گاهي در كار سنگين رسول اعظم محمدمصطفي (ص ) آنچنان مسجور
مي شوم كه خيال مي كنم در خواب , اين همه بيداري , بصيرت و رفعت را
ديده ام چگونه از ميان آنهايي كه ناچار با دست خود گور عزيزان خود را
مي كندند , و سعت صدر و ظرفيت روح و ظرافت برخوردي بيرون مي آورد ,
كه امروز در سرزمين رفاه و هنگام شور هم نمي توان اين همه وسعت كه هيچ ,
حتي مقداري ظرفيت و ظرافت را از آنها توقع داشت تا لااقل برادران
خودشان را به دست دشمنان نسپارند و زيرپاي خوك هاي مهاجم نيفكند و
قرباني يهود نسازند.
راستي چگونه حضرت محمد (ص ) در كوير , آن گلها را پروريد !
گل هايي كه خارانگيزه هاي شخصي و از هم غضب قومي و قبيله اي حتي از
شوق بهشت و ترس آتش جهنم هم رها شده بودند و از بندگي و تجارت , به
آزادگي رسيده بودند.
در اين دل ها از خشم هاي متراكم و عقده هاي پنهان و آشكار و يا
خستگي وازدگي محركي به كار نمي رفت , هنگامي كه قريش در جنگ بدر
ذليل شدند و كشته ها دادند. پيمان بستند كه بر كشته ها گريه نكنند و خود را
تخليه نسازند و خشم خود را آب ندهند تا آنجا كه يك روز در مكه فريادي
بلند شد , مردي از قريش كه بچه ها و برادرش را ازدست داده بود و چشمش
تاريك شده بود. به غلامش گفت : ببين اجازه گريه داده اند... من كه جگرم
تكه تكه شده و سينه ام سوخت .
اما پس از جنگ احد كه مسلمانان زخم سنگين برداشتند و به خاطر
بي توجهي به سفارش رسول (ص ) و رها كردن تنگه احد و جمع آوري
غنيمت ضربه سختي را تحمل كردند تا آنجا كه هفتاد نفر از بزرگان اصحاب
رسول كه وفادار مانده بودند و رسول (ص ) را رها نكرده بودند و به كوه ها فرار
ننموده و از مدينه هم فراتر نرفته بودند. به خون خويش غسل شهادت كرده
پس از اين جنگ با اين همه , زخم و خون و شهادت و فرياد ضجه از
خانه هاي مدينه بالا رفت و رسول (ص ) كه حمزه را از دست داده بود ,
هنگامي كه غربت او راديد , فرمود : اما حمزه هيچ گريه كن و نوحه سرا ندارد و
مردم مدينه كه غربت رسول (ص ) را ديده بودند حتي تا امروز پيش از هر
مجلسي سوگواري بر حمزه نوحه مي خوانند و ياد او را زنده
مي دارند.
رسول (ص ) از گريه و ندبه حمايت مي كند و نمي خواهند همچون قريش
از خشم هاي متراكم و عقده هاي مصيبت , نيروهاي رزمنده را , به حركت
وادارد كه اگر اين انگيزه هاي شرك آلود در عبادت جهاد , رخنه كند. ارزش آن
را مي شكند و قداست آن را مي برد و خدا آن را نمي پذيرد و بر آن پاداش
نمي دهد كه آنجا كه عملي براي خدا و غير او انجام بگيرد.خدا آن عمل را
برنمي دارد و به شريك او وامي گذارد و هيچ مزدي بر آن نمي پردازد.آنجا كه
من به خاطر درگيري هاي خانوادگي و يا اختلاف نظرهاي اداري , نمي توانم
دوام بياورم , اگر به جبهه روكنم و در صف مقدم , شهادت را جستجو كنم ,
اين شهادت خريداري ندارد كه اين مرگ همراه حضور و بينشي انتخاب
نشده و از شهادت و حضور من برنخواسته كه من شهادت را آنجا انتخاب
كرده ام كه زندگي به من پشت كرده و شهادت هنگامي شهادت است كه
زندگي به تو لبخند مي زند و تو را به خود مي خواند آن گاه كه تو كه دعوت
رسول و خواهش او را مي شنوي در غربت او را مي بيني تو اين دعوت غريب
را بر دعوت مهربان زندگي و لبخند همه و فرزندانت مقدم بداري و رو به
ديار عاشقي بگذاري كه اين شهادت و حضور و بينش است نه آني كه يك
نوع خودكشي موجه و فرار زيركانه ...
شهادت هنگامي شهادت است كه تو رشد كرده باشي و نتواني در پوست
زندگي شيرين خودت دوام بياوري و پوست را بشكني و با توشه اي كه در
پوست داشته اي بر دنيايي بزرگتر قدم بگذاري و شايد سال ها بر تو بگذرد كه
بايد انتظار بكشي در رنج هاي سنگين زندگي حقير را تحمل كني تا آنجا كه با
خون گرم سرت خضاب ببندي و سرود فوز و رهايي بخواني من المومنين
رجال صدقوالله
راستي داستان عجيبي است عشق و زندگي در تو شكل عوض نموده و
تنگي زندگي تو را به مرگ كشانده اكنون كه شور مرگ داري و عزم رفتن و
آهنگ رحيل منتظرت مي گذارند و رفتنت را به تاخير مي اندازند و با
جرثومه هايي روبرويت مي كنند و درگيريت مي سازند و در ميدان هايي به
مسابقه واردت مي كنند كه اگر پشتوانه دستور حق نبود , الان قدم نمي گذاشتي
و همچون آب بيني بز و استخوان ليسيده در دست جزامي از آن مي گذشتي .
در داستان معراج , آدمي بايد از غريزه ها بگذارد. بايد طبيعتش را مهار و
با وظيفه ها حركت كند وظيفه هايي كه هنگام اشتياق در انتظار نگهت مي دارند
و در هنگامه هاي ارتباط و پيوند تو را به جدايي مي خوانند و در همه حال
ديوارهاي تو را مي شكنند و محدوديت ها را توسعه مي دهند و تو را براي
دنيايي ديگر و حضوري مهربان آماده مي سازند و تو را براي بزمي آرايش
دهند كه بزم انس است و ابتهاج و نشانه از حقارت ندارد.
بي جهت اين همه تمرين و تكليف نمي گذارند كه عبوري سنگين و
قله هاي بلند در پيش است و از اين قله ها نمي توان با اين همه بار و زنجير به
جايي مي رسيد.
اگر از مركب عزيزه و حالت هاي طبيعي تو استفاده نمي كنند. به همين
خاطر است كه اين مركب ها در اين راه كارگشا نيستند. بايد همين جا مركبي
ديگر و نيروي ديگر آماده كرد و به راه افتاد. مركب غريزه ناتوان است حتي
مركب معرفت و فكر و عقل نيز زمين گير است . حتي مركب عشق و محبت
گرفتار مشكل ماست . حتي مركب عمل و كوشش و رياضت و ورزش هاي تو
بي پاست . راه آنقدر راه است كه اين همه مركب را مي شكند و اين همه را كنار
مي گذارد , آنجا كه تو با بلا به عجز و اضطرار مي رسي , آنجا كه تو تمام
مي شوي آنجا رفتن آغاز مي شود.
عبدالكريم پوركيان احمدآبادي

|
مباني اعتقادي صهيونيسم و سازش سران ارتجاع عرب
|
سيدرسول موسوي نماينده 2 دوره مجلس شوراي اسلامي
خاخام هاي صهيونيست , طي سال هاي متمادي شرح ها و تفسيرهاي
متعددي بر تورات , كتاب آسماني يهود , نوشتند كه معروفترين و مهمترين
اين تفسير كتاب « تلمود » يعني كتاب تعليم ديانت و آداب يهود است . اين
كتاب نزد صهيونيست ها بسيار مقدس و در رديف تورات و كتاب « عهد
عقيق » قرار دارد. يكي از خاخام هاي صهيونيست به نام « گرافت » مي گويد :
گفتار خاخام « تلمود » از گفتار تورات پيامبر بالاتر است . اين كتاب در واقع
دستورالعمل زندگي سياسي اعتقادي صهيونيسم و دولت ددمنش اسرائيل
مي باشد. براي اين كه بيشتر به آرمان ضد انساني صهيونيسم پي ببريم در زير
به جملاتي از اين كتاب اشاره مي شود :
1 ـ ارواح يهود از ارواح ديگران افضل است زيرا ارواح يهود جز
خداوند است . همچنان كه فرزند جز پدرش مي باشد. ارواح يهود نزد خدا
عزيزتر است زيرا كه ارواح ديگران شيطاني و مانند ارواح حيوانات است .
2 ـ بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به جز آنها داخل آن
نمي شود ولي جهنم جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و در آنجا فايده اي
جز گريه عايد آنها نمي گردد زيرا زمينشان از گل و بسيار تاريك و بدبوست .
3 ـ بر يهود لازم است املاك ديگران را خريداري كند تا ديگران صاحب
ملك نباشند و هميشه سلطه اقتصادي در دنيا براي يهود باشد و چنانچه غير
از يهود بر يهود تسلط پيدا كند آنها بايد برخود گريسته و بگويند : « واي بر ما
اين چه ننگي است كه ما جيره خوار ديگران باشيم . »
4 ـ پيش از اينكه يهود نفوذ و سلطه كامل خود را به دست آورد , لازم
است جنگ جهاني برپا شود تا دوسوم بشر نابود شوند و در زمينه سلطه ما
بر همه زمين فراهم گردد.
5 ـ كشتن مسيحي از واجبات مذهبي ماست و پيمان بستن با او , يهودي
را ملتزم به ادا و انجام پيمان نمي كند.
6 ـ اگر يهود نباشد بركت از روي زمين برداشته مي شود , آفتاب ظاهر
نشده و باران نمي بارد.
7 ـ همچنان كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد , يهود نيز بر اقوام ديگر
فضيلت دارد.
8 ـ اجانب (غيريهود) مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست زيرا
كه عيد براي اجنبي و سگ خلق نشده است .
9 ـ سگ از غيريهودي افضل است زيرا در اعياد بايد به سگ نان و
گوشت داد ولي نان دادن به اجنبي (غيريهود) حرام است .
10 ـ خانه هاي غيريهود به منزله طويله است .
11 ـ اجانب غيريهود دشمن خدا هستند و مثل خوك و گرازند و قتلشان
مباح است .
12 ـ اجانب غيريهود براي خدمت كردن به يهود به صورت انسان خلق
شده اند.
13 ـ هرگاه يهودي و اجنبي شكايت داشته باشند , بايد حق را به جانب
يهودي داد گرچه ادعاي او باطل باشد.
14 ـ اگر يكنفر يهودي , كمكي به غيريهودي بكند , گناه نابخشودني
مرتكب شده است .
15 ـ اگر يكي از اجانب (غيريهود) را بكشيد مثل اين است كه در راه خدا
قرباني كرديد.
16 ـ غيريهودي هرچند كه صالح و نيكوكار باشد بايد او را كشت و حرام
است او را نجات دهيم و اگر در چاهي بيفتد بايد سنگي بر در آن چاه
گذاشت .
17 ـ بر يهود واجب است روزي سه مرتبه مسيحيان و مسلمانان را لعن
كنند و دعا كنند تا خداوند آنان را نابود سازد.
18 ـ تعدي كردن به ناموس غيريهودي مانعي ندارد . زيرا كفار مثل
حيوانات هستند و حيوانات را زناشويي نيست .
19 ـ تا مي توانيد از غيريهود بكشيد و چنانچه دستتان به كشتن او رسيد
و او را نكشتيد مرتكب خلاف شرع شده ايد.
20 ـ مسيحيان و مسلمانان و بوداييان حيوانات ناطق و باشعورند كه
خداوند براي خدمت به ما آنها را آفريده است .
آنچه كه در بالا نقل شد , احتياج به تحليل و بررسي دقيق ندارد زيرا خود
اين عبارات بهترين گواه بر انحراف مباني اعتقادي صهيونيسم مي باشد. اين
تعمليات و مباني را در تجاوزهاي اخير يهود به مسلمانان و مسيحيان تمام
جهان به ويژه در فلسطين و لبنان شاهد بوده ايم . صهيونيسم يك حزب
خطرناك است كه براي فريب مردم به لباس مذهب درآمده است . به همين
خاطر است كه تاريخ يهود از عجيب ترين و پرحادثه ترين تواريخ جهان به
شمار مي رود. اين ملت كوچك به دليل وجود چنين فرهنگ و چنين تعاليمي
آنقدر نيرنگ و توطئه از خود نشان داده كه از حد و حصر خارج است .
بنابر اين و با توجه به اين تعاليم و اين تاريخ پر از توطئه اين ملت
منحرف خود را ملت برگزيده خداوند و بقيه را حيوانات انسان نما مي داند و
از ارتكاب هيچ حرم و جنايتي دريغ نكرده و نمي كند و به هر عمل ناشايست
و خطرناكي دست مي زند. خداوند در قرآن آنان را به خاطر كشتن انبيا ,
ترويج دروغ و افترا و تحريف , مكر و خدعه و نيرنگ , مال اندوزي و
ثروت پرستي و پيمان شكني و نقض عهد , فساد اخلاق و رباخواري در بيش
از 20 آيه در سوره هاي مختلف مورد نكوهش و مذمت قرار داده و آنان را در
قساوت قلب بي نظير دانسته است . اين دولت متجاوز و اشغالگر در چرخه
ديوانه وار عمليات نظامي خود در واقع ساير كشورهاي منطقه را مورد هدف
قرار داده است . دامنه عمليات اين گرگ وحشي اگر مجال پيدا كند محدود به
لبنان و فلسطين نيست بلكه تمام كشورهاي مسلمان و عرب را در برخواهد
گرفت چرا كه اين دولت به دنبال تحقق خواب تشكيل دولتي از نيل تا فرات
است . اكنون وقت آن رسيده كه مسلمانان متحد و يكدل با تكيه بر تعاليم
قرآن , ماشين جنگي اسرائيل را متوقف و شرف بزرگ مقاومت را از آن خود
كنند. حيرت آور است كه با اين همه توطئه و با اين همه ننگ و ددمنشي كه
صهيونيسم از خود نشان داده مسلمانان و اعراب عبرت نمي گيرند و با اين
دولت كوچك سياست مسالمت آميز و سازش در پيش گرفته و بدون توجه
به تعاليم قرآن و اسلام روابط دوستانه اي با آنان برقرار مي نمايند.
(ولن ترضي عنك اليهود والاالنصاري حتي تتبع ملتهم ) : يهود و
نصاري از تو راضي نخواهند شد مگر اينكه از ملت آنها پيروي و تابع محض
شوي .
منابع
1 ـ كتاب خطر اليهوديه العالميه تاليف عبدالله التل
2 ـ كتاب الكنزالمرصود قواعدالتلمود تاليف دكتر روهليخ ترجمه يوسف
نصرالله ـ بغداد 1899
3 ـ اليهودي العالمي تاليف هنري فورد
4 ـ خطر اليهوديه العالميه علي الاسلام والمسيحيه
5 ـ نحن و اليهود
6 ـ اليهود في تاريخ الحضارات الولي ترجمه عادل چاپ 1950
7 ـ تاريخ الاسرائيلين تاليف شاهين مقاريوس 1904
8 ـ دنياي يهود ترجمه سيدهادي مدرسي
صهيونيسم يك حزب خطرناك است كه براي فريب دادن مردم به لباس
مذهب درآمده است
خاخام هاي صهيونيست : پيش از آنكه يهود سلطه و نفوذ كامل خود را به
دست آورد , لازم است جنگ جهاني برپا شود تا دو سوم بشر نابود گردند و
زمينه سلطه ما بر همه زمين فراهم گردد
تفسير كتاب تلمود : اجانب غير يهود , دشمن خدا هستند و مثل خوك و
گرازند و قتلشان مباح است
هرگاه يهودي و اجنبي شكايت داشته باشند , بايد حق را به جانب يهودي
داد گرچه ادعاي او باطل باشد
گرگ وحشي صهيونيسم اگر مجال پيدا كند , دامنه عمليات ماشين جنگي
خود را به ساير كشورهاي اسلامي گسترش خواهد داد. بنابر اين وقت
آنست كه مسلمانان با اتحاد و همدلي ماشين جنگي صهيونيسم را متوقف
سازند

| |