
توشه اي از زندگي سرلشكر پاسدار شهيد ناصر كاظمي فرمانده سپاه كردستان
حسن خياطي
ششم شهريور ماه , سالروز شهادت ناصر كاظمي فرمانده شهيد سپاه
كردستان است .
چند روز قبل دعوت نامه اي بدستم رسيد كه با عنوان « بسم رب الشهدا »
آغاز و تحت عنوان « جمعي از همرزمان شهيد ناصر كاظمي » خاتمه يافته
بود. متن دعوت نامه حكايت از آن داشت كه عده اي از رزمندگان دوران دفاع
مقدس قصد دارند به بهانه تجديد ميثاق با آرمانهاي بلند شهدا و تجديد
خاطرات آن دوران به يادماندني , عرض ارادتي به پيشگاه شهيد بزرگوار
انقلاب اسلامي ايران سردار ناصر كاظمي فرمانده سپاه كردستان داشته
باشند.
رويت اين دعوتنامه , شور و شعف غريبي در من ايجاد كرد , زيرا مدتها
بود كه شاهد چنين تحركي خودجوش در ميان يادگاران آن دوران نبودم و از
آن مهمتر براي اولين بار بود كه اين تحرك در ميان رزمندگان به يادگار مانده
از روزهاي سخت كردستان بوجود آمده بود. درحاليكه چه در سالهاي دور ,
چه در دوران دفاع مقدس و حتي امروز , كردستان مظلوم بوده و هست و اين
مظلوميت بالطبع شامل حال شهداي اين خطه غرورآفرين از ميهن
اسلاميمان نيز شده است .
از مظلوميت كردستان و شهداي آن هرچه بگوئيم , كم گفته ايم , هر چند
تاكنون هم نديده ايم كه از اين مظلوميت چيزي گفته شود. اين سرزمين
مقدس كه بي اغراض مي توان گفت قدم به قدم خاك عزيز آن با خون شهيد
بزرگواري آبياري شده است , پيش از انقلاب شكوهمند اسلامي ايران دچار
مظلوميت بود و با پيروزي انقلاب به دلايل مختلف از جمله ضعف مديريت
در « دولت موقت » و پا گرفتن گروهكهاي ضد انقلاب در اين سرزمين , دچار
« مظلوميت مضاعف » شد و اين مظلوميت علاوه بر اينكه تاثير نامطلوبي بر
كليه امور و مسايل كردستان گذاشته , تا به امروز نيز ادامه يافته است . و از
اين روست كه شهداي كردستان هم , در ميان خيل عظيم شهداي انقلاب
اسلامي ايران , مظلوم ناشي از مظلوميت كردستان هستند.
بگذريم , سخن از شهيد بود و اينكه بعد از گذشت بيست و چندي سال
باز هم اين خود رزمندگان دوران دفاع مقدس در كردستان بودند كه يادي از
شهداي كردستان كردند و به بهانه تجديد ميثاق با گرامي ترين شهداي اين
خطه , يعني « فرمانده شهيد سپاه كردستان » دوستان و همرزمان قديم را
گردهم جمع كردند. اين مراسم از جهات ديگري هم داراي اهميت بود; وجه
نخست آنكه ميان فرمانده و غيرفرمانده آن دوران كه بالطبع امروز مسئول و
غيرمسئول نيز هستند , تفاوتي قائل نشده بود. وجه دوم آنكه كليه هزينه هاي
پذيرايي آن از جيب مبارك هيات دعوت كننده و نه از بودجه بيت المال
پرداخت شده بود. و جهات ديگري كه خارج از حوصله اين مطلب است و
اينجا قصد داريم از شهيد بزرگواري سخن بگوئيم .
آري , سخن از شهيد است , كسي كه نظر مي كند به وجه الله . بي شك قلم
و زبان عاجزتر از آن است كه زواياي مختلف زندگي اين عزيزان را بگشايد ,
ليكن در همان مختصري كه از اين عزيزان به يادگار مانده و بيان شده است يا
به شكل خاطره از سوي هم نشينان و همراهانشان بازگو شده است , درسهايي
است كه فراگيري آن ها در مسير عادي نياز به سالهاي گذشته و مكتب و
مدرسه و دفتر و كتاب دارد . شهيد ناصر كاظمي در وصيتنامه 18 بندي خود ,
دريايي از معارف اسلامي , معنوي , سياسي , اقتصادي , فرهنگي و... را
گنجانده است كه اگر امروز منشوري از آن تهيه و بالاي سر مسئولان آويخته
شود , جاي تعجب نخواهد داشت .
آنچه براساس احساس وظيفه و براي شناساندن هرچه بيشتر اين شهيد
بزرگوار به نسل جديد در پي خواهد آمد , تنها گوشه اي از زواياي زندگي اين
عزيز است , اميد آنكه اين شهيد گرانقدر و همرزمان به وصل رسيده اش ,
قصور و ناتواني ياران را در انتقال پيام آنان به نسل بعد از خود بپذيرند.
هرچند مي دانيم كه اين تقصير , تقصيري گذشتني نيست .
شهيد ناصر كاظمي در يك نگاه
ناصر در دوازدهم خرداد ماه سال 1335 در خانواده اي مومن در تهران
بدنيا آمد و از همان ابتداي زندگي با قشر محروم جامعه آشنا و همراه شد.
وي پس از پايان دوره متوسطه , با شركت در كنكور , در رشته پيراپزشكي و
تربيت بدني پذيرفته شد و بنابه علاقه اي كه داشت تحصيلاتش را در تربيت
بدني ادامه داد. ناصر همزمان با تحصيل , به كار معلمي و تدريس در مدارس
جنوب شهر تهران همت گماشت و بخش مهمي از حقوق معلمي خود را
صرف خريد كتاب هاي ديني براي شاگردانش كرد. ناصر در اين كلاسها با
طرح مباحث ديني , اجتماعي و سياسي دانش آموزان خود را نسبت به
مشكلات روز و نيازهاي قشر جوان آگاه مي كرد. او در روند همين مطالعات و
فعاليتهاي اجتماعي , به ماهيت وابسته و فاسد رژيم شاهنشاهي پي برد و از
سال 1356 به مبارزات سياسي خود شدت و وسعت بخشيد . در همين سال
پس از شكنجه در ژاندارمري , به دادگستري منتقل و از آن پس , در زندان
قصر تهران محبوس شد.
شهيد كاظمي با اوج گيري مبارزات مردم مسلمان ايران عليه رژيم
ستمشاهي , همراه جمعي از زندانيان سياسي , از زندان آزاد گرديد و جدي تر
از گذشته به مبارزه پرداخت و تا پيروزي انقلاب اسلامي , لحظه اي آرام
نگرفت . ناصر كاظمي , در خرداد ماه 1358 به عضويت سپاه پاسداران
انقلاب اسلامي درآمد تا تجربيات خود را در اين نهاد به كار ببندد. وي پس
از گذراندن دوره آموزش نظامي , براي خدمت در استان سيستان و
بلوچستان راهي آن منطقه شد و حدود 4 ماه در شهرستان زابل به مردم
محروم و مستضعف آن ناحيه خدمت كرد.
به دنبال غائله « خلق عرب در خوزستان » به اين استان رفته و به مقابله با
توطئه گران برخاست و تا آخر غائله در خرمشهر ماند. كاظمي هنوز از اين
توطئه نياسوده بود كه براي مبارزه با گروههاي ضد انقلاب , راهي كردستان
شد و به پيشنهاد شهيد بزرگوار « محمد بروجردي » فرمانده وقت سپاه
كردستان , همراه چند نفر در دهم دي ماه 1358 به شهرستان « پاوه » رفت .
ناصر فعاليت خود را در پاوه با سمت فرماندار آغاز كرد. وي كه در اين
مسئوليت شايستگي لياقت و كارداني خود را نشان داده بود , بزودي علاوه بر
مسئوليت فرمانداري , به فرماندهي سپاه پاوه نيز منصوب گرديد. او بيشتر
جلسات خود را با مسئولان شهر , پس از فعاليت طاقت فرساي روزانه و در
نيمه هاي شب مي گذاشت و در تمام مدت مسئوليت خود براي حل مشكل
مردم شهر , از هيچ كوششي دريغ نمي كرد.
شهيد كاظمي از راه ايجاد وحدت بين سپاه و ارتش و به كارگيري
نيروهاي مردمي و طراحي چند عمليات , موفق شد اكثر مناطق تحت اشتغال
ضد انقلاب را از چنگ آنها خارج و آرامش را به منطقه برگرداند. او با جدا
كردن حساب مردم مناطق كردنشين از ضدانقلاب براي پاكسازي منطقه از
مردم بومي استفاده مي كرد كه اين اعتقاد او سبب برقراري ارتباط عاطفي
عميقي ميان و مردم شد و نتيجه آن آزادسازي و پاكسازي مناطق نوريان ,
قشلاق , بانيگان , نودشه , نيسانه , نروي , نوسود , كله خپاره , شمشي و
بسياري ديگر از مناطق كردستان گرديد.
وي همچنين براي مقابله با گروههاي ضدانقلاب در كردستان « تيپ ويژه
شهدا » را تشكيل داد و فرماندهي آن را به عهده گرفت . ناصر پس از يك سال
و نيم خدمات ارزشمند در پاوه , با انتخاب بجا و شايسته شهيد بروجردي
كه آن زمان فرماندهي قرارگاه را به عهده گرفته بود به سنندج رفت و به عنوان
فرمانده سپاه كردستان منصوب گرديد. پاكسازي مناطق حساسي همچون
جاده بانه به سردشت , كامياران , مريوان , تكاب , صائين دژ , بوكان و سد
بوكان از جمله اقدامات متهورانه او به شمار مي رود.
شهيد كاظمي با تمام عشق در خدمت مردم محروم كردستان بود و چنان
شخصيت والايي از خود بروز داد كه مردم , دل در گرو محبت او سپردند و
حتي نام « ناصر » را براي كودكانشان برگزيدند و بر اين نام مباهات كردند.
هوشمندي , بصيرت , شجاعت , قاطعيت و مديريت از ويژگيهاي بارز شهيد
كاظمي بود . اين ميداندار بزرگ جهاد سرانجام در تاريخ 6 شهريور 1361 ,
در حين پاكسازي محور « پيرانشهر ـ سردشت » در يكي از روستاها به فيض
عظيم شهادت نائل آمد و كردستان را در سوگ خود نشاند . (1 )
گفته شد كه يكي از ويژگيهاي بارز شهيد ناصر كاظمي مديريت او بود.
اين درحال بود كه وي تحصيلاتش را در رشته تربيت بدني انجام داده بود و
قاعدتا نمي بايست كسي از وي انتظار مديريت ويژه آنهم در نوع سطح بالاي
آن يعني مديريت نظامي را مي داشت . ولي سردار تميزي يكي از همرزمان
شهيد كاظمي , در مراسم شب خاطره آن شهيد , نكته مهمي را مورد اشاره
قرار داد و تاكيد نمود كه شهيد كاظمي يكي از نوابغ جنگ بود و طراحي هاي
بسيار اصولي داشت . وي افزود : « تا آن زمان ما با اصطلاحاتي مانند تكنيك ,
تاكتيك , استراتژي و... در جنگ هيچگونه آشنايي نداشتيم و از زماني با اين
اصطلاحات آشنا شديم كه جواني 22 ساله به نام ناصر كاظمي فرماندهي
سپاه كردستان را برعهده گرفت و چنان مديريت كرد كه گويي سالهاست با
اين اصطلاحات زندگي كرده است . »
اين ويژگي كه نشات گرفته از ميزان آگاهي وي از اهداف والاي انقلاب
اسلامي ايران بود , در وصيت نامه آن شهيد بزرگوار نمود بارزي پيدا كرده و
بطور ملموس ديد باز و آينده نگري او را به رخ كشيده است . اين وصيت نامه
را بخوانيد و خود قضاوت كنيد.
وصيت نامه شهيد ناصر كاظمي :
در مكتب اسلام هر مسلمان موظف است وصيت نامه اي از خود برجاي
گذارد. البته تا آنجا كه يادم هست تاكنون چندين وصيت نامه نوشتم كه
متاسفانه به علت اينكه سعادت شهادت نداشتم آنها قديمي شده است و اين
وصيت نامه جديدم است . البته اينجانب معتقدم هر كه هر كاري كرد و هر
نوشته اي كه جمع آوري كرده باشد , با خود به آن دنيا خواهد برد و آن
پروردگار يكتا است كه بايد قضاوت كند. شايد بيش از دو سال است كه
آمادگي شهادت را , به نظر خودم دارا مي باشم ولي نظر خودم اصلا شرط
نيست نظر خداوند تبارك و تعالي شرط است .
وصايايم را به ترتيب ذيل ذكر مي نمايم اميد است كه تمام دوستان
مومن و معتقد , در آخرت شفاعت ما را بنمايند.
1 ـ تنها مكتب رهايي بخش مستضعفين از دست مستكبرين , مكتب انقلابي
اسلام مي باشد.
2 ـ براي اين كه در اين دنياي زودگذر گرفتار انحراف نفس نشويد , هميشه به
ياد خدا باشيد.
3 ـ جهت ادامه انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني و متصل شدن به
انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج ) هميشه سراپا گوش به فرمان امام و
ياران صديق و مومن امام كه عملا در خدمت انقلاب و اسلام عزيز بوده اند ,
باشيد.
4 ـ ماهي يك بار به قبرستان شهدا برويد و درس مبارزه و ايثار و گذشتن از
دنيا و پيوستن به شهداي صدر اسلام را فرا گيريد.

5 ـ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را تا حد امكان از نظر عقيدتي , سياسي و
نظامي تقويت نماييد و به خصوص سپاه را در يك سازماندهي واحد و طي
يك ضوابط واحد در سراسر مملكت بسط دهيد.
6 ـ از اينكه كاري اشتباه انجام داده ايد از گفتن آن ابا نداشته باشيد .
7 ـ سياستمداران هميشه بايد از افرادي مخلص و صادق و با تقوا باشند تا
بتوانند سياست مكتب اسلام را پياده نمايند.
8 ـ سعي را بر جذب نيروهاي جوان نه دفع آنان .
9 ـ سعي كنيد تحمل عقيده مخالف را داشته باشيد مانند شهيد مظلوم آيت
الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي .
10 ـ از اختلافات داخلي به خاطر رضاي خدا و خون شهداي انقلاب
اسلامي به پرهيزيد.
11 ـ سعي شود كه قانون اسلام در مورد همه بطور يكسان اجرا شود و فرقي
بين يك فرد عادي و سپاهي و روحاني و دولتمرد نباشد و اميد است كه
مسئله زمين بنفع مستضعفين در حكومت اسلامي حل شود و دنيا ما را در
اين مورد الگو قرار دهد.
12 ـ اگر كسي مسئول شد موظف است كه بر كار زيردستان خود تا حد امكان
و توان نظارت نمايد وگرنه بايد از آن مسئوليت كنار رود.
13 ـ سعي شود كه در سه وزارتخانه , آموزش و پرورش , وزارت كشور و
وزارت امور امور خارجه بهترين و مكتبي ترين افراد وارد شوند و اگر
چنانچه در اين سه وزارتخانه مسامحه شود مسئولين در پيشگاه خدا و امت ,
مسئول خواهند بود.
14 ـ زندان جمهوري اسلامي بايد دانشگاه باشد وسعي شود اصلا
ساختمانهايي كه جديدا جهت احداث زندان ساخته مي شود با معيار كاملا
اسلامي باشد و بهترين و مكتبي ترين افراد بازجو و زندانبان باشند.
15 ـ براي موفقيت در كردستان بايد صفوف ضد انقلاب از مردم جدا شود با
ضدانقلاب با قاطعيت و با مردم محروم و مستضعف كرد با مهرباني هرچه
تمامتر رفتار شود.
16 ـ از تهمت زدن بدون علم و آگاهي به ديگران شديدا پرهيز كنيم .
17 ـ اگر چنانچه جنازه ام پيدا شد در بهشت زهرا خاك نماييد .
18 ـ تمام اموالم به بي بضاعتهاي واقعي طي تشخيص همسرم و خواهرم و
برادرم تقسيم شود.
در پايان اين نكاتي را كه تذكر دادم هركسي در رابطه با مسئوليتش جهت
رضاي خدا اگر درست است اجرا نمايد وگرنه اجرا ننمايد. در آخر خودم به
اين نتيجه رسيده ام كه تمام اعضا خانواده ام كاملا آماده شهادتند بخصوص
همسرم و خواهرم و مادرم و برادرانم و پدرم دارا مي باشند اميد است كه
همگي مرا حلال بنمايند.
ناصر كاظمي
در آن مراسم , پس از قرائت اين وصيت نامه و نمايش فيلمي كوتاه و
بجاي مانده از منطقه كردستان كه حاوي مصاحبه اي با شهيد كاظمي نيز بود ,
تعدادي از همرزمان آن شهيد با بيان خاطراتي , زواياي مختلف و ابعاد
شخصيتي شهيد كاظمي را مورد كنكاش قرار دادند و من افسوس خوردم كه
چرا اين رازهاي پنهان در سينه ها , مكتوب نمي شود تا يادگاري از ياران
شهيد در اختيار نسلهاي آينده باشد.
$ـ$
پاورقي
1 ـ پايگاه اينترنتي اطلاع رساني فرهنگي شاهد .
شهيد ناصر كاظمي در وصيتنامه 18 بندي خود , دريايي از معارف
اسلامي , اعتقادي , سياسي , فرهنگي و اقتصادي را گنجانده است و اگر
امروز منشوري از اين وصيتنامه تهيه و بالاي سر مسئولين آويخته شود ,
جاي تعجب نخواهد داشت
شهيد كاظمي درحاليكه حدودا 20 ساله بود با شناسايي شهيد گرانقدر
محمد بروجردي به فرمانداري پاوه و سپس به فرماندهي سپاه كردستان
منصوب شد و در كمتر از يك سال با ايجاد وحدت بين سپاه و ارتش و
بكارگيري نيروهاي مردمي و طراحي هاي قوي كه نشان از مديريت ذاتي
او داشت اكثر مناطق كردستان را از ضدانقلاب پاكسازي كرد
شهيد كاظمي : « جهت ادامه انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني و
متصل شدن به انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج ) هميشه سراپا گوش به
فرمان امام و ياران صديق و مومن امام كه عملا در خدمت انقلاب و اسلام
عزيز بوده اند باشيد »
شهيد كاظمي : « سعي كنيد تحمل عقيده مخالف را داشته باشيد , مانند
شهيد مظلوم آيت الله بهشتي . »
شهيد كاظمي : « اگر كسي مسئول شد موظف است كه بر كار زيردستان
خود تا حد امكان و توان نظارت نمايد وگرنه بايد از آن مسئوليت كنار
رود »
شهيد كاظمي : « براي موفقيت در كردستان بايد صفوف ضدانقلاب از
مردم جدا شود , با ضد انقلاب با قاطعيت و با مردم محروم و مستضعف كرد
با مهرباني هرچه تمامتر رفتار شود »

|