بسم الله الرحمن الرحيم
خدا رحمت كند امام خميني را كه ميفرمود اگر هر مسلمان يك سطل آب
به دست بگيرد و برروي اسرائيل بريزد , اسرائيل را آب مي برد و محو
مي شود. اينكه موضع امام از اول تا آخر اين بود كه « اسرائيل بايد از صفحه
روزگار محو شود » نيز بر همين منطق استوار بود; منطق پوشالي بودن
اسرائيل و اينكه شكست ناپذير بودن آن فقط يك افسانه است كه بوقهاي
تبليغاتي صهيونيستي آنرا ساخته اند.
اين واقعيت , در جنگ 33 روزه لبنان , دقيقا به اثبات رسيد . همه
فهميدند و خود سران رژيم صهيونيستي نيز اعتراف كردند كه اسرائيل در
برابر حزب الله شكست خورده است . آنها حتي بالاتر از اين نيز رفته و
گفته اند تبليغات اسرائيل طوري بود كه به ارتشي هايش القا ميكرد اصولا اين
ارتش هر زمان كه درگيري پيش بيايد بر 250 ميليون عرب چيره مي شود ولي
در جنگ لبنان در برابر يك گروه 10 هزار نفري شكست خورده است .
نه تنها سران رژيم صهيونيستي و تحليل گران و ژنرالهاي صهيونيست ,
بلكه حتي دولتمردان آمريكا و انگليس و رسانه هاي غربي از اروپا گرفته تا
كانادا و آمريكا همه اعتراف كرده اند كه در برابر حزب الله شكست خورده اند
آنها چاره اي جز بيان اين واقعيت ندارند , زيرا انكار آن هيچ دردي را دوا
نمي كند و نه تنها مشكلي را حل نخواهد كرد بلكه آنها را رسواتر نيز خواهد
نمود. درحال حاضر ديگر بحث برسر اين نيست كه كدام طرف شكست
خورده , بلكه اكنون همه در انتظار آثار اين واقعه بسيار مهم تاريخي هستند.
آمريكا , انگليس و اسرائيل كه شكست خوردگان اصلي اين واقعه بسيار
مهم هستند , اكنون مصيبت بزرگشان اينست كه بايد اعتراف به واقعيت هاي
تلخي نمايند كه پيامدهاي اين شكست است . در اين مرحله نيز آنها چاره اي
جز اعتراف ندارند.
اهم اين واقعيت ها از اينقرارند.
1 ـ قدرتهاي زورگوي غربي بويژه آمريكا و انگليس كه همواره براي
پيشبرد اهداف استعماري خود در منطقه خاورميانه از وجود مترسكي به نام
اسرائيل سود مي برند و آنرا همچون چماقي بر سر ملت هاي منطقه و
پيشاپيش آنها سران كشورهاي عرب فرود ميآوردند , اكنون ديگر اين اهرم
فشار را از دست داده اند. پوشالي بودن رژيم اشغالگر براي همه مردم منطقه
به اثبات رسيد و اين صحنه غمبار جلوي چشمان سران آمريكا و انگليس و
ساير همپالگي آنها به نمايش درآمد و ديگر جاي هيچ انكاري وجود ندارد.
اكنون ديگر اين زورگويان چماقي به نام اسرائيل دردست ندارند تا بر سر
مردم منطقه فرود بياورند.
2 ـ ملت هاي منطقه , بيش از گذشته آگاه و شجاع شده اند . مقاومت
حزب الله , تزريق غيرت به آحاد مردم منطقه بويژه جهان عرب بود. اگر تا
امروز به لطايف الحيل امكان رام كردن ملت هاي منطقه وجود داشت , از اين
پس چنين چيزي غيرممكن خواهد بود.
3 ـ سران ارتجاع عرب , با پيروزي حزب الله , خود را شكست خورده و
تاج و تخت خود را متزلزل مي بينند. شاه عبدالله عربستان دچار تب و لرز
شده , شاه عبدالله اردن در جستجوي راه فرار است و فرعون مصر احساس
مي كند دور جديد رياست جمهوري قلابي خود را نمي تواند حتي به نصف
نيز برساند و بايد گوري در كنار اهرام مصر براي خود دست و پا نمايد. اين ,
واقعه مهمي است كه اكنون ملت هاي منطقه شاهد آن هستند و همه ميدانند
كه در شرايط جديد , جائي براي اين عناصر مزدور و وابسته كه هر كاري
ميتوانستند در اين 33 روز براي تقويت اسرائيل و به شكست كشاندن
حزب الله كردند ولي راه به جائي نبردند.
4 ـ نگاه مردم به دين اسلام نيز با كاري كه حزب الله كرد , كاملا تغيير كرده
است . همه مسلمانان در سرتاسر جهان اسلام , از عرب و غيرعرب , به اين
واقعيت پي برده اند كه اسلام واقعي آن نيست كه مفتي هاي بي غيرت و
خودفروخته دربارهاي سعودي و فرعون مصر معرفي مي كنند و آن نيست كه
القاعده و تكفيري ها و طالباني هاي متحجر و دست نشانده ميگويند , كساني
كه شعار ضديت با آمريكا و اسرائيل لقلقه زبانشان است ولي هنگامي كه
نوبت به عمل مي رسد خبري از آنها نيست . اين , همان اسلام آمريكائي است
كه امام خميني آنرا در خدمت مستكبران ميدانست و وسيله ايست دردست
آمريكا و انگليس تا بتوانند با استفاده ابزاري از آن , طرح خائنانه جنگ
« اسلام عليه اسلام » را به پيش ببرند و به اهداف استعماري خود برسند.
سخن از اين نيست كه تشيع درست است يا تسنن . سخن بر سر اينست كه
اسلام , چه در قالب تشيع و چه در قالب تسنن , اگر با تكيه بر ايمان در برابر
كفر و شرك و استكبار و استعمار و اشغال و استثمار بايستد , اسلام ناب
محمدي است . والا اسلام آمريكايي است . براي معرفي اسلام ناب محمدي
در روزگار ما , اگر صدها كتاب نوشته ميشد و ميلياردها دلار هزينه ميشد , به
اندازه كاري كه حزب الله لبنان در برابر اسرائيل در اين 33 روز كرد ,
نميتوانست موثر باشد. پيروزي حزب الله در برابر رژيم صهيونيستي ,
افتخار بزرگي براي همه مسلمانان است . درست به همين دليل است كه همه
مسلمانان در سرتاسر جهان , اعم از شيعه و سني , اين روزها به حزب الله و
به رهبر شجاع آن « سيدحسن نصرالله » افتخار مي كنند.
5 ـ در جنگ 33 روزه لبنان ناكارآمدي سلاح هاي پيشرفته , در برابر
ايمان به اثبات رسيد. اين , بدان معني نيست كه مسلمانان نبايد سلاح هاي
پيشرفته در اختيار داشته باشند , بلكه آنچه در جبهه لبنان به اثبات رسيد
اينست كه فقط سلاح نيست كه سرنوشت جنگ را رقم مي زند , بلكه اگر در
كنار سلاح , ايمان وجود نداشته باشد از پيشرفته ترين سلاح ها نيز كاري
ساخته نيست .
6 ـ پيروزي حزب الله , اتحاد بي سابقه اي در امت اسلامي بوجود آورده
است . در لبنان , همه متحدا مقاومت در برابر اسرائيل را انتخاب كردند , در
جهان عرب همه ملت ها از مقاومت حمايت كردند , در جهان اسلام همه
مردم بر ضرورت مبارزه عليه اسرائيل تاكيد كردند و در سرتاسر جهان , جان
همه مردم آزاده از نفرت نسبت به اسرائيل و حاميان آنها لبريز شد.
7 ـ نفرت از دولت آمريكا با جنگ 33 روزه لبنان , از هر زماني بيشتر شد .
اين , واقعيتي است كه حتي تحليل گران آمريكائي نيز به آن اعتراف كرده اند.
سخن برژينسكي كه ديروز گفت سياست خاورميانه اي دولت بوش , آمريكا را
بيش از هر زماني نزد مردم خاورميانه منفور كرد , بهترين شاهد است . اين
نفرت , زمينه رابراي زوال قدرت آمريكا فراهم مي كند و اين سرآغاز وزيدن
نسيم آزادي در جهاني است كه دولت آمريكا قصد دارد آنرا همچون زنداني
خفقان آور در تيول خود نگهدارد.
8 ـ با شكست اسرائيل در جنگ 33 روزه لبنان , طرح خاورميانه بزرگ
آمريكا براي هميشه به محاق رفت . رايس , وزيرخارجه آمريكا , عليرغم
چهره زشتي كه دارد با تبختري فرعونانه در هفته اول اين جنگ گفته بود اين
جنگ بايد مقدمات تغيير نقشه جغرافيائي خاورميانه را فراهم سازد. ولي
اكنون او نيز مجبور شده است اعتراف كند كه مهار خاورميانه از دست
آمريكا خارج شده است .
9 ـ آمريكا درصدد بود با نابود ساختن حزب الله در جنگ لبنان بوسيله
اسرائيل , به سراغ ايران بيايد و با ايران تسويه حساب كند. اكنون با شكست
سختي كه اسرائيل متحمل شده , اين آمريكاست كه بايد كوتاه بيايد و در برابر
ايران دست از شرارت بردارد.
10 ـ اكنون كه اسرائيل عمق استراتژيك خود را از دست داده , بحران
گريبانگير حاكميت رژيم صهيونيستي شده , مهاجرت معكوس سكه رايج در
ميان يهوديان ساكن اسرائيل شده , سرمايه ها فراري شده اند و كسي در
اسرائيل احساس امنيت نمي كند , زمان آن فرا رسيده است كه مسلمانان , گام
آخر را بردارند و با وارد كردن ضربات نهائي بر پيكر نيمه جان اسرائيل , كار
اين رژيم غاصب و شرور را يكسره نمايند. اين , كاري است شدني بويژه در
شرايط كنوني كه همه معادلات سياسي مورد نظر آمريكا در منطقه و جهان
بهم ريخته و اسرائيل و حاميانش فاقد تعادل هستند. درست در همين زمان
است كه مسلمانان بايد با توكل بر خدا و اميد به امدادهاي غيبي الهي با
همديگر متحد شوند و اين غده سرطاني را از قلب جهان اسلام زايل نمايند.

|