
قسمت دوم و پاياني
آيت الله محمدعلي تسخيري
دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
پيشنهادهايي براي حل مشكلات اقتصادي اقليت هاي اسلامي
1 ـ شايسته است سازمان كنفرانس اسلامي به عنوان نماينده كل جهان اسلام
شرايط اقتصادي مناسبي براي اقليت هاي اسلامي به وجود آورد , زيرا اين
امر , نقش بسزايي در بهبود اوضاع فرهنگي آنان دارد. به عنوان مثال , بنابر
آماري كه از سوي سازمان عربي كار در خصوص اوضاع بازار كار فرانسه
منتشر شده , بيش از 560 هزار نفر از مهاجران كه بيشترشان هم مسلمان
هستند در حلبي آبادها و محله هاي قديمي و خرابه ها زندگي مي كنند; در اين
آمار اشاره شده كه 250 هزار نفر مهاجر در خانه هايي با تراكم جمعيتي بالا
بدون آب آشاميدني و در شرايط سختي زندگي مي كنند.
آمارهاي مربوط به سال 1975 م , تاكيد دارند كه بيش از 32 % از كارگران
عرب در فرانسه در چنين شرايط دشواري زندگي مي كنند.
2 ـ شايسته است سازمان كنفرانس اسلامي اقدام به تاسيس جمعيت يا
انجمني كند كه وظيفه آن ارتباط با جوانان مسلماني باشد كه كشور و زادگاه
خود را به قصد تحصيل ترك گفته اند; جمعيت يا انجمن تاسيس يافته , رشته
پيوندهاي اين دسته از جوانان با كشورهاي اصلي آن ها را تقويت مي كند و
مانع از گسست كامل اين رابطه مي شود ودرعين حال به ايجاد فرصت هاي
شغلي براي چنين فارغ التحصيلاني در كشورهاي خودشان همت گمارد.
3 ـ تاسيس صندوقي بين المللي براي حمايت از اقليت هاي مسلمان با
مشاركت و سهم كشورها و سازمان هاي اسلامي و ثروتمندان نيكوكار
مسلمان كه وظيفه اين صندوق كمك و حمايت از اقليت هاي مسلمان در
عرصه هاي گوناگوني چون : تاسيس مدارس , مراكز آموزش عالي , كتابخانه و
مراكز حفظ قرآن كريم و آموزش هاي ديني است .
4 ـ صندوق ياد شده اقدام به فراهم آوردن شرايط زندگي , فرصت هاي شغلي ,
واحدهاي مسكوني و مراكز آموزشي مناسبي براي مسلمانان در كشورهاي
غيراسلامي محل اقامت آن ها نمايد.
5 ـ ضروري است « سازمان كنفرانس اسلامي » كمك هاي هرچه بيشتري به
برنامه ها و پروژه هاي مربوط به بهبود اوضاع اقليت هاي مسلمان به منظور
اعطاي توان تاسيس مدارس و مراكز اسلامي و فرهنگي به آن ها , اختصاص
دهد.
6 ـ فراخواني اقليت هاي اسلامي به تداوم مبارزه و مقاومت در جهت
پاسداري از موجوديت , آزادي اقتصادي وانجام وظايف ديني و شعائر
مقدس خود و نيز فراهم آوردن تسهيلات لازم براي افراد اين اقليت جهت
اداي فريضه حج وديگر فرايض ديني .
د ـ مشكلات سياسي اقليت هاي اسلامي
در حقيقت اقليت هاي اسلامي , موجوديت سياسي خود را از دست داده و
سازمان كنفرانس اسلامي حتما بايد همه امكانات خود را بسيج كند و از
تمامي راه هاي سياسي و بين المللي به منظور بازگرداندن موجوديت اين
اقليت ها و تثبيت حضور آنان , بهره گيرد.
ترديدي نيست كه اقليت هاي اسلامي در بسياري از كشورهاي جهان در
معرض شكنجه , كشتاروسركوب قرار دارند و طبيعي است چنين رژيم هايي
كه ساده ترين حقوق انسان را پايمال مي كنند , كيان سياسي اقليت هاي
اسلامي را مهمترين مشكل و چالش خود تلقي مي كنند , لذاست كه مي بينيم
اين رژيم ها اقدام به تبعيض نژادي عليه اقليت هاي اسلامي مي كنند و همواره
به دنبال محروم داشتن آن ها از حقوق خود و از جمله برخورداري آن ها از
رسانه هاي گروهي مربوط به خود هستند و بر فرهنگ و ارزش ها و باورهاي
مسلمانان در آن كشورها , تعدي روا مي دارند و به راه هاي گوناگون , تنگناهاي
متعددي را برآنان تحميل مي كنند.
همان گونه كه اقليت هاي ديني در كشورهاي اسلامي در معرض هيچ گونه
فشاري براي تغيير دين يا دست كشيدن از عقايد خود نيستند , انتظار مي رود
مسلمانان نيز در كشورهاي غيراسلامي در معرض فشارها و اعمالي با هدف
واداشتن آنان به دست كشيدن از دين خود ( آن چنان كه در آنگولا و برمه
شاهد آنيم ) قرار نگيرند; مي بينيم كه بسياري از عادت ها , سنت ها و
عرف هاي اجتماعي در شمار زيادي از كشورها با عادات و عقايد مسلمانان
آن جا مغايرت دارد , لذا بخش بزرگي از رسانه ها وتبليغات آن كشورها به
جنگ با مسلمانان و زير سوال بردن انديشه هاي آنان , اختصاص يافته
است .
راز مسئله و حالت هاي مختلف
مي توان گفت راز اين مسئله در تناقض موجود ميان « اصول ثابت و
مقتضيات اسلام (عقايد , مفاهيم و شريعت ) » از يك سو و « مقتضيات زندگي
در جوامعي ناهماهنگ با آن ها » از سوي ديگر , نهفته است . اين عدم هماهنگي
حالت هاي متفاوتي به خود مي گيرد :
الف : گاه تا حدودي به نظر مي رسد كه موضوع مستلزم رفتار مسلمانان به
مقتضاي شهروندي آنان يعني تحمل مسئوليت در عرصه هاي اجتماعي و
سياسي عمومي و خصوصي و از جمله گاه قرار گرفتن در تناقض با اصول
ثابت اسلامي و عدول از آنهاست .
ب : گاهي نيز همراه با يورش و برنامه هاي دولتي براي زدودن هرگونه آثار
هويت اسلامي در يك فضاي دموكراتيك ادعايي به بهانه برخورداري از حق
اقامت يا تحقق هماهنگي و وحدت مواضع ـ آنچنان كه به عنوان مثال در
مسئله حجاب در فرانسه شاهد بوديم ـ است .
ج : گاهي نيز در فضاي غيرانساني و وحشتناكي اين اتفاق مي افتد , همچنان كه
در روسيه , چين , بوسني , آنگولا و اتيوپي (هرچند در اين كشور مسلمانان
اكثريت داشتند) و كشورهاي ديگري كه همراه با اخراج , پاكسازي نژادي ,
جداسازي , ايزوله سازي , ايجاد ترديد و بي توجهي و جز آن , اتفاق
افتاد.
ترديدي نيست كه درهركدام از حالت هاي فوق وبا توجه به امكانات و
توانايي هاي مسلمانان و اوضاع آن ها از اين جهت كه ساكنان اصلي يك
كشور يا مهاجر يا مقيم باشند يا از حمايت هاي حقوق بين الملل يا حقوق
داخلي برخوردار باشند يا نباشند و نيز متناسب با خودآگاهي مسلمانان
نسبت به خويشتن اسلامي و اصول مسلم اسلام و ميزان امكان تعامل , نحوه
برخوردها متفاوت است ; ازاين رو ما بايد اولا حقيقت اصول اسلام و ثانيا
انعطاف پذيري هاي نظري آن و سرانجام عوامل مساعد در تحقق هماهنگي را
به درستي شناسايي كنيم .
اصول مسلم اسلامي
از ديدگاه اسلام , به هيچ وجه نمي توان از (اصول مسلم اسلامي ) عدول كرد.
(اين اصول ) شامل اين موارد مي گردد :
يكم : عرصه هاي اعتقادي مشتمل بر همه اعتقادات اسلامي با محوريت ايمان
به توحيد و نبوت و معاد و جزييات هركدام كه با عقل يا نقل صحيح
(احاديث صحيح ) قابل اثباتند و نيازي به ورود به جزييات نيست .
از آن جا كه اين جنبه از اصول اسلامي , ترديدپذير نيست , چون واقعيتي
دروني است , برنامه هاي گسترده ايجاد ترديد در آن ها از يك سو و اقدام به
دفاع از اعتقادات درست از سوي ديگر (كه اي بسا شرايط موجود هر منطقه
اجازه آن را نمي دهد) به برخوردهايي مي انجامد كه نيازمند راه حل ها و
درمان هايي است .
دوم : گستره هاي الزامي شرع , شامل همه احكام تكليفي و الزامي ( واجب يا
حرام ) در كنار احكام حقوقي مشابهي چون مسايل مالكيت , ازدواج , صحت
و فساد (فقهي ) كه جملگي با تفاوت هايي به لحاظ اهميت , در شمار اصول
ثابت تلقي مي شوند.
سوم : عرصه احكام غيرالزامي شامل سنت هاي اسلامي , مستحبات و
مكروهاتي كه فرد مسلمان سعي دارد در زندگي رعايت كند. ترديدي نيست
كه در اين عرصه , مي توان در محدوده اي كه با صبغه كلي اسلام منافاتي
نداشته باشد , تسامح هايي روا داشت ; زيرا گاهي برخي امور غير واجب ,
نمودي اسلامي پيدا مي كنند كه صرفنظر كردن از آن ها نوعي شكست در برابر
دشمن تلقي مي شود كه در اين صورت نبايد از آن صرف نظر كرد.
تشكيل مركز فقهي معتبر
از اينجاست كه مسئله به عنصر مهمي نياز پيدا مي كند كه به هر بهايي بايد در
تحقق آن كوشيد; (اين عنصر مهم ) عبارت از فراهم آوردن مركز فقهي معتبر
و با نفوذي در ميان مسلمانان و امكان ساماندهي و هماهنگي مواضع و
برخورداري از ديدگاه هاي فقهي متوازن و برقراري تعادل ميان اصول و
بهره گيري مثبت از انعطاف پذيري در رويارويي با فشارها و تحقق منافع و
اجتناب از مفاسد است .
اين مرجعيت در مرحله اول اقدام به فراهم آوردن فضاي طبيعي تحقق تمامي
ديدگاه هاي اسلام حتي در خصوص احكام غيرالزامي مي كند; زيرا اين دسته
از احكام غالبا راه اجراي احكام الزامي را هموار مي سازند و تضمين مناسبي
براي كاركرد مناسب آنهاست . به عنوان مثال , اعمال مستحبي ماه مبارك
رمضان , فضاي اجرايي خوبي براي فريضه روزه فراهم مي آورند و (پاي
بندي به ) موارد مكروه در برخوردهاي زن و مرد با يكديگر , آنان را از
محرمات دور مي سازد و به همين ترتيب . گاه چنان كه گفتيم , مستحبات ,
ويژگي شاخص يك جامعه مسلمان را تشكيل مي دهند; كارهايي چون بناي
مساجد , سلام كردن با صداي بلند يا داشتن آرامگاه هاي خصوصي يا اقامه
نمازهاي جماعت يا برگزاري مراسم افطار گروهي , كه در اين صورت بايد ـ تا
آن جا كه مي شود ـ بر پاي بندي به آن ها اصرار ورزيد و حتي به گسترش
بيشتر آن ها نيز پرداخت و چنان چه فشار , بيش از اين ها بود , طبيعي است كه
بيش از هرچيز بايد بر واجبات و محرمات انگشت گذارد و مانع از خدشه
وارد شدن به جنبه الزامي آن ها گرديد و در اين راه و در راستاي پافشاري در
پاي بندي به آن ها از همه ابزارهاي روشنگري , فشارهاي اجتماعي , قانوني و
سياسي داخلي و خارجي هم بهره گرفت .
اين مركز يا مرجعيت فقهي ازمجموعه كاملي از « نشان هاي راهنما » بهره
مي گيرد.
« نشان هاي راهنما » شكل دهي به موضع اسلامي
يك سري احكام و قواعد و آموزه هاي اصولي , فقهي و عام وجود دارد كه
نشان هاي راهنمايي در روند برخورد با ديگران به شمار مي رود و مي تواند از
سوي اين مركز يا مرجعيت براي نيل به موضع درست , مورد استفاده قرار
گيرد; اين نشانه ها مي توانند در هر مسئله اي كاربرد خود را داشته باشند , ولي
برخي از آن ها مصداق هاي روشنتري در زندگي اقليت هاي اسلامي و
مهاجران به غرب دارد كه از جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1 ـ اهداف عام شريعت .
2 ـ قاعده « قسط » و « دادگري » كه در قرآن آمده است : « يا ايها الذين آمنوا
كونوا قوامين لله شهدا بالقسط » (سوره مائده 8 ) (اي مومنان , براي
خداوند به پا خيزيد و با دادگري گواهي دهيد.)
3 ـ قاعده « دفاع از حقوق مستضعفان » ; خداوند متعال مي فرمايد : « ما لكم لا
تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنسا والولدان » (سوره
نسا 75 ) ( و چرا شما در راه خداوند نبرد نمي كنيد و در راه (رهايي ) مردان
و زنان و كودكان مستضعف ...)
4 ـ قاعده برآوردن نياز نيازمندان و تامين خوراك و پوشاك آنان .
پيامبرخدا(ص ) مي فرمايد : « (سيراب كردن ) هر جگر تشنه اي , اجري دارد »
يا « (تامين )هر جانداري , اجري دارد . » 3 يا « در(مراقبت از )چهارپايان
اجري براي ما منظور مي شود . » 4
5 ـ قاعده در نظرگرفتن رواداري ها يا رخصت هاي شرعي . پيامبرخدا(ص )
مي فرمايد : « خداوند در نظر گرفتن رخصت هاي (دينش )را دوست دارد ,
همچنان كه پاي بندي به احكام قطعي را . » 5
6 ـ قاعده « طهارت » كه در حديث هم آمده است : (همه چيز طاهر و پاك
است مگر نجس بودن آن عينا معلوم گردد.)
7 ـ قاعده حلال بودن تا پيش از اثبات حرمت .
8 ـ قاعده « استصحاب » كه در حديث آمده است : « يقين را با شك , نقض
مكن » و « بر آن چه كه پيش از اين بوده , بمان . »
9 ـ قاعده گفت وگوي اصولي و منطقي و به فراموشي سپردن گذشته ها و دنبال
حقيقت بودن و عدم مجادله و به دنبال نقاط مشترك رفتن و دوري از
گزاف گويي و اتكا به برهان و دليل و از اين گونه شرط هايي كه براي هر كدام
در متون شريف , سند يا اسنادي وجود دارد.
10 ـ قاعده « منع افراط و تفريط » و پيروي از راه ميانه كه خداوند متعال
مي فرمايد : « والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا » (سوره فرقان 67 ) (و
آنان كه چون بخشش كنند , گزافكاري نمي كنند و ناخن خشكي نيز
نمي ورزند.)
11 ـ قاعده همكاري در نيكي و تقوا . خداوند متعال مي فرمايد : « و تعاونوا
علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الاثم و العدوان » (سوره مائده 2 ) ( و
يكديگر را در نيكي و پرهيزگاري ياري كنيد و در گناه و تجاوز , همكاري
نكنيد.)
12 ـ قاعده « مودت و نيكي » . خداوند مي فرمايد : « لا ينهاكم الله عن الذين
لم يقاتلوكم في الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا
اليهم » (سوره ممتحنه 8 ) (خداوند شما را از نيكي ورزيدن و دادگري با آنان
كه با شما در كار دين , جنگ نكرده اند و شما را از خانه هايتان بيرون
نرانده اند , باز نمي دارد.)
13 ـ قاعده « حرمت انسانيت انسان » ; حضرت علي عليه السلام مي فرمايد :
« آن ها (مردم )بر دو نوعند : يا برادر ديني تو هستند يا در آفرينش همسان
تواند. » (نهج البلاغه ).
14 ـ استفاده از احكام هجرت لازم به هنگام تنگنايي در دين .
15 ـ استفاده از احكام متنوع طهارت (پاكي ) از جمله :
الف : طهارت اهل ذمه .
ب : حكم به طهارت به هنگامي كه چيزي درباره طرف مورد معامله
نمي دانيد.
ج : عدم انتقال نجاست مگر با تري .
د : مايعات پاكند مگر نجاست آن ها معلوم شده باشد.
ه : حكم به طهارت الكل هاي صنعتي .
و : روش هاي پاك گرداندن پاك كننده ها.
ز : احكام پوست هايي كه احتمال وارد كردن آن ها از كشورهاي اسلامي
مي رود و احكام ديگري در اين سياق .
16 ـ احكام متنوع نماز از جمله :
الف : نحوه تعيين قبله .
ب : شناخت اوقات نماز.
ج : احكام شكستن نماز در سفر.
د : احكام نماز در وسايط نقليه اي چون هواپيما.
ه : حكم تداخل كار و نماز.
و : حكم نماز در اماكني كه مشكوك به غصبي است .
17 ـ احكام روزه از جمله :
الف : تعيين آغاز و پايان روز شرعي .
ب : حكم اتكا به رصدهاي نجومي .
ج : احكام داروهاي خوراكي .
18 ـ احكام دفن .
19 ـ احكام خوردني ها و نوشيدني ها از جمله :
الف : حكم خوردن غذايي كه فاقد مواد حرام بر مسلمانان باشد.
ب : حكم اين مسئله در حالت شك داشتن .
ج : حكم كنسروها و كمپوت ها با احتمال نجس كردن .
د : احكام قرباني كردن .
ه : حكم نشستن بر سر سفره اي كه در آن « خمر » وجود دارد.
و : حكم چرم و فرآورده هاي چرمي .
20 ـ احكام برخورد با قوانين جاري در اين كشورها از جمله :
الف : حرمت مخالفت مشروط با حقوق به رسميت شناخته شده ديگران يا
دولت .
ب : اجازه مشروط فعاليت هاي مدني آنچنان كه اشاره خواهد شد.
ج : اجازه مشروط در مراجعه به دادگاه ها آنچنان كه اشاره خواهد شد.
د : حرمت نيرنگ و خيانت و نقض پيمان كه موضوع مهمي است .
21 ـ احكام كار و گردش هاي مالي از جمله :
الف : حرمت ذلت كشيدن مومن .
ب : حرمت كار در اماكن قمار و عشرتكده ها.
ج : اجازه شراكت با ديگران در فعاليت هاي تجاري .
د : مسايل سپرده گذاري در بانك هاي محلي .
ه : حرمت خريد توليدات كشورهاي در حال جنگ با اسلام و مسلمانان .
و : حقوق معنوي و فروش آن .
ز : احكام ارث .
ح : احكام خريد و فروش ارز (صرافي ) و فروش ظروف طلا و نقره .
22 ـ احكام اجتماعي از جمله :
الف : لزوم صله رحم .
ب : لزوم احترام به پدر و مادر.
ج : حقوق همسايگان .
د : حكم تبريك و شادباش عيد به غيرمسلمانان .
ه : مداراي اخلاقي .
و : برخورداري از اخلاق نيكو و پسنديده .
ز : احكام كساني كه بايد دلجويي شوند.
و بسياري موارد ديگر كه مي توان در اين جا برشمرد ولي به همين اندازه و به
عنوان نمونه و اشاراتي براي بهره گيري در فقه مهاجران و با درنظر گرفتن
شرايطي كه در كشورهاي مختلف و در هر كشور در دولت هاي گوناگون ,
متفاوت است بسنده مي كنيم .
به علاوه ممكن است شرايط ناگزيري پديد آيد يا تحميل شود كه نتوان اين
احكام را به مورد اجرا گذارد; احكامي كه به دليل داشتن عناوين مشخص ,
احكام اوليه شان مي ناميم و شرايط ناگزير يا استثنايي , عنوان فوق العاده اي
به آن ها مي بخشد و لذا « عنوان ثانوي » پيدا مي كنند.
احكام اوليه و احكام ثانويه
هنگامي كه همه وسايل به كار گرفته شد و بيم خطرات مهمي مي رفت و وجود
اسلام با خطر مواجه گشت , مي توان به احكام ثانويه ( يا عناوين ثانويه ) اي
تن داد كه در شرايط خود , بر احكام اوليه , تقدم خواهند داشت .
علما عناوين ثانويه را بدين گونه برشمرده اند :
الف : عنوان « ضرورت و اضطرار » كه متون بسياري در تثبيت اين اصل مطرح
شده است ; از جمله آيه : « انما حرم عليكم الميته والدم و لحم الخنزير و ما
اهل به لغير الله فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا اثم عليه ان الله غفور رحيم »
(سوره بقره 173 ) (جز اين نيست كه خداوند , مردار و خون و گوشت خوك
و آن چه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد , برشما حرام كرده است ; پس
كسي كه ناگزير (از خوردن اين چيزها) شده باشد , در حالي كه افزونخواه
(براي رسيدن به لذت ) و متجاوز (از حد سد جوع ) نباشد , براو گناهي
نيست كه خداوند آمرزنده بخشاينده است .)
ب : عنوان ضرر (زيان رساندن ) كه به مقتضاي متون اسلامي از جمله
مهمترين اين متون يعني حديث مشهور6 « لا ضرر و لاضرار في الاسلام » (در
اسلام زيان ديدن و زيان رساندن وجود ندارد) , نفي شده است .
ج : عسر و حرج (تنگنا) و سختي زياد حتي اگر زياني در پي نداشته باشد كه
آياتي از جمله آيه : « و ما جعل عليكم في الدين من حرج » (سوره حج ـ 78 )
( ودر دين هيچ تنگنايي بر شما ننهاد ... ) و رواياتي چون حديث « رفع » 7 برآن
دلالت دارند.
د : تزاحم « اهم » و « مهم » در اجرا كه به حكم عقل و تاييد شرع بايد « اهم »
يعني مهمتر را مقدم دانست .
ه : اين كه كاري , پيش درآمد يا مقدمه فريضه واجب يا امر حرامي قرار گيرد
كه در اين صورت حكم همان را پيدا مي كند.
و عناوين ديگري كه علما به آن ها اشاره كرده اند.
در اين جا خاطرنشان مي سازيم كه حتما بايد از موضوع (يا مصداق ) اين
عناوين , اطمينان حاصل كرد و از توهم يا گمان نادرست , اجتناب ورزيد
همچنان كه بايد ميان حالت ضرورت و حرج (تنگنايي ) از يك سو و حالت از
دست دادن برخي دستاوردها كه در برخي عرف ها , تنگنا تلقي مي شود از
سوي ديگر , تفاوت قايل شد.
در برابر ادغام يا شهروند شدن , چه بايد كرد
(اين قضيه ) كوشش هايي وسوسه انگيز و ظاهرا منطقي است , چون گفته
مي شود مسلماني كه در پناه دولت و قانون معيني زندگي مي كند بايد همه
مسئوليت هاي اجتماعي را برعهده گيرد تا از امتيازات شهروندي آن
برخوردار گردد. اين سخن تا حدي منطقي و درست است ولي مسئله به
همين جا ختم نمي شود بلكه فراتر رفته و سعي مي شود شيوه زندگي وي و
حركت هاي عبادي و رفتاري او و روش هاي تربيتي فرزندان و حتي رفتار
شخصي و شيوه رفتارش با ديگران را نيز كه حتي اصول آزادي هاي فردي
ادعايي هم اجازه اش را نمي دهند تحت تاثيرقرار دهند; ما در برخي كشورها
از جمله اتحاد شوروي سابق و بلغارستان كمونيست , شاهد آن بوديم كه
ادغام اجتماعي را بهانه قرار مي دادند و حتي انتخاب نام هاي محلي را بر
مسلمانان تحميل مي كردند و نام هاي متعارف اسلامي را
نمي پذيرفتند.
معياري كه در چنين حالت هايي بايد رعايت شود و البته اگر امكان
موضع گيري وجود داشته باشد پاي بندي به اصول مسلم و از جمله حفظ
جنبه هاي الزامي و عدم فقدان هويت اسلامي و از آن مهمتر تن ندادن به
ادغام اخلاقي يا ديدگاهي يا مفاهيمي منافي با ديدگاه هاي اسلامي
است .
مشاركت در فعاليت هاي سياسي , اجتماعي و...
مشاركت در اين گونه فعاليت ها نه تنها بي اشكال , بلكه مطلوب هم هست ;
زيرا دربردارنده منافع و جنبه هاي مثبتي براي فرد , گروه مسلمانان و همه
جامعه است . البته مشروط بر آن كه با مسايل شرعا ممنوعي چون تجاوز به
(حقوق )ديگران , همكاري در گناه و كفر و فساد و تجاوز و عدم ورود
موضوع مورد بحث در قانون تزاحم « اهم » و « مهم » با ملاحظه اندك بودن
« معصيت » در برابر فراواني « منافع » و... همراه نگردد , چرا كه قانون تزاحم
« اهم » و « مهم » زماني جاري است كه گريزي از ارتكاب يكي از دو خطا ,
وجود نداشته باشد.
و...
پاورقي :
3 ـ در ابواب متعدد « صحيح بخاري » ذكر شده است .
4 ـ در الموطا(مالك ) در باب « صفه النبي » آمده است .
5 ـ مسند احمد .
6 ـ به عنوان مثال : الوسائل ـ ج 3 , صفحه .270
7 ـ خصال شيخ صدوق , صفحه .485
شايسته است سازمان كنفرانس اسلامي اقدام به تاسيس
جمعيت يا انجمني كند كه وظيفه آن ارتباط با جوانان مسلماني
باشد كه كشور و زادگاه خود را به قصد تحصيل در كشورهاي
خارجي ترك گفته اند. جمعيت يا انجمن تاسيس يافته , بايد
رشته پيوندهاي اين دسته از جوانان با كشورهاي اصلي آنها را
تقويت كند و مانع از گسست كامل اين رابطه شود و در عين حال
به ايجاد فرصت هاي شغلي براي اين فارغ التحصيلان در
كشورهاي خودشان همت گمارد
بايد صندوقي براي حمايت از اقليت هاي مسلمان با مشاركت
و سهم كشورها و سازمان هاي اسلامي و ثروتمندان نيكوكار
مسلمان تاسيس شود. وظيفه اين صندوق كمك و حمايت از
اقليت هاي مسلمان با تشكيل مدارس , مراكز آموزش عالي ,
كتابخانه , مراكز حفظ قرآن كريم و آموزش هاي ديني است

|
فقيه بزرگ اهل بيت (ع )
|
بمناسبت سالگرد رحلت آيت الله العظمي
نجفي مرعشي
هفتم شهريور سالروز رحلت آيت الله العظمي نجفي مرعشي مي باشد حضرت
آيت الله العظمي نجفي مرعشي عالم بزرگ و مرجع تقليد شيعه در هفتم شهريور
1369 دارفاني را وداع گفت .
آيت الله نجفي بيستم صفر 1315 قمري در نجف اشرف دربيت تقوا و دانش
چشم به جهان گشود و در مهد تربيت والد دانشمند و يكي از بستگان خود , مرحوم
حاج سيدحسن خوئي رشد ونمو كرد.
آيت الله نجفي با علاقه زيادي كه به علوم ديني از خود نشان مي داد به محضر
علما و بزرگان دين شتافت و كسب فيض كرد.
در سال 1342 قمري به تهران هجرت كرد و عرفان و علوم عقليه را از محضر
مرحوم آيت الله ميرزا مهدي آشتياني و ديگران فرا گرفت و رياضيات خويش را نيز
تكميل نمود.
سپس وي به قم هجرت كرد و در آنجا رحل اقامت افكند و به صيانت از اسلام
پرداخت . ايشان علاوه بر فقه واصول و منطق وكلام و فلسفه , در علم رجال و درايه و
بويژه علم انساب نيز تبحر خاصي داشتند.
فقيد سعيد به زبانهاي فارسي , عربي و آذري تسلط كامل داشته و داراي قلمي
استوار و بياني شيرين و جذاب بود.
از ايشان خدمات فراواني به يادگار مانده است كه برخي از آنها به قرار زيرند :
مدرسه مهديه , مدرسه مومنيه , مدرسه شهابيه , مدرسه مرعشيه , حسينيه
آيت الله مرعشي , كتابخانه وقرائت خانه آيت الله مرعشي , مسجدو حسينيه در قم و
شهرستانهاي ديگر , طبع و نشر بسياري از آثار فعلي و....
برخي از آثار علمي و فرهنگي آيت الله العظمي نجفي به قرار زير مي باشد :
1 ـ كتاب مشجرات آل رسول الله الاكرم در چهار جلد بزرگ شامل انساب كليه
علويين و سادات در ممالك دنيا , كه آن بزرگوار حدود نيمي از عمر خود را صرف
تاليف اين اثر بزرگ تاريخي نموده و كتب و رسائل بسياري را جهت جمع آوري اين
كتاب مطالعه فرمودند.
2 ـ كتاب المسلسلات في ذكرالاجازات , شامل كليه اجازات علما و شيعه و
عامه و زيديه كه به معظم له داده شده است .
3 ـ كتاب طبقات النسابين , در دو مجلد بزرگ , شامل شرح حال علم نسب از قرن
اول تا قرن حاضر.
4 ـ كتاب مزارات العلويين , در ذكر قبور سادات و علويين در اقطار عالم و در آن از
صدها كتاب رجال و انساب والواح قبور و تواريخ مختلف استفاده شده است .
5 ـ كتاب الفوائدالرجاليه , شامل فوائد مهم در رجال كه از درسهاي رجالي اساتيد آن
زمان مانند مرحوم آيت الله سيدحسن صدر و مرحوم آيت الله سيدابوتراب
خوانساري نجفي و... استفاده نموده اند.
6 ـ كتاب اعيان المرعشين , شامل بيوگرافي صدها تن از فقها و علما و حكما و
متكلمين و فلاسفه و محدثين وادبا و ملوك و وزرا اين سلسله جليله .
7 ـ كتاب اللئالي المنتظمه والدرالثمينه , درشرح حال علامه حلي و قاضي نورالله
شوشتري .
8 ـ مسارح الافكار في توضيح مطارح الانظار , كتابي است بصورت حاشيه بر
تعزيرات شيخ مرتضي انصاري .
9 ـ كتاب الغايت الغصوي , كه حاشيه اي است بر عروه الوثقي .
10 ـ كتاب مصطلحات فقيهه , در شرح الفاظ دائره در زبان فقها و مجتهدين و
محدثين .
11 ـ كتاب الهدايه في معاضل الكفايه .
12 ـ كتاب مفتاح احاديث الشيعه در چندين مجلد .
و بسياري آثار ديگر كه به علت كثرت آن از حوصله و ظرفيت اين ستون خارج
است . بالاخره اين عالم بزرگ شيعه كه آثار و خدمات گسترده علمي واجتماعي
ايشان زبانزد خاص و عام است در تاريخ هفتم شهريور 1369 به ديار باقي شتافتند .

|
|