روزنامه جمهوري اسلامي 07/06/1385 صفحه سرمقاله
تولد « خاورميانه جديد »


بسم الله الرحمن الرحيم
ماه گذشته , زمانيكه « كاندوليزا رايس » وزير خارجه آمريكا با ژستي مغرورانه , جنايات وحشيانه صهيونيستها عليه مردم لبنان را « درد زايمان تولد خاورميانه جديد » تعبير مي كرد و با هرگونه درخواست براي توقف جنگ لبنان علنا مخالفت مي نمود , يقينا اطمينان كامل داشت كه ارتش تا دندان مسلح اسرائيل كه از آن به عنوان چهارمين و يا پنجمين ارتش جهان ياد مي شود , طومار حزب الله لبنان را براي هميشه درهم خواهد پيچيد و با اين عمل , نه تنها امنيت مرزهاي شمالي فلسطين اشغالي تضمين مي گردد بلكه سد بزرگي از سر راه « خاورميانه بزرگ » آمريكا برداشته مي شود!
رايس و ساير مقامات آمريكايي هم فكر وي هرگز تصور نمي كردند گروهي كوچك با تشكيلات و تجهيزات اندك بتوانند بيش از يكماه در برابر ارتش مجهز و برخوردار از امكانات پيشرفته تسليحاتي و اطلاعاتي مقاومت كرده و سرانجام شكست خفت باري را بر رژيم صهيونيستي و حاميان آن تحميل كنند.
همانگونه كه محافل غربي نيز علنا اذعان كردند تهاجم به لبنان و حزب الله , طرحي از پيش برنامه ريزي شده بود كه با هدف از ميان برداشتن و متلاشي ساختن جنبش حزب الله و در ضعيف ترين حالت , خلع سلاح كردن اين جنبش طراحي و به اجرا گذاشته شد. نتيجه اي كه صهيونيستها و آمريكائيها از اين عمليات و شكست حزب الله انتظار داشتند اين بود كه اسرائيل را از بزرگترين عامل تهديد در مرزهاي شمالي , كه ضربات شديد نظامي و حيثيتي به اين رژيم وارد كرده بود , نجات مي داد و از سوي ديگر , مسير را براي تحقق خاورميانه مورد نظر آمريكا هموار مي كرد.
بنابر اين , به جرات مي توان گفت يكي از تبعات مهم تحولات اخير لبنان , ضربه سنگين به طرح آمريكائي « خاورميانه بزرگ » بوده است . درصورتيكه توطئه تهاجم به لبنان با موفقيت همراه مي شد هيچ ترديدي وجود نداشت كه حاكمان كاخ سفيد اين طرح را در مناطق ديگر مورد نظر خود به اجرا مي گذاشتند و اصولا , پيروزي احتمالي صهيونيستها در حمله به لبنان , از نظر سياسي و رواني خود به خود مسير را براي تحقق طرح هاي آمريكا در منطقه هموار مي ساخت .
از ديدگاه آمريكائيها , درحالي كه تلاش هاي سياسي چند ساله براي تحميل طرح خاورميانه بزرگ به منطقه با شكست مواجه گرديده بود و ملتها و دولتهاي منطقه و حتي متحدين آمريكا نيز آنرا طرد كرده بودند حمله به لبنان بهترين فرصت بود تا اين بار , طرح مذكور را از طريق نظامي و اعمال زور به منطقه تحميل كنند. از اينرو با شكست حمله صهيونيستها به لبنان , در واقع مهم ترين و به تعبيري , آخرين تلاش تيم نومحافظه كار حاكم بر كاخ سفيد براي پياده كردن طرح استعماري خاورميانه بزرگ با ناكامي مواجه گرديد.
آرزوي تسلط بر خاورميانه از ديرباز مورد نظر آمريكا بوده و سهم عمده اي در استراتژي اين كشور داشته است و دولتهاي مختلف آمريكا براي چنگ اندازي به اين منطقه در تلاش بوده اند. با اينحال تحولاتي كه در سالهاي اخير رخ داده و شرايط جديدي را بر جهان حاكم ساخته , طمع سردمداران واشنگتن را براي تحقق آرزوي ديرينه خود مضاعف كرده است .
يكي از اين عوامل , فروپاشي شوروي و از ميدان خارج شدن رقيب اصلي است كه موجب شده است آمريكا براي تسلط بر كل جهان و بلعيدن منابع آن وسوسه شود. البته خاورميانه ويژگي هاي دارد كه آنرا در اولويت توسعه طلبي آمريكا قرار داده است .
جذابيت هاي خاورميانه براي استعمار , در كمتر جايي از جهان وجود دارد . خاورميانه بيش از 75 درصد ذخاير نفتي , بيش از نيمي از منابع گازي و همچنين 15 درصد اورانيوم جهان را در دل خود نهفته دارد . اين منطقه از نظر جغرافياي سياسي نيز به دليل گذرگاه شرق و غرب بودن از اهميت والايي برخوردار است .
اما اين منطقه وجهه برجسته تري نيز دارد. اينجا منطقه اي است كه رژيم جعلي صهيونيستي در آن تاسيس شده است , رژيمي كه در واقع جهت گيري سياست هاي خارجي و حتي داخلي آمريكا را شكل مي دهد. اگر نقش و نفوذ لابي طرفدار اسرائيل در هيات حاكمه آمريكا را كم اهميت تلقي كنيم مفهومي به جز ساده انديشي و غفلت ندارد. بي دليل نيست كه دولت آمريكا حاضر مي شود براي حفظ اين رژيم جعلي , هزينه هاي غيرقابل تصوري را بپردازد و حتي رو درروي متحدان خود نيز بايستد.
از اينرو , در كنار منابع و ثروت هاي طبيعي موجود در منطقه , همسو ساختن اين منطقه با سياست ها و مواضع رژيم صهيونيستي يكي از انگيزه هاي اصلي آمريكا در طرحهاي مورد نظر براي خاورميانه , از جمله طرح خاورميانه بزرگ است .
با توجه به اين نكته مي توان پي برد كه ناكامي آمريكا براي سلطه براين منطقه تا چه حد براي دولتمردان آمريكا سنگين است , ناكامي بزرگي كه جنگ لبنان آنرا به آمريكائيها تحميل كرده است .
صحنه نبرد لبنان , آمريكائيها را متوجه اين واقعيت كرد كه خواب مورد نظر آنها در خاورميانه تعبير شدني نيست . واقعيت تلخ تر براي آمريكائيها و صهيونيستها اين است كه برخلاف انتظار آنها , خاورميانه با ماهيتي جديد درحال تكوين است كه كاملا با اهداف واشنگتن و تل آويو متضاد است .
امروزه موج بيداري با تكيه بر تفكرات اسلامي سرتاسر منطقه را فرا گرفته و ملتهاي خاورميانه ديگر هرگز اجازه دخالت در سرنوشت خود را به قدرتهاي بيگانه و استعمارگر نمي دهند. صهيونيستها و قدرتهاي حامي آنها بايد بدانند دوران ديكته كردن طرحهاي استعماري در خاورميانه به سر آمده است . اضمحلال خاورميانه اي كه در آن قدرتهاي استكباري براي ملتها تعيين تكليف مي كردند از چندي قبل آغاز گرديده , واقعيتي كه در لبنان نشانه هاي شكست قطعي آن آشكار شده و خاورميانه جديد براساس استقلال طلبي , استكبارستيزي و اسلام خواهي متولد شده است .