
برداشتي عرفاني از مقصدي از مقاصد رسالت
بعثت و رسالت پيامبران الهي به ويژه پيامبر اسلام حضرت محمد(ص ) , از
وقايع و رخدادهاي سترگ و عظيم تاريخ بشريت محسوب مي شود و هيچ رويداد
و واقعه هدايت زا و تحول آفريني نمي يابيم كه بتواند با رخداد بعثت به قياس و
انطباق درآيد.
بعثت و رسالت به اين دليل عظيم و شگرف است كه در متن خود انديشه هاي
ژرف , شيوه هاي كارآمد , خط مشي هاي بزرگ , معارف و تعاليم غني , ارزشهاي
والا و راهگشايي ها و بسترآفريني هاي فراوان نهفته دارد و كاروان بشريت را در
مسير رشد و بالندگي و پيشرفت در همه شئون حيات مادي و معنوي به حركت
درمي آورد و به مقصد مي رساند.
يكي از موضوعات حائز اهميتي كه بررسي و تبيين آن , جايگاه و منزلت
خاص و بنيادين « بعثت » را مي نماياند , جهان شناختي و غايت آن مي باشد.
اين موضوع مهم را با مداقه در انديشه هاي جامع و ژرف حضرت امام
خميني , به بررسي مي گذاريم .
« آنچه كه انبيا براي آن مبعوث شده بودند... شناخت مردم از عالم است .
ارائه عالم به آن طوري كه هست , نه به آن طوري كه ما ادراك مي كنيم . و دنبال اين
بودند كه همه تهذيب ها , تعليم ها و همه كوشش ها در اين باشد كه مردم را از اين
ظلمتكده هايي كه همه اين عالم ظلمت است , نجات بدهند و به نور برسانند. غير
حق تعالي نور نيست , همه ظلمتند. و اگر چنانچه ما از اين حجاب هاي ظلماني
بيرون برويم و همين طور اگر موفق بشويم از حجاب هاي نوراني هم بيرون برويم
و همه حجاب ها را خرق كنيم , آن وقت « حق » را به همه صفات و اسمائش
مشاهده مي كنيم . » (1 )
جهان بيني يا جهان شناسي يكي از موضوعات حائز اهميت و پيوند خورده
با سرنوشت نهايي انسان مي باشد. هر مكتبي جهان نگري خاصي دارد و بر آن
اساس براي پيروان خود تفكر و نگرشي نسبت به جهان و هستي به وجود
مي آورد.
برداشت و نگرش و طرز تفكر هر مكتب نسبت به جهان هستي كه جهان بيني
يا جهان شناختي نام مي گيرد بايد « اولا به مسائل اساسي جهان شناسي ـ كه به كل
جهان مربوط مي شود نه به جز خاص ـ پاسخ دهد. ثانيا يك شناسايي پايدار و
قابل اعتماد و جاودانه بدهد , نه يك شناسايي موقت و زودگذر , ثالثا آنچه ارائه
مي دهد ارزش نظري و واقعيت نمايانه داشته باشد . » (2 )
اين مشخصه هاي سه گانه جهان بيني ـ كه البته در هر مكتبي يافت نمي شود ـ
چنانچه تحقق يابند , معيارهاي نيكو و مفيد بودن جهان بيني ها را ايجاد و پرورش
مي دهند. برمبناي اين معيارها و ضوابط جهان بيني مفيد و عالي و راهگشا را
مي توان اينگونه شناسايي نمود :
« اولا قابل اثبات و استدلال باشد , به عبارتي ديگر از ناحيه عقل و منطق
حمايت شود.
ثانيا به حيات و زندگي معني بدهد , انديشه لغو و بيهوده بودن زندگي را و
اينكه همه راهها به پوچي و هيچي منتهي مي شود , از ذهن ها خارج كند.
ثالثا آرمان ساز و شوق انگيز و آرزو خيز باشد.
رابعا قدرت تقدس بخشيدن به هدف هاي انساني و اجتماعي داشته باشد.
خامسا تعهدآور و مسئوليت ساز باشد . » (3 )
جهان بيني توحيدي با اين معيارهاي پنجگانه از جانب پيامبران الهي
راهنماي رسيدن انسان به شناخت هستي و جهان گرديد. پيامبران مامور بودند كه
بشريت را به اين نوع جهان شناختي نائل گردانند و حيات و زندگي آدميان را با
جلوه ها و ابعاد مختلف تعاليم و قوانين سرچشمه يافته از جهان بيني توحيدي كه
به صورت « ايدئولوژي » بايدها و نبايدها و مقررات عملي را براي حركت و تلاش
انسان ها تعيين مي كند , به راه هاي رشد و كمال و بالندگي و پيشرفت رهنمون
شوند.
از ديدگاه حضرت امام خميني يكي از بزرگترين مقاصد رسالت آشنا كردن
مردم با جهان و به دنبال آن گشودن راه هاي حركت از « ظلمت » به سوي « نور »
مي باشد. غايت جهان شناسي اين است كه آدمي به غايت خلقت انسان كه رهايي
از ظلمتكده دنيا و رسيدن به رشد و كمال جامع در همه جلوه هاي حيات و ورود
در نور الهي با تقرب جستن به درگاه پاك و مقدس حضرت پروردگار مي باشد ,
واقف گردد.
انسان براي نيل به اين مقصد بزرگ كه با شناسايي جهان و هستي آغاز
مي شود , نسبت به « حجاب هاي ظلماني » بينش و آگاهي مي يابد. اين بينش و
آگاهي در پرتو يك تلاش « علمي » و همه جانبه براي پي بردن به ماهيت
حجاب هاي ظلماني , انگيزه هاي گرايش انسان به آنها , آفات و زيان هاي فردي و
اجتماعي , و راه و روش هاي تقابل با آنها به دست مي آيد.
پس از اين شناخت نظري و علمي , تلاش و فعاليت هاي « عملي » براي خرق و
پاره كردن حجاب هاي ظلماني آغاز مي شود و انسان در يك مراقبت وسيع در هر
مكان و هر زمان و با هر موقعيت اجتماعي و سياسي و فرهنگي و اقتصادي , عزم
خويش را براي زدودن آثار خطرناك و زيان هاي بزرگ اين حجاب ها جزم مي كند
و لحظه اي غفلت و تسامح و قصور روا نمي دارد.
« حجاب هاي ظلماني » , معاصي و گناهان و مفاسد و تباهي هاي گوناگون
مي باشند كه همواره در محيط درون و برون انسان ها مانع رشد و كمال او
مي گردند.
حجاب هاي ظلماني , چه به صورت صفات زشت و خصال روحي زيانمند و
آلوده , و چه به صورت عملكردهاي تباه , همواره آدمي را از درگاه الهي مطرود
مي دارند و تا او به جهاد و مبارزه با اين صفات و اعمال بازدارنده رشد معنوي
اهتمام نورزد قادر نخواهد بود از « خود » به سوي « خدا » حركت آغازد.
اين صفات و رفتار زشت و آلوده كه در درون و برون آدمي به بروز و
آسيب زايي درمي آيند عبارتند از : دروغگويي , تهمت زني , حسدورزي , خود
بزرگ بيني , فتنه انگيزي , نفاق ورزي , خودكامگي , خودپسندي , رياكاري ,
جاه طلبي , خودهمه انگاري , غرور علمي , خودرايي , فريبكاري , خشم و
تندخويي , شهوت پرستي , قدرت طلبي , زناكاري , شرابخوارگي , دزدي , قتل ,
غارت , خيانت , نزاع , تعدي و....
خرق و پاره كردن اين حجاب ها به وسيله « جهاد اكبر » امكان پذير مي باشد و
جهاد اكبر مبارزه با هواهاي نفساني با كسب آگاهي و بينش هاي اوليه از خطرات
حب نفس و جلوه هاي مختلف آن است كه همراه با مراقبه و محاسبه و تلاش
وقفه ناپذير تحقق مي يابد و در نهايت انسان به تهذيب نفس توفيق حاصل مي كند
و با رهايي از اين حجاب هاي ظلمت زا كه مانع بزرگ بين انسان با معبود خويش
مي باشد , به « تقوا » و « وارستگي » و « آزادي معنوي » دست مي يابد.
پس از عبور از حجاب هاي ظلماني , « حجاب هاي نوراني » موانع بعدي
محسوب مي شوند كه انسان مهذب و به تقوا رسيده , بايد با تلاش و
مجاهدت هاي خويش حجاب هاي نوراني را نيز خرق و پاره كند و مرحله به
مرحله به حضرت محبوب ازلي و ابدي نزديكي و تقرب جويد.
انساني كه از حجاب هاي ظلماني عبور كرده و به حجاب هاي نوراني وارد
شده است , پاك و با تقواست , لكن همه مقامات و مراتب والاي معنوي و عرفاني
را طي نكرده است و از اين پس است كه بايد اين درجات و مراتب را پشت سر
نهد تا از مقربان درگاه الهي شود.
هر حجاب نوراني نسبت به حجاب نوراني بالاتر , يك مانع است كه بايد
مرتفع گردد. به تعبيري ديگر هر مقام معنوي و عرفاني نسبت به مقام معنوي و
عرفاني بعدي يك حجاب و مانع است كه بايد با كوشش سالك راه خدا خرق
گردد و به مرور همه درجات و مراتب و مقامات حاصل شود.
اگر تقواپيشگان و عارفان اين مقامات را يكي پس از ديگري به دست آورند و
حجاب هاي نوراني را پي در پي خرق و پاره كنند , سرانجام به « معدن عظمت نور
الهي » راه مي يابند و اين غايت راه پر فراز و نشيب سلوك الي الله محسوب
مي شود. اين مقام , با « انقطاع كامل » از هر چه كه غير از خداست به دست مي آيد.
در مناجات شعبانيه , عبور از آخرين حجاب هاي نوراني و نيل به مقام عظيم
و سترگ و والاي انقطاع كامل از هر چه غير از اوست و رسيدن به « معدن عظمت
الهي » و « اتصال به نور مقدس حضرت معشوق » را به نظاره مي نشينيم :
« الهي هب لي كمال الانقطاع اليك و انر ابصار قلوبنا بضيا نظرها اليك حتي
تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الي معدن العظمه و تصير ارواحنا معلقه
بعز قدسك »
« خدايا انقطاع كامل از همه قيود به سوي خود عنايت كن , و ديده هاي
قلوبمان را به نور پاك خودت به سوي خود فروغ ببخش , تا ديده هاي دل و جان
حجاب هاي نور را پاره كنند و به معدن و مخزن اصلي عظمت تو راه يابند , و
روحهاي ما به عز قدس تو آويخته و متصل گردند . » (4 )
اين مقام , همان مقام عرفاني خاص است كه در « عرفان اصيل اسلامي »
« مشاهده » نام مي گيرد(5 ) , چنان كه حضرت امام خميني اينگونه به آن اشاره
مي كنند :
« چنانچه ما از اين حجاب هاي ظلماني بيرون برويم و همين طور اگر موفق
بشويم از حجاب هاي نوراني هم بيرون برويم و همه اين حجابها را خرق كنيم ,
آن وقت « حق » را به همه صفات و اسمائش مشاهده مي كنيم . » (6 )
مشاهده صفات و اسما حضرت پروردگار كه گاه از آن به صورت مشاهده
وجه الله و يا مشاهده جمال حق ياد مي شود , انوار مجرد و مقدس و بسيار زيبا و
پر فروغ و در انواع رنگها و در جلوه هاي مختلف هستند كه به مشاهده اولياي خدا
و مقربان حق و عارفان كامل و واصل مي رسد. در اين مشاهده وصف ناپذير ,
پرده ها و حجاب ها به اذن الهي از مقابل ديدگان دنيايي اين مطهران كنار مي رود و
آنان مي بينند آنچه را كه چشم هاي معمولي از مشاهده آن عاجزند....
و « بعثت » , اينگونه انسان را پس از جهان شناختي عميق و عبور از ظلمتكده
« خاك » , به « نور مطلق هستي بخش » مي رساند و در جايگاه حضور و وصل و
مشاهده جمال جميل حضرت معشوق ازلي و ابدي قرار مي دهد.
پاورقي :
1 ـ صحيفه نور , ج 19 , ص 171
2 ـ مجموعه آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , انتشارات صدرا , ج 2 ,
ص 80
3 ـ همان مدرك , ص 82
4 ـ مفاتيح الجنان , اعمال ماه شعبان , مناجات شعبانيه , منسوب به حضرت
علي (ع ).
5 ـ درباره مقام عرفاني و عظيم « مشاهده » و « نظر » به انوار جمال حضرت
محبوب , از لسان ائمه اطهار(ع ) اشاراتي زيبا و دلنشين در متن دعاي
مناجات المحبين و مناجات العارفين نهفته است . به دعاهاي مزبور در
مفاتيح الجنان رجوع شود.
6 ـ صحيفه نور , ج 19 , ص 171
انساني كه از حجاب هاي ظلماني عبور كرده و به حجاب هاي نوراني وارد شده
است , پاك و باتقواست , لكن همه مقامات و مراتب والاي معنوي و عرفاني را
طي نكرده است و از اين پس است كه بايد اين درجات و مراتب را پشت سر نهد
تا از مقربان درگاه الهي شود. هرحجاب نوراني نسبت به حجاب نوراني بالاتر
يك مانع است و هر مقام معنوي و عرفاني نسبت به مقام معنوي و عرفاني بعدي
يك حجاب است كه بايد با كوشش سالك راه خدا خرق گردد و به مرور همه
درجات و مراتب و مقامات حاصل شود
مشاهده صفات و اسما حضرت پروردگار كه گاه از آن به صورت مشاهده
وجه الله و يا مشاهده جمال حق ياد مي شود , انوار مجرد و مقدس و بسيار زيبا و
پرفروغ در انواع رنگها و در جلوه هاي مختلف هستند كه به مشاهده اولياي خدا و
مقربان حق و عارفان كامل و واصل مي رسد , و اين مطهران به اذن و قدرت الهي
مي بينند آنچه را كه چشم هاي معمولي از مشاهده آن عاجزند
« بعثت » , انسان را پس از جهان شناختي عميق و عبور از ظلمتكده « خاك » , به
« نور مطلق هستي بخش » مي رساند و در جايگاه حضور و وصل و مشاهده جمال
جميل حضرت معشوق ازلي و ابدي قرار مي دهد

|