بسم الله الرحمن الرحيم
مايكل گرسون , از مشاوران مورد اعتماد و نزديك « جرج واكر بوش » رئيس
جمهور آمريكا , كه معمولا متن نطق هاي مهم او را نيز تهيه مي كند , هفته گذشته
طي مقاله اي در هفته نامه نيوزويك نوشت : « تا زماني كه خاورميانه كانون
مشكلات و بي ثباتي باشد , آمريكا نيز هرگز امنيت نخواهد داشت » . وي هر چند
در اين مقاله , برخلاف واقعيت هاي موجود , ايران را عامل اصلي ناآرامي هاي
خاورميانه دانست ولي به قدرت و انسجام داخلي ايران نيز اعتراف كرد و نوشت :
« همه جناح ها در ايران , اعم از محافظه كار و فوق محافظه كار و متعصباني كه
چشم به آخرت دوخته اند , در يك چيز اتحاد دارند و آن ناسيوناليسم
هسته ايست » .
از نظر اين تحليل گر آمريكائي هرچند « چشم به آخرت دوختن » آنگونه كه از
مقاله او فهميده مي شود يك عيب محسوب مي گردد , لكن مشكل اصلي غربي ها
در همين است كه آنها در تحليل هاي خود فقط امور مادي را دخالت ميدهند و
همه چيز را منهاي معنويات در نظر مي گيرند. آنچه غربي ها را در مواجهه با
مسلمانان مومن و مخلص و صبور و در تحليل رفتارهاي آنان دچار مشكل
مي كند , دقيقا همين غفلت است . در مواجهه با انقلاب اسلامي ايران , آمريكائي ها
از درك همين واقعيت عاجز بودند و به همين دليل نتوانستند جلوي سقوط شاه و
از دست رفتن بزرگترين پايگاه خود در خاورميانه آن زمان را بگيرند. در جنگ
تحميلي نيز از همين واقعيت غفلت كردند و لذا عليرغم همه امكانات و تجهيزات
و اطلاعاتي كه در اختيار صدام قرار دادند و عليرغم همه حمايت هائي كه از او
بعمل آوردند نتوانستند به اهدافشان برسند. و اخيرا در مواجهه با حزب الله لبنان
نيز آمريكائي ها و صهيونيست ها به دليل ناديده گرفتن همين واقعيت , سيلي
محكمي خوردند و مقدمات زوال اسرائيل را فراهم ساختند.
مبحث هسته اي ايران نيز از همين قبيل است . آمريكائي ها بسيار تلاش كردند
مسئولان ايراني را وادار به عقب نشيني و صرفنظر كردن از حقوق قانوني خود در
زمينه انرژي اتمي نمايند ولي نتوانستند. يكي از ترفندهائي كه آمريكا بكار برد ,
ايجاد اختلاف ميان مسئولان يا مسئولان و مردم و يا خود مردم در مورد
چگونگي مواجهه با موضوع پرونده انرژي اتمي ايران بود. آمريكائي ها تلاش
زيادي كردند كه انسجام و يكپارچگي موجود در ايران بر سر حق قانوني و
غيرقابل اجتناب دانستن دانش اتمي را بشكنند و راهي براي وانمود ساختن
وجود دودستگي و اختلاف برسر اين موضوع پيدا كنند و با وارد شدن از همان
روزنه اهداف شوم خود را دنبال نمايند , ولي خوشبختانه هرچه بيشتر تلاش
كردند , بيشتر نااميد شدند. آنها در چند مقطع حساس , اين واقعيت را لمس
كردند كه نه تنها كساني كه در داخل ايران حضور دارند در اين موضوع اختلافي با
همديگر ندارند , بلكه حتي همه ايرانيان خارج از كشور نيز با مسئولان نظام و
هموطنان خود در داخل هم عقيده هستند و هرچه ايراني در هر جاي جهان وجود
دارد , فناوري هسته اي را آنگونه كه در مقررات آژانس بين المللي انرژي هسته اي
براي كشورهاي عضو « ان . پي . تي » پيش بيني شده , حق مسلم خود ميدانند و
بهيچوجه حاضر به صرفنظر كردن از آن نيستند.
اين , همان واقعيت است كه در مقاله « مايكل گرسون » مورد توجه قرار گرفته
و او به عنوان مشاور رئيس جمهور آمريكا ـ البته در نهايت نگراني و برخلاف
تمايلات دروني خود ـ ناچار به اعتراف شده و نوشته است : « همه جناح ها در
ايران , اعم از محافظه كار يا مافوق محافظه كار و متعصباني كه چشم به آخرت
دوخته اند , در يك چيز اتحاد دارند و آن ناسيوناليسم
هسته ايست » .
آمريكائي ها بسيار دوست داشتند و دارند كه ما ايراني ها و ساير مسلمانان
بقول مايكل گرسون « متعصب » را گرفتار ناسيوناليسم منفي كنند و اجازه ندهند از
حصار مليت فراتر برويم و به چيزهائي از قبيل آنچه او « چشم به آخرت دوختن »
مينامد اعتنائي نكنيم , اما آنها نه تنها به اين خواسته خود ـ عليرغم
سرمايه گذاري هاي زيادي كه كرده اند ـ نرسيدند بلكه ما به فضل خدا توانسته ايم
باروي آوردن به ناسيوناليسم مثبت , به دستاوردهاي بزرگي برسيم و دشمن را در
ميدان هاي مختلف زمين گير نمائيم . اصل پيروزي انقلاب اسلامي با اتحاد همه
مردم ايران صورت گرفت , توطئه هاي رنگارنگ آمريكا و ساير دشمنان را با همين
اتحاد توانستيم خنثي كنيم , در جنگ تحميلي با تكيه بر اتحاد و يكپارچگي آحاد
مردم به پيروزي رسيديم و اكنون به اعتراف خود آمريكائي ها امتياز بزرگي در
پرتو همين اتحاد داريم كه آنها آنرا « ناسيوناليسم هسته اي »
مينامند.
ناسيوناليسم هسته اي ما ايرانيان اگر تا ديروز براي آمريكائي ها فقط
ناسيوناليسم بود , امروز با سيلي محكمي كه آنها از حزب الله و مردم لبنان , يعني
همانها كه در تعبير مشاور رئيس جمهور آمريكا « متعصباني كه چشم به آخرت
دوخته اند » ناميده شده اند , خورده اند , با مفهوم ديگري نيز همراه است كه
دشمنان ما چاره اي ندارند جز آنكه براي آن نيز حساب ويژه اي باز كنند , حسابي
كه موجب ميشود اگر آمريكائي ها از جنگ 33 روزه لبنان درس نگرفته باشند و در
پرونده هسته اي ايران , از اين پس روش عاقلانه اي در پيش نگيرند , سيلي دوم را ,
البته محكم تر از سيلي اول , دريافت نمايند.

|