روزنامه جمهوري اسلامي 25/05/1385 صفحه سياسي
فرانسه و ايفاي نقشي دوگانه در بحران لبنان


بحران لبنان كه با جنگ افروزي گسترده صهيونيست ها و به خاك و خون كشيدن صدها غيرنظامي اين كشور همراه بوده است , بار ديگر توجه جهانيان را به اين كشور كوچك و زيباي سواحل شرقي مديترانه جلب كرد. در حالي كه رژيم صهيونيستي با جنوني وصف ناشدني به كشتار زنان و كودكان لبناني ادامه مي دهد , حاميان اصلي اين رژيم با كنارنهادن شعارهاي كهنه و پوسيده احترام به حقوق بشر و دمكراسي , در عمل مشوقان اصلي رژيم صهيونيستي در جديدترين بازي مرگبار آن در منطقه هستند.
آمريكا و انگليس در جريان بحران خونين لبنان , حمايت همه جانبه اي از اشغالگران فلسطين به نمايش گذارده اند و با جنگ آفرينان اسراييلي هم آوا شده و با برپايي هرگونه آتش بس و پايان بخشيدن به كشتار غيرنظاميان بشدت مخالفت مي كنند. به دليل وتوي آمريكا , سازمان ملل متحد نهادي كه مسئوليت حراست از صلح و امنيت بين المللي را وظيفه اصلي خود مي داند تاكنون با وجود برپايي سه نشست جداگانه درباره بحران لبنان , هيچ اقدامي براي برقراري آتش بس و پايان بخشيدن به شقاوت و كشتار در جنوب لبنان به عمل نياورده است و اسراييل كه با پشتگرمي حمايت آمريكا و انگليس , دست خود را در ادامه عمليات نظامي و بمباران خاك لبنان آزاد مي بيند , كمترين نگراني از واكنش سازمان هاي بين المللي و قدرت هاي بزرگ جهاني , احساس نمي كند.
در چنين شرايطي است كه فرانسه به عنوان كشوري كه پيشينه حضور در منطقه و به ويژه روابطي نزديك با لبنان را دارد و از سوي ديگر به عنوان يك عضو موثر در تصميم گيريهاي سياسي اتحاديه اروپا , نقشي فزون تري را براي خود و اروپا در منطقه جست وجو مي كند , طرح قطعنامه اي را براي پايان بخشيدن به بحران لبنان به اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارايه كرده است .
« ژان مارك دو لا سابليه » سفير و نماينده دايم فرانسه در سازمان ملل متحد در مقر اين سازمان در نيويورك اعلام كرد , پاريس به عنوان عضو دايم شوراي امنيت خواستار بررسي طرح خود در اين شورا با هدف پايان بخشيدن به بحران لبنان است .
با اين همه نگاهي اجمالي به طرح پيشنهادي فرانسه براي به اصطلاح پايان بخشيدن به بحران لبنان اين نكته را آشكار مي سازد كه اين طرح در حقيقت بيان خواسته هاي تل آويو و اشغالگران فلسطين از يك سو و ناديده گرفتن رنج و آلام مردم كشوري است كه تاكنون در برابر تجاوزات غيرانساني صهيونيست ها صدها نفر از شهروندان غيرنظامي خود را از دست داده است .
فرانسويان اگرچه همانند دوستان آمريكايي و انگليسي خود آشكارا به حمايت همه جانبه از تل آويو در بحران اخير لبنان نپرداخته اند , اما با روشن شدن جزييات قطعنامه پيشنهادي , عملا خواسته هاي تل آويو با زباني ديگر بيان شده است .
« دو لا سابليه » با تقبيح افراط گرايي و كساني كه در خارج از منطقه , در لبنان ماجراجويي مي كنند , عملا مقاومت اسلامي لبنان را عامل درگيري هاي اخير در جنوب اين كشور قلمداد كرده است . سفير فرانسه درسازمان ملل متحد همچنين از ضرورت انحلال گروههاي شبه نظامي در جنوب لبنان و استقرار يك نيروي حافظ صلح بين المللي در منطقه به عنوان تضمين كننده امنيت اسراييل سخن گفته و بدون اشاره به دربند بودن اسراي فلسطيني و لبناني در بازداشتگاه هاي صهيونيست ها خواستار آزادي نظاميان اسراييلي شده كه در درگيريهاي اخير به اسارت مقاومت اسلامي لبنان و حماس درآمده اند.
برقراري آتش بس موقت نكته مهم ديگري است كه در طرح قطعنامه پيشنهادي فرانسه به شوراي امنيت سازمان ملل متحد گنجانده شده كه اين امر نيز با توجه به مطرح ساختن مواردي چون انحلال گروه هاي مقاومت اسلامي و تضمين امنيت شمال اسراييل در حقيقت اعطاي امتياز ديگري به متجاوزان صهيونيست تلقي مي شود.
فرانسه از هنگام آغاز درگيري هاي شديد در جنوب لبنان و حملات سنگين رژيم صهيونيستي به مناطق غيرنظامي آن كشور , با لحني متفاوت از همپيمانان آمريكايي و انگليسي خود , بر ضرورت كمك به غيرنظاميان و قربانيان عمليات نظامي صهيونيست ها در لبنان تاكيد كرده بود.
اقدام « ژاك شيراك » رئيس جمهوري فرانسه در اعزام « دومينيك دو ويلپن » و « فيليپ دوست بلازي » نخست وزير و وزير امور خارجه اين كشور به لبنان و اعلام همدردي پاريس با مردم اين كشور نيز بارقه هايي از اميد در ميان مردم منطقه به ايفاي نقشي سازنده از پاريس در برابر جنگ افروزي هاي رژيم صهيونيستي در لبنان و فلسطين ايجاد كرده بود. در اين ميان « دوست بلازي » خاطرنشان كرده بود كه فرانسه بيش از هر زماني در كنار مردم لبنان قرار دارد و شيراك از هدف قرار دادن ساختارهاي زيرـ بنايي لبنان از سوي ارتش اسراييل ابراز نگراني كرد. علاوه بر آن فرانسه نخستين كشوري بود كه دستور ارسال كمك هاي امدادي و فوري بشردوستانه از جمله دارو , وسايل بهداشتي و آب آشاميدني را به غير نظاميان لبناني صادر كرده است .
با اين همه آشكار شدن جزييات قطعنامه پيشنهادي پاريس به شوراي امنيت سازمان ملل متحد بار ديگر هم سويي فرانسه را با كشورهايي چون آمريكا و انگليس در منطقه و سياست كلي آنان در حمايت از رژيم صهيونيستي در تحولات منطقه اي را به اثبات مي رساند.
نگاهي به تحولات دو سال اخير خاورميانه , مواضع دوگانه پاريس را آشكار مي كند چرا كه سياست سنتي فرانسه در خاورميانه و مناقشات اعراب و اسراييل از زمان تجاوز صهيونيست ها به كشورهاي عربي در سال 1967 ميلادي (1346 ) و با هدايت « شارل دوگل » رئيس جمهوري وقت فرانسه همواره مبتني بر ايجاد نوعي توازن در مناسبات پاريس و دو طرف عربي اسراييلي بوده است .
سياست خاورميانه اي ژنرال دوگل كه از سوي ديگر رهبران فرانسه و به ويژه راستگراياني چون رئيس جمهوري كنوني اين كشور كه خود را « گليست » مي دانند به مدت بيش از سه دهه تعيين كننده محور اصلي مناسبات خاورميانه اي فرانسه بود.
به هنگام تجاوز نظامي صهيونيست ها به لبنان در سال 1996 ميلادي (1375 ) كه با نام عمليات « خوشه هاي خشم » از سوي « شيمون پرز » نخست وزير وقت اسراييل برضد مقاومت اسلامي و غيرنظاميان لبناني به اجرا درآمد نيز پاريس با ايفاي نقشي كاملا متفاوت با نقش آمريكا , هماهنگي آشكاري را نسبت به اين تجاوز در پيش گرفته بود.
در آن زمان « هروه دو شارت » وزير امور خارجه وقت فرانسه به دستور شيراك به مدت حدود سه هفته و در اوج تجاوزات اسراييل به لبنان , در آن كشور مستقر بود و وي اعلام كرد تا پايان درگيري در منطقه باقي خواهد ماند.
رايزني هاي مقام هاي فرانسوي با طرف هاي درگير براي پايان بخشيدن به بحران لبنان در آن زمان در حالي صورت مي گرفت كه ديپلمات هاي آمريكايي به جاي سفر به لبنان , براي ديدار با متحدان صهيونيست خود راهي فلسطين اشغالي مي شدند.
بحران سال 1996 ميلادي (1375 ) ظاهرا فرانسه را در كنار مردم لبنان و آمريكا و انگليس را در كنار صهيوينست ها قرار داده بود , با اين همه به نظر مي رسد يك دهه پس از جنگ آفريني رژيم صهيونيستي در جنوب لبنان , اين بار در تجاوز ديگري , صهيونيست ها فرانسويان را نيز با خود همراه و هم آوا احساس مي كنند.
ريشه چرخش سياست خاورميانه اي پاريس و تمايل آن به نزديكي هرچه بيشتر با رژيم صهيونيستي را بايد در تحولاتي جست وجو كرد كه از سال 2004 ميلادي (1383 ) در سياست خارجي فرانسه به وقوع پيوسته است . فرانسويان كه خود را از پيشگامان همگرايي اروپايي مي دانند و نقش آفريني بيشتري را در تحولات جهاني خواستار هستند , در بحران سال 2002 و 2003 ميلادي (1381 و 1382 ) عراق به دليل مخالفت با سياست هاي جنگ طلبانه آمريكا , جايگاه مناسبي را در ميان افكار عمومي جهان يافته بودند.
رويارويي با يك جانبه گرايي واشنگتن در مسايل جهاني و به ويژه عمليات نظامي در عراق , براي نخستين بار فرانسه و آمريكا را حتي در شوراي امنيت سازمان ملل متحد مقابل هم قرار داد. در اين بحران پاريس واشنگتن را تهديد به استفاده از حق وتوي خود در شوراي امنيت به منظور جلوگيري از استفاده ابزاري از سازمان ملل در توجيه عمليات نظامي در عراق نمود. با اين همه چنين رويارويي و تقابل آشكاري با واشنگتن در پس اشغال نظامي عراق از سوي نيروهاي آمريكايي در عمل رنگ باخت و فرانسويان خود را در منطقه مهم خاورميانه به عنوان عنصري كنار گذارده شده از سوي آمريكاييان يافتند.
پاريس كه قراردادهاي مهمي به ارزش ميلياردها دلار با رژيم بعثي عراق به امضا رسانده بود , نه تنها در بازي بزرگ نفتي و تجاري در اين كشور خود را بازنده احساس مي كرد , بلكه بنابر سياست رسمي اعلام شده از سوي آمريكا به هيچ روي حق مشاركت در بازسازي و خوان گسترده غنايم جنگي عراق را نيافته بود.
كاخ سفيد همچنين با استفاده از متحدان خود در اتحاديه اروپا در آستانه عمليات نظامي در عراق , موفق به جلب نظر مساعد رهبران هشت كشور عضو اين اتحاديه با چنين عملياتي شد. اين اقدام , سياست خارجي يكپارچه اروپا و همگرايي مورد نظر محور فرانسه آلمان را در عرصه ديپلماسي اروپايي در عمل با بزرگترين ناكامي ممكن از زمان تشكيل اتحاديه اروپا مواجه ساخت و فرانسه را با كابوس فرو ريختن روياهاي تحقق اروپاي متحد مواجه كرد.
از اين دوران به بعد ديپلمات هاي فرانسوي نگرش تغيير مواضع خود در برخي مسايل جهاني از جمله چرخش در سياست هاي سنتي خاورميانه اي را مورد نظر قرار دادند و در يكي از مهمترين مسايل منطقه يعني لبنان به هماوايي با واشنگتن و رژيم صهيونيستي پرداختند.
فرانسه كه در سال هاي پس از جنگ جهاني اول و فروپاشي امپراتوري عثماني سرزمين هاي سوريه و لبنان را تحت قيمومت خود درآورد و نقشي استعماري را در اين دو كشور تجربه كرده بود , به همراه آمريكا , باني يكي از عجيب ترين قطعنامه هاي سازمان ملل متحد در خصوص اين دو كشور شد.
فرانسه و آمريكا در سپتامبر سال 2004 ميلادي (شهريور 1383 ) با طرح و تصويب قطعنامه 1559 شوراي امنيت سازمان ملل متحد بدون اشاره به ادامه اشغال اراضي لبناني « مزارع شبعا » از سوي اسراييل , خواستار انحلال نيروهاي مقاومت اسلامي لبنان و خروج سوريه از اين كشور شدند. به بيان ديگر اين دو كشور خواسته هاي اسراييل را در قالب قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل متحد مطرح و به تصويب رساندند. از آن به بعد روابط سنتي دمشق و پاريس نيز هيچگاه گرمي گذشته را باز نيافت .
در جريان ترور « رفيق حريري » نخست وزير پيشين لبنان كه در سال 2005 ميلادي (1384 ) و براثر سوقصدي مرموز در بيروت بوقوع پيوست , فرانسه به طور غير مستقيم انگشت اتهام را متوجه سوريه ساخت و شيراك به عنوان تنها رهبر يك كشور غربي به ديدار خانواده حريري در بيروت شتافت و از هر گونه ديدار و ملاقات با مقام هاي سوري و لبناني در منطقه سرباز زد.
در چنين شرايطي كه پاريس بيش از هر زماني به اسراييل نزديك شده و هيچ نشاني از روابط نسبتا خوب گذشته فرانسه با سوريه به چشم نمي خورد , تجاوزات صهيونيست ها به لبنان , فرصت ديگري براي نمايان ساختن بازي دو گانه فرانسه در منطقه فراهم آورده است .
دولتمردان فرانسوي از يك سو از همبستگي با مردم لبنان و ضرورت دورماندن غيرنظاميان از عمليات نظامي در منطقه سخن مي گويند و اقدام به ارسال كمك هاي انساندوستانه به اين كشور كرده اند , از سوي ديگر از هرگونه اقدامي كه متضمن محكوم ساختن كشتار گسترده زنان و كودكان و غيرنظاميان لبناني است , خودداري مي كنند.
اين دوگانگي تا بدانجا بود كه « دومينيك دو ويلپن » نخست وزير فرانسه كه به دستور شيراك و براي به اصطلاح بيان همدردي پاريس با مردم لبنان راهي منطقه شده بود , در جمع خبرنگاران در بيروت از حق مشروع اسراييل براي دفاع از خود , حمايت كرد.
« آلن ژوپه » نخست وزير پيشين فرانسه و از نزديك ترين متحدان سياسي شيراك در نوشتاري كه در وبلاگ خود در اينترنت منتشر ساخت , حزب الله لبنان را گروهي تروريستي و آغازگر درگيري هاي اخير در منطقه خوانده است .
« نيكلا ساركوزي » وزير كشور فرانسه و شانس نخست پيروزي در انتخابات سال آينده رياست جمهوري اين كشور نيز در خلال بحران اخير لبنان خود را دوست اسراييل خواند و از آنچه « حق دفاع مشروع تل آويو » ناميده , دفاع كرد. وي در برابر گستردگي كم سابقه جنايات صهيونيست ها در لبنان , به ذكر اين نكته بسنده كرد كه تل آويو در پاسخ هاي خود زياده روي نكند.
در برابر جنايات صهيونيسم در منطقه و سكوت و تاييد ضمني غربيها از سياست هاي رژيم صهيونيستي , مي توان به همساني اروپا و آمريكا در نقش آفريني جديدشان در خاورميانه نيز اشاره كرد.
سياستي كه در آن مساله لبنان شايد تنها بهانه اي براي تحقق اهداف كلان غرب در منطقه باشد. نگرش جهان غرب به مسايل منطقه بر پايه تقابل و خصومتي مبتني است كه تا كنون ناكارآمدي خود را در افغانستان و عراق به اثبات رسانده است . منطقه خاورميانه خسته از طبل بدآهنگ درگيري و تجاوز و كشتار غيرنظاميان بيش از هر زماني به مفاهمه و صلح و امنيت نيازمند است . واژگاني كه ازسوي صهيونيست ها و حاميان شان ناشناخته و غريب مي نمايد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
اسراييل كه با پشتگرمي حمايت آمريكا و انگليس , دست خود را در ادامه عمليات نظامي و بمباران خاك لبنان آزاد مي بيند , كمترين نگراني از واكنش سازمان هاي بين المللي و قدرت هاي بزرگ جهاني , احساس نمي كند
طرح پيشنهادي فرانسه براي به اصطلاح پايان بخشيدن به بحران لبنان اين نكته را آشكار مي سازد كه اين طرح در حقيقت بيان خواسته هاي تل آويو و اشغالگران فلسطين از يك سو و ناديده گرفتن رنج و آلام مردم كشوري است كه تاكنون در برابر تجاوزات غيرانساني صهيونيست ها صدها نفر از شهروندان غيرنظامي خود را از دست داده است
فرانسويان اگرچه همانند دوستان آمريكايي و انگليسي خود آشكارا به حمايت همه جانبه از تل آويو در بحران اخير لبنان نپرداخته اند , اما با روشن شدن جزييات قطعنامه پيشنهادي , عملا خواسته هاي تل آويو با زباني ديگر بيان شده است
آشكار شدن جزييات قطعنامه پيشنهادي پاريس به شوراي امنيت سازمان ملل متحد بار ديگر هم سويي فرانسه را با كشورهايي چون آمريكا و انگليس در منطقه و سياست كلي آنان در حمايت از رژيم صهيونيستي در تحولات منطقه اي را به اثبات مي رساند
ريشه چرخش سياست خاورميانه اي پاريس و تمايل آن به نزديكي هرچه بيشتر با رژيم صهيونيستي را بايد در تحولاتي جست وجو كرد كه از سال 2004 ميلادي (1383 ) در سياست خارجي فرانسه به وقوع پيوسته است
دولتمردان فرانسوي از يك سو از همبستگي با مردم لبنان و ضرورت دورماندن غيرنظاميان از عمليات نظامي در منطقه سخن مي گويند و اقدام به ارسال كمك هاي انساندوستانه به اين كشور كرده اند , از سوي ديگر از هرگونه اقدامي كه متضمن محكوم ساختن كشتار گسترده زنان و كودكان و غيرنظاميان لبناني است , خودداري مي كنند