امام موسي صدر نخستين جرقه مبارزه
سيد حسن نصرالله متولد 9 شهريور 1339 روستاي « البزوريه » در جنوب
لبنان است . پدرش « عبدالكريم » , سبزي و ميوه فروشي مي كرد و حسن براي
كمك به پدر به دكان وي رفت و آمد داشت . در دكان و بر سينه ديوار آن ,
عكس امام موسي صدر آويزان بود; عكسي كه نخستين جرقه هاي محبت
موسي صدر و جنبش امل را كه آن زمان به جنبش محرومان معروف بود , در
دل سيد حسن روشن كرد. با اين كه با هيچ يك از علماي ديني آن وقت در
ارتباط نبود و خانواده اش هم , يك خانواده ديني شاخص نبود , ولي
سيدحسن نوجوان , علاقه مند به دين بود و اين علاقه در حيطه انجام فرايض
معمول مانند نماز و روزه محدود نبود , او فراتر از اين ها هم مي رفت . اين
علاقه وي را واداشت كه با سن اندكش در سال 1355 به نجف برود و
تحصيلات حوزوي خود را در آنجا آغاز كند.
در سال 1357 به لبنان بازگشت و در مدرسه الامام المنتظر(عج ) , كه شهيد
سيد عباس موسوي آن را تاسيس كرده بود , تحصيلات حوزوي خود را پي
گرفت و در همان حال , به فعاليت هاي سياسي در جنبش امل مشغول و
مسئول سياسي جنبش امل در منطقه بقاع شد.
تاسيس حزب الله
پس از آن كه امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد ,
اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد كه در اثر آن و
خروج عده اي از رهبران از اين جنبش , حزب الله لبنان تاسيس شد. سيد
حسن در حزب الله نيز مسئوليت هاي مختلفي را عهده دار شد; از جمله
عضويت در شوراي رهبري حزب الله , اما از فضاي درس و بحث فاصله
نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد تا جايي كه در سال 1368 براي
تكميل تحصيلات خود به قم مسافرت كرد , اما حملات گسترده اسراييل به
لبنان و مبارزات حزب الله به او اجازه نداد , بيش از يك سال در قم بماند و
بار ديگر به لبنان بازگشت , تا در كنار برادرانش به مبارزه با رژيم صهيونيستي
بپردازد.
شهادت سيد عباس موسوي
در سال 1371 و پس از شهادت سيد عباس موسوي , دبيركل وقت حزب الله
لبنان , با اجماع شوراي رهبري حزب الله سيد حسن نصرالله , دبيركل جديد
اين جنبش شناخته شد. شهادت سيد عباس موسوي به همراه خانواده اش ,
تاثير بسزايي در روحيه مردم لبنان و به ويژه رزمندگان حزب الله گذاشت و
پس از آن بود كه مبارزات و حملات حزب الله شكل جديدي به خود گرفت و
حمايت عمومي در ميان مردم لبنان از حزب الله رو به فزوني نهاد. در اين
ميان , اسراييل نيز در سال هاي 1372 و 1375 عمليات هاي خوشه هاي
خشم و تسويه حساب را به اجرا گذاشت كه با مقاومت سرسختانه
حزب الله , كه از كم ترين امكانات نظامي برخوردار بود , روبه رو شد.
شهادت فرزند ارشد
شهريور1326 دو تن از رزمندگان حزب الله در حمله به يكي از مواضع
ارتش اسرائيل در منطقه جبل الرفيع در جنوب لبنان به شهادت رسيده و
پيكر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد. تلويزيون اسرائيل بدون اطلاع از
هويت اين دو نفر , تصوير خون آلود آنان را به نمايش گذاشت , به سرعت
مشخص شد كه يكي از اين دو تن , سيد هادي , فرزند سيد حسن نصرالله ,
دبير كل حزب الله است . انتشار اين خبر همانند بمبي در جامعه لبنان صدا
كرد و تحول بسيار مهمي در پي داشت . در تاريخ لبنان , چه در زمان جنگ
داخلي و چه در مقابله با تجاوز نظامي اسرائيل , هيچ گاه ديده نشد كه فرزند
يكي از رهبران گروهاي سياسي و يا شبه نظاميان در راه مبارزه كشته شده
باشد.
اين واقعه , موجي از احساسات جوشان همدردي , احترام و شيفتگي را
نسبت به دبير كل حزب الله در ميان همه طوايف مذهبي لبنان در پي داشت ,
به گونه اي كه همه آحاد ملت لبنان از هر دين و مذهبي , تحت تاثير شديد اين
واقعه قرار گرفتند. رهبران سياسي لبنان نيز يكي پس از ديگري به ديدار سيد
حسن نصرالله رفته و ضمن گفتن تبريك و تسليت به مناسبت شهادت سيد
هادي نسبت به شخصيت مبارز و صادق دبير كل حزب الله , مراتب قدرداني
و احترام خود را ابراز داشتند. اين ابراز همدردي و احترام منحصر به لبنان
نبود و افرادي چون امير عبدالله , وليعهد عربستان نيز براي نخستين بار در
تاريخ حزب الله , با ارسال پيام تسليت براي دبير كل حزب الله , حمايت خود
را از مقاومت اسلامي اعلام نمود.
سال 1379 طعم شيرين پيروزي
در سال 1379 و در زماني كه مذاكرات عرفات و مسئولان آمريكايي و
اسراييلي براي حل كشمكش خاورميانه , راه به جايي نبرده بود , ارتش
اسراييل در حركتي يك جانبه و بدون گرفتن كمترين امتيازي از حزب الله , از
اراضي اشغالي جنوب لبنان عقب نشيني كرد و به جز مناطق محدود مزارع
شبعا , نيروهاي خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب كشيد. اين شكست
مفتضحانه , علاوه بر استحكام بخشيدن به مواضع حزب الله , مبتني بر
مقاومت , باعث شد تا سيد حسن نصرالله به موفقيتي بي سابقه در ميان
اعراب دست يابد , تا اين كه به عنوان مهم ترين شخصيت جهان عرب
شناخته شود.
از سوي ديگر , حزب الله لبنان با تكيه بر اين موفقيت , توانست حضور خود
را در عرصه سياسي لبنان تقويت كند تا جايي كه علاوه بر حضور پرتعداد در
پارلمان لبنان , سكان تعدادي از وزارتخانه ها را نيز به دست گيرد.
انتفاضه , درسي از حزب الله
پيروزي هاي پي در پي حزب الله در عرصه هاي مختلف سياسي و نظامي در
ميان فلسطينيان نيز تاثير خود را بر جاي گذاشت . مردم آواره فلسطين به
ويژه جوانان , كه سال ها دل به روند مذاكرات صلح خاورميانه بسته بودند ,
دريافتند كه مشكل فلسطينيان , با مذاكره و رژيم اشغالگر , حل نمي شود و با
اين پيش زمينه , انتفاضه دوم مسجدالاقصي شكل گرفت ; انتفاضه اي كه به
حماس قدرتي ديگر بخشيد و با پيروزي حماس در انتخابات فلسطين وارد
مرحله اي جديد شد; مرحله اي كه ديگر با جنگ شش روزه اعراب و
اسراييل پايان نمي يابد , چه آن كه نصرالله در پيام خود چنين گفت :
از حالا به بعد , شما جنگي تمام عيار خواستيد , پس اين هم جنگ تمام عيار
شما. اين را خواستيد. حكومت شما خواست قواعد بازي تغيير كند , پس
قواعد بازي تغيير مي كند. شما نمي دانيد امروز با چه كسي مي جنگيد. شما با
فرزندان محمد (ص ) , علي , حسن و حسين (ع ) و با اهل بيت رسول خدا
(ص ) و اصحاب او وارد جنگ شده ايد. شما با قومي مي جنگيد كه ايماني
فراتر و برتر از همه انسان هاي اين كره خاكي دارد. شما خواستار جنگي
تمام عيار با قومي شديد كه به تاريخ , و فرهنگ خود افتخار مي كند و قدرت
مادي , امكانات , مهارت , خرد , آرامش , رويا , عزم , ثبات و شجاعت دارد و
به اميد و ياري خدا روزهاي آينده را ميان ما و شما خواهيم ديد.
محمدجواد گلزار

|
عبرت هاي سياسي از حوادث 28 مرداد سال 1332
|
مهدي شيرين پور
بخش نخست
مطالعه تاريخ , بستر رازهاي ناگشوده است و سير و تطور در
عرصه هاي عبرت آموزي . تاريخ , بطريقي زيستن با گذشتگان
است كه به تعبير امام علي ابن ابي طالب (ع ) , انسان عمري به
درازي تاريخ مي يابد و با گذشتگان مي زيد و از خوب و بد آنان
پندها گرفته و درسها مي آموزد. تاريخ , معلم بشر است , لذا قرآن ,
انسان را به مطالعه زندگي اقوام و امم گذشته و تعقل و تامل در
سنت ها و آيين آنان فرامي خواند و عبرت آموزي از روشهاي
زندگي گذشتگان را يادآور مي شود. تاريخ , منبع شناخت است ,
زيرا تحولات بشري براساس سنن و نواميسي صورت گرفته و
قهرا قرين با خوشي ها و بدبختي ها و قسمتي بر محاسبات دقيق و
منظم كه با شناخت آن حساب و قوانين , مي توان تاريخ حاضر را
به فرمان گرفت و انسان را به سعادت رساند.
علي (ع ) در وصيتي به امام حسن (ع ) تاكيد
مي كند :
« پسرم ! احوال امم و ملل و تواريخ را به دقت مطالعه كن و از
آن ها درس بياموز!... پسركم ! اگرچه عمر محدودي دارم و با
امت هاي گذشته نبوده ام كه از نزديك وضع و حال آنها را مطالعه
كرده باشم , اما در آثارشان سير كردم و در اخبارشان فكر كردم تا
آنجا كه مانند يكي از آنها شدم , آن چنان شده ام كه گويي با همه
آن جوامع از نزديك زندگي كرده ام ... نه , بالاتر از اين , چون اگر
كسي در جامعه اي با مردمي زندگي كند فقط از احوال همان مردم
آگاه مي شود ولي من مثل آدمي هستم كه از اول دنيا تا آخر با همه
جامعه ها بوده و با همه آنها زندگي كرده است ; پس تاريخ را
مطالعه كن , در اخبار ملت ها و در تحولاتي كه براي جامعه ها
پيش آمده فكر كن تا مانند چشمي باشي كه از اول دنيا تا آخر دنيا
را مطالعه و مشاهده كرده است . » (1 )
بنابراين , سينه تاريخ پر از دردهاي نهفته و نگفته است و از
آنجا كه گذشته , چراغ راه آينده است , تحليل رخدادهاي
تاريخي , يعني علم وقايع و حوادث , پيامهاي گوناگوي براي
آيندگان دارد و از اين منظر , تاريخ بخشي از جامعه شناسي
جوامع گذشته است . با اين مقدمه , مروري خواهيم داشت بر
حوادث سياسي كودتاي 28 مرداد سال .1332
در اوايل سال 1331 هـ . ش انتخابات مجلس هفدهم برگزار
شد. دخالت گسترده ارتش و دربار موجب شد مصدق انتخابات
را نيمه تمام رها كند. نمايندگان انتخاب شده اغلب مخالف
مصدق بودند و با انتخاب سيدحسن امامي به رياست مجلس
قدرت خود را نشان دادند. در عين حال مصدق با حمايت
گسترده آيت الله كاشاني و نمايندگان طرفدار دولت , موفق شد در
اوايل تيرماه اين سال دوباره راي اعتماد بگيرد. اما پس از اينكه
در رابطه با در اختيار گرفتن وزارت جنگ با شاه اختلاف پيدا
كرد بدون اينكه با رهبران ديگر نهضت مشورتي بكند استعفا داد
و نمايندگان كه گويا از پيش آماده بودند , قوام سياستمدار
كهنه كار را كه تصور مي كردند مي تواند در مقابل نهضت بايستد ,
در 26 تيرماه 1331 هـ . ش به نخست وزيري منصوب
كردند.
اين اقدام نمايندگان با اعتراض شديد آيت الله كاشاني و
واكنش نمايندگان طرفدار نهضت رو به رو شد در روز 30 تير در
اكثر شهرهاي ايران مردم به دعوت آيت الله كاشاني و گروه هاي
طرفدار مصدق , به خيابان ها ريختند و تظاهرات وسيعي انجام
گرفت كه با دخالت ارتش به خون كشيده و صدها نفر كشته
شدند. شاه كه خود را در خطر مي ديد ناچار شد مصدق را دوباره
به نخست وزيري انتخاب كند.
اين پيروزي با اعلام راي دادگاه لاهه (درخصوص طرح
دعاوي حقوقي انگليس راجع به قرارداد نفتي ) به نفع ايران
همراه شد و شادماني مردم را دوچندان كرد.
اكنون مصدق مغرور از پيروزي , كابينه جديد خود را با
حضور چهره هاي بدنامي چون سرلشكر وثوق از مسببين كشتار
30 تير ـ معرفي كرد كه اعتراضات بسياري را برانگيخت .
خودداري از مجازات عاملان كشتار 30 تير , از عوامل ديگري
بود كه موجب رنجش بعضي از طرفداران مصدق شد. وي در
مقابل آن تلاش كرد آيت الله كاشاني و نيروهاي مذهبي را بدون
توجه به اين كه قدرت مجدد او مديون حمايت آنها بوده است ,
از صحنه خارج كند. مصدق , نواب صفوي ـ رهبر فدائيان اسلام
را به زندان انداخت . نواب 20 ماه از 28 ماه نخست وزيري
مصدق را در زندان بسر برد.(!)
از سوي ديگر آزادي حزب توده كه از 30 تير در شمار
حاميان مصدق درآمده بود , مخالفت جناح هاي مذهبي را
برمي انگيخت . مصدق علاوه پيرامون بسياري از همراهان ديگر
خود مانند مكي و غيره را از خود دور كرده بود. در چنين
اوضاعي , روز 28 مرداد 1332 هـ . ش كودتايي كه توسط سازمان
سيا سازماندهي شده بود , توسط چند گردان ارتشي و عده اي
اوباش كه هر كدام 50 تومان گرفته بودند , با گرفتن راديو و
درخواست زاهدي براي بازگشت شاه به كشور اجرا شد. روز بعد
مصدق خود را معرفي كرده , به 3 سال زندان محكوم گرديد .
با توجه به وجود زمزمه هاي كودتا , آيت الله كاشاني احتمال
وقوع و لزوم تلاش در جهت مقابله با آن را از پيش طي نامه اي به
وي بيان كرده بود; اما او در پاسخ نوشته بود : « اينجانب مستظهر
به پشتيباني ملت هستم » . (2 )
بدين ترتيب , كودتاي 28 مرداد سال 32 قطعه ايي از وقايع و
حوادث تلخ سياسي تاريخ اين كشور است كه چون ديگر حوادث
سياسي , ابعاد ناشناخته و عبرت ها و درسهاي زيادي را براي
« گفتن » دارد , كه اختصارا به برخي از آن ها اشاره مي گردد :
1 ـ اختلاف و تفرقه , عامل شكست .
تفرقه ميان نيروهاي مذهبي و دولت مردان ملي , بزرگترين
ضربه را به نهضت ملي وارد كرد. وقوع كودتا در واقع يعني
شكست نهضت ملي شدن صنعت نفت كه با ائتلاف گروه هاي
مختلف بويژه روحانيان و نيروهاي ملي روشنفكر ظاهرا به
پيروزي رسيده بودند.
2 ـ احتمال تكرار تجربه شكست .
در نهضت مشروطه نيز , تفرقه و اختلاف عامل شكست بود
كه بعبارتي نهضت ملي شدن نفت بنوعي تكرار تجربه مشروطه
بود. اگر زمينه , بستر , ساز وكار و موقعيت فراهم شود , شكست يا
پيروزي اجتناب ناپذير خواهد بود كه بعضا به تكرار تاريخ تعبير
مي شود. اگر معمار كبير انقلاب اسلامي , حضرت امام كرارا به
« وحدت كلمه » و پرهيز از اختلاف و تفرقه , تاكيد و اصرار
داشت و در وصيتنامه سياسي ـ الهي خود نيز به آن توصيه كرده
با الهام از سنن الهي , قطعا تجارب تلخ شكست دو نهضت
مشروطه و ملي شدن نفت را مدنظر داشت . و اين پيشينه سياسي
تاريخي بايد براي هميشه تابلوي خطر و آژير قرمز دولتمردان
نظام اسلامي ما باشد.
3 ـ نقش توامان آمريكا ـ انگليس در طراحي كودتا .
وحدت استراتژيك استعمار كهن انگليس و استعمار جديد
آمريكا براي چپاول بيشتر در ايران منتهي به كودتاي 28 مرداد
شد كه اولين آثارش را در كنسرسيوم بين المللي نفت راجع به
تقسيم غنائم مي بينيم .
« در اولين گام موفقيت استعمار آمريكا در 6 آبان ماه 1333 ,
كليه اختيارات استخراج و حمل و نقل وفروش نفت ايران به
كنسرسيوم بين المللي واگذار شد; و شركتهاي آمريكائي با
تصاحب 40 درصد سهام كنسرسيوم راضي شدند 40 درصد
ديگر را شركت نفت انگليس ببرد , و بيست درصد باقيمانده نيز از
آن شركتهاي فرانسوي و هلندي باشد; و حادثه دردناكتر ,
پرداخت غرامت ملي كردن صنعت نفت ايران به شركت نفت
انگليس بود , كه محكوميت ايران را ثابت
مي كرد . » (3 )(!)
سوابق سو استعماري انگليس و آمريكا در ايران مسلما در
حافظه تاريخي ملت , حك شده و به تناسب ; رفتارهاي سياسي و
ديپلماتيك آميخته با شك و وسواس بيشتري را از سوي
سياستمداران طلب مي كند , با توجه به اينكه كارشكني آنها در
مساله انرژي هسته اي ايران نيز تاكنون خاطرات تلخ گذشته را
زنده كرده است .
4 ـ هزينه جدايي دين از سياست و حذف روحانيت .
دين براي سياست , مصونيت است و از طرفي روحانيت
بعنوان عالي ترين نهاد مردمي در طول ساليان دراز حاكميت
استبداد , تنها پناهگاه مردم در برابر ظلم و ستم حاكمان محسوب
مي شد و بدين ترتيب داراي پايگاه وسيع مردمي بوده است .
دكترمصدق با اشتباه استراتژيك خود هر دو عامل بازدارنده را از
صحنه سياست ايران حذف كرد كه حداقل نتيجه مقطعي آن ;
وقوع كودتا و شكست نهضت ملي شدن نفت بود . « در 27 مرداد
1332 مرحوم كاشاني خطر كودتاي زاهدي را به اطلاع مصدق
رسانيد; ولي او پاسخ داد من مستظهر به پشتيباني ملت ايران
هستم . در حالتي كه با سياست اخير وي كه مبتني بر تفكيك دين
از سياست و كوتاه كردن دست روحانيت از صحنه سياسي كشور
بود , و به همين دليل دوستانش با حربه تهمت و شايعه , مرحوم
كاشاني را از صحنه خارج نمودند , ديگر از پشتيباني نيروي
معنوي و حسن مذهبي مردم محروم شده بود; و مردماني هم
چون حزب توده و گروههاي مختلف حزبي ديگر نه آن توانايي را
داشتند كه دكترمصدق را در برابر كودتا پشتيباني كنند , و نه چنان
ايماني به دو داشتند . » (4 )
5 ـ غفلت از بكارگيري نيروهاي اجتماعي مذهبي .
عناصر و نيروهاي مذهبي بدليل پايبندي به اعتقادات ديني و
تعليم و تربيت اسلامي غالبا , از توان انگيزه و قابليت بالائي
برخوردارند. اين نيروها با نقشي كه به محوريت آيت الله كاشاني
در به قدرت رساندن مصدق داشتند با غفلت وي از گردونه
خارج شده و مورد بي مهري قرار گرفتند و حتي رهبر فدائيان
اسلام ـ نواب صفوي به زندان انداخته شد. همين تجربيات تلخ
كافي بود كه بعدها ـ نيروهاي مذهبي بطور مستقل هدايت
تحولات را بعهده گرفته و به رهبري حضرت امام خميني (ره )
انقلاب اسلامي را به پيروزي برسانند و در 8 سال دوران دفاع
مقدس از دستآوردهاي انقلاب جانانه دفاع كنند و از ظرفيت اين
نيروها ـ « بسيج » , تنها يك نمونه است كه تاكنون نمود اجتماعي
پيدا كرده است .
6 ـ بكارگيري عناصر و نيروهاي ناسالم در بدنه
دولت .
مصدق بعد از حادثه 30 تير در كابينه جديد از نيروهايي
استفاده كرد كه هيچ محرميتي با نهضت نداشته و حتي همچون
سرلشكر وثوق خود از عاملين كشتار 30 تير معرفي شده بودند .
حضور اين سياستمداران بدنام مورد اعتراض برخي از اطرافيان
مصدق قرار گرفت و يكي از علل جدايي نيروهاي مذهبي
ازمصدق عنوان شد. اگر امام در انقلاب اسلامي تاكيد دارد كه
« نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد » , نظر به
تاريخ تلخ گذشته دارد و بي دليل و حكمت نيست .
7 ـ اعتماد مصدق به آمريكا در حل گفت وگوهاي بين ايران و
انگليس .
آمريكا با نقش ميانجي گري وارد ميدان شد ولي هدف شوم
ديگري داشت . « گرچه آمريكا به مصدق اميدهايي مي داد اما به
هيچ وجه پيروزي او را نمي خواست . هدف آمريكا اين بود كه از
نفت ايران امتيازي بگيرد و بيش تر دردولت ايران نفوذ نايد ولي
هرگز راضي نمي شد بريتانيا را در مقابل نهضت , شكست خورده
ببيند. آمريكا تحريم نفتي ايران را به طور كامل رعايت و از خريد
نفت توسط كشورهاي ديگر جلوگيري كرد . » (5 ) در وضعيت
امروز , تقريبا انگليس بعنوان ميانجي در گفت وگوهاي هسته اي
ايران نقش بازي مي كند , ولي در واقع همان همگرائي سياسي
دول استعماري بويژه آمريكا ـ انگليس در روابط بين المللي
همچنان تاثيرگذار و پابرجاست .
8 ـ گرايش به احزاب وابسته به اجانب .
« حزب توده » سرسپرده دولت شوروي بود و مسلما از منافع
آنها دفاع مي كرد . آزادي اين حزب كه از 30 تير حسب ظاهر در
شمار حاميان مصدق درآمده بود , مخالفت جناح هاي مذهبي را
برانگيخت و حتي بسياري ديگر از همراهان مصدق نيز از وي
جدا شدند.
9 ـ خطر تكروي در اتخاذ تصميمات سياسي بزرگ .
مصدق وقتي كه در خصوص در اختيار گرفتن وزارت جنگ
با شاه اختلاف پيدا كرد بدون اين كه با رهبران ديگر نهضت
مشورتي بكند استعفا كرد. حوادث بعدي نشان داد كه اين تصميم
بدون تدبيري بود و موقعيت را براي مخالفين آماده كرد كه
بلافاصله « قوام » سياستمدار كهنه كار را در مقابل نهضت علم
كردند و كشتار خونين 30 تير در اكثر شهرهاي ايران نيز از نتايج
اين تصميم بود.
پي نوشتها :
1 ـ سعيد روحاني , تاريخ اسلام در آثار استادمطهري , ص .25
2 ـ نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها , انقلاب
اسلامي و چرايي و چگونگي ... » ص .64
3 ـ عميد زنجاني , انقلاب اسلامي و ريشه ها , ص .403
4 ـ سابق الذكر , ص .402
5 ـ منبع شماره 2 , ص .62
تفرقه ميان نيروهاي مذهبي و دولت مردان ملي , بزرگترين
ضربه را به نهضت ملي وارد كرد. وقوع كودتا در واقع يعني
شكست نهضت ملي شدن صنعت نفت كه با ائتلاف گروه هاي
مختلف بويژه روحانيان و نيروهاي ملي روشنفكر ظاهرا به
پيروزي رسيده بودند
در 27 مرداد 1332 آيت الله كاشاني خطر كودتاي زاهدي
را به اطلاع مصدق رسانيد ولي او پاسخ داد : « من مستظهر به
پشتيباني ملت ايران هستم » در حالتي كه با سياست اخير وي كه
مبتني بر تفكيك دين از سياست و كوتاه كردن دست روحانيت
از صحنه سياسي كشور بود و به همين دليل دوستانش با حربه
تهمت و شايعه , مرحوم كاشاني را از صحنه خارج نمودند

|
شمارش معكوس براي فروپاشي رژيم صهيونيستي
|

حسن خياطي
تهاجم گسترده , وحشيانه و برنامه ريزي شده رژيم مجعول صهيونيستي
عليه كشور لبنان كه پس از 33 روز بدون دست يافتن به اهداف برنامه ريزي
شده به شكست انجاميد , پيامدهاي فراواني هم داشت . اين پيامدها براي
مسلمانان جهان علي الخصوص « حزب الله لبنان » , بسيار مثبت و براي
رژيم غاصب و جنايتكار صهيونيستي بسيار منفي بود.
براي اينكه به واقعيتهاي موجود در پس پرده اين تهاجم و پيامدهاي
حاصل از آن پي ببريم ابتدا بايد ببينيم رژيم صهيونيستي و حاميان آن كه
تدارك چنين حمله اي را ديدند , چه مي خواستند و چه چيزي عايدشان شد.
رژيم صهيونيستي , بهانه اين تهاجم را آزادسازي دو سرباز اسرائيلي كه
بدست نيروهاي حزب الله لبنان به اسارت درآمده بودند , قرارداد. اما گفته ها
و عملكرد رژيم صهيونيستي , حمايتهاي همه جانبه دولتمردان جنگ طلب
آمريكا , پشتيباني سياسي اروپائيها و نفاق برخي دولتهاي عربي , پرده از
بسياري مسايل پشت پرده برداشت .
در اظهارنظرها و افشاي ماجراهاي پشت پرده اين تهاجم , اهداف
متعددي براي آن برشمرده اند كه عبارتند از :
1 ـ از بين بردن كامل حزب الله لبنان بعنوان قوي ترين نيروي مخالف
اسرائيل در خط مقدم .
2 ـ ايجاد شكاف مذهبي و طايفه اي در لبنان .
3 ـ ايجاد ساختار سياسي مورد نظر غرب و صهيونيسم در لبنان با توجه
به طرح آمريكايي خاورميانه بزرگ .
4 ـ ايجاد تغييرات سياسي در فلسطين و بركناري حكومت حماس
5 ـ مرعوب ساختن حكومتهاي عرب منطقه .
6 ـ تلاش براي تغيير دولت و حاكميت در سوريه .
7 ـ قدرت نمايي در مقابل جمهوري اسلامي ايران .
8 ـ برهم زدن مرزهاي بين المللي منطقه براساس طرح آمريكايي
خاورميانه بزرگ .
9 ـ فضاسازي عليه جنبشهاي مقاومت در منطقه از طريق تروريست
خواندن آنها.
10 ـ سروسامان دادن به شكافهاي عميق در ميان دولتمردان اسرائيلي .
اينها تنها بخشي از اهداف پشت پرده تهاجم اسرائيل به لبنان بود و
سران صهيونيست حتي تصور شكست در اين تهاجم را نيز پيش بيني نكرده
بودند و به پيروزي قاطع و رسيدن به اهداف مورد نظرشان مطمئن بودند.
تهاجم آنها يك حركت گستاخانه و جسورانه با پشتوانه مطمئن از سوي
دولت آمريكا بود بطوريكه در كمتر از يكماه حدود 7 هزار پرواز توسط
جنگنده هاي اسرائيلي در لبنان صورت گرفت كه چنين عملياتي در جنگهاي
معمول حتي در جنگ تحميلي رژيم صدام عليه جمهوري اسلامي ايران نيز
سابقه نداشت .
دستاورد نظامي اسرائيل در حمله وحشيانه به لبنان , تهاجم كور به
مناطق مسكوني در سراسر اين كشور بود كه بيش از 1145 شهيد و 3628
زخمي برجاي گذاشت . از اين تعداد دست كم 1040 غيرنظامي كه 30 درصد
آنها را كودكان زير 12 سال تشكيل مي دادند و بقيه شهدا مربوط به نيروهاي
ارتش , پليس و جنبش مقاومت حزب الله لبنان بودند. رژيم صهيونيستي
همچنين با بمباران و موشك بارانهاي پي در پي , بسياري از زير ساخت هاي
اقتصادي و صنعتي اين كشور را ويران كرد كه برخي روايت ها از خسارت 6
ميليارد دلاري به اينگونه تاسيسات اقتصادي در لبنان حكايت
دارد.
ارتش اسرائيل در ده روز نخست تهاجم , تقريبا همه هدفهاي اقتصادي
و زيربنايي موجود در لبنان , اعم از پلها , پمپ بنزين ها , جاده ها , ساختمانها
و... را درهم كوبيد و بيش از يك ميليون نفر را آواره كرد , به اين اميد كه
حجم زياد ويراني ها , روحيه حزب الله و مردم لبنان را درهم بشكند و به زعم
آنها مردم لبنان از اين مجازات درس خوبي گرفته باشند. اما اين تخريب ها
نتيجه عكس داد.
در اين ميان ارتش اسرائيل از حمايت آشكار دولتهاي غربي بخصوص
آمريكا و انگليس و پشتيباني پنهاني كشورهايي چون روسيه و بعضي از
دولتهاي عربي نيز بهره مند بود. اين دولتها علاوه بر تامين تجهيزات نظامي
و پشتيباني اطلاعاتي از رژيم اشغالگر قدس , تمام توان تبليغاتي , رسانه اي و
حتي سياسي خود را هم براي اين رژيم خرج كردند. در اين چارچوب ,
حاميان اسرائيل با سكوت مطلق در برابر وحشيگريهاي رژيم اشغالگر
قدس , سانسور شديد اخبار پيروزيهاي حزب الله و نيز اخبار مربوط به
جنايات رژيم غاصب اسرائيل عليه مردم بي دفاع لبنان و غزه , وادار كردن
حكومت ها و روحاني هاي وابسته به غرب در منطقه جهت موضع گيري و
صدور فتوي عليه حزب الله از جمله فعاليت هاي تبليغاتي و رسانه اي غرب
به نفع اسرائيل و عليه حزب الله را تشكيل مي داد.
از سوي ديگر آمريكا و انگليس با هماهنگي يكديگر مانع صدور قطعنامه
آتش بس در شوراي امنيت سازمان ملل براي توقف تهاجمات اسرائيل شدند
و اجازه دادند رژيم غاصب صهيونيست جنايات خود را تمام و كمال به
انجام برساند. آنها به اين نيز بسنده نكردند و با كارشكني در اتحاديه عرب
مانع هرگونه اقدام عليه رژيم صهيونيستي شدند و حتي با جلوگيري از
حضور برخي سران عرب در اجلاس سران سازمان كنفرانس اسلامي در
كوالالامپور , تلاش كردند حمايت احتمالي از حزب الله و مردم غزه در اين
اجلاس را كمرنگ كنند.
اينها تنها بخش كوچكي از اقداماتي بود كه حاميان اسرائيل براي تحقق
اهداف مشتركشان از حمله رژيم صهيونيستي به لبنان دنبال كردند , اما تمام
اين حمايتها و پشتيباني هاي گسترده نه تنها نتوانست آنان را به اهداف
شومشان برساند , بلكه نتيجه كاملا عكس داد و دستاوردهاي عظيمي براي
حزب الله و مردم لبنان و مسلمانان منطقه در پي داشت .
اولين دستاورد , شكستن هيمنه و ابهت رژيم اشغالگر قدس بود و براين
تصور غلط كه ارتش اسرائيل در منطقه شكست ناپذير است , خط بطلان
كشيد. رژيم صهيونيستي در طول تهاجم به لبنان , تلفات و خسارات فراواني
متحمل شد و به رغم آنكه صهيونيستها و مدافعان غربي آنها تحت شرايط
شديد سانسور خبري از افشاي آن جلوگيري مي كردند , مجبور به اعتراف به
تحمل اين تلفات گرديدند. جدال هاي لفظي مقامات سياسي و نظامي و نيز
بركناري و به محاكمه كشاندن برخي از فرماندهان نظامي اسرائيل به روشني
نشان داد كه ارتش اين رژيم چه شكستي را متحمل شده است .
آماري كه رژيم صهيونيستي از نظر نظامي در اين تهاجم متحمل شد به
شرح زير است :
شليك 4900 موشك از سوي حزب الله لبنان به شهرهاي مختلف فلسطين
اشغالي بخصوص « حيفا » كه سومين شهر بزرگ و صنعتي رژيم صهيونيستي
به شمار مي رود.
كشته شدن 394 نفر از شهرك نشينان صهيونيست در اين حملات و زخمي
شدن 2561 نفر ديگر
انهدام 154 دستگاه تانك پيشرفته ميركاوا 11 دستگاه خودروي زرهي و
24 دستگاه بلدوزر نظامي .
انهدام 5 فروند هليكوپتر نظامي و 4 بالن جاسوسي
انهدام 3 فروند ناوچه پيشرفته ساعر و سوپر ديفرورا
منهدم شدن 20 كارخانه و يك تاسيسات شيميايي حساس .
انهدام 3 پادگان نظامي و يك پايگاه اطلاعات نظامي (منطقه
دالتون )
علاوه بر اينها , شهركهاي صهيونيست نشين كريات شمونه , العباسيه ,
كفريوفال , معيان , باروخ سفير , كفرجلعاد , للطه , مرگليوت , عكا , المطله ,
صفد , روشن بينا , حيفا , تسوريل , گورين ايلون , معالوت , كفرسراديم , عفوله
و بيسان مورد حملات موشكي حزب الله لبنان قرار گرفتند كه براساس
اعتراف مقامات صهيونيست , بيش از 11 ميليارد دلار خسارت به اين رژيم
وارد گرديده است .
وارد نمودن اين خسارات به رژيم صهيونيستي كه طي پنجاه و چند سال
اخير و از بدو تشكيل سابقه نداشت , آن هم از طرف گروه كوچكي كه هيچ
نشاني از او به عنوان يك ارتش منظم وجود ندارد , موجب حيرت جهانيان و
حتي خود اسرائيليها و حاميان غربي اش شد. حيرت محافل سياسي , نظامي
و مطبوعاتي جهان از قدرت دفاع حزب الله لبنان و ايستادگي آنان در برابر
ارتش قدرتمند رژيم صهيونيستي كه سالها دولتهاي غربي از آن غولي برابر
اعراب ساخته بودند , به جز شكسته شدن هيمنه و ابهت ساختگي اين رژيم ,
واقعيت ديگري را نيز به اثبات رساند و آن واقعيت اين كه تلاش براي از بين
بردن حزب الله توهمي بيش نبوده و اين رژيم حتي با حمايتهاي بي دريغ
سياسي و نظامي آمريكا , انگليس و بسياري از دولتهاي قدرتمند نظامي و
حتي پشتيباني پنهان برخي سران عرب , چنين قدرتي را ندارند.
برخي از سران منافق عرب پس از مشاهده نبرد جانانه حزب الله لبنان با
صهيونيستها , ناچار به واكنش و تمجيد از حزب الله لبنان شدند. البته اين
واكنشها به آن دليل صورت گرفت كه شايد وجهه تخريب شده و آبروي رفته
آنان را باز گرداند وگرنه آنها هيچ اعتقادي به مبارزه عليه دشمنان اسلام
ندارند. ولي بهرحال , عملكرد حزب الله , اسرائيل را بيش از گذشته خوار ,
زبون و منزوي گردانيد.
نبرد حزب الله همچنين ناكامي رژيم صهيونيستي و بالاتر از آن شكست
اهداف و استراتژي بلند مدت حاميان غربي اين رژيم بخصوص آمريكاي
جهانخوار را در پي داشت . آنها كه با برنامه ريزي دقيق و طولاني اين جنگ را
طراحي كرده بودند , با مشاهده شكست اسرائيل , براي سرپوش گذاشتن بر
شكست مفتضحانه ارتش مجهز اسرائيل , مدعي شدند اين عمليات نظامي از
پيش برنامه ريزي نشده بود و اينكه گفته مي شود اسرائيل همراه با آمريكا و
انگليس اين جنگ را از مدتها قبل طراحي كرده بودند , درست
نيست !
آزمايش بسيار سختي كه حزب الله لبنان از آن سربلند بيرون آمد ,
همچنين موجب گرفتار شدن صهيونيستها در بحران داخلي و قرار گرفتن آنها
در آستانه فروپاشي شد. بطوريكه بسياري از تحليلگران سياسي معتقدند , با
اين شكست رژيم صهيونيستي از اين پس ديگر توان قد علم كردن نخواهد
داشت و شمارش معكوس براي فروپاشي آن آغاز شده است . مقابله به مثل
حزب الله لبنان در برابر تهاجمات وحشيانه اسرائيل , نوعي ناامني رواني در
سراسر فلسطين اشغالي حاكم كرد. پيش از اين در جنگهايي كه رژيم
صهيونيستي به راه مي انداخت , تنها بخشهايي كوچك از شمال فلسطين
اشغالي و كرانه غربي دچار ناامني مي شدند , ولي اينبار شاهد بوديم كه ناامني
تا خود تل آويو نيز پيش رفت و از اين پس هيچ صهيونيستي در سرزمينهاي
اشغالي احساس امنيت نخواهد كرد.
با اين وجود مقامات آمريكايي و رسانه هاي همسو با آنان در غرب , با
پررويي تمام تلاش دارند اسرائيل را پيروز اين جنگ معرفي كنند و حتي
بوش رئيس جمهور آمريكا در واكنش به اين موضوع , اسرائيل را پيروز جنگ
ناميد و وقتي با سئوال خبرنگاران كه گفتند مردم جهان با شما در اين زمينه
هم عقيده نيستند و معتقدند كه اسرائيل شكست خورده است مواجه شد ,
گفت : مردم منطقه و جهان نمي فهمند! و سالها زمان لازم است تا آنان متوجه
شوند كه اسرائيل پيروز شده است !
اين درحالي است كه شكست اسرائيل از زبان سران رژيم صهيونيستي
شنيده شده و مي شود. « بينامين نتانياهو » رهبر مخالف راستگراي رژيم
صهيونيستي (حزب ليكود) در نشست ويژه مجلس اسرائيل , آشكارا از
شكست اسرائيل در جنگ با حزب الله لبنان سخن گفت و دولت اولمرت را
به باد انتقاد گرفت . دكتر « تام سگو » تاريخ نويس مشهور اسرائيلي در
مصاحبه اي طولاني با روزنامه « حديث الناس » چاپ ناصره تاكيد كرد :
« ضعف اولمرت و دولتش موجب شكست اسرائيل شد. علاوه بر آن پيروزي
بر سازماني نظامي كه دست به جنگهاي چريكي متهورانه مي زند غيرممكن
است با اين حال من فكر مي كردم اولمرت منازعه را به شكل خوبي اداره
خواهد كرد ولي به اشتباه خود اعتراف مي كنم , سخنان او اطمينان بخش
نيست و بي ارزش و سطحي مي نمايد. »
از سوي ديگر روزنامه صهيونيستي « هاآرتص » با اشاره به شكست
اسرائيل نوشت : « بدون شك اسرائيل خونين و درهم شكسته به يك رهبر
جديد نياز دارد » اين روزنامه همچنين با انعكاس نظرات داخلي افزود :
عده اي در اسرائيل مي گويند جنگ با لبنان رو به آرامش رفت ولي جبهه هاي
جنگ جديدي در داخل اسرائيل باز شده است و درخواستها براي تشكيل
كميته تحقيق از جمله مقدمات اين نبردهاي داخلي است . روزنامه
صهيونيستي « جروزالم پست » نيز نوشت : « جنگ لبنان , آغاز فروپاشي
اسرائيل است . »
از همه اينها كه بگذريم , شيريني و حلاوتي كه از پيروزي شگفت آور
حزب الله لبنان در كام جهان اسلام و ملتهاي منطقه و همه مردم آزاده جهان
سرازير شد , خود بهترين سند شكست ابهت اسرائيل بود و انسجام و
يكپارچگي حاصل از اين پيروزي در ميان ملتهاي مسلمان بهترين دستاورد
اين مقاومت پيروزمندانه به شمار مي رود. با اين وجود , نبايد از نصرت الهي
غافل بود و لازم است شكر اين نعمت را به جاي آورد.
اولين دستاورد تهاجم وحشيانه اسرائيل به لبنان , شكست ابهت
دروغيني بود كه دولتهاي غربي براي اين رژيم ساخته بودند و براي
دولتهاي عربي آن را به شكل غولي شكست ناپذير نمايش مي دادند
مقامات و روزنامه هاي اسرائيلي اعتراف دارند كه شكست اسرائيل در
مقابل حزب الله لبنان آغاز فروپاشي اسرائيل به شمار مي رود
تلفات و خسارتهاي گسترده اي كه حزب الله لبنان به رژيم صهيونيستي
وارد كرد طي پنجاه و چند سال اخير و از بدو تشكيل اين رژيم سابقه
نداشته است
حلاوتي كه از پيروزي شگفت آور حزب الله لبنان در كام جهان اسلام و
ملتهاي منطقه و همه مردم آزاده جهان سرازير شد , خود بهترين سند
شكست هيمنه و ابهت ساختگي اسرائيل بود
تلفات و خساراتي كه در نتيجه پايداري حزب الله به رژيم صهيونيستي
وارد شد :
فرود 4900 موشك حزب الله به شهرها , پادگان ها و كارخانجات
اسرائيل
هلاكت 394 صهيونيست و زخمي شدن 2561 نفر اسرائيلي
انهدام 154 تانك پيشرفته ميركاوا 11 خودروي زرهي و 24 بلدوزر
انهدام 5 هليكوپتر نظامي , 4 بالن جاسوسي و سه ناوچه پيشرفته
درهم كوبيده شدن 3 پادگان نظامي و 20 كارخانه
انهدام يك پايگاه اطلاعات نظامي و يك مركز شيميائي حساس

محمدحسنين هيكل :
تمام طرفهاي جنگ لبنان غافلگير شدند
|

قسمت اول
اشاره :
نتايج حيرت آور تهاجم گسترده ارتش مجهز رژيم
صهيونيستي به جنوب كه با هدف نابودي حزب الله لبنان
صورت گرفت تمامي تحليل گران سياسي و كارشناسان
نظامي جهان را شوكه كرد و در بهت و ناباوري عميق فرو
برد. بنابر اطلاعاتي كه بعدها فاش شد , نابودي حزب الله
مقدمه طرحي بود كه اواخر سال گذشته برنامه ريزي آن
توسط اسرائيل و با حمايت نظامي و سياسي واشنگتن
انجام گرديد. اين طرح كه نگاه كلي تر به مناقشات قديم و
جديد خاورميانه دارد و در چارچوب طرح آمريكايي
« اصلاحات در خاورميانه بزرگ و شمال افريقا » گنجانده
شده بركنار زدن تمام موانع و مزاحمت ها در برابر سيطره
آمريكا بر منطقه تاكيد دارد. اما آنچه كه در لبنان اتفاق افتاد
و ايستادگي مثال زدني رزمندگان حزب الله آن را آفريد , گام
نخست طرح برنامه ريزي شده آمريكا و اسرائيل را كه به
« طرح مارس » معروف شد , با ناكامي و شكستي غافلگير
كننده مواجه ساخت .
درباره آنچه در جريان تهاجم شكست خورده اسرائيل
به لبنان و پيروزي شگفت آور حزب الله اتفاق افتاد ,
تحليل گران بسياري اظهارنظر نموده اند و هر يك جنبه اي از
اين جنگ نابرابر را مورد ارزيابي و تحليل قرار داده اند. در
اين ميان اما نظرات « محمد حسنين هيكل » از نويسندگان و
روزنامه نگاران برجسته جهان عرب كه با نگاه واقع بينانه به
ابعاد مختلف اين « جنگ غافلگير كننده » پرداخته , بنظر
خواندني تر مي آيد. نظرات وي در دو شماره پياپي از نظر
مي گذرد.
« حسنين هيكل » روزنامه نگار برجسته مصري در مصاحبه با شبكه
تلويزيوني الجزيره با تحليل تهاجم رژيم صهيونيستي به لبنان و مقاومت
رزمندگان حزب الله لبنان و تجليل از اين مقاومت گفت : رژيم صهيونيستي
در اين حمله نهايت وحشيگري را عليه لبنان و لبنانيها به كار برد و در مقابل
حزب الله لبنان با به كار بردن نهايت دلاوري و اخلاق جنگي ارزشهاي
بزرگي را خلق كرد و حزب الله لبنان از اين جنگ با ابهت تر و سربلندتر و
شجاعانه تر خارج شد.
مجري شبكه الجزيره در ابتداي اين برنامه از حسنين هيكل پرسيد پس
از توقف اين جنگ كه پنج هفته طول كشيد چه كسي پيروز و چه كسي
شكست خورده است
هيكل گفت : تمام مطبوعات , سخنگويان و سخنوران از شكست سخت
اسرائيل و نابودي آن سخن گفتند اما به اعتقاد ما بسيار زود است بگوييم چه
كسي پيروز شده يا چه كسي شكست خورده است اما به وضوح تاكيد مي كنم
حزب الله لبنان از اين نبرد با ابهت تر , سربلندتر و شجاعانه تر خارج شد اما
اسرائيل با تمام آنكه آماده بود و آمادگي نيز داشت و حتي انتظار وقوع
رخدادها را داشت اما كاملا غافلگير شد.
حسنين هيكل افزود : حزب الله لبنان از ديدگاه اخلاقي و شجاعت نيز در
مراتب بالايي قرار داشت و اسرائيل بدون شك در پست ترين مراتب اخلاقي
بود اما مشخص كردن پيروزي يا شكست بسيار زود است .
مجري الجزيره از حسنين هيكل پرسيد : اما صحبت از پيروزي يا
شكست به طور نسبي در مقايسه با آنچه از دو طرف انتظار مي رود قابل
مطرح كردن هست يا خير هيكل افزود : بين آن چيزي كه انتظارش مي رفت و
بين آن چيزي كه عملا رخ داد تفاوت زيادي وجود دارد و اين از نظر معنوي
بسيار مهم است اما من درباره تصور نابودي و ساقط شدن طرح اسرائيل
هشدار مي دهم زيرا سخن گفتن از اين چيزها بسيار زود است .
هيكل گفت : من جزو كساني هستم كه معتقدم اسرائيل ساقط خواهد شد
اما معتقدم اين منازعه طولاني خواهد بود ولي سقوط اسرائيل آرزوي ضربه
خوردگان است زيرا ما اعراب از اسرائيل صدمه ديده ايم .
مجري الجزيره از هيكل پرسيد : شما گفتي اعراب از اسرائيل بسيار
صدمه ديده اند آيا اين براي نخستين بار بود اسرائيل از عرب ها صدمه ديد
هيكل گفت : اظهارات اسرائيليها در سخن گفتن از شكست و نيز مبالغه آنها
در اين خصوص به اين علت است كه اسرائيليها به پيروزيهاي سريع عادت
كرده بودند و به گفته يكي از كهنه افسران اسرائيلي آنچه براي تل آويو
شوك آور بود آن بود كه ملتها سريعتر بيدار شدند و واكنش نشان دادند.
وي گفت : فاجعه بزرگ براي تل آويو آن بود كه وارد اين جنگ شد در
حاليكه پندارش آن بود جنگي راحت است و به آساني مي تواند حزب الله
لبنان را نابود كند و آمريكا نيز به تل آويو تعهد داده بود اسرائيل پيروز خواهد
شد اما اسرائيل در موضع تنگناي شديدي قرار گرفت .
وي گفت : طرح حمله رژيم صهيونيستي به لبنان يك طرح از پيش
مشخص شده بود كه واشنگتن و تل آويو از اسفندماه گذشته براي آن
برنامه ريزي كرده بودند.
هيكل گفت : زمانيكه اين بحران شروع شد من در لندن بودم و تمام
خبرها و گزارشهاي مربوط به اين بحران را به دقت بررسي كردم و به دو نكته
رسيدم اول آنكه ما در برابر يك طرح از پيش تعيين شده براي منطقه قرار
داشتيم و نكته دوم آنكه اين طرح منتظر يك تير آغازين بود تا كليد زده شود.
هيكل افزود : از آغاز سال كنوني ميلادي تغييراتي در آمريكا به وجود آمد
براساس اين تغييرات نئومحافظه كاران اعتبار خودشان را از دست دادند و
اين بحران خودش را در « دونالد رامسفلد » وزير دفاع آمريكا نشان داد و به
نوعي به بحران در ميان آنها در موضعگيري در خصوص خاورميانه خواه در
قبال بحران در نظامهاي عربي حامي آمريكا يا مرگ روند صلح و يا ترتيب
دادن جنگ با ايران منجر شد.
هيكل گفت : آمريكا از طريق « كاندوليزا رايس » وزير امور خارجه اين
كشور از اسفند گذشته و پس از انتخابات قانونگذاري تشكيلات خودگردان
فلسطيني و انتخابات پارلماني اسرائيل طرح جديدي را مطرح
كرد.
هيكل افزود : رايس با هدف , (پيش از اقدام درباره ايران ) , تصفيه نهايي
قضيه فلسطين وارد عمل شد زيرا نبرد بزرگ با ايران خواهد بود اما از طرف
ديگر واشنگتن در عراق گرفتار شده و ايران همسايه اين كشور است و اين
براي واشنگتن يك مشكل است .
هيكل افزود : گروه همكار كاندوليزا طرحي ارائه كردكه هدف نهايي از آن
ايران بود زيرا به اعتقاد آنها ايران عامل مشكل درعراق و به اعتقاد اين گروه
تهران عامل تحريك عناصر تندرو در تمام منطقه است .
هيكل گفت : براساس طرح گروه رايس كل منطقه در لبه پرتگاه قرار دارد
و چهار طرف يعني ايران , سوريه , حزب الله لبنان و حماس مقاومت مي كنند
و تمام طرفها نيز به غير از اسرائيل تلاش مي كنند رويارويي پيش نيايد.

هيكل گفت : آمريكاييها تحت تاثير برخي از كشورهاي عرب براي نجات
روند صلح فلسطين خواست از طريق سوريه اقدام كندقرار دادن سوريه و
ايران در يك طرف ممكن است مناسب نباشد و سبب شود جبهه بزرگتري
باز شود به همين سبب , فريب دمشق و دور كردن آن از ايران طرح ريزي شد
تا سوريه متقاعد شود كه مي تواند با آمريكا معامله كند ولو آنكه اين معامله
جزيي باشد و سوريها نيز اعلام كردند با استناد به كنفرانس بين المللي مادريد
2 براي صلح آماده هستند .
هيكل افزود : اين گونه طرح ريزي شد كه اول بايد از دو سازمان حماس و
حزب الله لبنان خلاص شد زيرا حزب الله لبنان مانعي در برابر طرح غرب در
لبنان و طرح نيروهاي چهارده مارس است .
وي گفت : آمريكاييها زمانيكه تصور كردند سوريها را به طور ذلت باري
از لبنان بيرون كردند عرصه براي آنها بسيار باز شده است اما وجود
حزب الله لبنان مانعي در برابر طرح واشنگتن و مانع سيطره كامل بر اين
كشور بود بر اساس اين طرح بايد حزب الله هدف قرار مي گرفت و اسرائيليها
طرح اين كار را ريختند و اسرائيليها متعهد شدند كار برنامه ريزي براي حمله
به حزب الله لبنان را انجام دهند.
مجري الجزيره گفت : به غير از مقاله سيمور هرش يكي از مراكز
تحقيقاتي اسرائيل نيز در مقاله اي نوشت يكي از اهداف حمله به لبنان
تصميم حمله به ايران بود زيرا اسرائيل نمي توانست در جنگ با ايران وارد
شود. مگر آنكه خطر موشكهاي حزب را دور كند. هيكل در ادامه گفت :
تصميم حمله به حزب الله لبنان جدا و مستقل از رويارويي با ايران بود و
براساس طرح ماه مارس حمله به حزب الله بايد پيش از رويارويي با ايران
صورت مي گرفت زيرا حمله به حزب الله لبنان گامي به سوي حمله به ايران
بود اما عكس اين مطلب صادق نيست زيرا در صورتيكه آمريكا در لحظه
خاصي بخواهد به ايران حمله كند حزب الله لبنان مي تواند از ايران حمايت
كند.
هيكل گفت : اما آغاز اين طرح هدفش به شكست كشاندن حماس بود و
براساس اين طرح بايد حزب الله از ايران و حماس از سوريه دور مي شد.
حسنين هيكل در ادامه مصاحبه با شبكه تلويزيوني الجزيره گفت :
تاكتيك حزب الله لبنان در نبرد با نظاميان صهيونيست و نيز نتيجه تهاجم
رژيم صهيونيستي به لبنان براي آمريكا و رژيم صهيونيستي غافلگير كننده
بود همچنانكه تهاجم گسترده اين رژيم به لبنان براي حزب الله لبنان و حتي
ايران و سوريه غافلگير كننده بود.
وي افزود : من معتقدم حزب الله لبنان فكر نمي كرد كه براي نابودي اش
طرح نظامي تهيه شده باشد اما مي دانست كه همواره هدف است . بحران با به
اسارت گرفتن دو نظامي اسرائيلي آغاز شد و به جنگ انجاميد با اين جنگ ,
حزب الله لبنان و ايران نيز كه خواهان اين جنگ نبود غافلگير شدند و سوريه
نيز كه خوشش نمي آمد غافلگير شد و اعراب نيز غافلگير شدند.
مجري الجزيره پرسيد آيا حزب الله لبنان با اسير كردن دو نظامي
اسرائيلي اشتباه كرد و به غرب بهانه داد هيكل گفت : فكر نمي كنم حزب الله
لبنان اشتباه كرده باشد زيرا مواجهه بين حزب الله لبنان و اسرائيل وجود
داشت و به اسارت گيري نظاميان اسرائيلي از طرف حزب الله لبنان امر
تازه اي نبود حزب الله با اين اقدام به مبادله اسيران اقدام كرده است كه
آخرين مبادله اسيران سه سال پيش بود هيكل گفت : تماسهايي در جريان بود
كه سپتامبر آينده (شهريور) در نيويورك يا مادريد نشستي برگزار شود كه
قضيه فلسطين بررسي و به طور نهايي حل و فصل شود به همين سبب
تصميماتي اتخاذ شد و سياستگذاريهايي نيز در اين خصوص صورت گرفت
كه اجراي آن آغاز شد اما اقدام حزب الله لبنان در اين مسير غافلگير كننده
بود.
هيكل افزود : من معتقدم و مطمئنم كه سيد حسن نصرالله لبنان از دو
چيز غافلگير شد يكي از شدت واكنش اسرائيل كه تل آويو دست به تهاجمي
زد كه نمونه اش را در گذشته انجام نداده بود. هيكل افزود : ديدگاه
سيدحسن نصرالله آن بود كه حجم تهاجم اسرائيل فراتر از هر پيش بيني بود
زيرا از ديدگاه اسرائيل و آمريكا براي اين حمله گسترده توجيه كافي وجود
داشت اگر چه سيد حسن نصرالله گفت : ما داخل اسرائيل شديم و سربازان
را از داخل اسرائيل به اسارت گرفتيم و هشت نظامي اسرائيلي كشته و
هيجده نظامي ديگر نيز زخمي شدند. وي گفت : سيد حسن نصر الله نيز به
سرعت پي برد كه اين مقدار خسارت در به اسارت گرفتن نظاميان اسرائيلي
در حدي است كه ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل نمي تواند آن را تحمل
كند و با خشونت پاسخ خواهد داد اما سيد حسن نصر الله فكرش را نمي كرد
تل آويو با اين شدت پاسخ دهد.
هيكل افزود : دومين موردي كه سيد حسن را غافلگير كرد و او تصورش
را نمي كرد كناره گيري كامل دولتهاي عربي بود كه از همه چيز گذشتند و همه
چيز را ناديده گرفتند. وي گفت : جهان عرب اهرمهاي قدرت خود را كاملا
تباه كرده است , اعراب در طول تاريخ و حتي در دوره هاي انحطاط سلطنتي
و خلافتي در چنين وضعي قرار نگرفته بودند كه اكنون در آن قرار گرفته اند به
همين سبب صحبت از پيروزي كنوني گزافه گويي نيست و قطعا دستاورد
بزرگي به دست آمده است اما اكنون با مبالغه در اين پيروزي به گونه اي
برخورد مي كنيم كه گويا مسئله پايان يافته است در حالي كه اين چنين نيست
بلكه تازه اول كار است .
مجري الجزيره گفت : اما جهان امروز تغيير كرده است و شرايط در
مقايسه با گذشته متفاوت است . هيكل افزود : جهان تغيير كرده است اما
قدرت طرفها تغيير نكرده است تمام كشورها در جهان به اندازه خود
قدرتهاي معنوي سياسي و نظامي دارند اما آيا از استفاده مي كنند هيكل
گفت : مصر و سازمان آزاديبخش فلسطين با اسرائيل توافقنامه صلح امضا
كرده اند اما آيا توافقنامه ها كارآيي داشته و بازدارنده اسرائيل بوده است . وي
افزود : در اين مرحله ضرورت داشت يك طرفي وارد عمل شود و حمايت
كند تا اين بحران وخيم تر نشود اما وضع به گونه اي شد كه شيعيان حزب الله
لبنان و فلسطينيان بي حامي ماندند.
تمام مطبوعات , سخنگويان و سخنوران از شكست سخت اسرائيل و
نابودي آن سخن گفتند اما به اعتقاد من بسيار زود است بگوييم چه كسي
پيروز شده يا چه كسي شكست خورده است
من جزو كساني هستم كه معتقدم اسرائيل ساقط خواهد شد اما معتقدم
اين منازعه طولاني خواهد بود و سخن گفتن از اين چيزها بسيار زود
است
آمريكاييها تحت تاثير برخي از كشورهاي عرب براي نجات روند صلح
فلسطين خواست از طريق سوريه اقدام كند به همين سبب , فريب دمشق و
دور كردن آن از ايران طرح ريزي شد تا سوريه متقاعد شود كه مي تواند با
آمريكا معامله كند
براساس طرح ماه مارس حمله به حزب الله بايد پيش از رويارويي با
ايران صورت مي گرفت زيرا حمله به حزب الله لبنان گامي به سوي حمله به
ايران بود
تاكتيك حزب الله لبنان در نبرد با نظاميان صهيونيست و نيز نتيجه تهاجم
رژيم صهيونيستي به لبنان براي آمريكا و رژيم صهيونيستي غافلگير كننده
بود همچنانكه تهاجم گسترده اين رژيم به لبنان براي حزب الله لبنان و
حتي ايران و سوريه غافلگير كننده بود
جهان عرب اهرمهاي قدرت خود را كاملا تباه كرده است , اعراب در
طول تاريخ و حتي در دوره هاي انحطاط سلطنتي و خلافتي در چنين
وضعي قرار نگرفته بودند
با مبالغه در اين پيروزي به گونه اي برخورد مي كنيم كه گويا مسئله پايان
يافته است در حالي كه اين چنين نيست بلكه تازه اول كار است
به وضوح تاكيد مي كنم حزب الله لبنان از اين نبرد با ابهت تر , سربلندتر و
شجاعانه تر خارج شد اما اسرائيل با تمام آنكه آماده بود و آمادگي نيز
داشت و حتي انتظار وقوع رخدادها را داشت اما كاملا غافلگير شد
طرح حمله رژيم صهيونيستي به لبنان يك طرح از پيش مشخص شده
بود كه واشنگتن و تل آويو از اسفندماه گذشته براي آن برنامه ريزي كرده
بودند

|
| | |