روزنامه جمهوري اسلامي 28/05/1385 صفحه مقالات

چه بايد كرد
مباني اعتقادي صهيونيسم و سازش سران ارتجاع عرب
چه بايد كرد


گاهي در كار سنگين رسول اعظم محمدمصطفي (ص ) آنچنان مسجور مي شوم كه خيال مي كنم در خواب , اين همه بيداري , بصيرت و رفعت را ديده ام چگونه از ميان آنهايي كه ناچار با دست خود گور عزيزان خود را مي كندند , و سعت صدر و ظرفيت روح و ظرافت برخوردي بيرون مي آورد , كه امروز در سرزمين رفاه و هنگام شور هم نمي توان اين همه وسعت كه هيچ , حتي مقداري ظرفيت و ظرافت را از آنها توقع داشت تا لااقل برادران خودشان را به دست دشمنان نسپارند و زيرپاي خوك هاي مهاجم نيفكند و قرباني يهود نسازند.
راستي چگونه حضرت محمد (ص ) در كوير , آن گلها را پروريد ! گل هايي كه خارانگيزه هاي شخصي و از هم غضب قومي و قبيله اي حتي از شوق بهشت و ترس آتش جهنم هم رها شده بودند و از بندگي و تجارت , به آزادگي رسيده بودند.
در اين دل ها از خشم هاي متراكم و عقده هاي پنهان و آشكار و يا خستگي وازدگي محركي به كار نمي رفت , هنگامي كه قريش در جنگ بدر ذليل شدند و كشته ها دادند. پيمان بستند كه بر كشته ها گريه نكنند و خود را تخليه نسازند و خشم خود را آب ندهند تا آنجا كه يك روز در مكه فريادي بلند شد , مردي از قريش كه بچه ها و برادرش را ازدست داده بود و چشمش تاريك شده بود. به غلامش گفت : ببين اجازه گريه داده اند... من كه جگرم تكه تكه شده و سينه ام سوخت .
اما پس از جنگ احد كه مسلمانان زخم سنگين برداشتند و به خاطر بي توجهي به سفارش رسول (ص ) و رها كردن تنگه احد و جمع آوري غنيمت ضربه سختي را تحمل كردند تا آنجا كه هفتاد نفر از بزرگان اصحاب رسول كه وفادار مانده بودند و رسول (ص ) را رها نكرده بودند و به كوه ها فرار ننموده و از مدينه هم فراتر نرفته بودند. به خون خويش غسل شهادت كرده پس از اين جنگ با اين همه , زخم و خون و شهادت و فرياد ضجه از خانه هاي مدينه بالا رفت و رسول (ص ) كه حمزه را از دست داده بود , هنگامي كه غربت او راديد , فرمود : اما حمزه هيچ گريه كن و نوحه سرا ندارد و مردم مدينه كه غربت رسول (ص ) را ديده بودند حتي تا امروز پيش از هر مجلسي سوگواري بر حمزه نوحه مي خوانند و ياد او را زنده مي دارند.
رسول (ص ) از گريه و ندبه حمايت مي كند و نمي خواهند همچون قريش از خشم هاي متراكم و عقده هاي مصيبت , نيروهاي رزمنده را , به حركت وادارد كه اگر اين انگيزه هاي شرك آلود در عبادت جهاد , رخنه كند. ارزش آن را مي شكند و قداست آن را مي برد و خدا آن را نمي پذيرد و بر آن پاداش نمي دهد كه آنجا كه عملي براي خدا و غير او انجام بگيرد.خدا آن عمل را برنمي دارد و به شريك او وامي گذارد و هيچ مزدي بر آن نمي پردازد.آنجا كه من به خاطر درگيري هاي خانوادگي و يا اختلاف نظرهاي اداري , نمي توانم دوام بياورم , اگر به جبهه روكنم و در صف مقدم , شهادت را جستجو كنم , اين شهادت خريداري ندارد كه اين مرگ همراه حضور و بينشي انتخاب نشده و از شهادت و حضور من برنخواسته كه من شهادت را آنجا انتخاب كرده ام كه زندگي به من پشت كرده و شهادت هنگامي شهادت است كه زندگي به تو لبخند مي زند و تو را به خود مي خواند آن گاه كه تو كه دعوت رسول و خواهش او را مي شنوي در غربت او را مي بيني تو اين دعوت غريب را بر دعوت مهربان زندگي و لبخند همه و فرزندانت مقدم بداري و رو به ديار عاشقي بگذاري كه اين شهادت و حضور و بينش است نه آني كه يك نوع خودكشي موجه و فرار زيركانه ...
شهادت هنگامي شهادت است كه تو رشد كرده باشي و نتواني در پوست زندگي شيرين خودت دوام بياوري و پوست را بشكني و با توشه اي كه در پوست داشته اي بر دنيايي بزرگتر قدم بگذاري و شايد سال ها بر تو بگذرد كه بايد انتظار بكشي در رنج هاي سنگين زندگي حقير را تحمل كني تا آنجا كه با خون گرم سرت خضاب ببندي و سرود فوز و رهايي بخواني من المومنين رجال صدقوالله
راستي داستان عجيبي است عشق و زندگي در تو شكل عوض نموده و تنگي زندگي تو را به مرگ كشانده اكنون كه شور مرگ داري و عزم رفتن و آهنگ رحيل منتظرت مي گذارند و رفتنت را به تاخير مي اندازند و با جرثومه هايي روبرويت مي كنند و درگيريت مي سازند و در ميدان هايي به مسابقه واردت مي كنند كه اگر پشتوانه دستور حق نبود , الان قدم نمي گذاشتي و همچون آب بيني بز و استخوان ليسيده در دست جزامي از آن مي گذشتي .
در داستان معراج , آدمي بايد از غريزه ها بگذارد. بايد طبيعتش را مهار و با وظيفه ها حركت كند وظيفه هايي كه هنگام اشتياق در انتظار نگهت مي دارند و در هنگامه هاي ارتباط و پيوند تو را به جدايي مي خوانند و در همه حال ديوارهاي تو را مي شكنند و محدوديت ها را توسعه مي دهند و تو را براي دنيايي ديگر و حضوري مهربان آماده مي سازند و تو را براي بزمي آرايش دهند كه بزم انس است و ابتهاج و نشانه از حقارت ندارد.
بي جهت اين همه تمرين و تكليف نمي گذارند كه عبوري سنگين و قله هاي بلند در پيش است و از اين قله ها نمي توان با اين همه بار و زنجير به جايي مي رسيد.
اگر از مركب عزيزه و حالت هاي طبيعي تو استفاده نمي كنند. به همين خاطر است كه اين مركب ها در اين راه كارگشا نيستند. بايد همين جا مركبي ديگر و نيروي ديگر آماده كرد و به راه افتاد. مركب غريزه ناتوان است حتي مركب معرفت و فكر و عقل نيز زمين گير است . حتي مركب عشق و محبت گرفتار مشكل ماست . حتي مركب عمل و كوشش و رياضت و ورزش هاي تو بي پاست . راه آنقدر راه است كه اين همه مركب را مي شكند و اين همه را كنار مي گذارد , آنجا كه تو با بلا به عجز و اضطرار مي رسي , آنجا كه تو تمام مي شوي آنجا رفتن آغاز مي شود.
عبدالكريم پوركيان احمدآبادي

مباني اعتقادي صهيونيسم و سازش سران ارتجاع عرب


سيدرسول موسوي نماينده 2 دوره مجلس شوراي اسلامي
خاخام هاي صهيونيست , طي سال هاي متمادي شرح ها و تفسيرهاي متعددي بر تورات , كتاب آسماني يهود , نوشتند كه معروفترين و مهمترين اين تفسير كتاب « تلمود » يعني كتاب تعليم ديانت و آداب يهود است . اين كتاب نزد صهيونيست ها بسيار مقدس و در رديف تورات و كتاب « عهد عقيق » قرار دارد. يكي از خاخام هاي صهيونيست به نام « گرافت » مي گويد : گفتار خاخام « تلمود » از گفتار تورات پيامبر بالاتر است . اين كتاب در واقع دستورالعمل زندگي سياسي اعتقادي صهيونيسم و دولت ددمنش اسرائيل مي باشد. براي اين كه بيشتر به آرمان ضد انساني صهيونيسم پي ببريم در زير به جملاتي از اين كتاب اشاره مي شود :
1 ـ ارواح يهود از ارواح ديگران افضل است زيرا ارواح يهود جز خداوند است . همچنان كه فرزند جز پدرش مي باشد. ارواح يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا كه ارواح ديگران شيطاني و مانند ارواح حيوانات است .
2 ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن نمي شود ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و در آنجا فايده اي جز گريه عايد آنها نمي گردد زيرا زمينشان از گل و بسيار تاريك و بدبوست .
3 ـ بر يهود لازم است املاك ديگران را خريداري كند تا ديگران صاحب ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادي در دنيا براي يهود باشد و چنانچه غير از يهود بر يهود تسلط پيدا كند آنها بايد برخود گريسته و بگويند : « واي بر ما اين چه ننگي است كه ما جيره خوار ديگران باشيم . »
4 ـ پيش از اينكه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را به دست آورد , لازم است جنگ جهاني برپا شود تا دوسوم بشر نابود شوند و در زمينه سلطه ما بر همه زمين فراهم گردد.
5 ـ كشتن مسيحي از واجبات مذهبي ماست و پيمان بستن با او , يهودي را ملتزم به ادا و انجام پيمان نمي كند.
6 ـ اگر يهود نباشد بركت از روي زمين برداشته مي شود , آفتاب ظاهر نشده و باران نمي بارد.
7 ـ همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد , يهود نيز بر اقوام ديگر فضيلت دارد.
8 ـ اجانب (غيريهود) مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست زيرا كه عيد براي اجنبي و سگ خلق نشده است .
9 ـ سگ از غيريهودي افضل است زيرا در اعياد بايد به سگ نان و گوشت داد ولي نان دادن به اجنبي (غيريهود) حرام است .
10 ـ خانه هاي غيريهود به منزله طويله است .
11 ـ اجانب غيريهود دشمن خدا هستند و مثل خوك و گرازند و قتلشان مباح است .
12 ـ اجانب غيريهود براي خدمت كردن به يهود به صورت انسان خلق شده اند.
13 ـ هرگاه يهودي و اجنبي شكايت داشته باشند , بايد حق را به جانب يهودي داد گرچه ادعاي او باطل باشد.
14 ـ اگر يكنفر يهودي , كمكي به غيريهودي بكند , گناه نابخشودني مرتكب شده است .
15 ـ اگر يكي از اجانب (غيريهود) را بكشيد مثل اين است كه در راه خدا قرباني كرديد.
16 ـ غيريهودي هرچند كه صالح و نيكوكار باشد بايد او را كشت و حرام است او را نجات دهيم و اگر در چاهي بيفتد بايد سنگي بر در آن چاه گذاشت .
17 ـ بر يهود واجب است روزي سه مرتبه مسيحيان و مسلمانان را لعن كنند و دعا كنند تا خداوند آنان را نابود سازد.
18 ـ تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد . زيرا كفار مثل حيوانات هستند و حيوانات را زناشويي نيست .
19 ـ تا مي توانيد از غيريهود بكشيد و چنانچه دستتان به كشتن او رسيد و او را نكشتيد مرتكب خلاف شرع شده ايد.
20 ـ مسيحيان و مسلمانان و بوداييان حيوانات ناطق و باشعورند كه خداوند براي خدمت به ما آنها را آفريده است .
آنچه كه در بالا نقل شد , احتياج به تحليل و بررسي دقيق ندارد زيرا خود اين عبارات بهترين گواه بر انحراف مباني اعتقادي صهيونيسم مي باشد. اين تعمليات و مباني را در تجاوزهاي اخير يهود به مسلمانان و مسيحيان تمام جهان به ويژه در فلسطين و لبنان شاهد بوده ايم . صهيونيسم يك حزب خطرناك است كه براي فريب مردم به لباس مذهب درآمده است . به همين خاطر است كه تاريخ يهود از عجيب ترين و پرحادثه ترين تواريخ جهان به شمار مي رود. اين ملت كوچك به دليل وجود چنين فرهنگ و چنين تعاليمي آنقدر نيرنگ و توطئه از خود نشان داده كه از حد و حصر خارج است .
بنابر اين و با توجه به اين تعاليم و اين تاريخ پر از توطئه اين ملت منحرف خود را ملت برگزيده خداوند و بقيه را حيوانات انسان نما مي داند و از ارتكاب هيچ حرم و جنايتي دريغ نكرده و نمي كند و به هر عمل ناشايست و خطرناكي دست مي زند. خداوند در قرآن آنان را به خاطر كشتن انبيا , ترويج دروغ و افترا و تحريف , مكر و خدعه و نيرنگ , مال اندوزي و ثروت پرستي و پيمان شكني و نقض عهد , فساد اخلاق و رباخواري در بيش از 20 آيه در سوره هاي مختلف مورد نكوهش و مذمت قرار داده و آنان را در قساوت قلب بي نظير دانسته است . اين دولت متجاوز و اشغالگر در چرخه ديوانه وار عمليات نظامي خود در واقع ساير كشورهاي منطقه را مورد هدف قرار داده است . دامنه عمليات اين گرگ وحشي اگر مجال پيدا كند محدود به لبنان و فلسطين نيست بلكه تمام كشورهاي مسلمان و عرب را در برخواهد گرفت چرا كه اين دولت به دنبال تحقق خواب تشكيل دولتي از نيل تا فرات است . اكنون وقت آن رسيده كه مسلمانان متحد و يكدل با تكيه بر تعاليم قرآن , ماشين جنگي اسرائيل را متوقف و شرف بزرگ مقاومت را از آن خود كنند. حيرت آور است كه با اين همه توطئه و با اين همه ننگ و ددمنشي كه صهيونيسم از خود نشان داده مسلمانان و اعراب عبرت نمي گيرند و با اين دولت كوچك سياست مسالمت آميز و سازش در پيش گرفته و بدون توجه به تعاليم قرآن و اسلام روابط دوستانه اي با آنان برقرار مي نمايند.
(ولن ترضي عنك اليهود والاالنصاري حتي تتبع ملتهم ) : يهود و نصاري از تو راضي نخواهند شد مگر اينكه از ملت آنها پيروي و تابع محض شوي .
منابع
1 ـ كتاب خطر اليهوديه العالميه تاليف عبدالله التل
2 ـ كتاب الكنزالمرصود قواعدالتلمود تاليف دكتر روهليخ ترجمه يوسف نصرالله ـ بغداد 1899
3 ـ اليهودي العالمي تاليف هنري فورد
4 ـ خطر اليهوديه العالميه علي الاسلام والمسيحيه
5 ـ نحن و اليهود
6 ـ اليهود في تاريخ الحضارات الولي ترجمه عادل چاپ 1950
7 ـ تاريخ الاسرائيلين تاليف شاهين مقاريوس 1904
8 ـ دنياي يهود ترجمه سيدهادي مدرسي
صهيونيسم يك حزب خطرناك است كه براي فريب دادن مردم به لباس مذهب درآمده است
خاخام هاي صهيونيست : پيش از آنكه يهود سلطه و نفوذ كامل خود را به دست آورد , لازم است جنگ جهاني برپا شود تا دو سوم بشر نابود گردند و زمينه سلطه ما بر همه زمين فراهم گردد
تفسير كتاب تلمود : اجانب غير يهود , دشمن خدا هستند و مثل خوك و گرازند و قتلشان مباح است
هرگاه يهودي و اجنبي شكايت داشته باشند , بايد حق را به جانب يهودي داد گرچه ادعاي او باطل باشد
گرگ وحشي صهيونيسم اگر مجال پيدا كند , دامنه عمليات ماشين جنگي خود را به ساير كشورهاي اسلامي گسترش خواهد داد. بنابر اين وقت آنست كه مسلمانان با اتحاد و همدلي ماشين جنگي صهيونيسم را متوقف سازند