
بالاخره شوراي حقوق بشر سازمان ملل , روز جمعه گذشته پس از
تاخيري يك ماهه براي بررسي وضعيت نقض حقوق بشر از سوي رژيم
صهيونيستي در پي حمله ارتش اين رژيم به مردم مظلوم فلسطين و لبنان , در
ژنو تشكيل جلسه داد. در اين نشست كه به درخواست تونس به نمايندگي از
دولتهاي عرب و 16 عضو سازمان كنفرانس اسلامي برگزار گرديد , به كشتار
مردم غيرنظامي فلسطين و لبنان از سوي اسرائيل رسيدگي شد!
« لوئيس آربور » كميسيونر عالي سازمان ملل در امور حقوق بشر در
سخنان افتتاحيه اين نشست , با يادآوري « حق زندگي » به عنوان اساسي ترين
حق بشري , خواستار آن شد كه اين شورا تمام تلاش خود را براي برقراري
آتش بس فوري به كار گيريد. در ادامه اين نشست قرار است در باره متن
پيش نويس قطعنامه اي عليه اسرائيل كه توسط دولتهاي عربي و 16 عضو
سازمان كنفرانس اسلامي پيشنهاد شده تصميم گرفته شود!
اين براي سازمانهاي بين المللي مدعي حقوق بشر , مايه ننگ است كه
پس از يك ماه مشاهده كشتار جنون آميز انسانها توسط رژيم صهيونيستي ,
از خواب خرگوشي برخيزند و پس از آن نيز به دنبال دليل برهم خوردن
خواب خوش خود باشند! دنياي عجيبي است . سازمانهايي كه مدعي وضع
قانون در جهان هستند و خود را متولي قانون و حقوق بشر مي نامند , چنان
بي خاصيت شده اند كه همواره بعنوان آخرين نهاد و گروه وارد مسايل
مي شوند , آن هم پس از آنكه ديگران باهل دادنهاي مكرر و ممتد ناچارشان
مي كنند. البته اين بي خاصيتي براي مواقعي است كه منافع اربابان مستبد و
زورگوي آنها در خطر نباشد , در غير اينصورت بلافاصله وارد عمل شده و با
شدت وحدت اقدام به موضع گيري مي نمايند.
سازمانهاي بين المللي كه مدعي حمايت از برابري حقوق انسانها در
جامعه هستند و براي اين ادعا منشورهاي رنگارنگ و متنوعي نيز تدارك
ديده اند , حتي به بندهاي اوليه و ابتدايي منشورهاي خود نيز پايبند نيستند.
لازمه يك قضاوت عادلانه در برابر مشكلي , داشتن حقوق مساوي و برابر
براي قضاوت در باره آن موضوع است , ضمن آنكه قاضي علاوه بر اين حق
مي بايست داراي علم مورد نياز براي قضاوت نيز باشد. آنچه امروزه در
تناقض آشكار با اين اصل مهم در بطن سازمانهاي بين المللي مشاهده
مي شود , وجود قانوني جنگلي و ضدبشري بنام « حق وتو » در بزرگترين
سازمان بين المللي است . كشورهاي صنعتي و قدرتمند كه اتفاقا امروزه
جايگاه قضاوت را نيز به اشغال خود درآورده اند و در راس آنها امريكا با
استفاده از حق وتو , خواسته هاي خود را به همه مراجع بين المللي تحميل
مي كنند. مخصوصا اگر يك طرف موضوع قضاوت , رژيم جعلي و نامشروع
اسرائيل باشد.
كشورهايي مانند آمريكا , انگليس و فرانسه , كه مثلث شوم مخالفت با
خواسته هاي جهاني را تشكيل مي دهند , در جريان تهاجم وحشيانه رژيم
اشغالگر قدس به مردم مظلوم فلسطين و لبنان , ابتدا با استفاده از همين حق
وتو تصميم خود مبني بر مخالفت با برقراري آتش بس در جنگ اسرائيل
عليه لبنان و حزب الله را به شوراي امنيت سازمان ملل تحميل كردند , زيرا بر
اين باور بودند كه حزب الله و مردم لبنان توان مقابله و مقاومت در برابر
تهاجم وحشيانه اسرائيل را نخواهند داشت . اما با مشاهده مقاومت
قهرمانانه حزب الله لبنان در برابر تجاوزگريهاي اسرائيل و ضربات سنگيني
كه به مبارزان مسلمان لبنان بر پيكر رژيم مجعول صهيونيستي وارد كردند ,
در كوتاهترين زمان ممكن با تصويب قطعنامه 1701 به كمك اسرائيل رفتند .
اين عملكرد سازمانهاي بين المللي در مواجهه با مشكلات جهاني است !
شوراي حقوق بشر سازمان ملل كه قاعدتا بايد اولين مجمعي باشد كه
صدايش در مقابل تضييع حقوق انسانها در آيد , پس از يكماه سكوت و
همزمان با تصويب قطعنامه شوراي امنيت عليه حزب الله لبنان و به نفع
رژيم صهيونيستي به فكر حقوق بشر مي افتد! شوراي امنيت سازمان ملل نيز
تا زماني كه براي رژيم غاصب صهيونيستي احساس خطر نكرده براي آتش
بس اقدامي نمي كند و هنگامي كه تصميم به اقدام مي گيرد , به نفع جنايتكاران
مصوبه صادر مي كند!
البته اين نوع برخوردها از اين سازمانها خيلي هم دور از انتظار نبوده و
نيست , زيرا حاميان رژيم صهيونيستي كه از جنايات اين رژيم دفاع مي كنند ,
خود شريك جرم در اين جنايتها هستند و در واقع رژيم صهيونيستي براي
اجراي برنامه ها و سياستهاي آنها وارد ميدان مي شود و در اين ميان شوراي
امنيت گروگان آمريكا و آمريكا گروگان اسرائيل است و سايرين نيز نقش
نوچه ها و فرمانبرداران را به نمايش مي گذارند.
اساسا امروزه فلسفه وجودي نهادهاي بين المللي , پيگيري اهداف
سرمايه داري ابرقدرتهاست كه در قالب توافقنامه ها و مصوبه هاي مختلف
مطرح مي شود و اين موجب شده است شوراي امنيت كه داعيه برقراري
امنيت در جهان را دارد , خود به عنوان عاملي براي برهم زدن امنيت جهان
تبديل شود. به همين دليل , دقيقا همان مقدار كه دولتهاي جنايتكاري مانند
اسرائيل , آمريكا , انگليس و... در كشتار مردم مظلوم فلسطين و لبنان
مقصرند , شوراي امنيت , شوراي حقوق بشر و هر شوراي بين المللي كه
مسئوليتي در برابر مردم جهان دارد , در اين جنايتها شريك است . البته اين
نكته را باز هم نبايد فراموش كرد كه وجود حق وتو براي دولتهاي زورگو در
شوراي امنيت سازمان ملل , يعني , اين شورا و شوراهاي زيرمجموعه آن
همان دولتهاي آمريكا , انگليس و... هستند. و بالطبع اسرائيل هم منفعت
اصلي را مي برد. اما اين باعث نمي شود كه جاي سئوال از اين سازمانها وجود
نداشته باشد.

امروز جهان متمدن از سازمانهاي مدافع حقوق بشر يك سئوال اساسي
دارد و آن سئوال اينست كه : آيا قربانيان بمبارانهاي پيوسته رژيم
صيهونيستي , كودكان و زنان به خاك و خون غلطيده لبناني و فلسطيني , در
نگاه اين سازمانهاي بين المللي بي خاصيت , منفعل مرعوب استكبار , انسان
نيستند آيا از ديد آنان بشر تنها به كساني گفته مي شود كه داراي عقايد
صهيونيستي باشد ايا مردم عراق و افغانستان بشر نيستند اين سئوال و
سئوالهاي مشابه زيادي مثل آن , سئوالهايي است كه در ذهن ميلياردها انسان
روي زمين وجود دارد , ولي مرجعي كه بايد پاسخگوي اين سئوالها باشد ,
خود آلت دست عده اي معدود از جانيان قدرت طلب و زورگو هستند كه
حتي اجازه مطرح شدن اين سئوالها را نيز نمي دهند و اين جاي تاسف بسيار
دارد.
تاسف بارتر اينكه , دولت هاي عربي و مجامع اسلامي نيز بعنوان
نمايندگان مردم مسلمان جهان , مجامع بين المللي وابسته به دولتهاي غربي
را همراهي مي كنند و در برابر وحشي گريهاي رژيم صهيونيستي عليه ملت
فلسطين و لبنان منفعلانه عمل مي كنند. از دولتهاي عربي باتوجه به ماهيتشان
كه بسياري از آنها وابسته به دولتهاي مستكبرند , اين عكس العمل دور از
انتظار نيست , آنها نه تنها به سكوت در اين ميان بسنده نكردند بلكه برخي از
اين دولتها به روحانيون درباري خود دستور دادند عليه مردم مقاوم و
حزب الله قهرمان لبنان موضع گيري و آنها را تروريست و خشونت طلب
بنامند. البته ملتهاي منطقه با براه انداختن راهپيماييها و تظاهرات
اعتراض آميز عليه جنايتكاران صهيونيست , نشان دادند كه نظري خلاف نظر
دولتهاي خود دارند و حامي و پشتيبان مردم مظلوم فلسطين و مقاومت
پيروز حزب الله لبنان هستند , ولي اين از مسئوليت سازمانهاي اسلامي
چيزي كم نمي كند. مجامع اسلامي علي الخصوص سازمان كنفرانس اسلامي
اگر مي خواهند جايگاه خود نزد ملتهاي مسلمان را حفظ كنند , بايد به مراتب
فعالتر از آنچه كه اكنون هستند , شوند. در غير اينصورت قطعا جنايتكاران
صهيونيست و اربابان غربي آنها با مشاهده كم كاريها و حركتهاي منفعلانه ,
گستاخي خود را در اجراي اهداف و توطئه هاي شيطاني در ممالك اسلامي
بيشتر به رخ خواهند كشيد.
اكنون ديگر در جاي جاي جهان ملتها دريافته اند كه منظور آمريكا و
همدستانش از حقوق بشر چيست حقوق بشر مورد نظر آمريكا و دولتهاي
اروپايي پيرو شيطان بزرگ , حفظ منافع سرمايه داران صهيونيست در نقطه
نقطه جهان است و براي اين منظور هيچ ابايي از تكرار جنايتهايي مانند آنچه
در قانا , زندان ابوغريب و اردوگاههاي فلسطيني , جنوب لبنان , افغانستان و
عراق مرتكب شدند , ندارند و چه زيبا گفت رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران
حضرت آيت الله خامنه اي كه : « آنچه در لبنان اتفاق افتاد , حقوق بشر
آمريكايي را براي همه معنا كرد و خاورميانه اي را كه دولت آمريكا در پي آن
است نشان داد. امروز براي همه روشن شده است كه تهاجم به لبنان ,
نقشه اي از پيش طراحي شده و اقدامي آمريكايي صهيونيستي , به عنوان
گامي اساسي در راه تسلط بر خاورميانه و جهان اسلام بوده است » .
حسن خياطي
اين براي سازمانهاي بين المللي مدعي حقوق بشر , مايه ننگ است كه
پس از يكماه مشاهده كشتار جنون آميز انسانها توسط رژيم صهيونيستي ,
از خواب خرگوشي برخيزند و پس از آن نيز به دنبال دليل برهم خوردن
خواب خوش خود باشند!
حاميان رژيم صهيونيستي كه از جنايات اين رژيم دفاع مي كنند , خود
شريك جرم در اين جنايتها هستند و در واقع رژيم اشغالگر قدس براي
اجراي برنامه ها و سياستهاي آنها وارد ميدان شده است
اساسا امروزه فلسفه وجودي نهادها و سازمانهاي بين المللي , پيگيري
اهداف سرمايه داري ابرقدرتهاست كه در قالب توافقنامه ها و مصوبات
مختلف مطرح مي شود
شوراي امنيت سازمان ملل كه داعيه برقراري امنيت در جهان را دارد ,
امروز خود بعنوان عاملي براي برهم زدن امنيت جهان شده است
حضرت آيت الله خامنه اي : « آنچه در لبنان اتفاق افتاد , حقوق بشر
آمريكايي را براي همه معنا كرد و خاورميانه اي را كه دولت آمريكا در پي
آن است نشان داد... »

|