مردم به كاري كه دوست ندارند نمي باشد.
8 ـ به مردم نگو به من فرمان دادند و من نيز فرمان مي دهم , پس
بايد اطاعت شود كه اينگونه خود بزرگ بيني , دل را فاسد , دين را
پژمرده و موجب زوال نعمت هاست .
9 ـ آداب پسنديده اي را كه بزرگان اين امت به آن عمل كردند
وملت اسلام با آن پيوند خورده , و رعيت با آن اصلاح شدند
برهم مزن و آدابي كه به سنت هاي خوب گذشته زيان وارد مي كند
پديد نياور...
10 ـ ازميان مردم برترين فرد نزد خود را براي قضاوت انتخاب
كن , كساني كه مراجعه فراوان آنها را به ستوه نياورد و در
اشتباهاتش پافشاري نكند و بازگشت به حق پس از آگاهي براي
او دشوار نباشد. طمع را از دل ريشه كن كند و در شناخت مسائل ,
به تحقيق اندك رضايت ندهد.
11 ـ در امور كارمندانت بينديش و پس از آزمايش , به كارشان
بگمار و با ميل شخصي و بدون مشورت با ديگران آنان را به
كارهاي مختلف وادار مكن ... رفتار كارگزاران را بررسي كن و از
همكاران نزديكت سخت مراقبت كن و اگر يكي از آنان خيانت
كرد و خيانتش اثبات شد او را با تازيانه كيفر كن ...
12 ـ ماليات و بيت المال را بگونه اي وارسي كن كه صلاح ماليات
دهندگان باشد. زيرا بهبودي ماليات , ماليات دهندگان عامل
اصلاح امور ديگر اقشار جامعه مي باشد... بايد تلاش تو در
آباداني زمين بيشتر از جمع آوري خراج باشد. كه خراج جز با
آباداني فراهم نمي گردد. پس اگر مردم شكايت كردند از سنگيني
خراج يا آفت زدگي يا خشك شدن آب چشمه ها يالله در گرفتن
ماليات به قدري تخفيف ده تا امورشان سامان گيرد.
13 ـ مبادا در گزينش نويسندگان و منشيان , بر تيزهوشي و
اطمينان شخصي و خوش باوري خود تكيه نمايي . زيرا افراد
زيرك با ظاهرسازي و خوش خدمتي نظر زمامداران را به خود
جلب مي نمايند , كه در پس اين ظاهرسازي ها , نه خيرخواهي
وجود دارد , و نه از امانت داري نشاني يافت مي شود!
14 ـ خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه
كه هيچ چاره اي ندارند. از زمين گيران , نيازمندان , گرفتاران و
درد مندان ...
مبادا سرمستي حكومت , تو را از رسيدگي به آنان باز دارد كه
هرگز انجام كارهاي فراوان و مهم عذري براي ترك مسوليت هاي
كوچك تر نخواهد بود. براي اين گروه , از افراد مورد اطمينان
خود كه خداترس و فروتنند فردي را انتخاب كن , تا پيرامونشان
تحقيق و مسائل آنان را به تو گزارش كنند. سپس در رفع
مشكلاتشان به گونه اي عمل كن كه در پيشگاه خدا عذري داشته
باشي زيرا اين گروه در ميان مردم بيشتر از ديگران به عدالت
نيازمندند.... در مجلس عمومي با آنان بنشين و در برابر خدايي
كه تو را آفريده فروتن باش و سربازان و ياران و نگهبانان خود را
از سر راهشان دور كن تا سخنگوي آنان بدون اضطراب در سخن
گفتن با تو گفتگو كند. من از رسول خدا(ص ) بارها شنيدم كه
مي فرمود :
« ملتي كه حق ناتوان را از زورمندان , بي اضطراب و بهانه اي
بازنستاند , رستگار نخواهد شد »
15 ـ هيچ گاه خود را فراوان از مردم پنهام مدار .
16 ـ حق را به صاحب حق , هركس كه باشد , نزديك يا دور
بپرداز. و در اين كار شكيبا باش و اين شكيبايي را به حساب خدا
بگذار. اگر چه اجراي حق مشكلاتي را براي نزديكانت فراهم
آورد , تحمل سنگيني آن را به ياد قيامت بر خود آسان كن .
17 ـ مبادا هرگز دچار خود پسندي شوي ! و به خوبي هاي خود
اطمينان كني و ستايش را دوست داشته باشي كه اينها همه از
بهترين فرصت هاي شيطان براي هجوم آوردن به توست .
18 ـ مبادا هرگز با خدمتهايي كه انجام دادي بر مردم منت
گذاري . يا آنچه را انجام دادي بزرگ شماري , يا مردم را وعده
داده اي سپس خةلف وعده نمايي !
19 ـ مبادا هرگز در كاري كه وقت آن نرسيده شتاب كني و يا
كاري كه وقت آن رسيده سستي كني و يا در چيزي كه حقيقت آن
بر تو روشن نيست ستيزه جويي نمايي .
20 ـ مبادا هرگز در آنچه با مردم مساوي هستي امتياز خواهي ! و
از اموري كه بر همه روشن است غفلت كني . زيرا به زودي پرده از
كارها كنار رود و انتقام ستمديده را از تو باز مي گيرند.

|