روزنامه جمهوري اسلامي 22/05/1385 صفحه مقالات

الگوي كامل براي جوان
از سوي مركز تحقيقات مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
دستيابي به مرجع جديد كلمات اميرالمومنين يافته شده در كتابخانه واتيكان

داستانهايي از فضائل و سيره فردي امام علي (ع )
الگوي كامل براي جوان


جواني علي عليه السلام الگويي براي جوانان
مي گويند بايد از حضرت علي (ع ) الگو بگيريم ! اما چگونه !... من يك جوان هستم ! يك جوان با خصوصيات خاص دوران جواني ! يك جوان با شور و نشاط خاص اين دوران كه به خنده و تفريح , به شور و احساسات نياز دارد و به الگويي كه مرا به شور آورد!
با تمام اين حرفها , باز هم بهترين الگو براي تو و براي همه , مولاي متقيان است : و بخصوص جواني شان !
جواني حضرت علي (ع ) !
الگو گرفتن يك الگو
بله ! خود اميرالمومنين هم در جواني شان , الگو داشته اند. الگويشان هم پيامبر بوده است . علي (ع ) از شش سالگي همراه و همراز پيامبر و در خانه ايشان زندگي مي كرده اند و در همه امور زندگي شان , حتي در جزيي ترين مسائل هم به پيامبر اقتدا مي نمودند. يعني خود ايشان هم از يك انسان كامل و والاي ديگر , الگو مي گرفته اند.
اما چگونه !
پيامبر اكرم (ص ) و علي (ع ) همواره با هم بودند , از هنگام عبادت و خلوت در غار حرا گرفته تا مراحل مختلف دعوت خويشان , دعوت عمومي در خانه خدا و حتي سفرهاي تبليغي پيامبر. علي (ع ) هميشه اول صبح به ديدار پيامبر مي رفت و آنگاه يكديگر را شاداب در آغوش مي كشيدند و احوال هم را مي پرسيدند. آندو بزرگوار اوقات زيادي از شبانه روز را در كنار هم به كار و تلاش مي پرداختند و گاه علي (ع ) خالصانه عرق از پيشاني پيامبر (ص ) پاك مي كرد و ا يشان نيز صميمانه از او تشكر مي نمود.
علي (ع ) خود در اين باره مي فرمايند : ((پيامبر (ص ) مرا در دامن خود پروريد. من كودك بودم , پيامبر مرا چون فرزند خود در آغوش گرمش مي فشرد و در استراحتگاه مخصوص خود جاي مي داد... هرگز نيافت كه من دروغي بگويم و در كردار من اشتباهي رخ دهد. من همچون بچه شتري تازه كه پيوسته به دنبال مادرش هست , به دنبال او مي رفتم . او هر روز نكته هاي تازه اي از اخلاق را براي من آشكار مي ساخت . و مرا فرمان ميداد كه در خط او حركت كنم . آن حضرت مدتي از سال در كوه حرا به سر مي برد و كسي جز من او را نمي ديد... من نور وحي و رسالت را ميديدم و بوي خوش ودل انگيز نبوت را احساس مي كردم .. موقعيتي كه من در محضر رسول الله داشتم براي هيچ كس نبود.))
بسيار خوب ! تمام اين حرفها درست ! اما حضرت علي , پيامبر را مي ديده اند , وجودشان را لمس مي كرده و به ايشان اقتدا مي كرده اند اما من چه ! من كه حضرت علي را نمي بينم , چگونه مي توانم از ايشان الگو بگيرم !
تاريخ كه روح , افعال و رفتار اميرالمومنين را ديده و نقل كرده است . از او استفاده كن ! از ديدگان تاريخ !
آري ! مگر تو نمي گفتي الگويي مي خواهي كه تو را به شور بياورد. آنچه مي تواند يك جوان را به شور بياورد , ديدن حماسه آفريني ها و شورمندي هاي كسي است كه به او علاقمند است . حال چه كس ديگري را سراغ داري كه به اندازه اميرالمومنين , حماسه آفريده باشد. در همان كودكي كه مصادف بود با آغاز بعثت پيامبر , كودكاني كه به تحريك مشركان , پيامبر را آزار مي دادند و سنگ مي پراندند , با شجاعت از اطراف پيامبر دور مي كرد. چه كسي , شب را در بستري پر خطر بجاي ديگري , بجاي محبوبش خوابيده و از آن شب به عنوان لذتبخش ترين شب عمرش ياد كرده است مگر رشادتهاي اميرالمومنين را در جنگ بدر نشنيده اي ! آن هنگام او فقط 25 سال داشته است و به گفته مورخين نيمي از كشته شدگان اين جنگ با ضرب شمشير علي (ع ) از پاي در آمده بودند. مي داني در جنگ احد زمانيكه علي (ع ) 26 سال داشت , آنجا كه در همان اوائل جنگ پرچمدار 9 لشكر دشمن را به خاك انداخت و بعد هم هنگامي كه پيامبر در خطرمحاصره بود پروانه وار به دور آن حضرت مي چرخيد و از وجود مباركشان محافظت مي كرد همه مردم چه ندايي را از آسمان شنيدند :
« لا فتي الا علي , لا سيف الا ذوالفقار »
« علي از همه جوانها بهتر است و ذوالفقار او از همه شمشيرها برنده تر »
اما جنگ خندق و شجاعت بي همتاي علي (ع ) و داوطلب شدن ايشان جهت مبارزه با عمروبن عبدود يكي از نيرومندترين مردان عرب آري همانجا بود كه پيامبر به واسطه اخلاص علي (ع ) در اين مقابله بي نظير فرمود « ضربت علي يوم الخندق , افضل من عباده الثقلين »
:
به راستي كه چنين حمله اي در وصف هيچ دلير مرد ديگري بيان نشده ! در آن زمان اميرالمومنين 28 سال بيشتر نداشت !
در جنگ خيبر نيز هنگاميكه تمام مردان با تجربه و جنگ ديده سپاه اسلام , شكست خورده بازگشتند , علي (ع ) به ميدان آمد و با فتح قلعه محكم و مقاوم خيبر آن پيروزي بزرگ را براي اسلام به ارمغان آورد.
به راستي كه هيچ جوان ديگري , چنين جواني پرشور و هيجان انگيزي نداشته است .
همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنان علي (ع ) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده , راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي پشت سر نهاده , توانسته اند كارهاي بزرگي را به انجام رسانند.
تفريح و شادي علي (ع )
مي داني اي دوست عزيز : من هم حرفهاي تو را مي پذيرم . اما جنگ و شور و حماسه فقط بخشي از زندگي انسان است . چيزهاي ديگري هم هستند كه آدمي بايد به آنها هم توجه كند. الگوي كامل , بايد در آن زمينه ها هم حرف براي گفتن داشته باشد. اينطور نيست
ـ حتما همينطور است . و من به تو مي گويم كه اميرالمومنين در آن موارد هم , الگويي قابل قبول و كامل ارايه مي دهد. آخر تو درباره زندگي اميرالمومنين چه فكر كرده اي
فكر مي كني تمام زندگي حضرت علي (ع ) در جنگ و عبادت خلاصه شده
يعني اينطور نبوده است !
نه كه نبوده است ! حضرت علي (ع ) , مردي خوش رو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشته اند كه دل مومنان را شاد مي كرده است . ايشان تفريح هم مي كرده اند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع ) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود.
پس تفريح علي (ع ) چگونه بود
علي (ع ) كار را تفريح مي دانست .
تفريح او را , مسافرت , كمك به ديگران , تحصيل و تدريس , سرودن , نوشتن , حفظ و قرائت قرآن , مباحثه , نگريستن به طبيعت و ورزش تشكيل مي داد. پرداختن به ورزشهاي شمشيربازي , پرتاب نيزه , اسب سواري , كشتي , وزنه برداري و شركت در مسابقات ورزشي هم براي ايشان جنبه تفريح داشته است .
چقدر جالب بوده است ! احتمالا به دليل همين ديدگاه اميرالمومنين نسبت به تفريح و زندگي بوده است كه اگر سرتاسر زندگي شان را مرور كنيم , لحظه اي توقف و يا سكون در آن نمي يابيم . گويي حتي يك لحظه هم با لحظه قبلي شان مشابه نبوده است . و درست به دليل همين ديدگاه بود كه شوخي و خنده هم در سيره مولاي متقيان , شكل ديگري داشت .
مگر شوخي و خنده علي (ع ) چگونه بود
اميرالمومنين اهل شوخي و مزاح بود , اما نه شوخي هاي زننده و بي مزه ! بلكه مزاح هاي معنادار و آموزنده !
هرگاه كه يكي از ياران و دوستانش را غمگين و گرفته مي ديد , با شوخي او را خوشحال مي كرد تا اندكي از اندوهش كم شود. از همه مهمتر اينكه , شادي علي (ع ) هنگامي بود كه يك كافر , مسلمان مي شد. جنگي به پيروزي ختم مي شد , غذايي به فقير مي رساند , دل غمديده اي را شاد مي كرد , مشكلي را از كسي مرتفع مي كرد و كودك يتيمي را ذوق زده مي نمود. نكته ديگر هم اين بود كه مولاي متقيان در شوخي هايش مراقب و محافظ حدود شرعي بود تا حتي به شوخي دروغ نگويد , دل مومني را نشكند يا با زن و دختر نامحرمي , شوخي ننمايد.
علي و ارتباط با زنان و دختران
به طور مثال همين چگونگي ارتباط داشتن با زنها و دخترهاي نامحرم در جامعه , يكي از معضلات امروز ما جوانها است . بخاطر اينكه نه الگوي مناسبي در مورد آن ارائه شده و نه ديدگاه دين در مورد آن به خوبي مشخص و تبيين شده است . تازه , تندروي ها و كج رويهاي گروهها و طبقات گوناگون در مرحله عمل را هم به آن اضافه كن .
اگر به سيره اميرالمومنين دقت كني , مي بيني كه حضرت علي (ع ) در سنين جواني با زنان سالخورده اسلام سلام و احوالپرسي مي نمود ولي با دختران و زنان جوان نه ! حتي سلام هم نمي كرد. در حاليكه پيامبر در همان زمان با زنان و دختران هم سلام و احوالپرسي مي كردند. چون زماني كه علي (ع ) 20 ساله و درعنفوان جواني چنين عمل مي نمود , پيامبر اكرم (ص ) قريب 50 سال از عمر شريفشان مي گذشت بنابراين از آنجا كه احتمال پيش آمدن گناه دست كم براي طرف مقابل دور از ذهن نبود , علي (ع ) اين تربيت شده مكتب پيامبر به عنوان يك جوان سعي داشت مسائل ارتباطي و حدود بين دختر و پسر يا به عبارتي زن و مرد را مراعات كند. هر چند وجود نازنين آن حضرت مبرا و پاكيزه از هر گونه آلودگي بود.
از طرفي پيامبر سه دختر جوان به نامهاي زينب , ام كلثوم و فاطمه در خانه داشتند. حضرت علي (ع ) با اينكه از كودكي به اين خانه رفت و آمد داشتند , اما در اين رفت و آمدها نهايت دقت را به عمل مي آوردند. در حاليكه همين علي (ع ) در دوران خلافتش , وقتي كه حدود 60 سال سن داشت و همسر شهيدي را نيازمند كمك ديد , به ياري او شتافت .
پس در ارتباط با افراد نامحرم , چيزي كه بيش از عوامل ديگر اهميت دارد
نيت و انگيزه طرفين و از همه مهمتر عدم امكان وجود مفسده درا ين ارتباط براي هر دو نفر است !
ياري رساندن به نيازمند و در طلب رضاي خدا آنهم در حد ضرورت مطلوب است و ليكن اين سيره جداي از بهانه جويي براي آشنايي و استمتاعات و لذت جويي و هرگونه آلودگي ديگر است .
به راستي كه كسي چون حضرت علي (ع ) , در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست .
همه مردان بزرگ تاريخ بشريت و پيشاپيش همه آنها علي (ع ) در دوران جواني از رموز موفقيت خود بهره برده , راههاي پرپيچ و خم آن را با درخشندگي , پشت سر نهاده , توانسته اند كارهاي بزرگي را به انجام برسانند
حضرت علي (ع ) مدي خوشرو و خندان بوده اند. هميشه تبسم خوش آيندي بر لب داشتند كه دل مومنان را شاد مي كرده است . ايشان تفريح هم مي كردند. منتها تفريح در ديدگاه علي (ع ) ولگردي و اتلاف وقت يا روز را به شب رساندن نبود
به راستي كه كسي چون علي (ع ) در سنين جواني اش و در ريزترين حركات و رفتارهايش بهترين الگوي نسل جوان ماست

از سوي مركز تحقيقات مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
دستيابي به مرجع جديد كلمات اميرالمومنين يافته شده در كتابخانه واتيكان


در آستانه ميلاد فرخنده اميرالمومنين امام علي بن ابيطالب (ع ) مركز تحقيقات مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي مرجع جديدي از كلمات آن حضرت را كه در كتابخانه واتيكان يافت شده , پس از تحقيق منتشر مي كند.
مدير مركز تحقيقات مجمع تقريب مذاهب اسلامي گفت : « نزهه الابصار و محاسن الاثار » عنوان كتابي است از ابوالحسن علي بن محمدبن مهدي طبري مامطيري , كه دربردارنده كلمات مولاي متقيان امام علي بن ابيطالب (ع ) است و پيشينه اي بيش از نهج البلاغه شريف رضي (ره ) دارد.
حجت الاسلام احمد مبلغي ويژگي هاي برجسته اين كتاب ارزشمند را ذكر سند , درج كامل خطبه ها و نقل فضاي ايراد خطبه ها برشمرد و افزود : مولف در اين كتاب خطبه ها را براساس ترتيب تاريخي منعكس كرده و همه ضرب المثل هاي مطرح در كلام اميرالمومين امام علي (ع ) را به صورت مستقل نقل كرده و توضيح داده است .
وي خاطرنشان كرد : شرح مفصل زندگاني مولي الموحدين حضرت علي (ع ) , اشعار منسوب به آن حضرت , نقل روايات نبوي (ص ) در فضايل اميرالمومنين حضرت علي (ع ) و روايات نبوي (ص ) به نقل از حضرت علي (ع ) از ديگر بخش هاي كتاب است .
مدير مركز تحقيقات مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي برجسته ترين ويژگي كتاب « نزهه الابصار و محاسن الاثار » را قدمت و سبقت آن بر كتاب نهج البلاغه دانست و گفت : نويسنده كتاب متولد 280 هـ . ق و متوفاي 360 هـ . ق است ; در حالي كه مرحوم شيخ رضي در سال 406 هـ . ق از دنيا رفته است .
حجت الاسلام مبلغي اظهار داشت : در مذهب ابوالحسن علي بن محمد بن مهدي طبري مامطيري اختلاف است . اكثرا او را شافعي و برخي نيز زيدي مي دانند و نام او در طبقات شافعيه به ميان آمده است . وي در كلام , اشعري مذهب بود.
وي خاطرنشان كرد : اين كتاب مدت ها مرجع بسياري از تاليفات در طي قرون متمادي بوده است . به عنوان مثال صاحب « تيسير المطالب في امالي الامام علي بن ابيطالب (ع ) » متوفاي 424 هـ . ق از اين كتاب نقل كرده است . الحافظ ابن شهر آشوب , متوفاي 588 هـ . ق نيز در كتاب مناقب علي بن ابيطالب (ع ) به اين كتاب استنادهايي دارد. شيخ محمد طاهر شيرازي نيز از اين كتاب مواردي را نقل كرده است .
مدير مركز تحقيقات مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي به گم شدن اين كتاب در برهه اي از تاريخ اشاره كرد و گفت : در هيچ كتابخانه اي اثري از اين كتاب نبود و تنها نامي از آن به گوش مي رسيد تا اين كه به بركت انقلاب اسلامي ايران و ارتباط با مجامع علمي جهان , نسخه اي از اين كتاب نفيس در كتابخانه واتيكان يافت شد.
حجت الاسلام مبلغي افزود : مرحوم علامه محمودي (ره ) كه پژوهش هاي بسياري در كلمات اميرالمومين (ع ) به انجام رسانيده است به محض اطلاع , اين كتاب را در اختيار گرفت و به تحقيق و بررسي آن در مركز تحقيقات مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي همت گماشت و بيست روز پيش از ارتحال وي كار بررسي آن به اتمام رسيد.
وي گفت : اين كتاب پس از چاپ جايگاه رفيعي را به عنوان مرجع و منبع كلمات اميرالمومنين (ع ) مي يابد و مقايسه اين كتاب با نهج البلاغه يكي از ضروريات تحقيق خواهد بود.
خاطرنشان مي شود به زودي كار چاپ نخست اين كتاب با 503 صفحه و شمارگان سه هزار نسخه به پايان خواهد رسيد.

داستانهايي از فضائل و سيره فردي امام علي (ع )


بخش سوم
9 ـ امام (ع ) آنگاه كه براي خواباندن فتنه معاويه بن ابي سفيان , به صفين تشريف مي برد , در نزديكي هاي شهر « انبار » عده اي از دهقانها به استقبال آن حضرت آمدند , و با ديدن وي از مركب پياده شده و مانند بردگان در ركاب آن حضرت مي دويدند. امام فرمود : اين چه كاري است كه مي كنيد گفتند : رسمي است كه با آن بزرگان خويش را تعظيم مي كنيم . فرمود : به خدا قسم بزرگان شما از اين كار نفعي نمي برند , شما با اين كار خود را در دنيا به زحمت مي اندازيد و در آخرت بدبخت مي كنيد. چه زيان بار است زحمتي كه عاقبت آن عقاب آخرت است , چه پر فائده است آسايشي كه در آن از آتش ايمني هست . « قال ما هذا الذي صنعتموه فقالوا : خةلق منا نعظم به امرانا فقال والله ما ينتفع بهذا امراوكم و انكم لتشقون علي انفسكم في دنيا كم و تشقون به في آخرتكم و ما اخسرالمشقه وراها العقاب و اربح الدعه معها الامان من النار » .9 منظور امام آنست كه : اين گونه تواضع به يك نفر انسان , گناه است , حسن وظيفه شناسي او را به استكبار تبديل مي كند , در نتيجه اين چنين تواضع سبب مشقت در دنيا و عقاب در آخرت است .

10 ـ هارون بن عنتره مي گويد : پدرم مي گفت در قصر خورنق بر محضر علي بن ابيطالب (ع ) داخل شدم , ديدم جامه كهنه اي در بدن دارد و از سرما مي لرزد , گفتم : يا اميرالمومنين خداوند براي شما و اهل بيت شما در بيت المال حقي قرار داده و شما با نفس خود اين چنين رفتار مي كنيد ! فرمود : به خدا قسم من از اموال شما چيزي بر نمي دارم , اين قطيفه نيز همانست كه با خود از مدينه آورده ام و در نزد من غير آن چيزي نيست 10 « فقال و الله ما ارزو كم من اموالكم شيئا و ان هذا لقطيفتي التي خرجت بها من منزلي من المدينه ما عندي غيرها » .

11 ـ علي بن ابي رافع گويد : مسئول بيت المال و حسابدار علي بن ابيطالب صلوات الله عليه بودم , دربيت المال گردنبند مرواريدي بود كه در جنگ بصره به دست آمده بود , دختر آن حضرت (ظاهرا حضرت زينب ) به من سفارش كرد كه در بيت المال اميرالمومنين گردنبند مرواريدي در اختيار توست , من دوست دارم آنرا به طور عاريه به من بدهي كه در عيد قربان از آن استفاده كنم . گردنبند را براي او فرستادم و گفتم : اي دختر اميرالمومنين عاريه مضمونه است كه بعد از سه روز بايد بر گرداني , اميرالمومنين صلوات الله عليه آنرا در گردن دخترش ديد , فرمود : اين را از كجا به دست آورده اي گفت از ابن ابي رافع عاريه گرفته ام تا در عيد قربان از آن استفاده كنم , بعد به او برگردانم . حضرت ابن ابي رافع را پيش خود خواند و فرمود : پسر ابي رافع به مسلمانان خيانت مي كني گفتم : معاذالله كه بر مسلمانان خيانت كنم . فرمود : آن گردنبند را چطور بدون اذن من و بدون رضاي مسلمين به دختر من عاريه دادي گفتم : يا اميرالمومنين دخترت به من سفارش كرد كه آن را به وي عاريه بدهم , من نيز به طور عاريه مضمونه داده و خودم ضامن شده ام كه در صورت تلف شدن پول آنرا از مال خودم بدهم و متعهد هستم كه آنرا به موضع خود باز گردانم . امام (ع ) فرمود : همين امروز آن را به جايش برگردان , مبادا ديگر چنين كاري كني كه از من عقوبت مي بيني , بعد فرمود : اگر دخترم به طور عاريه مضمون نگرفته بود , نزديك بود اولين زن هاشمي باشد كه دستش در سرقت بريده شود. چون دختر آن حضرت از اين كلام امام مطلع شد , آمد و عرض كرد : يا اميرالمومنين من دختر تو و پاره تن تو هستم , كي از من براي پوشيدن آن مرواريد لايقتر بود ! اميرالمومنين (ع ) فرمود : اي دختر علي بن ابيطالب خودت را از حق كنار نكش آيا همه زنان مهاجرين در عيد از اين نوع مرواريد زينت مي كنند ابن ابي رافع گويد : گردنبند را گرفته و به محلش برگرداندم 11.