علي معصومي (وزوايي )
در شماره قبل صفحه « امام » با بهره گيري از سخنان امام خميني , درباره
نقش مديريت در ترقي و تكامل فرد و جامعه سخن گفتيم و متذكر شديم امام
خميني معتقد بود كه اگر در جهان اسلام مديريت صحيح و قوي باشد ,
اسلام به سرعت در جهان توسعه خواهد يافت و ناگشودني ترين قفل ها به
دست مسلمانان باز خواهد شد و مرتفع ترين قلل , فتح خواهد گرديد. اكنون
نيز با بهره گيري از بخش ديگر سخن امام خميني , به نكات ديگري در زمينه
مديريت مي پردازيم .
چون « مديريت » يكي از اساسي ترين عوامل ترقي و توسعه يك كشور
است , بنابراين , تلاش براي به وجود آمدن مديريت صحيح و قوي و صيانت
از آن نيز طبيعتا بايد بسيار مورد توجه باشد و اجازه داده نشود در جامعه
سامانه مديريتي ضعيف استمرار داشته باشد , زيرا استمرار سامانه مديريتي
ضعيف به معني بي توجهي به سرنوشت جامعه و بي اعتنايي به ترقي و توسعه
و تكامل همه جانبه جامعه محسوب مي شود.
نگرش دقيق به جريان تاريخي مديريت , اين واقعيت را نشان مي دهد كه
هرگاه در جهان اسلام و ايران , مديريت صحيح و قوي جريان داشته ,
پيشرفت , تعالي و رفاه نيز بوده است , ولي هرگاه خبري از مديريت صحيح
و قوي نبوده , پيشرفت و ترقي نيز نبوده است . در تاريخ ايران همواره شاهد
آفت هايي براي مديريت قوي و صحيح بوده ايم . يكي از مهمترين و
اساسي ترين آفتهاي مديريت در تاريخ ما , موروثي بودن مديريت ها
مي باشد. مي دانيم كه در گذشته نظام حكومتي ايران شاهنشاهي بوده است .
در اين نظام , نه تنها بالاترين رده مديريت و راس مديريت ارثي بوده و به
جاي هر پادشاهي كه فوت مي كرده فرزند او مي نشست , بلكه در رده مياني و
پائين نيز مديريت ها ارثي بوده و به ندرت فردي از ميان مردم مي توانست به
مديريتي در سطوح پائين و مياني دست يابد. در اين نظام حكومتي , مناصب
بين خويشان دور و نزديك شاه تقسيم مي شد و هر يك از شاهزادگان ,
برادران و برادرزادگان , خواهرزادگان , خاله زادگان و عموزادگان , دايي ها و
دايي زادگان شاه و ... مناصبي را تصرف مي كردند و اجازه نمي دادند كسي كه
وابستگي خويشاوندي با شاه و خاندان او نداشت , منصبي را به دست گيرد.
اگر هم كسي چنين وابستگي نداشت , حتما مي بايست در داخل حلقه
حكومت گران , به چنان رابطه اي دست مي يافت كه كمتر از رابطه
خويشاوندي نبود.
هنگامي كه امام خميني نظام كهن حكومتي ايران را كه براساس
شاهنشاهي بود درهم كوبيد و با پيروز گرداندن انقلاب اسلامي در بهمن سال
357 , نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را بنيان نهاد , تحولي بسيار عظيم
در حوزه مديريتي كشور رخ داد. در اين زمان , پس از آنكه شاه و وابستگان
او فرار كردند و مديريت هاي موروثي را به اجبار از دست دادند , مديريت
كشور از بالاترين تا پائين ترين رده به دست افرادي افتاد كه از ميان مردم
برخاسته و متعلق به توده مردم بودند. در پي اين واقعه , حوزه مديريتي
كشور از حالت قرق و شكارگاهي كه فقط اشخاص محدود و خاص
مي توانستند در آن حضور داشته باشد , درآمد و به عرصه اي براي خدمت
تبديل شد كه همه مردم امكان حضور در آن را دارند تا به تناسب
قابليت هايي كه دارند , مشغول خدمت باشند و در رده هاي مختلف مديريتي
به ايفاي نقش بپردازند. به همين دليل بود كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ,
در اثر فضاي مساعدي كه براي ابراز قابليت ها و لياقت هاي عموم مردم باز
شده بود , در عرصه مديريتي كشور نيز افراد توانمندي كه اغلب متعلق به
اقشار معمولي و پائين جامعه بودند , ظهور كردند و با مديريت خويش در
رده هاي مختلف , جهش هايي در تمام عرصه هاي پيشرفت به وجود آمد;
حتي در جريان جنگ تحميلي , از ميان مردم , فرماندهان و مديراني ظهور
كردند كه تاريخي شدند و به نام آوران بزرگ تاريخ ايران پيوستند. اساسا
منطق تاريخ همين است كه هرگاه عرصه براي ابراز وجود و ابراز لياقت
عموم مردم فراهم مي شود و دروازه حوزه مديريتي و ساير حوزه ها به روي
عموم گشوده مي شود و اين حوزه ها از قرق خاندان ها و بعضي اقشار كم
شمار خارج مي شود , افراد توانمندي بروز مي يابند و در پيشرفت جوامع
سهم هاي بزرگي بر عهده مي گيرند.
از آنجا كه قرق بودن حوزه مديريتي , يكي از مهمترين آفت هاي
مديريتي صحيح و قوي است و اگر اين عرصه براي قشري خاص , حزبي
خاص , خاندان هايي خاص و ... قرق شود و ديگران نتوانند به آن وارد
شوند , مديريت جامعه ضربه مهلكي مي بيند و به تبع آن به توسعه و تعالي
جامعه نيز همين ضربه مهلك وارد مي آيد. امام خميني شديدا با انحصاري
شدن و قرق حوزه مديريتي مخالف بودند و همواره در عرصه هاي نظري و
عملي براي تحقق اين تفكر مترقي و مردمي مي كوشيدند و اجازه نمي دادند
روابط , مناسبات دوستانه , مناسبات خويشاوندي و ساير عوامل سبب شود
كه عرصه هاي مديريت انحصاري شود و چرخش مديران و مديريت ها
براساس روابط و جايگاه قشري افراد صورت بگيرد نه براساس لياقت ها ,
كارآيي ها , قابليت ها و ...
امام خميني معتقد بود قهرمانان حوزه مديريت , فقط بايد براساس
قابليت و تعهد و قدرت مديريت و قوت اراده افراد برگزيده شوند و هيچ
عامل كاذب ديگري مثل روابط حزبي , روابط دوستان , روابط قشري و صنفي
و ... در گزينش مديران دخالت نكنند تا جريان مديريت قدرتمند , همواره
تداوم داشته باشد و در اثر اين تداوم , پيشرفت و تعالي و ترقي جامعه نيز
روند مستمر به خود بگيرد. به همين دليل بود كه امام خميني مديريت افراد
ضعيف را كه خود واقف به ضعف مديريت خود هستند , حرام و گناه عظيم
مي دانست واز آنها مي خواست بدون توجه به جايگاه حزبي , صنفي و
خويشاوندي خود با ديگران , از مديريت دست بردارند و اين حوزه مهم را
به افرادي كه واقعا مدير لايق و متدين و متعهد هستند , بسپارند. امام خميني
در اين باره مي فرمود :
و ها! : اي متصديان و دولتمردان از رده به اصطلاح بالا تا پائين , بهوش باشيد
كه در دو راهي سعادت و شقاوت قرار داريد. طريق اعوجاجي , شيطان است
و طريق مستقيم الله تبارك و تعالي توجه كنيد و بسيار توجه كه همه و همه از
محضر مبارك حق هستيد و اعمال قلبيه و قالبيه و خاطرات روحيه و
لغزشهاي عمليه همه در حضور اوست .اگر به واسطه سومديريت و ضعف
فكر و عمل شما به اسلام و مسلمين ضرري و خللي واقع شود و خود
مي دانيد و به تصدي ادامه مي دهيد مرتكب گناه عظيمي و كبيره مهلكي
شده ايد كه عذاب بزرگ دامنگيرتان خواهد شد. هر يك در هر مقام احساس
ضعف در خود مي كند چه ضعف مديريت و چه ضعف اراده از مقاومت در
رده هواهاي نفساني بدون جوسازي , دلاورانه و با سرافرازي نزد صالحان از
مقام خود استعفا كند كه اين عمل صالح و عبادت است و هر كس خود را
مدير و مدبر و خدمتگزار براي خلق خدا مي داند كناره گيري او در اين زمان
پشت به خلق خداي خلق است , مگر آنكه خدمتگزاري بهتر با همطراز او
جايگزين او معرفي شود(1 )
مآخذ :
1 ـ صحيفه امام , جلد 19 , ص 157
امام خميني : اي متصديان و دولتمردان از رده به اصطلاح بالا تاپائين ,
بهوش باشيد كه در دو راهي سعادت و شقاوت قرار داريد. طريق اعوجاجي ,
شيطان است و طريق مستقيم « الله » تبارك و تعالي توجه كنيد و بسيار توجه
كه همه و همه از محضر مبارك حق هستيد و اعمال قلبيه و قالبيه و خاطرات
روحيه و لغزشهاي عمليه همه در حضور اوست . اگر به واسطه سومديريت
و ضعف فكر و عمل شما به اسلام و مسلمين ضرري و خللي واقع شود و
خود مي دانيد و به تصدي ادامه مي دهيد مرتكب گناه عظيمي و كبيره مهلكي
شده ايد كه عذاب بزرگ دامنگيرتان خواهد شد. هر يك در هر مقام احساس
ضعف در خود مي كند چه ضعف مديريت و چه ضعف اراده از مقاومت در
رده هواهاي نفساني , بدون جوسازي , دلاورانه و با سرافرازي نزد صالحان از
مقام خود استعفا كند كه اين عمل صالح و عبادت است و هر كس خود را
مدير و مدبر و خدمتگزار براي خلق خدا مي داند كناره گيري او در اين زمان
پشت به خلق و خداي خلق است , مگر آنكه خدمتگزاري بهتر يا همطراز او
جايگزين او معرفي شود
هنگامي كه امام خميني نظام كهن حكومتي ايران را كه براساس شاهنشاهي
بود , درهم كوبيد و با پيروز گرداندن انقلاب اسلامي در بهمن سال 1357 ,
نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را بنيان نهاد , تحولي بسيار عظيم در
حوزه مديريتي كشور رخ داد.در اين زمان , پس از آن كه شاه و وابستگان او
فرار كردند و مديريت هاي موروثي را به اجبار از دست دادند , مديريت كشور
از بالاترين تا پائين ترين رده به دست افرادي افتاد كه از ميان مردم برخاسته
و متعلق به توده مردم بودند
قرق بودن حوزه مديريتي , يكي از مهمترين آفت هاي مديريت صحيح و
قوي است و اگر اين عرصه براي قشري خاص , حزبي خاص , خاندان هايي
خاص و ... قرق شود و ديگران نتوانند به آن وارد شوند , مديريت جامعه
ضربه مهلكي مي بيند و به تبع آن به توسعه و تعالي جامعه نيز همين ضربه
مهلك منتقل مي شود
در نگرش دقيق به جريان , تاريخي مديريت اين دين واقعيت را نشان
مي دهد كه هرگاه در جهان اسلام وايران , مديريت صحيح و قوي جريان
داشته , پيشرفت , تعالي و رفاه نيز بوده است ولي هرگاه خبري از مديريت
صحيح و قوي نبوده , پيشرفت و ترقي نيز نبوده است . در تاريخ ايران همواره
شاهد آفت هايي براي مديريت قوي و صحيح بوده ايم . يكي از مهمترين و
اساسي ترين آفت هاي مديريت در تاريخ ما , موروثي بودن مديريت ها بوده
است , زيرا كشور ما پيش از انقلاب گرفتار شيوه حكومتي سلطنتي و
شاهنشاهي بود كه نماد كامل موروثي بودن مديريت است

|
تاخير مجد در ملاقاتها
1358,11,3
دفتر امام خميني با انتشار اطلاعيه ديگري تاخير 15 روزه مجدد
ملاقاتهاي امام خميني را به دليل كسالت و خستگي ايشان اعلام كرد.
متن اطلاعيه به اين شرح است : « دفتر امام خميني ضمن تشكر از
احساسات پاك و معذرت خواهي از كليه برادران و خواهراني كه براي
ديدار امام قبلا وقت گرفته اند , اعلام مي دارد كه لغو ملاقاتهاي امام به
علت مختصر كسالت و خستگي بوده و بنا به دستور پزشك معالج به
مدت 15 روز ديگر تا تاريخ شنبه 20 بهمن 58 ملاقاتهاي امام به تاخير
مي افتد , لذا خواهشمنديم خواهران و برادران جهت ملاقات با امام اين
تاخير را نيز منظور فرموده و سپس به دفتر مراجعه نمايند. »
مراجعت امام به تهران بدنبال عارضه قلبي
1358,11,3
امام خميني به دنبال احساس ناراحتي در قفسه صدري از قم به
تهران منتقل شدند ايشان كه در حال تجديد وضو بودند , احساس
ناراحتي و ضعف به ايشان دست داد و نقش بر زمين شدند. پس از اين
رخداد , موضوع با مقامات و مسئولين بالاي مملكتي مطرح شد , و قرار
شد برادران شهيد باهنر , شهيد بهشتي , حاج احمدآقا و دكتر زرگر ودكتر
عارفي و تعدادي از متخصصين قلب بيمارستان قلب , بيماري امام را
مجددا مورد بررسي قرار دهند. اين آقايان در منزل مرحوم اشراقي به
ملاقات امام رسيدند و قرار بر اين شد كه حاج احمدآقا و دكتر عارفي از
امام تقاضا كنند تاجهت سرويس دهي بهتر و داشتن امكانات قلبي قويتر
به تهران عزيمت كنند
تصميم گيري فوق حدود عصرانجام شد و تا امكانات محافظتي و
ايمني مهيا شد چند ساعتي به طول انجاميد.
حدود ساعت 8 بعدازظهر در حالي كه حضرت امام سرم در دست
داشتند بوسيله آمبولانس از قم عازم تهران شدند با توجه به برف
سنگيني كه در حال بارش بود و وسيله نقليه به آهستگي حركت مي كرد ,
و در دست امام سرم بود و در حال درازكش در آمبولانس قرار داشتند ,
احساس خستگي شديد مي كردند.
امام در ساعت حدود يك بعد از نيمه شب وارد بيمارستان قلب
قرار گرفتند . CCU شدند ودر بخش
در اين لحظات حضرت امام احساس بدي داشتند , در قفسه
صدري احساس فشار مي كردند و مبتلا به تنگي نفس و سقوط فشار
خون شده بودند كه وضع وخيمي را نشان مي داد در اين مدت كه امام از
سرم محتوي گزيلوكائين كه توسط رئيس بيمارستان استفاده مي كرد ,
دستور قطع آن داده شد. بعد از چند دقيقه فشار حضرت امام به حال
طبيعي بازگشت و وضع تنفس طبيعي شد و احساس سنگيني قفسه
صدري از بين رفت . بعد از اين حادثه هولناك جلسه مشاوره اي تشكيل
شد و اطبا ومسئولين مملكتي و اعضاي خانواده حضرت امام گردهم
جمع شدند وموضوع مجددا مورد بررسي قرار گرفت . عوارض مصرف
گزيلوكائين به مقدار بيش از حد مورد نياز مي تواند حالت فوق را بوجود
آورد و درمان قطع مصرف گزيلوكائين است .
حضرت امام خميني بعد از اين حادثه به حاج سيداحمد آقا گفته
بودند : « بودن در اين دنيا يا رفتن به دنياي ديگر برايم تفاوتي ندارد , ولي
راجع به انقلاب كارهايي بايد انجام دهم كه ماندن بهتر است . »
در تاريخ 58,11,5 حال حضرت امام خوب شد و درد قفسه
صدري نداشتند و فشار خون وضع طبيعي داشت . اكثرا در حال
استراحت در تخت و گاهي با نزديكان و آشنايان مشغول صحبت بودند.
ملاقاتها حق المقدور محدود و گاهي ممنوع بود.
پس از پنج روز يعني در تاريخ 58,11,8 تصميم گرفته شد كه
به بخش مجزايي كه CCU حضرت امام براي استراحت طولاني تر از
قبلا آماده شده بود منتقل شوند , حدود يكماه ايشان در بخش ماندند و
با تجويز اطبا به تدريج شروع به راهپيمايي در دور اطاق نمودند تااينكه
حال امام بهبود يافت .

|