علي معصومي وزوايي
قسمت اول
سئوال اصلي مقاله ي حاضر اين است كه بين تمدن اسلامي و
شهادت طلبي چه نسبتي وجود دارد آيا تمدن اسلامي بدون شهادت طلبي
مي توانست ظهور و تداوم داشته باشد يا خير به عبارت ديگر آيا مي توان
بين شهادت طلبي و تمدن اسلامي جدايي ايجاد كرد و تصور نمود كه تمدن
اسلامي , بدون شهادت طلبي هم مي توانست و مي تواند حضور و ظهور فعال
و تاثيرگذار داشته باشد يا خير
پيش از هر چيز , لازم است منظور و مفهوم موردنظر خود را از « تمدن
اسلامي » و « شهادت طلبي » روشن كنيم . منظور از تمدن اسلامي , كليه ي
جلوه ها و دستاوردهاي مادي و معنوي است كه با ظهور دين مبين اسلام , در
ميان انسان ها و در ميان جوامع انساني و در همه گوشه و كنار جهان , به ويژه
در كشورها و سرزمين هايي كه بعدا به سرزمين ها و كشورهاي اسلامي معروف
شدند به وجود آمد.
منظور از شهادت طلبي نيز اين است كه فرد مسلمان , به منظور صيانت از
اسلام و مجموعه ي عقايد و تعاليم دين اسلام , و به منظور رفع موانع و
عوامل موجود بر سر راه اسلام , و همچنين به منظور پاسداري از جوامع و
سرزمين هاي اسلامي و دفاع از عزت و حيثيت مسلمانان , تا نهايت توان
خود كه تقديم جان است , پايداري و سخت كوشي نشان بدهد و در راه
مجموعه اهداف ديني خود نه تنها از مرگ نترسد بلكه از آن استقبال نمايد.
بدون ترديد , هر پديده و هر سامانه اي از مجموع پديده ها , عناصر و
سامانه هاي خردتري تشكيل شده است كه طبق يك نظام مندي و ارتباط و
نسبت ويژه , حيات و كارايي خاص دارد و اهدافي را دنبال مي كند. از سوي
ديگر , هر پديده اي همزمان با ظهور خود , عوامل و سامانه هايي نيز براي
استمرار حيات و همچنين براي توسعه ي حيات خود به همراه دارد كه ميزان
و چگونگي حيات آن پديده , كاملا وابسته به همين عوامل و سامانه هاي نگه
دارند و توسعه دهنده است .
هنگامي كه اسلام به عنوان يك پديده ي بزرگ ظهوركرد , همه ي آنچه را
كه مي توانست توسعه واستمرار حيات آن را تضمين كند , به همراه آورد.
شهادت طلبي و نهراسيدن از مرگ در راه اهداف اسلامي , از عناصري بود كه
همزمان با اسلام و در بطن كليتي به نام اسلام پديد آمد تا موانع و عواملي را
كه بر سر راه اسلام قرار گرفته بودند , بر طرف كند. زيرا اگر اين عنصر نبود ,
مجموع اسلام و تعاليم اسلامي كه در وجود اولين مسلمانان تبلور يافته بود ,
از همان ابتدا در برابر هجوم ها و موانع , عقب نشيني مي كرد و عرصه بر
عوامل مخالف اسلام , كاملا باز و هموار مي شد.
چون قرآن كريم و معارف و تعليمات آن , محور اصلي تمدن اسلامي در
همه ي اعصار است , بنابراين , هر بخشي از آن و هر آموزه اي از آن , به سهم
خود در پديد آمدن و استمرار تمدن اسلامي صاحب نقش است . همان طور
كه قرآن را نمي توان از تمدن اسلامي جدا كرد , تعاليم و دستورات و احكام و
بايدها و نبايدهاي آن را هم كه هر يك از آن ها بخشي از مجموعه ي كاملي به
نام قرآن را تشكيل مي دهند نيز نمي توان از تمدن اسلامي جدا كرد.
از چند طريق مي توان به نقش شهادت طلبي و ايثارگري در تمدن
اسلامي پي برد. نخستين مطلبي كه در اين باره مي توان گفت , همان است كه
در باره ي جدايي ناپذير بودن بخش ها و انواع تعاليم قرآن از كل قرآن بيان شد
و ذكر گرديد كه چون مجموعه تعاليم قرآن , مايه و ماده ي اصلي فرهنگ و
تمدن اسلامي است , پس هر يك از بخش ها و تعاليم آن نيز سهمي در اين
تمدن دارند. به فرض محال , اگر ما , در عرصه ي عمل و حوادث تاريخي نيز
نتوانيم مصاديقي براي نقش شهادت طلبي و ايثارگري در تمدن اسلامي
بيابيم , همين اندازه كه بدانيم شهادت طلبي و ايثارگري در راه اسلام , بخش
بسيار مهمي از تعاليم قرآن كريم است و خداوند در آيات مختلف بر اين
موضوع تاكيد فرموده است , براي اثبات نقش شهات طلبي و ايثارگري در
تمدن اسلامي كافي مي باشد.
خداوند در قرآن كريم براي كشته شدن در راه خدا , اجر عظيم (نسا آيه
74 ) و زندگي جاويد (بقره 154 ) و بهشت (توبه آيه 111 ) و ... وعده داده
است . تاكيد خداوند بر اهميت پيكار در راه اسلام و اهميت شهادت طلبي و
ايثارگري در راه اهداف اسلامي , از يك سو جايگاه بسيار با اهميت جهاد و
شهادت طلبي و ايثارگري را در مجموعه تعاليم قرآن كريم را مشخص
مي كند , و از سوي ديگر , اهميت و نقش آن را درتبلور , توسعه و استمرار
اسلام و تمدن اسلامي نشان ميدهد .يقينا اگر شهادت طلبي و ايثارگري تاثير
قاطعي در پديد آمدن و در روند توسعه و تكامل اسلام و تمدن اسلامي
نداشت , خداوند حكيم جايگاه آن را تا اين حد و تا اين سطح در قرآن كريم
مطرح نمي نمود. و براي ان . عجر عظيم و زندگي متعالي و جاويد مقرر
نمي فرمود.
خلاصه اينكه اگر تصور كنيم شخصي بخواهد موضوع شهادت طلبي و
ايثارگري در اسلام و نقش آن در تمدن اسلامي را حتي در خلا حوادث
تاريخي و در فضايي تهي ازواقعيت هاي تاريخي نيز بررسي كند , با نگاه به
جايگاه شهادت طلبي و ايثارگري در ميان مجموعه تعاليم قرآن كريم , به طور
طبيعي و بر اساس محاسبه عقلاني نقش و اهميت آن را در تمدن اسلامي در
مي يابد و متوجه مي شود كه اگر اين موضوع , اهميت حياتي براي اسلام و
تمدن اسلامي نداشت , خداوند تا اين حد بر آن تاكيد نمي فرمود و پيروان
اسلام را تشويق به دادن جان در اين راه نمي كرد.
اگر از بحث نظري بگذريم و به متن حوادث تاريخ صدر اسلام بنگريم ,
كاملا براي ما ثابت خواهد شد كه آنچه در پيروزي و گسترش اسلام نقش
اساسي و قاطع داشت , روحيه ايثارگري و شهادت طلبي بود. هنگامي كه
اسلام ظهور كرد , ايثارگري و شهادت طلبي از نخستين تعاليم و مهم ترين
دروسي بود كه مسلمان ها از رسول اكرم آموختند و در عمل آن را پياده كردند
تا همه ي موانعي را كه بر سر راه اسلام بود از ميان بردارند و زمينه را براي
تمدن اسلامي فراهم نمايند. شهادت طلبي كه خداوند در قرآن بر آن تاكيد
فرموده است , توسط رسول اكرم به مسلمان تعليم داده شد و مسلمان ها نيز
در عرصه ي عمل به تاكيدات خدا و تعليمات رسول خدا جامه ي عمل
پوشاندند و پايه هاي اساسي تمدن اسلامي را بنيان نهادند. البته روشن است
كه منظور اين نيست كه اسلام با زور شمشير پيش رفت , بلكه مقصود اين
است كه همه ي موانع توسعه و گسترش اسلام كه موانع بسيار بزرگ و بسيار
متعدد بودند و قصد قاطع داشتند در برابر اسلام بايستند , بيش از هر چيز با
ابزار ايثارگري و شهادت طلبي از ميان برداشته شد.
امام خميني درباره علت پيروزي انقلاب اسلامي , ديدگاه ظريف و
مهمي دارند و معتقدند آنچه بيش از هر چيز سبب پيروزي انقلاب اسلامي
شد , پديد آمدن روحيه ي ايثارگري و شهادت طلبي در ميان مردم و جوانان
بود. به اعتقاد امام خميني , آنچه سبب پيروزي انقلاب اسلامي شد ,
استدلال هاي فلسفي , بحث هاي مربوط به حوزه جهان بيني و.... نبود , بلكه
پديد آمدن روحيه اي ايثارگري و شهادت طلبي بود; زيرا دشمن با قدرت
گسترده اي كه داشت , هرگز نمي خواست از موضع باطل خود كنار برود و راه
را براي دين و مردم باز كند. سخن امام خميني در اين باره چنين
است :
همان روحيه اي كه در زمان رسول الله براي مردم پيدا شده بود و در
ظرف نيم قرن , مسلمين را بر دنياي آن روز غلبه داد , اين روحيه در ملت ما
پيدا شده بود كه خودشان را با شوق و اشتياق مي خواستند فدا كنند. آنچه ما
را غلبه داد اين روحيه بود; فلسفه نبود; جهان بيني نبود; اسلام شناسي نبود;
هيچ اين حرف ها نبود. اين روحيه كه در ملت پيدا شد و اين تحركي كه پيدا
شد يك مطلب غيبي بود كه در ظرف مدت كوتاهي يك همچو تحول روحي
در جمعيت پيدا شد; و تا اين جا كه آمديم با اين تحول روحي همراه
هستيم . (1 )
در اين جا لازم نيست در تعميم و توسعه ي تاريخي سخن و ديدگاه امام
خميني بكوشيم و بخواهيم بگوييم چون ديدگاه امام خميني چنين است , و
چون امام خميني براي شهادت طلبي نقش مقدم و قاطعي در پيروزي انقلاب
اسلامي قايل مي باشند , پس با يك قياس ساده مي توانيم بگوييم كه براي
صدر اسلام و براي كليت تمدن اسلامي نيز همين ديدگاه صادق است ; زيرا
خود امام خميني با يك كلام كوتاه , صدر تاريخ اسلام و دوره ي كنوني تاريخ
اسلام را به هم وصل مي كند و ديدگاه خودش را براي همه ي تاريخ اسلام
تعميم مي دهد و چنين بيان مي فرمايد كه چون در دوره ي انقلاب اسلامي نيز
همان روحيه اي ايثارگري و شهادت طلبي دوره ي رسول اكرم زنده شد ,
انقلاب اسلامي توانست به پيروزي برسد و دوره ي جديد تمدن اسلامي را
بنيان نهد. با عنايت به سخن امام خميني , چنين مي توان گفت كه در صدر
اسلام و در ساير دوره هايي كه اسلام در ميان انبوهي از دشمنان به محاصره
درآمد و يا اينكه كليت اسلام و تمدن اسلامي در معرض تهاجم بيگانه اي
قرار گرفت , بحث هاي استدلالي و تكاپوهاي ذهني و فكري و فرهنگي نبود كه
دشمن قهار را از نابود كردن اسلام و تمدن اسلامي پشيمان كرد , بلكه روحيه
ايثارگري و شهادت طلبي بود كه به ياري اسلام , جوامع اسلامي و تمدن
اسلامي شتافت و سدي در برابر سيل هاي بنيان كن شد , همچنان كه در هر
دوره از تاريخ اسلام كه شهادت طلبي و روحيه ي ايثارگري افول كرد ,
دشمنان اسلام بلايي بر سر اسلام و تمدن اسلامي آوردند كه قرن ها نتوانست
قامت راست كند. به تعبير ديگر , در هر دوره اي كه مسلمان ها به صدر اسلام و
دوره ي متعالي رسول خدا اقتدا كردند و ايثارگري و شهادت طلبي را ابزاري
براي توسعه و صيانت از تعاليم و تمدن اسلامي نمودند , پيروز شدند و در
صف اول حركت تاريخي بشر قرار گرفتند; اما زماني كه راهي غير از اين در
پيش گرفتند , محكوم به تبعيت از ديگران و دست شستن از عزت و اقتدار
خود شدند.
دوره ي رسول خدا كه در همه عرصه ها و زمينه ها , دوره ي الگويي همه ي
تاريخ اسلام است , از نظر ايثارگري و شهادت طلبي نيز دوره ي الگويي و
نمونه ي اعلا محسوب مي شود و تمام لحظه هاي اين تاريخ نوراني مصداق
عيني و عملي براي اين موضوع است . بنابراين , اگر بخواهيم مصاديق اين
دوره را به طور گسترده بيان كنيم , بايد بخش بزرگي از تاريخ دوره ي نبوت
رسول اكرم را بازگو نماييم . به همين دليل , فقط به نمونه هايي اشاره مي كنيم .
مي دانيم كه در عصر نبوت , به ويژه در دهه ي اول و چند سال نخست
دهه ي دوم عصر رسالت , مسلمان ها از نظر تعداد , بسيار كم تر از دشمنان
بودند. به همين دليل , در آن زمان , راهبرد ايثارگري و شهادت طلبي , بهترين
راه براي مقابله با دشمنان بود و اگر اين راهبرد مورد توجه قرار نمي گرفت ,
در آن اوضاع بحراني و خطرناك , دشمنان به سهولت بر مسلمانان پيروزي
مي شدند , ولي شهادت طلبي و ايثارگري به مثابه بهترين راهبرد براي گذر از
دوره ي بحران و مديريت موثر نيروهاي اندك در برابر نيروهاي فراوان , به كار
گرفته شد و نتايج بسيار حيرت انگيز به بار آورد.
اولين تجلي گسترده و عمومي راهبرد ايثارگري و شهادت طلبي , در
جنگ بدر رخ نمود و با همين راهبرد مديريتي موثر بود كه عده اي اندك
(313 نفر يا 314 نفر) و با تجهيزات بسيار ابتدايي و امكانات ناچيز , بر
سپاهي كه حداقل هزار نفر بود و تجهيزات و امكانات بسيار بالايي داشت ,
پيروزي قاطع به دست آورد . (2 )
در اين نبرد , شهادت طلبي و ايثارگري مسلمانان به عنوان بهترين راهبرد
براي مقابله با دشمن بسيار و مجهز , به اوج رسيد و الگويي براي ساير نبردها
و ساير وقايع صدر اسلام و همه ي دوره هاي تاريخي اسلام گرديد. در اين جا
فقط به دو نمونه از تجلي روح ايثارگري و شهادت طلبي در جنگ بدر اشاره
مي كنيم .
ابن هشام نقل ميكند كه در جنگ بدر , رسول خدا به مسلمانان فرمود : هر
كس امروز با كافران جنگ كند و در نبرد پايداري نمايد و روي از كافران
برنگرداند تا آن ها را بكشد , حق تعالي درهاي بهشت به رويش مي گشايد ,
زندگي جاويدان به وي مي دهد و او را از خاصان خود قرار
مي دهد.
چون رسول اكرم چنين فرمود , مردي از انصار درحالي كه چند خرما در
دست داشت و به خوردن آنها مشغول بود , چنين گفت : اكنون كه ميان من و
بهشت , فقط به اندازه ي كشته شدن فاصله است , پس چرا بايد خودم را به
چيزي غير از جهاد و جنگ مشغول كنم . چرا كشته شدن , بين من و بهشت
جدايي افكنده است .
بنابراين , آن مرد انصاري خرماها را بر زمين انداخت و با شمشير برهنه
به طرف دشمن رفت . وي كه « عميربن حمام » نام داشت , نبرد بسيار مهيبي
كرد و بعد از كشتن تعدادي از كافران , خودش نيز به شهادت رسيد(3 )
در همين روز , عوف بن حارث نيز نزد رسول خدا رفت و از آن حضرت
پرسيد : حق تعالي از بنده ي خود چه چيز را بيشتر دوست دارد
رسول خدا فرمود : نزد خدا آن خوش تر است كه بنده ي وي برهنه با
دشمن جهاد كند و دست به خون برد و در خون بغلتد.
عوف بن حارث انصاري با شنيدن سخن رسول اكرم , زره و جامه ي خود
را از تن درآورد و در حالي كه برهنه بود و غير از ازار (زير شلوار) چيزي به
تن نداشت , شمشير در دست گرفت و نبرد بسيار سهمگين كرد و سرانجام به
شهادت رسيد . (4 )
از همين دو نمونه , روشن مي شود كه چگونه رسول خدا از راهبرد
شهادت طلبي و ايثارگري براي مهار و مديريت بحراني كه به دليل توان
مندي و كثرت دشمن در پيش روي مسلمانان قرار داشت , بهره برد و از
هسته ي اوليه جامعه و تمدن اسلامي كه به تازگي در مدينه شكل گرفته بود و
توان چنداني هم نداشت , صيانت كرد.
الگوي راهبردي كه رسول خدا در جنگ بدر ارائه داد , براساس معادله ي
جديدي بود كه شهادت طلبي در آن نقش قاطع داشت . تا آن زمان , معادلات
مرسوم و معمول جنگ و پيروزي در اذهان بدين گونه بود كه اگر نيرو و
تجهيزات يكي از طرفين جنگ بيشتر باشد , پيروزي براي طرفي است كه
داراي امكانات و نيرو و تجهيزات بيشتر است . معادله ي ديگر اين بود كه اگر
نيرو و امكانات طرفين به يك ميزان باشد , طرف پيروز كسي است كه
مقاومت و شهامت و مديريت بيشتر و بهتر داشته باشد. بالاخره , سومين
معادله ي مرسوم اين بود كه طرفي كه نيرو و تجهيزات و امكانات كم تر دارد ,
برايش امكان و احتمال پيروزي وجود دارد , ولي به شرطي كه جان فشاني و
مقاومت بيشتر كند. اما معادله اي كه رسول اكرم عملا آن را ارائه داد اين بو
دكه نيرو و امكانات و تجهيزات , فقط بخش كوچكي از معادله ي جنگ و
پيروزي است و اگر روحيه شهادت طلبي و ايثارگري در يكي از طرفين جنگ
باشد , اگر طرف مقابل چند برابر هم كه باشد و چند برابر هم كه نيرو و
تجهيزات داشته باشد , باز هم مغلوب است و پيروزي در طرفي خواهد بود
كه شهادت طلبي و نهراسيدن از مرگ در آن طرف بيشتر مي باشد.
مآخذ و پاورقي ها :
1 ـ امام خميني ; صحيفه امام , جلد 6 , ص 492
2 ـ زرگر نژاد , غلامحسين , تاريخ صدر اسلام و عصر نبوت , انتشارات
سمت , 1378 هـ . ش , ص 383 و .384 شهيدي , سيد جعفر; تاريخ تحليلي
اسلامي , مركز نشر دانشگاهي , ص 74 تا 76
3 ـ ابن هشام , سيرت رسول الله , ترجمه قاضي ابرقو , تصحيح اصغر
مهدوي , جلد 2 , انتشارات خوارزمي , 1360 ش , ص 564
4 ـ همان .
با عنايت به سخن امام خميني , چنين مي توان گفت كه در
صدر اسلام و در ساير دوره هايي كه اسلام در ميان انبوهي از
دشمنان به محاصره درآمد و يا اينكه كليت اسلام و تمدن
اسلامي در معرض تهاجم بيگانه قرار گرفت , بحث هاي
استدلالي و تكاپوي ذهني و فكري و فرهنگي نبود كه دشمن
قهار را نابود كردن اسلام و تمدن اسلامي پشيمان كرد , بلكه
روحيه ايثارگري و شهادت طلبي بود كه به ياري اسلام , جوامع
اسلامي و تمدن اسلامي شتافت و سدي در برابر سيل هاي
بنيان كن شد , همچنان كه در هر دوره از تاريخ اسلام كه
شهادت طلبي و روحيه ي ايثارگري افول كرد , دشمنان اسلام
بلايي بر سر اسلام و تمدن اسلامي آوردند كه قرن ها نتوانست
قامت راست كند
اگر از بحث هاي نظري نيز بگذريم و به متن حوادث تاريخ
صدر اسلام بنگريم , كاملا براي ما ثابت خواهد شد كه آنچه در
پيروزي و گسترش اسلام نقش اساسي و قاطع داشت , روحيه
ايثارگري و شهادت طلبي بود. هنگامي كه اسلام ظهور كرد ,
ايثارگري و شهادت طلبي از نخستين تعاليم و مهم ترين دروسي
بود كه مسلمان ها از رسول اكرم آموختند و در عمل آن را پياده
كردند تا همه موانعي را كه بر سر راه اصلام بود از ميان بردارند
و زمينه را براي تمدن اسلامي فراهم نمايند
اولين تجلي گسترده و عمومي راهبردي ايثارگري و
شهادت طلبي , در جنگ بدر رخ نمود و با همين راهبرد
مديريتي موثر بود كه عده اي اندك (313 نفر يا 314 نفر) و با
تجهيزات بسيار ابتدايي و امكانات ناچيز , بر سپاهي كه حداقل
هزار نفر بود و تجهيزات و امكانات بيسار بالايي داشت , پيروزي
قاطع به دست آورد. در اين نبرد , شهادت طلبي و ايثارگري
مسلمانان به عنوان بهترين راهبرد براي مقابله با دشمن فراوان
و بسيار مجهز , به اوج رسيد و الگويي براي ساير نبردها و ساير
وقايع صدر اسلام و همه ي دوره هاي تاريخي اسلام گردد

|