روزنامه جمهوري اسلامي 26/05/1385 صفحه مقالات

پيروزي حزب الله بر رژيم صهيونيستي طليعه ظهور خاورميانه متحد اسلامي
* تقديم به شير و شمشير خدا ابوهادي سيدحسن نصرالله
* علوم و تكنولوژي در عصر ظهور
شعر انتظار
چگونه بي تو بمانم

پله پله تا ظهور
پيروزي حزب الله بر رژيم صهيونيستي طليعه ظهور خاورميانه متحد اسلامي


قال علي (عليه السلام ) : « ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اوليائه و هو لباس التقوي و درع الله الحصينه و جنته الوثيقه »
همانا جهاد دربي از درب هاي بهشت است كه خداوند براي اوليا خاصش گشوده است , جهاد پوششي از تقوي و محافظ و سپر محكم الهي است .
(نهج البلاغه )
محضر مبارك بزرگ مرد قهرمان و مجاهد في سبيل الله حضرت حجت الاسلام والمسلمين آقاي سيدحسن نصرالله (حفظه الله )
پيروزي افتخارآفرين حزب الله مقاوم و ملت قهرمان لبنان در برابر ارتش رژيم غاصب و صهيونيستي كه با تمام عده و عده و حمايت مستكبران جهان به سركردگي شيطان بزرگ آمريكا و در كنار سكوت سازمان هاي بي خاصيت بين المللي با جنگ نابرابر و هجوم وحشيانه به زنان و كودكان مظلوم , منازل مردم بي دفاع , مراكز ديني و تاسيسات زيربنايي لبنان حمله ور شده بودند با بيش از يك ماه حماسه آفريني در مقابل قدرت نظامي افسانه اي اسرائيل , وعده هاي الهي را محقق ساخته و خاطره بدر , احد و خيبر را تجديد نمود.
قال الله تعالي : كم من فئه قليله غلبت فئه كثره باذن الله .
(قرآن كريم )
چه بسا گروه اندك كه بر انبوه دشمنان ظفرمند شوند به اذن پروردگار.
فرزندان علي و فاطمه (عليهماالسلام ) و رهروان مكتب حيات بخش عاشورا , عظمت اسلام و جهاد در راه خدا و انديشه پيروزي خون بر شمشير را به جهانيان اثبات نمودند و راه به دست آوردن عزت از دست رفته مسلمين كه به علت دوري از انديشه جهاد در راه خدا , علي رغم جمعيت و ثروت فراوان مرعوب ابهت ساختگي دشمنان اسلام قرار گرفته بودند , پيش روي نسل برخاسته از حق طلب آن گذاشتند , دشمنان و بدخواهان را ذليل نموده , با سپردن همه امور به دست پروردگار قادر و با پايداري و گام هاي استوار در ميدان نبرد و برخورداري از اوج بصيرت , حكمت و دشمن شناسي , قله موهوم غيرقابل تسخير اسرائيل و اربابان او را فتح نمودند.
آنان با اخلاص و شجاعت با سرسخت ترين دشمنان اسلام , پيامبراعظم و اهل بيت (عليهم السلام ) , خالصانه نبرد نمودند و پروردگار متعال با دست توانمند آنان دشمن را عذاب نموده و خوار فرمود و حزب الله را بر حزب شيطان غلبه داد و دل هاي مومنان را شفا و آرامش عنايت فرمود.
قال الله تعالي : قاتلوهم يعذبهم الله بايديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مومنين
(قرآن كريم )
استقامت و پيروزي حزب الله و ملت لبنان آغاز يك مرحله جديد پس ازانقلاب اسلامي براي امت اسلام و جهان عرب و مستضعفان جهان است كه طليعه پديد آمدن خاورميانه جديد , متحد , مقاوم و پيرو اسلام ناب محمدي (صل الله عليه وآله وسلم ) و رويش جوانه هاي استكبارستيزي در جهان معاصر را نويد مي دهد.
اين پيروزي درخشان را به محضر مقدس ولي الله الاعظم ارواحنافداه , ولي امر مسلمين جهان حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (دامت بركاته ) و به شما فرزند دلاور و برومند حوزه علميه كه از سلسله جليله و افتخارات روحانيت انقلابي مي باشيد و همه رزمندگان حزب الله , ملت , دولت لبنان و همه حق طلبان و مستضعفان جهان صميمانه تبريك گفته و براي شهيدان بزرگوار مقاومت اسلامي علو درجات و همنشيني با انبيا و اوليا الهي را خواستاريم .
در پايان براي سلامتي وجود شريف شما وهمه مجاهدان راه خدا و رفع فتنه دشمنان اسلام با كلام نوراني امام زين العابدين (عليه السلام ) دست به دعا برمي داريم .
اللهم صل علي محمد آله و حصن ثغورالمسلمين بعزتك و ايدحماتها بقوتك و اسبغ عطاياهم من جدتك , اللهم صل علي محمد وآله و كثر عدتهم واشحذ اسلحتهم واحرس حوزتهم و امنع حومتهم والف جمعهم ودبر امرهم و واتر بين ميرهم و توحد بكفايه مونهم و اعضدهم بالنصر واعنهم بالصبر... اللهم اشعل المشركين عن تناول اطراف المسلمين و خذهم بالنقص عن تنقصهم و ثبطهم بالفرقه عن الاحتشاد عليهم . اللهم اخل قلوبهم من الامنه و ابدانهم من القوه و اذهل قلوبهم عن الاحتيال واوهن اركانهم عن منازله الرجال و جبنهم عن مفارعه الابطال وابعث عليهم جندا من ملائكتك بباس من باسك كفعلك يوم بدر , تقطع به دابرهم و تحصد به شوكتهم وتفرق به عددهم ... آمين يا قاصم شوكه المعتدين .
بارخدايا : بر محمد و آل محمد درود فرست و مرزهاي مسلمانان را به توان و غلبه خود استوار ساز و در امان قرار بده و نگهدارندگان آن مرزها را به نيروي خويش توانايي عنايت فرما.
پروردگارا , شمارش مدافعان حدود اسلام را بسيار فرما و سلاح هاي آن ها را كشنده و اطرافشان از خطر محفوظ دار , جمعشان را به هم پيوسته و كارهايشان را شايسته و نيازهايشان را خود , كفايت فرما.
پروردگارا , ايشان را بر شكيبايي پايدارشان فرما , آنچه از مكر و برنامه دشمن نمي دانند آگاهشان ساز و بر فريب دشمنان بينايشان فرما و در هنگام روبرو شدن با دشمن جلوه هاي دنياي پرفريب را از خاطرشان دور فرما.
خالقا , با اقتدار و نصرت مجاهدان راهت , دشمنان آنان را درهم شكن و آنان را در بكارگيري سلاح هايشان ناتوان فرما , بندهاي دل شمن را بگسل و در برنامه هاي جنگي حيرانشان فرما. تعداد دشمنان را اندك و دل هايشان را مملو از بيم و هراس فرما و آن ها را از دست درازي به ملك اسلام بازدار , با شكست دشمنان پشتوانه ها آنان را سرخورده و آنان را مايه عبرت اعقابشان قرار ده .
پروردگارا , دلهاي دشمنان را از آرامش خالي و تن هاي آن را از توانايي تهي فرما و در هنگام رويارويي با مجاهدين اسلام دل هايشان را سست و قدم هايشان را لرزان فرما و لشكري از فرشتگانت را با قهر و عذاب بر دشمن مسلط و به ياري مجاهدان راهت بفرست همان گونه كه در روز بدر انجام فرمودي تا ريشه دشمن را قطع و ابهت و سولت دشمن را فروريخته و اجتماع دشمنان را متفرق سازند.
خدايا : هر جنگجو و مجاهدي از اهل دين و ايمان به تو , در مقابل دشمنان قد برافراشته تا دين تو سربلند و حزب تو برتر باشد , كارش را آسان و امور را برايش هموار فرما , پيروزيش را عهده دار و پشتش را قوي و بهترين ياران را برايش گزينش فرما.
پروردگارا , آنان كه مجاهدان راه تو را حمايت و پشتيباني نموده و خانواده آن ها را نگهداري نمودند يا دارايي و ثروتشان را در راه جهاد بذل نموده و اسباب جنگ برايشان فراهم ساختند , از آبرو و حيثيت مدافعان دينت دفاع نموده يا براي نصرت آنان دعا كردند به مانند مجاهدان اجر و پاداش كرم فرما. آمين يا قاصم شوكه المعتدين .
حسين شهامت دهسرخي
طلبه حوزه علميه قم
Email : Hshahmat @ hotmail.com

تقديم به شير و شمشير خدا ابوهادي سيدحسن نصرالله




سيدعبدالله حسيني
ژوهانسبورگ ـ آفريقاي جنوبي

بر مشامم ميرسد از صور بوي نسترن
بوي سيب سرخ لبنان يوسف گل پيرهن
بوي رحمان 1 بر مشام مست مشتاقان دوست
اينك ازبيروت مي آيد , نه از سمت يمن
كيست نصرالله , تنها بوذري در ربذه
يا كه روح پاك و مشتاق اويسي در قرن 2
كيست نصرالله , شير شرزه اي در بعلبك
يا چريك چابك و هشيار , در دشت و دمن
كيست نصرالله , آن سردار سبز سرفراز
چشم بيروت و چراغ صور و شمع انجمن
كيست نصرالله , سر بر سجده اي شب زنده دار
يا كه آن سردار فاتح در نبرد تن به تن
آنكه اسماعيل خود را خود به قربانگاه برد
آنكه خود پيچيد بر بالاي فرزندش كفن 3
ياسر4 و ناصر5 زخاطر رفت تا از ره رسيد
يوسف لبنان , عزيز مصر و موساي زمن
كيست نصرالله , موسايي كه در ميدان عشق
گاو اسرائيل را انداخته بر گردن رسن 6
كيست نصرالله , بازوي بلند انقلاب
آنكه سيلي از صلابت زد بگوش اهرمن
ميبرد اندوه را از دل تبسم هاي او
تا نظر مي افكني يك دم بر آن وجه حسن 7
قلب پاك و مهربانش پر زمهر اهلبيت
سينه بي كينه اش آكنده از حب الوطن 8
راست قامت چون بهشتي سبز چون خامنه اي
در نبرد حق و باطل چون خميني بت شكن
كيست نصرالله , مردي كه ربوده خواب را
از نگاه خصم بد كيش و سپاه اهرمن
گيج كرده ارتش غدار اسراييل را
با تدابيري كه آگاهند از آن اهل فن
مي كند تحقير دشمن را تبسم هاي تو
پس تبسم كن بخند اي خنده ات دشمن شكن
با تبسم هاي تو كوچيد ياس از سينه ها
از تبسم هاي تو روييد ياس و ياسمن
كيست نصرالله , نور ديده اهل دمشق
شمع شبعا غازي غزه شهاب شب شكن
نور صور , اميد صيدا راحت و روح رفع
حامي قدس و هوادار فلسطين كهن
قلب عالم را مسخر كرد از آن رو كه او
در جهاد في سبيل الله گذشت از خويشتن
از شگفتي دوستان انگشت حيرت ميگزند
باز مانده از تعجب دشمنانت را دهن
شاهد شورآفريني هاي تو بنت جبيل
مرجعيون و بقاع و صور و من فيهم سكن 9
فحل قانا , فر قبله , ماه قم , مهر نجف
نور چشم ملت ايران اميد نسل من
مرد مردستان شيعه افتخار اهلبيت
آنكه از خوف خروشش بوش را لرزد بدن
هيبت نام مهيبش بنگريد انداخته است
لرزه بر كاخ سفيد ورعشه بر خصم غبن
صخره پوي و تيز پاي و دور بين و سخت عزم
دشت سوز و دره در , دريا شكاف و كوهكن
اين ابوهاديست ياران آنكه با نصراله
نخل اسرائيل خواهد شد بدستش ريشه كن
اي عرب را كرده سرافراز بر دل غم مگير
ژاژ اگرخاييد شيخ مكه چون زاغ وزغن 10
يا اگر در لندن و پاريس و روم و نيويورك
حرف مفتي زد زروي غيظ مشتي پيرزن 11
آفتابت با سر انگشت پنهان كي شود
آتشت كي مي شود خاموش با اين فوت و فن
اين همان خشم خداوند است بر قوم يهود
يا كه دست نصرت حق است سوي قوم من
حبس ميگردد نفس در سينه دشمن را زترس
هر زمان با خلق نصرالله مي گويد سخن
داد درس عبرت از غيرت به اسراييليان
تا كه بر دارند دست از امتحان ممتحن 12
پاسدار راستي دست خدا در آستين
يوسف لبنان و شمشير خدا سيدحسن

پاورقي :
.1 اويس قرني
.2 اني اشم رايحه الرحمان من اليمن , من بوي خدا را از جانب يمن احساس مي كنم . فرموده : رسول خدا كه اشاره است به اويس قرني
.3 فرزند سيدحسن نصرالله آقاي سيدهادي در سن 18 سالگي بدست اسرائيل به شهادت رسيد.
.4 ياسر عرفات
.5 جمال عبدالناصر
.6 طناب
.7 براساس روايات , يكي از مواردي كه باعث رفع حزن و اندوه مي شود سيماي زيباست
.8 حب الوطن من الايمان
.9 و تمام كساني كه در مرجعيون و بقاع و صور سكونت دارند
.10 اشاره به فتواي مفتي سعودي كه حتي دعا براي حزب الله را حرام دانستند
.11 اشاره به رايس , مركل و وزيران خارجه انگليس و اسرائيل است
.12 امتحان شده

علوم و تكنولوژي در عصر ظهور




اشاره : وقتي حضرت ظهور مي فرمايند چگونه بر دشمناني كه داراي پيشرفته ترين امكانات نظامي و غيره مي باشند پيروز مي شوند كه ما اين بحث را به نام (ظهور و امكانات پيشرفته ) مي ناميم . و دوم اينكه : پس از تشكيل حكومت و از بين رفتن ظالمين چگونه با اين امكانات رفتار مي كنند كه ما آن را تحت عنوان (حكومت جهاني حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ و امكانات پيشرفته ) از آن ياد مي كنيم , و چون آنچه كه از سوال شما بر مي آيد مربوط به جهت دوم است و ما به آن مي پردازيم و با ياري گرفتن از حضرت امام عصر عليه السلام ـ عرض مي كنيم كه : وقتي كه حضرت ظهور كردند و با ظالمين جنگيدند و زمين را از وجود ناپاك آنان پاك كردند و حكومتي بر مبناي عدل تشكيل دادند ديگر در جهان جنگي وجود ندارد و تجاوز هم از بين خواهد رفت و همه دنيا را صلح و امنيت فرا مي گيرد لذا آن دسته از تجهيزاتي كه مربوط به امور نظامي مي باشد. خود به خود از صفحه كنار مي رود چرا كه احتياجي به آنها نيست و اسلام دين صلح و آرامش است اما دسته ديگر از امكانات و پيشرفتها و تجهيزات بشري كه مربوط به امور صنعتي و كشاورزي و بهداشتي و غيره مي باشند نه تنها باقي مي مانند و بيش از آنها استفاده بهينه مي كنند بلكه آنچه كه از روايات بر مي آيد آنست كه به بركت وجود حضرتش اين گونه امكانات گسترش هم مي يابد و اساسا بايد گفت كه اسلام دين تكامل و پيشرفت در همه زمينه هاي مادي و معنوي , دنيوي و اخروي مي باشد در مورد تكامل امور دنيوي آيات و روايات فراواني داريم مثل اينكه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد : (خلق لكم ما في العرض جميعا)(1 ) و ما به بعضي از اين پيشرفتها در زمان حضرتش اشاره مي كنيم .
الف : پيشرفت و رشد علوم مادي و معنوي
علم در اين زمان به بالاترين حد پيشرفت مي رسد به گونه اي كه طبق روايات امام باقر ـ عليه السلام ـ در روزگار آن حضرت زنان در خانه هايشان به طريق كتاب خدا و سنت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ قضاوت مي كند(2 ) , و در روايت ديگري از امام صادق ـ عليه السلام ـ است كه فرمودند : دانش 27 حرف است و مجموع آنچه پيامبران آورده اند دو حرف است و مردم تا آن روز بيش از آن دو حرف را نمي دانند و چون قائم قيام كند 25 حرف باقيمانده را بيرون آورده و در ميان مردم منتشر مي سازد و بدين سال مجموعه 27 جز دانش را نشر مي دهد . (3 ) نخست بايد توجه داشت كه امام صادق عليه السلام ـ مي فرمايد : (علم و دانش بيست و هفت حرف است و همه آن چه پيامبران آورده اند , تنها دو حرف آن است و مردم تاكنون جز با آن دو حرف , با حرفهاي ديگر آشنايي ندارند و هنگامي كه قائم ما قيام كند , بيست و پنج حرف ديگر را بيرون آورده , آن را بين مردم نشر و گسترش مي دهد. وآن دو حرف را نيز ضميمه مي كند و مجموع بيست و هفت حرف را در ميان مردم منتشر مي سازد . (4 ) اين روايت و روايات هم خانواده اش نمي گويند همه مردم فوري , بيست و هفت حرف علم را ياد مي گيرند بلكه مي گويد حضرت حجت (عج ) بقيه حروف علم را در مي آورد و بين مردم گسترش مي دهند.
به اين معنا كه آن حضرت بيست و هفت حرف علم را براي يادگيري مردم به عرصه ظهور مي رساند و سفره علم را در اين حد مي گستراند اما آيا هر كسي بيست و هفت حرف را ياد مي گيرد و به مرتبه بالاي علمي مي رسد اين بستگي به تلاش و كوشش افراد دارد و به يقين تعدادي به مرتبه بالايي كه ذكر شد مي رسند ولي چه بسيارند كه از نظر علمي در آن زمان نيز فقيرند و خاصاني كه به مرتبه بالاي علمي رسيده اند , حلقه هاي علمي و كلاس هاي دانش اندوزي را تشكيل مي دهند و بر دانش ديگران مي افزايند و كساني كه طالب علمند در كلاس آنها شركت مي كنند. از اينرو در روايت آمده است كه امام صادق , ـ عليه السلام ـ مي فرمايد : (گويا مي بينيم كه شيعيان علي عليه السلام ـ قرآنها را در دست دارند و مردم را آموزش مي دهند) (5 ) يا اينكه اصبغ بن نياته مي گويد : از علي عليه السلام ـ شيندم كه مي فرمود : « گويا عجم (نژاد غيرعرب ) را مي بينم كه چادرهايشان را در مسجد كوفه برافراشته شده است و به مردم قرآن مي آموزند; به همان گونه كه فرود آمده است . » (6 ) بنابراين گرچه حضرت با ظهورشان مكان يادگيري بيست و هفت حرف علم را فراهم مي كند ولي در همان عصر هم چه بسيارند كه به قله علمي مذكور نمي رسند و رسيدن به قله علمي نيازمند تلاش آنهاست عينا همانند مرتبه بالاي تقوايي كه هر كس مي تواند با تلاش و كوشش آنرا به دست آورد ولي در عمل همه مردم چنين توفيقي را ندارند پس همان طور كه رسيدن به قله تقوا نيازمند مجاهدت است رسيدن به درجه بيست و هفتم علم نيز نياز به تلاش و پيگيري دارد. توجه به اين نكته نيز لازم است كه علم داراي مراتبي است و مرتبه آخر علم از آن خداست و پيامبر عزيز اسلام و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز مرتبه اي ازعلم را دارا هستند و نه پيامبران قدرت و اين ظرفيت را دارا هستند كه به محدوده علم الهي كه اختصاص به اودارد وارد شوند و بر معلومات خود بيفزايند و نه توده مردم اين شايستگي و ظرفيت را دارند كه علمشان را به درجه علم معصومان ـ عليهم السلام ـ برسانند. بنابراين اگر ما نمي توانيم در حد معصومان ـ عليهم السلام ـ عالم شويم اين از باب راكد بودن علم نيست بلكه از بي ظرفيتي ماست . بنابراين اگر كمال دانش بشر (غير معصوم ) در بيست و هفت حرف باشد و در زمان ظهور آن امام معصوم همه مردم با جد و جهدشان و با كمك گرفتن از امامانشان اين مرتبه از كمال علمي كه براي او تعيين شده است را به دست آوردند چه اشكال دارد در همان مرتبه كه بالاترين مرتبه كمال است (مثلا) باقي بمانند و يا چنين دانشي به تكاليف شرعي خويش بپردازند و در بعدهاي ديگري قدم بردارند و به يقين با چنين دانشي و بينشي زندگي كردن و قرآن خواندن صفاي ديگري دارد و ثواب ديگري را مي طلبد. هر چند از نظر فراگيري دانش بيشتر از آن حد راه بسته باشد و اين به معناي راكد بودن علم نيست بلكه به منزله به مقصد رسيدن است .
ب : شكوفايي اقتصادي و رفاه اجتماعي
آفريدگار انسان زمين و آسمان و آنچه كه در آنهاست را براي انسان آفريده است و از انسان فقط عبوديت را طلب كرده است كه اگر عبوديت كند علاوه بر جزاي اخروي دنياي او را نيز آباد مي كند كه فرمود : (لو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات ج من السما و العرض )(7 ) اگر مردم شهرها و ديارها ايمان آورند و تقوا پيشه كنند ما بركات زمين و آسمان را بر آنها نازل مي كنيم ) و چون در زمان حكومت آن حضرت عبوديت محض زمين را فرا مي گيرد اين وعده الهي محقق مي شود در روايتي از پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ است كه فرمود : (يخرج رجل من امتي يعمل بسنتي ينزل الله له البركه من السما و تخرج له الارض بركاتها)(8 ) مردي از امت من ظهور مي كند كه به سنت من عمل مي كند خداوند بركت را از آسمان براي او فرو خواهد فرستاد و زمين بركات خود را براي او بيرون خواهد ريخت ) و در روايت ديگري از آن حضرت است كه فرمود : (ساكنين آسمان و زمين از او راضي و خشنودند آسمان تمام بارانش را فرو مي ريزد و زمين تمام گياهانش را خارج مي سازد تا جايي كه زنده ها آرزو مي كند كه كاش مرده ها زنده بودند و وضع ما را از فراواني نعمت مي ديدند)(9 ) و در روايتي ديگر است كه زمين گنجهاي خود را براي آن حضرت ظاهر مي كند(10 )و حضرت به مردم مشت مشت عطا مي كند بدون اينكه آنها را شمارد يا آنچه كه بخشيده را پس بگيرد(11 )و امنيت عمومي همه جا را فرا مي گيرد كه در روايت است كه در زمان آن حضرت درندگان و چهارپايان از در آشتي وارد مي شوند و مردم با يكديگر كاري ندارند و آزار نمي رسانند . (12 )
ج : رشد كشاورزي و دامداري
در زمان آن حضرت استعدادهاي دروني زمين آشكار مي شود و گياهان و حيوانات با تمام وجود به خدمت بشر در مي آيند به گونه اي پيشرفتهاي كشاورزي و دامداري قبل از ظهور نسبت به بعد از آن چيزي محسوب نمي شوند در روايت است كه كشاورز از هر من (3 كيلو) صد من محصول بدست مي آورد و در هر سنبلي صد دانه عمل مي آيد و خداوند براي هر كس كه اراده كند زيادتر مي كند(13 )و در روايت است كه « و تكثر المواشي » يعني دامها زياد مي شوند.
د : پيشرفت پزشكي
در آن عصر هيچ بيماري بدون درمان باقي نمي ماند امام باقر ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايند : هر كس قائم اهل بيت مرا درك كند اگر به بيماري دچار باشد شفا يابد و چنانچه دچار ناتواني باشد توانا و نيرومند مي شود . (14 )
هـ : پيشرفت صنايع و مسئله انرژي
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايند : هنگامي كه قائم ما قيام كند زمين به نور پروردگارش روشن مي شود و بندگان خدا از نور آفتاب بي نياز مي شوند . (15 )
و : پيشرفت دستگاههاي اطلاعاتي و ارتباط مردم بايكديگر :
در آن عصر ارتباط مردم با يكديگر بسيار راحت مي شود. و مردم مي توانند به راحتي با آن حضرت نيز ارتباط برقرار كنند كه در روايت است كه در زمان آن حضرت (مومن كه در شرق است برادر خود را كه در مغرب است خواهد ديد و نيز مومني كه در مغرب است برادر خود را در مشرق مي بيند)(16 )و در روايت ديگري از امام صادق ـ عليه السلام ـ است كه فرمود : (زمانيكه قائم ما ظهور نمايد خداوند گوشها و چشمان شيعيان ما را بگونه اي تقويت مي كند كه ميان آنان وقائم ـ عليه السلام ـ نياز به پيك نيست آن حضرت با آنان سخن مي گويد و آنها سخن او را مي شنوند و در حالي كه وي در جايگاه خويش قرار دارد او را مي بينند . (17 )
(1 )سوره بقره , آيه .29


(2 )علامه مجلسي , بحار الانوار , ج 53 , ص 352 ,
(3 )بحار الانوار , ج 52 , ص .336
(4 ) بحارالانوار , ج 52 , ص .326
(5 )نعماني , غيبه , 360 هـ ق , ص 318 ـ بحارالانوار , ج 52 , ص ..364
(6 )محمد بن محمد بن النعمان , الارشاد , ص .365
(7 )اعراف .59
(8 )كشف الغمه , ج 2 , ص .262
(9 )الملاحم , ص .69
(10 )الملاحم , ص .72
(11 )فوائد السمطين , ج 2 , ص .310
(12 )بحارالانوار , ج 52 , ص .224
(13 )مستدرك الوسائل , ج 12 , ص .283
(14 )بحار الانوار , ج 52 , ص .335
(15 ) الصراط المستقيم , علامه زين الدين ج 2 , ص 262 ,
(16 ) بحارالانوار , ج 52 , ص .391
(17 ) الكافي , ج 8 , ص 240

شعر انتظار
چگونه بي تو بمانم


تواز تبار بهاري , چگونه بي تو بمانم
شميم عاطفه داري , چگونه بي تو بمانم
تواز سلاله نوري , تو آفتاب حضوري
به رخش صبح سواري , چگونه بي تو بمانم
تويي كه باده نابي , و گر نه بي تو چه سخت است
تمام عمر خماري , چگونه بي تو بمانم
ببار ابر بهاري , هنوز شهره شهر است
كرامتي كه تو داري , چگونه بي تو بمانم
بيا به خانه دلها , كه در فراق تو دل را
نمانده است قراري , چگونه بي تو بمانم
حميد هنرجو

پله پله تا ظهور


ثغير از سفياني در شام سفياني ديگري وجود دارد
پس از مطالعه در روايات مسائل متعددي در مورد سفياني معلوم مي گردد كه بعضي از آنها از علائم محتوم و بعضي ديگر از علائم غيرمحتوم مي باشد و به حسب محتوم و غيرمحتوم بودن علائم معلوم مي گردد كه مراد و مقصود از سفياني در علائم محتوم غير از سفياني در علائم غيرمحتوم مي باشد.
بهترين دليل بر اين گفتار سخن مولي الموحدين اميرالمومنين علي (ع ) است , كه حضرت حوادث واقعه بعد از خودش را خاطر نشان مردم كرد و فرمود :
« اول آن فتنه سفياني و آخر آن سفياني خواهدبود!
از آن حضرت پرسيدند : سفياني اول و دوم كدامند (وماالسفياني و السفياني )
حضرت فرمود : سفياني اول صاحب هجر (عراق ) است و سفياني دوم صاحب شام است .
و با اين روايت معلوم مي گردد كه دو سفياني بعد از اميرالمومنين علي (ع ) قبل از قيام امام مهدي (ع ) خروج و قيام خواهند داشت و از هر دو به عنوان فتنه ياد شده است و لكن يكي حتمي و ديگري غيرحتمي مي باشد.
نقل از كتاب جهان در آينده حديث 324 به نقل از ملاحم وفتن , سليلي , باب 59