روزنامه جمهوري اسلامي 25/05/1385 صفحه مقالات
آنچه در سريال « نرگس » مي گذرد...


من از بينندگان پر و پا قرص سريال « نرگس » هستم اما نه از اين بابت كه اين سريال را دوست دارم و يا از ديدن آن لذت مي برم , بلكه از اين بابت كه مجبورم همراه فرزندانم باشم تا حد امكان تلاش كنم از اثر بد آموزي هاي اين سريال بر ذهن آنان بكاهم .
گاهي فكر مي كنم آناني كه بشقاب ماهواره را از بام به زير مي كشند كه نكند فرزندان اين مرز و بوم به انحراف كشيده شوند آيا خود گاهي نگاهي به سريال هاي سيماي جمهوري اسلامي مي اندازند يا نه
شايد ماهواره امانشان نمي دهد كه نيم نگاهي به رسانه ملي بياندازند كه اگر بشود و اگر نيت خالصي داشته باشند , همراه بشقابك ها , آنتن ها را نيز به زير مي كشند كه آن بشقاب به تن مي زند و اين آنتن به جان
رمضان دو سه سال قبل بود كه سريالي از سيما در ساعت پر بيننده ي بعد از افطار پخش ميشد كه به سرگذشت يك قاضي مي پرداخت و در اين سريال قاضي خوب و صالح ما آنقدر دروغ مي گفت كه من انتظار داشتم كه قضات شريف از عصبانيت ميز قضاوت را رها كنند و در دفتر سيما بست بنشينند و آبروي رفته خود را طلب كنند كه صدا از كسي در نيامد , شايد تماشاي سيما در خانه اين عزيزان معمول نيست و يا به قول حضرت امام (ره ) شايد پشت كتاب چيز ديگري نوشته شده باشد كه ما از آن بي اطلاعيم .
چندي پيش بر سر انتشار يك كاريكاتور در روزنامه ايران چنان هياهوئي به راه افتاد كه تو گوئي كاريكاتوريست بخت برگشته با محكمات در افتاده است در حاليكه همه جرمش استفاده از چند لغت تركي بود كه مثل بسياري از لغات تركي , عربي , گيلكي و غيره مصطلح زبان مردم كوچه و بازار جاي جاي اين كشور شده و پاي را از حيطه زبان خود فراتر گذاشته است .
همگان مي دانستند كه قصدي در كار نبوده چرا كه بي شك خود كاريكاتوريست بيچاره هم حكما , مثل اكثر مردم اين كشور , در يك خانواده چند قومي زندگي مي كند و توهين به ديگر اقوام از ذهنش هم عبور نمي كرد. پس چرا اين همه حساسيت !
ياد داستان بادمجان ارمني استاد مطهري افتادم كه مي گفت آن زمان ها تازه گوجه فرنگي به شهر ما آمده بود و مردم آن را حرام مي دانستند و آن را بادمحان ارمني مي ناميدند تا تحريم آن را قطعي نمايند و در اين شهر يك حاجي متشرعي بود كه با هزار نذر و نياز صاحب پسري شده بود كه به سبب يكدانه بودنش بسيار لوس و بي ادب بار آمده بود و از معاصي و منكرات فرو گذار نبود تا اينكه يك روز خبر آوردند كه پسرك بادمجان ارمني خريده و به خانه برده است طاقت حاجي طاق شد و صبرش نماند سراسيمه به خانه رفت و پسرش را مورد عتاب قرار داد كه شراب خوردي چيزي نگفتم ; قمار كردي لب فرو بستم ; حالا كارت به جائي رسيده است كه بادمجان ارمني به خانه مي آوري ! ديگر تحمل اين يكي را ندارم و از خانه ي من برو بيرون .
با بيان اين داستان استاد نشان مي داد كه چگونه در يك جامعه كم دانش , حساسيت هاي غلط جاي تعصب درست را مي گيرد.
در سريال نرگس همه آدمهاي خوب و بد يكسره دروغ مي گويند; آدمهاي بد براي گمراه كردن ديگران و آدمهاي خوب براي مورد لطف و عنايت قرار دادن يكديگر. در اين سريال , البته نه منحصرا در اين سريال , دروغ في نفسه عمل بدي نيست بلكه بسته به آدمي است كه آنرا مي گويد , به نظر شما بعد از تماشاي اين سريال باز هم مي توانيد به فرزندان خود اندرز بدهيد كه دروغ نگوئيد حتي به شوخي !
مسئولان صدا و سيما نمي توانند , همانطور كه عمل ارزشي بستن كمربند ايمني در سريالها را در فيلم ها اجباري كردند , دروغ نگفتن آدمهاي خوب را نيز اجباري كنند مگر باور ندارند كه دروغ , مادر گناهان است .
در اين سريال همه آدمهاي بزرگ , كوچكند و همه آدمهاي كوچك , بزرگ . هيچ پدر و مادري صلاح و مصلحت فرزندش را نمي داند چه پدر و مادر بهروز وچه مادر و عموي نرگس و نسرين .
بچه ها بدون توجه به نصيحت بزرگترها راهي را مي روند كه خود صلاح مي دانند و فرقي بين خوب ها و بدها نيست , پدر بهروز كه به زعم نويسنده يك آدم پولدار و قطعا نادرست است و با ظلم و جنايت , به روش فيلم هاي مافيايي هاليوودي , توانسته از ارج وقرب اجتماعي برخوردار شود , يقينا حق دخالت در سرنوشت فرزند جوان خود را ندارد و آنچه او براي سعادت فرزندش مي گويد بي پايه و اساس مي باشد و همسر و فرزندانش حق داشتند كه همه چيز را از او مخفي بدارند. پس چه شد احترام پدر حتي پدر كافر كه پيامبر اكرم (ص ) واجبش كرده بود.
و اماآنطرف تر دم گرم مادر مهربان نيك سيرت نيز در آهن سرد دخترانش اثر ندارد. نه آنكه از روي هوا و هوس عاشق پسر پولدار شده است و نه آن دخترك دانشمند و فداكار كه در كار دلدادگي مرد زن طلاق داده است .
فرزندان جوان ما در اين گير و دار قرار است چه چيزي را بياموزند , كدام درس اخلاقي را ما بزرگترها نياموخته ايم كه سيماي جمهوري اسلامي در صدد القاي آنست !
جوانها را به خودشان واگذاريم و در امور آنها دخالت نكنيم . اين پيام رسانه ملي است . بنظر مسئولان فرهنگي نظام اين پيام نظام خانواده را مورد تهديد قرار مي دهد يا ماهواره و اينترنت .
بهروز جوان لا ابالي و شرور , يك مجرم تمام عيار است كه تا مرز به هلاكت افكندن پدر خود پيش مي رود و از به زندان انداختن او ابائي ندارد. ولي هيچكدام از اعمال او سبب طرد شدنش از جامعه نمي شود بلكه همه سعي ميكنند كه او را كمك كنند و از گناهانش حرفي به ميان نياورند و پيام مستقيمش به جوانان اينست كه ثروت پدر شما حق شماست كه بايستي به هر وسيله ممكن آن را بدست آوريد و جامعه شما را مسئول اعمالتان نمي داند.
نا خود آگاه ياد جنايتي افتادم كه اخيرا اتفاق افتاد و فرزندي پدر خود را دار زد و خواهر و مادرش تلاش داشتند كه مسئله را از ديد قانون دور نگاه دارند. بايستي به كارگردان فيلم تبريك بگوئيم كه پيامش موثر افتاد.
و اما احسان سعيدي مردي خشك سر كه بدليل عدم تبعيت همسرش از اعتقادات او حاضر به ادامه زندگي با او نيست و حتي التماس و در خواست همسرش در او موثر نمي افتد. كسي از اين آقا سوال نكرد تو چرا چنين همسري را انتخاب كردي , شايد هدف احسان , اصلاح شقايق بوده است كه چون تلاشها يش در اين راه موثر نيفتاده تصميم به جدائي گرفته است . روانشناسان بگويند آيا چنين برداشتي از شخصيت همسر و قائل نبودن به حق انتخاب نوع زندگي براي همسر خود نوعي بيماري خود بزرگ بيني نيست . آيا هر كسي به سبب داشتن ظاهري بصلاح و اداي فرائض ديني حق دارد كه خود را مصلح بداند و خود را از ديگران برتر بداند. آيا اين پيامي است كه نويسنده به جوانان مذهبي مي دهد.
حداقل آقاي احسان مي توانست در يك جو دوستانه به همسرش اين نكته را بگويد كه ما در دو محيط متفاوت و با دو ديدگاه متفاوت پرورش يافتيم همانطور كه روش من براي زندگي ممكن است آرامش را از تو سلب كند روش تو نيز موجب سلب آسايش من است پس چرا مثل دو انسان بالغ از هم جدا نشويم كه هر كس آزادانه به زندگي مورد علاقه ي خود به پردازد. در اين صورت اين پيام را براي دختر و پسرهاي جوان داشت كه در مسير ازدواج , به غير از زيبائي و ثروت عامل مهم ديگري را نيز بايد مد نظر قرار دهند و آن تطابق و يا نزديكي فرهنگي است .
حالا اين آقاي احسان پس از جدائي از همسر اولش در يك يا دو نگاه دانست كه نرگس همان همسر مناسبي است كه برايش از آسمان فرستاده شده و براي بدست آوردنش حاضر به هر اقدامي است حتي در افتادن با پدر بهروز.
صاحبنظران مسائل خانوادگي مي توانند بگويند كه سرانجام ازدواج اين دو شخصيت خود بزرگ بين , احسان و نرگس , به كجا خواهد انجاميد.
نقاط ضعف اين سريال در شخصيت پردازي را نمي توان در يك مقاله به تحرير آورد كه مثنوي هفتاد من كاغذ مي طلبد و بد آموزي هاي اخلاقي اين سريال از حد بدر است و لي تبليغ خارج از حد متعارف سيما و پخش هرروزه باعث شده است كه مردم به تعقيب داستان وادار شوند كه به هيچ وجه ارزشي براي اين سريال محسوب نمي شود و همسن و سالان من حتما سريال هاي روزهاي زندگي و محله پيتون را به ياد دارند كه هرروزه تعداد بيشماري بيننده را به پاي تلويزيون مي كشاند در حاليكه بكلي خالي از محتوا بود.
اگر شورو صداقت جناب ضرغامي را در دوران دانشجوئي به ياد نداشتم قطعا " گمان مي كردم ايشان قصد دارد فضاي جامعه را به سوي آنارشيسم سوق دهد اما گمان نمي كنم كه اين موضوع قبلا " به فكر ايشان نرسيده باشد كه مي شود با همكاري اساتيد امور تربيتي , جامعه شناسي , روانشناسي واخلاق دست به كار تهيه فهرست ارزشهائي شد كه بايستي در ساخت فيلم و سريال در رسانه ملي مورد توجه قرار گيرد.
و يا اشكالي ندارد كه نوشته ها قبل از ساخت توسط برخي اساتيد مورد مداقه قرار بگيرد كه از ساخت سريال هاي اين چنيني حتي المقدور جلوگيري شود.
به نظر من تاثير غلط و دير پايي كه اين سريال در ذهن جامعه ايراني مي گذارد مسلما از اثر فيلمهاي مخرب ماهواره بسيار بيشتر است و بر بزرگان ادب و دانش اين مرز و بوم است كه نسبت به آنچه از رسانه ملي پخش مي شود , كه با پول بيت المال آنهم بدون تحقيق و تفحص اداره مي شود , حساس باشند چرا كه آنچه در اجتماع ما مي گذرد انعكاس آموزشي است كه به مردم داده مي شود. واين حق مسلم ماست كه بر آن نظارت داشته باشيم .
مهران ارشادي فر
بربزرگان ادب و دانش اين مرزو بوم است كه نسبت به آنچه از رسانه ملي پخش مي شود و با پول بيت المال آنهم بدون تحقيق و تفحص اداره مي شود , حساس باشند
آنچه در اجتماع ما مي گذرد انعكاس آموزشي است كه به مردم داده مي شود و اين حق مسلم ماست كه بر صدا و سيما نظارت داشته باشيم
فرزندان جوان ما در اين گير و دار قرار است چه چيزي را از صدا و سيما بياموزند و كدام درس اخلاقي را عمل كنند !
اينكه جوانها را به خودشان واگذاريم و در امور آنها دخالت نكنيم , به پيام رسانه ملي ما تبديل شده است
در سريال نرگس همه آدم هاي خوب و بد يكسره دروغ مي گويند. همه آدم هاي بزرگ , كوچكند و همه آدم هاي كوچك , بزرگ . هيچ پدر و مادري صلاح و مصلحت فرزندش را نمي داند و....