روزنامه جمهوري اسلامي 25/05/1385 صفحه هنر و ادبيات

* تالارگر آئينه
نظر اول
* قناعت
نامه اي به مادرم
* افعيان خون آشام
خبرهاي ادبي ـ هنري
تالارگر آئينه




محمد غفاري فرزند ميرزا بزرگ به سال 1224 شمسي در يكي از قرا كاشان متولد شد. تعدادي از اعضاي خانواده او اهل هنر ونقاشي بودند در چند ماهگي او را به « كلده » دهي بسيار سبز و خوش آب وهوا در نزديكي كاشان بردند. طبع حساس و دل نازك محمد در روستاي سرسبز كه شكوه كوهستانيش چشم را خيره مي كرد پرورش مي يافت و قلب او مالامال از عشقي سرشار به طبيعت مي شد. از تنور تكه ذغالي برمي داشت و روي ديوارها , ورقهاي حساب و كتاب پدر , زين اسب ها و گاهي دور از چشم پدر و مادرش بر روي ديوار سفيد شده با گچ اتاق نقاشي مي كرد. نقشهاي مختلفي مي زد و بيشتر درخت صنوبر را مي كشيد كه روي تپه كنار نهر روييده بود. محمد با آن سن كم از ده بيرون مي رفت . كنار آن صنوبر مي نشست و ساعتها به آن خيره مي شد , به رنگها و برگهاي مختلفي كه پيدا مي كرد , به پوسته ضخيم و قهوه اي آن وبه تصوير مواج درخت كه بر سطح زلال نهر مي افتاد , بعد سر مي چرخاند و كوه را كه مي ديد دلش از هيبتش مي لرزيد , به هيجان مي آمد و چنان محو شكوه آن مي شد كه صداي مادرش را نمي شنيد. محمد... محمد جان .... كجايي چرا جواب نمي دهي مادر مي دانست كه پسرش مثل هميشه كار درخت صنوبر محو تماشا طبيعت است . « خداي نكرده اگر اتفاق بيفتد... آن وقت من چه بكنم » و محمد هر بار به جاي اينكه پاسخي به مادر بدهد , از كشف تازه اي كه كرده بود سخن مي گفت و خشم مادر به مباهاتي شيرين مبدل مي شد. يكبار عقاب بزرگي را كشف كرده بود كه بر فراز كوه پرواز مي كرد , اوج مي گرفت و يكباره به شتاب و بي آنكه بال بزند بسوي زمين تن رها مي كرد و فرود مي آمد. محمد اگر در خانواده اي معمولي بدنيا آمده بود , بي شك بخاطر نقاشي در دفتر حساب و كتاب پدرش تنبيه مي شد. اما پدر دست نوازش بر سر او كشيده و با دادن يك دسته كاغذ و مداد خوب او را تشويق مي كرد. در خانواده او هنر و بخصوص نقاشي از اهميت ممتازي برخوردار بود.


تابلوهاي او آنقدر جذاب بودند كه بيننده اي را به تحسين وامي داشت . پدر محمد هم در كشيدن منظره و نقاشي و چاپ سنگي استاد بود و بهمين علت استعداد محمد را به سرعت تشخيص داد و او را براي جدي گرفتن نقاشي , تشويق و راهنمايي كرد. پدرش نقاشي هاي او را با دقت بررسي مي كرد و هر جا كه لازم بود , نكته اي را به او مي آموخت و راهنماييش مي كرد. آموزشهاي پدر متناسب با رشد محمد تنظيم مي شد. پدر وقتي مطمئن شد كه نقاشي جزئي از وجود پسرش شده و تا پايان عمر نمي تواند دل از آن بكند , نكاتي را به او گوشزد مي كرد كه تا پايان عمر آويزه گوش محمد شد :
« محمد جان اگر مي خواهي نقاش خوبي شوي , بايد مداوم كار كني و تا مي تواني طرح بزني و نقاشي بكشي » عمويش صنيع الملك از نقاشان بنام عصر خود بود.
محمد در نوجواني به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون زير نظر علي اكبر خان مزين الدوله آغاز به هنر آموزي كرد. ناصر الدين شاه به هنگام بازديد از اين مدرسه كار او را پسنديد و وي را به دربار فراخواند. ديري نگذشت كه شاه به او لقب « نقاش باشي و پيشخدمت حضور همايوني » داد. (1261 ش ) فعاليت مستمر او در مقام نقاش دربار و معلم شاه بسيار مقبول افتاد و از اين رو لقب « كمال الملك » گرفت . پرده معروف به تالار آينه از جمله مهمترين آثاري بود كه در اين سال ها به وجود آورد. پس از كشته شدن ناصر الدين شاه كمال الملك براي مطالعه به اروپا رفت . (1276 ش ) مدتي بيش از سه سال را در فلورانس , رم و پاريس گذرانيد , و در موزه ها به رونگاري از آثار استاداني چون رامبراند و تيسين پرداخت . در پاريس با فانتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تاثيري مثبت در اسلوب كار و حتي طرز ديد او گذاشت . او به دستور مظفر الدين شاه به ايران بازگشت (1279 ش ) و كار در دربار را ادامه داد , ولي عملا نتوانست با خواست هاي شاه جديد كنار بيايد . به عراق رفت و چند سالي را درآنجا گذارنيد . (1280 تا1283 ش )پرده هاي زرگر بغدادي (1280 ش ) و ميدان كربلا (1281 ش ) را به هنگام اقامتش در عراق نقاشي كرد. او اگر چه به مشروطه خواهان متمايل بود (پرده عليقلي خان بختياري (سردار اسعد) گواه آن است ) در جنبش مشروطه مشاركت مستقيم نداشت . در سال هاي بعد مديريت مدرسه صنايع مستظرفه را بر عهده گرفت . در اين مدرسه با كوشش فراوان به پرورش شاگردان همت گماشت كه زبده ترين شان خود استاداني در مكتب او شدند. سرانجام به دليل اختلافاتي كه با وزيران معارف بر سر استقلال مدرسه پيدا كرد , از كار تدريس و شغل دولتي دست كشيد (1360 ش ) و به ملك شخصي خود در حسين آباد نيشابور كوچيد . (1307 ش ) در آنجا بر اثر حادثه اي از يك چشم نابينا شد; اما تا سال هاي آخر زندگاني به نقاشي ادامه داد. كمال الملك از همان آغاز فعاليت هنري اش تمايلي قوي و آشكار به روش و اسلوب طبيعت گرايي اروپايي داشت . با ظهور كمال الملك وظيفه اي جديد براي نقاش دربار معين شد. او مي بايست رويدادها , اشخاص , ساختمان ها , باغ ها و غيره را همچون عكاسي دقيق ثبت كند تا به عادي ترين مظاهر زندگي و محيط درباري سنديت تاريخي بخشد. بي سبب نيست كه كمال الملك در اين دوره اغلب پرده هايش را با افزودن شرحي درباره موضوع رقم مي زد . (مثلا : طبيعت بيجان با گلدان و پرنده شكار شده , 1273 خ ) با اين زمينه فكري و هنري كمال الملك به اروپا رفت . هدف او شايد فقط ارتقاي سطح دانش فني اش بود. ولي در موزه هاي آثار استادان رنسانس و باروك را ديد و شيفته آنها شد. منطقا او به لحاظ فرهنگي , ذهني و سابقه هنري آمادگي رويارويي و احتمالا بهره گيري از جنبش هاي دريافتگري (امپرسيونيسم ) و پسا ـ دريافتگري را نداشت . اما زيبايي شناسي كلاسيسيسم رنسانس و سبك و اسلوب بغرنج هنرمنداني چون رامبراند را نيز به درستي درك نكرد (چنان كه مثلا در هيچ يك از نقاشي هاي كمال الملك و شاگردانش نشاني از آشنايي با اسلوب لعاب رنگ كاري به چشم نمي خورد.) با اين حال آكادمي گرايي در او قوت گرفت , و هنگامي كه به ايران بازگشت بيش از پيش به هنر دانشگاهي سده نوزدهم وابسته شده بود. حتي بعدا در بازنمايي موفقيت آميز برخي موضوع هاي اجتماعي نيز از اين وابستگي رهايي نيافت . او اساسا چهره نگار و نمنظره نگار بود , و در تك چهره هايي چون « سيد نصرالله تقوي » قابليت و مهارت خود را به حد كمال نمايان ساخت . كمال الملك با كوشش هاي خود در مقام نقاش و معلم پاسخي متناسب با شرايط اجتماعي و فرهنگي زمانه اش به ضرورت تحول هنري جامعه داد. بازتاب اين كوشش ها در ذهن مردم خصوصيات اخلاقي , نحوه زندگي و واقعه كور شدنش از او يك مردم افسانه اي ساخت . از جمله ديگر آثارش : دورنماي صفي آباد (1253 ش ) , عمله طرب ; حوضخانه صاحبقرانيه (1261 ش ); منظره آبشار دو قلو (1263 ش ); مرد مصري (1275 ش ); فالگير يهودي ; دهكده مغانك (1293 ش ); تك چهره خود هنرمند (1296 ش ); تك چهره صنيع الدوله ; نيمرخ هنرمند (1300 ش ); منظره كوه شميران (1301 ش ) . سرانجام محمد غفاري (كمال الملك ) در 27 مرداد سال 1319 درگذشت . نسخه اصلي تعدادي از تابلوهاي مشهور كمال الملك در كاخ گلستان در معرض نمايش قرار دارد.

نظر اول


من يك جادوگرم . نه ! سرتان را آن طوري تكان ندهيد. مي دانم كه باور نمي كنيد. حتما فكر مي كنيد من هم يك مدل جديد از اين همه گداي مدرن داخل سينما و مترو هستم كه اول نيم ساعت فيلمتان مي كنم , آخر سر هم پول فيلمي كه تماشا كرده ايد را با هزار دوز و كلك بگيرم . نه ! باور كنيد من جادوگرم . البته از توي كلاهم كبوتر و خرگوش و چرنده و دونده بيرون نمي آورم ... اين ها شعبده بازي است . من جادوگرم . جادو مي كنم ! كارهاي خارق العاده ... كارهاي غير ممكن .
خوب البته چوبدستي سحرآميز وشنل ندارم . جغد و قورباغه هم توي جيبم نگه نمي دارم . نه ! خيلي ساده تر , من فقط جادو مي كنم . من يك جادوگر معمولي ام كه اگر مرا در خيابان ببيني نمي شناسي . بايد خيلي دقت كني تا بفهمي كار من خارق العاده است .
من هم مثل همه ي آدم ها روزي سه بار غذا مي خورم , شب ها مي خوابم , صبح ها زير نور آفتاب هواي تازه استنشاق مي كنم و در پارك تمرين هاي ورزشي انجام مي دهم . مثل همه . من هم تلويزيون نگاه مي كنم , روزنامه مي خوانم , چت مي كنم , خبرهاي فلسطين و لبنان را مي شنوم ... فقط با شنيدنشان قلب بي تفاوتم تندتر نمي زند. همين

قناعت




امير محمود , فرزند امير يمين الدين فريومدي , مشهور به ابن يمين در حدود سال 685 در فريومد قريه اي در سبزوار خراسان به دنيا آمد . پدرش از مشاهير علما و ادباي زمان بود و مشهور است كه در جواني « از دهقاني نان حاصل ساختي و فضلا و فقرا را ضيافت كردي »
زندگي ابن يمين فريومدي مصادف با دوران سربداران است و اين شاعر چند تن از سربداران را مدح گفته است . وي پيرو مذهب شيعه بود و شعرهاي فراواني در مدح خاندان رسالت و ائمه اثني عشر سروده است . اشعار اخلاقي و پند آميز ابن يمين از دير باز مشهور است . او در سال 769 چشم از تماشاي جهان فروبست
قناعت
دو قرص نان اگر از گندم است اگر از جو
دو تاي جامه اگر كهنه است اگر از نو
به چار گوشه ي ايوان خود به خاطر جمع
كه كس نگويد از اينجاي خيز و آنجا رو
هزار بار نكوتر به نزد ابن يمين ز فر
مملكت كيقباد و كيخسرو
اين نيز بگذرد
اي دل غم جهان مخور , اين نيز بگذرد
دنيا چو هست برگذر , اين نيز بگذرد
گر بد كند زمانه تو نيكو خصال باش
بگذشت ازين بس به سر اين نيز بگذرد
ور دو روزگار نه بر وفق راي تست
اندوه مخور كه بي خبر اين نيز بگذرد
يك حمله پاي دار كه مردان مرد را
بگذشت از اين بسي تير اين بتر بگذرد
منت خداي را كه شب دير پاي غم
افتاد با دم سحر اين نيز بگذرد
ابن يمين ز موج حوادث مترس از آنك
هر چند هست با خطر اين نيز بگذرد
تشويش خاطرست ولي شكر چون نكرد
ايزد قضا جز اين قدر اين نيز بگذرد

نامه اي به مادرم


مادرم ! تو خورشيدي هستي كه بر آسمان دلم مي تابي . دركنار توزندگي به زيبايي شنيدن غزل شورانگيز است . من همان دفترچه صد برگم كه در يك روز باراني , تو نقش دل مهربان خود را بر اولين برگ آن نقاشي كردي و صادقانه ترين شعر خود را بر سطرهاي سپيد آن نوشتي .
مادرم ! مرا فراموش مكن . من همان حرف تازه ام كه بر لب آوردي و دنيا را در نگاه خود دگرگون يافتي . در سايه سار خيالم به دنبال تكيه گاهي مطمئن مي گردم تا شايد اطمينان و آرامش يابم . كوير هم اگر باشم باران عشق تو مرا به جنگلي انبوه بدل مي كند. ديروز بود كه مي گفتي خزان را فراموش كن و به بهار بينديش . شايد نسيمي ازگلستان عاطفه ات بتواند سراسر سرزمين دلم را بهاري كند. تو را از واژه عشق آفريده اند.تو به من ايستادني مقدسي را آموخته اي . شايد روزي نسيمي از ديار عاشقان , عطر شقايق هاي مهرت را برايم به ارمغان بياورد و سراسر وجودم را عطرآگين كند. كلمات دست به دست هم مي دهند تا در كنار هم يكديگر را بفهميم . ايكاش هميشه كودك مي ماندم و نگراني ام تنها از شكسته شدن بازيچه هايم بود. من بدنبال قانوسي هستم كه پيچ و خم كوچه هاي غربت را نشانم دهد.
آري , مادرم ! آنجا كه خورشيد غروب نمي كند و ابرهاي سياه هيچگاه در آن چنگ و دندان نشان نمي دهند مي توان محبت را يافت .اگر قرار بود پرنده اي باشم دلم مي خواست فقط براي تو نغمه سرايي كنم . من همچون شاپركي در انبوه شكوفه هاي بهاري حيران و سرگردانم . امشب مهتاب , هاله هاي نقره ايش را برياس ها و شب بوها مي پاشد تا زيباترين نهال مهر را تو در سينه ام بكاري و پرمعناترين واژه هستي را كه نام « مادر » است براي دلم معنا كني .
بيژن غفاري ساروي از ساري

افعيان خون آشام




اسرائيل بايد از صفحه روزگار حذف گردد
رهبركبيرانقلاب اسلامي , حضرت امام خميني (رض )
رهزنان شقاوت پيشه
صهيونيان اهريمن كيش
افعياني خون آشام
برخوان ضحاكيان كاخ سفيدـ
به گونه اي
بي شرمانه تر
تاريخ اسلاف اساطيري خويش را
تداعي وتكرار گرند
تاسايه هاي وحشت و ويرانگري را
برتار و پود زندگي جهان مظلوم بگسترند
حرامياني ـ كه از شومناكيهايشان ,
قلب بشريت
جراحت دارد
عفريت هاي جراره اي
كه از بيان پليديهايشان شرم دارم
اما خواهم گفت
چرا كه ـ حتي
براي لحظه اي ـ اگر
درنگ كنم
وجدان جهانيان را ,
به انكار نشسته ام
آري برادرم
دامنه ي اين ظلمت
آنقدر گسترده است
كه
هر فرضي
فريبي است پنهان و آشكار
چرا كه ـ دستان ظلم و تزوير
شبكه هاي , ارتباطي , را
در چنگال مخوف و خونريزي خود دارند
و هر چه را ,
كه در مسيرانحراف افكار و
عواطف بشريست
و سرپوشي بر جنايات ددمنشانه ي صهيونيست ها
به عاريت گرفته اند
آري بردارم ديگر
جايي براي هجو و برابري تمثيل و استعاره
باقي نمانده است
ديو و دد كجا و
اين حجم هولناك
اين رهزنان شقاوت پيشه كه
هيج از آدمي در فتار و آئينشان ,
نشاني نيست ,
اينان كه جز سايه هاي شوم تباهي
بر جان ومال و شرف آدمي نيستند
اگر
گرگان درنده و ,
عفريت هاي جراره اي , نيستند!
پس چيستند!
هان ,
هان اي قانون مداران قانون غارت و تباهي
كه گستاخانه نظاره گر غارت قداستي مظلوميد
آنجا كه بر دفتر عاشقانه هايش , هرشقايق
سفيرعشقي مقدس است
آنجا كه هر سنگ
روايت گر حماسه اي بلند است
و قلب سپيده دمانش
رهايي قدس را مي تپد.
سرزميني كه
ميعادگاه خداست و
وطن فرزندان
زيتون عشق
فلسطين مي نامندش
ودير نخواهد بود كه
مدفن نعش حراميان و بدسگالان خواهد گشت
تا جهانيان از سايه هاي هراسناكشان ايمن گردند
باشد , كه نداي جاالحق ...
نويد بخش ولايت منتظران عالم گردد.
آ , م , ي , ن
اسماعيل حاجي رحيمي ـ ا. ج . شفيق

خبرهاي ادبي ـ هنري


شبكه گفت وگو « شرح عرفاني غزل هاي حافظ » خرمشاهي را بررسي مي كند
برنامه انديشه هاي روبه رو به معرفي و بررسي كتاب شرح عرفاني غزل هاي حافظ , نوشته لاهوري با حضور و كارشناسي بهاالدين خرمشاهي همت گمارده است .
آقاي احمد خالصي مجري , كارشناس و سردبير انديشه هاي روبه رو در جديدترين قسمت برنامه اش , كتاب شرح عرفاني غزل هاي حافظ را در گفت وگو با آقاي بهاالدين خرمشاهي معرفي , نقد و بررسي مي كند.
انديشه هاي روبه رو هر شب , ساعت 22,45 در مدت زمان 15 دقيقه از شبكه گفت وگو پخش مي شود و جواد آگاه نيز تهيه آن را برعهده دارد.
گفتني است راديو گفت وگو با شعار « گفت وگو مقدمه تفاهم » و با دعوت از صاحب نظران و انديشمندان كشور در عرصه هاي مختلف , قصد دارد به طرح ديدگاههاي متفاوت و نقد و بررسي مسايل در فضايي چند صدايي بپردازد.
علاقه مندان مي توانند هر روز برنامه هاي اين شبكه را از ساعت 18 تا 24 برروي موج اف ام , رديف 103,9 مگاهرتز بشنوند و همچنين براي كسب اطلاعات بيشتر به پايگاه اينترنتي به نشاني اينترنتي شبكه گفت وگو مراجعه كنند . www. irirg. com
رنگين كماني از نقاشي معاصر در نمايشگاه « مشرق خيال »
نمايشگاه « مشرق خيال » با موضوع هنر قدسي و مروري بر آثار بزرگان هنرهاي تجسمي و جديدترين آثار هنرمندان معاصر در موزه هنرهاي معاصر تهران به تماشا در مي آيد.
به گزارش روابط عمومي موزه هنرهاي معاصر تهران , نمايشگاه « مشرق خيال » با مروري بر آثار بزرگان هنرهاي تجسمي همچون : « سهراب سپهري , بهمن محصص , ناصر اويسي , جعفر روح بخش , جواد حميدي , مرتضي مميز , بهجت صدر , منصوره حسيني , زهرا رهنورد , احمد اسفندياري , محمود جوادي پور , حبيب اله آيت اللهي , ايران درودي , حبيب اله صادقي , مسعود عربشاهي , محمد احصايي , مهدي حسيني , غلامحسين نامي , يعقوب امداديان , حسين خسروجردي , كاظم چليپا , علي وزيريان , عبدالمجيد حسيني راد , ايرج اسكندري , پرويز كلانتري و ده ها هنرمند نامي ديگر از نسل اول و نيز نسل نوخيزان هنر معاصر در روز 24 مرداد ماه 1385 در ساعت 16,30 در موزه هنرهاي معاصر تهران و با همكاري فرهنگستان هنر و مجموعه فرهنگي ـ هنري صبا گشايش مي يابد.
در اين نمايشگاه كه نسل هاي ديروز و امروز در كنار هم آثارشان به تماشا در مي آيد از روز 25 مرداد ماه 1385 جهت بازديد عموم پذيراي علاقه مندان به نقاشي معاصر ايران مي باشد.
موزه هنرهاي معاصر تهران در خيابان كارگر شمالي , جنب پارك لاله همه روزه از ساعت 9 صبح تا 18 پذيراي بازديد كنندگان مي باشد .
اولين دايره المعارف آيات و كلمات قرآني منسوب به پيامبر(ص ) منتشر مي شود
اولين دايره المعارف آيات و كلمات قرآني منسوب به پيامبر(ص ) با عنوان « جان جهان , پيامبر اعظم (ص ) » در 600 صفحه و 5 فصل , همزمان با سالروز مبعث پيامبر اعظم (ص ) در اختيار علاقمندان قرار مي گيرد.
به گزارش خبرگزاري شبستان , اولين دايره المعارف آيات و كلمات قرآني منسوب به پيامبر(ص ) در 5 فصل كلي با عنوان « جان جهان , پيامبر اعظم (ص ) » درحال حاضر مراحل نظارت نهايي را پشت سر مي گذارد و تا سالروز مبعث پيامبر منتشر و در اختيار علاقمندان , پژوهشگران و نويسندگان قرار مي گيرد.
حسين كلانتر , مولف اين دايره المعارف در گفت وگو با خبرنگار شبستان در مورد ويژگي هاي اين مجموعه گفت : در فصل اول اين دايره المعارف مجموعه آيات منسوب به پيامبر(ص ) , در فصل دوم كلمات قرآني منسوب به پيامبر با سه روش ترتيب آيات قرآن , ترتيب حروف الفبا و براساس بيشترين تكرار كلمه در قرآن آورده شده است .
وي كه خود ناشر اين اثر مي باشد , افزود : در فصل سوم اين دايره المعارف آيات مربوط به پيامبر اعظم (ص ) و در سه بخش تنظيم شده است كه با تفكيك موضوع و آيات برجسته در بخش اول , آياتي كه خداوند خطاب به پيامبر اعظم (ص ) و حوزه اختيارات او با وي سخن مي گويد , در بخش دوم و آياتي كه خطاب به پيامبر(ص ) امر , نهي يا سوالي مطرح شده است در بخش سوم آمده است .
وي فصل چهارم اين دايره المعارف را براساس مخاطبين آيات منسوب به پيامبر(ص ) گردآوري كرده و در فصل پنجم نيز نمودارها و جداول آيات بر اساس آياتي كه به پيامبر نسبت داده شده است و نمودارهاي ميله اي و جدول هاي هنري از تمامي آيات قرآن را ذكر كرده است .
ششمين جشنواره هنرهاي تجسمي جوانان غرب كشور در سه رشته طراحي , نقاشي و گرافيك از 24 تا 27 شهريور ماه 85 در مريوان برگزار مي شود
در اين جشنواره هنرمندان زير 25 سال استان هاي : آذربجان غربي , ايلام , كردستان , كرمانشاه , لرستان و همدان و دو استان مهمان تهران و خوزستان , شركت خواهند داشت .
هنرمندان بايد تصاوير حداقل سه اثر خود را تا پنجم شهريور ماه (آخرين مهلت دريافت اثر) به صورت عكس يا سي دي , جهت انتخاب اوليه به دبيرخانه جشنواره ارسال دارند. در ادامه از افراد منتخب جهت حضور و شركت در بخش مسابقه دعوت به عمل خواهد آمد. گفتني است مسابقه در دو موضوع اصلي : طبيعت , معماري و فرهنگ منطقه ; و موضوع ويژه : پيامبر اعظم (ص ) برگزار خواهد شد.
علاقمندان جهت اطلاعات بيشتر مي توانند با شماره تلفن 3301154 ـ 0875 تماس حاصل نمايند .