روزنامه جمهوري اسلامي 30/05/1385 صفحه سرمقاله
اين فقر وحشتناك اخلاقي


بسم الله الرحمن الرحيم
صاحبنظران ژرف انديش علم اخلاق , قرن حاضر را عليرغم همه پيشرفت هاي علمي آن , به قرن هاي ششم و هفتم ميلادي كه عصر ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان و بخشي از قرون وسطي در اروپاست , مقايسه مي كنند. آن دوران در تاريخ به « عصر جاهليت » معروف است و در اين مقايسه , قرن حاضر را نيز « قرن جاهليت مدرن » مينامند.
مقايسه قرن پيشرفت هاي شگرف علمي كه انسان را بر فضا و كرات ديگر و امواج مسلط كرده است با قرني كه به دليل سلطه ظلمت جهل و خرافه و رفتارهاي ضد اخلاقي بر جامعه بشري عنوان « جاهليت » برازنده آن بود , هر چند در ظاهر بسيار عجيب است ولي كاملا منطبق بر واقعيت است . زيرا هويت انساني با اخلاق شكل ميگيرد و قوام مي يابد و به كمال مي رسد و بقيه امور حواشي هستند. به عبارت روشن تر , اخلاق , جوهر انسان است و امور ديگر اعراضند. اگر انسان همه علوم را در خود جمع كند ولي از اخلاق بي بهره باشد , با بهايم تفاوتي ندارد ولي اگر فاقد پيشرفت هاي علمي باشد اما از اخلاق بهره مند باشد , انسان است . مرحله مطلوب تر اينست كه انسان از اين هر دو بهره مند باشد و علم و اخلاق را در خود جمع نمايد.
امروز , انسان , بويژه در غرب , عليرغم پيشرفت هاي چشمگيري كه در علوم مختلف نصيب خود نموده , از نظر اخلاقي در نازلترين مراحل ممكن قرار دارد. براي آنكه اين واقعيت را لمس كنيم , نيازي به تحقيقات نيست . كافي است در جنگ 33 روزه اي كه آمريكا و رژيم صهيونيستي بر لبنان تحميل كردند اندكي تامل نمائيم و دنيائي از رفتارهاي ضداخلاقي كه بارزترين نشانه هاي سقوط بشريت است را مشاهده كنيم .
حتي اگر در پي برجسته كردن اين واقعيت نباشيم كه آمريكا و صهيونيست ها با برنامه ريزي قبلي اين جنگ را بر ملت لبنان تحميل كردند , وقتي به آنچه در اين 33 روز رخ داد نگاه كنيم به روشني درخواهيم يافت كه صهيونيست ها با حمايت آمريكا با زير پا گذاشتن همه مقررات جنگي و حقوق بشر , به يك نسل كشي تاريخي در لبنان و يك ويرانگري كم سابقه اقدام كردند و به هيچيك از اصول اخلاقي پاي بندي نشان ندادند. فاجعه « قانا » كه در آن ده ها كودك و زن قرباني بمب هاي اهدائي آمريكا به صهيونيست ها شدند , نمونه روشني از اين واقعيت است . تخريب زيرساخت ها , ويران كردن خانه ها , بيمارستان ها , پمپ بنزين ها و نابود ساختن همه امكانات حياتي يك ملت , حتي با هيچ منطق جنگي هم سازگاري ندارد. جنگ نيز قوانين و مقررات خاص خود را دارد و پاي بندي به اين مقررات بخشي از قواعد جنگي است , چيزي كه صهيونيست ها حتي ذره اي به آن پاي بندي نشان ندادند و البته آمريكا و انگليس و ساير حاميان رژيم صهيونيستي نيز تا توانستند براي توجيه اين جنايات فضاسازي كردند.
در مقابل , ملت لبنان با مقاومت , ايمان و صبر و حزب الله لبنان با دفاع متكي بر معيارهاي ديني , نمايش عظيمي از اخلاق را برپا كردند. پيروزي حزب الله نيز نتيجه همين پاي بندي به اخلاق و معيارهاي ديني بود. اين واقعيتي است كه به نيروهاي مقاومت , قدرت و عظمت داد و آنها را در چشم صهيونيست ها بزرگ جلوه داد و حقارت و ضعف را بر سرتاسر وجود نظاميان صهيونيست مستولي نمود. اين , واقعيت را خود صهيونيست ها و حاميانشان نيز مورد تاكيد قرار داده اند و از آن به عنوان مشكل بزرگ خودشان ياد كرده اند.
ريچارد كوهن , با انتشار مقاله اي در روزنامه آمريكائي واشنگتن پست مينويسد : « جنگ هاي اسرائيل قبلا با سربازان بي حال , ضعيف و بي تفاوت مصر , عراق , اردن , سوريه و لبنان , معادل جنگيدن با جنگجويان حزب الله نيست . تعصب و شور مذهبي اين جنگجويان , نه براي ما غربي ها و نه براي اسرائيل قابل هضم نيست و راه مقابله با آنرا پيدا نكرده ايم » .
اشاره اين نويسنده و تحليل گر آمريكا به پيروزيهائي است كه نظاميان اسرائيلي و آمريكائي در جنگ هاي گذشته با ارتش هاي كشورهاي عربي بدست آوردند ولي آنچه در 33 روز جنگ با حزب الله لبنان مشاهده كردند درست عكس آن بوده است . در اين جنگ , طبق تعبير همين نويسنده و تحليل گر آمريكائي كه بشدت طرفدار صهيونيست ها نيز هست « تعصب و شور مذهبي » نيروهاي حزب الله , غربي ها و اسرائيلي ها را دچار شگفتي كرده و مشاهده چنين ويژگي هائي براي آنها قابل هضم نيست .
اين قدرت عظيم كه آمريكا و رژيم صهيونيستي را يكجا شكست داده و بر قدرت رسانه اي آنها و همه همدستانشان نيز فايق آمده , قدرت ايمان و اخلاق ديني است . حزب الله با تكيه بر ايمان و پاي بندي به اخلاق مقاومت كرد و به فضل الهي پيروز شد و چشم جهانيان را خيره كرد و در همان حال , فقر شديد اخلاقي و انحطاط غربي ها و اذناب آنها را در برابر چشمان همه جهانيان به نمايش گذاشت .
در قرن حاضر , كه به درستي « قرن جاهليت مدرن » نام گرفته , بيش از هر زمان ديگري به تعاليم انسان ساز پيامبر گرامي اسلام احساس نياز مي شود , پيامبري كه خود فرمود « اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق » و خداي متعال درباره او فرمود « انك لعلي خلق عظيم » . عظمت پيامبر اسلام نيز برخاسته از اخلاق اوست .
در سال پيامبر اعظم , بر همه ما واجب است در جستجوي راهي باشيم كه فقر اخلاقي جهان امروز را كاهش دهد. امروز , دولتهائي كه از نظر مادي غني تر و از نظر علمي و صنعتي پيشرفته ترند , از نظر اخلاقي و معنوي فقيرترند. اين فقر وحشتناك اخلاقي , بشريت را در معرض هولناك ترين سقوط تاريخ قرار داده و درست به همين دليل است كه نياز انسان امروز به مكتب اسلام از هر زمان ديگري بيشتر است و باز هم به همين دليل , اكنون وظيفه ما مسلمانان براي شناساندن مكتب انسان ساز اسلام به جهانيان از هر زمان ديگري سنگين تر است . اگر از مناسبت خجسته و پربركت مبعث پيامبر گرامي اسلام , اين بهره را ببريم كه گامي براي جبران فقر اخلاقي برداريم , شايد بتوانيم ادعا كنيم , پيروان خوبي براي آخرين پيامبر خدا هستيم .