روزنامه جمهوري اسلامي 29/05/1385 صفحه سرمقاله
ناسيوناليسم هسته اي


بسم الله الرحمن الرحيم
مايكل گرسون , از مشاوران مورد اعتماد و نزديك « جرج واكر بوش » رئيس جمهور آمريكا , كه معمولا متن نطق هاي مهم او را نيز تهيه مي كند , هفته گذشته طي مقاله اي در هفته نامه نيوزويك نوشت : « تا زماني كه خاورميانه كانون مشكلات و بي ثباتي باشد , آمريكا نيز هرگز امنيت نخواهد داشت » . وي هر چند در اين مقاله , برخلاف واقعيت هاي موجود , ايران را عامل اصلي ناآرامي هاي خاورميانه دانست ولي به قدرت و انسجام داخلي ايران نيز اعتراف كرد و نوشت : « همه جناح ها در ايران , اعم از محافظه كار و فوق محافظه كار و متعصباني كه چشم به آخرت دوخته اند , در يك چيز اتحاد دارند و آن ناسيوناليسم هسته ايست » .
از نظر اين تحليل گر آمريكائي هرچند « چشم به آخرت دوختن » آنگونه كه از مقاله او فهميده مي شود يك عيب محسوب مي گردد , لكن مشكل اصلي غربي ها در همين است كه آنها در تحليل هاي خود فقط امور مادي را دخالت ميدهند و همه چيز را منهاي معنويات در نظر مي گيرند. آنچه غربي ها را در مواجهه با مسلمانان مومن و مخلص و صبور و در تحليل رفتارهاي آنان دچار مشكل مي كند , دقيقا همين غفلت است . در مواجهه با انقلاب اسلامي ايران , آمريكائي ها از درك همين واقعيت عاجز بودند و به همين دليل نتوانستند جلوي سقوط شاه و از دست رفتن بزرگترين پايگاه خود در خاورميانه آن زمان را بگيرند. در جنگ تحميلي نيز از همين واقعيت غفلت كردند و لذا عليرغم همه امكانات و تجهيزات و اطلاعاتي كه در اختيار صدام قرار دادند و عليرغم همه حمايت هائي كه از او بعمل آوردند نتوانستند به اهدافشان برسند. و اخيرا در مواجهه با حزب الله لبنان نيز آمريكائي ها و صهيونيست ها به دليل ناديده گرفتن همين واقعيت , سيلي محكمي خوردند و مقدمات زوال اسرائيل را فراهم ساختند.
مبحث هسته اي ايران نيز از همين قبيل است . آمريكائي ها بسيار تلاش كردند مسئولان ايراني را وادار به عقب نشيني و صرفنظر كردن از حقوق قانوني خود در زمينه انرژي اتمي نمايند ولي نتوانستند. يكي از ترفندهائي كه آمريكا بكار برد , ايجاد اختلاف ميان مسئولان يا مسئولان و مردم و يا خود مردم در مورد چگونگي مواجهه با موضوع پرونده انرژي اتمي ايران بود. آمريكائي ها تلاش زيادي كردند كه انسجام و يكپارچگي موجود در ايران بر سر حق قانوني و غيرقابل اجتناب دانستن دانش اتمي را بشكنند و راهي براي وانمود ساختن وجود دودستگي و اختلاف برسر اين موضوع پيدا كنند و با وارد شدن از همان روزنه اهداف شوم خود را دنبال نمايند , ولي خوشبختانه هرچه بيشتر تلاش كردند , بيشتر نااميد شدند. آنها در چند مقطع حساس , اين واقعيت را لمس كردند كه نه تنها كساني كه در داخل ايران حضور دارند در اين موضوع اختلافي با همديگر ندارند , بلكه حتي همه ايرانيان خارج از كشور نيز با مسئولان نظام و هموطنان خود در داخل هم عقيده هستند و هرچه ايراني در هر جاي جهان وجود دارد , فناوري هسته اي را آنگونه كه در مقررات آژانس بين المللي انرژي هسته اي براي كشورهاي عضو « ان . پي . تي » پيش بيني شده , حق مسلم خود ميدانند و بهيچوجه حاضر به صرفنظر كردن از آن نيستند.
اين , همان واقعيت است كه در مقاله « مايكل گرسون » مورد توجه قرار گرفته و او به عنوان مشاور رئيس جمهور آمريكا ـ البته در نهايت نگراني و برخلاف تمايلات دروني خود ـ ناچار به اعتراف شده و نوشته است : « همه جناح ها در ايران , اعم از محافظه كار يا مافوق محافظه كار و متعصباني كه چشم به آخرت دوخته اند , در يك چيز اتحاد دارند و آن ناسيوناليسم هسته ايست » .
آمريكائي ها بسيار دوست داشتند و دارند كه ما ايراني ها و ساير مسلمانان بقول مايكل گرسون « متعصب » را گرفتار ناسيوناليسم منفي كنند و اجازه ندهند از حصار مليت فراتر برويم و به چيزهائي از قبيل آنچه او « چشم به آخرت دوختن » مينامد اعتنائي نكنيم , اما آنها نه تنها به اين خواسته خود ـ عليرغم سرمايه گذاري هاي زيادي كه كرده اند ـ نرسيدند بلكه ما به فضل خدا توانسته ايم باروي آوردن به ناسيوناليسم مثبت , به دستاوردهاي بزرگي برسيم و دشمن را در ميدان هاي مختلف زمين گير نمائيم . اصل پيروزي انقلاب اسلامي با اتحاد همه مردم ايران صورت گرفت , توطئه هاي رنگارنگ آمريكا و ساير دشمنان را با همين اتحاد توانستيم خنثي كنيم , در جنگ تحميلي با تكيه بر اتحاد و يكپارچگي آحاد مردم به پيروزي رسيديم و اكنون به اعتراف خود آمريكائي ها امتياز بزرگي در پرتو همين اتحاد داريم كه آنها آنرا « ناسيوناليسم هسته اي » مينامند.
ناسيوناليسم هسته اي ما ايرانيان اگر تا ديروز براي آمريكائي ها فقط ناسيوناليسم بود , امروز با سيلي محكمي كه آنها از حزب الله و مردم لبنان , يعني همانها كه در تعبير مشاور رئيس جمهور آمريكا « متعصباني كه چشم به آخرت دوخته اند » ناميده شده اند , خورده اند , با مفهوم ديگري نيز همراه است كه دشمنان ما چاره اي ندارند جز آنكه براي آن نيز حساب ويژه اي باز كنند , حسابي كه موجب ميشود اگر آمريكائي ها از جنگ 33 روزه لبنان درس نگرفته باشند و در پرونده هسته اي ايران , از اين پس روش عاقلانه اي در پيش نگيرند , سيلي دوم را , البته محكم تر از سيلي اول , دريافت نمايند.